گزارش پیشرفت جنبش مشروطه

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
سوسیال دموکراسی بازسازی پرشن کریدور از سوی ولادیمیر پوتین و سید ابراهیم رییسی

جمهوری دموکراتیک نام دروغین برای جمهوری خلق

لیبرال دموکراسی
گزارش پیشرفت جنبش مشروطه

گزارش پیشرفت جنبش مشروطه

از سال‌ها پیش در ایران و برون مرز جنبشی دوباره زنده شد که جنبش مشروطه نام دارد. هدف جنبش مشروطه این است که قانون اساسی مشروطه را به اعتبار خود بازگرداند و مشروعه که بر کشور ما چیره شده است برچیند. این جنبش در پیوند با جنبش مشروطه پدر بزرگان ماست که علیه دیکتاتوری قاجاریان و دیکتاتوری اسلامیون برخاستند. مشروطه به چم چیره شده قانون است به انگلیسی rule of law به فرانسه regle de loi به آلمانی Rechtsstaat.

مشروطه یعنی دموکراسی یعنی قدرت در دست مردم است. مشروطه یعنی جدایی و استقلال سه قوه از یکدیگر یعنی قوه قانونگذاری یا مجلس و قوه مجریه یا نخست وزیر و وزیران و قوه دادوری یا دادگستری از یکدیگر جدا و مستقل هستند. مشروطه یعنی حقوق بشر همانگونه که در متمم قانون اساسی ایران زیر حقوق ملت ایران از اصل هشتم تا بیست و پنجم آمده است.

مشروطه یعنی پادشاه رییس قوه مجریه است در چارچوب کانستیتیوشنال مونارکی همانگونه که در متمم قانون اساسی مشروطه آمده است.

جنبش مشروطه یک جنبش ایرانی است. پدر بزرگان ما پس از گذراندن دشواری‌های بزرگ و غیرانسانی و تکه پاره شدن به دست ارتش روسیه و قاجاریان به سرکردگی محمدعلی سلطان قاجار ، با قانون اساسی مشروطه سازشی با اسلامیون کردند. در اصل دوم متمم قانون اساسی آورده شد که تا موادی که در مجلس عنوان می‌شود مخالفت با قواعد مقدسه اسلام نداشته باشد. یعنی قدرت قانونگذاری با مجلس است و نه با ملایان. با این قانون اساسی کشور ایران در منطقه مدرن‌ترین قانون اساسی را داشت که در سنجش حتی با امروز در کشورهای خاورمیانه که استعمار دوباره شریعت را وارد قوانین اساسی کرد به نام بهار عربی مدرن‌ترین است. با این قانون اساسی مشروطه رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی آریامهر توانستند ایران را به کشوری مدرن و پیشرفته و سربلند دگرگون سازند. ایرانیان رفاه و امنیت و آسایش و آزادی و سربلندی در جهان داشتند که تا به امروز در هیچ کشوری تکرار نشده است.

خمینی دست در دست چپی‌ها، به حکومت مشروطه حمله بردند و با کمک استعمار حکومت مشروطه را برانداختند و به جای آن حکومتی بر سر کار آوردند که در آن شریعت حاکم است. یعنی این به اصطلاح رژیم اسلامی مردم ایران را با شریعت به صلابه می‌کشد. مهمترین ابزار سرکوب مردم ایران، سرکوب زنان ایران است که با به وحشت انداختن زنان، به بهانه حجاب، تجاوز جنسی به زنان بدون اینکه متجاوز مجازات شود، تبلیغ برای فحشا با صیغه زنان، و کوچک و خوار شمردن زنان و قراردادن بانوان ایران در جایگاه دیوانه و بی عقل و کسی که دیگری باید برای وی تصمیم بگیرد.

چهل و سه سال ولایت فقیه اقتصاد ایران را ورشکسته کرد، و با تورم افسار گسیخته مردم ایران را تهیدست کردند. با برنامه بیابان سازی ایران، کشاورزی ایران را نابود ساختند، جنگل‌ها را به آتش کشیدند، آب ایران را فروختند و اکنون مردم ایران را قحطی و گرسنگی تهدید می‌کند.

مردم ایران با راه پیمایی‌ها و تظاهرات خود در خیابان‌ها در سراسر ایران نشان دادند که رژیم اسلامی را نمی‌خواهند. مردم ایران با فریادهای رضا شاه رضا شاه خواستار بازگشت آنچه را که داشتند یعنی حکومت مشروطه شاهنشاهی می‌باشند. جنبش مشروطه فریادهای مردم ایران را جذب می‌کند و در سراسر دنیا پخش می‌کند. واکنش رژیم اسلامی در برابر فریادهای اعتراض مردم ایران، فشار و سرکوب گری و تجاوز و دستگیری و زندان بیشتر است. دولت اسلامی دست به دامان رژیم‌هایی می‌شود که همانند رژیم اسلامی علیه مردم خود کار می‌کنند مانند رژیم پوتین، کره شمالی، کوبا، و ونزویلا . رژیم اسلامی به ویژه با رژیم پوتین پیمان‌های همکاری تنگاتنگ دستینه کرده‌اند زیرا که ایران و روسیه رژیم‌هایی هستند که جنگ افروزی می‌کنند و برای سیاست در کشورهای همسایه تصمیم می‌گیرند.

در این موقعیت بسیار دشوار برای ایرانیان درون مرز، ایرانیان برون مرز خویشکاری بسیار مهمی دارند، یعنی آنچه را که ایرانیان درون نمی‌توانند به زبان بیاورند و فریاد کنند، ایرانیان خارج از کشور باید سدای آنها باشد و این را جنبش نوین مشروطه ممکن می‌سازد.

جنبش مشروطه یادآور آن است که ما در ایران شاهنشاهی داشتیم و پلی است میان آنچه را که داشتیم و آنچه را که مردم ایران خواستار آن هستند. جنبش نوین مشروطه، حزب نیست و هر ایرانی که هدف مشروطه را دنبال می‌کند بخشی از این جنبش است.

با نگاهی به تاریخ جنبش مشروطه می‌بینیم که مشروطه همواره مورد حمله دشمنان ایران قرار گرفته است. در آغاز قاجاریان و اسلامیون دو گروه غیر ایرانی بودند و امروز اسلامیون و چپی‌ها هستند. حمله به مشروطه از سوی چپی‌ها نیز سنت دیرینه دارد که با اشغال گیلان از سوی ارتش سرخ شوروی آغاز شد و به بنیاد کردن جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران از سوی مزدوری به نام میرزا کوچک خان انجامید. پس از کشته شدن میرزا کوچک خان، بساط جمهوری سوسیالیستی گیلان به پایان رسید.

دومین برخورد میان چپی‌ها و حکومت مشروطه ممنوع کردن حزب کمونیست ایران و دستگیری ۵۳ کمونیست خطرناک ایران بر باد ده.بود.

سومین درگیری با کمونیست‌ها بنیاد حزب توده بود. حزبی که استالین آن را در روز ۱۰ مهر ماه ۱۳۲۰ یعنی دو هفته پس از اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم در ایران بنیاد نهاد بود و توطیه جداسازی آذربایجان از مام میهن با به راه انداختن جمهوری دمکراتیک آذربایجان.

چهارمین درگیری با کمونیست‌ها سوقصد به جان شاهنشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی در دانشگاه تهران در روز ۱۵ بهمن ماه ۱۳۲۷ خورشیدی بود که از آن زمان حزب توده منحله اعلام شد.

پنجمین درگیری حکومت مصدق بود که در ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ در میدان بهارستان کمونیست‌ها حکومت مصدق حکومت دموکراتیک ایران را اعلام کردند و مشروطه را پایان یافته خواندند.

ششمین حمله کمونیست‌ها بر بدنه مشروطه در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ همدستی کمونیست‌ها با شیخکی به نام روح الله موسوی الخمینی که در آن روز بلوایی در تهران علیه انقلاب شاه و ملت به راه انداختند.

هفتمین حمله سوقصد به جان شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در کاخ مرمر در روز ۲۱ فروردین ماه ۱۳۴۴ بود که طراح آن دانشجویان کمونیست خارج از کشور بودند.

هشتمین حمله آغاز حمله مسلحانه به مشروطه بود که در روز ۱۱ بهمن ماه ۱۳۴۹ از سوی سازمان تروریستی چریک‌های فدایی یک شبکه مارکسیستی تروریستی در سیاهکل انجام شد.

نهمین حمله به حکومت مشروطه و ملت ایران همدستی کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور با روح الله خمینی در سال ۱۳۵۱ بود که در نامه‌ای کمونیست‌ها و راستی‌ها خمینی را به رهبری خیانتشان علیه حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران برگزیدند.

از این زمان سازمان‌های تروریستی توده و جبهه ملی و پان ایرانیست و مجاهد و چریک فدایی ایران را در آشوب فروبردند. بمبگذاری‌ها، ترورها، آتش زدن‌های جاهای همگانی چون فروشگاه کوروش و سینماهای کشور، حمله به بانک‌ها، کشتن آمریکایی‌ها و بزرگان کشوری و لشکری.

سرانجام چپی‌ها با زد و بندها با استعمار و حقوق بشر بازی با آوردن خمینی قدرت را در ایران به دست گرفتند. هنگامی که خمینی قدرت کامل را گرفت روشن ساخت که ایران جمهوری اسلامی است و نه جمهوری دموکراتیک خلق، خمینی اعلام داشت یا شریعت یا مرگ.

امروز چپ‌هایی که در خارج از کشور هستند با پرچم سوسیال دمکراسی گرد آمده‌اند تا در ایران جمهوری ایرانی بر پا کنند. با اینکه می‌دانند که مردم ایران رضا شاه رضا شاه فریاد می‌کنند مردم ایران را پشتیبانی نمی‌کنند و به خیانت به کشور و ملت ایران ادامه می‌دهند و می‌خواهند نکبتی به نام جمهوری سوسیالیستی راه بیاندازند. با این کار روشن ساخته‌اند که از دمکراسی بویی نبرده‌اند. آنان آنچه را که مردم ایران می‌خواهند پشتیبانی نمی‌کنند بلکه طبل آنچه را که خودشان در پی آن هستند می‌زنند. اینان ایدیولوژی سوسیالیستی خود را می‌خواهند بر سر کار آورند.

سوسیال دمکرات‌ها گروهکی انگشت شمار هستند اینان ترس برشان داشته است که با اینکه چهل و سه سال در برابر دوربین‌ها نشسته‌اند و برای سوسیال دمکراسی تبلیغ می‌کنند به سطل آشغال تاریخ ریخته شوند. و مانند همیشه چهره نکبت خود را دوباره نشان می‌دهند که به جنبش مردم توهین کنند و آن را فاجعه آمیز بنامند. مشروطه خواهان را که مشروطه طلب می‌نامند تا شاید میان واژگان تازی توهینی برای مشروطه خواهان بیابند. سوسیال دمکرات‌ها برای کسانی که می‌جنگند و سدایشان را بلند می‌کنند تا کشور آزاد شود و دست مزدوران استعمار را رو می‌کنند واژگانی که برازنده خودشان است به کار می‌گیرند. این ابزار استعمار به مشروطه خواهان را می‌گویند باید کنار گذاشته شوند زیرا که اگرسیو هستند. مشروطه خواه باید اگرسیو در برابر خاینین به کشور و ملت باشد. مشروطه خواه باید جنگجو باشد علیه کسانی که خمینی را روی سرشان گذاشتند و آرم حزب توده را دارند و برای قل و زنجیر کردن ملت ایران می‌کوشند .

این سوسیال دمکرات‌ها می‌اندیشند که مردم ایران باید آن را انجام دهند که آنان دیکته می‌کنند و آن را دمکراتیک می‌نامند. آنان نمی‌فهمند که مشروطه خواهان دنباله روی هیچ فردی و هیچ حزبی نیستند بلکه دنباله روی اراده و خواست مردم هستند. و مردم ایران خواست خود را با فریاد‌های رضا شاه رضا شاه روشن ساختند. بدین روی [گوش کن مزدور با تو هستم] مشروطه یعنی دوباره برقرار ساختن قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران.

سمبل مشروطه خواهان همان فرتور زیبای ستارخان و باقرخان و دیگر جنگجویان است که با اسلحه نشسته‌اند. سمبل مشروطه همان سردار اسعد بختیاری است. این مردان بزرگ جان خود را برای ایران فدا کردند تا اراده مردم به قدرت نشیند و نه اراده ایدیولوژی لنین و استالین یا یک حزبی مانند حزب توده و حزب سوسیال دمکرات.

پدر بزرگان ما توانستند یک سیستم دموکراتیک در ایران بر پا سازند با پارلمان و قانون اساسی و پادشاهی که رییس قوه مجریه است. آن زمان گفتگوهایی درگرفت که جمهوری برای ایران راه اندازی شود مانند ترکیه . اما همه دولت مردان و همه ایرانیان دریافتند که حکومت جمهوری در ایران کار نمی‌کند. ایرانیان تصمیم خود را گرفتند و مجلس موسسان بود که بر پایه قانون اساسی مشروطه احمد سلطان قاجار مغول زاده را از پادشاهی برداشت و شاهنشاهی ایران را به رضا خان سردار سپه و نخست وزیر فرزند ایران سپرد .

این پروسه قانونی را چپی‌ها در ایران کوشش کردند که بی اعتبار سازند و شایعه ساختند که رضا شاه با قدرت نیزه بر سر کار آمده است. آریامهر را کوشش کردند که بی اعتبار سازند و گفتند کشور با فرمان اداره می‌شود.

چگونه می‌توان با چنین خاینینی بر سر یک میز نشست.؟

آخرین اراده آریامهر شاهنشاه ایران را یادآور می‌شویم که خویشکاری امروز ماست: من سرنوشت کشور را به قانون اساسی می‌سپارم. این قانون اساسی ودیعه گرانبهایی است که انقلاب مشروطیت به ملت ایران ارزانی داشته‌است، و به همین جهت صیانت و احترام به اصول آن که بنیان تمامیت ارضی و استقلال میهن ماست و همچنین شالوده حاکمیت ملی، مردم این سرزمین بر اساس آن استوار است، بر همه آحاد کشور از واجبات ملی است. .