New Server

۲۲ بهمن

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
درگاه انقلاب مشروطه کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

ضد انقلاب

سازمان‌های تروریستی برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی در ایران
شیخ فضل‌الله نوری به جرم پافشاری در برقراری حکومت اسلامی بر پایه شریعت به دار آویخته شد
مشروطه، سکولار و دشمن اسلام نباید تکرار شود
ورودی مجلس نوبنیاد شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره نخست
ستار خان و باقرخان و مشروطه‌خواهان
مردم تبریز برای برقراری مشروطه می‌جنگند
مشروطه‌خواهان در برابر مسجد سپهسالار
آیت‌الله بهبهانی فقیه پشتیبان مشروطه‌خواهان
آیت‌الله طباطبایی فقیه پشتیبان مشروطه‌خواهان
مشروطه‌خواهان در برابر تلگراف‌خانه تبریز
روحانیون پشتیبان مشروطه‌
خیابان شاهرضا - دختران و پسران دانشجو با شعار "نه سازش سیاسی، نه قانون اساسی، به گفته خمینی جمهوری اسلامی" خواستار مشروعه شدند
همافران نیروی هوایی که سوگند وفاداری به شاهنشاه فرمانده نیروهای مسلح خورده‌بودند به شاهنشاه، کشور و ملت ایران خیانت می‌کنند و دربرابر خمینی سلام نظامی می‌دهند و وی را فرمانده نوین ارتش می‌خوانند
زنان ایرانی آتش‌بیاران جنون مذهبی، زنانی که چادر سیاه بر سرکردند و عربده‌کشان پشت‌سر مردان در خیابان‌ها شعار دادند "روح منی خمینی بت‌شکنی خمینی"
روضه‌خوانان اسلحه بدست گرفتند نخست سران کشور و سپس مردم ایران را اعدام کردند و می‌کنند
خمینی در بهشت‌زهرا قانون اساسی مشروطه و مجلس شورای ملی را غیرقانونی می‌خواند
عربده‌کشان بر روی پل حافظ شعار دادند "کابینه بختیار نابود باید گردد - جمهوری اسلامی ایجاد باید گردد"
هیچکس نپرسید اسلحه از کجا آورده‌اید؟ سنگر را علیه چه کسی در خیابان‌ها بسته‌اید؟ شماها کی هستید؟
نیروی‌هوایی به گارد شاهنشاهی حمله می‌کند و افسران گارد را می‌کُشد
همافران خائن نیروی‌هوایی برای خمینی می‌خوانند "ما همه سرباز توایم خمینی- گوش به فرمان توایم خمینی"
جنون مرز نمی‌شناسد: "قلب هر ایرانی فرودگاهی است برای امام خمینی"
مشروطه سکولار است نباید دوباره تکرار شود

تاریخ ایران به چند تصمیم سازنده در تاریخ جنبش مشروطه وابسته است. نخستین تاریخ ۱۴ امرداد ۱۲۸۵ است روزی که فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه قاجار امضا شد. ۱۴ امرداد روز مشروطیت نامیده شد و از این تاریخ هر سال، روز مشروطیت تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی در ایران جشن گرفته می‌شد.

دومین تاریخ مهمی که در جنبش مشروطه ایران وجود دارد ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ خورشیدی می باشد. هفتاد و دو سال پس از استقرار مشروطه در ایران، روز ۲۲ بهمن ماه را خمینی و همدستان او روز پیروزی انقلاب اسلامی برگزیدند تا پیروزی سکولار ایران را نابود سازند و این روز را به عنوان پیروزی حکومت اسلامی به ایرانیان بفروشند. همانگونه که روح الله خمینی در بهشت زهرا گفت "در ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد. آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد. باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارت خانه‌ها، از همه ادارات، باید این شیر خورشید منحوس قطع بشد. علم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برد. اینها آثار طاغوت است. این تاج، آثار طاغوت است. آثار اسلام باید باشد. نه آثاری که تمدن است." سامانه شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه و مجلس شورای ملی و قوانین سکولار از ایران برچیده شد و ولایت فقیه و مشروعه و مجلس شورای اسلامی و شریعت جایگزین آن شد.

۲۲ بهمن ۱۲۸۵ روزی است که از سوی محمدعلی سلطان از ایل قاجار، حکومت ایران به حکومت کانستیتوشنال[۱] شناخته شد و دولت برپایه کانستیتوشن تشکیل شد.[۲] پس از انتخابات مجلس شورای ملی، میان مجلس از یک سو و محمدعلی شاه و ملایان از سوی دیگر، درباره گونه حکومت در ایران اختلاف پیش آمد. محمدعلی شاه با پشتیبانی علمای نجف حکومت مشروعه سلطنتی را برای ایران تعیین کردند. ولی نمایندگان مجلس شورای ملی حکومت ایران را مشروطه سلطنتی می دانستند. مردم آذربایجان و تهران به یاری نمایندگان مجلس برپاخاستند و از محمدعلی شاه حکومت سلطنتی مشروطه را خواستار شدند و حکومت را که بر پایه قوانین اسلام و شریعت بود را رد کردند. پس از آنکه محمدعلی شاه، پافشاری مردم را با زور اسلحه برای برپایی مشروطه سلطنتی دید، ناگزیر شد در ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ امضا کند که حکومت ایران مشروطه تامه است. حکومت مشروطه سلطنتی تا ۲۱ بهمن ۲۵۳۷ شاهنشاهی در ایران برقراربود و خمینی به سبب تاریخی بودن روز ۲۲ بهمن که مردم ایران خود را از فشار شریعت و عمامه‌داران رهانیده بودند، روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را روز جمهوری اسلامی و پیروزی مشروعه نامید.

از سال خورشیدی ۱۳۵۸ هر ساله، از سوی جمهوری اسلامی ده روز تا روز ۲۲ بهمن را جشن می گیرند.

مبارزه برای حکومت سکولار در ایران

در تلگراف محمدعلی شاه به آذربایجان:"خدمت حضرات مستطابان آقایان ححج‌الاسلام آذربایجان ادام‌الله توفیقاتهم و انجمن محترم ملی بحمدالله والمنه که توفیقات الهی و همت ابنای وطن خصوصا اهالی باغیرت آذربایجان در تکمیل نواقص قانون اساسی استحکام مشروطیت لفظا و معنا دستخط جهان مطاع ملوکانه شرف سنوح بخشید جادارد مجلس بعموم ابنای وطن بگویند الیوم اکمت لکم دینکم عین دستخط همایونی ذیلا مخابره می‌شود."

« جناب اشرف صدراعظم سابق هم دستخط فرموده بودیم که نیات مقدسه ما در توجه باجرا اصول قوانین اساسی که امضا آنرا خودمان از شاهنشاه مرحوم انارالله برهانه گرفتیم بیش از آن است که ملت بتواند تصور کنند و این بدیهی است از همان روز که فرمان شاهنشاه مبرور انارالله برهانه شرف صدور یافت امر بتاسیس مجلس شورای ملی شد دولت ایران در عداد دول مشروطه صاحب کنستیتوسیون بشمار می‌آمد منتهی ملاحظه که دولت داشته این بوده است که قوانین لازم برای انتظام وزارتخانه‌ها و دوایر حکومتی و مجالس بلدی مطابق شرع محمدی صلی‌الله علیه و آله نوشته آنوقت بموقع اجرا گذارده شود عین این دستخط ما را برای جنابان مستطابان حجج‌الاسلام سلمه‌الله تعالی و مجلس شورای ملی ابلاغ نمایند (۲۷) ذیحجه‌الحرام ۱۳۲۴ [برابر با ۲۲ بهمن ۱۲۸۵ خورشیدی]  »

شش روز شورش و مبارزه از سوی مجلس علیه محمدعلی شاه درگرفت تا این دستخط نوشته شد.

مظفرالدین شاه در ۱۶ دی ماه ۱۲۸۵ درگذشت[۳] و پسرش محمدعلی میرزا در ۲۸ دی ۱۲۸۵ تاجگذاری کرد[۴]. درباره تاجگذاری محمدعلی شاه در مجلس گفتگو شد:

« آقا سید حسین – شنیدم امروز روز تاجگذاری بود صحیح است یا خیر؟ چرا بمجلس اطلاع ندادند و وکلا را خبر نکردند نمایندگان ملت در تاجگذاری باید حاضر باشند.

آقا سید محمد تقی – این حرف صحیح است باید از طرف مجلس وکلا هم حضور داشته باشند.

آقا شیخ حسین – جواب می‌دهند که علمای روحانی که نماینده ملتند حضور داشتند.

آقا سید حسین – علما از جانب خودشان بودند ربطی به وکلا ندارد جناب رئیس بودند بعنوان دیگر و جناب سعدالدوله بودند بعنوان دیگر بعنوان مجلس نبود.

آقا میرزا محمود خوانساری- خوبست از جناب رئیس سؤال کنید که در سایر دول مشروطه تاجگذاری بچه ترتیب است.

آقا میرزا طاهرسلطان سلطان ملت است باید از طرف ملت تاج بگذارند و مجلس نماینده ملت است.

رئیس- من در این باب اطلاع کامل شخصی ندارم چه عرض کنم.

آقا سید حسین – اگر تاجگذاری هست چرا نباید از هیئت مجلس جمعی از نمایندگان ملت باشند؟

آقا میرزا محمود – حالا که اول مجلس است اگر می‌تواند مطالبه حق خودش را بکند والا بعدها نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

حاجی معین التجار – بعضی از وکلا حاضر بودند رئیس و سعدالدوله.

آقا سید حسین – رئیس از طرف مجلس نبود بعنوان دیگر بود آقا میرزا محسن بود بعنوان علماء بود سعدالدوله بود بعنوان وزرا بود دخلی بعنوان مجلس ندارد غرض اینست که اگر بمجلس اطلاع می‌دادند و دعوت می‌کردند بهمان یکنفر رئیس هم ما قناعت می‌کردیم حرف در اینست که اعتنائی بمجلس نکردند.

آقا میرزا محمود خوانساری- چطور فلان طبیب را دعوت می‌کنند وکلا را دعوت نمی‌کنند.

آقا سید محمد تقی – مجلس در این باب چیزی بصدارت بنویسد که چرا از هیئت مجلس دعوت نشده است؟

 »


۱۳ بهمن ۱۲۸۵ نخست‌وزیر نصرالله خان مشیرالدوله نامه‌ای به مجلس شورای ملی نوشت و در این نامه وزیران کابینه خود را شناساند.[۵] مشیرالدوله در نامه خود یادآور شد که این وزیران تنها در برابر محمدعلی شاه جوابگو خواهند بود. بر پایه قانون اساسی مشروطه، محمدعلی شاه می‌بایستی که در برابر مجلس شورای ملی، سوگند پادشاهی را بخواند تا از دیدگاه قانونی شاه ایران بشود. وزیران کابینه نیز می‌بایستی که از سوی مجلس شورای ملی مورد تصویب قرارگیرند تا جایگاه آنان قانونی شود. از آنجا که محمدعلی شاه این آیین را زیر پا گذاشت و انجام نداد، بازاریان تبریز در ۱۶ بهمن ۱۲۸۵ به اعتراض به دشمنی‌های محمدعلی شاه با مشروطه بازار را بستند و تلگرافی در روز پنج شنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۲۸۵ دربرگیرنده درخواست‌های هفتگانه تبریزیان را به محمدعلی شاه فرستادند.

درخواست‌های هفتگانه از تبریز

  1. شخص همایونی باید دستخطی برای اسکات عامه صادر نمایند که دولت ایران مشروطه تامه است.
  2. عدد وزرای مسول فعلا از هشت عدد متجاوز نیست و هرگاه بعدها تشکیل یک وزارت‌خانه لازم گردد بامضای مجلس تشکیل داده خواهد شد.
  3. از این و بعد از خارجه وزیر نباید معین و مقرر شود.
  4. در هر ولایات و ایالات باطلاع مجلس شورای ملی انجمن محلی برقرار باشد.
  5. وزرای افتخاری ابدا نباید باشند. یعنی اسم وزارت بجز هشت وزیر مسول در دایره دولت نباید برده شود.
  6. عزل مسیو نوز [۶] و پریم و توقیف لاورس رییس گمرکخانه تبریز فوری لازم است.
  7. عزل ساعدالملک.

در همین روز، نخستین انجمن محلی در ایران برپا شد تا رشته کار در دست خود مردم باشد و حکمرانان نتوانند با دستور محمدعلی شاه کارشکنی کنند. فردا آدینه مردم در تلگراف‌خانه گردآمدند و آغاز به سرودخوانی کردند:

آمالمز افکار مز اقبال وطندر
سرحد یمزه قلعه بزیم خاک وطندر
دعواگونی یکسر گورونن قانلو کنندر
ایرانلو لاروخ جان و یرروخ نام آلاروخ بز
دعواده سهادتله هامی کام آلاروخ بز

کابینه مشیرالدوله

در این روز آدینه نمایندگان تبریز به تهران وارد شدند. این هفت تن در خانه مشیرالدوله با بودن صنیع‌الدوله، سعدالدوله، حاجی معین و مرتضوی و امین‌الضرب و حاجی محمد اسماعیل درباره درخواست‌های هفتگانه تبریز گفتگو کردند. سعدالدوله از سوی تبریزیان سخن می‌گفت. مشیرالدوله گفت: "دولت می‌خواهد هزار وزیر داشته باشد شما با وزرایی که دولت به شما معرفی می‌کند طرف هستید، شما چکار دارید که دولت فلان قدر وزیر دارد؟"

سعدالدوله در پاسخ گفت: "در دولت مشروطه باید وزرا مسول باشند و غیر از وزرای معین هیچ وزیری خواه افتخاری یا رسمی نباید باشد. مگر ما دولت مشروطه نیستیم؟ مگر دولت بما مشروطه نداده؟"

مشیرالدوله گفت: "خیر ما دولت مشروطه نیستیم و دولت بشما مشروطه نداده. مجلسی که دارید جهت وضع قوانین است."

سعدالدوله رو بدیگران برگردانیده گفت:" آقایان شنیدند که چه می‌فرمایند. در این صورت ما غیر از تعیین تکلیف ملت تکلیفی نداریم. بعد از این بودن ما در این مجلس زیاد است برویم."

حاجی امین‌الضرب بپا برخاست و گفت: "دولت نمی‌تواند بگوید من بشما مشروطه نداده‌ام اگر ما مشروطه نیستیم چرا از ولایات مبعوث (نماینده) می‌فرستند؟ اما خودمان را رسما مشروطه می دانیم و حقوقی که داریم هیچ کس نمی‌تواند از ما پس‌گیرد مگر با خون ملت."

سپس مستشارالدوله بپاخاست و سخنانی ایراد کرد و در پایان چنین گفت:"حال که دولت نکول می‌کند و می‌خواهد ملت را فریب دهد تکلیف ما غیر از اطلاع دادن بملت خودمان که در تلگرافخانه جمع و منتظر هستند نیست. مرخص فرمایید برویم و آنان را از انتظار برهانیم.

مشیرالدوله گفت: "خشم ننمایید که بنشینید و آنچه می‌خواهید بنویسید که فردا به شاه نشان دهم."

سعدالدوله گفت: ما آنچه که می‌داریم نتوانیم دوباره از دولت بخواهیم. خواست ما درست گردانیدن قانون است که کمی‌های آن برداشته شود.

مشیرالدوله گفت: "کمی‌های آن چیست؟"

سعدالدوله گفت:"پاسخده بودن وزیران، و به اندازه بودن شماره آنان، و برداشته شده فزونیان، که یکی از آنها نوز و پریم است و بدیهای نوز را شمردن گرفت."

مشیرالدوله گفت:"اینها همه راست است ولی دولت ناگزیر است نوز را بدانسان که بود نگه دارد.

سعدالدوله پاسخ داد: ولی توده ناگزیر نیست که بدخواهان را بپذیرد.

نمایندگان مجلس درخواست حکومت سکولار می‌کنند

روز شنبه ۱۹ بهمن ۱۲۸۵ مجلس پیش از نیمروز برپاگردید. نمایندگان تبریز هم‌آمدند. درخواست‌های تبریز به حاجی مخبرالسلطنه داده شد که درخواست‌ها را به نخست‌وزیر دهد تا وی تا چهار ساعت دیگر از شاه پاسخش را بگیرد. پاسخی نرسید. محمد علی شاه چون به تلگرافخانه ایران بدبین بود، از تلگرافخانه‌ای در قفقاز تلگرامی به علمای نجف فرستاد و از آنها رایزنی کرد که چه بکند؟

روز یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۲۸۵ مجلس از بامداد برپاگردید. به هنگام نیمروز مخبرالسلطنه نوشته‌ای از مشیرالدوله آورد که او را برای گفتگو با مجلسیان نماینده کرده بود. سخن آغاز شد: نماینده دولت مشروطه را نمی‌پذیرفت و می‌گفت: "این کلمه غلط است". نمایندگان مجلس پاسخ‌های سختی به وی دادند. مخبرالسطنه دوباره به نزد مشیرالدوله رفت و شامگاه بازگشت و پیام را خواند که:"شاه می‌فرماید با همه محذورات عزل مسیو نوز و پریم آنها را معزول کردیم. لفظ مشروطه را هم مشروعه می‌کنیم. ما دولت اسلام هستیم و سلطنت مشروعه باشد."

مجلسیان برآشفتند و هیاهو سختی به راه انداختند که جز از "مشروطه" نام دیگری نخواهیم پذیرفت.

مشیرالدوله نخست‌وزیر حکومت را مشروعه اعلام می‌کند

روز دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۲۸۵ از بامداد مجلس برپا گردید. مخبرالسطنه آمد و این بار چنین گفت: "دیروز مامور به گفتن بودم امروز مامور به شنیدن هستم. ولی من باب خیرخواهی عرض می‌کنم که مشروطه بودن دولت ایران صلاح نیست. جهت اینکه در دولت مشروطه آزادی همه چیز هست در این صورت آزادی ادیان هم لابد باید بشود. آنهایی که در میان ما عددشان کم نیست، ما آن‌ها را نمی‌شناسیم آنوقت دستاویز می‌کنند که ما را آزادی باید و در هیچ مواقع مانع نباید شد و شرر این بر اسلام است."

مخبرالسطنه از سوی علمای نجف مامور شده بود که این سخنان را بگوید، نمایندگان مجلس شورای ملی گفته‌های وی را نپذیرفتند. آیت‌الله بهبهانی و آیت‌الله طباطبایی که از نمایندگان مجلس دوره نخست قانونگذاری بودند، نیز تایید کردند که سخنان مخبرالسلطنه درست نیست که قانون اساسی علیه اسلام است. مشروطه‌خواهان از آغاز می‌دانستند که زمانی خواهد آمد که آنها را بهایی یا ضد اسلام بخوانند به همین روی از دو روحانی فقیه خوش‌نام آیت‌الله بهبهانی و آیت‌الله طباطبایی درخواست کردند که از آنها مشاوره بگیرند و گام به گام در رعایت قوانین اسلام از ایشان همفکری خواستند. بسیاری از روحانیون از آخوند تازه به مدرسه دینی آمده تا روحانیون بلندپایه از جنبش مشروطه پشتیبانی کردند. پشتیبانی این گروه برای جنبش مشروطه بسیار ارزنده بود زیرا که در کنار خانواده قاجار، تنها ملایان بودند که می‌توانستند بخوانند و بنویسند. دو نام پرآوازه در یاد ماندنی دیگر در جنبش مشروطه یکی احمد کسروی و دیگری سید حسن تقی‌زاده می‌باشد که جنبش مشروطه را فرم دادند و برنامه‌ریزی کردند. آنچه که بر ایران و ایرانیان در درازای جنبش مشروطه گذشت را تاریخ ایران، وامدار (مدیون) احمد کسروی است.

ولی مردم برای به انجام رسیدن درخواست‌های خود پافشاری نشان دادند. مردم بر بام خانه‌هایشان رفتند و سرود زیر را خواندند:

آه‌ای آزادگان از دست استبداد
خانمان شش هزاران ساله را بر باد داد
یک نفر کز مادرش هنگام زاد آزاد زاد
بهر چه خود را بدست جور استبداد داد
هردم از هر گوشه‌ای می‌آید این فریاد یاد
آه‌ای آزادگان از دست استبداد داد
خانمان شش هزاران ساله را برباد داد

۲۲ بهمن ۱۲۸۵ حکومت ایران مشروطه شناخته شد

عضدالملک سرایل قاجار همراه با مخبرالسلطنه نزد محمدعلی شاه رفتند و گفتند که مردم مشروعه و حکومت اسلامی را نمی‌پذیرند، بلکه مردم خواستار "مشروطه" و دولت سکولار هستند و خارجیان جایی در کابینه ندارند[۷]. محمدعلی شاه که دیگر راهی نمی دید در دستخط خود نوشت که دولت ایران مشروطه تام است.

۲۹ بهمن ۱۲۸۵ روضه‌خوانان دشمن مشروطه با فرارسیدن محرم، مانند سید اکبر شاه به بدگویی از مجلس شورای ملی پرداختند. از سوی دیگر شیخ زین‌الدین زنجانی به پشتیبانی از سید اکبر برخاست و طلبه‌های همراه او سیدی که از مشروطه دفاع کرده بود را به سختی زدند. این روضه‌خوانان و گروهی از طلبه‌ها به شاه عبدالعظیم پناهنده شدند و سه هفته در آنجا ماندند. ولی دیدند که جایگاهی در میان مردم ندارند. سپس سید اکبر شاه و صدرالمحققین نامه‌ای با دستینه (امضا) سید اکبر به مجلس شورای ملی نوشتند که در آن: به تمام قسمت‌های مشروعه سوگند خوردند که از اول تاکنون با مجلس شورای اسلامی دشمنی نداشته و نمی‌دارند و ابراز بیزاری از کار خود نمودند. این گروه به آن امید بودند که کسانی به پشتیبانی آنان به شاه عبدالعظیم بروند و آنها را به تهران بازگردانند ولی چشمداشت بی‌جایی بود زیرا که کسی مشروعه و مجلس شورای اسلامی را پشتیبانی نکرد و بهتر آن دیدند که پراکنده شوند.

جنبش مشروطه برای پیشرفت ایران

از آغاز مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست[۸]، مجلس و نمایندگان و مبارزان برای پیشرفت ایران خود را نشان دادند.

مبارزه علیه استعمار

ایران در چنگال دو قدرت استعماری انگلستان و روسیه دست و پا می‌زد، قدرت هایی که ایران را میان خود به دو قسمت کرده بودند. شمال ایران، منطقه روسی و جنوب ایران منطقه انگلیسی بود. مظفرالدین شاه و دیگر شاهزادگان قاجار با وام‌هایی که از انگلستان و روسیه گرفته بودند، تا بن دندان در قرض بودند. بازپرداخت وام‌هایی که قاجاریان از انگلستان و روسیه می‌گرفتند با دادن درآمد گمرکات ایران و مالیات‌های دیگر انجام می‌یافت. انگلستان و روسیه برای اطمینان از بازپرداخت وام‌هایی که به قاجاریان داده بودند دو بانک در ایران بنیان کردند، یکی بانک شاهنشاهی[۹] که از سوی انگلستان و دیگری بانک استقراض روسیه[۱۰] از سوی دولت روسیه که بخشی از بانک ملی روسیه بود و یکسر (مستقیم) زیر سرپرستی وزارت دارایی روسیه اداره می‌شد. پول اسکناس ایران در انگلستان چاپ می شد و سفارش دهنده بانک شاهنشاهی پرشیا بود، یعنی انگلستان پول در گردش ایران را در کنترل داشت. هیچ یک از شاهزادگان قاجار و هیچ یک از علما در برابر این که همه پول ایران در دست قدرت های استعماری است اعتراضی نکردند. تنها نمایندگان دوره نخست مجلس شورای ملی بودند که این مایه ننگ ایرانیان و بهره‌کشی از ملت ایران را در مجلس به گفتگو نهادند و برای رهایی از این شرایط توهین‌آمیز به ایرانیان و ایران درخواست بنیان بانک ملی ایران را کردند.

  • مسئله بانک ملی را چه کردید و شما که وکلای ملت بودید ندانستید که روح مملکت و جان ملت بسته باین اساس است[۱۱]. در یکی از روزنامه‌های خارجی می نویسند که ملت ایران حرکت غریبانه کرده قصد تأسیس بانک کرده‌اند اگر این قصد صورت وقوع بپذیرد خیالات دولتین روس و انگلیس و سایر دول در باب ایران باب خواهد ماند [۱۲]

با وام‌هایی که قاجاریان از بانک ها گرفته بودند، از دیدگاه سیاسی وابسته به روس و انگلیس شده بودند که آنها را روسوفیل و انگلوفیل می خواندند. یکی از موارد حاکم کرمانشاه سالارالدوله بود که در کرمانشاه نهایت ستم را بر مردم کرمانشاه روا داشت. مردم کرمانشاه به مجلس شورای ملی تلگراف زدند و خواستار برکناری سالارالدوله شدند.[۱۳] زمانی که مجلس شورای ملی وی را از حاکمیت کرمانشاه برکنار کرد، سالارالدوله حاکم کرمانشاه به کنسولگری انگلیس پناهنده شد و برای مال و جان خود و خانواده‌اش درخواست امنیت کرد تا از اجرای عدالت درباره وی فرارکند. [۱۴]

امتیازها و قراردادها

ریشه بهره‌کشی از ایرانیان از سوی دو قدرت استعماری انگلستان و روسیه در امتیازها و قراردادها نهفته بود. برای آنکه فرامون‌های (ابعاد) استثمار آشکار شود، نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست از وزیر مالیه درخواست کردند که امتیازها و قراردادهای داده شده که در وزارت خارجه بود به آنها داده شود. زمان کوتاهی پس از این درخواست روشن شد که فهرستی وجود ندارد و کسی به درستی از شماره و متن قراردادها آگاهی ندارد. بازپرداخت وام‌ها و امتیازها از سوی مسیو نوز بلژیکی و همکارش مسیو پریم انجام می شد[۱۵] مسیو نوز پروانه نداد که قراردادها از سوی مجلس بازبینی شوند و آغاز به سوزاندن پرونده‌ها کرد. برای جلوگیری از بستن قراردادها میان دولت و خارجیان و دادن امتیاز به خارجیان، در قانون اساسی تصویب شد که بدون موافقت مجلس شورای ملی دولت حق ندارد با خارجیان قرارداد ببندد و یا امتیاز بدهد. [۱۶] برای نمونه:

  • حشمت‌الملک برادر شوکت‌‌الملک (دارنده حکومت قائنات) که حکومت سیستان را داشت چه خیانتها کرد و بواسطه مرابطات خارجه که داشت از حکومت سیستان معزول شد از قرار معلوم یکصد و سی هزار تومان از بانک استقراضی قرض کرده و تقدیمی داده برای حکومت قائنات البته بوکلاء محترم مجلس مقتضیات پولیتیک امروزه و مفاسد اغراضی مخفی این شخص معلوم است و نیز بواسطه ممیزی که پارسال در آن حدود شده دیگر تفاوت عملی ندارد که این قرض را بدهد لابد ناچار است مقداری از خاک مملکت را بفروشد یا اینکه ناموس رعیت را هدر بدهد محض رضای خدا فکری در باره ما بیچارگان نمایید که گرفتار مذلت و متواری نشویم نهر هیرمند از همت ایشان بهدر رفت [۱۷]

مبارزه برای بدست آوردن عدالت و جنگ علیه شریعت

در این زمان شریعت بر ایران حکمفرما بود و ملایان با شریعت داوری می کردند. شریعت عدالت را انجام نداد و شرایط داوری مایه ننگ بود زیرا که دادستان، رییس دادگاه و مفسر شریعت یک نفر بود. در تجاوز جنسی به پسران نابالغ اگر کننده عمامه‌دار یا از خانواده قاجار می‌بود کسی صدایش را در نمی‌آورد.[۱۸] شریعت برای فشار آوردن مردم ایران بکارگرفته می شد و برای علما و خانواده و قاجاریان وجود نداشت. نمایندگان مجلس دوره نخست قانونگذاری بودند که این ننگ ها را به گفتگو کشیدند و درخواست قانون برای داوری نوشته شده و تصویب شده از سوی مجلس را کردند و بنیان عدلیه (دادگستری) و قاضی سکولار و قوانین سکولار را فریاد کشیدند. برای نمونه

  • حکم شرع وعرف یزد بدست ملا حسن و میرزا آقا است خانه هر کس را می‌خواهند خراب می‌کنند خانه مرا هم خراب نموده‌اند حکومت از عهده برنمیآید چنانچه جلوگیری نشود بجاهای دیگر سرایت خواهد کرد.[۱۹]
  • چند نفر علمای گرگ سیرت محض خاطر چند نفر مغرضین که حکم تبعید آنها شده بود نگذاشتند تبعید شوند علاوه در خانه رئیس‌العلما جمع شده با اشرار و سرباز در پشت بام رفته حکم بجهاد نموده قریب یک ساعت سینه ما بیچارگان را هدف گلوله ساخته چهار نفر مقتول و چند نفر مجروح[۲۰]

فروش زنان ایران

فروش دختران باکره و حتی زنان شوهر و بچه دار ایرانی در این زمان رواج داشت. این بار نیز نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست بودند که این مایه شرم و ننگ را در مجلس به گفتگو کشیدند. از گزارش وضعیت زنان و دختران ایران و زور و فشار بر مردم ایران نمایندگان و تماشاچیان مجلس به گریه افتادند.[۲۱]

  • حسن تقی‌زاده درباره فروش بانوان ایرانی از مجلس چاره‌جویی می‌کند [۲۲]
  • دخترهایی که در تفلیس فروخته شده و چهارصد و چیزی بالا دخترها که بترکمانان فروخته‌اند[۲۳]

ظلم مالکین بر کشاورزان رعیت

وضعیت زندگی مردمی که در دهات زندگی می کردند و جان و مال و ناموسشان به مالک تعلق داشت بسیار اندوه‌بار بود. هیچ یک از علما به چگونگی زندگی این تهی‌دستان کوچکترین اشاره‌ای نکردند. این بار نیز گزارش آن و تلگراف های این مردم نگون بخت در مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست به گفتگو گذارده شد و درخواست شد که مشروطه نیز برای آنها اعلام شود و از فشار و جور مالک آزاد گردند. حسن تقی زاده پس از خواندن تلگراف اهالی دهات در مجلس گفت:[۲۴]

رعایای ایران بر دو قسم است یکی اهالی بلاد که رعیت پادشاه مملکت ودیگری رعایای بیچاره دهات رعیت بلکه عبدرق سلاطین بی اسم یعنی ملاکین اند واین دومیها در املاک خودشان سلطنت مستبده میرانند یعنی در حقوق و در حدود مدنیه و جنائیه و سیاسیه آن رعایا مداخله و حکمرانی می‌کنند جریمه می‌گیرند چوب می‌شدند تنبیه و همه گونه سیاست و بگیر و ببند بزن و بکش بکار می‌اندازند و بر مال و جان و ناموس و عصمت دهاتیها دست درازی کرده و مسلط شده‌اند و هرگز مسئول از اعمال خود نیستند پس حالا که رعایای شهری به استبداد تحمل نیاورده و با پادشاه خود کنار آمده و قراری گذاشته آزاد شدند و سلطنت خودشان را مشروطه کردند آیا رواست که باز دهاتیها در زیر همان استبداد سابق بمانند اولا قرار بگذاریم سلطنت آنها هم مشروطه بشود یعنی این مالک که در این خاک و آن اهالی بجز یک یک بهره را که مالک نیست سر سال برود و حقوق خود را دریافت کند دیگر چه حق دارد چون بلای آسمانی بر جان اهالی مسلط شده و فعال مایزید باشد و بیچاره روستایی که نه ماه تمام خودش و خانوده اش و عیال و اولادش در زیر تابش آفتاب کار کنند و غرق عرق شوند و محصول بعمل بیاورند هر سال همه را بعلاوه دار و ندار و جل و پلاس خانه را هم در وجه نقصان ناپذیری حضرت مالک الملک دوباره سه باره بپردازند و در هر دفعه مباشرین قبض نداده بگیرند و دفعه دویم باز مطالبه کنند و عاقبت مجبور بفرار کردن ببادکوبه و قفقاز نمایند. اینها هستند که اولاد وطن ما را به هند و قفقاز و عثمانی ریختند و سالی سیصد هزار نفر را مجبور برفتن بخارجه می‌کنند. بلی رعیت بعد از این ندای عدل اگر ذره بخواهد به تکالیف شاقه فوق الطاقه حضرات تمکین نکنند اسم سرکشی می‌دهند.

هفتاد و دو سال پس از این تاریخ، مردم ایران فراموش کردند که زمانی که کشوری با شریعت از سوی علما و روضه‌خوانان اداره شود، دست‌آوردهای آن چه خواهد بود. در سال ۱۲۸۵ با آغاز مشروطه مردم جنگیدند که شریعت و استعمار را از ایران بزدایند ولی هفتاد و دو سال پس از آن مردم جنگیدند تا شریعت و حکومت اسلامی برقرار شود. دست‌آورد حکومت اسلامی یا مشروعه همانند هفتاد و دو سال پیش استعمار، فروش زنان، تجاوز به زن و مرد و پسر و دختر، آزادی آخوندها در انجام هر جرم و جنایتی، چپاول پول مردم ایران و بردن آن به خارج از کشور.

۲۲ بهمن ۲۵۳۷ شاهنشاهی براندازی مشروطه و برقراری مشروعه

شعار روز ۲۲ بهمن ۲۵۳۷ شاهنشاهی:

بند اسارت را خمینی پاره کرد
جان‌ها فدایش درد ما را چاره کرد

هفتاد و دو سال پس از اعلام اینکه حکومت ایران پارلمانی شاهنشاهی می‌باشد از سوی محمدعلی شاه قاجار مغول بیگانه، این رویداد سرنوشت ساز ایرانیان، روح الله خمینی یک عمامه بر سر جنبش مشروعه را به راه انداخت و حکومت شاهنشاهی پارلمانی ایران را با همدستی مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی خلق، توده‌ای‌ها، دیگر گروهک‌های کمونیستی و اسلامیون که همه زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گرد آمده بودند را برانداخت. روح الله خمینی مجلس شورای ملی و دولت مشروطه و حکومت مشروطه را غیرقانونی خواند زیرا که این با اسلام ضدیت دارد. خمینی همان درخواست‌های سال ۱۲۸۵ از سوی علمای نجف و محمدعلی شاه را که خواستند که حکومت و دولت اسلامی و مجلس شورای اسلامی برگزار شود را تکرار کرد. در سال ۱۲۸۵ مردم ایران این درخواست‌ها را با تظاهرات و مبارزه‌های خود رد کردند و آماده بودند که با اسلحه برای برقراری مشروطه بجنگند. در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی مردم ایران جنون مذهبی پیدا کردند و به پای خمینی افتادند، بر بام خانه‌هایشان رفتند و عربده "الله اکبر " سردادند و حکومت پارلمانی شاهنشاهی ایران که بر پایه اعلامیه حقوق انسانی و شهروندی نوشته شده بود را به کناری نهادند و غریو شادی برای "مشروعه" کشیدند. جنون مذهبی به آنجا کشیده شد که شاهنشاه ایران حافظ همه شیعیان گیتی جایش را به امام سیزدهم داد. ارتش و نیروی هوایی، آنانی که برای پدافند از مشروطه بوجود آمده بودند، کسانی را که شاهنشاهی کهن ایران و مشروطه را گرامی می‌داشتند اعدام کردند. نیروی هوایی به گارد شاهنشاهی لشکرکشی کرد و افسران گارد را کشت و همافران نیروی هوایی ایران در برابر خمینی ملایی از هند، سلام نظامی دادند.

پدران و پدربزرگان این مردم که بسیاری از آنان مدرسه نرفته بودند و بی‌سواد بودند، در آن زمان، خود را از قوانین شریعت و بیدادگری اسلام رهانیدند، در جایی که نوادگان آنها که در بهترین دانشگاه‌های کاپیتالیستی غرب و دانشگاه‌های سوسیالیستی شرق[۲۵] درجه دکترا بدست آورده بودند، پناهشان را در اسلام یافتند. آزادی که پدربزرگ‌های آنان برایش جنگیده بودند، نوادگانشان آن را بیماری "غرب‌زدگی" خواندند که با داروی اسلام می‌باید درمان شود. راه آینده درخشانی را که پدربزرگ‌ها برایشان باز کرده بودند رها ساختند و در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی روشنفکران ایرانی گام واپس نهادند و با شتاب هرچه بیشتر به سال‌های پیش از ۱۲۸۵ خورشیدی بازگشتند.

منبع

  1. Constitutional Monarchy
  2. احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، انتشارات امیرکبیر، چاپ سیزدهم، دی ۲۵۳۶، ص. ۲۳۰ - ۲۱۲
  3. مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۹ دی ۱۲۸۵ نشست ۲۸ درگذشت مظفرالدین شاه
  4. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۸ دی ۱۲۸۵ نشست ۳۱ تاجگذاری محمدعلی شاه بدون آگاه کردن مجلس شورای ملی نماینده ملت ایران
  5. مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۳ بهمن ۱۲۸۵ نشست ۳۹ شناساندن وزرای مشیرالدوله به مجلس شورای ملی
  6. Naus, مسیو نوز بلژیکی از دست پروردگان روسیه، در سال ۱۲۷۸ خورشیدی مدیر کل گمرکات ایران شد وسال بعد به وزارت کل گمرکات ایران گمارده شد
  7. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۹ بهمن ۱۲۸۵ نشست ۴۴ درباره بیرون کردن مسیون نوز و پریم
  8. مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری نخست
  9. Imperial Bank of Persia
  10. Bank des comptes et des Prets de Perse
  11. مذاکرات مجلس شورای ملی ۳۰ فروردین ۱۲۸۶ نشست ۷۲ فشار بر بنیان و به راه انداختن بانک ملی برای آزاد شدن از استثمار و استعمار روس و انگلیس
  12. مذاکرات مجلس شورای ملی ۸ خرداد ۱۲۸۶ نشست ۹۵ درباره بنیان بانک ملی و برآب شدن خیالات روس و انگلیس درباره ایران
  13. مذاکرات دوره قانونگذاری نخست ۶ خرداد تا ۲۹ خرداد ۱۲۸۶
  14. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۹ خرداد ۱۲۸۶ نشست ۱۰۸ پناهنده شدن سالارالدوله به کنسولگری انگلیس
  15. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۹ بهمن ۱۲۸۵ نشست ۴۴
  16. مذاکرات مجلس شورای ملی ۱ اسفند ۱۲۸۵ نشست ۴۵
  17. مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۶ فروردین ۱۲۸۶ نشست ۶۳ شاهزادگان قاجار از روسیه پول قرض می گیرند و ناموس رعیت و کشور ایران را برای بازپرداخت می دهند
  18. مذاکرات مجلس شورای ملی ۱ بهمن ۱۲۸۵ نشست ۳۳
  19. مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ اردیبهشت ۱۲۸۶ نشست ۷۷ مبارزه علیه احکام شرع
  20. مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۶ اسفند ۱۲۸۵ نشست ۵۵ به دستور آخوند مردم به گلوله بسته می شوند
  21. مذاکرات مجلس شورای ملی ۶ اسفند ۱۲۸۵ نشست ۴۶
  22. مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ فروردین ۱۲۸۶ نشست ۶۰ جهارصد دختر ایرانی به ترکمانان فروخته شدند
  23. مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ فروردین ۱۲۸۶ نشست ۶۱ فروش دختران ایرانی در تفلیس و به ترکمانان
  24. سخنان حسن تقی زاده مجلس شورای ملی دوره نخست ۵ فروردین ۱۲۸۶ نشست ۵۸
  25. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

نگاه کنید به