امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات)/آوردهام شفیع دل زار خویش را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | امیر خسرو دهلوی (انتخاب از غزلیات) (آوردهام شفیع دل زار خویش را) از امیر خسرو دهلوی |
' |
| آوردهام شفیع دل زار خویش را | پندی بده دو نرگس خونخوار خویش را | |
| ایدوستی که هست خراش دلم از تو | مرهم نمیدهی دل افکار خویش را | |
| آزاد بندهیی که به پایت فتاد و مرد | وآزاد کرد جان گرفتار خویش را | |
| بنمای قد خویش که از بهردیدنت | تربر کنیم بخت نگونساز خویش را | |
| سرها بسی زدی سر من هم زن از طفیل | از سر رواج ده روش کار خویش را | |
| دشنام از زبان توام میکند هوس | تعظیم کن به این قدری یار خویش را | |
| رفتند رفیقان دل صد پاره ببردند | کردند رها دامن صد پاره ما را | |
| هر طرفی و قصهیی ورچه که پوشم آستین | پرده راز کی شود دامن چاک چاک را |