مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ خرداد (جوزا) ۱۳۰۳ نشست ۲۳

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ خرداد (جوزا) ۱۳۰۳ نشست ۲۳

مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ خرداد (جوزا) ۱۳۰۳ نشست ۲۳

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏۵

جلسه: ۲۳

صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه ۲۳شوال۱۳۴۲مطابق نهم برج جوزا ۱۳۰۳

(مجلس سه ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقای مؤتمن‌الملک تشکیل گردید)

(صورت مجلس پنجشنبه دوم جوزا آقای آقا میرزا شهاب‌الدین قرائت نمودند)

رئیس‌ـ آقای حائری‌زاده (اجازه)

حائری‌زاده‌ـ بعد از تصویب صورت جلسه عرضی دارم.

رئیس‌ـ نسبت به صورت جلسه نظری نیست؟

(گفته شد خیر)

رئیس‌ـ نسبت به انتخابات کمیسیون‌ها نتیجه که حاصل شده عرض می‌کنم

  • کمیسیون نظام آقای دبیر اعظم به اکثریت تام: آقایان قائم‌مقام، مقوم‌الملک، نظام‌التولیه روحی، اخگر، سالار لشگر به اکثریت نسبی.
  • کمیسیون داخله آقای میرزا شهاب‌الدین، آقای معظم‌السلطان، آقای ایزدی، آقای ملک‌التجار، آقای وحیدالدوله، آقای سرکشیک‌زاده، آقای میرزا سیدحسن کاشانی، آقای شیروانی.

کمیسیون داخله را بار عرض می‌کنم اشتباه شده است آقای آقا میرزا شهاب، آقای یاسائی، آقای معظم‌السلطان، آقای ملک‌التجار، آقای ایزدی، آقای کاشانی، آقای روحی. آقای سرکشیک‌زاده، آقای نراقی، آقای وحیدالدوله، بقیه اعضای کمیسیون خارجه آقای حاج سیدالمخحققین، آقای عظیمی، شاهزاده نصرت‌الدوله، آقا شیخ جلال.

  • کمیسیون قوانین مالیه که هشت نفر کسر داشته است. آقای سردار معظم خراسانی، آقای افشار، آقای مقوم‌الملک، آقای داور، آقای مصباح‌السلطنه، آقای اقبال‌المالک، آقای صولت‌السلطنه، آقای حاج میرزا عبدالوهاب و آقای آقا میرزا یدالله خان هر دو عده آرائشان مساوی است. آقای داور قبلاً در دو کمییون عضویت داشتند حالا نمی‌دانم باید در این کمیسیون اسم ایشان نوشته شود یا نه؟

آقای داور (اجازه)

داورـ بنده از کمیسیون عدلیه استعفا می‌دهد.

رئیس‌ـ آقای اخگر (اجازه)

اخگرـ عجالتاً عرضی ندارم.

رئیس‌ـ بین آقایان حاج میرزا عبدالوهاب و میرزا یدالله خان بایستی قرعه‌کشی شود در آخر جلسه قرعه می‌کشیم

آقای سلطان‌العلما (اجازه)

سلطان‌العلماـ طرح قانونی استخدام معلمین است که تقدیم می‌کنم

(یک نفر از نمایندگان‌ـ بلندتر بفرمایید)

رئیس‌ـ طرح قانونی است راجع به استخدام معلبین باید برود به کمیسیون مبتکرات

آقای حائری‌زاده (اجازه)

حائری‌زاده‌ـ اغلب آقایان لابد از ؟؟؟ مالیات‌های ولایات و شکایت‌هایی که رسیده اطلاع کامل دارند و گرفتار هستند در دوره پیش همین گرفتاری برای مجلس چهارم بود.

رئیس‌ـ راجع به چه مطلب است آقا؟

حایری‌زاده‌ـ راجع به قانون ممیزی است که می‌خواهم تقدیم مجلس بکنم. در دوره قبل همین گرفتاری برای مجلس چهارم بود و از طرف دولت لوایح عدیده تقدیم مجلس شد هر دولتی که عوض شد یک لایحه موافق نظریه خودش تقدیم مجلس کرد و عاقبت این مستخدمین امریکایی آمدند و چون نظریه آنها در تصویب لایحه شرط بود اطلاعات وافی نداشتند. در صورتی که شور دوم لایحه ممیزی شروع شده بود ولی آقایان نتوانستند یک نظر موافق یا مخالفی اظهار کنند و این مسئله به موجب تقاضای دولت وقت از دستور مجلس خارج شد در این دوره هم که هنوز از طرف دولت یک لایحه ممیزی پیشنهاد به مجلس نشده است و با این ترتیبی که بودجه‌ها می‌آید و به این ترتیبی که مشاهده می‌شود بنده مأیوسم که به این زودی یک لایحه از طرف دولت پیشنهاد بشود شکایاتی هم از ولایات همه روزه بی‌ترتیبی مالیات‌ها می‌رسد و وزارت مالیه هم یک جواب صحیحی ندارد که حقیقتاً به مرم بدهد بر حسب ماده ۲۲ نظامنامه ده نفر از نمایندگان وقتی که تقاضا کردند) لایحه که دوره پیش در کمیسیون مطرح بوده ارجاع به کمیسیون جدید بشود صورت رسمیت پیدا می‌کند بعد ممکن است دولت را از طرف کمیسیون بخواهند و نظریه او را هم بفهمند. بد یا خوب این لایحه بگذرد و در موقع عمل را جبراً هم کشف می‌شود که به منفعت بوده است یا به ضرر مملکت بوده است. مجلس آن موادی را که مضر بود اصلاح می‌کند بالاخره روزی هم باید داخل عمل اصلاح بشویم از این جهت ده نفر از آقایان نمایندگان تقاضا کردند آخرین کمیسیون قوانین مالیه که در مجلس چهارم تشکیل شده و راپورت آن در بیست و هفتم جوزا تقدیم مجلس شده عین آن راپورت احاله شود به کمیسیون جدید کمیسیون جدید زودتر نظریه خودش را تقدیم مجلس کند.

رئیس‌ـ چون این تقاضا ده امضا دارد دیگر به کمیسیون مبتکرات نمی‌رود مراجعه می‌شود به کمیسیون قوانین مالیه.

حاج عزالممالک‌ـ اجازه می‌فرمایید اخطار نظامنامه دارم باید رأی گرفته بشود.

رئیس‌ـ بلی باید رأی گرفته شود. رأی می‌گیریم که مراجعه شود یا نه

آقایانی که تصویب می‌کنند مراجعه شود به کمیسیون مالیه قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس‌ـ تصویب شد. آقای علائی که در واشنگتن هستند تقاضای سه ماه مرخصی کرده‌اند. کمیسیون هم از تاریخ ۴ جوزا دو ماهه مرخصی ایشان را تصویب کرده حالا باید رأی گرفته شود.

اخگرـ تصویب کمیسیون سه ماهه است؟

رئیس‌ـ ایشان تقاضای مرخصی سه ماهه کرده بودند کمیسیون دو ماهه تصویب کرده.

آقای حائری‌زاده (اجازه)

حائری‌زاده‌ـ بنده با این اجازه مخصوصاً مخالفم آقای علائی اگر داخل در خدمت دولت بودند آنجا و مشغول کمک به ماها بودند من چندان اصرار نداشتم به تشریف آوردن ایشان ولی از خدمت دولت پس از آنکه نمایندگی را قبول کردند لابد کناره خواهند کرد و ما از وجود ایشان در آنجا که فایده نمی‌برم و از تشریف‌فرمایی ایشان هم که در مجلس به ما کمک فکری بنمایندـ استفاده نمی‌کنیم‌ـ به این جهت من موافق نیستم و بایستی تلگراف شود که ایشان بیایند.

رئیس‌ـ چون تقاضای ایشان باید به عرض آقایان برسد این است که قرائت می‌شود و بعد رأی می‌گیریم.

(به شرح ذیل قرائت شد)

به تاریخ ۲ جوزا در واشنگتن توسط وزارت خارجه مجلس شوراـ با نهایت اشتیاق به خدمتگزاری در مجلس به واسطه کسالت سخت و بی‌اطلاعی از تصویب اعتبارنامه قادر به شرفیابی نشدم‌ـ هنوز هم کسالت باقی اجباراً باید چندی در سوئیس به تکمیل معالجه بپردازم مستدعی است از تاریخ تصویب اعتبارنامه سه ماه مرخصی با حقوق مرحمت فرمایید تا بهبودی یافته شرفیاب شوم. علائی

رئیس‌ـ آقای ارباب کیخسرو (اجازه)

ارباب کیخسروـ بنده تصور می‌کنم با آن اطلاعی که همه به احوال آقای علائی دارند نباید ما از این اجازه که ایشان خواسته‌اند انکار کنیم. ایشان اجازه برای آسایش و راحتشان در حال سلامتی نخواسته‌اند برای معالجه اجازه خواسته‌اند بنده عقیده دارم که همان سه ماه که ایشان تقاضا کرده‌اند از تاریخ تصویب اعتبارنامه مجلس قبول کند و البته در موقعی هم که ایشان مریض نباشند بهتر از وجودشان می‌شود استفاده کرد.

رئیس‌ـ رأی می‌گیریم...

آقا سیدیعقوب‌ـ اجازه بفرمایید بنده از راپورت کمیسیون دفاع کنم.

رئیس‌ـ چرا پیش از وقت دفاع نکردید. یازده فقره اجازه خواسته شده است قبل باید به راپورت کمیسیون رأی بگیرم بعد اگر تصویب نشد به تقاضای خودشان رأی می‌گیریم رأی می‌گیریم به راپورت کمیسیون آقایانی که مرخصی دو ماهه ایشان را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس‌ـ تصویب نشد. رأی می‌گیریم به تقاضای خودشان سه ماهه از تاریخ تصویب اعتبارنامه آقایانی که تصویب می‌کنند. قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس‌ـ تصویب شد. سه فقره اعتبارنامه جزو دستور است. یکی اعتبارنامه شاهزاده شیخ‌الرئیس، دیگری اعتبارنامه آقای دشتی. یکی هم جدیداً رسیده است مال آقای اسکندری نسبت به اعتبارنامه شاهزاده شیخ‌الرئیس آقای سردار معظم خراسانی تقاضا کرده‌اند که از دستور امروز خارج شود.

(جمعی از نمایندگان صحیح است)

سردار معظم ـ در جزو دستور بعد گذارده شود.

رئیس‌ـ توضیحاتی دارید؟

سردار معظم خراسانی‌ـ عرض کردم که در جزو دستور جلسه بعد بشود و توضیحاتی هم ندارم.

شیخ‌الرئیس‌ـ اگر اجازه می‌فرمایید بنده خودم هم تقاضا می‌کنم در جلسه بعد مطرح بشود.

رئیس‌ـ رأی می‌گیریم که از دستور امروز خارج بشود و برای جلسه آتیه جزو دستور باشد آقایانی که تصویب می‌کنند، قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس‌ـ تصویب شد. آقای وکیل‌الملک (احضار برای قرائت راپورت) (آقای وکیل‌الملک راپورت شعبه چهارم را راجع به نمایندگی آقای دشتی به شرح ذیل قرائت نمودند)

شعبه چهارم دوسیه انتخابات ساوه را تحت مطالعه آورد. انجمن نظار بعد از نشر اعلان از غره رجب ۱۳۴۲ الی دهم توزیع تعرفه نمود و از دوازدهم رجب الی شانزدهم به اخذ آرا پرداخته کلیه اوراق آرائی که به صندوق وارد شده (۱۰۲۲۵) ورقه بوده در نتیجه استخراج آرا آقای شیخعلی دشتی دارای (۷۲۳۹) رأی و حائز اکثریت بوده اعضا نظار صورت مجلس و اعتبارنامه را امضا کرده و اظهار نموده‌اند شکایت و اعتراضی نرسیده. شعبه چهارم دوسیه فوق را در جلسات متعدده مطالعه و رسیدگی نمود اعتراضات و شکایت‌های زیادی از اهالی ساوه و خلجستان و خرقان و غیره و چند نفر از اعضای شعبات انجمن‌های نظار فرعیه در اطراف اعمال نظر و اقدامات حاکم ساوه و نایب‌الحکومه‌های بلوکات و مفتش وزارت داخله به مجلس شورای ملی رسیده بود شکایت‌ها طوری بود که جلب توجه اعضا شعبه چهارم را نموده به همین نظر قریب چهل روز (از نهم حمل الی ۱۷ ثور) در جلسات متعدده این دوسیه مطرح مذاکره بوده بالاخره در جلسه هفدهم ثور بعد از مذاکرات زیادی برحسب پیشنهاد یک نفر از اعضای شعبه رأی مخفی گرفته شد از نوزده نفر اعضا شعبه پانزده نفر حاضر بودند بعد از قرائت آرا هشت نفر از پانزده نفر رأی به رد داده بودند شش نفر امتناع نموده ورقه سفید داده بودند یک نفر رأی تصویب داده بود.

وکیل‌الملک‌ ـ سه نفر آقایانی که حاضر نبودندـ آقایان ارباب کیخسروـ مصباح‌السلطنه و دبیر اعظم هستند.

رئیس‌ـ این راپورت تکلیفش در جلسه بعد باید معلوم شود. آقای کازرونی (احضار برای قرائت راپورت) آقای کازرونی راپورت شعبه اول را راجع به نمایندگی آقای سیف‌الله خان اسکندری به شرح ذیل قرائت نمودند) شعبه اول دوسیه انتخابات شهر تبریز و توابع آن و نمایندگی آقای سیف‌الله‌خان اسکندری را مورد دقت و رسیدگی قرار داده و راپورت آن را به شرح آتی به مجلس شورای ملی تقدیم می‌دارد انجمن نظارت مرکزی در تاریخ پانزدهم ربیع‌الثانی ۱۳۴۲ مطابق دوم برج قوس ۱۳۰۲ موجب انتخاب والی ایالت آذربایجان از معتمدین محل تشکیل و در روز ششم قوس اعلان انتخابات را منتشر و از روز دوشنبه غره جمادی‌الاولی تا ۲۵ شهر مزبور به توزیع تعرفه اقدام و از روز ۲۷ جمادی‌الاولی تا غروب چهارشنبه دوم جمادی‌الثانیه به اخذ آرا مشغول و پس از حاضر شدن صندوق‌های آرا توابع شهر به استخراج مجموع (۴۲۸۰۷) ورقه آرا مأخوذه پرداخته و آقای سیف‌الله خان اسکندری از آرا مذکور به اکثریت (۷۹۱۷) رأی منتخب شده‌اند شعبه یک در ضمن رسیدگی به دوسیه و صورت مجلس انتخابات متوجه موضوعی شده که ذیلاً توضیح می‌شودـ آقای حاج ظهیرالممالک در انتخابات تبریز و توابع دارای)۸۰۶۴) رأی بوده و بر حسب تشخیص هیئت نظار مرکزی به واسطه اینکه مشارالیه به حکومت ده خورقان استقلال داشتند آراء محل مزبوره را قسمت پنجم از ماده ۷ قانون انتخابات لغو دانسته و چون معاقب آقای ظهیرالممالک آقای سیف‌الله خان حائز اکثریت بوده‌اند ایشان اعتبارنامه داده است در نتیجه مطالعات شعبه معلوم گردید که آقای حاج ظهیرالممالک در تاریخ ربیع‌الاول ۱۳۴۲ در ضمن مراسله استعفای خود را از حکومت ده حوارقان به ایالت آذربایجان تقدیم داشته ولی متعاقب تقدیم استعفا مأموریت خود را ادامه داده و سواد مصدق مراسلات رسمیه صادره از حکومت دهخوارقان به ایالت آذربایجان که ممضی به امضای آقای حاج ظهیرالممالک بوده بر حسب تقاضای انجمن مرکزی والی ایالت به انجمن ارسال و به موجب آن مراسلات در نظر انجمن ثابت گردیده که مشارالیه عملاً زمام امور حکومت ده خوارقان را در دست داشته و نیز ایالت آذربایجان در ضمن مراسله رسمی ۱۲ حوت ۱۳۰۲ این مراتب را تصدیق کرده است به جهات مذکوره شعبه یک صحت تشخیص هیئت نظار مرکزی را به اکثریت آرا و نمایندگی آقای سیف‌الله خان اسکندری را تصویب می‌نماید.

رئیس‌ـ آقای عمادالسلطنه.(اجازه)

عمادالسلطنه‌ ـ مخالفم.

رئیس‌ـ موکول می‌شود به جلسه بعد

آقای سردار فاخر (اجازه)

سردار فاخرـ عرایض بنده هم راجع به این اعتبارنامه بود که ماند برای جلسه بعد.

رئیس‌ـ آقای سرکشیک‌زاده (اجازه)

سرکشیک‌زاده‌ـ بنده هم راجع به همین موضوع سؤالی داشتم که در جلسه بعد عرض می‌کنم.

رئیس‌ـ پیشنهادی که نسبت به سوابق مجلس شده بود مراجعه شود به شعبه‌هاـ حالا حالا باید اینجا مطرح شده و رأی گرفته شود.

کسی اجازه نمی‌خواهد؟

آقا سیدیعقوب‌ـ بنده اجازه می‌خواهم.

مدرس‌ـ راپورت شعبات را نمی‌خوانند؟

رئیس‌ـ مشکل می‌دانم که راپورت لازم باشد خواندنش.

مدرس‌ـ اطلاع نداریم.

رئیس‌ـ مذاکره در شعبات برای تبادل نظر بوده است حالا مطلب اینجا عنوان می‌شود و رأی گرفته می‌شود.

مدرس‌ـ در مجلس هنوز مذاکره نشده است که رأی گرفته شود.

(پیشنهادهای تدین به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملی دامت شوکته پیشنهاد می‌کنم که سوابق عملیات مجالس گذشته در مقابل نظامنامه از این به بعد حجت نیست، تدین:

آقا سیدیعقوب‌ـ بنده مخالفم

رئیس‌ـ بفرمایید.

آقا سیدیعقوب‌ـ همان طوری که آقای رئیس فرمودند بنا نبود راپورت خوانده شود لیکن بنده خواستم عرض کنم نظری که در شعبه سوم اتخاذ شده است (اگرچه تصمیمی در این باب اتخاذ نشده) این است که سوابقی را که اظهار می‌کنند در مجلس است تا حالا سوابقی که مخالف با نص نظامنامه باشد در مجلس نبوده است. یک سوابقی بوده است که تصور می‌شود برخلاف ظاهر نظامنامه بوده است ظاهر نظامنامه هم چون محمل‌الوجهینن است ما نمی‌توانیم آن را حجت تام بدانیم و سوابقی که مخالف او باشد از میانه برود پس همان طور که در سابق جریان داشته و عمل مجلس بوده است اگر یک سوابقی باشد که مخالف با نص نظامنامه باشد تمام ماها مکلفیم که اطلاع بدهیم خود مقام ریاست هم تاکنون برخلاف سوابق رأیی از مجلس نگرفته‌اند و بنده هر چه فکر می‌کنم تا به حال یک سابقه که برخلاف نص نظامنامه بوده این در مجلس نبوده است و هر یک از ما مکلفیم که ناظر اجرای قانون باشیم. اخطار، اطلاع، اشعار. تمام اینها برای ما تکلیف باقی است هیچ چیزی هم دست ما را نگرفته است که اگر به یک چیزی واقف شویم که برخلاف نص نظامنامه باشد اطلاع بدهیم ولی اگر برخلاف ظاهر نظامنامه یک چیزی باشد بنده عرض کردم ظاهر محتمل‌الوجهین است. یک ماده را ایشان تصور کرده‌اند که معنایش این طور است و دیگری تصور کرده است معنایش طور دیگر است پس سوابق مخالف یا ظاهر نظامنامه این چیزی نیست که ما بتوانیم رای قطعی بدهیم که حتما بتمام سوابقی که مخالف با ظاهر است عقیده نداریم و باید لغو شود ولی چون ظاهر محتمل معافی مختلف است ما عقیده نداریم و اما نسبت بنص تا کنون که سابقه ایجاد نشده است و اگر بعد از این هم بشود مسلم است تمام ماها مکلف هستیم اگر جائی دیدیم عمل واقع شد بر خلاف نظامنامه اطلاع بدهیم مقام ریاست هم مواظب هستند که بر خلاف نص نظامنامه رفتار نشود این است که بنده موضوع و معنای این پیشنهاد را نفهمیدم و مخالفم

رئیس – آقای نصرت الدوله موافقند؟

نصرت الدوله – بلی در همان جلسهً که آقای تدین این پیشنهاد را کردند بنده اینطور خاطر دارم یا در مقام توضیحی بود که از مقام ریاست از ایشان خواسته شد و یا خودشان یک توضیحی دادند که تذکر آن را لازم میدانم از برای رفع این اختلاف. چون ممکن است آن اختلاف مذاکرات را طولانی کند راجع بلفظ (ظاهر) بود که در پیشنهاد نوشته شده بود ایشان توضیح دادند که مقصود من صریح نظامنامه و نص نظامنامه است.

(جمعی از نمایندگان صحیح است)

بعد که شعبه تشکیل شد مخصوصاُ از ایشان دعوت شد باز اظهار خودشان را تأئید کردند که مقصود صریح و نص نظامنامه است در آن شعبه که بنده بودم مذاکرات زیادی در اطراف این مطلب شد. در راپرتی که تقدیم هیئت رئیسه شده است توضیح داده شده است و تصور می‌کنم که اگر آن توضیح را بعرض آقایان برسانم یک راه حلی برایش پیدا بشود اگر مقصود آقای تدین همان طوریکه نکرار فرمودند نص و صریح نظامنامه است این یکی از مسائل بدیهی و از اصول موضوعه و مطالب مسلمه است که بر خلاف نص صریح خواه نظامنامه خواه قانون هیچ نوع سابقهً قابل ملاحظه را استناد نمی‌تواند بشود البته باید گفت که همچو سابقه هائی هم نیست نه از نقطه نظریکه آقای آقا سید یعقوب اظهار کردند زیرا می دانم که از این قبیل سوابق پیش آمده و ممکن است در موقع لزوم مواردش را هم بعرض آقایان برسانم ولی اینطور باید گفت که این آرائی که داده شده است از روی غفلت و تسامح بوده است. این تذکر برای این است که بعد از این تسامحها و غفلتها از طرف آقایان وکلا نشود من تصور می‌کنم اگر این پیشنهاد این قسمتش اصلاح شود و معین شود که چیزیکه مطرح مذاکره و بحث است سوابق بر خلاف نص و صریح است دیگر مذاکرات مورد ندارد حتی پیشنهاد قابل رأی گرفتن در مجلس نیست زیرا چه در موضوع می‌خواهیم رأی بدهیم؟ رأی بیک اصلی آن مبنای هر اصول مسلمه است بر خلاف نص ماده نظامنامه و صریح یک ماده قانون چطور می‌شود یک سابقه گذاشت؟ مجلس چنانچه قبلا هم مذاکره شد یک ماده را اگر غلط بداند یا ناقص بداند البته حق دارد آن ماده را تغییر بدهد یا نقص کند. ولی تا وقتی که مجلس آن را نقض نکرده است و تا وقتیکه در تحت یک نظامنامه رسمی یا یک قانون رسمی یک ماده مصرح است البـته هیچ سابقه در مقابل آن سندیت ندارد بعضی‌ها اظهـار می‌کنند که اصل اختلاف در موضوع نص و صریح بودن یا صراحت نداشتن قانون است این را هم البته تصدیق می فرمائید که موضوع امور بحث ما نیست و چنانچه یک چنین موضوع پیش بیاید باید یا خود مجلس حکومت کند یا همانطوریکه آقای مصدق السلطنه در جلسه سابق تذکر دادند. یک مجلس یک کمیسیونی یک جائی را در نظر بگیرد برای تشخیص اینکه آیا اینجا ماده صراحت دارد یا ندارد امروز که ما در اطراف این پیشنهاد آقای تدین بحث می‌کنیم باید در اصل مقصود ایشان مذاکره کنیم مقصود ایشان سوابق مخالف با نص و صریح است در اینصورت بعقیده بنده این سوابق مورد بحث نمی‌تواند بشود

(جمعی از نمایندگان صحیح است)

رئیس – آقای اخگر موافقید یا مخالف؟

اخگر – مخالفم

رئیس – بفرمائید.

اخگر – اولا بنده مقصود ارجاع لوایح و مطالب را بشعبات ندانستم برای چیست یعنی خیال می‌کردم مطـالب را می‌فرستند بشعبات برای اینکه بحث و تعدیلاتی که می‌شود در شعبات بشود و وقت مجلس صرف نشود که راجع بیک قضیه سهل و ساده مذاکرات زیاد نشود و حالا از راپرت شعبات هیچ اطلاعی نداریم و نمی دانیم شعبات بعد از آنکه نشسته‌اند و در این موضوع مذاکره و مباحثه کرده‌اند رأی آنها چه بود؟ و چه عقیده اظهار کرده‌اند؟ راجع به اصل پیشنهاد اولا کلمه (ظاهر) یک چیزی است که نمی‌تواند سوابق را لغو کند و سوابق اگر بر خلاف صریح پیش می‌تواند آنرا لغو کند ولی چیزیکه هست این است که بنده از ظاهر عبارت یک ماده یک چیزی می‌فهمم و دیگری از ظاهر همان ماده چیزی دیگری می‌فهمد کلمه ظاهر باید اصلاح شود دیگر اینکه این پیشنهادی خیلی صریح و مثل این می‌ماند که پیشنهاد بکنیم که قانون باید اجراشود این مسئله بدیهی است بدیهیات محتاج به پیشنهاد کردن و محتاج بمذاکره کردن و رأی گرفتن نیست یک مسئله بدیهی معینی مخالف با نص و صریح قانون نشدن لازم به پیشنهاد نیست که مذاکراتی در این موضوع بشود و وقت مجلس تلف بشود.

رئیس – آقای مصدق السلطنه موافقند؟

مصدق السلطنه – بنده مخالفم

رئیس – آقای شیروانی (اجـازه)

شیروانـی – بنده می‌بینم در یک امر بدیهی چند روز وقت مجلس تلف می‌شود. قانون برای چیست؟ قانون یک چهار دیواری است که یک عده اشخاص باید در حدود آن کار کنند و از آن حدود تجاوز نکنند. آقایان می‌فرمایند که ما سوابق را در مقابل نص صریح قانون قبول می‌کنیم در صورتیکه در این موقع قانون لغو می‌شود

(همهمه نمایندگان)

عرض می‌کنم آقایانیکه الان دارند صحبت می‌کنند دیروز که ماده ۲۷ مطرح بود و می‌گفتند که ماده ۲۷ باید اجرا بشود در صورتیکه نص صریح ماده ۲۷ می‌گوید یکنفر وکیل در دو کمیسیون بیشتر نمی‌تواند عضو بشود در چهار پنج کیسیون عضو می‌شدند. پس این مخالف نص صریح قانونست بنابراین با این اصلاحی که شاهزاده نصرت الدوله فرمودند یعنی در صورتیکه ظاهر را تبدیل به نص صریح بکنیم بدیهی است و قابل رأی نیست و الا اگر ما بخواهیم سوابق را در مقابل قانون حجت بدهیم وجود قانون اساساُ لغو خواهد شد.

رئیس – آقای مصدق السطنه (اجازه)

مصدق السلطنه – مخالف بودم و عرضی هم ندارم آقایان عرایض مرا تقریبا بعرض رساندند.

رئیس – آقای دستغیب موافقند؟

دستغیب و بنده مخالفم

رئیس – آقای شریعت زاده موافقند؟

شریعت زاده – بلی موافقم

دستغیب – بنده مخالفم

رئیس – بلی آقای مصدق السلطنه مخالف بودند حالا باید یکنفر موافق حرف بزند.

دستغیب – فرمایشی نفرمودید

رئیس – دو سه کلمه فرمودند

مدرس – اینهم از مشکلات است

رئیس – چه فرمودید؟

مدرس – فرمودید آقای مصدق السلطنه مخالفت کردند این هم از مشکلات است

رئیس – (خطاب بشریعت زاده) بفرمائید

شریعت زاده بنده لازم دانستم خاطر نمایندگان محترم راتذکر بدهم که راجع بمسائل مربوطه به نظامنامه هیچ عملی که مخالف با نظامنامه باشد نمی‌تواند سندیت پیدا کند و با توضیح این معنی از طرف آقای تدین که مقصودشان از ظاهر نص بوده است. کلیه نسبت بمقصود ایشان در مجلس موافقت قطعی حاصل است باین معنی که هیچیک از آقایان نمایندگان موافق نیستند که یک سابقهُ مخالف نظام نامه سندیت و حجت داشته باشد بنابراین جریان توضیحات. دوام مذاکرات را در این قسمت بنده صلاح نمی دانم. اگر کسی در مجلس هست که بگوید سوابق مخالف با نص نظامنامه حجت دارد و دلائلی دارند ذکر کنند بنده در هر صورت راجع باین قسمت پیشنهاد می‌کنم که مذاکرات کافی است و آقایان نباید در یک امر واضحی که سوابق مخالف با نص حجت باشد یا نه مباحثه کنند

رئیس – آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب – بنده در بین آقایان موافقین که فرمایشات فرمودند یک موافقی ندیدم همه آقایان به پیشنهاد مخالف بودند و در موضوع موافقت صحبت می‌کردند اما اولی شاهزاده نصرت الدوله بودندکه تقریباُ عبارتشان این بود که فرمودند این پیشنهاد را نمی‌شود در مجلس رأی گرفت پس جزو مخالفین بودند نمیدانم چطور تعبیر بموافقت کردند و می‌کنند مثل اینکه بگوئیم آفتاب روشن است البته معلوم است اینکه قابل رأی دادن نیست پس بنابراین ایشان موافق بودند که من مخالف باشم آقای شیروانی هم که فرمایشاتی فرمودند ایشان هم مخالف بودند برای اینکه در توضیحی که فرمودند فرمودند با نص مخالفت یا موافقت نمی‌شود کرد یعنی ممکن است یک مادهُ را ایشان صریح بدانند و من صریح ندانم پس این پیشنهادی که می‌شود که سوابق در مقابل نص حجت نیست و برای رفع اختلاف پیشنهاد شد تازه رفع اختلاف نمی‌کند برای اینکه در خصوص نص و ظاهر ممکن است اختلافات ایجاد بشود. پس ظواهر رفع اختلافات و رفع تعبیر را از مال نمی‌کند اما آقای شریعت زاده هم که فرمودند باز خاتمه مذاکراتشان بمخالفت تمام شد برای اینکه فرمودند من مذاکرات را لازم نمی‌بینم و این پیشنهاد را تقریباُ قابل رأی نمیدانم و مذاکرات را خاتمه می‌دهم این فرمایشات موافقین استکه مذاکره کردند. اما بنده چرا مخالفم برای همان فرمایشاتی که آقایان فرمودند که قانون باید اجرا بشود هر آدمی بعقیده بنده باید ملتفت باشد و بداند که اجرا شدن قانون قابل رأی نیست. مثلا رأی بگیریم که قانون اجرا شود یا خیر یا اینکه رأی بگیریم که حالا روز است یا خیر البته می‌گویند روز است یا اینکه رأی بگیریم که حالا شب است رأی نمی‌خواهد البته هر وقت که شب آمد شب است. پس بناء علی ذالک عقیده بنده این است که این پیشنهاد قابل رأی گرفتن نیست و در مقابل نص صریح قانون سوابق مجلس حجت است. بر فرض اینکه بگوئیم غیر قابل رأی است آنوقت اسباب عسر و حرج در مجلس لازم میاید برای اینکه در هر ماده اختلافات در صراحت و عدم صراحت تولید می‌شود بهترین چیزها همان مثلی است که آقای شیروانی فرمودند راجع بماده ۱۲ ماده ۱۲ را بنده صریح می دانم که باید لوایح و مطالب و پیشنهاد است برود بشعبات ولی در این جا دو ساعت وقت مجلس را صرف کردند برای خاطر اینکه یکی از آقایان می‌فرمودند عبارت ماده صریح است بعضیها می‌فرمودند خیر لوایح یا طرح یا مطلب لازم نیست برود بشعبات و در اینخصوص صحبتهای زیادی شد پس اگر بنا بشود این پیشنهاد را که آقایان در خصوص آن صحبت می‌کنند این را قابل رای بدانند و رای بگیرند بنده عقیده‌ام این است که اسباب عسر و حرج در هر لایحه و ماده لازم می‌آید که در مجلس دو ساعت یا سه ساعت یا یک روز وقت مجلس را تلف کنیم که صریح است یا نه یکی بگوید از روی این فلسفه صراحت دارد دیگری بگوید که از روی آن فلسفه صراحت ندارد پس عقیده بنده این است که این مسئله بکلی مسکوت عنه بماند و ابداً در مجلس رای درباره اش گرفته نشود (مثل اینکه بگویند آفتاب روشن است این رای لازم ندارد) از اینجهة بنده مخالف هستم

رئیس – آقای کازرونی (اجازه)

آقا میرزا علی – بنده موافقم و عرض می‌کنم این یک امر مسلمی است سابقهُ که مخالف با قانون باشد قائم مقام قانون نیست و هیچ محتاج ببحث هم نیست مسلم است و البته نبایستی هم رأی داده شود که این قانون قانون است و مطاع است این مسئله مسلم است لیکن حرف در اینجا است که این کلمه (ظاهر) که اینجا نوشته شده مورد بحث واقع شده که شاید یک سابقه باشد در مقابل ظاهر قانون. مقصود از ظاهر چیست؟ مقصود از ظاهر آن معنای اولی یعنی آن معنائی است که اول انسان بآن مننتقل می‌شود و معنائی است که اول و مقدم بر همه چیز بذهن انسان می‌رسد مقصود از ظاهر یعنی آن چیزی که محتاج نباشد شما تعبیرش کنید یا تفسیرش کنید و بالاخره معنایش همان نص است در هر صورت اگر چنانچه یک سابقهً فرضاً بود در مقابل یک ظاهریکه قابل تشکیک و تردید باشد اولا اگر آن سابقه را بمنزله تفسیر قرار دادیم و مدون شد آن سوابقی راکه در مقابل یک همچو ظاهر قانونی است و به دست وکلا داده شد این یک قانونی است تازه و این وکلائی هم که از ولایات آمده‌اند و عادتاً نباید وکلای سابق باشند و یک مردم تازهُ هستند که دور هم جمع شده‌اند این قانون را مدوناً دیدند که بمنزله تفسیر است اما شما میدانیدکه سابقه مدون نیست و فرضا دوره چهارم سپری شد یک عده وکلای تازه دور هم جمع شدند هیچ نمی دانند دوره دوم و سوم چه سابقه هائی در مجلس بوده و چه کرده‌اند آیا یک چیزهائی که یک مردمی نمیدانند و نمی‌توانند بدانند برای آنها حجت است؟ من نمیدانم سابقه چه چیز است این نصوص قانونی که ما اینجا داریم اگر یکچیزش اسباب تشکیک و تردید شد باید آن را مطرح کنند در آن مذاکره کنند و رفع تردید از آن ماده بنمایند یا تفسیر بکنند این بود عرایض بنده و دیگر عرضی ندارم

رئیس – آقای آقا شیخ محمد علی مخالفند؟

آقا شیخ محمد علی طهرانی – بلی مخالفم.

رئیس – بفرمائید.

آقای شیخ محمد علی – خیلی متأسفم از اینکه این موضوع که چندان قابل اهمیت نیست در مجلسی که ساعتی شاید ده هزار تومان مخارج آن می‌شود مذاکره شود مفهوم با مصداق فرق دارد بنده اختلافاتی بین آقایان وکلا مشاهده می‌کنم که اختلافات مصداقی است نه مفهومی این مسئله مسلم است که سه زاویهُ مثلث مساوی با دو قائمه است اعم از اینکه رای بدهندکه مساوی با چهار قائمه است با رای ندهند این مسئله مسلم است در مباحث الفاظ عمل در مقابل نص حجت نیست عمل در مقابل ظاهر حجت است و مبین ظاهر است و هم چنین عمل در مقابل مجمل مبین مجمل است پس در اصل کلی هیچ مورد گفتگو نباید بشود اما در جزئیات که آیا اینعمل مخالف این ماده است و این ماده نص است یا ظاهر است یا مجمل است؟ در این موضوع باید گفتگو بشود پس بنابراین پیشنهاد بنظر من موضوع ندارد خاصه که تعبیر بلفظ ظاهر شده است اعمال سابقه در مقابل ظاهر حجت است ولی اعمال سابقه در مقابل نص حجت نیست و اعمال سابقه در مقابل مجمل حجت است اماکدام مواد مجمل است؟ کدام مواد مصرح است؟ کدام مواد ظاهر است؟ تا عملیات را با او مقایسه کنیم.

این موضوع علیحده ایست پس بنابراین در مفهوم نباید داخل مذاکره بشویم و قابل رای بدانیم پس از این جهت بنده رد می‌کنم و مذاکرات را هم کافی میدانم

رئیس – مذاکرات کافی است؟ بسبت به کفایت مذاکرات مخالفی نیست.

(بعضی از نمایندگان – خیر)

سردار معظم خراسانی – بنده یک سؤالی فقط داشتم؟

رئیس – از کی

سردار معظم – از مجلس

رئیس – از مجلس نمی‌شود سؤال کرد.

سردار معظم – یک توضیحی می‌خواهم.

رئیس – رأی گرفته می‌شود باین پیشنهاد دوباره قرائت می‌شود

(پیشنهاد آقای تدین مجدداً قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورایملی دامت شوکته پیشنهاد می‌کنم که سوابق عملیات مجالس گذشته در مقابل ظاهر نظامنامه ازاین ببعد جحت نیست - تدین

(جمعی از نمایندگان برای تحصیل اجازه دست بلند می‌نمودند)

رئیس – این اجازه هائی که خواسته می‌شود برای چه چیزی است؟

بکفایت مذاکرات که رای داده شده است

یاسائی – بنده اخطار دارم

رئیس – اخطار بکی دارید؟

یاسائی – در این جا در طی مذاکرات مکرر از طرف آقایان نمایندگان گفته شد که در اینموضوع محتاج بگرفتن رای نیست . . . . .

رئیس – اخطار بکی دارید؟

یاسائی – اخطارنظامنامهُ که اینجا جای رأی نیست.

رئیس – در کجای نظامنامه نوشته شده است؟ ماده آن را نشان بدهید بعد اخطار کنید

یاسائی – ماده ندارد از روی نظامنامه معلوم است که نباید در اینموضوع رأی داد.

رئیس – دیگر کسی اخطار داد؟

(گفته شد خیر)

اخگر – بنده توضیحی دارم راجع باین رائی که می‌خواهند بدهند . . .

رئیس اگر اجازه بدهم بخود بنده ایراد کنید که نظامنامه را اجرا نمی‌کنید؟ این است که اجازه نمی‌دهم.

رأی می‌گیریم باین پیشنهاد آقایانیکه این پیشنهاد راتصویب می‌کنند قیام فرمایند

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس – رد شد. اجازه میفرمائید تنفس داده شود. ولی قبل از اینکه تشریف ببرید عرض داشتم در موقع تنفس کمیسونهائیکه عرض می‌کنم بایستی تشکیل شده و هیئت رئیسه شان را معین کنند: کمیسیون خارجه: کمیسیون نظام: کمیسیون داخله: کمیسیون قوانین مالیه: کمیسیون عدلیه: این کمیسیون‌ها در موقع تنفس تشکیل می‌شود هیئت رئیسه خود را معین می‌کنند بعد آقایان رؤسای کمیسیونها امروز عصر دو ساعت بغروب مانده تشریف بیاورند اینجا برای اینکه اوقات تشکیل کمیسیونها را معین بفرمایند.

(در این موضوع جلسه برای تنفس تعطیل و پس از نیمساعت مجدداُ تشکیل گردید)

رئیس – آقای حائری زاده از وزارت داخله سؤالی داشتید؟

حائری زاده – خیر.

رئیس – آقای قائم مقام الملک (اجازه)

قائم مقام الملک – بنده از وزارت داخله سؤال ندارم از وزارت مالیه سؤالی داشتم.

رئیس – بلی از وزارت مالی سؤالی داشتید.

بفرمائید قائم مبقام الملک – مدت چند ماه است که سیگاریها دررشت متحصن هستند در مسجد صقی . . .

و چند دفعه هم عریضه به مجلس عرض کرده‌اند و بماها هم نوشته‌اند.

می‌خواستم به بینم در این موضوع چه اقدامی شده است؟

معاون وزارت مالیه – تحصن و تظلم سیگاریها در گیلان در باب تفاوت میزانی بوده است که در نرخ عوارض توتون از آنها مطالبه میشده و بالاخره دربین خود اهالی که تفاوتی در کار فروششان است ترتیب داده شده است با رضایت آن قسمتی که متحصن و متظلم شده‌اند کار انجام گرفته است

قائم مقام الملک – از تحصن خارج شده‌اند. یا هنوز متقاعد نشده‌اند؟

معاون وزارت مالیه – از اداره محل خبر داده‌اند که متقاعد شده و رضایت خاطر آنها بعمل آمده است

قائم مقام الملک – باز هم عریضحات آنها بمجلس می‌رسد.

معاون وزارت مالیه – بودجهُ تفصیلی هذا لسنه سیچقان ئیل وزارت جنگ را تقدیم می‌کنم بودجه تفصیلی هذا لسنه سیچقان ئیل مستشارهای مالیه است که تقدیم می‌کنم. لایحه پیشنهادی است در باب الصاق تمبر بعرایض و غیره که تقدیم مجلس می‌کنم. لایحه پیش نهادی است در باب اینکه دولت بتواند حقوقات ارباب حقوق را در مقابل مالیات آنها محسوب دارد این مسئله چون در مقابل یک ماده از قانون محاسبات عمومی ممنوع است و نظر باینکه اسباب اشکال برای وزارت مالیه بوده است و سبب تأخیر پرداخت حقوق ارباب حقوق شده است. باینجة لایحه تقدیم شده است که اگر از تصویب مجلس بگذرد آسایش آنها بعمل خواهد آمد. لایحه دیگری است که تقدیم می‌شود تقاضای اجاره پرداخت یک دوازدهم برای حقوق ادارات می‌شود که از مضیقه بیرون بیایند و بتوانند وظایف مرجوعه خود را انجام بدهد. فوریت این لایحه را تقاضا می‌کنم.

رئیس – لایحه اولی و دومی راجع بکمیسیون بودجه است. لایحه سومی راجع بکمیسیون مالیه است ولی لایحه چهارم را باید آقایان تکلیفش را معین بفرمایند.

(یک نفر از نمایندگان – لایحه چهارم راجع به چیست ؟)

رئیس – لایحه چهارم راجع باین است که مستمری و شهریه بگیرها مستمریاتشان را در عوض مالیات حساب نکنند گمان می‌کنم هم راجع به کمیسیون قوانین مالیه است و هم راجع بکمیسیون بودجه

آقای آقا سید یعقوب.(اجازه)

آقا سید یعقوب – بنده خواستم همین فرمایش آقای رئیس را عرض کنم که چون دو جنبه دارد ممکن است بهر دو کمیسیون رجوع شود.

رئیس – مخالفی ندارد

(گفته شد – خیر)

(لایحه تقدیمی اخیر بشرح آتی قرائت شد)

بتاریخ ۹ جوزا

مقام محترم مجلس مقدس شورای ملی

لازم دید توجه مخصوص و عاجل آقایان نمایندگان محترم را باین نکته جلب نماید که هرگاه اجازه پرداخت مخارج فوری و لازم بدون تأخیر پرداخته شود و محققاً دچار خسارات معتنابهی خواهد گردید.

مسلم است وصول عایدات بدون صرف پاره مخارج ممکن نخواهدگردید بعضی عواید هستندکه هرگاه در وصول آنها به موقع اقدام نشود از بین خواهد رفت مخصوصاُ مالیاتهای غیر مستقیم را می‌توان در این ردیف قرار داد که اگر در این موقع که هنگام وصول آنها است غفلت بشود موجبات خسارات دولت فراهم خواهد گردید.

دو برج از سال می‌گذرد هنوز جز پرداخت یک دوازدهم بودجه سند ماضیه اعتباری تصویب نشده است و وضعیت روبوخامت می‌رود وزارت مالیه مجوزی برای پرداخت مخارج ثور و جوزا ندارد و امید این هم نیست که اعتبارات هذا لسنه سیچقان ئیل درمدت قلیلی بتصویب برسد بنابراین مقتضی است مواد پیشنهادی ذیل را بفوریت تصویب فرمایند که بموقع اجرا گذاشته شود.
  • ماده اول مادام که اعتبارات بودجه سنه نیچقان ئیل (۱۳۰۳) بتصویب مجلس شورای ملی نرسیده وزارت مالیه مجاز خواهد بود مخارج فوری و ضروری وزارت خانها و ادارات دولتی را بتناسب بودجه‌های مصوبه (۱۳۰۲) کارسازی دارد
  • ماده دوم – مخارجی که در بودجه پیشنهادی وزارت خانها و ادارات دولتی برای هذا لسنه سیچقان ئیل منظور نشده باشد از این قانون استثناء خواهد بود
  • ماده سوم – پس از تصویب بودجه‌ها مبالغ پرداختی بموجب این قانون در مقابل اعتبارات مربوطه هر بودجه محسوب و منظور خواهد گردید.
رئیس الوزراء – رضا

وزیر مالیه: محمود مدبر الملک

رئیس – تقاضای فوریت شده است نسبت بفوریت مخالفی دارد یا ندارد؟

آقای حائری زاده (اجازه)

حائری زاده – لایحه بودجه تقریباً یک شور بیشتر ندارد خودش وقتی که از کمیسیون بیرون آمد محتاج بشور ثانی نیست اگر فوریت بیشتری را تقاضا دارید این لایحه تا طبع و توزیع نشود ما نمی‌توانیم نظریه خود را اظهار کنیم . . . خوب بود اگر فوریتش را میل داشتید یکماه بیشتر این لایحه را تهیه کنید نیاورید چون مجلس مدت مدیدی است افتتاح شده و از بیکاری یکهفته تعطیل داشت و من معتقد نیستم یک لایحهُ باین مهمی فی المجلس درش مذاکره بشود

معاون وزارت مالیه – این لایحه مشتمل بر یکبودجه تفصیلی یا اجمالی نیست یک قسمت از بودجه‌ها تقدیم مجلس شده است و بقیه هم تدریجاً تقدیم می‌شود و سابقاً هم مجلس اجازه فرموده و تصویب فرموده است که وزارت مالیه یک دوازده از بابت برج حمل بپردازد نظر باینکه برای پرداخت برج تا بودجه‌ها نگذشته است (البته وزارت مالیه بدون تصویب مجلس نمی‌تواند چیزی بدهد) چنانچه از برج حمل تا بحال دو ماه می‌گذرد نسبت بمخارج ضروریه ادارات که عدم پرداختی اسباب تأخیر و زحمت خواهد شد این است که تقاضا می‌کنم اجازه بفرمائید یک دوازدهم را بپردازند تا این که ادارات بتواند کارهایشانرا ادامه بدهند.

رئیس – مقصود آقای معاون اینست که درهمین جلسهُ امروز مذاکره شود و تکلیفش معین شود؟ یا اینکه یک شور بشود؟ اگر مقصود یک شور است که تحصیل حاصل است. اگر فوریت قسم دیگری است باید بفرمائید تا تکلیفش معین شود.

معاون وزارت مالیه – تقاضای فوریت بنده راجع بمذاکره در همین جلسه است.

رئیس – آقای حاج عز الممالک.(اجازه)

حاج عز الممالک – بنده موافقم.

رئیس – آقای عماد السلطنه.(اجازه)

عماد السلطنه – بنده بافوریتش مخالفم و با طرزیهم که نوشته شده است مخالفم اگردیگر هم پرداخته شود ممکن است که یک ماده واحده پیشنهاد نمائید که برج ثور هم مطابق سال گذشته یک دوازدهم تصویب شود. موضوع حقوق را بنده موافقم و گمان می‌کنم که سایر آقایان که موافق باشند و ضمناً بودجه تفصیلی خودشانرا تقدیم مجلس نمایند الان در کمیسیون بودجه فقط یک بودجه تفصیلی بیشتر نیست آنهم بودجه وزارت خارجه است بودجه وزارت مالیه و سایر وزارت خانه‌ها هنوز نرسیده بودجهُ وزارت جنگ هم حالا تقدیم مجلس شده است در عوض این کار بهتر است بودجه تفصیلی وزارت مالیه را بدهندکمیسیون هم گمان می‌کنم تا آخر این برج موفق شوند تصفیه به کنند برای این که درکمیسیون یک اشل و یک ترتیب مذاکره هست که بعد از این کمیسیون تصمیم گرفته بودجه‌ها را از آنرو یگذرانند و ممکن است بودجه‌ها خیلی زود بگذرد

معاون وزارت مالیه – اینکه بطور اجمال تقاضا شده است برای این است که پرداخت برج حمل مطابق میزانی بوده است که در برج حوت سنه گذشته پرداخته شده و برای برج آتیه هم بهمابرج آتیه هم بهما. این مسئله خاطر مجلس محترم را کاملا تأمین می‌کند که اضافه پرداخته نخواهد شد و آنچه پرداخته می‌شود عبارتست از معادل همان بودجه ببرج حوت سال گذشته و مخصوصاً نسبت بمسائل ضروری و فوری بسا می‌شود که مخارجی از بابت برج گذشته که ثور بوده است و هنوز اجازهُ پرداختش داده نشده معطل مانده است الان هم دربرج جوزا هستیم ممکن است تا بودجه تفصیلی بگذرد بیک مخارجی بربخوریم و در همه ماه و هر چند روزی ممکن است برای اینکه بودجه‌های تفصیلی نگذشته است محتاج بیک چنین تقاضائی بشویم باین جهت است که اجمالا یک چنین تقاضائی شده و بودجه‌های تعضیلی هم تقدیم شده است و بقیه هم تقدیم می‌شود البته کمیسیون بودجه‌ها زودتر بگذرد دو دولت هر روز محتاج بتکرار این قبیل تقاضاها نباشد. تقدیمتدو دولت این قبیل تق؟ اخگر بلی بنده با طرزیکه در این لایحه نگارش یافته است مخالفم برای اینکه دلیل می‌آورند. که حالا اول برج جوزاست و هنوز بودجه‌ها تصویب نشده است در صورتیکه همین امروزیکی از بودجه‌های تفصیلی را بمجلس تقدیم می‌کنند و موافق قانون اساسی باید سه ماه بآخر سال قبل مانده بودجه‌های تفصیلی را تقدیم بکنند بنده نمیدانم چرا وزارت مالیه قبل از اینکه سال تمام شود بودجه‌ها را تدوین و حاضر نکرده است که کمیسیون بودجه هم زودتر شروع بکند و بودجه‌ها تمام کند و اگر باین ترتیب بگذرد ممکن است دو ماه سه ماه دیگر یک بودجه دیگر بیاورند باز اظهار کنند یکدوازدهم دو دوازدهم دیگر لازم است و تقاصای فوریت تکنند

رئیس – حاج عز الممالک (اجازه)

حاج عز الممالک – امروز دهم برج جوزاست و دو سه ماه بآخر سال مانده مجلس شورای ملی منعقد نبوده است که مصلحت بودجه خودش را مطابق قانون که اظهار کردند تقدیم کنند. مجلس نبوده است که تقدیم کند. البته آقایان تصدیق می‌فرمایند که بعضی مخارج ضروریست که اگر مجلس شورای ملی بموقع تصویب نکند عدم پرداخت آنها باعث عکس عایدات می‌شود تنها وزارت مالیه نیست که اینجا مثل آورده شده است از بابت مأمورین مالیات غیر مستقیم و غیره تنها مخارج مملکتی نیست مخارج قشونی خودش مخارج قسمتی است که میدانیم اگر بموقع حقوق سرباز را ندهند که قسمت عمده راجع بمعاش یونسیه آنها است آنوقت معلوم است حال سرباز خواهد بود. باز هم وزارتخانه‌های دیگر را می‌شود مثل آورد مثل وزارت فوائد عامه اگر خرج راه آهن تبریز با بیله ثازار پرداخت شود بموجب چه قانون وزارت مالیه می‌تواند اجازه بدهد که سوخت این راه آهن را بپردازند؟ این یک قبیل مخارجی است که حتمی و قطعی است و اگر ما اجازه ندهیم یا باید بگوئیم تمام ادارات تعطیل کند و همین طور بمانند یا اینکه ناچار بر خلاف قانون این مخارج میشودکه نباید همچو چیزی را اقرار کرد. البته نباید بدون رأی مجلس شورای ملی هیچ خرجی نکنند و حالا که بنده این عرض را می‌کنم راه آهن حرکت می‌کند و سوخت هم مصرف می‌شود پس خوبست که ما بموقع رأی بدهیم و نگذاریم که بدون رأی مجلس شورای ملی یک مخارجی باجبار بشود این پیشنهاد خوبی است برای اینکه حقوقها پرداخته می‌شود از روی سند ماضیه و آن مشاغل هم که حذف شده بنفع دولت ضبط می‌شود تا زمانی که بودجه جدید از مجلس بگذرد. اضافه حقوقی که بادرات نمی‌شود پرداخت برای اینکه مجلس شورای ملی آنرا تصویب نکرده پس یک صرفه جوئی هم از برای مملکت داده و بعقیده بنده اگر رأی ندهیم در حقیقت امر بتعطیل تمام وزارتخانه‌ها و ادارات کرده‌ایم و مناسب میدانم که مجلس شورای ملی مساعدت نماید بفوریت این پیشنهاد رأی بدهند.

رئیس – آقای معتمد السلطنه.(اجازه)

معتمد السلطنه) بنده با فوریتش مخالفم ولی با اصل موضوع لایحه موافقم اجازه میفرمائید؟

رئیس – بفرمائید

معتمدالسلطنه – با اصل موضوع لایحه موافقم که یک دوازدهم یا دو دوازدهم اجازه برای مخارج برج ثور و جوزا داده شود ولی با فوریت لایحه مخالفم برای این است که عقیده دارم این لایحه بکمیسیون بودجه مراجعه بشود که دو آنجا مذاکرات و مطالعاتی بنمایند و برای جلسه آتیه جز ودستور بشود.

رئیس – آقای مشاور اعظم.(اجازه)

مشاور اعظم – بنده موافقم و گمان می‌کنم که باید با این پیشنهاد وزارت مالیه موافقت کرد دلیلش این است که این تقاضائی که کرده‌اند در حدود بودجه مصوبه پارسال است و یقیناً در مجلس شورای ملی مطابق بودجه‌های دیگریکه رسیده است و مطالعه شده است نمایندگان نظر خاصی با تصویب بودجه سنه ماضیه ندارند و اگر نظریاتی باشد راجع بقسمتهای اضافی است بنابراین دلیل ندارد که دولت را معطل بگذاریم و حوائج او را انجام ندهیم و مناسب است که همین امروز این مسئله مطرح شود و آقایان نمایندگان موافقت خود را اظهار کنند که دولت کارهایش براه بیفتد و معطل نماند. رئیس مذاکرات نسبت بفوریت کافی است یا کافی نیست؟

(بعضی از نمایندگان – کافی است)

جمعی دیگر کافی نیست)

حائری زاده – اجازه میفرمائید.

رئیس – بفرمائید.

حائری زاده – اصلا آقایان موافقین یک فرمایشاتی فرمودندکه هیچ موقع نداشت می‌فرمایند چرخهای مملکت فلج می‌شود و خط آهن کجا چطور می‌شود قشون گرسنه می‌ماند در قانون اساسی نوشته‌اند که بودجه باید ششماه بآخر سال مانده اول میزان تقدیم مجلس شود که برای اول حمل از مجلس گذشته باشد می‌فرمایند مجلس نبوده دولت که بوده است پس دولت خود بعد بودجه‌هایش را تهیه کرده باشد روزی که مجلس رسمی شد تمام بودجه‌ها را تقدیم مجلس شورای ملی کنند که آقایان نمایندگان بی کار نمانند و یکهفته تعطیل بکنیم و حقوقها پرداخته شود. آن یک دوازدهم که مجلس تصویب کرده و دیروز یک عده معلمین آمده بودندکه هنوز حقوق حملشان داده نشده است سایر ادارات را من اطلاع ندارم ولی معلمین شکایت می‌کردند که حقوق برج حمل را بما نداده و دولت سعی می‌کند که لوایحی را از مجرای طبیعی خودش هم خارج کند و نگذارد که بکمیسیون بودجه هم برود و در مجلس کورکورانه رأی بدهیم خوب بود دولت عوض این وقت خود را صرف تهیه پول بکند و برج حمل را که مجلس تصویب کرده بپردازند بعد دوباره بیایند و تقاضای یک دوازدهم دیگر بکنند و بالاخره بنده با فوریتش کاملا مخالفم و معتقدم که برود بکمیسیون و کمیسیون هم اصلاحاتی در طرز لایحه در نظر بگیرد آن وقت بیاید در مجلس و موافقین رأی بدهند.

معاون وزارت مالیه – گمان می‌کنم با شرحیکه آقای حاج عز الممالک فرموده محتاج بتکرار مطلب نباشد

حاج آقا اسمعیل بلندتر بفرمائید نمی‌شنویم.

معاون وزارت مالیه – آقای حاج الممالک یک شرحی اظهار فرمودندکه تکرارش را بنده لازم نمیدانم اینکه آقای حائری زاده فرمودند که حقوق برج حمل معلمین پرداخته نشده است منحصر بمعارف نیست شاید بعضی از وزارتخانه‌ها هم باشد که هنوز پرداخته نشده ولیکن حواله و اوراق در خواست تدریجاً نسبت بپولی که تهیه شده است فرستاده شده است و تدریجاً پرداخته می‌شود ولیکن این اجازهُ‌که خواسته شده است برای برج ثور و ما بعد نباید معطل بماند برای اینکه پول تهیه بشود البته وزارت مالیه تکلیف دارد که پول تهیه کند و حقوقات رادر موقع خودش بپردازد و وزارت مالیه خصوصاً خیلی توجه دارد که حقوقات پرداخته شود تا وقتی که بودجه‌های تفصیلی هم تصویب بشود این مسئله کاملا مورد دقت وزارت مالیه است و بهمین جهت کمیسیون بودجه متوالیاً متعقد است و وزارت مالیه هم مشغول مذاکرات هستند و غالب بودجه‌ها هم تقدیم شده است بقیه هم تقدیم می‌شود لیکن وزارت مالیه علی العجاله نسبت بمصارف خیلی فوری اعم از اینکه بعضی کارها مربوط بخود وزارت مالیه باشد یا نباشد یا سایر وزارتخانه‌ها که مخارجش مسلم است ناچار است از اینکه اجازه در دست داشته باشد و در موقع خودش بپردازد و مسلم است نظر باینکه همیشه هم پول باندازهُ کفایت نبوده است از برای اینکه حقوق تمام وزارتخانه‌ها را آناً بپردازند بعضی مخارج تأخیر شده ولی حتی المکان رعایت میشودکه آنچه پرداخته می‌شود از مخارج ضروریه و فوریهُ اولیه باشد و پس از آن نسبت بسایر مخارج پرداخته شود بنابراین تقاضا می‌کنم نسبت باجازه صدور یکدوازدهم اشکالی نشود برای اینکه مشکلات برای پرداخت مخارج خیلی فور یپیش نیاید و اسباب زحمت نشود در صورتی که بکمیسیون برود و از شور بگذرد ممکن است چند روزی طول بکشد و مخارجی که امروز فوریتش مسلم است آنهم در عهدهُ تأخیر بیفتد.

رئیس – چون چند نفر از آقایان اظهار میدارندکه این پیشنهاد درست معلوم نشد چیست دوباره قرائت می‌شود ه ملتفت بشوند.

(مجدداً بشرح سابق قرائت شد)

کفیل وزارت داخله – بنده هیچ وجههُ مخالفی در این پیشنهاد که کرده‌اند نمی‌توانم تصور کنم که از چه راه است یکی از بهترین مواقعی که مجلس شورای ملی می‌تواند سلطنت خودش را نسبت باصل مشروطیت محرز کند این موقع است که دولت خودسرانه و بی جهت نتواند یک مخارجی را که هنوز بودجهُ آن بمجلس شورای ملی نیامده است بپردازد بودجهُ تفصیلی اینطور که اعتراض می‌کنند که چرا بمجلس نیامده است تصور می‌کنم در خارج اینطور گفته شود که دراین موضوع یک غفلتهائی شده است. خیر غفلت نشده است. برای اینکه بودجه هائی که امسال تهیه می‌شود بر خلاف بودجه‌های سنه گذشته است. بودجه‌های امسال باید تطبیق با قانون استخدام بشود. وقتی که تطبیق می‌شود با قانون البته برای وزارتخانه‌ها یک اضافاتی منظور می‌شود وقتیکه اضافات منظور شد اینها جمع می‌شود و نسبت بمخارج یک سنگینی هائی در بودجه ملاحظه می‌شود این است که وزارت مالیه نمی‌تواند آنها را آنطوریکه تقاضا کرده‌اند و بودجه هاشانرا منظم کرده‌اند. بمجلس بیاورند و باین جهت بر بودجه چندین دفعه نوشته می‌شود و بوزارت مالیه می‌رود در هیئت دولت هم مطرح می‌شود چون توافق نظر حاصل نمی‌شود نتیجه می‌خواهند یک طوری باشد که وقتی بمجلس میاید دیگر چنین اعتباراتی که علاوه بر عایدات مملکت باشد تقاضا نکنند باین جهت است که بودجه‌ها یکی بعد از دیگری تقدیم مجلس می‌شود نه اینکه غفلت شده باشد مثل اینکه یکی دو فقره تقدیم شده است و یکی دو فقره هم بوزارت مالیه فرستاده شده است مثلا بودجه وزارت داخله بوزارت مالیه فرستاده شده است و عنقریب بمجلس خواهد آمد اما اینکه اینجا می‌نویسید اینها راجع بمواجب نیست که آقای حائری زاده می‌فرمایند حقوق برج حمل را در صورتیکه مجلس شورای ملی یکدوازدهم تصویب نموده هنوز دولت نپرداخته است جواب ایشانرا آقای معاون وزارت مایه فرموده اندکه چون اول سال است ودر وزارت مالیه پولی نبوده است که بتواند حقوق کلیه ادارات را بپردازد از اینجهت بتعویق افتاد این پیشنهاد امروز فقط نسبت بمخارج ضروریست و بنده می‌توانم در وزارت خارجه خودم مثلی عرض کنم. ما بپلیس روزی یک من یک من و نیم نان هر نفری می‌دهیم عین آنرا بعد از بابت حقوق پلیس محسوب می‌دارند. اگر امروز اجازه ندهند که باین پلیس نان داده شود البته این پلیس نمی‌تواند کار کند و وظیفه خود را انجام دهد. این تقاضائی که شده است بعقیدهُ بنده کاملا مشروع است و مجلس هم باید تصویب کند و اینکه می‌گویند باشد از برای جلسات دیگر بتعویق می‌افتد.

(بعضی از نمایندگان بطور همهمه کلمهُ باید کدام است)

رئیس – آقای سردار معظم پیشنهادی فرمودید ولی بالفعل مذاکراتی که می‌شود راجع بفوریت و عدم فوریت است.

سردار معظم – یکی است رئیس – این پیشنهاد راجع باین مسئله نیست.

(پیشنهاد آقای سردار معظم بشرح آتی قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که پیشنهاد وزارت مالیه فقط شامل ثور و جوزا شود عبدالحسین

. سردار معظم خراسانی – همه موافقند

رئیس – این مربوط بفوریت نیست.

آقای ارباب کیخسرو (اجازه)

ارباب کیخسرو – بنده تصور می‌کنم آقایانی که اظهار کردند صلاح در این است بکمیسیون بودجه برود از روی خیلی ملاحظات بود که بصرفه دولت هم تمام می‌شد. در کمیسیون بودجه که بنده هم افتخار عضویتش را دارم یک ملاحظاتی است که بدون اینکه این پیشنهاد به کمیسیون بیاید تصور می‌کنم اقلا اعضاء کمیسیون نتوانند رأی بدهند

(گفته شد صحیح است)

وزارت مالیه لازم بود اقلا اگر هیچ کدام را پیش بینی نمی‌کرد وقتی که کمیسیون بودجه بودجهُ تفضیلی وزارت مالیه را می‌خواست راجع بسنوات پیش بدهد که یک قسمت کارهای کمیسیون بودجه پیشرفت کرده باشد متاسفانه هر چه خواسته است کمتر موفق شده است باین که نتیجهُ بگیرد و وقتی که وارد در بودجه امسال می‌شویم می‌بینیم بیک اصطلاح یک میلیون و خردهُ کسرات و باصطلاح دیگر دو میلیون کسر است و باید معلوم کنند که چرا کسر است. این جا می‌گویند مخارج

فهرست شماره ۱ صورت وضعیت درآمد عمومی هزینه سال ۱۳۲۵ کل کشور

شماره شرح درآمد سال ۱۳۲۵ پیش بینی درآمد سال ۱۳۲۴ مطابق ترتیب مبلغ جزء جمع کل صورت پیوست لایحه بودجه پیشنهادی سال مزبور که به مجلس شورای ملی تقدیم گردیده

مبلغ جزء جمع کل

مالیات مستقیم

۱- املاک مزروعی ۷۰۰۰۰۰۰۰

۲- مالیات بر درآمد و حق تمبر ۵۰۴۳۸۸۸۹۱ ۶۴۳۸۰۰۰۰۰

۳- مالیات درارث ونقل وانتقالات بلاعوض ۶۷۹۲۸۷۵ ۱۵۰۰۰۰۰۰۰

۴- مالیات مستغلات ۶۶۲۵۳۱۸ ۵۸۷۸۰۷۰۸۴ ۶۵۸۸۰۰۰۰۰

مالیات غیرمستقیم

۵- مالیات نفت و بنزین ۱۹۲۰۵۸۳۲۵ ۱۸۰۰۰۰۰۰۰

۶- مالیات رسومات و متفرقه و سود شرکتهای نوشابه سازی ۱۱۶۸۹۵۴۰۸ ۱۸۰۰۰۰۰۰۰

۷- مالیات ذبایح و متفرقه ۵۹۸۷۴۹۷ ۶۰۰۰۰۰۰

۸- حق الثبت وسایل بارکشی غیره موتوری ومالیات دوچرخه ۳۰۸۵۹۳۵ ۲۲۰۰۰۰۰

۹- درآمد متفرقه غیر مستقیم ۱۳۱۹۹۰۵۴ ۳۳۱۲۲۶۲۱۹ ۱۶۰۰۰۰۰۰ ۳۸۴۲۰۰۰۰۰

انحصارین تریاک و دخانیات

۱۰- درآمد انحصار تریاک ۱۴۱۵۸۳۹۹۰ ۲۰۱۰۰۰۰۰۰

۱۱- درآمد انحصار دخانیات ۱۲۳۴۰۰۰۰۰۰ ۱۳۷۵۵۸۳۹۹۰ ۱۱۰۰۰۰۰۰۰۰ ۱۳۰۱۰۰۰۰۰۰

گمرک

۱۲- حقوق گمرکی و درآمد شانسلری و متفرقه ۴۷۱۶۷۶۳۹۶ ۲۷۵۰۰۰۰۰۰

۱۳- درآمدانحصارقندوشکروچای ۱۱۳۴۳۴۰۰۸ ۱۰۵۰۰۰۰۰۰

۱۴-مالیات راه ۱۱۵۸۷۰۴۴ ۵۹۵۰۰۰۰۰

۱۵-عوارض بندری ۴۶۹۲۱۰۴ ۲۴۰۰۰۰۰

۱۶- کشورهای خارجه ۱۱۸۳۵۹۶ ۳۱۰۰۰۰

۱۷- درآمد فانوسهای دریائی ۱۰۱۲۲۱۵ ۱۲۰۰۰

۱۸- درآمدتمبرصدی شش واردات و صدی یک صادرات ۲۲۴۳۵۷۳۴۲ ۱۲۰۰۰۰۰۰۰

۱۹- درآمد صدی ۴۵ قماش و حق انحصار منسوجات ابریشمی ۱۷۶۲۰۲۵۹۶

۲۰- درآمدصدی پانزده حق انحصار اتومبیل ۱۱۰۷۶۸۴۰

۲۱- درآمدصدی ده عوارض موقتی

از بهای سیف کالاهای وارده ۲۱۱۵۸۷۰۳۸ ۱۳۳۰۸۱۰۰۷۹ ۵۶۲۳۳۰۰۰۰

معادن

۲۲- درآمد معادن که به وسیله

وزارت دارائی وصول می‌شود ۹۰۰۰۰۰۰ ۹۰۰۰۰۰۰ ۶۰۰۰۰۰۰ ۶۰۰۰۰۰۰

سود سهام دولت

۲۳-سود سهام دولت در بانکها

و شرکتهای دولتی ۷۲۱۵۹۰۰۰ ۴۴۲۲۴۰۰۰

۲۴- سود سهام نفت جنوب ۷۳۵۱۶۸۰ ۷۵۹۱۰۶۸۰ ۱۶۱۵۰۰۰ ۵۰۸۳۹۰۰۰

مطالبات

۲۵-مطالبات دولت از اشخاص ۴۷۶۴۳۸ ۴۷۶۴۳۸ ۱۰۰۰۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰۰

سایر درآمدها

۲۶- درآمد متفرقه و غیر مترقبه ۵۶۴۷۳۰۰۰ ۵۶۴۷۳۰۰۰ ۱۵۹۲۶۰۰ ۱۵۹۲۶۰۰

امتیازات

۲۷- حق امتیاز دولت در شیلات

و اجاره رودخانه‌ها ۶۳۱۷۰۰۰ ۲۸۰۰۰۰۰

۲۸- حق امتیاز تلفن ۹۰۰۰۰۰ ۱۰۰۰۰۰۰

۲۹- حقوق نمایندگی دولت

در نفت جنوب ۳۶۷۳۶۰ ۳۵۸۴۰۰

۳۰- حق امتیاز نفت جنوب ۶۷۶۸۱۱۳۹۲ ۶۸۴۳۹۵۷۵۲ ۵۱۲۰۰۰۰۰۰ ۵۱۶۱۵۸۴۰۰

املاک واگذاری

۳۱درآمداملاک واگذاری و خالصجات۱۲۵۰۰۰۰۰۰ ۱۲۵۰۰۰۰۰۰ ۱۲۵۰۰۰۰۰۰ ۱۲۵۰۰۰۰۰۰

ضرابخانه

۳۲- درآمد ضرابخانه ۸۸۶۸۶۱۲ ۸۸۶۸۶۱۲.

مجلس شورای ملی

۳۳- مجلس شورای ملی وچاپخانه

و باغ بهارستان ۶۲۴۰۶۹۷ ۷۰۰۰۰۰۰ ۷۰۰۰۰۰

۳۴- روزنامه رسمی کشور ۱۲۱۲۰۵۴ ۷۴۵۲۷۵۱.

وزارت کار و تبلیغات

۳۵- بهای آگهیها دررادیو ۱۱۱۷۹۲۱ ۱۱۱۷۹۲۱.

ضروری است. باید تشخیص بدهندکه مخارج ضروری کدام است یک چیزهائی در سال گذشته اینجا در بست تصویب شده است باید دید آنچه در بست تصویب شده است آنچیزهائی که در سال گذشته پرداخته‌اند حالا هم برای همانها اعتبار می‌خواهند یا نه و آیا صلاحیت داشته است یا نه و الا یک مخارجی بکنند بعد ما تصویب بکنیم بنده نمیدانم این چه صورتی پیدا می‌کند عجب تر این که برای تمام سال این اعتبار خواسته‌اند گویا معنایش اینست که هیچوقت بودجه‌هاشان را نخواهند آورد بنده عقیده‌ام اینست اگر عوض این اظهارات مراجعه می‌شد بکمیسیون بودجه و کمیسیون بودجه وقت اولیه خودش را صرف می‌کرد و راپرت می‌داد و زودتر تکلیف معلوم می‌شد

معاون وزارت مالیه – فرمایشات آقای ارباب از نقطه نظر رعایت دقایق بودجه و وظایفی که مجلس دارد تاماً و کاملا صحیح است ولی دراین لایحه که تقدیم شده است دولت نظر نداشته است برای تمام سال اعتبار بخواهد در آن جا هم ذکر شده است. (مادام که بودجه از تصویب مجلس شورای ملی نگذشته است) هم دولت و هم مجلس مراقبت و مواظبت تامی خواهند داشت که حتی الامکان و هر چه زودتر ممکن است بودجه‌ها از تصویب مجلس بگذرد بنابراین وزارت مالیه برای اینکه دو برج اجازه داده شود تأخیری در پرداخت مخارج حاصل نشود و هر روز محتاج بتکرار تقاضا نشود بطور کلی نوشته است (مادام که بودجه از تصویب مجلس شورای ملی نگذشته است) و البته نظر دولت و وزارت مالیه اینست که شاید بفاصله یکماه بودجه‌ها از تصویب مجلس بگذرد اما اینکه مطالبی هست و ارقامی هست که کمیسیون بودجه محتاج مراجعه باشد تصور می‌کنم تصریح اینکه در حدود بودجه‌های تنگوزئیل پرداخته شود مسئله را تا اندازهُ روشن می‌کند چون بودجه سال گذشته که از تصویب مجلس گذشته است و البته میدانیم که چه بوده است و دراینجا هم در یک ماده تصریح شده است که آنچه را در بودجه سال گذشته منظور نیست این اعتبار وتصویب اجازه پرداخت او را نخواهد داد بنابراین رعایت تمام اینچیزها شده است معهذا نظر دولت و وزارت مالیه این است که جلوگیری بشود از مشکلاتی که در ترتیب پرداخت مخارج ضروریه و بعضی چیزهای دیگر پیش میاید. و همه اینها هم از نقطه نظر انتظام پیشرفت امور شده است ولیکن مجلس هم البته وظایفی دارد و بر فرض هم که محتاج بداند که احاله بکمیسیون شود البته مانعی نخواهد بود فقط اگر رعایت این بشود که منظور دولت از حیث تسریع بعمل انجام شده باشد مانعی نخواهد بود وبنده تصور می‌کنم اگر مقام ریاست و مجلس تصویب بفرمائیدکه این لایحه تقدیمیه همین امروز بکمیسیون تقدیم شود و در تحت شور گذاشته شود در فاصله یکی دو روز بمجلس بیاید اشکالی ندارد مقصود دولت اینستکه تسریع در عمل کاملا بعمل آمده باشد. رئیس – پس مراجعه می‌شود بکمیسیون بودجه – از آقای کفیل وزارت داخله از آقایان کسی سؤالی دارند.

دست غیب – بنده سوالی دارم

رئیس – بفرمائید

. حاج سید محمد باقر دست غیب – اگر چه گاهی بعضی از جملات در بعضی ار جراید دیده می‌شود که باید حمل کرد بر اشتباه البته انسان محل اشتباه است ان الانسان محل النسیان. نباید حمل کرد بر اینکه یک جملات و یک عباراتی که نوشته می‌شود اشتباه نیست. و البته هرچه جرائد در مملکت اهمیتش زیادتر باشد و هر چه زیادتر بشود دلیل بر اهمیت مملکت است اینست که سوال می‌کنم از کفیل وزارت داخله راجع بتوقیف روزنامه بیدار که چرا توقیف شده و روزنامه اگر باید توقیف شود باید بموجب قانون توقیف شود و البته خودشان هم تصدیق می‌فرمایند باید مطابق قانون مطبوعات توقیف بشود. البته بطور دلخواه نمی‌شود یک روزنامه را توقیف کرده اینست که بنده سوال می‌کنم که اگر راست است توقیف شده چرا توقیف شده و بیشتر از این هم عرضی نمی‌کنم

. کفیل وزارت داخله – بنده گمان نمی‌کنم در یکی از جلسات گذشته نسبت باهمیت مطبوعات بقدری که باید عرض کرده‌ام همینقدر که آقایان معتقد باهمیت مطبوعات هستند دولت هم معتقد است و یک دلیلش هم اینست که در بعضی از جراید این روزها چیزهائی منتشر می‌شود که در واقع اگر دولت نظر تعقیب را داشته باشد از نقطه نظر اجرای قانون هم می‌تواند آنها را توقیف بکند ولی البته در اینجا یک قدری مراعات نزاکت می‌شود.

(بعد از این هم بشود یا نشود نمیدانم)

اما راجع بجریدهُ بیدار سوال فرمودند این مسئله بهیچوجه مربوط بنوشتجات آن جریده نبوده است بنده آنطور که از نظمیه استفسار کرده‌ام و اطلاع حاصل کردم این است که یک راپرتی می‌دهد که خلاصه آنرا می‌خواهم حضورتان بخوانم و آن اینست که می‌گوید جریدهُ بیدار در تاریخ نهم حوت هزار و سیصد و یک بدون اطلاع اداره انطباعات و بر خلاف قانون مطبوعات امتیاز جریده خودرا بمدیر اقدام واگذار کرده است. عرض کنم همانطور که آقایان مسبوق هستند وقتی که امتیاز بکسی داده می‌شود برای اینست که آن شخص قبلا باید بیاید در اینجا و صلاحیت خود را محرز کند و بعد مطابق قانون مطبوعات یک التزاماتی می‌دهد که روزنامهُ خودش را خودش اداره کند و مطابق قانون مطبوعات وقتی که بخواهد یک مدیری امتیازش را به کس دیگری واگذار کند. در تحت همان اصول و شرایط و قیود و التزاماتی که سپرده است بوزارتخانه باید وزارتخانه را متقاعد کند و امتیاز خودش را بکسی دیگر واگذار کند روزنامه بیدار هم در اینجا یک غفلتی کرده است در تاریخ نهم حوت بدون اینکه یک اطلاعی بوزارت معارف بدهد روزنامه خودش را واگذار کرده بود بمدیر اقدام و توقیف شد بعد از آن باز بدون اینکه رعایت نزاکت را بکند مجدداً بمدیر طوفان واگذار کرده بودند این مسئله ماملا اداری و بهیچوجه نظر سیاسی درش ملحوظ نبوده می‌توانند مراجعه کنند بوزارت علوم و اگر موافقت نظر در آنجا حاصل شد می‌توانند دوباره روزنامهً خودشانرا اداره کنند.

دست غیب – متمسک شدند آقای کفیل که از روی قانون مطبوعات توقیف شده است سوال دیگر بنده از ایشان اینست که آیا وزارت علوم نوشته است که مطابق قانون مطبوعات روزنامهُ بیدار باید توقیف بشود؟ اگر نوشته است آنرا ارائه بدهند و اگر ننوشته است وزارت داخله حق نداشتند بر خلاف قانون بدون اینکه وزارت علوم بنویسد او را توقیف کنند و علاوه بر این بایستی بآن شخص هم اخطار بکنند که این روزنامه را وقتی می‌توانی امتیازش را بدیگری واگذار کنی و مدیریتش را وقتی می‌توانند بدیگر ی واگذار کند که باطلاع وزارت معارف باشد و اینها هیچ کدام نشده بنده استدعا می‌کنم که بعد از این اینطور نکنند و همینطور در روزنامه بیدار عمل کنند.

کفیل وزارت داخله – اداره نظمیه و امنیه یکی از وظایفشان اجرای قانون است بعلاوه وقتی که بیک نفر امتیازی داده شد بدست او یک ورقه چاپی داده می‌شود وزیر معارف هم آنرا امضاء می‌کند و یکی از موادش هم اینست:

مادهُ ۲ – بدون تصویب وزارت معارف حق دادن امتیاز خود را بدیگری نخواهد داشت و بنده موافق اینکه عرض کردم ایشان حق نداشتند بدون تصویب وزارت معارف امتیاز خود را بکسی دیگر واگذار کنند چون واگذار کرده است اینست که نظمیه از نبقطه نظر قانون توقیف کرده است

آقا میرزا علی کازرونی – بنده هم سوالی دارم.

رئیس – قبلا اطلاع داده‌اند؟

کازرونی – بلی اطلاع داده‌ام.

رئیس – بفرمائید

کازرونی – آقای میرزا حسین خان معتمد دیوان شکایت میکندکه از تاریخ چهاردهم رمضان تا هشتم شوال مرا در محبس نمره ۲ توقیف کرده‌اند بنده از وزیر داخله سوال می‌کنم که توقیف ایشان از روی چه مأخذ و بر طبق چه قانونی بوده است.

کفیل وزارت داخله – عرض کنم که بنده خیلی تشکر می‌کنم از آن که آقایان از نقطه نظرات قانونی جزئیات کارهای ادرای را هم کاملا در نظر گرفته و درمجلس سوال می‌کنند البته چون حق دارند بنده اعتراض نمی‌کنم ولی بهتر این بود که قبلا از وزارت خانه (اگر نظر موافقی هم بود) بپرسند که چرا اینکار را کرده‌اند. وزارت خانه‌ها هر روز از این قبیل اعمال دارند ولی نه اینکه بدون قانون یک کاری بکنند بلکه موافق قانون و وظیفه اداری خودشان یک کارهائی می‌کنند. در این موضوع بخصوص بنده توضیحات آن را در مجلس علنی حقیقة یکی از چیزهائی میدانم که مشوق بد اخلاقی اشخاص می‌شود که در ادرات دولتی عضویت دادند این است که بنده باین جهت لازم نمیدانم که در مجلس علنی در این بابت توضیح بدهم ولی برای اینکه ایشانرا قانع کرده باشم و از برای اینکه رعایت قانون و حفظ بقانون شده باشد خوبست حضرت آقای رئیس جلسه خصوصی تشکیل بدهند تا بنده اسناد و دلائل و مدارک باین مسئله را در آنجا ارائه داه و توضیح بدهم.

رئیس – آقای کازرونی جوابی دارید؟

آقا میرزا علی کازرونی – اولا بنده گمان می‌کنم مجازات اداری حبس و توقیف نباشد و در هر صورت اینکه میفرمائید یک مطالبی است و من باید در مجلس غیر علنی اظهار کنم یعنی آنجا علت را بیان کنم البته بنده مخالف نیستم و عقیده دارم اگر چنانچه ایشان مستوجب یک مجازاتی بوده‌اند (اما بر طبق قانون و بر طبق قوانین موضوعه) بایستی البته مجازات بشوندو وظیفه ما اینست که هیچ استثناء دربارهُ هیچکس از اهالی مملکت قائل نشویم. بنده تقاضای آقای کفیل را هم نسبت بسهم خودم قبول می‌کنم و گمان می‌کنم سایر از نمایندگان هم حاضر هستندکه ایشان در جلسهُ خصوصی توضیحات خودشانرا بدهند.

کفیل وزارت داخله –برا ی اینکه اشتباه نشود که بر خلاف قانون توقیف شده است د رمجلس علنی باید عرض کنم که بر خلاف قانون نبوده است در مقابل عملیاتی که کرده است مراجعه بمدعی العموم شده است و مدعی العموم توقیف کرده است تقریبا در ظرف این مدتی که در آنجا بوده است مشغول استنطاقات بوده لذا استنطاقات اولیه او تمام شده است حالا باید محاکمه بشود او هم برای این که از تحت محاکمه فرار کند متوسل می‌شود بآقایان البته بعد از توضیحاتی که در مجلس خصوصی عرض خواهم کرد محاکمه او معلوم شد آقایان محترم خواهند دانست که پایهُ مجازات او تا چقدر است.

رئیس – از آقای وزیر معارف هم سوالی داشتند.

کفیل وزارت داخله – بطوری که در پروگرام وعده داده شده بود امروز لایحهُ قانونی سجل احوال را تقدیم مجلس شورای ملی می‌کنم . . . این لایحه با اینکه در مقدمه خیلی بطور ساده نوشته شده است محتوی تقریباً بیست و هفت ماده است و قبل از اینکه برود بکمیسیون خاطر آقایان را مسبوق کنم که خیلی سهل الاجراست و از برای دولت گذشته از این که خیلی منافع دارد بهیچ وجه ضرر بودجه هم ندارد تقدیم می‌کنیم

رئیس – بکجا باید مراجعه شود

مدرس بکمیسیون داخله

دست غیب – سوالی از وزارت فواید عامه دارم اجازه میفرمائید؟

رئیس تکلیف این لایحه تمام بشود بعد –

آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب – بنده عقیده‌ام این است که بکمیسیون داخله مراجعه بشود برای اینکه مأمور اجرایش بلدیه و نظمیه است.

رئیس آقای سردار معظم (اجازه)

سردار معظم – بعقیده بنده یکی از لوایحی است که باید بشعب رجوع بشود تا در آنجا ابتداء در اصل لایحه یک تبادل نظری بشود و تصور می‌کنم که در خود شعب هم تصمیم گرفته شود که بکدام کمیسیون رجوع بشود چون یک قسمتش مربوط بکمیسیون داخله است یک قسمتش راجع بکمیسیون عدلیه است و جنبه مشترک دارد باید برود بشعب

(بعضی از نمایندگان صحیح است)

رئیس – آقای اخگر (اجازه)

اخگر – بنده موافقم با آقای سردار معظم

رئیس – عقیده آقای آقا سید یعقوب این بود که برود بکمیسیون داخله.

آقا سید یعقوب – جواب آقای سردار معظم را پریروز اینجا دادم حالا یک فرمایشاتی کردندکه مخالف بود با این حرف‌ها . . .

(صدای زنگ. امر بسکوت)

رئیس – رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب که مراجعه شود به کمیسیون داخله آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس – تصویب نشد – نسبت به کمیسیونهای موجوده دیگر پیشنهادی نیست پس بالطبع می‌رود بشعب آقای دار از آقای وزیر معارف سوالی دارند؟

داور – بلی

رئیس – بفرمائید

داور – سوال بنده راجع بود به مدرسه صنایع مستظرفه مدرسه صنایع مستظرفه در تحت ریاست آقای کمال الملک است که گمان می‌کنم بتصدیق همه آقایان یکی از وجودهای نادر این مملکت است در این مملکت یک خدماتی کرده که ما باید تقدیس کنیم. در این اواخر شنیده‌ام که یک اشکالی برای شخص ایشان پیش آمده است و تصور می‌کنم همه آقایان نمایندگان موافق باشند که نباید گذاشت یک وجودی مثل آقای کمال الملک بعد از زحماتی که کشیده‌اند موجب تأثر شان فراهم بیاید خواستم به بینم که آقای وزیر معارف در این خصوص چه اقدامی کرده‌اند؟

وزیر معارف – با شرحی که آقای داور در مراتب علم و هنرهای کمال الملک بیان فرمودند بنده هم شخصاً وهم از طرف وزارت معارف کاملا موافق و همراه هستم البته همه آقایان میدانند که آقای کمال الملک استعداد فطری خود را با چه زحمات و چه فداکاریهائی با تمام مکتسبات عالیه آراسته‌اند و در این مدت چه زحماتی را متحمل شده‌اند تا این که این مدرسه باین پایه حالیه رسیده (با فقدان وسایل لازم برای حفظ آن) البته این قبیل اشخاصیکه صاحب این هنر عالی هستند حساس می‌شوند اگر حساس نمی‌شدند از قلم ایشان این بدایع صنعت هم تراوش نمی‌کرد. در چند سال قبل بهمین ملاحظه یعنی برای حفظ مقام ایشان و اعتبار ایشان یک فرمانی صادر شده است که ایشان را معاون وزارت صنایع مستظرفه کرده‌اند چون اجرای این فرمان مخالفتی با قانون اداره معارف دارد از طرف مالیه یک مشکلاتی حقاً پیش آمد بنده برای رفع آن مشکلات در همین چند روزه دو سه ماده الحاقیه بقانون اداری وزارت معارف پیشنهاد خواهم کرد و البته اگر آقایان تصویب کردند رفع همه جور دلتنگیهای ایشان می‌شود و مشغول کار خودشان خواهند شد.

رئیس – آقای داور (اجازه)

داور – بنده تشکر می‌کنم از نظر موافقتی که آقای وزیر معارف فرمودند یک سوال دیگری که بنده دارم راجع است بمعلمین. در مجلس چهارم قانون استخدام کشوری تصویب شد و درهمان وقت مجلس یک قانون استخدامی از برای معلمین بوسیله کمیسیون مخصوص تعیین کرد این مسئله نشان می‌داد که نظر مجلس اینست که برای معلمین یک قانون استخدامی غیر از قانون استخدام کشوری باید تهیه کند. با وجود اینکه این رویه و رفتار مجلس نشان می‌داد که قانون استخدام کشوری شامل معلمین نیست در وزارت معارف یک اشکالاتی از طرف وزارت مالیه در این موضوع شد و وزارت معارف هم ناچار شد که یک عده از معلمین را مشمول قانون استخدام کشوری بنماید و کنترات کند و اسباب زحمت غالب معلمین از این حیث فراهم می‌شد بعد وقتی که مجلس مفتوح شد مخصوصا وقتی که دولت پروگرام خودش را بمجلس تقدیم کرد در آن پروگرام نوشته بود (تهیه و تقدیم پیشنهاد راجع بقانون استخدام معلمین) بنده تصور می‌کنم که جای هیچ شبههُ نمی‌ماند. برای اینکه هم مجلس چهارم معلمین را از این قانون مستثنا کرده بود و هم دولت خودش تصور کرده بود که یک قانون استخدام جداگانه برای معلمین باید وضع کرد. در این صورت نباید همان اشکالات سابق را تعقیب کرد و معلمین را در زحمت انداخت با اینحال باز بنده می‌شنوم که اقداماتی شده و اسباب زحمت معلمین را فراهم می‌آورند می‌خواهم به بینم در این خصوص وزارت معارف چه نظریاتی دارند) وزیر معارف – همانطوری که نماینده محترم اظهار فرمودند در موقع وضع قانون کشوری این مطلب خاطر نشان اغلب شده بود که برای معلمین باید یک قانون دیگری مدون شود و آن قانون هم تدوین شده است و تا دو سه روز دیگر تقدیم مجلس خواهد شد و آن مشکلاتی که ایشان متذکر شدند در اول سال پیش آمد و تقاضای کنترات و غیر می‌شد و اسباب زحمت آقایان معلمین می‌شد ولی تا اندازهُ رفع شد و حقوق برج حمل آنها هم تأدیه شده بدون اینکه مشکلی پیش بیاید.

سهام السلطان – بنده سوالی از وزارت مالیه داشتم.

رئیس – تذکر داده‌اید.

سهام السلطان – بلی بلی.

رئیس – بفرمائید.

سهام السلطان – در چهار پنج ماه قبل که بنده در عراق بودم اداره مالیه برای اینکه مالیاتی از جهت مالیات غیر مستقیم بر عایداتشان بیفزایند یک ترتیبی جدید معمول کرده بودند یعنی در هر روزی یک مقداری تریاک باندرول شده بهر قهوه خانه تقسیم می‌کردند. این تریاک را مأمورین مالیه هر روز صبح بصبح می‌برند به قهوه خانها و تحویل بقهوه چی می‌کنند و پول آنرا بهمان قیمت معمولی از قهوه چیها می‌گیرند در صورتیکه تصدیق میفرمائید مخارج گذرانشان در روز منحصر است بیک منابع جزئی که عایدشان بشود و این تریاکی که بآنها تحویل می‌شود چون چندان مصرفی ندارد مجبورند که یک مبلغی کسر بکنند و باشخاص بفروشند و پول آنرا بوزارت مالیه بدهند – همانوقت آنها آمدند شکایت کردند و من اظهاری کردم اداره مالیه متعدر به بعضی عذر باشد که چون وزارت مالیه تکثیر عایدات را خواسته ما هم تکثیر عایدات این تریاکیها را تقسیم می‌کنیم این بود که آنها توسط بند یک شرحی بوزارت مالیه نوشتند و تقریباً چهار پنج ماه است که شکایاتی بوزارت مالیه شده است ولی نتیجهُ گرفته نشده است و الساعه هم این تریاک رابقهوه چیها تحمیل می‌کنند و این پول را می‌گیرند در صورتیکه گمان می‌کنم هیچ جای نظامنامه اداره تحدید و هیچ جای قانون این حق را بوزارت مالیه نداده است می‌خواستم به بینم از روی چه قاعده این ترتیب مجری شده و بعد از این هم از این قبیل عملیات مالیه جلوگیری می‌کنند یانه؟ معاون وزارت مالیه – مسئله تجدید تریاک بطور کلی فی نفسه یک امری است که خودش بخودی خود مشکلاتی تولید می‌کند زیرا جنس یک جنسی است قابل قاچاق و جلوگیری از قاچاق آنهمه نهایت اشکال را دارد کلیه نظامات و مقرراتی که بنظر اداره می‌رسد درصدد است آنها را تدوین نموده و برای جلوگیری از قاچاق معمول داردوزارت مالیه هم فلسفهُ این را کاملا در نظر دارد و مقصودشان این نخواهد بود که در جلوگیری از قاچاق نتیجه ازدیاد مصرف بشود بلکه مقصود تجدید و حتی الامکان کم کردن است ولی علی العجاله آن مقداری که مصرف می‌شود بطور قاچاق معلوم است که این در مقابل عوارضی است که بآن تعلق گرفته و این مسئله تعلق یک ضرری بدولت وارد می‌آورد و باید جلوگیری کرد و برای اینکار اصولا بموجب یک نظام نامه که برای این قبیل چیزها و در وزارت مالیه معمول است یک عملیاتی می‌کنند گاهی اتفاق می‌افتد در ضمن عمل یک چیزهائی بنظر می‌رسد که وزارت مالیه برای رفع قاچاق داشته است یک تدابیری از یک نقطه نظری اعمال بشودکه بشکل دیگری نتیجه بدهد ولی در هر صورت منظور وزارت مالیه بطور کلی همین است که عرض می‌کنم من جمله یکی این است که بطور کلی در ولایات مخصوصاً در دهات و قصبات بخصوص در قهوه خانه‌ها غالباً تریاکی که مصرف می‌شود آن تریاک قاچاق است.

مأمورینی از طرف اداره برای این معین شده است که تریاک بدون باندرول در دست کسی نباشد مخصوصاً در قهوه خانها تفتیشات شده و تریاک بدون باندرول در آنجا زیاد دیده شده است و وزارت مالیه ناچار شده است که ماخذ کار را بدست بیاورد و بیشتر دیده شده است که ماخذ این کار خود قهوه چیها هستند. خودشان عامل قاچاق هستند مامورین مالیه بهتر دانسته‌اند که قهوه چی را مکلف بکنند تا تریاک بدون باندرول خودشان بیاورند در اداره باندرول کنند و بمصرف برسانند با اینکه معادل مقداری که می‌گویند در آن قهوه خانه مصرف می‌شود تقاضا کنند مامورین مالیه تریاک با باندرول بآنها بدهند زیرا که در هر حال یک مقداری تریاک بدبختانه مصرف می‌شود حالا که مصرف می‌شود و ترتیب دیگری هم بمیان نیامده است که از میان برود ناچار باید سعی کرد که بی باندرول مصرف نشود این کار در اغلب از نقاط هم اجرا شده و پیشرفت هم کرده است و احضائیه که در دست دارند توانسته‌اند مقداری از قاچاق راجلوگیری کنند منتهی این است قهوه چیها و کسانیکه بموجب تقاضای خودشان تریاک بآنها می‌دهند برای اینکه فرار کند از این طریقه که اتخاذ شده است و تریاک بدون باندرول مصرف کنند یک شکایت هائی می‌کنند و ممکن است این شکایات موارد عدیده هم در خود وزارت خانه داشته باشد و در اغلب موارد تعقیب شده است معلوم شده است که قهوه چی از برای اینکه تریاک خودش را بمصرف برساند می‌خواهد خودش را از این طریقه که اتخاذ شده خلاص کند بنده شبهه ندارم از اینکه ممکن است در مملکتی نسبت باین قبیل کارها مخصوصاً این قبیل چیزها که خیلی دقیق است و تفتیش خیلی مشکل است اتفاق بیفتد که در یکی دو مورد یک سوء ترتیبی هم از طرف مأمورین مالیه واقع شده و البته حتی المقدور باید جلوگیری شود و اصولا منظور اصلی وزارت مالیه از این طریقه این بوده است که یک قانون و یک نظام نامه تدوین کند و یک طریقه اتخاذ کند که جلوگیری از قاچاق می‌شود و مخصوصاً در این اواخر که در این موضوع مذاکره شده است مراقبت شود که مبادا تریاکی را دریک نقطه یک ماموری بخواهد بیک قهوه چی تحمیل کند و الا اساساً نظر وزارت مالیه همین بوده است و امیدواریم با ترتیباتی که در کار تریاک و تجدید در نظر است و در تحت مطالعه است عنقریب تقدیم محلس بشود و رفع این طور شکایات و مشکلات را بکند این شکایت بخصوص که بنماینده محترم شده است بنده نمی‌خواهم تکذیب کنم ولی اصولا از قراری است که عرض کردم.

سهام السلطان – جوابی که آقای فرزین فرمودند بعقیده بنـده هیـچ جواب سوال بنده نبود بجهت اینـکه یک شرحی فرموده اندکه دولت و وزارت مالیه مکلف است که از قاچاق جلوگیری کند هیچ کس هم مانع نیست که از بقاچاق جلوگیری بشود لیکن بنده سوال کردم که بچه مناسبت و مطابق کدام ماده نظام نامه مطابق کدام ماده قانون اگر سه چهار نفر در قهوه خانه تریاک بکشند محبورند از قهوه چی تریاک بگیرند خودشان می‌توانند تریاک بیاورند در آنجا بکشند و البته اگر بدون باندرول باشد مفتشین دولت و وزارت مالیه باید از آنها جلوگیری کنند و مطابق قانون با آنها رفتار نمایند و بعلاوه در تمام این ولایات دیده‌ایم که چه قدر هم علاوه به وظیفه خودشان صدمه بمردم وارد آورده‌اند. چقدر خانه گردشها چه زحمات و صدمات فوق العاده که از طرف مامورین در این مدت وارد شده ولی قهوه چی گمان نمی‌کنم مقصر باشد زیرا هیچ جای نظام نامه هم نوشته نشده که شما یک سیرشش مثقال دو مثقال تریاک بیک نفر بدهند که درقهوه خانه مصرف کند شاید کسی در آنجا نرود و اگر کسی رفت خودش تریاک داشته باشد بنده استدعا می‌کنم که چون بر خلاف نظامنامه است و یک تحمیلی است جلوگیری بفرمائید که بیش از این نسبت بمردم تحمیل نشده باشد.

رئیس – گمان می‌کنم این تقاضائی که میفرمائید از حد و سوال خارج است.

سهام السلطان – مقصود جلوگیری است.

معاون وزارت مالیه – بنده در ضمن عرایض خودم مخصوصاً متذکر شدم که تحمیلی بر قهوه چیها نشده است یعنی وزارت مالیه و ادارات مالیه هیچ راضی نبوده‌اند که از طرف مامورین تحمیلی بقهوه چی‌ها بشود بلکه حتی الامکان هم سعی داشته‌اند که بر خلاف نظام نامه و بر خلاف قانون نشود و اگر اتفاقاً موردی پیش آمده است که قهوه چی یا بیک دلایلی فرض کرده‌اند. که این مسئله تحمیل است و البته رعایت می‌شود تحمیل هم نشده و نخواهد شد.

رئیس – آقای سردار معظم.(اجازه)

سردار معظم – بنده مخصوصاً برای عرض سوال خودم اینجا آمده‌ام برای اینکه اخلاقاً پیدا بکنم که از نمایندگان دولت در خواست کنم که جواب را در پشت تریبون بدهند برای اینکه جواب آنجا شنیده نمی‌شود این سوال بنده هم راجع بهمین مطلب است که یکی از فروعش را آقای سهام السلطان اظهار فرمودند در موقعی که قانون تجدید تریاک می‌گذشت نظر مقنن این بود که در ظرف هفت سال که مدت کافی شمرده می‌شد برای اخطار بمبتلایان باین بلیه که بازدیاد کردن مالیات تدریجاً کار را بجائی برسانند که بالاخره در انقضاء مدت اعلان منع کشت و زرع تریاک بشود مقصود اصلی مقنن ابن بوده و خیال می‌کنم که دولت ایران یک تقبلات بین المللی هم در این باب داشته باشد متدرجاً این اصل و نظر مقنن از بین رفته و مالیاتی که از تریاک گرفته می‌شود از نقطه نظر جلب یک عایدی است و پیدا کردن این عایدات برای تعدیل بودجه مملکت حالا بنده عرض می‌کنم که این مطلب مخالف تصمیم مفنن است کار ندارم ممکن است با این نظر هم موافق باشم پس باید این اصل را در روی یک پایه گذاشت که قابل تحمل برای مردم باشد و حتی الامکان مردم در ضمن تادیه‌ای مالیات در رفاه آسایش باشند کسانیکه در ولایات بوده‌اند مسبوق هستند (و این نکته را هم در بین عرض خودم تذکر می‌خواهم بدهم) که مقصود از سوال و جواب نباید این باشد که مخصوصاً بهر قیمتی که من مقصود خود را گفته باشم و در جواب هم بهر قیمتی که باشد بشنوم یعنی سیاه را سفید و سفید را سیاه کرده باشم خیر این‌ها یک دردهای مملکتی است که باید مشترکاً حل بشود بنده بنماینده وزارت مالیه عرض می‌کنم در ولایات ایران از طرف مأمورین تحدید تریاک خصوصا بمردم تعدیات گوناگون می‌شود و بالاخره این تعدیاتی که می‌شود جلب تنفر و جلب عدم اعتماد و عدم رضایت را نسبت بدولت مرکزی می‌کند در صورتی که مقتضی نیست و بعقیده بنده مادام که قوانین و نظامات جاریه که بنام لزوم تفتیش حق می‌دهد به مفتشینی که با مواجب‌های پانزده تومان و هیجده تومان استخدام می‌شوند و اشخاصی نیستند که عاری و مبری باشند از اعمال و اغراض مشخص بسا می‌شود که برا ی اعمال غرض بخانه اشخاص محترم وارد می‌شوند و بدست خودشان تریاک بی باندرول در آن خانه می‌گذارند برای این که برای صاحب خانه تولید اشکال نمایند و این را هم یقین دارم نه وزیر مالیه و نه معاون و نه مستشار مایل هستند که بنام قانون نسبت بمردم این مملکت تعدیات و تجاوزاتی بشود بنده سوالی که می‌خواستم بکنم و این مقدمه اش بود این است که آیا در صورتی که وزارت مالیه بقای ای مالیات را لازم بداند (و بنده شخصا عقیده دارم که ممکن است از محل دیگر این عایدات را پیدا کرد و ممکن است این مالیات را لغو کرد در صورتیکه وزارت مالیه نظر داشته باشد بحفظ این مالیات آیا نظر ندارد که مالیات را از زمینی که تریاک در آنجا بعمل می‌آید بگیرند؟ این طریقه خیلی آسان تر و ساده تر می‌شود و عواید دولت هم تفریط نمی‌شود و مردم هم از یک سلسله تجاوزاتی که بنام قانون و نظام نامه بآنها تحمیل می‌شود خلاص می‌شوند سوال بنده این است که آیا وزارت مالیه خیال کرده که این مالیات را تبدیل بکند باینکه از زمینیکه در آن تریاک می‌کارند اخذ نماید یا خیر؟ و آیا در این باب مطالعاتی کرده‌اند یا نه؟ و اگر کرده‌اند در چه موقع قانو راجع بانکار بمجلس تقدیم خواهند کرد.

معاون وزارت مالیه قسمتی را که نماینده محترم در مشکلات و زحماتیکه در اجرای نطامات و قانونی تحدید که علی العجالة در نظر می‌آید و شنیده می‌شود اینها یک قسمت‌های مسلمی است که مکرر مذاکره شده است صرف نظر از اینکه چه مقدار از آنها وارد است و چه مقدار از آنها بیشتر باعث شده است که طرز معامله در کشف قاچاق و جلوگیری از قاچاق اصلا این قبیل چیزها را دربردارد بنده در این خصوص نمی‌توانم چیزی عرض کنم و البته نظر دولت و عمال دولت همیشه بر این بوده است که نظامات و مقررات دولتی کما یتبغی بعمال بیاید مشروط براینکه مردم همه راحت باشند مؤدیان مالیات و عوارض هم باشند و عواید هم آنطوریکه باید در صندوق دولت وارد شود این مسلم است د ربهمین جهت است که اگر دقت به کنیم نسبت بمالیات تحدید و مخصوصا تحدید تریاک مقررات و نظامنامهائی که دولت بادارات مربوطه در نظر گرفته است زیادتر است تا آن هائی که نسبت بسایر مالیات‌ها در نظر گرفته است و این که شنیده می‌شود بعضی مأمورین گاهی از اوقات سوء رفتار دارند و شاید وقوع هم پیدا کرده است که بروند تریاک در خانه کسی بگذارند بعنوان اینکه قاچاق کشف کرده‌اند و از او جریمه بگیرند بنده منکر این مسئله نمی‌شوم که ممکن است یک موردی یک همچو چیزی واقع شده باشد ولی تذکراً عرض می‌کنم نظر باینکه خود منهم مأموریت در ولایات داشتم و نزدیک بودم و در عمل مشاهده می‌کردم که بسا اتفاق می‌افتد که این‌ها تشبثاتی است که مؤدیان مالیات می‌نمایند حالا می‌گذریم از این مطلب اصلاح این قضایا را چند چیز می‌کند آنهم بمرور زمان من جمله نظاماتی که باید بموقع عمل بیاید و جزو عادات مردم شود یکی تکمیل انتظامات ادارات است. بدیهی است در ایران انتظامات آن طوریکه باید تکمیل نشده دیگری تهذیب اخلاق مردم است باین که فرار نکند از انجام مقررات دولتی و عمل بکنند بآنچه که وجدان خودشان و قواعد مملکتی بآنها امر کرده است البته آنوقت همه اینها درست خواهد شد و البته این شکایات هم خورده خورده تمام می‌شود و تخفیف پیدا می‌کند و مجلس محترم هم محتاج نمی‌شود باین جزئیات وقتش را صرف کند و متوجه می‌شود در قسمت اصول مذاکره بکند که یکی از آن اصول قسمتی است که اخیراً نماینده محترم فرمودند و آن مسئله طرز مالیات تریاک است مالیاتی که بتریاک تعلق گرفته است البته از نقطه نظر همان فلسفه ایست که دولت و مجلس و مقنن در نظر داشته و می‌خواستند بوسایلی این عادت مشئوم را از میان بردازند و خلقی را هم راحت کنند و هیچ هم نباید در نظر داشت که از این راه یک عوایدی وارد خرانه دولت بشود ولیکن یک قانونی وضع شده نظاماتی هم مقرر شده در همان قانون و نظامات گفته شده که باین ترتیب سنواتی تدریجاً یک مبلغی عوارض بگیرند این شد یک مالیات و البته در انقضای مدت هم این امر تمام شده و مقصود مقنن حاصل شده باشد و تجدیدش هم شاید ضرورتی نداشته باشد بجهت این که مقصود اصلی مقنن این بوده است که از میان برداشته شود ولی علت این که تجدید شده است بمناسبت و موجباتی بوده است که هر کس اطلاع دارد می داند و دولت هم ناچار بوده است که این کار را بکند و همین عوارض را در ضمن عایدات ادامه بدهد این قسمت گذشته است اما اینکه چه کنیم نسبت بطرز اخذ این مالیات. طرز وضع مالیات برای تریاک صرفنظر از اینکه کلیه مالیاتها باید تدریجاً از درجات اولیه خودش یک مدارج و تکاملی را سیر کند و راحت تر بشود بطوریکه در جاهای دیگر هم معمول است مخصوصاً برای مالیات تریاک باید یک تصمیمی اتخاذ کرد و این مشکلاتی که هر روزه محل مذاکره است مارا بیشتر وادار می‌کند که در صدد باشیم حقیقتا یک طریقه دیگری را اتخاذ بکنیم که ساده تر باشد برای اینکه هم بهتر این فلسفه را پیش برد و هم مادام که بکلی مقطوع و نقض نشده است آنچه دولت باید اخذ کند بیک طریق بهتری باشد و آن بنظر نماینده محترم شاید این باشد که مالیات تریاک بر زراعت و کشت تریاک وضع بشود این بسیار فکر خوبی است بنده عرض نمی‌کنم که در وزارت مالیه این طریقه اتخاذ شده است لیکن اینهم یکی از شقوقی است که وزارت مالیه برای تریاک درنظر دارد شاید هم منتهی بشود به اینکه این شق را قبول بکند شاید هم حالا مقتضی و لازم نباشد که بنده عرض کنم مشکلاتی دراین شق می‌بینم (بجهة اینکه هنوز ایجاد نشده است) ولی اجمالا این است در این طریقه که امروز هستیم مشکلاتی هست که همه می دانیم و در این طریقه هم مشکلاتی موجود است از نقطه نظر اینکه مخصوصاً آن فلسفه که مجلس و مقنن و دولت در نظر داشتند آن از میان نمی‌رود و چون نظر این بوده است که بالاخره بجائی برسد که تریاک را از میانه بردارند و استعال تریاک از بین برود دولت تا بامروز یک تعهدات بین المللی نکرده است مبنی بر اینکه تریاک را تا چه حدی محدود بکند ولیکن امروزه یک ترتیبی در پیش است که باید دولت وارد بشود و یک تعهداتی را قبول بکند و بهمین جهت است که دولت هم پیش بینی می‌کند. برای آتیه هم از نقطه آن نظر و هم از نقطه نظر اینکه تدریجاً بتواند کشت و زرع را تبدیل کند بیک چیزهای دیگری که هم از حیث محصول نافع باشد و هم از حیث عایدات برای دولت تفاوتی نداشته باشد و هم آن سم مهلک از میان برداشته شود و شاید آنقدر زمانی هم لازم نداشته باشیم و درموقعی که لوایحی که در وزارت مالیه تهیه شده است تقدیم مجلس می‌شود آنوقت در روی آن ممکن است مطالبی که لازم است ایراد بفرمایند.

رئیس – چون وقت گذشته است اگر اجازه میفرمائید جلسه ختم شود.

(جمعی از نمایندگان – (صحیح است)

رئیس – بقیه سوالات می‌ماند برای جلسه بعد (خطاب بدست غیب) راجع بچه موضوع است؟ اگر راجع بفواید عامه است جلسه بعد تشریف می‌آورند.

کفیل وزارت قوائد عامه –بنده برای جواب حاضرم.

معتمدالسلطنه – می‌خواستم استدعا کنم برای اینکه تکلیف این لایحه که امروز تقدیم شد معلوم شود از طرف مقام محترم ریاست امر بشود که کمیسیون بودجه امروز بطور فوق العاده تشکیل شود.

رئیس – این مطلب راجع بامر بنده نیست راجع بقرار داد کمیسیون است جلسه آتیه روز یکشنبه چهار قبل از ظهر دستور اعتبار نامهای آقایان:

سیف الله خان اسکندری.

شیخ الرئیس – دشتی: ثانیاً پیشنهاد راجع بتفسیر نظامنامه داخلی.

ثالثاً چند فقره پیشنهاد دیگری است که بمجلس رسیده است و قرائت نشده قرائت می‌شود. تکلیفش معلوم می‌شود

آقای آصف الممالک.(اجازه)

آصف الممالک – بنده راجع بهمان کمیسیون بودجه می‌خواستم عرض کنم که مقام ریاست فرمودند خودشان باید معین کنند.

رئیس – آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب – بنده در دو موضوع عرض داشتم یکی آنکه خوب است روزهای مجلس را معین بفرمائید. برای اینکه کمیسیونها و شعب تکلیفشان معین بشود. و یکی هم راجع به پیشنهادهای سردار معظم راجع بنطق مشروح و مفصل آقایان نمایندگان که جزء دستور بود و حالا نفرمودید که جزء دستور است استدعا می‌کنم آنرا هم جزء دستور قرار بدهید.

رئیس – خیلی خوب آنهم جزء دستور می‌شود آقا جلسات مجلس بطور کلی معین شده آیا یکشنبه و سه شنبه و پنجشنبه است مگر اینکه برخلاف آن رأی داده شود.

(جمعی از نمایندگان – صحیح است)

مجلس یکربع از ظهر گذشته ختم شد

رئیس مجلس شورای ملی مؤتمن الملک

منشی – معظم السلطان.