امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/دیت از خوبرویان جست باید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات) (دیت از خوبرویان جست باید) از امیر خسرو دهلوی |
' |
| دیت از خوبرویان جست باید | به هرجایی که مشتاقان بمیرند | |
| نیایند اهل دل در چشم خوبان | که اینان تنگ چشم آنان حقیرند | |
| گل سیرآب من در باغ بشکفت | گل صد برگ از رویش خجل ماند | |
| خدنگ غمزهی ترکان شکاری | گذشت از دل ولی پیکان بدل ماند | |
| از آن محراب ابرو یاد کردم | نمازی چند نیز از من قضا شد | |
| همه گل میدمد از دیده در چشم | خیال روی او ما را بلا شد | |
| در آب دیده سر گردان چه ماندست | مگر سنگین دل من آشنا شد |