امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/دل بازبهوش آمد جانان که میآید؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات) (دل بازبهوش آمد جانان که میآید؟) از امیر خسرو دهلوی |
' |
| دل بازبهوش آمد جانان که میآید؟ | بیمار به هوش آمد درمان که می آید ؟ | |
| ای دل تو نمیگفتی که اینک ز پی مردن | اسباب مهیا کن آن جان که می آید ؟ | |
| خود نامهی خویش آورد از بهر قصاص آمد | سرخاک ره قاصد فرمان که می آید ؟ | |
| گفتم که بسوزم جان برآتش روی تو | گفتا که چرا غم را پروانه نمییابد | |
| گفتم که شوم محرم در مجلس خاص تو | گفتا که حریف ما دیوانه نمیباید | |
| بر ما فتد ار تا بی زان رخ چه شوی رنجه | مهتاب ز افتادن افگار نخواهد شد | |
| در خواب نبینید رخ آرام دگر بار | هر دل که طلب در طمع و صل شما کرد | |
| گفتم به من افگن نظر به چشم ببستی | تا چشم خوشت بستهی آن یک نظرم کرد |