مصاحبه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر با مدیر مجله الحوادث چاپ بیروت ۳ آذر ماه ۱۳۵۲

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سخنرانی‌های محمدرضا شاه پهلوی آریامهر بر پایه تاریخ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر بزرگ ارتشتاران

سخنرانی‌های محمدرضا شاه پهلوی آریامهر سال ۱۳۵۲ خورشیدی تازی

تصمیم‌های مجلس


مصاحبه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر با مدیر مجله الحوادث چاپ بیروت ۳ آذر ماه ۱۳۵۲


سیاست ایران نسبت به اعراب و اسرائیل

از ژوئن سال ۱۹۶۷ تا کنون هیچ تغییری در سیاست ایران نسبت به اختلاف اعراب و اسرائیل پدید نیامده است، ما نخستین کسی بودیم که اشغال سرزمین‌های دیگران را به زور محکوم کردیم. این بلافاصله پس از آتش بس و هنگامی بود که قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت صادر شده بود. من از جامعه بین‌المللی خواستار شدم که این قطعنامه را به مرحله اجراء درآورند، آنهم نه فقط با حرف بلکه با اقدامات عملی و مؤثر.

اکنون که جنگ متوقف شده است دیگر صحبت کردن درباره روش‌های گوناگون بیهوده است. درباره شرکت ایران در جنگ حقیقت این است که من نگفتم که قصد دارم در کنار اعراب وارد جنگ شوم. آنچه گفتم این بود که ایران آماده است تا برای کمک به اجرای قطعنامه شماره ۲۴۲ شورای امنیت دخالت کند، زیرا در غیر این صورت این قطعنامه‌ها چه سودی خواهند داشت اگر کشورهایی که آن‌ها را صادر کرده‌اند به مرحله اجرا در نیاورند؟

کمک ایران به اعراب

ما تعدادی هواپیما در اختیار عربستان سعودی قرار دادیم و این هواپیماها آنچه را که از آن‌ها خواسته شده بود کردند. این حداکثر چیزی است که می‌توانم بگویم.

ما به روش‌های منفی معتقد نیستیم، من هیچ فایده‌ای نه برای خودمان و نه برای شما در بستن دفتر اقتصادی اسرائیل در تهران نمی‌بینم. بهتر است صریح باشیم، فریبکاری بی‌فایده است و جهان روی احساسات حکم نمی‌کند. فکر ما روشن است، سیاست ما سیاست مستقل ملی است، ما مایل نیستیم که کورکورانه به دنبال دیگران برویم، ما معتقدیم سیاست ما سیاستی روشن و مثبت است. آیات می‌خواهید ما مانند بعضی‌ها با حرف به جنگ دنیا برویم؟

من از کسانی نیستم که حرف را جانشین عمل می‌کنند. آنچه از ما خواسته شد و حتی چیزهایی که از ما تقاضا نشد ما در اختیار گذاشتیم. ما از آغاز از حقوق مردم فلسطین پشتیبانی کردیم. چرا این حقیقت را فراموش می‌کنید؟ آیا مایلید هر روز آن را به زبان آوریم؟ آیا رفتار جاهلانه بهتر از رفتار عقلایی است؟ هنگامی که جهان عرب رفتاری غیر منطقی در پیش گرفت فکر کردیم که ما در این نوع رفتار شرکت نکنیم، ولی هنگامی که رفتار خردمندانه‌ای را در پیش گرفتید ما همواره در سازمان ملل و خارج از آن با شما بوده‌ایم. روش من در کنفرانس رابط روشن است، چرا روش‌های مثبت ایران را فراموش می‌کنید؟

معاهده عبدالناصر با انگلیس‌ها

حقیقتی که ناگزیر باید با آن روبرو شد این است که روابط ما با اسرائیل بر این اساس است که اسرائیل وجود دارد. ما به خاطر همبستگی با جهان اسلام روابط دیپلماسی با اسرائیل برقرار نکردیم. با آنکه خیلی از دوستان بزرگ شما با اسرائیل روابط حسنه دارند چرا از آن‌ها نمی‌خواهید که روابط شان را با آن کشور قطع کنند؟ اکثر اعراب سنی مذهب‌اند، چرا از ترکیه که یک کشور سنی است نمی‌خواهید که دفتر اقتصادی خود را با اسرائیل ببندد؟ چرا همه انتقاد خود را متوجه تنها ایران می‌کنید؟ عبدالناصر در معاهده خروج انگلستان که در سال ۱۹۵۴ به امضاء رسید پذیرفت که اگر ترکیه در معرض تجاوز قرار گیرد نیروهای انگلیس می‌توانند به کانال سوئز بازگردند، ولی اسمی از ایران نبرد، چرا؟

اگر انگلیس‌ها آن شرط را پیشنهاد کرده و مصری‌ها پذیرفته باشند این دو مسئولیت است نه یک مسئولیت. مصری‌ها می‌توانستند میان ترکیه و ایران برابری قابل شوند و همبستگی خود را نسبت به ما در صورتی که در معرض تجاوزی قرار گیریم نشان دهند.

روس خصمانه اعراب

کسانی هستند که چه در گذشته و چه اکنون خواسته‌اند اعراب را از ایران دور نگهدارند، وگرنه روش‌های خصمانه بی دلیل و بدون مجوّزی را که از سوی اعراب مشاهده می‌شود چگونه می‌توان توجیه کرد؟ روش کلی شما چه در سازمان ملل و چه در خارج از این سازمان نسبت به ایران خصمانه است. شما هیچ فرصتی را برای بدی کردن به ما نیافته‌اید که از آن بطور مجانی و بدون مزد استفاده نکرده باشید.

اگر قبول دارید که ایران کشور مهمی است پس چرا حرف ما را گوش نمی‌دهید و نمی‌کوشید سیاست ما را در کنید؟ ما نمی‌توانیم کورکورانه از دیگران پیروی کنیم. آنچه را به صلاح خود و همچنین به صلاح شما تشخیص نمی‌دهیم نمی‌توانیم بپذیریم. من نمی‌فهمم که چرا ما باید از شما پیروی کنیم، ولی شما از ما پیروی نکنید؟ چرا آنچه را که ما برای شما انجام می‌دهیم به یاد نمی‌آورید و فقط آنچه را که انجام نداده‌ایم به یاد می‌آورید؟ چرا به یاد نمی‌آورید ما دعوت مصالحه را که عراق از ما کرد از نخستین ساعات پذیرفتیم و به آن‌ها گفتیم که می‌توانند از مرزهای خود با ما اطمینان داشته باشند و بدین ترتیب توانستند سه گردان از نیروهای خود را به جبهه جنگ اعزام دارند. چرا شما فراموش می‌کنید که ما از عبور داوطلبان یهودی که در استرالیا گرد آمده بودند و می‌خواستند از راه ایران به اسرائیل بروند جلوگیری کردیم؟ می‌دانید که شما در اِزای این کار چه پاداشی به ما دادید؟

نام تاریخی خلیج فارس

نمایندگان عرب در کنفرانس مبارزه با آلودگی محیط زیست که در لندن تشکیل شده بود شدیداً با نام خلیج فارس که نام واقعی آن است اعتراض کردند و با اصرار خواستار شدند که این خلیج عربی نامیده شود. من تز شخص شما می‌پرسم خلیج را هنگامی که در مدرسه بودید به چه نام به شما یاد دادند؟ اسمش خلیج فارس بود یا خلیج عربی؟ چرا اصرار دارید اسامی را تغییر دهید؟

من نمی‌خواهم درباره اوضاع جغرافیایی و در مورد جمعیت بحث کنم، ولی تنها به این نکته اشاره می‌کنم که ۳۳ میلیون نفر ایرانی در این سوی خلیج سکونت دارند. اما تعداد اعرابی که در آن سوی خلیج اقامت دارند چقدر است؟ با این حال مسئله این نیست، بلکه موضوع بحث ما این است که چرا اصرار می‌ورزید اسامی تاریخی را تغییر دهید؟ اقیانوس هند، اقیانوس آفریقائیان نیز هست، پس چرا اسم آن را به جای اقیانوس هند اقیانوس آفریقا نمی‌گذارند؟ یا بگوییم آن را باید اقیانوس هند و آفریقا نامید، یا چرا به آن فقط اقیانوس نگوییم؟

عبدالناصر و خلیج فارس

من بیست سال قبل برای اولین بار نام خلیج فارس را به نام خلیج عربی در روزنامه تایمز خواندم و فوراً بازی را فهمیدم. دو سه سال بعد به گوش خودم شنیدم که پرزیدنت عبدالناصر در یکی از سخنرانی‌هایش گفت از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس. وی نام خلیج فارس را بر زبان آورد زیرا این همان اسمی بود که در مدرسه یادگرفته بود. با این وضع باید تصدیق کرد که پشتیبانی ممکن نیست یکجانبه باشد. من مسئول منافع کشور خودم هستم و صحیح نیست که ما همیشه خود را با نمک نشناسی شما روبرو ببینیم.

تأمین حقوق ملت فلسطین

درباره اوضاع خاورمیانه من معتقدم که به سوی صلح پیش می‌رویم. راه حلّی وجود دارد که باید طبق قطعنامه شماره ۲۴۲ شورای امنیت به مرحله اجراء در آید.

البته اگر حقوق ملت فلسطین تأمین نشود صلحی در منطقه وجود نخواهد داشت. فلسطینی‌ها قبل از هر کس دیگر حق دارند در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند. من در مذاکراتی که با کیسینجر کردم به صراحت به وی گفتم ممکن نیست که اماکن مقدسه اسلامی به دست غیر مسلمانان سپرده شود. این سیاست را ما از سال ۱۹۶۷ اتخاذ کردیم و سیاست جدیدی نیست.

به هر حال آمریکا خطر اوضاع منطقه را درک کرد و دریافت که باید کاری بکند. در این جا باید از حضرت پرزیدنت سادات سپاسگزاری کرد که دست به اقدام شجاعانه‌ای زد و ثابت کرد که می‌داند چه می‌خواهد. سیاست سادات عاقلانه، منطقی و از نرمش کافی برخوردار است و همین سیاست به ما امکان داد که موقعیت کنونی را به دست آوریم.

در مورد عبدالناصر باید بگویم که اختلاف ما سیاسی بود و اختلاف شخصی نداشتیم و فکر می‌کنم حق با من بود، زیرا من سیاست خود را هیچگاه عوض نکردم و هنوز سر جای خود هستم و این می‌رساند که حق با من بود.

اسرائیل پلیس منطقه نیست

اسرائیل دیگر نمی‌تواند پلیس منطقه باشد. آنچه اخیراً به وقوع پیوست برای جهانیان و برای خود اسرائیل ثابت کرد که اعراب قادر به جنگ هستند و این می‌رساند که نقش پلیس پایان یافته است. اسرائیل دیگر نیروی شکست ناپذیر منطقه بشمار نمی‌آید.

آمریکایی‌ها در حال حاضر می‌دانند که چه می‌خواهند و ما باید آن‌ها را برای اقداماتی که آغاز کرده‌اند تشویق کنیم.

اگر اعراب بتوانند به صلح عادلانه دست یابند بدون شک آینده‌ای درخشان مملو از آرامش، پیشرفت و رفاه در پیش خواهند داشت. جنگ اهمیت نفت را برای آن‌ها روشن کرد، ولی صلح اهمیت بزرگتری را برای آن‌ها روشن خواهد ساخت. نفت منبع نیرو است و اگر اعراب قادر به استفاده از این نیرو گردند، این توانایی را خواهند داشت که از عایدات نفتی خود بهره برداری کنند و به جای ولخرجی‌های غیر سودمند خواهند توانست در سازندگی قسمت عمده جهان سهیم گردند و دیگر به ذخیره کردن پول خود در بانک‌ها اکتفا نخواهند نمود. به هر حال در مورد نفت بین ما و اعراب اختلافی وجود ندارد.

کمک نظامی ایران به عمان

در مورد خرابکاری در خلیج فارس باید آنچه که در مسقط یعنی سلطان نشین عمان جریان دارد اشاره کنم، همچنین اعمالی که در زیر پای شیوخ خلیج فارس انجام می‌گیرد و آن‌ها متوجه نیستند. راجع به کمک نظامی به عمان لازم به تذکر است که سلطان قابوس از ما کمک خواست و ما این کمک را به او دادیم. ما اصرار داریم که خود را به کسی تحمیل نکنیم، ولی آماده کمک به هر کسی هستیم که از ما کمک بخواهد. امنیت خلیج فارس مسئولیت مشترک ما و تمام همسایگان ما است.

سه جزیره ایرانی در خلیج فارس

موضوع اشغال سه جزیره در خلیج فارس دیگر یک موضوع خسته کننده شده است. شما همیشه تکرار می‌کنید که ما این جزایر را اشغال کردیم، در حالی که این جزایر مال ایران است، بریتانیا آن‌ها در گذشته از ما به زور گرفته بود و ما آن‌ها را به میهن خود بازگرداندیم، یعنی ما فقط اوضاع را به حالت طبیعی بازگرداندیم، اما در مورد مسئولیت خلیج فارس باید بگویم که این مسئولیت مشترک است. ما نمی‌خواهیم وصی کسی باشیم و نمی‌خواهیم مسئولیت امنیت خلیج فارس را به تنهایی گردن بگیریم، بلکه می‌گوییم تمام کشورهای خلیج فارس باید در این راه با هم همکاری کنند، ولی اگر دیگران نخواهند یا نتوانند کاری بکنند ما نمی‌توانیم دست بسته باقی بمانیم.

کنگره سران کشورهای خلیج فارس

بارها در مورد همکاری مشترک برای حفظ امنیت خلیج فارس و حفظ حقوق مساوی تمام کشورهای این منطقه سخن گفتیم، ولی در عین حال نمی‌خواهیم در این باره اصرار و خواهش کنیم. اگر برای تشکیل کنگره‌ای از سران کشورهای خلیج فارس دعوت کنیم خواهند گفت شاید طرحی در سر می‌پرورانیم و هدف خاصی از تشکیل این کنگره داریم، در حالی که ما در واقع جز توافق پیرامون چگونگی حفظ آرامش و استقرار امنیت خواستار چیز دیگری نیستیم. ما موافقت خود را با تشکیل چنین کنگره‌ای اعلام داشته‌ایم و این دیگران هستند که باید فکر کنند و ببینند تشکیل این کنگره به صلاح ما و آن‌ها و منطقه هست یا خیر.

سیاست خارجی ایران

سیاست خارجی ما از استقلال کشور ما سرچشمه می‌گیرد. ما هر چه را که مفید باشد در چهارچوب یک سیاست عقلائی مطالعه شده و دور از تحریکات انجام می‌دهیم. ما تصمیمات خود در این جا، در تهران می‌گیریم. روشن بینی همواره راهنمای ما در پیروی از سیاست ما بوده است، سیاستی که به منافع ما خدمت کند. ما در این راه تحت تأثیر کسی نبوده‌ایم و حاضر به چنین تأثیرپذیری هم نیستیم، بخصوص اگر نسبت به منافع ملی ما زیان بخش باشد. ما از واشنگتن یا مسکو راهنمایی و مصلحت اندیشی نمی‌خواهیم، زیرا برای ما اساس کار حفظ مصالح خودمان است. ما معتقد به گوشه گیری نیستیم، بلکه طرفدار همکاری مثبت و پیشرفته با همه کشورهای جهان هستیم و کاری به اختلاف رژیم‌ها نداریم. ما همکاری با واشنگتن را آغاز کردیم، چه این به مصلحت کشورمان بود و به همین سبب نیز با شوروی همکاری کردیم. هنگامی که مصالح ملی ایجاب کند که با دیگران همکاری کنیم چنین همکاری ناگزیر موفقیت آمیز خواهد بود.

مارکسیست‌های اسلامی

اگر کتاب انقلاب سفید مرا می‌خواندید متوجه می‌شدید که ما یک نظام تعاونی را که همه بخش‌ها را در بر می‌گیرند پذیرفته‌ایم. از جمعیت‌های تعاونی و انجمن‌های ده گرفته تا انجمن‌های شهر و شرکت‌ها و کارخانه‌ها و مجالس مقننه و حتی نظامی حزبی را بر پایه‌های نوین پی ریزی کرده‌ایم، بطوری که با تحولی که منافع کشور را تأمین کند هماهنگ باشند. کسانی که علیه ما فعالیت می‌کنند مارکسیست‌های هستند. آیا شنیده‌اید که اخیراً گروهی خود را مارکسیست‌های مسلمان نامیده‌اند؟ مگر ممکن است که انسان هم مسلمان باشد و هم مارکسیست؟ چگونه می‌توان ایمان و الحاد را با هم جمع کرد؟ حقیقت این است که این‌ها نه مسلمان هستند و نه مارکسیست. مطمئن باشید که هیچ رژیمی امکان مشارکت در امور مملکت را به اندازه رژیم ایران به ملت نمی‌دهد.

رهبری ملت

در تاریخ هر ملت در یک دوران معین، رهبری ظاهر می‌شود که ملت خویش را به سرنوشت بهتری هدایت می‌کند. این امر همیشه پیش می‌آید، کما اینکه در فرانسه نیز روی داد و در آن مورد رژیم ژنرال دُوگل را رژیم مرد یگانه نامیدند. در جهان پیشرفته‌ای چون جهان ما، هنوز مردان شایسته اهمیت خود را دارند.

شیعیان لبنان

درباره حمایت ایران از شیعیان لبنان باید بگویم که من تنها مسئول شیعیان ایران هستم، ولی چون ایران تنها دولت شیعه جهان است شیعیان جهان ایران را سخنگوی خود می‌دانند. ما نه با اسرائیل و نه با لبنان مرز مشترکی نداریم و نمی‌توانیم با گروه معینی از اهالی لبنان روابط خاصی برقرار کنیم. لبنان کشوری مستقل است و دولت آن مسئولیت حمایت از شیعیان آن را دارد، همانطور که مسئولیت اتباع دیگر مذاهب را دارد. با وجود این ما در این مورد کوتاهی نکردیم و همیشه به آنچه که در لبنان می‌گذرد توجه خاصی مبذول داشته‌ایم، بویژه هنگامی که شیعیان مورد حمله بدون دلیل اسرائیل قرار گرفتند، ولی همانطور که گفتم در درجه اول مسئولیت شیعیان لبنان با خود دولت لبنان است.

امنیت ایران و اروپا

سخنانی که من در روز عید فطر گفتم این بود که امنیت اروپا نمی‌تواند از امنیت ایران جدا باشد، بدین معنی که اروپا اگر به یک سوم گاز طبیعی ایران یعنی به حدود ۴۰ میلیارد متر مکعب در سال نیازمند باشد بنابراین امنیت ما در ایران برای اروپا دارای اهمیت خواهد بود. به عبارت دیگر امنیت آن‌ها متوقف بر امنیت ما می‌باشد. اگر گفتیم امنیت ایران بخشی از امنیت اروپا است، مقصود من همین بود.

سلاح نفت در جنگ و صلح

من در باب ادامه قطع نفت شما و کاهش تولید آن عقیده‌ای دارم که شاید بعضی از شما از آن خوشتان نیاید، ولی به هر حال باید آن را با آرامی تجزیه و تحلیل کرد. شما با ورق نفت در جنگ خوب بازی کرده‌اید و بر شما است که در زمان صلح نیز با آن خوب بازی کنید.

سیاست جنگ ناگزیر با سیاست صلح فرق دارد. شما اگر آتش بس را پذیرفته‌اید چرا قطع نفت و کاهش تولید آن را ادامه می‌دهید؟ نفت مانند نان است که نمی‌توان در زمان صلح آن را قطع کرد. چرا می‌خواهید چنین وانمود کنید که می‌خواهید دنیا را گرسنه بگذارید؟ چرا کسانی را که در اروپا پشتیبان شما هستند کیفر می‌دهید؟ چرا ژاپن باید سزاوار کاهش ۲۰ درصد تولید ملی خود شود؟ ولی اگر مذاکرات به صلح عادلانه منجر نشود در آن هنگام البته باز می‌توانید همه سلاح‌های خود از جمله نفت را بکار بگیرید.

من معتقدم باید در تصمیمی که در زمان جنگ گرفته شده است، اگر جنگ متوقف شده باشد تجدید نظر گردد. اساس این است که جهان احساس کند شما در طلب صلح بی غرض هستید. شما سلاح نفت را بکار برده و ارزش آن را در جنگ دریافته‌اید، اینک که آتش بس را پذیرفته‌اید متّفقاً باید این سلاح را بر زمین بگذارید. البته همانطور که گفتم در صورت شکست مذاکرات صلح می‌توانید دوباره از آن استفاده کنید و بدین ترتیب نشان دهید که با دنیا دشمن نیستید و نمی‌خواهید زیانی به دنیا برسانید. ادامه بازی کردن با سلاح نفت بی‌اندازه خطرناک است و به دوراندیشی بیش از تعصب و احساسات نیازمند می‌باشد.

شاید سخنان من مورد پسند شما نباشد، زیرا من شخص صریحی هستم، ولی امیدوارم عقل خود را قاضی قرار دهید و از قرار گرفتن تحت تأثیر احساسات دوری کنید.