امیر خسرو دهلوی (انتخاب از مثنویات)/خسرو من! بگذر از بن گفتگوی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | امیر خسرو دهلوی (انتخاب از مثنویات) (خسرو من! بگذر از بن گفتگوی) از امیر خسرو دهلوی |
' |
| خسرو من! بگذر از بن گفتگوی | نیکی خویش و بد مردم مگوی | |
| چشم تو از عیب تو دیدن تهی است | از دگری پرس که عیب تو چیست | |
| چشم بخود باز مکن چون خسان | بین سوی خود لیک به چشم کسان | |
| پیل طلب کرد، شه، پیل زور | کاورد آن بی نمکان را به شور | |
| همچو کمان پر خم و تیر از میان | تیر ستاده است و کمانش روان | |
| از رخ خود، پیش تو، خاقان چین | صورت چین کرده بروی زمین |