انوری (غزلیات)/هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند) از انوری |
' |
| هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند | آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند | |
| با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست | یارب چه کارها کند او گر وفا کند | |
| آزادگان روی زمینش رهی شوند | گر راه سرکشی و تکبر رها کند | |
| از کام دل رها کندش دست روزگار | آنرا که دست عشق وی از دل جدا کند | |
| از بس که کبریای جمالست در سرش | بر عاشقان سلام به کبر و ریا کند | |
| گر فوت گرددش همهی عمر یک جفا | خوی بدش قرار نگیرد قضا کند |