امیر خسرو دهلوی (گزیده از مطلع الانوار)/داشت شبانی رمه در کوهسار
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | امیر خسرو دهلوی (گزیده از مطلع الانوار) (داشت شبانی رمه در کوهسار) از امیر خسرو دهلوی |
' |
| داشت شبانی رمه در کوهسار | پیر و جوان گشته ازو شیر خوار | |
| شیر که از بز به سبو ریختی | آب در آن شیر درآمیختی | |
| بردی از آن آب ملمع به شیر | نقرهی چون شیر ز برنا و پیر | |
| روزی که آن کوه به صحرای خاک | سیل درآمد رمه را برد پاک | |
| آنکه جهان سوختهی شیر کرد | سوخته شد ناگه از آن شیر سرد | |
| شیر خنک از تف و تابش بسوخت | جملهی آن شیر ز آبش بسوخت | |
| خواجه چو شد با غم و آزار خفت | کارشناسیش در آن کار گفت | |
| کان همه آب تو که در شیر بود | شد همه سیل و رمه را در ربود | |
| مرد شبان زان سخن آمد ستوه | ماند سرافگنده چو سیلاب کوه | |
| خسرو اگر دین طلبی از خدای | زین دل خاین به دیانت گرای |