انوری (غزلیات)/جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی) از انوری |
' |
| جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی | جانم مباد اگر به عزیزی چو جان نباشی | |
| هان تا قیاس کار خود از دیگران نگیری | کار تو دیگرست تو چون دیگران نباشی | |
| عشقت به دل خریدم و حقا که سود کردم | جانم به غم بخر که تو هم بر زیان نباشی | |
| چون من شمار هیچ بد و نیک برنگیرم | از کارهای خویش که تو در میان نباشی | |
| ای در میان کار کشیده به یک رهم را | واجب چنان کند که چنین بر کران نباشی | |
| جز هجر تو به گرد جهان داستان نباشد | با دوستان به وصل چو همداستان نباشی | |
| گویی که جز به جان و جان یار کس نباشم | جانا به هرچه باشی جز رایگان نباشی | |
| بخرید انوریت به جان و جهان به شرطی | کز وی نهان و دور چو جان و جهان نباشی |