انوری (غزلیات)/پایم از عشق تو در سنگ آمدست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (پایم از عشق تو در سنگ آمدست) از انوری |
' |
| پایم از عشق تو در سنگ آمدست | عقل را با تو قبا تنگ آمدست | |
| نام من هرگز نیاری بر زبان | آری از نامم ترا ننگ آمدست | |
| هرچه دانی از جفا با من بکن | کت زبونی نیک در چنگ آمدست | |
| هرکسی آمد به استقبال من | اندهانت چند فرسنگ آمدست | |
| انوری پایت ز راهی بازکش | کاندران هر مرکبی لنگ آمدست |