امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات) (چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد) از امیر خسرو دهلوی |
' |
| چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد | حکیم دروی ننهاد کارها بنیاد | |
| مشو مقیم درآبادی خراب جهان | چو کس مقیم نماند درین خراب آباد | |
| مبر ز باد غرور ار بلندیی داری | که خس بلند شد از باد لیک باز افتاد | |
| چو هست بندهی خلق آدمی ز بهر طمع | خوشاکسی که ازین بندگی بود آزاد | |
| چنان بزی که نمیری اگر توانی زیست | چو هر که هست به عالم برای مردن زاد | |
| از آن خویش مدان خسروا که عاریت است | متاع عمر که دادند باز خواهی داد |