دیوان شمس/من اگر پرغم اگر خندانم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۶:۳۷ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات) (من اگر پرغم اگر خندانم)
از مولوی
'


من اگر پرغم اگر خندانم عاشق دولت آن سلطانم هوس عشق ملک تاج من است اگرم تاج دهی نستانم رنگ شاخ گل او برگ من است زانک من بلبل آن بستانم جز که بر خاک درش ننشینم جز که در جان و دلش ننشانم روز و شب غرقه شیر و شکرم در گل و یاسمن و ریحانم گر خراب است جهان گر معمور من خراب ویم این می دانم نظری هست ملک را بر من گر چه با خاک زمین یک سانم زر با خاک درآمیخته‌ام باش در کوره روم در کانم