مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ تیر ۱۳۰۴ نشست ۱۸۷

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ تیر ۱۳۰۴ نشست ۱۸۷

مذاکرات مجلس شورای ملی ۹ تیر ۱۳۰۴ نشست ۱۸۷

جلسه یکصد و هشتادو هفتم

صورت مشروح مجلس سه شنبه نهم تیر ماه مطابق هشتم ذیحجه سنه ۱۳۴۳

مجلس ۳ساعت قبل از ظهر بر یاست آقای حسین خان پیرنیان تشیل گردید. صورت مجلس یکشنبه هفتم تیرماه را آقای آقا میرزا شهاب قرائت نمودند

رئیس – آقای تقی زاده (اجازه)

تقی زاده – قبل از دستور عرض دارم

رئیس – آقای دکتر محمد خان مصدق

دکتر محمد خان مصدق – قبل از دستور عرض دارم.

رئیس – آقای شوشتری (اجازه)

شوشتری – قبل از دستور

رئیس – آقای آقا سید یعقوب

آقای سید یعقوب – بنده جلوتر از همه اجازه خواستم ولی دیرتر از همه بنده را نوشته‌اند ممذلک قبل از دستور عرض دارم.

رئیس –آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی – قبل از دستور

رئیس – آقای نظامی (اجازه)

آقای میرزا یدالله خان نظامی – بنده هم قبل ازدستور

رئیس –آقای رضوی (اجازه)

رضوی – بنده هم قبل از همه اجازه خواسته بودم آخر همه بنده را نوشته‌اند. بنده هم قبل ازدستور عرض دارم

رئیس – درصورت مجلس اعتراضی چیست.

آقا شیخ عبدالرحمن – بنده عرض دارم.

رئیس – بفرمائید

آقا شیخ عبدالرحمن – بنده در جلسه قبل برای کار لازمی کسب اجازه کرده بودم و پس از آنکه آن کار صورت گرفت در آخر جلسه بمجلس حاضر شدم معذلک بنده راجز ء غائین نوشته‌اند.

رئیس – از کمیسیون کسب تکلیف و بعد اصلاح می‌شود.آقای تقی زاده (اجازه)

تقی زاده – عرضی که بنده خوادستم بکنم راجع بانتشارتی است که تقریبا از ۱۰ روز قبل باین طرف در جرائد منتشر شده است در خصوص تلگرافاتی که راجع بمعاملات اسلحه که در ژنو واقع شده است رسیده است. این تلگرافات که بطور اختصار بود از آنها این طور استنباط می‌شود که مطالبی که در آنجا حل شده است کاملا مطلبق مقصود نمایندگان ایران واقع نشده و نمایندگان ایران راضی نبوده‌اند. حتی تلگرافات حاکی است که نمایندگان ایران عهدنامه بین المللی را امضا ء‌نکرده و از مجلس خارج شده‌اند. اگر چه اطراف مسئله برای بنده شخصا روشن نیست و بیش از آنچه که در جرائد منتشر شده است چیزی مسبوق نیستم ولی چون راجع باین مسئله د رافکار عامه یک نگرانی موجود شده است

نمایندگان – صحیح است

وشکی هم ندارم که نگرانی آقایان نمایندگان در مجلس خارج شده وعهدنامه را امضا ء نکرده‌اند (چون ما یک نمایندگان معتمد علیحده در آنجا داریم (ثابت می‌کند مسئله قابل جدیت مخصوصی است ولازم است نمایندگان ملت در این باب توجه مخصوصی داشته باشند

(صحیح است)

وبنده یقین دارم اگر مجلس در این مدت قلیل سکوت کرده و دراین خصوص اظهاری نکرده است برای این بوده است که می خواسته انداخبار بیشتری برسد و اطراف مسئله روشن شود نه اینکه نگرانی که د رخارج هست دراین جا نبوده بلکه در اینجا بیشتر بوده است حالا گمان می‌کنم وقت آن رسیده باشد که اگر مجلس صلاح بداند از آقای وزیر امور خارجه تقاضا شود که تشریف بیاورند و توضیحات مقتضه در این باب در مجلس یا در کمیسیون خارجه بدهد. اگر در این باب بنده اظهاری می‌کنم فقط برای این است که آلت اظهار احساسات نمایندگان مجلس واقع شوم و مکنوفات قلپی عموم آقایان را بزبان بیاورم و شکی ندارم که فردفرد آقایان همین مکنونات وهمین تقاضا را دارند

نمایندگان – صحیح است

رئیس – برای استحضار خاطر آقایان عرض می‌کنم که از طرف جممعی از نمایندگان سئوالی از آقای وزیر امور خارجه شده. بنده هم به ایشان ابلاغ کرده‌ام البته برای دادن جواب حاضر خواهد شد آقای دکتر محمدخان مصدق (اجازه)

دکتر محمد خان مصدق – بنده هم می‌خواستم در همین زمینه که نماینده محترم آقای تقی زاده بیان فرمودند عرض بنمایم و لازم می دانم نسبت بفرمایشاتیکه ایشان فرمودند قدری توضیح بدهم در روز یک شنبه سی ویکم خرداد که مطابق بود باد درج اخبار یکه در جرائد راجع بمذاکرات کنفراس منتشر شده بود بنده در مجلس آمدم. درخارج مجلس تمام آقایان نمایندگان را بحالت تاثر وغم و الم دیدم بعد یک نفر ا زآقایان محترم اظهار کردکه ازپاریس تلگراف تبریکی برای موفقیت اعضا ء کنفرانس بیکی از نمایندگان محترم رسیده است. این خبر تاحدی د ربعضی از آقایان نمایندگان محترم اثر خوشی کرد وبنده لازم دانستم که خودم آن تلگراف را ملاحظه کنم و ازنماینده محترم تقاضا کردم و تلگراف را گرفتم وقرائت کردم ولی درست بر بنده معلوم نشدکه این تلگراف مربوط بموفقیت هائی است که نمایندگان دولت در قرار داد سن ژرمن تحصیل کرده‌اند یا مربوط بموفقیت هائی است که بعد از این قضایای اخیره در جرائد شده حاصل شده است روز سه شنبه گذشته هم بنده خواستم در این باب عرایضی بکنم چون نوبت ببنده نرسید عرض نکردم. ظن قوی دارم که اگر شخص محتر م رئیس دولت در طهران تشریف داشتند تا – کنون این عمل هم مثل قضیه سن ژرمن که بنفع دولت ایران تمام شد تمام می‌شد و امروز اخبار خوشی در این جا تشریف ندارند ولی باانتظاری که همیشه ما بجدیت ایشان داریم امیداورم وقتی که تشریف آوردند شخصا اقدامات لازمه بفرمایند و بااعتمادی که ما بدولت ونمایندگان دولت داریم لازم میدانم که کمیسیون خارجه بانمایندگان دولت طرف مذاکره شده و مانمایندگان را (که جز اخبار ی که در جرائد منتشر شده اطلاع نداریم) کاملااز حقیقت مطلب مطلع فرمایند. ماهمه وطن خودمان را دوست داریم وهمه در مصالح مملکت کوشش داریم و هر وقت که واقعه واقع شده و فی الجمله خدشه نسبت بمصالح مملکت واقع شده همیشه بایک جدیتی د رمصالح مملکت اقدام شده همیشه بایک جدیتی در مصالح مملکت اقدام کرده‌ایم و امیدوارم در هر قضیه که واقع شود ما اقدامات خود مانرا بکنیم وخداوند هم بما کمک کند.

جمعی از نمایندگان – دستور.

رئیس – وارد دستور شویم؟

آقا سید یعقوب – اگر کسی بخواهد حرف دیگری بزند نباید بگوید.

رئیس – خبر کمیسیون فوائد عامه راجع براه بندر جز جز مطرح است ماده سوم قرائت می‌شود (بشرح ذیل قرائت می‌شود)

ماده سوم صاحب امتیاز متعهد می‌شود که از تاریخ مبادله این قرارداد در ظرف سال اول شروع بعملیات راه سازی نماوده و منتهی تا مدت سه سال بعد از اتاریخ مبادله قرار داد را ه مزبور را باتمام برساند و اگر وزارت فوائد عامه بیش از دوماه تصویب نقشه مذکور در ماده دوم را بتاخیر بیندازد مدت اضافی برسه سال مسوب خواخد شد.

رئیس – مخالفی ندارد؟

بعضی از نمایندگان –خیر.

رئیس – رای گرفته می‌شود بماده دوم آقایانی که این ماد را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس – تصویب شد. ماده پنجم. (بشرح ذیل خوانده شد)

ماده ۵- هر گاه قبل از شروع بعمل یا در ضمن اشتغال بآن صاحب امتیاز تصور نماید که بواسطه وجود فورس ماژور شروع بساختن راه مزبور یا ادامه آن ممکن نیست باید کتبا مراتب ر ابوزارت فوائد عامه باذکر دلائل کافی اطلاع دهد. وزارت خانه مزبور ه منتهی در ظرف یک ماه بعد از وصول مراسله صاحب امتیاز وجود فورس ماژور راکتبا تصدیق یاتکذیب می‌نماید. در صورت اول بنسبت مدتی که فورس ماژور بر قرار است بر مهلت شروع بکار یا اختتام آن افزوده خواهد شد. چنانچه در مجموع مدت امتیاز قوه قهاره (فورس ماژور) بیش از یکسال مانع استفاده صاحب امتیاز شود ومورد تصدیق دولت نیز واقع گردد مدت اضافه بر یکسال بر مدت امتیاز افزوده خواهد شد.

رئیس – ماده پنج مخالف دارد یانه؟

یک نفر از نمایندگان – خیر.

رئیس – رای گرفته می‌شود آقایانی که ماده پنج را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس – تصویب شد. ماده یازده قرائت می‌شود. (اینطور خوانده شد)

ماده۱۱- صاحب امتیاز مجاز است که پس از ساخته شدن نصف هر یک از راه‌ها بطوری که وزارت فوائد عامه تصدیق نماید حق العبوری متناسب با تمام تعمیرات راه واداری آن مطابق تعرفه که باموافقت وزارت فوائد عامه تنظیم خواهد شد برای عبور از قسمت ساخته شده دریافت دارد ولی میزان حق العبور بهر جهت ازحق العبور طرق شوسه دولتی تجاوز نخواهد کرد.

تبصره – ساکنین دهات اطراف راه برای سیر دو فرسخ در راه مزبور از تادیه حق العبور معاف خواهند بود.

رئیس – آقای نظامی. (اجازه)

آقا میرزا یدالله خان نظامی – بنده در ماده یازده یک پیشنهادی تقدیم کرده بودم و مخالف هم نیستم فقط یک اصلاح عبارتی دارم. در اول ماده می‌نویسد: ساکنین دهات البته آقایان تصدیق می‌فرمایند که ساکنین دهات حق العبور نخواهند دارد و هیچ مانعی ندارد که اضافه شود. دواب ساکنین دهات اطراف راه. در قسمت دوم هم که نوشته شده است برای سیر دو فرسخ در راه مزبور از تادیه حق العبور معاف خواهند بود. خوبست علاوه شود در هر راه دارخانه که اسباب زحمت برای ساکنین فراهم نشود و پیشنهادی هم تقدیم کرده‌ام که بعرض آقایان می‌رسد

رئیس ـ آقای دامغانی (اجازه)

دامغانی ـ اصلاح عبارتی که آقای نظامی در نظر داشتند گمان می‌کنم مورد نداشته باشد زیرا حق العبور را ساکنین می‌دهند برای دواب خود. دواب که حق العبور نمی‌دهند. بعلاوه این مسئله واضح است و از قبیل واسئلو القریه است یعنی اهل قریه. ساکنین دهات حق العبور می‌دهند برای دواب و الا خود دواب که حق العبور بده نیستند ولی نظری که بنده در این تبصره دارم این است که از بندر جزء تا دامغان یا تا استر آباد یکی هفت فرسخ و یکی هجده فرسخ راه است و بنده هم تصدیق می‌کنم که ساکنین اطراف این راه برای حوائج شخصی در هر موقع عبور از این را باید از پرداخت حق العبور معاف باشد ولی در موقع حمل و نقل مال التجاره باید حق العبور را بدهند زیرا اگر دو فرسخ دو فرسخ معاف باشند همه طول راه که هفت فرسخ است ممکن است دو نفر تبادل کنند یکی بیاید مال التجاره را دو فرسخ بیاورد بیندازد و دیگری ببرد منزل و این باعث خسارت برای صاحب امتیاز می‌شود بلی اگر ساکنین اطراف راه برای حوائج شخصی تا دو فرسخ در این راه عبور کنند باید معاف باشند ولی اگر بخواهد مال التجاره وارد و صادر کند باید حق العبور را بپردازند و اگر معاف باشند تصور می‌کنم لطمه باین راه وارد آید و حق العبوری هم در بین نخواهد بود پیشنهادی هم عرض کرده‌ام

مخبر ـ بنده گمان می‌کردم آقای دامغانی موافقند و بایستی هم بعد از یک مخالف اظهار عقیده بکند لیکن ایشان مخالف بودند بلکه مخالفتر. این احتمالاتیکه آقای دامغانی دادند البته صحیحست و طریق احتمالی را نمی‌شود مسدود کرد اگر ایشان یکی از طرق احتمالات را بیان کردند ممکن بود مثلا اگر بنده می‌شدم چندین احتمال دیگر هم اظهار دارم. اینجا ما بطور کلی مائل شده‌ایم که ساکنین دهات اطراف این راه اگر ریک دهی بده دیگر برود با دو فرسخ معاف باشند. شما میفرمائید ممکن است جمیع اهالی دهات اطراف را تبانی کنند برای عبور دادن چند بار :البته تصدیق میفرمائید برای این تبانی سابقه مفصلی لازمست که از این ده ببرد بده دیگر و از آنجا دیگری بیاید ببرد بده دیگر تا بمقصد برساند این کار طبیعی نیست و عادتا هیچوقت چنین اتفاقی نخواهد افتاد و مطلب هم خیلی مکشوف و واضح است و مقصود اینست که اهالی بین راه آزادانه بتوانند عبور و مرور کنند.

رئیس ـ آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب ـ بنده عقیده‌ام این است که عبارت قانون هر چه صراحتش بیشتر باشد بهتر است آقای دامغانی و آقای کازرونی فرمودند مخالف بودند در قسمت آخر شاید مخالف بودند در قسمت اول بعنوان موافق حرف زدند و داخل کردند مطلب را دارد بیات و بنده عقیده‌ام اینست که عبارت قانون نباید ادبی باشد یعنی چیزی درش مخفی و مستتر باشد البته در ادبیات و در عبارات برای فصاحت و بلاغت ممکن است یکی کلمه مخفی و مستتر باشد ولی عبارت قانون راعقیده دارم که باید بصراحه نوشت بهترین دلیل هم فرمایش خود آقای دامغانی است برای اینکه در تبصره یک عبارتی فرمودند که ساکنین اطراف راه معنیش اینست که دواب ساکنین اطراف راه کان می‌خواستند بفهمانند که دواب در اینجامستتر است و بعد در تعبیری که فرمودند این طور فرمودند که عبارت طوری اداء شود که معنیش این است که دواب و چیزهائی که می‌خواهند حمل و نقل کنند آنها معاف باشند و از آن‌ها حق العبور نگیرند و همین فرمایش حاکی است که از این عبارت بالصراحه چیزی فهمیده نمی‌شود. بنده با این فرمایش اولشان مخالفم زیرا عبارت بایداز دادن بالصراحه نوشته شود که در موقع عبور دواب ساکنین اطراف راه باید از دادن حق العبور معاف باشند یعنی همان عبارتیکه آقای نظامی فرمودند همانطرز نوشته شود. اما در فرمایش بعدشان که فرمودند اگر چنانچه ساکنین اطراف راه تا دو فرسخ معاف باشند کسیکه امتیاز گرفته است استفاده نمیبرده بعد بعقیده بنده اولا دو فرسخ هم کم است و باید سه فرسخ باشد و تقریبا این اندازه حریم خانه اهالی اطراف می‌شود و اگر بنا باشد از آن استفاده نکنند چیز غریبی می‌شود با اینکه خود آقای اهل آنجا هستند و اهالی شهر آقا از این حیث بیشتر استفاده می‌کنم و از حقیر هم بنفع ترند عقیده دارم ایشان مخالفت نکنند و دو فرسخ هم کم است باید سه فرسخ باشد و بالصراحه هم نوشته شود دواب ساکنین راه

رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب ـ در این ماده عرضی ندارم. مذاکرات هم کافی است

رئیس ـ آقای عراقی (اجازه)

عراقی ـ عرضی ندارم

بعضی نمایندگان ـ مذاکرات کافی است.

رئیس ـ پیش نهاد آقای نظامی قرائت می‌شود. (بشرح ذیل قرائت شد)

بنده ـ پیشنهاد می‌کنم تبصره ماده یازده بترتیب ذیل اصلاح شود

تبصره ـ دواب و احشام ساکنین دهات اطراف راه برای سر در هر راهدارخانه در فرسخ از تادیه حق العبور معاف خواهند بود.

مخبر ـ بنده فقط می‌توانم یک قسمت پیش نهاد ایشان را قبول کنم دواب ساکنین دهات اطراف را قبول می‌کنم ولی بقیه را نمی‌توانم بپذیرم.

رئیس ـ آقای نظامی (اجازه)

آقا میرزا یدالله خان نظامی. هر کس در فن خودش بصیر است. بنده مکرر در مکرر در خط شوسه قزوین دیده‌ام و بسر خودم و کسانم آمده. گندم را که به آسیاب می برده‌اند در سر پل که یک چوب درازی در آنجا گذاشته‌اند جلو الاغش رامی گیرند که دو قران یا یک قران یا ده شاهی بده هر چه داد و فریاد کند که می‌خواهم بآسیا بروم اصلاحیت نمی‌دهند. در صورتی که این راه دارخانه در تحت نظردولت است. اگر اینطور که بنده عرض کرده‌ام در این قانون نوشته نشود فردا ممکن است از طرف صاحب امتیاز اسباب زحمت ساکنین اطراف راه فراهم شود. اغلب دهات اطراف بذر کاری دارند وقتی که می‌خواهند از این طرف برود آن طرف زراعت کند چوب گدائی که آقایان ملاحظه فرموده‌اند جلو اتومبیل را می‌گیرند آنجا حاضر است جلوش را می‌گیرد هر چه دادو فریاد می‌زند که می‌خواهم بروم خرمنم را برچینم گوش بحرف او نمی‌دهند. بنده مخالفت یا غرض با صاحب امتیاز ندارم. برای اینکه این اول قدمی است که این شخص می‌خواهد برای سعادت مملکت بر دارد. چقدر خوب بود که تمام ایرانی‌ها حاضر بودند یک همچو خدمتی بکنند. ولی برای خاطر یک نفر صاحب امتیاز نمی‌شود یک عده را بزحمت انداخت و گمان نمی‌کنم خودش هم حاضر باشد. بعلاوه همانطور که آقای دست غیب فرمودند این راه راه آنها است حریم خانه آنها است سزاوار نیست که آقایان نمایندگان محترم برای آنها در موقع عبور باجی معین کنند. از این جهت بنده این پیش نهاد را کردم حالا بسته است بنظر آقایان محترم که رای بدهند یا ندهند.

مخبر ـ اولا ساکنین طرفین راه اگر در موقع عبور از راه بخواهند از ایشان حق العبور بگیرند مجبور که نیستند ممکن است یک وجب فاصله از کنار راه بروند حق العبور هم ندهند. بنده بطور کلی و علی الاصول عرض می‌کنم که یک راهی با یک مخارجی شوسه برای استهلاک سرمایه و مخارج عادی این راه یک حقوقی به پردازند و دلیلی هم برای استثناء نیست معذلک ما برای ساکنین طرفین راه تا دو فرسخ را قائل شدیم که معاف باشند. میفر مایند که این دو فرسخ در هر راهدارخانه باشد در خارج هم به ایشان عرض کردم که اگر اینطور باشد مستلزم این است که شش فرسخ معاف باشد ملاحظه بفرمائید سه راهدارخانه در نظر بگیرند یک فرسخ دور از رهدارخانه اول حرکت کرد آمد از راهدارخانه دوم هم گذشت و تا یک فرسخ راهدارخانه سوم مانده رفت اگر یکقدری دقت بفرمائید چنانچه در خارج هم خودتان تصدیق فرمودید با این ترتیب شش فرسخ راه از تادیه حق العبور معاف بوده است در صورتی که این راه هفت یا هشت فرسخ بیشتر نبوده. بلی بنده هم خیلی میل دارم در همه راه‌ها از تادیه حق العبور معاف باشند ولی این نمی‌شود این جمع بین الضدین است می‌فرمایند گمان می‌کنم صاحبش هم راضی باشد بنده گمان می‌کنم صاحبش هم راضی باشد بند ه گمان نمی‌کنم بلکه یقین دارم صاحب امتیاز راضی نیست. می‌فرمایند مخالفتی با صاحب امتیاز ندارند البته در صورتیکه یکی راهی بسازد و حق العبور هم نگیرد چه مخالفتی می‌شود با او کرد.

رئیس – رای گرفته می‌شود به قابل توجه بودن پیش نهاد آقای نظامی.

یک نفر از نمایندگان – پیش نهاد مجددا قرائت شود. (بشرح سابق قرائت شد):

رئیس – آقایانی که این پیش نهاد را قابل توجه می دانند قیام فرمایند.

(اغلب برخاستند)

رئیس – قابل توجه شد. آقای بیات پیش نهاد جنابعالی خوانده شود

مرتضی قلیخان بیات – چون این پیش نهاد قابل توجه شد بنده پیش نهاد خودم را مستر د می‌دارم.

رئیس – پیش نهاد آقای سهراب زاده چطور؟

سهراب زاده – بنده هم مسترد می‌دارم.

رئیس – پیش نهاد آقای دامغانی. (بشرح ذیل قرائت شد)

در تبصره ماده {{پیش نهاد می‌کنم بعد از جمله معاف خواهید بود نوشته شود :

(مشروط باین که محمولات آنها مال التجاره صادر بخارج یا وارد از خارج نباشد

. مخبر – بنده قبول می‌کنم.

رئیس – ماده مراجعه می‌شود به کمیسیون.

شیروانی –بنده بااین پیش نهاد مخالفم.

رئیس – مخبر قبول کردند. ماده مراجعه می‌شود بکمیسیون وقتی که از کمیسیون برکشت بمجلس د رموقع رای قطعی آن وقت مخالفت کنید. تبصره ماده پنج که فراموش شده بود قرائت شود ماده شش می‌شود.

وزیر فوائد عامه – اجازه میفرمائید ؟این پیش نهاد که آقای مخبر قبول کردند بر می‌گردد بکمسیون

رئیس – بلی

وزیر فوائد عامه –زیرا خود این پیش نهاد قابل قبول نیست.

رئیس – تبصره ماده پنجم بعنوان ماده ششم قرائت می‌شود. (بشرح ذیل خوانده شد) ماده ششم هر گاه وزارت فوائد عامه در ظرف یکماه د رمورد فرس ماژر جوابی بصاحب امتیاز نداد سکوت را صاحب امتیاز بمنزله قبول تلقی خواهد نمود.

رئیس – مخالفی ندارد بعضی از نمایندگان – خیر.

رئیس – رای می‌گیریم. آقایانی که این ماده را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس –تصویب شد. ماده بیست و شش قرائت می‌شود. (اینطور خوانده شد)

ماده بیست و ششم – صاحب امتیاز بدون تصویب مجلس شورای ملی حق شرکت با اتباع خارجه نخواهد داشت.

رئیس – آقای آقاسید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب – این ماده را آقای تدین پیش نهاد کردند و مجلس هم قابل بوجه دانست و آمد بکمیسیون. بنده دو سه ماده را بعرض آقایان میرسانم و حکمیت را هم بخود آقای تدین واگذار می‌کنم که با روح آن مواد که گذشته است در نقطه نظر علم و فهم آن مواد ببینم این ماده قابل قبول هست یانه حالا بنده عرض می‌کنم از بیانات آقای وزیر فوائد عامه همچو معلوم بود که این راه عبارت از بندر جز بدامغان و بندر جز باستر آباد باشد این راه فوق العاده محل توجه دولت و اعضا ء کمیسیون فوائد عامه بوده است باین معنی که بقدر قوه و توانائی ملاحظه این راه را از هر جهت. از نظر سیاست و نظرهای دیکر در تحت نظر داشته‌اند. حالا برای خاطر اینکه آدم مار گزیده از رشته سیاه و سفید می‌ترسد بوده است یا برای چیز دیگر در هرحال اعضا ء کمیسیون کاملا مسئله راه بندر جز واستر آباد را در تحت نظر داشته‌اند بواسطه سوابقی که همه ما می دانیم و بنده حالا نمی‌خواهم تکرار کنم از این جهت بنده عرض می‌کنم برای اینکه در عبارت مواد یک چیزی نباشد که موهم برای یکروز سیاهی واقع نشود بقدر امکان در کمیسیون مواد راتحت نظر گرفته و بقدری که ممکن بوده است از این مسئله احتراز جسته‌ایم که خدای نخواسته یکوقت در وادی هولناکی نیفتیم. حالا مسئله را که از راه علمی خواستم خدمت آقای تدین عرض کنم این است که در ماده اول می‌گوید مجلس شورای ملی مالک این امتیاز را اجازه می‌دهد سی ساله با آقای علی قلی خان مسعودالملک. پس حق استفاده و مالکیت این امتیاز در ظرف سی سال با اجازه مجلس شورای ملی داده شد به مسعودالملک. موجرکی هست؟ مجلس شورای ملی مستاجر کسی هست ؟مسعود الملک. اینجا دیگر واسطه در بین نیست مجلس این حق را باو می‌دهد. بعد در ماده ۶ می‌گوید این امتیاز به هیچ نحوی ازانحا ء قابل انتقال نیست. یعنی مجلس حق خودش را منتقل بیک نفر داخلی می‌کند وهمان مجلس هم قانون می‌گذارند که این امتیاز قابل الانتقال نیست. حالا اگر با اجازه مجلس بخواهد این را منتقل کند چه می‌شود؟ معنیش این می – شود که این حقی که مجلس بمن داده بود این حق متزلزل است یعنی اینکه مسعود – الملک که مالک این حق بود نصف این حق می‌خواهد از بین برود دیگر مالک مسعود الملک نیست و برمیگردد بهمان مالک اولش مسعود الملک نیست و بر می‌گردد بهمان مالک اولش مسعودالملک از طرف مجلس مالک این حق شد که غیر قابل انتقال باشد اگر بخواهد انتقال بدهد باید ول کند بعد مجلس شورای ملی در تحت نظر بگیرد یک امتیاز دیگر بتبعه ایران بدهد. مسعود الملک باشد یا غیر او باشد ازنقطه نظر فهم ماده و فهم مسئله می‌خواهم عرض کنم این حق مال مجلس است بعد که داد باو او دیگر نمی‌تواند بدیگری منتقل کند و اصلا نمی‌تواند اشتراک بکند تا اینکه باجازه مجلس باشد اگر بخواهد این کار را بکند حقش از بین می‌رود بر می‌گردد بمالک اولش مالک اول باید تاسیس شرکتی بکند این بود آن نقطه نظر اساسی که کمیسیون ووزیر درتحت نظر گرفته بودند. بهر جهت ازنقطه نظر علمی این مسئله تحت نظر ماآمد حالا بسته بنظر مجلس است و هر طور مجلس حکم کند همانست ولی آن چیزی که بنظر بنده بنده آمد عرض کردم کمیسیون هم با کثریت رای داده فقط بنده و آقای مخبر مخالف بودیم و رای ندادیم از این نقطه نظر بود حالا رفع شهبه بنده بشود عرضی ندارم

رئیس – آقای رضوی (اجازه)

رضوی –بنده می‌خواستم اضافه کنم که پس از اتباع خارجه یک اتباع داخله هم اضافه کنند چون بنده اینطور بنظرم می‌رسد که ممکنست یکی از اتباع داخله باشد که دولت صلاح نداند این طور از خارج شنیدم لذا عقیده‌ام این است اتباع خارجه وداخله بدون تصویب مجلس حق شرکت دراین امتیاز رانداشته باشند.

رئیس – آقای تدین (اجازه)

تدین – اولا آقای آقاسید یعقوب تصور کردند که اگر یک پیشنهادهائی درمجلس می‌شود ازنقطه نظر سو ء تعبیریست نسبت به راپرتی که از کمیسیون به مجلس میآیدیا خدای نکرده توهینی است بطرفداران آن اینطور نیست. مجلس شورای ملی وضع شده برای اینکه مسائل تحت بحث و شور گذاشته شود وهریک ازنمایندگان با کمال بی طرفی آنچه بنظرش می‌رسد بعرض مجلس برساند و حکومتش با مجلس برساند و بنده این پیشنهاد راکه کردم مقصودم این نبود که خدای اعضای کمیسیون نفهیده‌ایم بلکه یک پیش بینی کردم وشاید از نظرشان افتاده است و این یک احتیاطیست زیرا همانطور که آن روز عرض کردم درماده شش اجازه داده می‌شود بصاحب امتیاز که برطبق قوانین مملکتی ایران بااتباع خارجه شرکت کند واین ماده راهم صاحب امتیاز قبول می‌کند بنابراین بعد از تصویب این قانون ایران با اتباع داخله شرکتی تاسیس بکند و ماده هفت انتقالات این امتیاز را بخارجه منع کرده ولی شرکت ظاهرا غیر ازانتقال است اگر چه معنامی توان آن را داخل درانتقال نیست و بعلاوه یک نکته ایست.همانطور که آقا از ریسمان سیاه سفید میتر سد شاید دیگران هم بترسند خودتان میدانید در کلیه قوانین موضوعه بشری وقتی که نسبت بیک یاچند موضوع تهی صریخ داشت ودر یک جا سکوت کرده بود ممکنست از عدم منع صریح استفاده شد و این مجلس این اجازه را (بطور ی که آقا فرمودند) در تحت این مواد و شروط باین مستاجر می‌دهد و می‌گوید من این حق را که شرکت بااتباع خارجه باشد صراحته منع می‌کنم و بتونمی دهم مگر آنکه در مقعی که می‌خواهی شرکتی بااتباع خارجه بکنی از من تصویب بکنم بنا براین برای اینکه یک روز از عدم منع صریح :سو ء استفاده نشود چه عیب دارد ضرر ندارد بلکه کاملا موافق با احتیاطست.

رئیس – آقای دست غیب. (اجازه)

دست غیب – موافقم.

بعضی از نمایندگان – مذاکرات کافیست

رئیس – رای می‌گیریم بماده بیست و شش که تصویب قیام فرمایند :

(جمعی برخاستند)

رئیس – تصویب شد ماده دیگر (ماده بیست ونه بشرح ذیل خوانده شد)

بیست ونه – تاریخ اجرای ماده بیست وشش از ابتدای شروع به ساختن راه خواهد بود.

وزیر فوائد عامه – چطور ؟ماده بیست و شش چه (ماده ۲۹وماده ۲۶مجددا قرائت شد)

وزیر فوائد عامه – صحیح است.

رئیس – را ی گرفته می‌شود . . .

آقا سید یعقوب – این مخالفت ندارد؟

رئیس - اظهاری که نشده است.

آقا سید یعقوب – بنده اسمم را نوشته‌ام.

رئیس –شما در ماده بیست وپنج و بیست وشش مخالف بودید ونوشته‌اید.

آقا سید یعقوب – همین ماده بیست و پنج است که حالا بیست و شش شده است و بنده مخالفم اسمم را هم نوشته‌ام اگر چه رای خواهند داد ولی مخالف حرفش را بزند.

رئیس ـ بفرمائید.

آقاسید یعقوب ـ بنده عرایضم را از نقطه نظر مطالب علمی می‌گوییم بعد اگر اکثریت رد کند.

دست غیب ـ صحیح است.

آقا سید یعقوب ـ بلی صحیح است آقای دست غیب این جا مسئله گود دیگریست.

(خنده نمایندگان)

در این جا این ماده را ما گفتیم بنده و آقای دامغانی و آقای دادگر تماما گفتیم با صاحب امتیاز صحبت کنیم این پولیست که ما می‌خواهیم از جیب او ببخشیم. حالا که ما می‌خواهیم رای بدهیم و قانون بنویسیم که آقا پولت را ببخش بمردم باید ببینیم حاضر است یا نه ؟سؤال کردیم گفت بعد از آنکه راه تمام شد و حق العبور اخذ کردم. من این دو هزار تومان را می‌دهم حالا ما میگوئیم قبل از آنکه تو حق العبور بگیری از همین حالا که ما رای می‌دهم باید این دو هزار تومان از جیب تو بیرون بیاید ولی این طور قبول نکرد و از وقتی که حق العبور اخذ می‌کند از آن پول دو هزار تومانش را قبول کرد که تشخیص بدهد برای این اشخاص که اینجا ذکر شده است مصارف معین، ذوالحقون معین، برای موقع معین ؟نه اینکه از همین حالا که این بیچاره می‌خواهد دست بکار بزند بگوئیم مجلس رای داده که دو هزار تومان برادر و دارالعجزه و دارالمساکین و مریضخانه درست کن از این نظر بود که بنده مخالفت کردم.

وزیر فوائد عامه ـ همان طور که در ضمن مذاکره در این ماده در کمیسیونهم عرض کردم اگر موقعی و موردی باشد برای صرف کردن این دوهزار تومان همان موقعست که مشغول ساختن راهست همان موقعی است که عمله کارگر کور. یا چلاق یا ناخوش و گرفتار هزار قسم درد و بلا می‌شود و الا پس از اینکه ساختن راه تمام شد و می‌خواهند شروع بکنند بگرفتن حق العبور دیگر عمله در کار نیست فقط چند نفر منشی می‌گذارند بین راه هر کس می‌آید بلیط می‌دهند و باج می‌گیرند پس بعقیده من اگر موردی داشته باشد مساعدت و کمک با کارگر همان موقع ساختن راهست. از طرف دیگر صاحب امتیاز حاضر شده است یک سرمایه زیاد (صد هزار تومان دویست هزار تومان هر چه می‌خواهد باشد) در این راه خرج کند و کار هم بی خرج نمی‌شود البته هر کس می‌خواهد در دنیا بهره بردارد باید متحمل خرج بشود والا نمی‌شود بهره بر دارد. حالا که می‌خواهد خرج کند از هر محلی که دویست هزار تومان را برای اصل راه تهیه می‌کند این دو هزار تومان راهم تهیه خواهد کرد و گمان می‌کنم برای صاحب امتیاز هم تفاوتی نکند و موافق هم باشد.

جمعی از نمایندگان ـ مذاکرات کافیست.

رئیس ـ رای گرفتن می‌شود به ماده بیست و نهم. آقایانی که تصویب قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان برخاستند)

رئیس ـ تصویب شد ماده الحاقیه پیش نهادی آقای شریعت زاده. (بشرح ذیل خوانده شد)

هر گاه صاحب امتیاز در مدت مقرر در این امتیاز ساختمان راه را با تمام برساند این امتیاز نسبت بقسمتی که ساخته شده معتبر ونسبت بقسمت ناتمام از درجه اعتبار ساقط خواهد بود.

شریعت زاده ـ عرض کنم علت ندارد که صاحب امتیاز مخارج زیاد و زحمات زیادی را متحمل شود و مقداری زیادی راه بسازد بعد فرضا دو فرسخ سه فرسخ ناتمام بماند آن وقت از آن قسمت ساخته شده استفاده نکند انصاف نیست. این مسئله رامخصوصا اعضای کمیسیون فوائد عامه در مورد الغاء تایید کردند و ثابت کردند که این عقیده خوبی است یعنی گفتند فرامینی که تا حالا قسمتی از آن اجرا شده معتبر و نسبت بقسمت هائی که اجرا نشده لغو است و البته این صحیح است. فرض کنیم یکنفر ایرانی در نتیجه زحمات زیادی یک امتیاز گرفته است و زحماتی هم متحمل شده است ولی در موضوع ساختن در تخمینات اولیه اشتباه کرده است و در تخمینی که زده اشتباهی کرده و از سی ودو فرسخ چهار فرسخ ساخته نشده مانده حالا این امتیاز ملغی است؟ این که انصاف نیست. حالا چه ضرری دارد که ما بگوئیم نسبت به آن بیست و هشت فرسخ که ساخته شده امتیاز معتبر و نسبت بآنچه که باقی مانده ملغی است که او از آن قسمتی که ساخته شده حق داشته باشد اینست که بنده از نمایندگان محترم تقاضا می‌کنم که در این باب درست دقت نظر بفرمایند و تصدیق بفرمایند که در این قانون تحمیلات زیادی بصاحب امتیاز شده است و تصدیق بکنند که هیچ جایز نیست یک نفر ایرانی با حسن عقیده و حسن نظری بیاید امتیازی را قبول کند و مخارجی بکند بعد بواسطه یک سوء اتفاق یا سوء تفاهم بیست و هشت فرسخ سی فرسخ را ساخت و دو سه فرسخ را نساخت همه زحماتش از بین برود

مخبر ـ آقای شریعت زاده خوب بود آن طرف مسئله را هم می‌فرمودند که صاحب امتیاز دو فرسخ را تعمیر می‌کرد و از بقیه صرف نظر می‌کرد آن وقت مشغول می‌شد در این دو فرسخ باج می‌گرفت یک قسمت راهی که این آدم بایستی تعمیر شوسه کند خرابیهایش چندان زیاد نیست و آن نقاطی که محتاج باصلاح است یک نقاط فوق العاده محدودیست و چند فرسخ بیشتر نیست که اگر آنجا را اصلاح کرد می‌شود گفت راه را شوسه کرده والا مقدار زیادی از این اراضی چندان محتاج بشوسه کردن نیست یا اینکه مخارج خیلی کمی دارد اگر مقصود ما این بود که این آدم را وادار بکنیم یک مقدار راهی را شوسه بکند و پول بگیرد این پیشنهاد البته خوب بود ولی منظور این نیست منظور این است یک راهی که اینطور خراب است ما رفع معایبش را بکنیم. در هر صورت من گمان نمی‌کردم آقای شریعت زاده با آن دقت نظری که دارند همچو پیشنهادی بکند

شریعت زاده ـ بنده توضیحی دارم

وزیر فوائد عامه ـ این پیشنهاد گمان می‌کنم منافعی ماده سه استکه گذشت تقاضا می‌کنم ماده سه قرائت شود (بشرح ذیل خوانده شد)

ماده ۳ ـ صاحب امتیاز متعهد می‌شود که از تاریخ مبادله این قرارداد در ظرف سال اول شروع بعلیات راه سازی نموده و منتهی تا مدت سه سال بعد از تاریخ مبادله قرار داد راه مزبور راباتمام برساند

شریعت زاده ـ بنده پیشنهاد خودم را اصلاح می‌کنم باینطور که نوشته شود اگر دو ثلث از راه ساخته شد آن وقت او می‌تواند از اینراه ساخته شده استفاده کند. رئیس پیشنهاد اعاده می‌شود اصلاح کند. ماده الحاقیه دیگر (بشرح ذیل خوانده شد)

ماده الحاقیه

آقای شوشتری ـ اهالی استر آباد و بندر جزو دامغان در شرکت مقدمند بر سایر اتباع داخله و تا هر مقدار که خواستند شرکت بجویند صاحب امتیاز باید قبول نموده و بر دیگران مقدم شمارد

رئیس ـ بفرمائید

آقا سید محمد علی شوشتری ـ تقریبا در شش ماه قبل که قضیه امتیاز راه بندر جز مطرح شد بنده قبلا عرض کردم از نظر عملی بودن امتیازی که رای آن با مجلس شورای ملی است بایستی اهالی محل اهالی استر آباد و دامغان و بندر جز شرکت بجویند آن روزی آقای مخبر فرمودند ممکن است در ضمن شور در مواد قضیه را پیش نهاد کنید. بنده نه از نقطه نظر مخالفت با اصل لایحه استکه الان عرض می‌کنم بلکه عملی نمی‌بینیم که بدون شرکت دادن اهالی استر آباد ودامغان و بندر جز آقای مسعود الملک موفق بشود بساختن راه و بطوری که در دو روز قبل آقایان در جراید خوانده‌اند از نقطه نظرهائی که شاید صلاح نیست عرض کنم اهالی استرآباد جمع شده‌اند قسمت تبادل نظرمیکنند و سرمایه جمع کرده‌اند برای ساختن راه این پیشنهاد را کردم که تا هر مقدار آنهابخواهند مقدمند برای عملی شدن این امتیاز است. استر آبادیها همسایه دارند آن همسایه خارجی مراد نیست بلکه اتباع داخله مقصود است. آن همسایها اگر خواستند تحریک کنند موانعی در محل ایجاد می‌شود ودر اثر آن موانع مسعود الملک موفق بساختن راه نخواهد شد این استکه بنده اهالی استر آباد و دامغان و بندر جز را مقدم بر سایر اتباع داخله می دانم و عقیده دارم که هر قدر خواستند آقای مسعود الملک آنها را شرکت بدهند

مخبر ـ بنده بطور احظار عرض می‌کنم اگر باین پیشنهاد آقا رای داده بشود سلب اختیار لغو شود و آن موانعی خارجی هم که آقا می‌فرمایند ایجاد می‌شود در صورتی است که ما رای به این پیشنهاد بدهیم.

جمعی از نمایندگان ـ صحیح است

مخبر ـ والا امروز بحول الله تعالی هیچ کس نمی‌توانند در مقابل مجلس و دولت ایجاد مانع و اشکالی بکند

جمعی از نمایندگان ـ صحیح است

رئیس ـ رای می‌گیریم آقایانی که ماده پیشنهادی ایشان را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(هیج کس قیام نکرد)

رئیس ـ تصویب نشده پیشنهاد آقای شریعت زاده اصلاح شده رسیده است مجددا قرائت می‌شود و رای می‌گیریم (بشرح ذیل خوانده شد)

ماده الحاقیه ـ هر گاه صاحب امتیاز در مدت مقرر در این امتیاز ساختن راه را باتمام نرساند این امتیاز نسبت بقسمتی که ساخته شده معتبر و نسبت بقسمت ناتمام از درجه اعتبار ساقط خواهد بود مشروط باینکه قسمت ساخته شده کمتر از دو ثلث تمام راه نباشد

وزیر فوائد عامه ـ این پیشنهادی که آقا فرموده‌اند هم منافعی ماده سه است که تصویب شده است و هم منافعی ماده بییست و دو زیرا در ماده ۲۲ نوشته شده که عدم اجراء

ماده سه و چهار و شش وفلان و فلان باعث الغا ء این امتیاز خواهد بود بنابراین در دو ماده بر ضد این پیشنهاد رای داده شده و عملا هم صلاح نیست. چرا؟ زیرا برای چه می‌گویند وبرای اجرای مقصود چرا ضرب الاجل می‌کنیم.برای این است که کسی که می‌خواهد این قانون رااجرا کند بداند که اگر در آن مدت کار را تمام نکنند ممکن است جزا داده شود ولی اگر شما جزا رامنحصر ومتوجه کردید بنصف راه معنیش این است که در عرض سه سال فقط نصف راه را بسازد. بنابراین بعقیده بنده این پیشنهاد هم منافی رائی است که سابق مجلس داده و هم مخالف مصلحت است و ممکن است باصل مطلب ضرری بزند

رئیس – آقای دامغانی (اجازه)

دامغانی – بنده باپینشهاد

آقای شریعت – زاده مخالفم

رئیس – موافقی نیست. بفرمائید

شریعت زاده – چون بنده پیشنهادم رااصلاح کرده‌ام دوباره حق دارم توضیح بدهم اجازه میفرمائید

ریئس – (خطاب بآقای دامغانی) پس قدری تامل بفرمائید ایشان توضیحاتشان رابدهند

شریعت زاده – آقای وزیر پیشنهاد بنده را باماده ۳که مدتی برای اتمام این کار معین کرده و هم چنین باماده دیگری که تخلف از شرایط این امتیاز را باعث بطلان این امتیاز می داند مخالف دانستند درصورتی که اینطور نیست آن ماده که تجاوز از حدود مقرره این امتیاز را موجب الغا ء امتیاز قرار داده یک ماده عمومیت و این ماده پیشنهاد بنده یک ماده مختصص است. بنابراین در این قسمت اشکالی نیست. قسمت دیگر که راجع است بدو ثلث راه توجه بفرمائید. مسعود الملک مبالغ زیادی پول خرج می‌کند زحمت می‌کشد از سی ودو فرسخ ۲۳فرسخ ۲۵فرسخ راه را ساخته. جهت ندارد که از آن قسمت ساخته شده استفاده نکن و امتیازش حتما ملغی شود بنده که هیج فلسفه در این نمی‌بینم. آقایان فرمودند که ممکن است ۲ فرسخ را بسازد و بقیه رانسازد بنده هم این را جبران کردم و گفتم مشروط بر اینکه دو ثلث راه را تا آن وقت ساخته باشد.

وزیر فوائد عامه – بنده باز یکمرتبه اجازه می‌خواهم – همان طور که عرض کردم بازهم تکرار می‌کنم که این پیشنهاد آقای شریعت زاده باماده ۳وماده ۲۳منافات دارد ماده ۳ رامیخوانم آقایان ملاحظه بفرمائید :صاحب امتیاز متعهد می‌شود که از تاریخ مبادله این قرار داد در ظرف سال اول شروع بعملیات راهسازی نموده ومنتهی تا مدت ۳سال بعد از تاریخ مبادله قرارداد راه مزبور را باتمام این ماده ۳ است که مقید می‌کند تمام کردن راه را باینکه حتما در ظرف ۳سال ازاول تا آخر این راه ساخته شود بعد ماده ۲۲جزای عدم اجرایش را می‌گوید. می‌نویسد در صورت عدم اجرای هر یک ازمواد ۳و۴و۶و۱۱ وفلان ازطرف صاحب امتیاز وزارت فلان بصاحب امتیاز اخطار می‌نماید اجرایش هم این است که اگر در ظرف ۳سال تمام این راه را نساخت می‌تواند امتیاز را لغو وجبران خسارت وارده بدولت راخواستار شود. حالا آقا پیشنهاد می‌فرمایند که اگر دوثلث را ساخت و یک ثلثش نساخته ماند امتیاز نسبت بقسمت ساخته شده معتبر و نسبت بقسمتی که مانده باطل است آن وقت هم می‌فرمایند منافی با ماده ۳و۲۲نیست؟ پس بفرمائید درآن مواد اشتباه شده و باید مراعات صاحب امتیاز راکرد ولی نفرمائید که این پیشنهاد باماده ۳و۲۲ منافی نیست وبنده جلب توجه آقایان را می‌کنم نسبت بآن دوماده که نهایت مخالفت رابااین پیشنهاد دارد. اما راجع باصل مطلبت راست است که شاید همچوروزی پیش بیاید که صاحب امتیاز یکقسمت از راه را ساخته باشد و بواسطه موانعی که از اول پیش بینی نشده واز اختیار او خارج است یکقسمت آن نشاخته بماند ولی تصور نمی فرمائید که شاید این راه اصلا دو ثلثش محتاج بساختن نباشد یعنی نسبه صاف و آرا به رو باشد؟ دراین مملکت هم که راه شوسه مقیاس ندارد: همینقدر در یک راهی که در بهار و تابستان چهار چرخه عبور کند (در پائیز و زمستان هم اهمیتی ندارد) درایران وسیع باستثنای آن قسمتی که کوه ودره ورود است شوسه کردن سایر نقاط اشکالی ندارد ووقتی که مااین ماده رااینجا گذاشتیم صاحب امتیاز آن نقاط سهل المودنه رامی – سازد و از آن جاها که رود و کوه مانع است بقدر یکثلث تمام مسافت باقی می –گذارد واصلا نمی‌سازد و می‌گوید قانون بمن اجازه داده است ومن نمی‌خواهم بقیه را فعلابسارم دولت خودش می‌خواهد بسازد آن وقت شروع می‌کند بحق العبور گرفتن دولت هم که بخواهد یک امتیاز دیگر بکس دیگر بدهد صاحب امتیا ز می‌گوید دو ثلث دیگر اگر دولت می‌خواهد امتیاز بدهد. آن وقت آن آدمی که حاضر بشود راهی را که دوثلثش مال دیگری باشد امتیاز بگیرد آقاپیدا خواهند کرد؟ بنابراین عرض می‌کنم صاحب امتیاز متعهد شده که این راه در ظرف ۳سال بسازد اگر ساخت که هیچ اگر هم نساخت که گناه دولت چیست؟ و اگر هم مقصود مراعات صاحب امتیاز است مراعات صاحب امتیاز یک حدی دارد حدش تا این انداره است که بمنافع عمومی و بخود این امتیاز سکته وارد نباید و بعقیده بنده این پیش نهاد خوبی نیست حالا بسته برای مجلس است.

جمعی از نمایندگان –رای بگیرید

رئیس – رای گرفته می‌شود بقابل توجه بودن ماده الحاقیه آقایانی که قابل توجهش می دانند قیام فرمایند.

(چند نفری برخاستند)

رئیس – قابل توجه نشد. ماده الحاقیه دیگر.

(بشرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد آقای شریعت زاده

اگر صاحب امتیا زدر مدت مقرره در ماده ۳ ساختمان راه را باتمام مستند و مسامحه و تعمد صاحب امتیاز نیست می‌تواند از ۶ماه تادو سال باری اتمام مدت ساختمان اضافه نماید.

شریعت زاده. مطلبی است که بنده مقدمته می‌خواهم عرض کنم وآن این است که گفته می‌شود اگر کسی شرطی را قبول کند علت ندارد ما راجع به آن مطلب صحبت کنیم. بنده با این عقیده موافق نیستم برای اینکه مجلس باید در قضایا مطابق مصالح مملکتی رای بدهد و درنظر هم داشته باشد از آن تصویبی که می‌کند نتیجه بگیرد و بموقع عمل بگذارد. بنده تصور می‌کنم هر کس اطلاعات اساسی دراین راه داشته باشد تصدیق می – کند که ۳۴ فرسخ راه را آقای مسعود – الملک نمی‌تواند درظرف ۳سال بسازد و باین جهت پیشنهاد کردم که اگر در مدت مقرره در ماده ۳این راه تمام نشد دولت رسیدگی کند و ببیند اگر از راه تسامح بوده امتیاز را ملغی کند و اگر از راه تسامح نبوده اختیار داشته باشد که مهلت دیگر ی برای او معین کند تا او بتواند تمام کند. مخبر – چنانچه آقای شریعت زاده کاملا مطلعند این آدم مدتی است در اینجا معطل و متوقف است و همه روزه فکر و ذکرش متوجه باین قضیه است وتصدیق میفرمائید که این شخص در کارخودش بیش از بنده وجنابعالی مطالعه کرده و خودش تشخیص داده که در مدت ۳سال می‌تواند این راه را بسازد والزامی داده است. یعنی می‌گوید ملتزم می‌شود که بسازم حالا اگر اینطور تصور می‌کنید که دانش و عقل و فهمش باین اندازه رسانیست که ضررو نفع خودش راتمیز بدهد البته صلاح نیست باو این امتیا ز را بدهید ولی خیر اگر آدمی است عاقل و بالغ و او را بصیر در عملیات خودش می دانید که این شخص الزام داده است ومتعهد شدند است که این راه را بسازد و اگر یک قوه قهاریه هم بالغ انجام این عمل بشود آن را هم که مایک مدتی مهلت برایش داده‌ایم و درهر صورت گمان می‌کنم محتاج باین پیشنهاد نباشد زیرا اسباب زحمت فراهم می‌شود.

رئیس – را ی می‌گیریم بقابل توجه بودن این ماده الحاقیه آقایانی که قابل توجه می دانند قیام فرمایند.

(عده قلیلی نمودند)

رئیس – قابل توجه نشد.اجازه می فرمائید چند دقیقه تنفس داده شود

جمعی از نمایندگان – صحیح است

(دراین موقع جلسه برای تنفس تعطیل وپس از نیمساعت جلسه مجددا تشکیل گردید)

ریئس – خبرکمیسیون قوانین مالیه راجع بالغا ء قانون منع صدور پوست بره مطرح است.

(ماده اول بشرح ذیل قرائت شد)

ماده اول – مجلس شورای ملی قانون مورخ ۳وجوزای ۱۳۰۱ راجع بمنع صدور پوست بره را الغا ء می‌نماید.

رئیس – آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی – در این ماده عرضی ندارم

رئیس – آقای داور (اجازه)

داور –موافقم

رئیس – آقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب – موافقم

رئیس – آقای دست غیب دست غیب –موافقم

رئیس – رای گرفته می‌شود بماده اول اول آقایان موافقین قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس – تصویب شد.

(ماده دوم بشرح ذیل قرائت شد)

ماده ۲- درموقع صدور پوست صدور پوست‌های بره از قرار صدی ۴ از قیمت برای حق جواز باید دریافت شود.

تبصره – وزارت مالیه مکلف است فوائد حاصله ازحمل پوست بره راعلاوه بربودجه صحیه مملکتی نماید که بمصارف صحیه ولایات و بلوکات که فاقد وسائل حفظ الصحه هستند برسد.

رئیس – آقای شیروانی – (اجازه)

شیروانی – بنده در شور اول هم مخالف بوده‌ام حالاهم مخالفم صدی ۴را بند ه برای هر پوست بره کافی نمیدانم وهمانطورعرض کردم همیشه در گمرکات مقوم بوده و هست و اجناس که وارد و خارج می‌شود در گمرک تقویم می‌کنند و از روی قیمت باید مالیات بدهند یک پوستی که دو قران قیمتش است نباید صدی چهار بدهد و یک پوستی هم که ۵ تومان قیمتش است نباید صدی چهار بدهد. این یک اصلی است و بنده عقیده‌ام این است که در تمام مالیات‌ها باید اصل تقاعد را برقرار کرد بنده می‌گویم ۱۰ هزار تومان باید بیشتر ازهزار تومان مالیات بدهد و در اینجا بنده معتقدم که پوست ۵ تومانی باید مالیات بیشتر از پوست ۵ قرانی بدهد برای اینکه پوست ۵ قرانی را فقراء و پوست ۵ تومانی را از اغنیاء استعمال می‌کنند. بنا بر این بنده عقیده دارم که پوست بره راباید قیمت کنند و همانطوری که در پیشنهاد اول دولت هم بود و یک حدودی را قائل شده بودند حالا هم برای پوست بره از دو قران تا یک تومان یک مبلغی که بنده حالا حساب خواهم کرد و بعد پیشنهاد خواهم نمود درجه قرار بدهند و مالیات را هم سه درجه معین کنند و اما در قسمت تبصره هم پیشنهاد شده صرف صحیه بشود بنده عقیده‌ام اینست و معتقدم که تنها حفظ الصحه مردم را درست کردن کافی نیست جامعه که سواد ندارد آنهم مریض است و لازم است که حفظ الصحه دماغی آن را هم درست کرد و حالا که موافقت نمی‌فرمایند بر بودجه معارف چیزی اضافه شود ماباید در نظر بگیریم که از این موردها که پیدا می‌شود به معارف تشخیص بدهیم و عقیده‌ام این است که این مورد را نصفش تشخیص بدهیم به معارف و نصفش را هم بصحیه که هم حفظ الصحه الصحه اجساد مردم را درست کرده باشیم و هم حفظ الصحه دماغیشان را این است که بنده با این ماده و تبصره مخالفم مخبر ـ اگر درست بماده توجه فرموده بودید میدیدید که عین مقصود شما حاصل شده است. زیرا نوشته ؛در موقع صدور از پوست‌های بره از قرار صدی چهار از قیمت برای برای حق جواز باید دریافت شود. پس معلوم می‌شود که ده تا پوست اعلی را وقتی که بیست تومان قیمت کردند بهمان نسبت از آن صد چهار می‌گیرند و همین طور ده تا پوست وسط را که ۵ تومان قیمت کردند این را هم به نسبت قیمتش صد چهارش را حساب می‌کنند و می‌گیرند و در واقع این جا همان نسبتی را که خودشان در نظر داشتند که نسبت تصاعد باشد کاملا ملحوظ شده است. برای اینکه ما از قیمت می‌گیریم دانه که نمی‌گیریم. بلی اگر نوشته بودیم که از هر دانه پوست یک قران یا دو قران باید گرفته شود بدیهی است که قیمت هم تفاوت می‌کند و بنا بر این اصل تصاعد در این جا رعایت شده است. اما راجع به قسمت دوم تصور می‌کنم همه آقایان همین نظر آقای شیروانی را راجع بازدید بودجه معارف داشته باشند ولی باید دید عوائدی که از این راه حاصل می‌شود چه مبلغ است؟ این یک مبلغ فوق العاده نیست که از صد هزار تومان تجاوز کند. خیر. اینطور نیست. شاید در سال قریب ده هزار تومان بیشتر نشود و این هم پولی نیست که هم بمصرف معارف برسد وهم بمصرف صحیه عجالتا این را تشخیص می‌دهیم بجاهائی که فاقد وسائل صحیه هستند بعد هم برای معارف همین طور مشغول هستیم از جاهای دیگر برای معارف درست می‌کنیم والا اگر بخواهیم عوائد این مبلغ راهم تشخیص به معارف بدهیم و هم بصحیه کافی نخواهد بود و بدرد هیچ کدام نخواهد خورد

رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب ـ بنده می‌خواهم یک مسئله را بعرض آقایان برسانم. بنده خودم روحا نمی‌توانم تصدیق کنم. لیکن این بودجه را که بنده دیده‌ام مرا ناچار کرده است که این عرایض را عرض کنم بودجه که امسال تدوین شده است و آورده‌اند در کمیسیون محترم بودجه بنده نگاه کردم می‌بینم راجع به معارف و صحیه با این همه فریادی که در مجلس زده شد ابدا دولت توجهی نکرده است و باز هم توجه به همان جاهائی شده است که سابقا توجه شده است و اما راجع به قسمت پوست بره. این دخل پوست بره بیشتر مال فارس است و بنده می‌خواهم تقاضا کنم آن چیزی که از این جا حاصل می‌شود تشخیص داده شود بضمیمه همان جا. در صورتی بنده کاملاموافقم با مرکزیت و معتقدم که تمام عوائد مملکت باید وارد خزانه شود و بالسویه نسبت به مرکز و غیز مرکز تقسیم شود و ملاحظه کنند. اما بنده میدانم که این مخارجی که الان برای صحیه می‌گیرند اگر سه برابر چهار برابر ده برابر هم علاوه شود تمامش خرج مرکز می‌شود و ولایات بد بخت باز هم همین طور و به همین حال باقی می‌مانند و باز بهزار التماس هیجده نفری را که بار بر حفظ الصحیه می‌باشند به آنها می‌گویند شمابروید آنجا و یک مواجبی هم بگیرید والا تاسیس یک اداره صحیه که برای آن ولایات نخواهند کرد و چون این نظر است و بنده هم میدانم. همانطور که یک روز یکی از رفقا گفت که مرحوم مرنارد می‌گفت هر کس نزدیک بخاری است گرم می‌شود از این جهت مخالفم و این یک بدبختی شده است که همه اهالی ولایات باید بیایند به طهران ناراحت شوند و از این مؤسسات استفاده کنند همانطور که عرض کردم چون بیشتر عوائدی که از این راه حاصل می‌شود مال پوستهای شیراز و خراسان است در این صورت چه عیبی دارد که این عوائد را تشخیص بدهند بحفظ الصحه شیراز و خراسان و این عوائد وارد شود در یک مرکزی که آن مرکز تقسیم نماید بین این دو محل این بود عرض بنده.

مخبر ـ اولا اینکه فرمودند از طرف دولت نسبت بصحیه و معارف توجه نشده است اینطور نیست. به بودجه مراجعه نفرموده‌اند والا میدیدند که تا یک حدی که منظور نظر آقایان بوده است توجه شده و یک مبلغی هم بر بودجه معارف و هم بر بودجه صحیه مخصوصا ولایات رایالات اضافه شده است. منتهی همان طوری که روز قبل هم بنده عرض کردم این مبلغ کم است و الا نه اینکه هیچ تفاوتی نکرده باشد. خیر. تفاوت کرده است صدهزار تومان بر بودجه صحیه اضافه شده است و یک مقداری هم بر بودجه معارف و اما در قسمت دوم که می‌فرمایند ولایات و ایالات از طهران شکایت می‌کنند خوب. این را خودتان می‌خواهید والا بین طهران و شیراز و خراسان چه امتیازی است؟ ما بین کرمانشاه و اصفهان چه امتیازی است؟ همه جا صحیه ومعارف لازم دارد چه دلیل دارد این مبلغ تشخیص به یک محل داده شود ؟و این مبلغی که هست باید بطور تناسب و تساوی به مصرف جاهائی که صحیه ندارد برسد.

وزیر فوائد عامه ـ اگر چه آقای مخبر در ضمن بیاناتشان توضیح دادند ولی چون آقای آقا سید یعقوب عبارتی بیان کردند که لازم است بنده توضیح بدهم از این جهت می‌خواهم این عرض را بکنم و آن این است که فرمودند باهمه دادو فریاد‌های مجلس از طرف دولت توجهی در تکثیر و ازدیاد بودجه معارف و صحیه نشده. اینجا یک قسمت را آقای مخبر بیان فرمودند که اضافاتی منظور شده ولی اگر این مبلغ هم کافی نیست اعتراضی بر دولت وارد نیست زیرا دولت بودجه ۱۳۰۴ را در حدود بودجه ۱۳۰۳ تنظیم نموده است برای اینکه نسبت بعایدات ۱۳۰۳ تغییراتی حاصل نشده است و البته با حرف درست کردن و اضافه کردن بودجه معارف ممکن است ولی اساسا باید پیدا کرد و برای این کار لوایحی که مستلزم تکثیر عایدات است پیشنهاد شده وممکن است بمجلس شورای ملی بیاید اگر آن لوایح تصویب شود البته اضافه عایدات پیدا می‌شود و آنوقت هم صحیه و هم وزارت معارف و هم سایر وزارتخانه‌های دیگر دارای یک بودجه منظم و خوب خواهند شد ولی اگر آن‌ها تصویب نشود و عایدات مملکتی در حدود عایدات سابق باشد در این صورت

(جمعی از نمایندگان اظهار نمودند مذاکرات کافی است و بعضی گفتند کافی نیست)

رئیس ـ آقایانی که مذاکرات را کافی میدانند قیام فرمایند .

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ اکثریت است. پیشنهاد آقای شیروانی (بترتیب ذیل خوانده شد)

ماده دوم را بطریق ذیل اصلاح می‌کنم. ماده دوم ـ در موقع صدور پوست بره از پوست هائی که از یک تومان کمتر ارزش دارند صدی چهار و پوستهائی که از یک تومان بیشتر ارزش دارند صدی هشت از قیمت برای حق جواز باید دریافت بشود. تبصره بضمیمه کلمه معارف پیشنهاد می‌کنم.

رئیس ـ آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی ـ اولا تصور می‌کنم آقای وزیر درست نظرشان نباشد که چند ملیون عایدات تفاوت کرده است گویا فراموش فرموده‌اند که مالیات دخانیات از روی صدی سی گرفته می‌شد ولی این جا از روی صدی صد تا صدی هفتصد تصویب شد و مطابق همان قاعده هم می‌گیرند و این یک مالیات خیلی سنگین است که بر مردم تحمیل کرده‌اند و هنوز دوششان این خستگی را احساس نکرده است و چندی دیگر که بگذرد معلوم می‌شود که این عایدات چقدر ترقی کرده. گمرک مطابق صورتی که این جا فرستاده است ستون عایدات متجاوز از یک میلیون زیاد شده است و بلکه فرمایش یکی از رفقا دو میلیون بودجه گمرک ترقی کرده و با این همه مخارج مطابق همان بودجه که سابق بود حالا هم پیش بینی شده و خیلی هم از اضافه عایداتی که پیش نهاد کرده‌اند اغماض کرده‌اند در صورتیکه چهار پنج میلیون عایدات تفاوت کرده است و معهذا باز هم در مقابل این اضافه عایدات بودجه را عین همان بودجه ۱۳۰۳ تنظیم کرده‌اند و بمجلس آورده‌اند و یک دینار هم اضافه نشده و فقط در این بودجه در حاشیه یک ستونی نوشته‌اند و در ذیل بودجه قید شده است که اگر این اضافاتی که بمجلس پیشنهاد کرده و هم تصویب گردید آن اضافات را می‌دهیم و الا بودجه عین بودجه ۱۳۰۳ خواهد بود. این بودجه ایست که بمجلس آمده و بنده هم قدری نزاع کردم و حتی از جریان وزارت مالیه و سایر وزارت خانها هم اطلاع داشتم و از روی کمال اطلاع عرض می‌کنم که هم در سه میلیون بر عایدات اضافه شده است و هم اینکه دیناری بر ستون مخارج اضافه نشده است بالخصوص برای وزارت معارف. حالا شاید سایر وزارت خانه‌ها بفرمایش یک نفر از نمایندگان یک اتومبیل برای وزیر درست کرده‌اند یا چند میز اضافه شده است یا یک مبلغی برای صحیه خارج مرکز در نظر گرفته شده ولی برای معارف ولایات یک دینار اضافه مخارج منظور نشده در صورتی که در مقابلش یک سلسله عایدات اضافه شده است. این قسمت جواب فرمایش آقای وزیر اما پیشنهاد بنده اینکه آقای مخبر فرمودند از روی اصل تصاعد است. بنده عرض می‌کنم ماده اینطور نیست وماده متناسب است یعنی متناسب قیمت پوست مالیات اضافه می‌شود. ولی تصاعد این است که هر قدر قیمت اضافه می‌شود مالیات هم باید اضافه شود وبنده پیشنهاد کرده‌ام که از پوستهای بره که از یک تومان بیشتر ارزش دارد صدی چهار بگیرند وکمیسیون در نظر گرفته که از پوستهای بره که بیشتر یا کمتر از این مبلغ ارزش دارند بطور عموم چهار درصدبگیرند در صورتیکه خود بنده در ابتدای امر که این طرح چاپ شد یکی از طرفداران این لایحه من بودم ولی درعین حال نباید اینقدر جلوی کار را ول کرد که ازآن طرف هم نتیجه معکوس شود یک مالیاتی را بدهد آن را باید تخصیص داد بیک مخارجی که خودش در نظر گرفته وبنده اگر ده برابر هم این مالیات اضافه شود وصرف صحیحه و معارف مملکت بشود رای می‌دهم وتصور نمی‌کنم دلسوزی هم بشود که این مبلغ زیاد است و مورد ندارد. زیرا خرج معارف وصحیه خودشان می‌شود ودر هر صورت نظر بنده این بود که در ماده پیشنهاد کردم از پوستهای بره که تا یک تومان ارزش دارد صدی هشت گرفته شود آن وقت هم اختصاص داده شود به معارف وصحیحه یعنی نصفش رابمعارف بدهند ونصفش رابصیحه.

مخبر – راجع ببودجه واضافه عایدات که اظهار کردند معلوم می‌شود درست دقت نفرموده‌اند والا ملاحظه می‌فرمودند که اگر ببودجه معارف خیلی اضافه نشده برای این است که از اینطرف یک مبلغی ازعوائد ما کسر شده و حقا هم باید کسر بشود مثلا یک فقره تقریبا یک میلیون ازعایدات جنسی خالصه جات انتقالی ما بواسطه بی آبی و آفت کسر شده است. معادل چهار صد هزار تومان از عایدات مستقیم ماکسر شده وهمچنین بواسطه آفات وارده پانصد هزار تومان از عایدات خالصه – جات غیر انتقالی دولت کسر شده و همچنین مبلغی بابت عوائد تذکره واکسید دوفر و غیره که حالا بنده شرحش را در مورد این پیشنهاد و اینجا زاید میدانم کسر شده است وآن وقت در مقابل یک مبلغی هم اضافه عایدات گمرک دارند ولی وقتیکه نگاه کنی باز می‌بینی عایدات ما نسبت به سال گذشته چیزی اضافه نشد ه. واما اینکه راجع مالیات دخانیات می‌فرمایند که یک مبلغ زیادی اضافه شده اینطور نیست وصدی وصد وصدی هفتصد راهم که می‌فرمایند اینجا یک قدرت اغراق است بنده که نمی‌فهمم صدی هفتصد یعنی چه؟ بعلاوه عایدات دخانیات هم آن اندازه که تصور می‌کنند امسال علاوه نشده اما اینکه راجب اصل مطلب اظهار کردم خوبست صدی هشت گرفته شود بنده عرض می‌کنم اگر بعقیده شخص بنده بود بنده معتقدم که اصلااز پوست بره چیز ی گرفته نشود برا ی اینکه این یک مال التجاره می‌شود که ترویج پیدا می‌کند و مردم بیشتر تهیه می‌کنند و ما باید ساعی باشیم که این قبیل مالیتها از صادرات ما برداشته شود نه اینکه اضافه کنیم و این صدی چهار را هم که نوشته شده است. در نتیجه مذاکرات ومطالعات زیادی ایست که بادولت و رئیس کل گمرکات بعمل آمده و بلاخره مبلغی که عاقلانه باشد وبه مال التجاره هم لطمه وارد نیاورد و عوائد ش هم مصرف حفظ الصحه بشود همین مبلغ بوده است که در نظر گرفته شده. اما اینکه می‌فرمایند این مبلغ را تخصیص بدهیم هم بمعارف و هم بصیحه بنده عرض می‌کنم اگر اینطور بشود آنوقت هیچ کدام آنطوریکه منظور نظر است اداره نخواهد شد و راجب معارف بلایات هم همانطورکه آقا ی وزیر فوائد عامه اظها رکردند محتاج به داشتن عوائد است هر وقت ما عوائد زیادی پیدا کردیم البته همانطور هم که از طرفی یکی از نمایندگان پیشنهاد شد یک مبلغ زیادی که تا یک اندازه توسعه معارف را تامین نماید بر بودجه معارف اضافه خواهد شد اما این مبلغ کافی نیست به مصرف هر دوی اینها برسد و آنوقت نقص غرض خواهد شد

رئیس – رای می‌گیریم پیشنهاد آقای شیروانی

سلطانی – بنده تقاضای تجزیه می‌کنم

رئیس – قسمت آخر را میفرمائید

سلطانی – بلی

رئیس – آن قسمت را حالا رای نمی‌گریم رای می‌گریم به قسمت اول آقایانی که قسمت اول راقابل توجه میدانند قیام فرمایند

(عده قلیلی برخاستند)

رئیس – قابل توجه نشد پیشنهاد آقای نظامی. (بشرح ذیل خوانده شد)

بنده تبصره ماده دو را بطریق ذیل پیشنهاد می‌کنم وزارت مالیه مکلف است عوائد فاصله از حمل پوست بره را علاوه بر بودجه صحیه مملکتی ننمود وبرا ی رفع مرض مالاریا اختصاص دهد

رئیس – آقای نظامی (اجازه)

نظامی – بنده تصور می‌کنم د رتمام دنیا امروز جنگ با مرض مالاریا را مقدم برهمه مرضها میدانند آقای امیر اعلم تشریف دارند. ا زایشان سوال کنید ببنید از ممالک خارجه برای این موضوع اعانه برای ایران فرستاده‌اند و در صورتیکه خارجی‌ها حاضرند در این قسمت با ما مساعدت بکنند گمان می‌کنم اگر آقایان موافقت بفرمایند و یک یادگاری از دوره پنجم باقی بگذارند و جنگی با مالاریا از دوره پنجم شروع بشود و در واقع نعمت بزرگیست. بعضی از آقایان نظر داشتند که این مبلغ صرف صیحه بشود وبعضی معتقد بودند که صرف معارف بشود و بنده بینابین را گرفتم چنانکه دو روز قبل هم د رکمیسیون فوائد عامه گفته شد که برای رفع مرض مالاریا محلی نیست و پیشنهادی هم درا ین خصوص به کمیسیون بودجه خواهد آمد و گمان می‌کنم اگر آقایان عایدات این محل را برای جنگ با مرض مالاریا اختصاص بدهند حقیحتا یادگار بزرگی ا ز دوره پنجم باقی گذاشته‌اند

مخبر – بنده شخصا با پیشنهاد آقای آقا میرزا یدالله خان موافقم ولی این اساسا از وظیفه ما خارج است مانباید یک مبلغ برای مالاریا تخصیص بدهیم تا یک مبلغی راهم برای آبله یا یک مرض دیگر تخصیص بدهیم این وظیفه صحیه مملکتی از خود این اداره صحیه هر طور که لازم میداند اقدام می‌کند

رئیس – آقایانیکه پیشنهاد قابل توجه می‌دهند قیام فرمایند

(کسی قیام نکرد)

نظامی – بنده با این توضیحات که آقای مخبر دادند متقاعد شدم و مستر د می‌دارم

رئیس – قابل توجه نشد پیشنهاد آقای کازرونی (بشر ح آتی خواند ه شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که از پوست بره در حین صدور فقط صدی یک بجهت حق جوائز گرفته شود

رئیس – آقای کازرونی (اجازه)

کازرونی – پاره مالیتها هست که در شرع سیاست از محرمات هست و آن مالیاتی که از صدور مال التجاره ا زمملکت می‌گیرند بر ای این استکه آن مال التجاره در مقابل التجاره خارجه طوری ضعیف کنند که دیگر نتواند و رقابت کنند وبرای مملکت هم لازم است و این مالیات هم از همان قبیل مالیتهاست و این مطلبی را که بنده عرض کردم در تعرفه گمرکی تا یک اندازه مرعی شده که از مال التجاره صادره غالبا چیز ی گرفته نمی‌شود و معاف است مگر به طور استثنائی یک چیزهائیکه ممکن است در مملکت محل احتیاج و اقع شود گمرک گرفته می‌شود از قبیل جو وگند م که کمتر صادر کنند ولی در موقعیکه در مملکت وجودش لزومی نداشته باشد معاف می‌کند و ما باید طور ی بکنیم که صادراتمان زیادتر ا ز مالیتمان یا معاد ل بشود و نه بالعکس بنده می‌بینیم کم کم داریم وضع مالیات بر صادرات مملکت می‌کنیم خصوص آن صادراتیکه در داخله مملکت محل احتیاج مردم نیست و قوام وجود و مدیریت مردم مبتنی بر آن نیست د را ین صورت مقتضی که ما آنها را معاف کنیم و آنها را تشویق کنیم که بتوانند د رمقابل مال التجاره‌های دیگر ان مقاومت کنند این است که بنده پیشنهاد کرده‌ام فقط بر ای حق جواز صد یک گرفته شود.

مخبر – باینکه نظر آقای کازرنی اساسی و قابل توجه هست ولی بر ای اطلاع خاطرشان عرض می‌کنم که در سر اینکار مخصوصا با رئیس کل گمرکات در یکی دوجلسه مذاکره شد و این مبلغی را که دراینجا نوشته‌اند که صدی چهار باشد یک مبلغی ایست که بازهم پوستهای ایران نسبت به پوستهای خارجی ارزانتر و بهتر وارد می‌شود در کمال خوبی می‌توانند مبارزه کنند والا اگر لازم بود کمتر از این پیشنهاد بشود البته پیشنهاد می‌شد

رئیس – آقایانیکه این پیشنهاد را قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(عده قلیلی قیام نمودند)

ریئس – تصویب نشد. پیشنهاد آقا ی ضیا ء (بشرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌شود در تبصره ماده دو الگو:وایلات بعد از ولایات و بلوکات علاوه شود

مخبر – این پیشنها د قابل قبول است اضافه شود. (پیشنهاد آقای طهرانی بشرح ذیل خواند ه شد) بجای پیشنهاد مزبور ماده دوم بطریق ذیل اصلاح شود:

تبصره – عواید حاصله از حمل پوست بره بالسویه اختصاص بصحیه و مدارس ابتدائی ایالات وولایات خواهد داشت.

رئیس – آقای طهرانی (اجازه)

طهرانی – الحاق تبصره بنده و آقای شیروانی هر دو لازمست زیرا وقتی که امروز مراجعه می‌کنیم می بینیم ماباید هم صحیه دماغی مردم را وهم صحیه بدنی آنها را تامین کنیم و متاسفانه تا امروز دولت توجه مخصوصی بمعارف نکرده است آذربایجان و هم چنین خوزستان اینها احتیاجشان بمعارف بیشتر است تا بصحیه از روی سیاست مملکت هم که ملاحظه کنید اهمیت معارف ازهمه آنها بیشتر است علاوه براینکه اداره صحیه هنوز یک ترتیبات خاصی پیدا نکرده که ما آن رایک تشیکلات قاطعی بدانیم و این مبلغ را اختصاص بصحیه مردم بدهیم در ایالات و ولایات هنوز و اثری نیست که ما این مبلغ را بصحیه اختصاص بدهیم. عوائد پوست بره از قرار صد چهار هفتاد هزار تومان می‌شود ممکن است سی و پنچ هزار تومانش اختصاص داده شود برای معارف ولایات خاصه آذربایجان و خوزستان باوجود اینکه تا کنون چند مرتبه آقای وزیر معارف اظهار کرده‌اند که نسبت بمعارف آذربایجان و هم چنین خوزستان یک چیزی اضافه می‌شود که تا کنون اضافه نشده است از این جهت بنده پیش نهاد کردم که سی وپنچ هزار تومان بر معارف اضافه شود مخصوصا برای این دو محل که سه چهار مدرسه در آنجا‌ها تاسیس شود وسی و پنج هزار تومانهم برای صحیه باشد.

مخبر – اولا بنده نفهمیدم آقای تهرانی این قلم هفتاد هزار تومان را از کجا پیدا کردند در صورتی که هیچ اینطور نیست. شما مگر عمل گرده‌اید که اینطور مبلغ را معین میفرمائید. این ماخذی را که می فرمائید صحیح نیست. بعلاوه این پیشنهاد تا توضیح خودتان تناقض دارد زیرا می فرمائید بمصرف صحیه ایالات وولایات بطور تساوی برسد بنده این کلمه تساوی را نفهمیدم یعنی چه؟ یعنی اگر یکاشان هزار تومان را بدهند؟ یا اینکه غرضتان این بود بفرمان شما بیک اشخاصی تقسیم کنند وبعلاوه در ضمن فرمایشا تتان فرمودید که این عوائد را اختصاص بدهند به آذربایجان و خوزستان بنده نمی‌خواهم یک مطالبی رازیاد تکرار کنم مثل فرمایش بعضی آقایان که خیلی تکرار می‌شود. البته همه آقایان از لحاظ معارف خواهی شریکند و گمان نمی‌کنم کسی باشد که معارف خواه و معارف پرور نباشد ولی بنده صریحا عرض می‌کنم که اگر شما بخواهید این محل را تخصیص به معارف وصحیه هر دو بدهید با این پول نه یک مدرسه باز خواهد شد بمصرف صحیحه هم نخواهد رسید و در نتیجه مقصود حاصل نخواهد شد پس خوبست عجالتا این را بصیحه اختصاص بدهیم تابعد انشاء الله یک فکری هم برای معارف خواهیم کرد.

داور – یک مرتبه دیگر بفرمائید پیشنهاد قرائت شود. (مجددا بشرح سابق قرائت شد)

رئیس – رای می‌گیریم آقایانی که پیشنهاد آقای طهرانی را قابل توجه میدانند قیام فرمایند.

طهرانی – بنده پس می‌گیرم. چند نفر برخاستند

رئیس – قابل توجه نشد. پیش نهاد آقای سلطانی قرائت می – شود.

(بشرح ذیل قرائت شد) بنده پیشنهاد می‌کنم که تبصره بطریق ذیل اصلاح شود.

تبصره – وزارت مالیه مکلف است عوائد حاصله از حمل پوست بره را با لمناصفه علاوه بر بودجه صحیه ولایات و بلوکات که فاقد وسایل حفظ الصحه هستند و معارف و لایات برسد.

رئیس – آقای سلطانی. (اجازه)

سلطانی – اگر این پیشنهاد در ضمن سایر پیشنهادات رد شده است عرضی ندارد و الا رای گرفته شود

رئیس – اگر رد شده بود قرائت نمی‌شد.

سلطانی – پس رای می‌گیریم آقایانی که پیش نهاد آقای سلطانی راقابل توجه می دانند قیام فرمایند.

(عده برخاستند)

رئیس – قابل توجه نشد. پیش نهاد آقای دست غیب. (بشرح آتی خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم عوائد دو ثلث آن اختصاص داده شود بمعارف فارس. (پیش نهاد دیگر آقای دست غیب اینطور قرائت شد) علاوه شده بپیش نهاد بنده بعد از کلمه معار ف صحیه.

رئیس - اختصاص داده شود بصحیه و معارف فارس؟

دست غیب – بلی.

رئیس – بفرمائید.

دست غیب – بنده می دانم آقایان رای نخواهند داد ولی برای این که وظیفه که متوجه بنده است ادا کرده باشم لازمست عرض کنم همانطور که آقای آقا سید یعقوب اظهار کردند کسی منکر مرکزیت نیست و همه آقایان وکیل ولایات هستند چنانچه وکلای محلی هم وکیل همه ایران هستند ولی یک نقطه نظر انصافی در بین هست وآن این است که بیشتر این عوائد از فارس حاصل می‌شود. عرض نمی‌کنم که همدان یااصفهان یا بختیاری یا جای دیگر ندارد بلکه می‌گویم بیشتر این پول رافارس می‌دهد و بیشتر عوائد حاصله مال فارس است با این حال آقایان خوبست نظری به معارف فارس بکنند تاملاحظه بفرمائید چیست؟ آقای وزیر فوائد عامه فرمودند از طرف دولت یک توجهی بمعارف وصحیه شده بنده عرض می‌کنم علاوه براین چیزی که از طرف دولت یک توجهی به معارف و صحیحه آنجا بکند. بنده که بودجه راندیده‌ام ولی گمان می‌کنم بیشتر از دوهزار تومان به فارس نمی‌رسد در دوره چهارم هیجده نوزده هزار تومان خود فارس عوائد داشت ولی در عوض چقدر دولت صرف معارف وصحیه فارس و بنادر می‌کرد؟ ببندر لنگه یا بندر عباس چه مبلغ می‌داد چه عرض کنم. بنده از محل شخص خودم که از آنجا انتخاب شده‌ام دفاع می‌کنم دولت ببندر عباس هیچ نمی‌دهد و همچنین – صحیه آنجا هیج عطف توجهی می‌کند و بنده منصفانه عرض می‌کنم چون بیشتر این عایدی را فارس می‌دهد لذا باید صرف معارف وصحیه خود آنجا کرد. البته باید خرج معارف آذربایجا ن و خوزستان و گیلان هم کرد ولی چون بیشتر عوائد حاصله از فارس است خوبست بیشتر بمعارف و صحیه آنجا اختصاص داده شود. شاید آقایان باین پیش نهاد بنده رای ندهند ولی بنده وظیفه خودم را این می‌دانستم که مراتب را در این جا عرض کنم.

مخبر – برای اینکه فرمایشات آقا سابقه نشود بنده عرض می‌کنم این مطلب که چون عایدی فلان نقطه زیادتر است باید صرف آن محل شود. نمی‌تواند سابقه شود اگر اینطور است پس خوب بود در موقعی که قانون دخانیات مطرح بود پیش نهاد می‌فرمودید که چون محصول تنباکو وتوتون بیشتر مال گیلان و کردستان است همه عایدی را صرف این نقاط باید کرد. این منطق اساسی نیست که چون عواید پوست بره فارس زیادتر از سایر جاها است باید خرج خودش بشود. عایدات پوست بره فارس شاید بیش از عایدات همدان و طهران باشد ولی بیش از خراسان نیست ازاین جهت این فرمایش آقا را نمی‌توان سابقه قرار داد.

رئیس – رای می‌گیریم بپیشنهاد آقای دست غیب. آقایانی که قابل توجه میدانند قیام فرمایند.

(چند نفر قیام کردند)

رئیس – قابل توجه نشده پیش نهاد آقای تدین (باین مضمون خوانده شد)

پیش نهاد می‌کنم که تبصره ماده دو بطریق ذیل مقرر شود:

تبصره – وزار ت مالیه مکلف است عوائد حاصله از صدور پوست بره را بر بودجه وزارت معارف و صحیه علاوه نماید که به مصارف معارف ابتدائی وصحیه ایالات و ولایات و بلوکات برسد. رئیس – این پیش نهاد رد شده است.

تدین – تصور می‌کنم این پیش نهاد بنده یک اضافاتی دارد.

رئیس – ولی مفادش همان است. پیشنهاد آقای طهرانی رامی خوانند تا معلوم شود.

طهرانی – بنده پیش نهادم راپس گرفتم.

رئیس – رای گرفته وردشد. پیش نهاد آقای طهرانی بشرح ذیل سابق خوانده شد)

تدین – اولا پیشنهاد آقای طهرانی بطوری که قرائت شد کلمه بالسویه را داشت ونظر بنده بالسویه نیست و عقیده دارم که تشخیص موضوع راباید موکول کرد بنظر خود دولت. ثانیا بنده پیش نهاد کرده‌ام (عوائد حاصله از صدور پوست بره را (وحال آنکه پیش نهاد ایشان در عوض کلمه صدور کلمه حمل دارد.

ثالثا در پیش نهاد ایشان ولایات دارد و بنده دراین جا ایالات وبلوکات راهم اضافه کرده‌ام بنده عقیده دارم که پیش نهاد باید جامع الاطراف باشد و از این جهت اینطور پیش نهادکرده‌ام. اساسا باید ملاحظه کرد ودیه که صحیه مقدم است بر معارف یا معارف مقدم است بر صحیه ؟یک نفر از نمایندگان – صحیه مقدم است علم الابدان

تدین – خیر این طور نیست. اجازه بدهید تا ثابت کنم. علم الا بدان مقدم است علم هم جزو معارف است. بنده نمی‌خواهم دراین موضوع خیلی زیاد صحبت کنم فقط نظر آقایان رابقجر بیات چند ساله جلب کنم. ملاحظه بفرمائید باندازه که امروزه در مملکت بحفظ الصحه اهمیت داده می‌شود بیست سال قبل اهمیت داده نمی‌شد. دلیلش چیست؟

کازرونی – دلیلش مالاریا است تدین – دلیلش ازدیاد اطلاع مردم و سواد مردم و بالاخره به معارف است که مردم را متوجه بامراض مزمنه و مسریه نموده است پس این مسئله قابل انکار نیست. بنابراین حالا قطع نظر از این که کدام مقدم است و کدام مقد م نیست. زیرا این مسئله نظری است. ولی باید قائل شد که هردوی مساوی هستند وبهمان اندازه که برصحیه اهمیت داده می‌شود بمعارف هم باید اهمیت داد واینکه آقای مخبر اشاره کردند که در بودجه معارف یک اضافاتی منظور شده همچو نیست و دلیلش هم همان بودجه ایست که بعد بنظر آقایان خواهد رسید. در آنجا یک چیزهائی که لازم وضرور ی بوده در قسمت منضمه و اضافه قید شده و آن چیزهائی که خیلی لازم و ضرور ی نبوده درجز و اصل بودجه منظور شده است که بعقیده بنده باید تکلیفش معلوم شود. عقیده بنده این است که مجلس باید در پیشرفت معارف و صحیه تواما کمک ومساعدت کند از این جهت پپیشنهاد کرده‌ام عوائد حاصله از صدور پوست بره که مطابق ماده دوم در سر حدخواهند گرفت صرف معارف ابتدائی وصیحه ولایات و ایالات وو بلوکات بشود وتشیخص و تعیین این مسئله هم مربوط بنظر قوه مجریه است که نماینده اش درقسمت معارف وزارت معارف ودر قسمت صحیه اداره صحیه اداره صحیه کل مملکتی خواهد بود.

رئیس -رای می‌گیریم بقابل توجه بودن این پیشنهاد آقایانی که قابل توجه می دانند قیام فرمایند.

(جمع کثیری قیام نمودند)

رئیس – تصویب شد. پیشنهادی از طرف جمعی از آقایان رسیده قرائت می‌شود

(بشرح آتی خوانده شد) نظر بشدت گرما و نظر به نزدیکی ایام محرم امضا ء‌کنندگان پیش نهاد می‌کنیم از بیستم ذیحجه تا آخر محرم مجلس تعطیل شود. داور. حسین الحسینی.

حاج شیخ عبد – الرحمن. ناصر ندامانی. رضا حکمت. حسن الحسینی کاشانی. دیوابیگی – شوشتری طباطبائی دیبا. عظیمی. تجدد.

رهنما – اسمعیل اصانلو. دکتر امیر. سلیم ایزدی. اتحاد. رضا مهدوی. تقی بهار. خطیبی دکتر حسین خان بهرامی. مدرس.

تدین – چون اجازه مرخصی خواسته‌ام مخالف نیستم شیروانی. اسفندیاری.

روحی – و چند مضای دیگر.

رئیس – آقای داور. (اجازه)

داور – بنده تصور نمی‌کنم یک توضیحات زیادتر ی لازم داشته باشد فقط تمنائی که از آقایان دارم این است ک عوض این مباحثات بین الاتنین خوب است قدری توجه کنند و در اصل مطلب وباینکه هوا فوق – العاده گرم است. آقایان احساس می‌کنند که طرز کار کردن بواسطه گرمی واچطور است و بطور کامل ممکن نیست پیشرفت کند. از طرف دیگر در ایام محرم چند روزی تعطیل طبیعی خواهد بود وبعلاوه مطابق قانون اساسی هم ما حق تعطیل داریم و بنده تصور می‌کنم اگر این مدت کمی که درااین جا پیش بینی شده تعطیل بشود خیلی خوب است دیگر بسته بنظر آقایان است.

رئیس – آقای حشمتی مخالفید؟

حشمتی – بلی

رئیس -بفرمائید حشمتی اگر بنا شود ما گرما راماخذ تعطیل مجلس قراردهیم باید در تمام ممالک گرم سیر اصلا مجلس نباشد وبنده تصور می‌کنم خود گرمای زیاد موجب ایجاد این پیش نهاد شده و الا امروزه که مجلس این قدر کار دارد قانون ممیزی در پیش است. بودجه‌های مملکتی در کمیسیون اس قانون انتخابات که ۳ ماده دیگر باید شروع شود هیچکدام هنوز بمجلس نیامده و تکلیفش معین نشده آن وقت چطور می‌توان مجلس را تعطیل کرد. بعلاوه یک پیش آمد‌های دیگر ی که نظیرش را امروز صبح آقای تقی زاده. مصدق السلطنه فرمودند ممکن است اتفاق بیفتد از این گذشته ماا زملت ومملکت پول می‌گیریم برای این که بیائیم و کار کنیم نه اینکه برویم آب خنک بخوریم. پس حالاکه می‌خواهیم تعطیل کنیم خو ب است این مدت را حقوق نگیریم والا بنده کاملا مخالفم و بهمین جهاتی که عرض کردم از جهت سیاسیت مملکت هم هیچ صلاح نمی دانم مجلس راتعطیل شود وبیش از این هم لازم نمی دانم چیز ی عرض کنم.

(جمعی از نمایندگان گفتند مذاکرات کافی است وجمعی دیگر کافی نمی‌دانستند)

رئیس – رای می‌گیریم بکفابت مذا- کرات آقایانی که مذاکرات را کافی می دانند قیام فرمایند.

(جمع کثیری قیام نمودند)

رئیس – معلوم می‌شود کافی است. پیشنهاد آقای طهرانی قرائت می‌شود. (باین عبارت خوانده شد)

این بنده پیشنهاد می‌کنم که از بیستم ذیحجه تا بیستم محرم تعطیل شود.

رئیس – رای می‌گیریم بپیشنهاد آقای طهرانی آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(چند نفر ی قیام کردند)

رئیس – تصویب نشد. پیشنهاد آقای کازرونی قرائت می‌شود. (باین مضمون خوانده شد) بنده پیشنهاد می‌کنم ازغره محرم تا پانزدهم شهر مذکور تعطیل باشد.

رئیس – آقیای کازرونی (اجازه)

کازرونی – بنده قطع دارم تعطیلی که آقایان خواسته‌اند برای گرما نیست زیرا د ردوره چهارم آقایان یا قائم مقامشان بودند بدون اینکه تعطیل بخواهند نششستند و کار کردند وهیچوقت هم از گرما فرار نکردند. علاوه گمان نمی‌کنم آقایان همین که مجلس راتعطیل کردند یکجای سرد و فرحناک دیگری بهتر از مجلس درنظر داشته باشند که در آنجا بروند و برای ملت کار کرده و انجام وظیفه نمایند بلکه مقصود آقایان این است که درایام محرم اقامه عزداران نمایند واین نظر آقایان اقامه عزاداری است از اینجهت بنده پیش – نهاد کردم که از غره غرم تا پانزدهم مجلس تعطیل شود واگر بنا شود ما رای بدهیم که مدتی مجلس تعطیل شود هزار کار لازم ممکن است پیش بیاید و امورات معوق خواهد ماند.

رئیس – رای می‌گیریم بپیشنهاد آقای کازرونی. آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(چند نفری قیام کردند)

رئیس – تصویب نشد. پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب (باین جهت عبارت خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که رای در این لایحه بروز یکشنبه بتاخیر افتد

رئیس – آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب – بنده خواستم بآقایانی که این پیشنهاد را کرده‌اند در خارج یک عرایضی عرض کردم از اینجهت ضرری ندارد که رای در این پیشنهاد موکول بروز یک شنبه شود و تا آن وقت هم که از بین نمی‌رود و آنروز هم اکثریت باز هست و رای خواهند داد از اینجهت بنده این پیشنهاد را تقدیم کردم.

رئیس –آقای تدین (اجازه)

تدین - یکنفر از امضا ء کنندگان بنده هستم که دانسته و فهمید ه امضاء کرده‌ام و هیچ سیاستی هم در ایجا منظور نیست واگر سیاستی هم باشد تصور نمی‌کنم که آقای حشمتی بدانند وسایرین ندانند هیچ سیاستی در بین نیست و چیزی مخفی هم نیست. آقا – قانون اساسی این حق را بمجلس داد ه (نهایت بنده نمیدانم با چه لفظی تعبیر کنم) منتهی تا حالا ماخودمان نمی‌خواستیم این اصل را اجرا کنیم و چون از مردم می‌ترسیدیم نمی خواستیم اصل هشتم قانون اساسی را که این حق را بما داده تا کنون اجرا کنیم دما گوژی نباید کرد. این یک حقی است که قانون اساسی بماداده نهایت بایستی در نظامنامه پیش بینی شود مادیدیم اگر این ماده رابطور نظام نامه پیش نهاد کنیم اسباب زحمت می‌شود لذا گفتم که امساله این مسئله را بعنوان ماده نظامنامه پیشنهاد نمی‌کنم والبته وقتی که نظامنامه بمجلس آمد در ضمن اصلاحات این مسئله هم پیش بینی و اصلاح خواهد شد.بهر حال مسئله گرمای تابستان است ملاحظه بفرمائید راست است که ایام عاشورا هم دخیل است ولی این یک حق مشروع ما است که قانون اساسی بماداده حالا ما از دوماه ونیم و سه ماه هم صرف نظر کرده و به چهل روز تعطیل قناعت کردیم و این یک فتح بابی خواهد بود خود شاه زاده و آقا سید یعقوب هم اگر دردوره ششم وکیل باشند قطعا پیش نهاد خواهند کرد که دو ماه و نیم تعطیل شود برای اینکه این فتح باب خواهد بود اما اینکه آقای آقا سید یعقوب فرمودند بماند برای روز یک شنبه گمان نمی‌کنم یک موضوعات خطرناکی دربین باشد که ایشان حرفهایشان رادر بیرون بزفند اگر مطلبی دارند ممکن است همین جا اظهار کنند حقیقت امر خیلی ساده است. مسئله گرمای تابستان است قانون اساسی هم بمجلس این حق راداده اگر قانون اساسی محترم است؟ همه موادش محترم است نه اینکه یک اصلش محترم است و نودونه اصل دیگر ش محترم نیست. بعلاوه ممکن است مجلس فوق العاده هم در این ضمن تشکیل شود در خود قانون اساسی هم این مسئله پیش بینی شده است که د رمواقع لازمه و مهمه می‌توان جلسه فوق العاده تشکیل داد. بنابراین گمان نمی‌کنم این تعطیل به هیج جای دنیا سکته و لطمه وارد آورد وتزلزلی هم در ارگان و تمامیت استقلال ایران فراهم نخواهد شد و بنده بالصراحه عرض می‌کنم که که: مقصود فقط شدت گرما است و هیج چیز دیگری در بین نیست

رئیس – رای می‌گیریم بپیشنهاد آقای آقا سید یعقوب آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(چند نفری قیام کردند)

رئیس تصویب نشد. پیشنهاد آقای سلطانی قرائت می‌شود.

سلطانی پیشنهاد بنده قرائت نشود.

رئیس – پیش نهاد آقای دست غیب قرائت می‌شود. (باین عبارت خوانده شد)

بنده پیش نهاد می‌کنم هفته یکروز مجلس باشد.

رئیس – آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب – بنده فرمایشات آقای تدین و سایر آقایان راتصدیق دارم وحقیقتا هواگرم است و نمی‌شود آنطوریکه باید شاید دراین گرما کار کرد. این مراتب را خود بنده هم تصدیق دارم ولی عقیده شخص بنده این است که چون مجلس رو به آخر است اگر سال قبل بود بنده هم رای می‌دادم ولی چون مجلس رو بآخر می‌رود و یک کار هائی ناتمام است وانتخابات در پیش است وقانون انتخابات هم باید تصویب شود و شش ماه قبل از اینکه مجلس بآخر برسد باید مقدمات انتخابات دوره جدید شروع شود ازاین جهت با در نظر گرفتن جمیع جهات بنده اینطور پیش نهاد کردم که در این مدت تابستان بواسطه گرمی هوا جلسه هفته یک روز تشکیل شود منتهی جلسه را مختصر خواهیم کرد و دو ساعت کار میکینم تا لااقل چیزهای مهمی که در پیش است و از تصویب بگذرد. واین هفته یکروز هیچ عیبی ندارد واگر بنا باشد از این جلسه باشد بنده مخالفم زیرا هوا گرم است ونمی شود کار کرد.

رئیس – رای می‌گیریم آقایانی که پیش نهاد آقای دست غیب را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(چند نفری قیا م کردند)

رئیس – تصویب نشد. پیش نهاد شاهزاده محمد هاشم میرزا.

(باین مضمون خواند ه شد) بنده پیش نهاد می‌کنم از اول محرم تا بیستم محرم مجلس و کمسیونها تعطیل باشد

رئیس – آقای محمد هاشم میرزا. (اجازه)

محمد هاشم میرزا – بنده عرض می‌کنم اینکه اصولا آقایان نظر بتعطیل مجلس دارند آیا کمسیونها هم باید تعطیل باشند یا خیر اگر مقصود اینست که کمیسیونها دائر باشد که اکثر آقایان باید هفته چهار پنج روز بکمیسیونها بیایند. گرمای صبح و عصر چندان فرقی ندارد سه شنبه و پنجشنبه هم تفاوتی ندارد ولی اگر مقصود این است که کمسیونها هم نباشند باید توضیح داده شود تا مطلب معلوم باشد. بعلاوه هیچ کسی نگفت که مسئله سیاسی در بین است. البته این یک حق مشروعی است که آقایان می‌خواهند حالا از آن استفاده کنند منتهی دیگران از آقایان التماس می‌کنند که چون قوانین مهمی از قبیل قانون ممیزی و انتخابات و غیره همین طور معوق ماند ه لذا این چهل روز تعطیل را ببیست روز تقلیلش بدهند که آن بیست روز صرف تصویب قوانین بشود. البته معلوم است هوا گرم است و بنده هم از آقایانی که در این هوای گرم کار می‌کنند قدردانی می‌کنم ولی عقیده بنده این است که چهل روزر را آقایان که دراین هوای گرم کار می‌کنند قدردانی می‌کنم ولی عقیده بنده این است که چهل روز را آقایان به بیست روز تقلیل داده و این التماس ما را بپذیرند و آقایا ن امضاء کنندگان هم غالبا ا ز رفقای خود ماهستند و نظریاتشان با ما یکی است و هیچ نظر سیاسی هم در کار نیست منتهی این چهل روز تعطیل ر ابعضی از آقایان تقاضا دارند به بیست روز تقلیل داده شود و اشکالی هم ندارد.

رئیس – رای می‌گیریم پیش نهاد شاهزاده محمد هاشم میرزا. آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(چند نفری قیا م کردند)

رئیس – تصویب نشد. پیش نهاد آقای حشمتی. (باین ترتیب قرائت شد)

پیش نهاد می‌کنم اگر آقایان نظر به تعطیل مجلس دارند مدت تعطیل را را حقوق گرفته نشود.

رئیس – گمان می‌کنم همچو پیشنهادی باید برود بکمیسیون مبتکرات. پیش نهاد آقای کازرونی.(باین عبارت خوانده شد)

بنده پیش نهاد می‌کنم از غره الی شانزدهم محرم مجلس و کمیسیونها تعطیل شود.

رئیس – البته آقایان متوجه اصل سی وچهارم قانون هستند که اگر فرضا چهل روز یا دو ماه تعطیل شود هر وقت ده نفر از آقایان از بنده تقاضا کنند وبنده می‌توانم مجلس خصوصی را تشکیل بدهم و مجلس خصوصی هم می‌تواند مجلس راتشکیل بدهد.

آقای کازرونی.کازرونی – چون حقیقتا بنده هیچ موضوعی برای این تعطیل نمی‌بینم در جواب دلائلی که آقایان اقامه می‌کنند که قانون اساسی بما این حق را داده است باید عرض کنم که قانون اساسی یک تکلیف و حقوقی هم از ما خواسته است آیا ما بآن حقوق عمل می‌کنیم که حالا این حق را بخواهیم اجر کنیم؟ ؟ اگر ما بتمام مواد قانون اساسی عمل کرده‌ایم بنده این مورد را هم تصدیق می‌کنم که باید تعطیل شود لیکن ما چون کاملا عمل نکرده‌ایم از این جهت بنده به این تعطیل عقیده ندارم بعلاو چیزی بآخر دوره باقی نمانده قانون انتخابات باید تکلیفش معین شود تا وسائل انتخابات شش ماه بدوره حدید ماند در تمام ایالات وولایات معین وشود واین قانون در کمیسیون مانده وباید هر چه زودتر تکلیفش معلوم شود. این است که بنده از آقایان استرحا م می‌کنم که پا فشاری نکنند و ازاین تعطیل صرف نظر کنند وکم کم بنده خیال می‌کردم که قضیه خیلی ساده است ولی حالا خیل می‌کنم ساده نیست از این جهت بنده با این تعطیل مخالفم و از آقایان استدعا دارم که اسباب رحمت درست نکند.

رئیس – رای گرفته می‌شود بپیشنهاد آقای کازرونی آقایانی ک تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(دو سه نفر قیام کردند)

رئیس – تصویب نشد. را ی میگیر یم باصل پیشنهاد آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(جمع کثیری قیام نمودند)

رئیس – تصویب شد.

دستور جلسه آتیه اولا راپورت کمیسیون بودجه راجع بدو دوازدهم خرداد وتیر ماه – ثانیا پیشنهادی که آقای تدین کرده‌اند. پیشنهاد می‌کنند که دو فقره راپرت کمیسیون بودجه راجع باستخدام یکنفر حداد متخصص برای مدرسه صنعتی دولتی و استخدام دکتر ملچارسکس برای مدرسه دندانسازی جز و دستور جلسه آتیه شود. باید استقراء‌شود ک شش نفر از آقایان پس فردا حضور والا حضرت شرفیاب شوند (دراین موقع استقراع بعمل آمده آقایان پس فردا حضور والاحضرت شرفیاب شوند.

(در این موقع استقراع بعمل آمده آقایان ذیل معین شدند) آقا ملا فرج الله – آقای آقا شیخ محمد علی الموتی – آقا ی آقا میرزا محمدخان معظم – آقای شیخ هادی طاهری ئیس – آقای طاهری جز وهیئت رئیسه هستند.

(مجددا استقراع شد و آقایان ذیل معین گردیدند) آقای سهراب خان آقای دکتر محمد خان مصدق – آقا شیخ عبدالرحمن.

رئیس – لایحه راجع بفرمامین بی مدت هم جزو دستور جلسه آتیه خواهد بود

. مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوریا ملی حسین پیرنیا

منشی م. شهاب

منشی دکتر احتشام طباطبائی