مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ امرداد (اسد) ۱۳۰۳ نشست ۴۲

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ امرداد (اسد) ۱۳۰۳ نشست ۴۲

مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ امرداد (اسد) ۱۳۰۳ نشست ۴۲

جلسه ۴۲

صورت مشروح مجلس یوم سه شنبه اسد ۱۳۰۳ مطابق بیست و ششم شهر ذی حجه سنه ۱۳۴۲مجلس سه ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای مؤتمن الملک تشکیل گردید

(صورت مجلس یوم یکشنبه اسد را آقای آقامیرزا شهاب الدین قرائت نموده)

رئیس ـ آقای سردار منتصر (اجازه)

سردار منتصر بنده دو ساعت کتباً اجازه خواسته بودم و مرا جزء غائبین بدون اجازه نوشته‌اند

رئیس ـ کمیسیون اجازه داده است یا خیر؟

سردار منتصر ـ اجازه نامه را حضور مبارک فرستاده بودم

آقا سید یعقوب ـ مطابق همان تصمیم کمیسیون بود سابقاً در مجلس بحث شده است که تا یک تصمیم جدیدی اتخاذ نشود کمیسیون نمی‌تواند اجازه بدهد چون قبل از جلسه بوده است و ضمناً می‌خواستم عرض کنم دو فقره راپورت مرخصی است که آقایان مریض می‌باشند و اجازه مرخصی خواسته‌اند کمیسیون هم اجازه داده و راپورتش را تقدیم نموده است خوب است قبل از دخول در دستور رای گرفته شود

رئیس ـ آقای مدرس اجازه خواسته‌اند مطلبی را اظهار کنند

مدرس ـ مطلبی که می‌خواهم بعرض آقایان برسانم این است در حقیقت از روز انعقاد مجلس شورایملی هر روز یا هر هفته یا هر ماه (مبالغه نشود) یک وضعیات و یک رنگهای مختلفی برای ماها اتفاق افتاده که در حقیقت حالا خوب بود یا نه در نتیجه اش یک زحمتهائی هم برای دولت هم برای مجلس و هم برای مردم تولید شد که نتوانستین درست آن خدمتی که این چند ماه بایستی کرده باشیم بعقیدة من آن خدمت را بخوبی انجام داده باشیم حالا این رنگها منشأش چه بوده صلاح بود؟ فساد بود؟ خوب بود؟ بد بود؟ داخل در مذاکرات نمی‌شویم همینقدر رنگهای عجیب و غریب بی سابقه بود که ما فکرش را نکرده بودیم تا رنگ اخیر که مسئله حکومت نظامی بود و مسئله حکومت نظامی را بعقیده من قانون شامل نمی‌شد یا باید از مجلس اجازه گرفت یا صلاح نبوده هر چه بود با این صدماتی که بمردم وارد می‌آید که مشهود تمام مردم و تمام دنیا هست خوب نیست یا آنکه صلاح نیست ماها مخالف بودیم و مخالف هم هستیم و بعضی رفقا چون میل نداشتند این مسئله در مجلس مذاکره شود که بنده هم یکی از آنها بودم خواستیم در خارج مجلس یک کمیسیونی از عقلا این مسئله را حل بفرمایند در کمیسیون هم آقایان مشیرالدوله و مستوفی الممالک و سایر وجوه تشریف داشتند که نخواستیم این مسئله زیاد در مجلس مذاکره شود بلکه در خارج مجلس در آن کمیسیون حل شود. اگرچه بنده خودم عضو کمیسیون نبودم که کاملاً مذاکرات آن را بفهمم ولی کیف کان مقصود ما این بود که بلکه این مسئله در خارج مجلس خلاف نزاکتی صحبت نشود. متأسفانه این هم نشد و بالاخره منتهی باین شد که بعضی آقایان رفقاء مجبور شدند بجهت بیان وضعیات که ناگوار بود در مجلس صحبتی بدارند آقای ملک الشعراء صحبت نمودند آقای حایری زاده اظهاراتی فرمودند. البته حفظ شئون و مراتب مجلس بر هر چیزی مقدم است. آقای رئیس هم بمقتضای وظیفه خودشان که موجب تشکر است البته باید حفظ نظم و حفظ نظامنامه را بکنند که وضعیات مجلس محفوظ باشد. لهذا اگر بنا شود همه روزه بنده یا یکی از آقایان بخواهیم از ناگواری وضعیات و عملیاتی که می‌شود و رفتارهائی که می‌شود که بنده عقیده‌ام این است در سیصد سال چهارصد سال استبداد هم سابقه نداشته است و اگر بود در تاریخ هم خوانده می‌شد که فلان بچه هفت ساله را حبس کنند یا فلان زن را کتک بزنند و نبایست همه روزه در مجلس که ابهت و جلالش لازم است و باید وضعیاتش خیلی وضعیات نیکو باشد و بعضی اوقات هم ملاحظه می‌شود که آقای رئیس مجاهدت فوق العاده می‌فرمایند که این مسئله محفوظ بماند و بعقیده من هم باید محفوظ بماند ماهم عقیده نداریم که هر روز یک ذکری بشود که سوء بیانی باشد گمان می‌کنم سایر آقایان هم مایل باشند. و من تقدیس می‌کنم که این نحو بیانی که چند روی قبل شد کانه همه آقایان میل نداشتند این نحو بیان بشود حتی من که ملتفت نشدم کدام یک از آقایان بودند گویا شاهزاده سلیمان میرزا بودند که فرمودند چرا این بیانات می‌شود استیضاح کنید و ما را دعوت به استیضاح فرمودند از آنجائیکه نمی‌شود سکوت کرد از این وضعیات از آن طرف هم باید ابهت و جلالت و نزاکت در مجلس شورایملی محفوظ باشد بنده عرض می‌کنم وضعیات ناگوار است سکوت هم نمی‌شود کرد. لذا اجابت کردیم دعوت دعوت کننده را و این ورقه استیضاح را تقدیم می‌دارم

نجات ـ استیضاح هیچوقت سابقه نداشت که با ذکر مقدمه باشد

مدرس ـ این کلمه را هم اجازه می‌خواهم عرض کنم فقط استیضاح من از حیث بودن سردار سپه است در رأی سیاست والا از حیث وزارت جنگی ایشان اگر ترتیبی بشود که وزیر جنگ باشند بنده هم طرفدار ایشان می‌باشم و همیشه هم طرفدار بوده‌ام و خواهم بود

(استیضاح نامه بشرح ذیل قرائت شد)

بسم ﷲ الرحمن الرحیم

مقام محترم ریاست مجلس شورایملی اینجانبان راجع بمواد ذیل از آقای رئیس الوزراء استیضاح مینمائیم

۱- سوء سیاست نسبت بداخله و خارجه

۲- قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه و توهین بمجلس شورای ملی.

۳- تحویل ندادن اموال مقصرین و غیره بخزانه دولت حایری زاده. عراقی. کازرونی. مدرس. اخگر. ملک الشعراء. سید حسن زعیم.

رئیس ـ بموجب ماده ۴۴ نظامنامه باید به دولت اطلاع داده شود تشریف بیاورند اینجا تا روز استیضاح معین شود. آقای سلیمان میرزا (اجازه)

سلیمان میرزا ـ اینکه آقای مدرس فرمودند بنده این دعوت را کردم خواستم مختصراً توضیه بدهم که ایشان آنروز در ضمن حرارت فرمودند دولت اکثریت ندارد بنده هم عرض کردم نظامنامه داخلی تکلیف اینکار را معین کرده آقایان مخالفین دولت وقتیکه یقین دارند دولت اکثریت ندارد می‌توانند استیضاح بکنند در حقیقت یکمادة نظامنامه داخلی را برای ایشان خواندم

رئیس ـ وارد دستور می‌شویم. راپورت کمیسیون بودجه راجع بآقا شیخ شیخ صادق مفلوج مطرح است مخالفی ندارد که قرائت شود.

(گفته شد خیر)

(بشرح ذیل قرائت شد)

کمیسیون بودجه لایحه نمره (۱۳۳۸۱) دولت را در جلسه ۲۴ سرطان مورد بحث و مداقه قرار داده و مادة واحده ذیل را بجهت تصویب تقدیم مجلس شورایملی می‌نماید.

ماده واحده ـ وزارت مالیه مجاز است از اول حمل هذه السنه سیچقان ئیل ۱۳۰۳ مادام الحیوه برجی پنجاه تومان بعنوان شهریه در جزو صورت کل شهریه بگیر‌ها باسم آقای آقا شیخ صادق منظور داشته و پرداخت نماید.

مخبر کمیسیون عمادالسلطنه

رئیس ـ آقای ضیاء الواعظین

(اجازه)

ضیاء الواعظین ـ بنده اجازه نخواسته بودم.

رئیس ـ آقای معتمد السلطنه (اجازه)

معتمدالسلطنه ـ بنده موافقم

رئیس ـ آقای عظیمی (اجازه)

عظیمی ـ بنده فقط می‌خواستم توضیح بدهند که این پنجاه تومان از چه محل است

عماد السلطنه مخبر ـ در سال گذشته هم این پنجاه تومان را می گرفته است منتها دو صیغه بود یک قلم بیست تومان و یک قلم سی تومان و بموجب پیشنهاد دولت به یک صیغه پنجاه تومان در حق او برقرار شد امسال همانطور پیشنهاد کردند کمیسیون هم تصویب کرد

رئیس ـ آقای مشاراعظم (اجازه)

مشاراعظم – با این توضیحی که آقای عماد السلطنه فرمودند خوب بود در ماه هم همینطور توضیح داده می‌شد که این پنجاه تومان مطابق این سابقه بوده است مخبر ـ این اقدام در سال گذشته و امسال هم مطابق سال گذشته رفتار شده است در سال گذشته هم همین پنجاه را میگرفته است تنها ابتدا یک سی تومان و یک بیست تومان که درد و کتاب ثبت میشده است میگرفته بعد دولت پیشنهاد کرد که یک صیغه شهریه در حقش برقرار شود مستمریش موقوف شد و فقط پنجاه تومان شهریه مادام الحیوه درباره اش برقرار شد.

رئیس ـ رأی می‌گیریم براپورت کمیسیون بودجه آقایانی که این راپورت را تصویب می‌کنند ورقه سفید والا ورقه کبود خواهند کرد اخذ و استخراج آراء بعمل آمده نتیجه به ترتیب ذیل حاصل شد ورقه پفید علامت قبول ۸۰

رئیس ـ باقیش را هم بشمارید

آقامیرزا شهاب ـ ۱۹ ورقه است

رئیس ـ عده حضار صدویکنفر است با اکثریت هشتاد رای تصویب شد

وزیر امور خارجه ـ عهدنامه تجارت بین ایران و روس که برطبق اصل نوزدهم عهدنامه مودت بنا بود تهیه شود تهیه شده و بین دولتین ایران و روس مورد قبول واقع شده است به مجلس تقدیم می‌شود

وزیر مالیه ـ البته آقایان نمایندگان محترم از اهمیت مالی و اقتصادی دریاچه ارومیه کاملاً مستحضرند هستند. چون دولت در نظر گرفته است که در آتیه امور دریاچه بکلی در دست خودش باشد و به هیچوجه نفوذ خارجی در آنجا دخالت نداشته باشد و کشتیهائی در آنجا هست و چند نفر اتباع روس و انگلیس در دریاچه متصرقاتی داشتند دولت خیال دارد آنها را خریداری نماید لایحه راجع به این موضوع تهیه و تقدیم مجلس شورای ملی می‌شود

رئیس ـ لایحه آخری مراجعه می‌شود بکمیسیون بودجه و لایحه اولی بکمیسیون تجارت و خارجه بعضی از نمایندگان ـ صحیح است

رئیس ـ لایحه امتیاز نفت از ماده سیزدهم مطرح است آقای مشاوراعظم (اجازه)

مشاوراعظم ـ قبل از اینکه بنده داخل صحبت بشوم عرض می‌کنم اینطور بنظرم رسیده است که این امتیاز نامه بطوریکه لازم بوده است تنظیم نشده غالب مطالب آن بر می‌خورد بیک ابهاماتی که محتاج بتعبیرات و تفسیراتی خواهدبود و البته تعبیر و تفسیر هم در اطراف مواد قانونی همیشه باعث یک اشکالاتی خواهد بود این یک موضوع علیحده است که باید در موقع مطرح شدن این لایحه در کلیات اظهار می‌شد و نشد. در اینماده سیزده که اصول منافع ما بر آن است منفعت دولت را خواسته‌اند رعایت کنند و در آن قسمتی که سهم دولت را معین کرده‌اند می‌شود خیلی ایرادات وارد کرد که تمام هم صحیح و بجا باشد. زیرا ما از اعطای این امتیاز مقصود جز رعایت مسائل اقتصادی نداشته‌ایم و می‌خواستیم در مقابل این مقصود تحصیل یک عوائدی کرده و باین وسیله مملکت را روبآبادانی و ترقی ببریم. لهذا البته بایستی ما کاملاً دقت می‌کردیم که با اعطای این امتیاز یک عایدات و منافع کافی تهیه کرده باشیم که بدرد ما بخورد که بتوانیم بوسیله آن عایدات یک کارهای جدیدی کرده و یک استفاده‌های کلی کرده باشیم. ولی چون این امتیاز سابقه داشته و با کمپانی امریکائی هم مذاکراتی شده است و در آن اظهار نظر هم کرده‌اند ممکن است تغییر آن امکان پذیر نباشد بنابراین در آن باب اظهاری نمی‌کنم الا اینکه می‌گویم در موقعی که این امتیاز را منعقد کرده‌اند توجه کافی نشده ولی چیزی که عجالتاً در آن می‌شود حرف زد تبصره یک این ماده است. تبصره یک خواسته است عایدات خالص را از عایدان غیر خالص ممتاز کند زیرا منافع ما هم از عایدات خالص است و در عایدات غیر خالص ما نظری نداریم در اینجا می‌نویسد: عایدات خالص هر سال عبارتست از عایدات غیر خالص منهای کلیه مخارج بعد در بین الهلالین یک شرحی می‌نویسد که آن هم عجالتاً مورد نظر بنده نیست و معترضه است در آنجا می‌نویسد باید مخارج موجه باشد و دولت هم تفتیشات کامل می‌کند. بعد می‌نویسد از قبیل مزد عمله جات و سوخت و مخارج اداری و مخارج استقراضی و قیمت مواد اولیه و مصالحی که بکار برده می‌شود یا در بین عملیات تعمیر و یا به مصرف می‌رسد و همچنین کلیه مخارج که در واقع نمی‌توان آنرا جزو سرمایه بحساب آورد باستثنای مواد ذیل استثنای مواد ذیل گمان می‌کنم بر می‌گردد به و همچنین کلیه مخارج که ئر واقع نمی‌توان او را جزو سرمایه مصروف بحساب آورد بعد می‌نویسد:اولاً سهم دولت ایران از بابت این متیاز ذکر سهم دولت ایران از بابت این امتیاز من هر چه فکر می‌کنم مطابق تصریح خود این امتیاز نامه صد بیست از عایدات خالص است و بطور تصاعد هم شرح داده شده است بچه مرحله که رسید چقدر اضافه می‌شود بنظر بنده دیگر ذکر این جمله مورد نداشته مگر اینکه بخواهیم بعدها در این قسمت یک مباحثات تازه بکنیم و یک تعبیراتی بکنیم که معلوم نیست این تعبیرات بکجا بر می‌خورد بعد از آن می‌نویسد: منافعی که ما بین صاحبان سهام توزیع می‌شود مالیاتهای دولتی و یا بلدی که در امریکا پرداخت شود طبیعی است این دو قسمت اگر ذکرش لازم بوده و ذکر کرده‌اند بایستی جزو مخارج عایدات غیر خالص محسوب نشود و منظور هم اینطور بوده است مقصود این بوده که اینها جزو مخارخ عایدات غیر خالص محسوب نشود ممکن است صرفه ما تامین شود و الا اگر اینها جزو مخارج عایدات غیر خالص محسوب شود یا مالیاتهای بلدی را که در امریکا می‌دهند جزو مخارج عایدات غیر خالص قرار دهند دیگر برای ما عایدات خالص باقی نمی‌ماند که از آن صاحب سهم باشیم. شاید در کمیسیون تعبیر کنند که اینها جزو مخارج عایدات غیر خالص محسوب نمی‌شود. بنده هم گمان می‌کنم همینطور باشد و غیر از این نمی‌شود الا اینکه ابهام عبارت طوری است که معلوم نمی‌شود مقصود از ذکر این اول و ثانی و ثالث چه بوده در صورتی که هیچ لزومی هم نداشته و عایدات خالص آنهایی است که قبلاً شرح داده شده است دیگر محتاج بتکرار نبود. یک قسمت دیگر که بنده را متوجه کرده این است که این قسمت (از عایدات غیر خالص برای تعیین منافع خالص باید موضوع شود) تصور می‌کنم در نسخه فرانسه سر سطر نوشته شد. ولی اینجا سر سطر ننوشته‌اند و در موقع قرائت متصل است در صورتیکه مقصود از این عبارت چیز دیگر است ناچار از نسخه فرانسه سط سطر نوشته شده: از عایدات غیرخالص برای تعیین منافع خالص باید موضوع شود اولا هر گونه ربح و منافع سهام که بکمپانی یا کمپانیهاب مذبور و شرکتهای فرعیه آنها تقسیم می‌شود: بعدش هم می‌نویسد (بدیهی است که قبل از تقسیم) و اینجا هم یک ماست مالی و شیره مالی شده است. اینکه از عایدات خالص قبل از تقسیم اول منافع دولت ایران را بدهند این معلوم است ولی اینکه اینجا می‌نویسد. هرگونه ربح و منافع سهام ـ منافه سهام همان (دیویداند) بود که قبلاً توضیح شده اگر ما بخواهیم در نظر بگیریم که این جمله معنی منافعی که بین اشخاص توزیع می‌شود (دیویداند) جزو عایدات غیرخالص بشود و اینطور توضیح شود که باید از عایدات غیرخالص موضوع شود. این معارض با آن قسمت می‌شود و این معارضه هم یک اشکالاتی فراهم خواهد نمود بنده تصور می‌کنم این ماده با این ترتیب که نوشته شده از نقطه نظر تعبیر و تفسیر در آتیه ما را دچار اشکالاتی خواهد نمود و لازم بود که اینجا بطور صریح مقصود را معین کنند مخصوصاً چون ذکر کرده سرمایه مصروفه بعد هم در تبصره دوم مصروفه را می‌نویسد. مقصود از جمله (سرمایه مصروفه) مذکوره در فوق کلیه سرمایه‌ای است که برای این امتیاز توسط کمپانی یا کمپانیها یا شرکتهای فرعیه بکار برده شده ممکن است بآنها هم عنوان سرمایه مصروفه داده شود و با این ترتیب اشکالات بیشتر خواهد شد بعقیده بنده اگر آقای مخبر محترم کمیسیون موافق باشند این ماده ثانیاً به کمیسیون مراجعه شده و تحت مطالعه در آید و عباراتش را طوری ساده بنویسند که هیچ نداشته باشد و این اشکالاتی که بنظر بنده رسیده است رفع فرمایند و اگرهم اشکالاتی که عرض کردم وارد نیست یکطوری توضیح بفرمایند که آقایان نمایندگان محترم هم مطلب خود را درک بکنند و اشکالاتی باقی نماند.

مخبر ـ گمان می‌کنم آقای مشاراعظم فراموش فرمودند که دیروز در فرمایند یا جای دیگر نباشد که این اعتراضاتی که بماده می‌فرمایند وارد نباشد لهذا عرض می‌کنم این تعارضاتی که بماده فرمودند بنده هیچکدام را وارد نمی دانم. یک اعتراض یه کلیه لایحه فرمودند که بطوری نوشته شده در صورتیکه در تمام این چند روزی که اینجا مذاکره بود و آقایان در این ده دوازده ماده خیلی زیاد اعتراض فرمودند بنده تا بحال هر چه نگاه کرده اعتراض واردی را راستی راستی وارد باشد ندیدم. بنده که یکی از اعضای کمیسیون هستم و آقایان وزراء هم که تشریف دارند با بنده در این باب شریکند که این لایحه بطور خوبی نوشته شده. البته اگر یکجایی یک عیبی داشته باشد برای رفع آن حاضریم. اینجا نسبت به این تبصره اظهاراتی که فرمودند شاید بواسطه قصور فهم بنده باشد که درست ملتفت نشدم و خیلی مشکل است بر من جواب دادن یک چیزهائی که درست بآن برنخوردم. حالا شاید آقایان دیگر اینجا بهتر از بنده ملتفت شده باشند و در ضمن توضیح ایشان جواب بدهند. لکن یک نکته اینجه هست راجع بآن قسمتی که فرمودند در نسخه فرانسه سرسطر نوشته شده و در این نسخه سر سطر نوشته نشده صحیح است و گمان می‌کنم کمیسیون هم مخالفتی نداشته باشد که اصلاح شود. یک نکته دیگر هم بود که گفتند در قسمت اول (دیویداند) را استثناء کرده‌اند و در قسمت دوم منافع سهام را وارد کرده‌اند. این دو باهم شبیه نیست. آن دیویداند اول راجع به سهام شرکاء کمپانی اول است و یک عللی دارد که اگر دقت بفرمایند باید حساب شود. ولی قسمت ثانی راجع بمنافع سهامی است که کمپانی اول به کمپانیهای دیگر می‌دهد این را باید حساب کرد و اگر حساب نکنند باید دو جا سهم دولت را بدهند حساب کمپانی اول را که رسیدند بعد حساب کمپانیهای دیگر می‌رسند اگر منافع آنها را ندهند باید صد بیست دولت را یکجا اینجا بدهند و یکجا آنجا دوجا که نمی‌شود

رئیس. آقای محمدولی میرزا (اجازه)

محمدولی میرزا ـ یک قسمت از اعتراضات آقای مشاراعظم جوابداده نشده که خیلی هم مهم بود. یکی این قسمت که می‌نویسد: اولاً سهم دولت ایران از بابت این امتیاز و جوابی که داده شد از ثانیاً شروع شد. آن سهم دولت بعقیده بنده همانطور که آقای مشاراعظم اضهار داشتند محتاج بذکر نبود که سهم دولت جزو چیزهائی که باید منها شود و بعد عایدات خالص بدست بیاید ذکر شود و ذکر این جمله ضرورت ندارد. بعلاوه در تعقیب همان تبصره می‌نویسد ثانیاً هرگونه خسارتی که در عرض سال وارد بیاید در این خصوص بنده در جلسه کذشته هم ایراد کردم که هرگونه خسارت عبارت از چیست؟ و چه گونه تعبیر می‌شود شاید یک چیزهائی بنظرشان رسیده و اینجا نوشته‌اند خوب است توضیح بفرمایند که هر گونه خسارت چیست؟ یک مسئله دیگر که می‌خواستم توضیح بفرمایند این بود که آیا مرکز محاسبات این کمپانی در کجا خواهد بود آیا در ایران است و نماینده دولت و وزارت فوائد عامه دست رسی بدفاتر کمپانی خواهد داشت؟ یا خیر مرکزش در امریکا خواهد بود و این یک مسئله است که فوق العاده قابل اهمیت است و لازم است در اینجا توضیح شود که مرکز محاسبه کمپانی در کجا خواهد بود آیا مثل مرکز محاسبه کمپانی نفت جنوب که در ایران نیست و در لندن است مرکر محاسبه این کمپانی هم در خارج یعنی در امریکا است یا خیر در ایران است؟

وزیر امور خارجه ـ در قسمت سهم دولت که می‌فرمایند ذکرش لزومی نداشت این یک احتیاطی است که شده است و بنظر ما ضرری نداشته و مفید هم بوده است تا در موقع محاسبه منافع آنجه کمپانی بدولت می‌دهد آن را جزو مخارج حساب نکنند فرضاً اگر هم این جمله زائد باشد مضر نیست و تصور می‌کنم مفید هم هست که بعد تولید اشکال نشود درخصوص عبارت هرگونه خسارت که میفرمائید مبهم است و مقصود از هرگونه خسارت چیست عرض می‌کنم اینجا می‌نویسد هرگونه خساراتی که در عرض سال وارد بیاید و بوسیله بیمه و بیک نحوی از انحناء تأمین نشده باشد مثلاً فرض بفرمائید یک مقدار از محصولات و دارائی او آتش بگیرد و بسوزد بر حسب اتفاق آن چیزی هم که آتش گرفته بیمه هم نشده باشد این یک خسارتی است که بر این موسسه وارد آمده و البته جزء مخارج محسوب می‌شود و تصور نم کنم این قسمت ابهامی داشته باشد که محتاج به توضیح باشد.راجع به مرکز محاسبه کمپانی که فرمودند بنظر نمی‌آید که مرکزش چه در ایران و چه در امریکا باشد چندان تفاوتی داشته باشد البته کمپانی یک مرکز کل محاسبه دارد که در امریکا است در ایران هم شعب و دستگاه‌هایی مختلفی دارد که محاسبه هائی خواهند داشت و البته محاسبه اش در هر کجا باشد در تحت نظر دولت خواهد بود ولو در امریکا هم باشد دولت حق تفتیش و رسیدگی را دارد.

رئیس ـ آقای شیخ الرئیس(اجازه)

شیخ الرئیس ـ در قسمتهای عبارتی که آقای مشاراعظم گفتند بواسطه معین نشدن جمله‌های معترضه و نگذاشتن هلال یک اشکالی تولید شده و گمان می‌کنم اگر عبارات جدا شود و یکی دو جایش در بین الهلالین نوشته شود رفع اشکال بشود اما در این قسمت که می‌نویسد: «هر یک ار کمپانیهای فرعیه باید در سال از منافع خالص مبلغی که کمتر از صد بیست نباشد بدولت ایران بپردازد» از ظاهر این عبارت اینطور معلوم می‌شود که دولت با کمپانیهای جزء مستقیماً طرف است اگر مقصد این است خوبست واضحتر نوشته شود و در قسمت اینکه می‌نویسد: «در مدت ششماه اول هر سال مبلغی که کمتر از صد بیست منافع خالص سال قبل بموجب دفاتر محاسبه خودشان نباشد بدولت ایران بدهد» بنده نمیدانم سال قبل از سال اول کدام است خوب است این را هم توضیح بدهند مسئله دیگر که خیلی مهم است و می‌خواستم عرض کنم مسئله تصاعد است بعد از آنکه کمپانی قبول کرده است که اگر منافه اضافی مابین ۶۰ و ۷۵ باشد سهم دولت ایران را فلان مقدار و اگر مابین ۷۵ و ۸۵ شد فلانقدر همینقدر تا اینکه اگر منافع اضافی بیشتر از صدوپانزده درصد باشد صدبیست و هشت سهم دولت را بدهد علت اینکه بیشتر از صدوپانزده درصد را بتصاعد معین نکردند چیست اگر بامتحان رسید متخصصین فنی تصدیق کرده‌اند که منافع اضافی بیش از این نمی‌شود آن مسئله این است که علیحده والا بعقیده من ممکن است یکوقت منافع اضافی بدویست درصد هم بالغ شود خوبست همانطور که تا صدوپانزده درصد بطور تصاعد سهم دولت معلوم شد. بیش از آن را هم معلوم کنند که اگر یک وقت منافع اضافی بیش از صدوپانزده درصد شد ضرری متوجه دولت ایران نشود. و در همین باب پیشنهادی هم کرده‌ام که تقدیم می‌دارم. آقای مخبر اگر جوابی دارند بفرمایند اگر بنده قانع شدم که هیچ و الا بقیه عرایضم را در موقع توضیح پیشنهاد عرض می‌کنم

مخبر ـ در قسمت راجه به اینکه آیا معامله مستقیم با کمپانیهای فرعیه می‌کنیم یا خیر که فرمودند توضیح شود بنظر بنده این عبارت خیلی واضح است توضیح بیشتری هم لازم ندارد مقصود همان است که یافته‌اند یعنی مستقیماً به حساب کمپانیهای فرعیه رسیدگی می‌شود. این را باید در نظر داشته باشند وقتی که ما در منافع تمام کمپانیهای فرعیه ذیحق باشیم.دیگر قید اینکه مستقیماً برویم با آن کمپانی راجع بمحاسبات مذاکره کنیم هیچ احتیاج ندارد بعلاوه بنده شما را مراجعه می‌دهم بآن ماده یازده که مراجعه شد بکمیسیون که در آنجا مخصوصاً قید شده است که با بودن کمپانیهای فرعیه هم صاحب سهام همان کمپانی اصلی صاحب امتیاز است و مقصود ما از این توضیح این بود که صریحاً گفته باشیم نسبت بعایدات و منافعش هر یک از این کمپانیهای فرعی ذینفع هستیم و همین عبارت کافی است در موضوع سال قبل هم که فرمودند البته شاید در بادی امر اینطور بنظر می‌آید که آن سال اول سال قبل ندارد ولی البته تصدیق میفرمائید که تا یکسال تمام نشود عایدات ندارد شش ماه بعد از آنکه سال اول تمام شود تازه محاسبات کمپانی روشن می‌شود و عایدات آن سال اول معلوم می‌شود آنوقت در آن شش ماه اول یا دوم ما می‌توانیم عایدات سال اول را بگیریم در این موضوع اگر دقت بفرمایند تصدیق می‌فرمایند که هیچ اشکالی ندارد اما در موضوع تصاعد که فرمودند اینجا نوشته شده است: «هرگاه منافع اضافی بیشتر از یکصدوپانزده باشد صد بیست و هشت به دولت داده خواهد شد» حالا آیا متخصصین تشخیص داده‌اند که منافع اضافی نفت ممکن است بالاتر از این هم برود یا نرود بعضی که معتقد بودند بیشتر از این ممکن نخواهد بود و این مسئله را واگذار می‌کنیم بنمایندگان دولت که در اینجا حاضرند جواب عرض کنند

رئیس ـ آقای اخگر (اجازه)

اخگر ـ بنده بدواً از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم که بعرایض بنده از نقطه نظر صحت و سقم مطالب ملاحظه فرمایند نه من باب اینکه در چه فرا کسیونی هستم.شاهزاده شیخ الرئیس ـ هیچکس همچو نظری ندارد

اخگر ـ استدعا بود انشاءﷲ هم و ثانیاً هم از آقای مخبر استدعا می‌کنم بدون اینکه توجهی بمندرجات غیر صحیح بعضی از جراید بفرمایند عرایضی را که بنده دارم یادداشت فرمایند و یکی یکی جواب بدهند ما نبایستی بواسطه اعتراضات بعضیها عصبانی بشویم و آن وظیفه را که هر کس دارد از دست بدهد البته وظیفه بنده که یک فرد از وکلا هستم اینست که اگر یک چیزی را می‌بینم بضرر مملکت است اینجا عرض کنم و البته قبول یا عدم قبول آن منوط با اکثریت آراء نمایندگان محترم است و وظیفه آقای مخبر هم هست که اگر یک چیز ناصحیحی عرض کردم رد کند و اگر چیز صحیح باشد قبول بفرمایند که روی همرفته در نتیجه این مذاکرات یک امتیاز که داده می‌شود امتیاز صحیحی باشد و در آتیه اسباب زحمت و اشکال فراهم نیاورد البته در خارج سوء تعبیراتی می‌شود ولی این مربوط نیست که عقیده ما را زنجیر کنند ما بایستی آنچه بنظرمان می‌رسد برای مصالح بمملکت عرض کنیم و آنهم از دو حال خارج نیست یا صحیح و وارد است آقایان نمایندگان هم وجداناً قبول می‌فرمایند یا نمی‌فرمایند یا اشتباه است البته اشتباه هم رفع می‌شود. ماده سیزده بعقیده بنده خیلی مفصل است و خیلی عباراتش در بعضی جاها غیر مفهوم است در بعضی جاها هم اصلاحات اساسی زیاد دارد من جمله اصلاحات عبارتی هم چند فقره دارد که بنده بترتیب عرض می‌کنم. اینجا نوشته شده است سهم دولت از بابت این امتیاز لااقل معادل بیست درصد از عایدات خالص کمپانی صاحب امتیاز در صورتیکه مستقیماً تمام یا قسمتی از آن امتیاز را بموقع عمل بگذارد کلمه (در صورتیکه مستقیماً) که اینجا نوشته شده است مفهوم مخالفش اینست که مستقیماً مداخله نکند و در بادی نظر اینطور میفهماند که این عبارت اجازه می‌دهد بکمپانی که اجازه بدهد بیک کمپانیهای دیگر خودشان مستقیماً با دولت طرف حساب بشوند در صورتیکه از اول تا بحال که در اینجا مذاکره و گفتگو شد قرار بر این داده شد که بیک کمپانی مستقل امریکائی مخصوص این امتیاز داده شود و در قبال عبارات این امتیاز تا بحال و بعد از اینهم که بنده نگاه کرده‌ام همیشه مسئول مملکت ایران کمپانی صاحب امتیاز شناخته شد. در اینصورت عبارت در صورتیکه مستقیماً که در اینجا نوشته شده است البته بعقیده بنده بی مورد است پس از آنکه به کمپانی اجازه داده شده است که یک کمپانیهای فرعیه بمسئولیت خودش تشکیل بدهد اینجا مثل این است که ما مسئولیت را از صاحب امتیاز بکلی سلب می‌کنیم و چون مجلس نباید یک چنین جمله بنویسد که در آتیه اسباب زحمت بشود این است که استدعا می‌کنم باصل فرانسه اش هم مراجعه بفرمائید. چون متأسفانه اصل فرانسه چاپ نشده که ما بتوانیم تطبیق کنیم. لهذا خوب است مراجعه بفرمائید تا ببینید اصلاهست یا نیست و اگر هست در صورتیکه قبول می‌کنید تصحیح بفرمائید اینجا یک عبارتی دارد بعد ار در صورتی که مستقیماً نوشته شده است. در صورتی که مستقیماً تمام یا یک قسمتی از این امتیاز را بموقع عمل بگذارد. هر کمپانی و کمپانیها و شرکتهای فرعیه خواهد بود این جمله یک اصلاح عبارتی لازم دارد هر خودش لفظ جمع است و بجای این بنده یک پیش نهادی هم کرده‌ام که نوشته شود هر کمپانی و شرکتهای فرعیه خواهد بود هر کمپانی و کمپانیها شرکتهای فرعیه عبارتش صحیح نیست این اصلاح عبارتی جزئی است ولی در اینجا بر می‌خوریم به عقبه این عبارت که نوشته شده است. که مطابق ماده ۱۰ برای اجرای این امتیاز در صورتیکه ماده دهم هنوز بتصویب مجلس نرسیده است آقا سید یعقوب این ماده ۱۳ است ماده دهم چیست؟

مخبر ـ صحیح است ماده دهم سابق که ماده یازدهم شده رجوع بکمیسیون شده است.

اخگر ـ در اینجا اولاً این ماده دهم باید یازدهم شود چون این ماده اضافه شده است و بعلاوه قبل از آنکه آنماده که مرجوع الیه است تصویب شود تصدیق میفرمائید نمی‌شود این ماده را که رجوع می‌شود بآن ماده تصوبب نمود بعد نوشته می‌شود. اعم از اینکه کمپانیهای مذبور برای بدست آوردن مواد یا برای حمل و نقل و تصفیه یا فروش مواد راجعه بامتیاز باشد و خواه در ایران و یا در خارجه تشکیل شود. این عبارت اجازه می‌دهد بکمپانی که برای بدست آوردن مواد و حمل ونقل و تصفیه و یا فروش هم در ایران و هم در خارج می‌تواند تأسیساتی بکند بنده با اینکه دارالتصفیه در خارجه تشکیل شود مخالفم و همانطوریکه رفقای بنده در جلسه قبل فرمودند بنده معتقدم که برای این امتیاز که ما کوشش می‌کنیم نقطه نظرمان این استکه یک ثروتی از خارج وارد این مملکت بشود و در همین جا بکار بیفتد و مثل کمپانی نفت جنوب نشود که یک مبالغ هنگفتی می‌برند بخارجه برای تصفیه مواد نفتی و از منافع خالص کسر می‌شود و این بدیهی استکه از تمام مخارجی که برای دارالتصفیه در خارجه می‌کنند یک صد بیش پولش را از ما می‌گیرند و بعد هم دارالتصفیه متعلق به خودشان است بنده با این ترتیب که در خرج کردن با آنها شرکت داشته باشیم ولی در فایده بردن حقی نبریم مخالفم اگر بنا استکه از عایدات کمپانی از منافع خالص که صدی بیست حق ما است یک مخارجی در خارج برای دارالتصفیه بشود یا باید ما هم شرکت داشته باشیم نسبت به صدی بیست سهم خودمان که در آن دارالتصفیه خرج کرده‌ایم یا اینکه این عملیات در داخله بشود که هم مردم بکار بیفتند و هم ثروت در خارجه مصرف نشود بعلاوه می‌نویسد: کمپانی صاحب امتیاز یا کمپانی و کمپانیهائیکه باین ترتیب تشکیل شود در صورتیکه ترتیب تشکیلش درفوق ذکر شده (باین ترتیب) عبارت صحیحی نیست. همچنین عبارت (و همچنین شرکتهای فرعیه آنها در مدت شش ماهه اول هر سال مبلغی که کمتر از صدی بیست منافع خالص سال قبل بموجب دفاتر محاسبه خودشان نباشد بدولت ایران خواهد پرداخت) عبارت صحیحی نیست بنده بموجب تجربه عرض می‌کنم واگذار کردن حساب به خود طرف مقابل طبیعتاً اگر برای طرف دیگر معامله ضرری نداشته باشد منفعت هم نخواهد داشت و در این باب پیشنهادی هم کرده‌ام و بعد تقدیم می‌کنم که مضمون آن پیشنهاد این است: که اضافه شود بموجب دفاتر محاسبه خودشان و تفتیشاتی که از طرف دولت ایران می‌شود یاوراپورت مأمور دولت ایرانکه قضیه بکلی یک طرفه نباشد از طرف مقابل هم یک اطلاعاتی راجع باین محاسبات باشد البته وقتی قلم در دست یکنفر افتاد یک طرف هر چه می‌خواهد مینویسد و البته هر که باشد سعی می‌کند که بمنفعت خودش بنویسد و بنابراین سعی برای منافع از یک طرف موجب ضرر طرف دیگر خواهد بود و دیگر اینکه اینجا نوشته شده است برای اینکه دولت ایران از منافع اضافی که ممکن است از عملیات این امتیاز حاصل شود بهره مند گردد سهم دولت از عایدات خالص بموجب تصاعد ذیل خواهد بود: هرگاه منافع اضافی مابین ۶۰ و ۷۵ درصد از سرمایه مصروفه باشد سهم دولت بیست و یک درصد از منافع خالص در صورتیکه قبلاً در همین ماده ذکر شده است که سهم دولت ایران صد بیست از منافع خواهد بود یعنی یک خمس منافع متلق بایران خواهد بود اگر یک منافع اضافی هم پیدا شود طبیعه بایستی باین تدریج بالا برود…

مدرس ـ بهمین نسبت

اخگر ـ و بهمین ترتیب بالا برود ما در نسبت منافع در جند سطر قبل معتقد شدیم که ده دو مال ماست یعنی صد بیست ده دو می‌شود و بهمین نسبت هم بالا برود و لذا بنده معتقدم که از شصت تا هفتاد بیست و دو و از هفتاد تا هشتاد بیست و چهار و از هشتاد تا نود بیست و شش و بهمین ترتیب بالا برود بسا هست که یکوقتی یک کمپانی یک امتیازی را می‌گیرد و یک کاریرا هم می‌کند و در مقابل کارش پیشرفت می‌کند یعنی همین طوری که ممکن است یکدفعه ضرر بکند ممکن است یکدفعه هم صد دویست منافع ببرد و در آنجا ما قرار گذاشته‌ایم که اگر صد دو یا صد سه منافع ببرد صد بیست بما بدهد و هرگاه بصد شصت و صد هفتاد برسد آنوقت هم یک نسبتی معین شده است که بآن نسبت باید بالا برود و بنده تصور می‌کنم که اگر از قسمت صد شصت و صد هفتاد ببالا چیزی برای ما منظور نکرده‌اند یک تقسیم غیر عادلانه شده است زیرا اگر ما شرکت داریم و یک قسمت از این شرکت مال ماست باید مطابق معمول تمام دنیا هرچه منافع زیادتر شد در منافع بطور تساوی چهار تا مال او باشد یعنی از صد تا بیست تاش مال ما و باقیش مال او و نبایستی ترتیبی داده شود که بعد از آنکه بیشتر از آنچه منظور نظر است منافعی حاصل بشود بما چیزی نرسد این دلیل ندارد.در تبصره یک می‌نویسد: کلیه مخارج در بین الهلالین می‌نویسد (مشروط بر اینکه مخارج موجه و صحیح باشد نه اینکه برای مخفی داشتن منافع واقعی قلمداد شده و بلکه برای حسن اداره امتیاز باشد و در هر صورت دولت ایران حق تام و غیر محدود خواهد داشت که تمام محاسبات و دفاتر کمپانی یا شرکتهای فرعیه آنها را رسیدگی و تفتیش نماید) این جمله این جا خیلی بجا است ولی چیزی که هست مطابق موادی که بعد ملاحظه خواهید فرمود دولت فقط یک کمیسر دارد و البته یک کمیسر نمی‌تواند در تمام محاسبات سالانه آن کمپانی و کمپانیهای فرعیه رسیدگی کند. پس آن قسمت عملاً این قسمت را نقص می‌کند بنده عرض می‌کنم باید باین کلماتی که در بین الهلالین نوشته شده است صورت رسمیت و فعلیت داد و بهمین نوشتن تنها قناعت نکنید. این یک مخارجی بود که شروطی داشت مثلاً نوشته می‌شود از قبیل مزد عملجات ولی در این امتیاز نامه معلوم نکرده است که مزد آنها چقدر است و ما کن آنها کجا خواهد بود و کمپانی با عملجات چه معامله خواهد کرد اینها هیچ نیست بنده که هر چه از اول تا حالا در امتیاز نامه گشتم راجع بعملجات و راجع بمساکن مزد و طرز زندگانی آنها چیزی ندیدم ولی مزد عملجات در کسر کردن مخارج یعنی برداشت مخارج محسوب شده خیلی خوب از قبیل مزد عملجات و سوخت و مخارج اداری و فلان اینها را قبول کردیم دیگر مخارج استقراض کدام است؟ در مواد قبل نوشته شده بود تمام مخارجی که کمپانی برای راه انداختن اینکار مصرف می‌کند و سرمایه خود را بکار می‌اندازد این قسمت که قبلاً ذکر شده بود که خود کمپانی مستقیماً این را اداره می‌کند و پول راه می‌اندازد و یا اینکه کمپانی‌های فرعیه تشکیل می‌دهند و در آن ماده پیش جزو فروش نفت اینها ذکر شده بود که تمام سرمایه استهلاک خواهد شد در بخش مهم معین شد و پیشنهادهای بنده هم متأسفانه قبول نشد حالا اینجا چرا دوباره مخارج استقراضی نوشته شده مخارج استقراضی یک مخارج فوق العاده دیگری نیست اگر یک استقراضی می‌کنند و یک ربحی بر او تعلق می‌گیرد این همان استقراضی است که برای سرمایه می‌کنند و ربح آن هم در ماده قبل در موقع استهلاک سرمایه معین شده و دیگر این جا یک ذکر علیحده برای مخارج استقراضی بعقیده بنده زائد است.

مدرس ـ دوباره بفرمائید

اخگر ـ نوشته می‌شود (عایدات خالص هر سال عبارتست از عایدات غیر خالص منهای کلیه مخارج از قبیل مزد عملجات و سوخت و مخارج اداری و مخارج استقراضی) بنده این را خیلی زائد میدانم (و قیمت مواد اولیه و مصالحی که بکار برده می‌شود) ذکر اینها هم اینجا مورد نداشت زیرا در ماده قبل ذکر شده است تمام مخارجی که کمپانی می‌کند منها خواهد شد دیگر تکرارش در این جا لزومی نخواهد داشت بعد می‌نویسد: (یا در بین عملیات تعمیر و یا بمصرف می‌رسد و همچنین کلیه مخارج که در واقع نمی‌توان آنرا جزو سرمایة مصروفه بحساب آورد) بنده با عبارت مجمل و مبهم بکلی مخالفم. آقای مخبر توجه می‌فرمایند؟

مخبر ـ بلی بفرمائید

اخگر ـ این جا نوشته شده است: (که همچنین کلیه مخارج که در واقع نمی‌توان آن را جزو سرمایه مصروفه بحساب آورد) خرجی که جرو سرمایة مصروفه بیاید و جزو مخارج مذکوره در فوق نباشد بنده نمی دانم چه چیز است و عبارتی که این جا نوشته شده و مقصود از نوشتن این عبارت و نتیجه که از آن حاصل می‌شود چه خواهد بود؟ بنده نمی‌فهمم!!! بعد نوشته می‌شود (باستثنای مواد ذیل) مقصود ار استثنا گویا این است که اینها جزو مخارج محسوب نمی‌شود و از عایدات خالص کسر نمی‌شود و جزو عایدات خالص خواهد بود این هم بعقیده بنده درست مفهوم نیست دیگر اینکه نوشته می‌شود: (سهم دولت ایران) در صورتیکه از سابق میدانیم که دولت ایران و اتباع ایران سهمی دارند و البته اگر در این جا ذکر سهم دولت را لازم میدانند باید سهم اتباع ایران هم ذکر شود و استثناء نشود ثالثاً این را بنده توضیح می‌خواستم این جا نوشته شده است ۰مالیاتهای دولتی و بلدی که در امریکا پرداخته شود)مقصود این است که این مالیات که در امریکا پرداخته می‌شود از حیث بلدی یا غیر بلدی اینها بایستی از منافع خالص کسر شود و اصلاً جزو حساب نیاید یا اینکه جزو مخارج محسوب شود بعلاوه اینجا عبارت طوری است که دو جمله است که بهم چسبیده و در تحت آن نوشته که در امریکا پرداخته شود.از عایدات غیر خالص برای تعیین منافع خالص باید موضوع شود بنده تصور می‌کنم مابین این دو سطر یا فاصله لازم ندارد یا اینکه یک عبارتی است که نمی‌شود چیزی از مفهومش ملتفت شد در این جا آنوقت یک اولاً و ثانیاً و ثالثاً دارد که نمیدانم به قسمت اولاً و ثانیاً و ثالثاً که مواد ذیل نوشته شده مربوط می‌شود.یا باین قسمت آخر که می‌نویسد (از عایدات غیر خالص برای تعیین منافع خالص باید موضوع شود) و بعد در اینجا نوشته شده است اولاً هرگونه رنج و منافع سهام که بکمپانی یا کمپانیهای مذبور و شرکتهای فرعیه آن‌ها تقسیم می‌شود.ممکن است اینجا توضیحی بفرمائید که بنده ملتفت بشوم که این مرتبط بکجا است؟ ….

مخبر – بعد از اینکه فرمایشاتتان تمام شد توضیح عرض می‌کنم.

اخگر ـ در اینجا کمپانیهای مذبوره باید باشد چون جمع است و دیگر اینکه نوسته شده است (ثانیاً هرگونه خسارتی که در عرض سال وارد بیاید و بوسیله بیمه یا بیک نحوی از انحاء تامین نشده باشد) این تامین خسارت بواسطه بیمه و غیره بر دو قسم است یا یک خسارتی است که بواسطه عدم تامین دولت حاصل می‌شود یا بواسطه بی احتیاطی و عدم مواظبت خود کمپانی از نگهداری اثاثیه و لوازم پیدا می‌شود در اینجا هر دو قسمت مخلوط است همچو مفهوم می‌شود که اگر خسارتی وارد آید اعم از اینکه بواسطه بی مبالاتی اعضای کمپانی باشد یا نباشد باید موضوع شود و در اینجا بعقیده بنده فقط خساراتی که در اثر فورس ماژور یا اتفاقات غیر مترقبه سماوی پیش می‌آید که نمی‌شود جلوگیری از آنها کرد باید موضوع شود نه خساراتی که بواسطه بی مبالاتی اعضای کمپانی رخ بدهد و موجب خسارت می‌شود البته ما که نمی‌توانیم بواسطه بی مبالاتی اعضاء یا بواسطه سستی یک شخصی که مربوط بما نیست ضرر بدهیم. دیگر نوشته می‌شود: (و هم چنین مطالباتیکه قطعاً لاوصول و سوخت بماند و در دفاتر محاسبه کمپانی یا کمپانی‌ها و یا شرکتهای فرعیه آنها در عرض سال به حساب نفع و ضرر محسوب شده باشد) اینجا باید تفکیک شود که این مطالباتی که لاوصول می‌ماند و سوخت می‌شود اینها را ما باید تامین کنیم یا خیر این است که کمپانی بایستی دقت بکند با یک اشخاص طرف محاسبه باشد که محاسباتش لاوصول نماند و این هم دو قسمت ممکن است باشد که یا قصور از طرف ما باشد یا از طرف آن‌ها این هم گمان می‌کنم باید تفکیک بشود و دیگر این جا نوشته شده است: (ثالثاً از کلیه سرمایه که برای خرید اسباب و ادوات و ملزومات و ماشین آلات و کلیه اشیائی که ممکن است بواسطه استعمال از قیمت آنها کاسته شود سالی صد هفت و نیم برای استهلاک محسوب خواهد شد) یعنی از منافع خالص کسر می‌شود و بهمین نسبت هم البته از منافعی که باید عاید ایران شود کسر می‌شود در صورتیکه در ماده قبل در جزو تقسیم نفت تمام خرید ماشین آلات و غیره را حساب کرده‌اند بنده نمی‌فهمم بچه دلیل است و چه مزیتی دارد یک قسمت از سرمایه که برای اسباب و ادوات مصرف می‌شود با یک قسمت سرمایه دیگری که برای سایر کارها تخصیص و مصرف می‌شود که بالمجموع نتیجه اش حاصل شدن و پیدا شدن یک نفتی است که بفروش می‌رسد این مایه الامتیاز این دو قسمت چیست؟ که هم در آنجا ذکر شده و هم در اینجا و بعلاوه آنجا ذکر شده است که یک صد هفت می‌گیرد و یک صد ده هم منفعت حساب می‌کند حالا دیگر این جا یک صد هفت و نیم بچه مناسبت باید بدهیم و عبارتی که نوشته شده است. (تا اینکه کلیه این قسمت سرمایه بکلی مستهلک شود) باز غیر مفهوم است زیرا در سابق برای استهلاک سرمایه صد هفت و نیم معین کرده بود و در پشت این صفحه هم یک صد و دوازده و نیم برای استهلاک سرمایه معین کرده است و حالا باز اینجا یک صد هفت و نیم دوباره حساب شده بنده نمی‌فهمم یک سرمایه چند مرتبه باید استهلاک بشود و چند مرتبه باید بر او ربح تعلق بگیرد سرمایه یک چیزی است که برای بکار انداختن یک امری مصرف می‌شود دیگر این را چند جا نباید حساب کرد و در تبصره (۲) نوشته شده است (مقصود از جمله ۰سرمایه مصروفه) مذکوره در فوق کلیه سرمایه ایست که برای این امتیاز توسط کمپانی با کمپانی‌های یا شرکتهای فرعیه بکار برده شده است) این جا یک اصلاح عبارتی کوچکی دارد که (یاء) کمپانیها زیاد است (و در آخر هر سال معین خواهد شد اعم از اینکه از فروش سهام یا قرض باشد یا از آن قسمتی از منافع حاصله که بسرمایه افزوده شده و برای اجرای این امتیاز بکار برده شده باشد) در این جا این جمله بکلی وجوه جمله فوق را زائد می‌کند بجهت اینکه یکقسمت از سرمایه مصروفه را در فوق شرح داده و یک قسمتش را هم در سابق ذکر نموده است بنده نمیدانم فایده یک عبارت طولانی مفصلی چیست؟ در صورتی که ممکن است با یک عبارت مختصرتری که مطلب را بفهماند نوشته می‌شد زیرا البته در عبارات طولانی بیشتر کسمکش تولید می‌شود و اسباب زحمت می‌شود تا در یک عبارات مختصر و مفیدی که بالاخره مقصود و نتیجه را معین می‌کند بعلاوه سرمایه مصروفه چه مربوط بقسمتی از منافع حاصله است که بسرمایه افزوده شده است امسال فرض بفرمائید ده تومان خرج شده و بیست تومان عاید شده و سال بعد هم بیست تومان خرج شده و سی تومان عاید شده سرمایه مصروفه همان ده تومان سال قبل است که خرج شده نه اینکه آن مخارجی که از منافع کمپانی خرج می‌شود این را نباید جزو سرمایه مصروفه حساب کرد و منهایش کرد و بنده نمی‌فهمم چه فلسفه دارد که منافعی که از کار کمپانی حاصل می‌کند آنرا باید جزو سرمایه مصروفه حساب کرد. در اینصورت هیچ منافع خالصی باقی نمی‌ماند که سهم دولت ایران برسد در این تبصره سه می‌نویسد: (مقصود از منفعت اضافی آن قسمت از منافع خالص است که بعد از وضع صد دوازده و نیم منفعت سالیانه سرمایه مصروفه باقی بماند) یک سرمایه در آن واحد یک صد هفت برای آن ربح و یک صد هفت و نیم هم یک جا برای آن قائل شدیم ر عین حال یک صد دوازده و نیم هم اینجا باید اضافه کنیم و یک منافع دیگر برای سرمایه منظور کنم در صورتی که بالاخره بازار منافع حاصله هم چهر قسمتش مال کمپانی است و یک قسمتش متعلق بما است این حسابهائی است که بالاخره اگر صد میلیون عایدی نفت شمال باشد با این حسابها بنده گمان نمی‌کنم که سی هزار تومان هم دست ایران بیاید و این ماده بعقیده بنده اصلاحات عبارتی و اساسی زیاد دارد و بعلاوه پیشنهاد می‌کنم راجع بمزد عملجات هم یک ماده اضافه شود و در قسمت سرمایه هم نمی‌شود سه نفع داد تازه آنوقت هم منافع حاصله از سرمایه را جزو سرمایه مصروفه حساب کنند و سه نفع بگیرند و با این ترتیب بنده گمان نمی‌کنم این امتیاز برای دولت ایران منافعی داشته باشد.

مخبر – قبل از اینکه جوابهای آقای اخگر را عرض کنم یک مختصر اصلاح عبارتی در این ماده است ..

اخگر ـ بلندتر بفرمائید.

مخبر ـ عرض کردم قبل از اینکه جوابهای حضرتعالی را عرض کنم یک اصلاحاتی است که باید بشود و این را اول عرض می‌کنم اصلاح بفرمائید.

(از طرف نمایندگان ـ کجا؟

مخبر ـ ماده (۱۳) که دوازده سابق بود.

(ماده ۱۳ـ سهم دولت ایران از بابت این امتیاز لااقل معادل بیست درصد از عایدات خالص کمپانی صاحب امتیاز در صورتی که مستقیماً تمام یا قسمتی از این امتیاز را بموقع عمل بگذارد) این جا این جمله باید علاوه شود (ئ بیست درصد از عایدات خالص) هر کمپانی و کمپانیها و شرکتهای فرعیه) این یک تکراریست که از نقطه نظر فهم مسئله لازم است و تطبیق با نسخه فرانسه هم شده است. (بیست درصد از عایدات خالص هر کمپانی و کمپانیها و شرکتهای فرعیه الی آخر) بعد می‌رویم بقسمت دوم ماده سیزده (کمپانی صاحب انتیاز) باید علاوه بشود (در صورتی که خود تمام یا قسمتی از این امتیاز را بموقع عمل بگذارد…

ملک الشعراء ـ یک (شین) بعد از خود لازم دارد (خودش)

مخبر ـ چون آقای ملک الشعراء تصوبی فرمودند قبول می‌کنم (یا کمپانی و کمپانیهائی که باین ترتیب تشکیل شود) اینجا یک (باین) دارد باید حذف شود نوشته دشود: (به ترتبی فوق تشکیل شود) در تبصره یک صفحه سیزده بعد از آن بین الهلالین که حاوی آن توضیح مفصل ست یک (و) در جلوی هز هر قبیل هست که زائد است

(نمایندگان ـ صحیح است)

در صفحه چهارده تبصره دوم بانی که آقای اخگر اشاره کردند زائد است البته باید حذف شود

یکنفر از نمایندگان ـ کجا

مخبر ـ در صفحه چهارده تبصره دوم سطر دوم (کمپانی یا کمپانیهای) در اعتراضاتی که بماده سیزده شد قسمت اولش راجع باین بود که در ماده سیزده نوشته شده است (از عایدات خالص کمپانی و صاحب امتیاز در صورتی که مستقیماً تمام یا قسمتی از این امتیاز را بموقع اجرا بگذارد و هر کمپانی و کمپانیها و شرکتهای فرعیه خواهد بود که مطابق ماده دهم برای اجرای این امتیاز تشکیل شود) نماینده محترم اعتراض کردند که مفهوم مخالفش اینست که خودش می‌تواند این امتیاز را بموقع عمل نگذارد و این متناقض با آن نظر است که هیچ کمپانی خارجه یا تبعه خارجه نباید در این کار دخالت کند بنده نمی‌فهمم این نتیجه را چطور از این مقدمه ذکر کردند می‌گیرند از برای اینکه سطذ بعدش این را توضیح می‌دهد که می‌نویسد: (هر کمپانی و کمپانیها و شرکتهای فرعیه خواهد بود که مطابق ماده دهم برای اجرای این امتیاز تشکیل شود)در این واگذار کردن بکمپانی خارجی دیگری در بین نیست زیرا امروز که صاحب امتیاز می‌آید این امتیاز را می‌گیرد هم خودش می‌تواند عمل کند و هم مطابق ماده ده سابق که ماده یازده فعلی است مطابق شرایطی که ذکر شده است می‌تواند یک کمپانیهای فرعیه تشکیل بدهد و آنها را وادار بکند که عمل بکنند و این خیلی واضح است. اما اعتراضی کردند راجع بماده ۱۱ ده سابق و گفتند مرجوع بکمیسیون شده هنوز رأی داده نشده است. الته تصدیق می‌کنم که این ماده را بکمیسیون مسترد داشته است برای اینکه نسبت باعتراضات بعضی از آقایان مذاکره بشود بعد بیاید بمجلس ولی در عین حال بیمورد نیست که در جواب این اظهاری که آقای اخگر می‌فرمایند بایشان عرض کنم که در آن ماده در کمیسیون خیلی بحث کردیم در کمیسیون هم اصولاً تغییری نخواهد کرد و بنده بایشان اطمینان می‌دهم که در تغییر نکردن ماده در کمیسیون تردیدی نیست. زیرا از مواد اساسی است و اعتراضاتی هم که شده است آقایان معترضین را قانع می‌کنیم. ولی البته ممکن است در این ماده آقایان نظریاتی که دارند بفرمایند و مذاکرات در این ماده را خاتمه بدهند وقتی می‌خواهند رای بگیرند ممکن است این ماده و آن ماده را باهم رای بگیرند زیرا میدانیم که آن ماده هیچ تغییر اساسی نخواهد کرد و حالا خودتان را معطل آن ماده نکنید و دیگر اینکه در موضوع دفاتر و محاسبات اعتراض فرمودند این گمان می‌کنم در جلسه قبل بیک مناسبت دیگری گفته شد و جواب هم داده شد و خوبست آقایانی که می‌خواهند اعتراضاتی بمواد بکنند و حق هم دارند برای اینکه آقایان دیگر هم بشوند طوری اعتراضات را بفرمایند که یک اعتراضی را یکروز مخبر یا یکنفر از اعضای کمیسیون جواب داده است دیگر تکرار نفرمایند: گفته شد که ما برای این محاسبات عریض و طویل یک کمیسر بیشتر نداریم این کمیسر چه خواهد کرد؟ بنده سئوال می‌کنم آیا در هیچ جایی این ماده یا مواد دیگر محدود کرده‌اند دولت ایران را که توسط یک کمیسر این کار را بکند؟ خیر اینکه ملاحظه می‌کنید یک مدیر ذکر شده برای این است که یکنفر مأمور مخصوص برای نظارت کاری جای باشد و یک حقوقی هم که بر کمپانی تحمیل کرده‌ایم باو بدهند و الا تمام اعضاء ادارات وزارت مالیه و مفتشین وزارت فوائد عامه می‌توانند بمحاسبات کمپانی رسیدگی کنند چه در این جا و چه در امریکا و مانعی هم ندارد. بنده این جا در یادداشتهایم می‌بینم اعتراض راجع بمخارج استقراضی شده در تبصره یک که گفتند نوشته از مزد عملجات و سوخت و مخارج اداری و مخارج استقراض اعتراضات متعددی از قبیل اعتراضی که آقای اخگر راجع بمخارج استقراضی کردند از طرف آقایان خیلی هست خود ما هم از این اعتراضات خیلی داشتیم چرا؟ از برای اینکه غالب این اعتراضات ناشی از اینست که ما در مملکتمان یک تأسیسات و شرکت‌ها و معاولاتی که سبب سابقة ذهنی ما راجع بیک چنین قضایا بشود نداریم باین ملاحظه بسا جریانهای داخلی کمپانیها و معاملات اروپائی است که بآنها مسبوق نیستیم. وقتی که می‌بینیم اینجا بعضی چیزها نوشته می‌شود و تکرار می‌شود یکجا باسم مخارج استقراضی می‌آید در یک مادخ باسم استهلاک می‌آید جای دیگر بطور دیگر اسباب توجه ما‌ها می‌شود اینها صحیح است و چاره‌ای هم نیست منتها بعضی از آقایان نمایندگان از نقطه نظر ایمانی که بهمکارهای خودشان دارند شاید بدون این که قضایا را ملتفت شوند تصدیق می‌کنند بعضیها هم توضیح می‌خواهند ما هم توضیح می‌دهیم. تصدیق می‌فرمایند یا نمی‌فرمایند در هر صورت در موضوع مخارج استقراض عرض می‌کنم هر کمپانی هر اندازه ثروت داشته باشد. در معاملات وقتی می‌خواهد یک سرمایه تهیه بکند یا یک کارهائی بکند محتاج بقرض می‌شود باید قرض بکند و این قرض مخارجی دارد.حق دلالی دارد خرج تلگراف دارد.خرج مسافرت دارد این را کجا باید حساب کرد؟ و از کجا باید داد؟ تمام این جزئیات غیر از رنج و استهلاک است اینها یک مخارجی است که برای تهیه استقراض لازم است باید هم نوشت (جایش هم اینجا بوده است که ذکر کرده‌ایم) چرا؟ از برای اینکه فراموش نفرمائید ما با کمپانی شریک هستیم. دولت ایران با کمپانی شریک است و این امتیاز در حقیقت مثل یم قرارداد و شراکت نامه است پس این چیزهائی که اینجا نوشته شده خیلی واضح و روشن است. متأسفانه همان طور که عرض کردم بواسطه نداشتن سابقه بنظر ما یک قدری بعید می‌آید.اینجا بعد از اینکه نوشته شده: از قبیل مزد عملجات و سوخت و مخارج اداری و مخارج استقراضی و قیمت مواد اولیه. الی آخر (و همچنین کلیه مخارج که در واقع نمی‌توان آنرا جزو سرمایه مصروفه بحساب آمده باستثنای مواد ذیل) گفتند دو اعتراض دارد. یکی اینکه (نمی‌توان آنرا جزو سرمایه مصروفه بحساب آورد) یعنی چه؟ سرمایه چند قسم است یک سرمایه است که برای یک کار مخصوص تهیه می‌شود. یک قسم سرمایه هم هست که در شرکتها معامله می‌شود. یک قسم باید برای مقدمات کار خرج شود. یک سرمایه هائی ممکن است که باشد و سرمایه‌های که مصروفه نباشد سرمایه احتیاطی باشد. تمام این سرمایه‌ها هست.البته اگر مخارج مربوط بسرمایه‌های مصروفه نباشد مربوط باینجا می‌شود و باید موضوع شود ولی اگر مربوط بسرمایة مصروفه است نباید موضوع شود. این را توضیح دادم از برای اینکه بعد دچار اشکالات نشویم و نگویند چرا اینجا بحساب آورده نشده است و چیزهای نظیرش را که فلان و فلان است بخرج آورید. اینها یک چیزهائی است که لازم است.اعتراض دیگر این بود که گفتند: سهم دولت و فلان و فلانرا چرا استثنا کرده‌اید اینها تمام یک چیزهائی است که اگر ذکر نشود هر موقعی مطابق اصول جاریه یک کمپانی بخواهد از عایدات غیرخالص یک یک قلمهائی منها کند. مکن است اینها را هم جزء منها شده‌های از عایدات غیرخالص حساب کند باین ملاحظه خواسته‌اند توضیح بکنند که اینها نباید موضوع بشود و مثلاً مالیاتهای بلدی که در امریکا ر این کار تعلق می‌گیرد آیا ضرر این را هم دولت ایران باید متحمل شود یا خود کمپانی باید تحمل کند؟ از آن طرف آیا کمپانی می‌تواند این مالیات را ندهد؟ خیر حتماً باید بدهد.آیا اگر کمپانی یک صاحبان سهام امریکائی داشت می‌توانند باو بگویند تو چرا این مالیات را که می‌دهی اول از عایدات غیرخالص منها می‌کنی بعد عایدات خالص را معین می‌کنی و سهم ما را از آن عایدات خالص می‌دهی؟ خیر آنها نمی‌توانند بگویند ولی دولت ایران که بیست درصد می‌گیرد می‌تواند این اعتراض را بکند و بگوید عایدات خالص را معین بکنند و صدبیست از آنرا بمن بدهند بدون اینکه این مالیاتها را موضوع کنید. وقتیکه حساب می‌کنند و می‌گویند فلان مقدار عایدات غیرخالص است دولت می‌گوید شماها صد بیست می‌خواهید بمن بدهید اگر فلان چیز را منها بکنید بمن ضرر می‌خورد طبیعی است اینها را باید گفت اگر نگوئیم بضرر دولت تمام می‌شود بسهم دولت که میفرمائید همین طور است چرا؟ از برای اینکه سهم دولت صد بیست از عایدات خالص است پس برای این که بصد بیست برسیم باید ببینیم عایدات غیرخالص چیست و آنچه از مخارج باید موضوع کنیم حساب بکنیم و برسیم بعایدات خالص و صدوبیست خودمانرا معین کنیم.پس اگر میامدند معادل صد بیست دولت را از عایدات دولت غیرخالص منها می‌کردند و بعد می‌رسیدند بعایدات خالص و از آن عایدات می‌خواستند صد بیست ما را بدهند این ضرر ما می‌شد زیرا شما که باید صد بگیرید این صد بیست باید از عایدات خالص گرفته شود. بنابراین صد بیست هم مثل مالیات می‌ماند که کمپانی باید بدولت امریکا بدهد. این آخری یک اعتراضی کردند که بنده ناچارم باز عرض بکنم برای احتراز از تکرار رفقا وقتیکه سایر همکارهایشان اعتراض می‌فرمایند خوبست متوجه باشند تا چیزی را که دیگری گفته دفعه ثانی نگوید و مقت مجلس تلف نشود. این اعتراضی بود که آقای مشاراعظم فرمودند راجع باینکه جملة (از عایدات غیرخالص. الی آخر) باید سر سطر بیاید بنده هم بایشان عرض کردم که باید سر سطر بیاید. این جا معین کرده‌اند که از عایدات غیرخالص مخارجی باید موضوع شود نظائری هم برای مخارج ذکر شد یک مستثنیاتی هم برای آن قائل شدند که مستثنیات چه چیزهائی است. بعد دوباره سر سطر جمله دیگر است که می‌گوید: از عایدات غیرخالص برای تعیین منافع خالص باید موضوع شود فلان و فلان. پس این جزء مستثنیات نیست یعنی اینها هم باید موضوع شود. اینها چیست؟ هرگونه ربح و منافع سهام که بکمپانی و کمپانیهای مذبوره شرکتهای فرعیه آنها تقسیم می‌شود که اینجا نوشته شده است. اینجا اعتراض دیگری راجع باستهلاک کردند که یکدفعه دیگر یکی از نمایندگان فرمودند و جواب داده شد بعرایض اولیه بنده ملاحظه بفرمائید این مواد هر کدام راجع بیکی از موضوعهای مخصوصه است اگر در یک ماده دیگری خواه ماده یازده باشد یا ده یا نه یا هشت در موقعی که مثلاً شما تعیین قیمت نفت را از برای فروش بمملکت خودتان می‌کنید اگر در وقتی که می‌خواهید مخارج استخراج را معین بکنید اسمی از استهلاک سرمایه بیاورید هیچ ارتباطی ندارد باینکه در یک ماده بعد وقتی که دارید مذاکره سهم دولت را می‌کنید و می‌بینید سهم دولت از عایدات خالص داده می‌شود میخواهید معین بکنید که عایدات خالص یعنی چه آنوقت بگوئید عایدات خالص همان عایدات غیرخالص است منهای مخارج استهلاک سرمایه زیرا فرق این لفظ استهلاک دومی با آن استهلاک اولی از زمین تا آسمان است پس اینها را باهم ارتباط دادن و در هم داخل کردن در صورتیکه در نظر امتیاز دهنده و گیرنده و مطابق فحوای این مواد بهم هیچ ربطی ندارد ظلم است مسئله دیگر اینکه بنده می‌بینم هی اعتراض می‌شود که هرگونه خسارت و این قبیل الفاظ چرا نوشته می‌شود و این الفاظ مبهم است. آنروز عرض کردم مبهم یعنی چه. البته همه تصدیق می‌کنند بنده هم انکار ندارم که هرگونه خسارت معلوم نیست که چه خسارتی است ولی باید ببینیم آیا ممکن است انسان در همچو معامله که می‌کند تمام جزئیات را قلم بقلم معین کند؟ خیر نمی‌شود فقط بعضی مسائل مهم را می‌شود گفت. یکجا یک مخارجی را می‌شود تعداد کرد برای اینکه نظائر بدست بیاید ولی بعد نباید فراموش کرد که بین این دو شریک که دولت و کمپانی باشد اصولی مقرر است که بموجب آن بکارهای هم رسیدگی می‌کنند. این هرگونه خسارت همانطور که برای من و شما مبهم است برای کمپانی هم مبهم است.کمپانی نمی‌تواند در تحت عنوان هرگونه خسارت هرچه دلش خواست صورت بدهد همانطور که ما نمی‌توانیم در تحت عنوان هرگونه خسارت هر چه را می‌خواهیم رد کنیم یا رد نکنیم.کمپانی در تحت عنوان هرگونه خسارت خساراتی را صورت می‌دهد بعد ما باید بوسائل تفتیش و کنترلی که داریم و باید داشته باشیم رسیدگی و تحقیق کنیم اگر ما و شما از وسائل کار خودمان مبترسیم این مربوط بکسی نیست این را نمی‌شود بگردن معامله کننده و نویسنده مواد انداخت.این را باید از جای دیگر درست کرد. در تحت منفعت اضافی باز اشاراتی شد آنها هم از همین قبیل بود. بنده اگر توضیحی عرض می‌کنم برای این است که آقایان دیگر که در نظری و اعتراضی نسبت بمنافع اضافی دارند شاید از اظهارات و عرایض بنده قانع شده تجدید مذاکره نکنند. در این امتیاز برای دولت ایران صد بیست از منافع را قائل شده‌اند این صد بیست یعنی چه؟ یعنی کمپانی نسبت بسرمایه خودش خواه زیاد نفع ببرد خواه کم ببرد این صد بیست را باید بدولت بدهد. بعد آمدیم و گفتیم ماباید از منفعت اضافی هم سهمی ببریم. حالا آقای کازرونی یا آقای اخگر یادداشت می‌کنند و به بنده اعتراض می‌کنند اینجا مستلزمک این است که ما تشخیص بدهیم اولاً معنی منفعت اضافی چیست؟ بنده حاضرم آنرا توضیح بدهم لکن اگر قبلاً آقای کازرونی این منفعت اضافی را از نقطه نظر طرز اروپائیش توضیح دادند و مطابق منظور آن کسی که اینرا نوشته صحیح بود آنوقت می‌توان گفت که تمام اعتراضات ایشان وارد است. اما آیا اگر این اصل را درست از نقطه نظر اروپائی توضیح ندادند می‌شود گفت آن اعتراضات وارد است؟ ….

مدرس ـ ملازمه ندارد.

مخبر – چطور ملازمه ندارد؟ خیلی هم ملازمه اش زیاد است. حالا بنده عرض می‌کنم: کمپانی می‌گوید منفعت صد دوازده و نیم را مطابق معمول در اروپا نسبت به عایدات یک سرمایه منفعت اضافی نمیدانند و منفعت از صد دوازده و نیم که بالاتر برود این را منفعت اضافی حساب می‌کنند. این اصلی است کلی. آنوقت صد بیستی که شما از من می‌گیرید اگر چه من صد یک منفعت ببرم. صد دو منفعت ببرم یعنی از صد دوازده و نیم که نفع معمولی هر سرمایه است هر قدر کمتر ببریم این صدبیست را باید بدولت بدهم. من نمی‌توانم بشما بگویم که امسال صد دوازده و نیم عمل نکردم و صد یک عمل کردم بنابراین از صد بیست شما می‌کاهیم. خیر صد بیست حتمی است. بعد می‌آید میگوید اگر منفعت اضافی (یعنی علاوه از صد دوازده و نیم) تا صدی پنجاه و شصت هم بشود باز همان صد بیست را می‌دهم. (معامله ایست که طرفین باهم قرار کذاشته‌اند) آنوقت اگر منفعت اضافی از حدود صدی شصت تجاوز کرد مطابق این تناسبی که اینجا معین است من بشما سهم می‌دهم.حالا لازم نیست من اینرا زیاد توضیح بدهم که حقیقت مطابق نظائری که در دست است و تجربیاتی که شده است منافی اضافی این قبیل منابع که خیلی نادر است چقدر است؟ الان آقای وزیر مالیه بمن یادداشتی نوشته بودند که معدن نفت جنوب که یکی از بهترین منابع دنیا از حیث عمل محسوبست در بهترین موقع عمل تقریباً از چهل و شصت درصد تجاوز نکرده خوب این از بهترین معادن دنیا است که خیلی نادر است. این را برای این توضیح کردم که آقایان بدانند در حقیقت ذکر این تصاعد برای احتمال است. اما آن حسابی که آقای اخگر کردند گویا در موضوع اینکه چرا تا فلان مأخذ که می‌رود ده دو است و از فلان مأخذ که بالا می‌رود تناسب فرق می‌کند. این را البته تصدیق می‌کنید قضایا مربوط بمذاکره بین دو طرف معامله است که یکی دولت و یکی کمپانی است. دولت تبکیسه قانونی که از مجلس گذشته رفته مذاکره کرده ما هم در کمیسیون دقت کردیم نتیجه این مذاکرات لایحه ایست که قبول کردیم و فعلا آمده است بمجلس و از همه حیث در حد اعتدال است و نمی‌شود گفت چون از اینجا بپائین ده دو بوده است از این ببالا هم باید ده دو بالا برود

جمعی ازنمایندگان – مذاکرات کافی است.

رئیس ـ مذاکرات کافی است.

جمعی از نمایندگان ـ بلی کافیست

رئیس پیشنهاد می‌ماند برای بعد ار تنفس. (جلسه تعطیل و پس از نیم ساعت مجدداً تشکیل گردید رئیس پیش نهاد آقای اخگر خوانده می‌شود.

(بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم چون منافع حاصله که یسرمایه افزوده می‌شود جزء سرمایه مصروفه نیست عبارت (یا از آن قسمتی از منافع حاصله که بسرمایه افزوده شده و برای اجرای این امتیاز بکار برده شده باشد) حذف شود.

محمد هاشم میرزا شیخ الرئیس ـ هنوز بکفایت مذاکرات رای داده نشد.

رئیس کسی مخالفت نکرد

شیخ الرئیس ـ بنده مخالف بودم زیرا ماده را فوق العاده مهم میدانم و این قدر مذاکره که شد برای حل شدن موضوع کافی نیست بنابراین لازم است درکفایت مذاکرات رای گرفته شود.

رئیس ـ رای می‌گیریم بکفایت مذاکرات آقایانی که مذاکرات را کافی میدانند قیام فرمایند.

(جمع کثیری قیام فرمودند)

رئیس معلوم می‌شود کافی است آقای اخگر توضیحی دارید بفرمائید

اخگر ـ برای اینکه آقایان در پیدا کردن موارد اعتراض دچار اشکال نشود استدعا می‌کنم پیشنهادهای بنده را یا از آخر یا از اول بترتیب قرائت کنند که آقایان در پیدا کردن جمل راحت باشند.

رئیس جنابعالی که نمره نگذاشته‌اید که بترتیب نمره قرائت شود.

اخگر بنده بترتیب رویهم گذاشته بودم.

رئیسمتن موربـ نسبت باین یکی که خوانده شد توضیح بدهید. اخگر تقاضا می‌کنم مجدداً بفرمائید قرائت شود.

(بمضمون سابق قرائت شد)

اخگر سرمایه عبارتست از پولی که کمپانی وارد می‌کند و بکار می‌اندازد و البته پس از سرمایه منافع حاصل می‌شود.اضافه کردن آن منافع را بر سرمایه اول معارض ندارد برای کار کردن بعد ولی جزء سرمایه مصروفه نباید حساب بشود بجهت اینکه از آن منافع حاصله ما یک حقی داریم و اگر بنا شود آن حق ما یعنی آن صد بیست ما بر صدی هشتاد کمپانی افزوده شود و تمام ربح سرمایه را کمپانی بخواهد حساب بکند منافعش را هم حساب بکند این یک خسارت غیر قابل جبرانی بما وارد می‌کند و یک نفع فوق العاده بکمپانی عاید می‌سازد. سرمایه اصلی و اساسی وجهی خواهد بود که کمپانی باین مملکت وارد می‌کند و ربح آنرا حساب می‌کند و بر آن حساب اضافه می‌نماید ولی دیگر ربح منافع حاصله از آن که یک قسمتش متعلق بما است تمام را نباید کمپانی با ما حساب کند اگر نفع در نفع هم باشد یک صد بیبستش متعلق بما است دوباره ربح آن صد بیست که متعلق بما است و جزء سرمایه می‌آید نباید بکمپانی داده شود این است که بنده عرض می‌کنم اینجا این عبارت حذف شود. یعنی سرمایه مصروفه عبارتست از سرمایه که کمپانی از خارج وارد این مملکت می‌کند و منافعی که حاصل می‌شود و بر آن اضافه می‌شود جزء آن سرمایه محسوب نیست.

مدرس – پیشنهاد بنده هم در همین زمینه است اجازه میفرمائید توضیح بدهم که اگر رد شدنی است یکدفعه جواب بدهند.

مخبر ـ پیشنهاد دیگری هم در این زمینه است؟

مدرس ـ بلی مال من است.

مخبر ـ اگر یکی دیگری هم در این زمینه هست آنهم توضیح داده شود یا یک جواب بدهم.

رئیس ـ پیشنهاد آقای مدرس قرائت می‌شود.

(بشرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که در تبصره دوم بعد از منافع حاصله عبارت ذیل اضافه شود:

(که بعد از اداء سهم دولت ایران بسرمایه. الی آخر)

رئیس ـ خطاب بآقای مدرس) توضیح بفرمائید)

مدرس ـ البته معلوم است کمپانی که می‌آید اینجا یک امتیازی می‌گیرد یک سرمایه یا از خودش یا از قرض میاورد که مفاد این را اجرا کند البته استهلاک هم می‌کند و بار بحش سال سال بسال بر می‌دارد این جا یک عبارتی دارد که معنی آن این است که می‌شود از منافع بردارد و موسساتی تشکیل بدهد آنسرمایه اولی که کم کم باستهلاک بر می‌دارد لیکن از منافعیکه از این امتیاز پیدا می‌شود میخواهد یک سرمایه درست کند. کمپانی نفت جنوب حالیه همین قسم است شاید این مؤسساتش اکثر از منافع سرمایه است آن منافعیکه صد بیستش مال ما است و صد هشتاد آن متعلق بخودشان.این را نباید سرمایه قرار بدهد بنابراین بنده پیشنهاد کردم (نظیر همین پیشنهاد که آقای اخگر اظهار کردند که اگر از منافع بخواهد سرمایه بکند و از آن سرمایه موسسات تشکیل بدهد سهم صد بیست دولت ایران را بدهد و موسسات را از صد هشتاد خودش درست کند زیرا ما پول زیادی نداریم که سرمایه قرار بدهیم و کم کم با منافعش برداریم. کمپانی نفت جنوب همین قسم است الان شاید بیست میلیون سرمایه اش از منافعی است که صد شانزده آن مال ما است ما چون آن را دیده‌ایم و می‌بینیم که خودمان احتیاج بپول داریم و پول زیادی نداریم و نمی‌توانیم بدهیم بکمپانی که سرمایه قرار دهد لذا پیشنهاد کردم که اگر خود کمپانی سرمایه بیاورد یا قرض بخواهد بکند که البته با ربحش بر می‌دارد اما اگر بخواهد از منافه سرمایه درست کند بسا هست ما محتاج پولیم و نمی‌توانیم حاضر بشویم که پولمان را کمپانی بردارد و سرمایه درست کند و بعد کم کم بار بحش برداریم حق ما که صد بیست است بدهد و از صد هشتاد خودش سرمایه درست کند و با منافعش بردارد این عبارتیکه پیشنهاد کردم مفادش این است و بجهت اینکه این مسئله پیش بینی نشده است و در نفت جنوب اکثر سرمایه اش از منافع آنجا است که صد شانزدهش مال ما است و جزء سرمایه شده است و در کمیسیونهم این اواخر برخوردیم باین مسئله لیکن چون همه روزه هی در مجلس می‌گفتند چرا راپورت را دیر می‌آورید نشد در آن مفصلاً مذاکره شود و در این قانون یکی از مطالب اصلی که من مخالف آنم این مطلب است که لازمه اش این است که پول ما را کمپانی سرمایه قرار بدهد و از پهلویش استخراج منافع بکند و ما پول نداریم که بگذاریم سرمایه باشد.

مخبر – این اعتراض و پیشنهاد بهر دو صورتیکه ذکر شد چندان وارد نیست تمنا می‌کنم قدری دقت بفرمایند آقای مدرس مطلبرا روشنتر فرمودند.فرمودند سرمایه که صرف می‌شود و اسمش سرمایه مصروفه گذاشته می‌شود باید از یک فمری بیاید اینجا هم نوشته شده است (در آخر هر سال معین خواهد شد) فمرش کجاست؟ یا از فروش سهام است یا قرض خارجی است یا از منافع حاصله است که بسرمایه افزوده شده پس ما در موقعی که در قانون مذاکره از سرمایه مصروفه می‌کنیم و سرمایه مصروفه را می‌خواهیم تعریف و تفسیر بکنیم این مسائل را ذکر کنیم.حالا ببینیم این اعتراضیکه آقای مدرس می‌فرمایند وارد است یا نه؟ یعنی این منافع حاصله که اینجا گفته شده است مربوط بصد بیست ما می‌شود یا نمی‌شود و اگر فرضاً مربوط می‌شود با اختیار و توافق نظر ما خواهد بود یا نه؟ اینجا اول مطلب اینست که بنظر بنده اگر قدری در مطلب ماده دقت بفرمائید خواهید دید که سرمایه مصروفه هیچ مربوط بصد و بیست ما نیست چرا؟ برگردیم بتبصره یک در تعریف عایدات خالص ضمناً هم فراموش نکنیم که صد بیست ما از عایدات خالص است نه از چیز دیگر اینجا نگاه می‌کنیم می بینیم عایدات خالص عبارتست از عایدات غیر خالص منهای بعضی مصارف.بعد مستثنیاتی هم برای آن مصارف قائل شد آنها چه بود؟ سه چیز بود. اولاً سهم دولت ایران که سهم دولت ایران بعایدی غیر خالص ارتباطی ندارد. ثانیاً منافعی که مابین صاحبان السهام توزیع می‌شود که در بین الهلالین (دیوبداند) اصطلاح و معنی تجارتیش را نوشته پس ما می‌بینیم آن منافعی را که می‌گذارند برای تقسیم بین صاحبات السهام قبل از اینکه سهم ما را از عایدات خالص بدهند از عایدات غیر خالص منها نمی‌کند.اینکه در تبصره دو راجع بسرمایه مصروفه نوشته است (از منافع حاصله) مقصود این منافع است یعنی منافعیکه بعد از پرداخت سهم دولت ایران می‌ماند.سهام دولت ایران باصطلاح خودشان سوپر ریریته دارد یعنی حق تقدم دارد یعنی بعد از اینکه سهم دولیت ایران را که فلانقدر است برداشتند یک چیزهای دیگری هم هست مربوط بخود کمپانی که از این عایدات خالص موضوع می‌شود آنوقت بدیویراند یعنی توزیع بین صاحبان اسهام می‌رسد و در این موقع است که کمپانیها به صاحبان اسهام ممکن است بگویند و تکلیف کنند که از نقطه نظر رفع بعضی حوائج امسال ما صدیک یا صددو از این منافع حاصله را که باید بین شما تقسیم کنیم کنار می‌گذاریم و بر سرمایه علاوه می‌کنیم.این هیچ ارتباطی بصدو بیست ما ندارد و لازم نیست این قسمت را آقایان در ماده بگنجانند….

مدرس ـ همین جا (بعد از ادای سهم دولت ایران) قید کنید.

مخبر – لزومی ندارد تمام این تبصره‌ها و تمام این مواد را نمی‌شود یکی یکی در نظر گرفت از تمام اینها که روی هم است این معانی حاصل است:در همین ماده سیزده گفتیم سهم دولت صدو بیست است ازعایدات خالص بعد آمدیم خواستیم ببینیم عایدات خالص یعنی چه و آقایان تصدیق می‌فرمایند مخصوصاً آقای مدرس که همه جا در کمیسیون بوده‌اند این تبصره هائیکه اینجا علاوه کردیم برای تعریف عایدی خالص تعریف سرمایه مصروف تعریف منفعت اضافی این را خواسته‌ایم روشن کنیم و حدی و اصلی بگذاریم برای اینکه اگر یک اختلافی در آتیه پیدا کنیم ما از روی این اصل آن اختلاف را حل کنیم.اشاره می‌کنند بمسأله کمپانی نفت جنوب موقع مذاکره در آن نیست و بنده نمی‌خواهم در آن باب داخل مذاکره بشوم. اینجا یا بواسطه سرمشقی که از آنجا گرفتیم یا برای چیز دیگر تمام محکم کاری هائیکه باید بکنیم برای اینکه مسائل روشنتر باشد کردیم یکجا گفتیم صد بیست از عایدی خالص بعد اینجا آمده‌ایم عایدی خالص را معین کردیم که چه چیز است وقتی که معین شد که چیست و وقتیکه گفتیم از عایدی خالص باید قبل از اینکه منافه بین صاحبان اسهام تقسیم گردد سهم دولت داده شود دیگر اشکالی ندارد

مدرس (خطاب برئیس) اجازه میفرمائید توضیح مختصری بدهم

رئیس ـ یکقدری مشکل است

مدرس ـ فقط دو کلمه اگر همینطور که آقا می‌فرمایند ریگی بکفششان نیست این دو کلمه را اینجا اضافه بفرمایند: بعد از ادای سهم دولت ایران

(از طرف نمایندگان ـ صحیح است)

مخبر ـ این بسته بنظر مجلس است که این ریگ را از کفش ما بیرون بیاورد.

رئیس ـ رای گرفته می‌شود به پیشنهاد. مدرس ـ عبارت پیشنهاد را دو مرتبه بخوانند که آقایان مستحضر شوند (مجدداً بشرح سابق قرائت شد)

رئیس ـ آقایانی که این اصلاح را قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(جمعی از نمایندگان برخواستند)

رئیس ـ قابل توجه نشد

مخبر ـ در صورتیکه نظر مجلس تصویب کرده است ذکر این عبارت را بنده از آقایان پیشنهاد کنندگان تقاضا می‌کنم اجازه بفرمائید با اطلاع و موافقت خودشان در هر نقطه از این ماده که این مقصود حاصل شود بطوری که اسباب مزاحمت نباشد و طرف اعتراض نکند این عبارت افزوده شود.

رئیس ـ اینکه بر می‌گردد به کمیسیون.

مخبر ـ بلی برای اینکه بنده صلاح نمیدانم مجلس یک چیز را رای بدهد و ما بدون اینکه مشورت کنیم باقی ماده را بهم بزنیم باین ملاحظه بهتر این است که این ماده برگردد بکمیسیون با نظر پیشنهادکنندگان در هر جائی از این ماده که صلاحیت دارد این عبارت را ذکر کنیم

مدرس ـ از حیث جایش می‌گویند عیب ندارد.

مخبر ـ بله مطلبش را که مجلس رای داد

رئیس ـ پیشنهاد دیگر آقای اخگر.(بمضمون آتی قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم: چون قیمت نگاهداری آلات و ادوات در ماده قبل ذکر شده که بر قیمت نفت افزوده می‌شود سالی صد و هفت و نیم هم برای استهلاک محسوب شده زائد است: ماده ثالث حذف شود

رئیس ـ آقا بفرمائید

اخگر ـ اگر پیشنهاد‌ها بانضمام ماده بر می‌گردد بکمیسیون که در آنجا مطالعه شود و نعم المطلوب بنده قبول می‌کنم و حرفی ندارم و اگر نمی‌رود بکمیسیون بنده توضیح خودم را عرض کنم رئیس ـ پیشنهاد‌ها می‌رود بکمیسیون

اخگر ـ پس اگر پیشنهادها می‌رود بکمیسیون حالا بنده عرضی ندارم برای اینکه وقت مجلس زیاد صرف نشود

رئیس ـ ممکن است کمیسیون قبول نکند آنوقت دوباره باید یک جلسه هم صرف پیشنهادها بشود

اخگر ـ خوب اگر میفرمائید توضیح عرض کنم

سردارمعظم ـ بله توضیح بدهند شاید قابل توجه شود

رئیس ـ بفرمائید

اخگر ـ در صفحه چهارده سطر هشتم نوشته شده است ثالثاً از کلیه سرمایه که برای خرید اسباب و ادوات و ملزومات و ماشین آلات و کلیه اشیائی که ممکن است بواسطه استعمال از قیمت آنها کاسته شود سالی صدی هفت و نیم برای استهلاک محسوب خواهدشد در صورتیکه سابقاً قید شده بود و برای کلیه سرمایه مصروفه صد هفت و نیم استهلاک معین کرده بودند البته کلیة مخارجی که برای وارد کردن ماشین آلات و ادوات و غیره می‌شود جزء سرمایه مصروفه است اگر این صدوهفت و نیمی که در این ماده ذکر شده مربوط بهمان است دیگر تکرارش لازم نیست و اگر خیر یک صدو هفت نیم دیگری است البته تصدیق می فرمائید که برای یک سرمایه دوصد هفت و نیم نمی‌شود استهلاک قرارداد بهر جهت این عبارت زاید است به جهت اینکه در ماده سابق ذکر شده و در اینجا تکرارش بیمورد است بنابراین باید حذف شود

مخبر ـ توضیح مفصلی بنده در اینخصوص داده‌ام دیگر تکرار نمی‌کنم و قبول هم نمی‌نمایم رئیس ـ رأی می‌گیرم بقابل توجه بودن این پیشنهاد آقایانیکه قابل توجه میدانند قیام بفرمایند.

(چند نفر قیام نمودند)

رئیس ـ رد شد پیشنهاد دیگر آقای اخگر

(بمضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم بعد از عبارت ثانیاً هر گونه خساراتی که در عرض سال وارد بیاید و بوسیله بیمه یا بیک نحوی از انحاء تأمین نشده باشد اضافه شود.(در صورتی که ورود این خسارات بواسطه قصور اولیای دولت ایران باشد)

اخگر ـ در اینجا همانطور که قبلاً عرض کردم. (و از طرف مخبر محترم جوابی نشنیدم) بطور مطلق نوشته شده است هر گونه خساراتی که در عرض سال وارد بیاید و تصریح ندارد که این خسارات چگونه و از طرف کی وارد بیاید آیا خساراتی است که اتفاقاً از طرف ایرانیها وارد آمده است یا خساراتی است که از طرف خود کمپانی وارد شده در هر صورت می‌نویسد باید از عایدات غیرخالص کسر شود.بنده عرض می‌کنم مکن است یک خساراتی از طرف مأمورین خود کمپانی وارد بیاید بلی اگر یک خسارتی بواسطه اتفاقات فوق العاده از قبیل سیل یا حریق وارد آید.البته اینگونه خسارات هم بما و هم بکمپانی و هم بعموم شرکاء ضرر وارد می‌آورد ولی اگر یک خساراتی بواسطه قصور مأمورین کمپانی وارد شد دیگر نباید محسوب شود. علیهذا در این قسمت یا بهمین ترتیب که بنده پیشنهاد کرده‌ام این جمله (و در صورتیکه ورود این خسارات بواسطه قصور اولیای دولت ایران باشد) اضافه شود یا مفهوم مخالفش باین طور نوشته شود که اگر این خسارات از طرف مأمورین خود کمپانی باشد مسؤلش اولیای دولت ایران نیستند.

وزیر امور خارجه ـ معلوم نیست که مقصود از اضافه کردن این عبارات چیست؟ آیا مقصود این است که معلوم شود که اگر خسارتی از طرف دولت ایران وارد شود مسؤل دولت ایران و اگر از طرف کمپانی وارد آید مسؤل کمپانی است اگر مقصود این است که احتیاج بگفتن ندارد بدیهی است هر کس بهر نحو باعث شد خساراتی وارد شود مسؤل او است چه دولت ایران و چه کمپانی ولی یک خساراتی است که مسئولیتش متوجه هیچکس نمی‌شود از قبیل اینکه آتش بگیرد کشتی غرق شود و این قبیل خسارات و مقصود ما هم از ذکر این عبارت این قبیل خسارت است و اگر بخواهیم در هر ماده این قبیل توضیحات را بنویسیم باید یک شرح کشافی در هر ماده بدهیم

مخبر ـ کمیسیون هم با نظر دولت موافق است

اخگر ـ چون توضیح دادند بنده قانع شده و مسترد می‌دارم.

رئیس ـ پیشنهاد دیگر آقای اخگر

(بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم عبارت (و هم چنین کلیه مخارج که در واقع نمی‌توان آنرا جزء سرمایه مصروفه بحساب آورد) حذف شود.

اخگر ـ البته هر مخارجی که کمپانی برای استخراج یک معدنی می‌کند مخارج است که مستلزم استخراج معدن می‌باشد از قبیل خرید ورود ماشین آلات کشیدن لوله مزد عملجات و غیره که اینها هر کدام یک اسمی دارد. بنده این جمله را نمی‌فهمم که می‌نویسد کلیه مخارجی که نمی‌توان آنرا جزء سرمایه مصروفه حساب کرد یعنی چه؟ آیا اینها مخارج محرمانه است؟ یک مخارج غیرقابل قبول است؟ چه چیز است این است که معتقدم این جمله حذف شود.

وزیر امور خارجه ـ خود آقای اخگر در ضمن توضیحشان تصدیق کردند که مخارج متعدد است و اگر بنا باشد تمام آنها اینجا اسم برده شود خیلی مفصل خواهد شد آقای مخبر خوب توضیح دادند سرمایه دو قسم است یک قسمت سرمایه است که مصرف شده و از بین می‌رود و یک قسمت سرمایه ایست که باقی می‌ماند مثلاً سوخت زغال جزء آن قسمت سرمایه است که از بین می‌رود ولی خرید ماشین از سرمایه ایست کهباثی می‌ماند و از بین نمی‌رود و نمی‌شود یک شماره برای آینها پیدا کرد را اسم برد لذا یکی دو تا مثل بطور اختصار برای روشن شدن مطلب زده شده مثل مزد عملجات سوخت مخارج اداری مخارج استقراض و بعد از این چند مثال می‌نویسد کلیه مخارجی که نمی‌توان آنرا جزء سرمایه مصروفه بحساب آورد.

مخبر ـ نظر کمیسیون هم موافق نظر دولت است.

رئیس ـ رأی می‌گیریم به قابل توجه بودن این پیشنهاد آقایانی که این پیشنهاد را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه نشد.پیشنهاد دیگر آقای اخگر (بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم در سطر نوزده بعد از اولاً سهم دولت عبارت (و اتباع ایران) اضافه شود

اخگر ـ جزو مستثنیاتی که اینجا ذکر شده است یکی هم سهم دولت است و بهمین دلیل هم آقای مخبر دفاع می‌فرمودند که اینجا سهم دولت منها شده در صورتی که صدی سی از این اسهام را دولت و اتباع ایران خریداری می‌نماید این است که بنده پیشنهاد کرده‌ام سهم دولت و اتباع ایران یکصورت داشته باشد یعنی اختیار باتباع ایران داده شود که اختیار اسهام در دست خودشان باشد و همان طور که دولت از منافع استفاده می‌کند اتباع ایران هم همان استفاده را کرده باشند.

مخبر ـ اینجا اولاً حق دولت را با اسهامی که اتباع ایران دارند نمی‌توان یک نوع فرض کرد حق دولت صد بیست از منافع خالص است …..

حائری زاده – ماده اش مفصل است ایشان تقصیر ندارند.

آقاسیدیعقوب ماده شصت و سه را هم در نظر بگیرید.

مخبر ـ و اسهامی را که اتباع ایران یا خود دولت می‌خرد صدی سی از کلیه اسهام است و آن چیز دیگر است و اینجا مقصود از سهم دولت صد بیست است نه سهامی که دولت یا اتباع ایران خریداری می‌کنند بعلاوه مگر قسمت بعد که می‌نویسد. ثانیاً منافعی که مابین صاحبان اسهام توزیع می‌شود نظر آقای اخگر را تأمین نمی‌کند، یا مگر اتباع ایران جزو صاحبان اسهام نیستند؟

اخگر ـ اگر مقصود سهم صد بیست دولت است بنده پیشنهادم را مسترد می‌دارم.

رئیس ـ پیشنهاد دیگر آقای اخگر ـ بمضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم راجع به تصاعد از صدی شصت به بالا در هر ده درصد اضافه دو عشر بر سهم ایران افزوده شود و باین تناسب هر اضافی منظور شود.

اخگر ـ در اینجا یک شرکتی است بین ما و کمپانی که صد بیست یعنی خمس منافع حاصله متعلق بما است و موافق قانون عموم شرکتهای دنیا هر طور که منافع حاصل شود در این صد بیست سهم دولت نباید اختلافی حاصل شود.حالا اینجا می‌گوید اگر منافع اضافی مابین ۶۰ و ۷۵ درصد باشد یک سهم بر بیست سهم اضافه می‌شود و ما بیست و یک سهم از صد سهم می‌بریم در صورتی که همان طور که منافع حاصله بشصت درصد برسد بما صد بیست باید بدهد از شصت به بالا هم بهر ده سهمی که کمپانی عایدی اضافه می‌برد دو سهمش را باید بما بدهد و هشت سهمش را خودش بردارد مثلاً اگر ده تومان عایدش شد دو تومانش را بما بدهد و هشت تومان را خودش بردارد پس در صورتی که از ۶۰ و ۷۵ کمپانی ۱۵ درصد اضافه منفعت می‌کند چرا باید یک درصد بما اضافه بدهد ئر صورتی که مطابق صد بیستی که باید کمپانی بما بدهد از این پانزده سهم اضافه هم که می‌برد باید سه سهم بدولت بدهد چرا باید کمپانی پانزده سهم اضافی منفعت ببرد و بما یک سهم بدهد لهذا بنده پیشنهاد کردم که از هر ده تومان یا ده صد تومان یا ده صد هزار تومان که کمپانی بیشتر از موضوع مقرر استفاده می‌کند مطابق همان صد بیست اولیه که بما می‌دهد هشت سهم متعلق باو و دو سهم بما بدهد و این ترتیبی که در اینجا نوشته شده بهم می‌خورد و بجای بیست و یک بیست و دو می‌شود و بجای بیست و دو بیست و چهار و بهمین ترتیب بالا می‌رود دیگر بسته است بنظر آقایان.

وزیر امور خارجه ـ بنده خاطر آقایان را متوجه می‌دهم باینکه این موضوع تصاعد یک قانون طبیعی نیست که ما ملزم کنیم کمپانی را که چون تا صد شصت بما صد بیست می‌دهد از صد شصت هم که بالا رفت بهمان ترتیب رفتار کند این امری است که باید بین طرفین توافق باشد و بطوریکه دولت ایران با کمپانی مذاکره کرده باین ترتیب طرفین قبول کرده‌اند و اگر ما بخواهیم این ترتیب را تغییر بدهیم باز ما مجبوریم برویم با کمپانی مذاکره کنیم و گمان هم نمی‌کنم بیش از این قبول کند حالا بسته است بنظر آقایان

رئیس ـ رای می‌گیریم بقابل توجب بودن اصلاح آقای اخگر آقایانیکه این اصلاح را قابل توجه می دانند قیام فرمایند.

(چند نفری قیام نمودند)

رئیس قابل توجه نشد پیشنهاد دیگر آقای اخگر قرائت می‌شود.(بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم در سطر ۱۸ بعد از عبارت (بموجب دفاتر محاسبه خودشان) عبارن با اطلاع مامور دولت اضافه شود.

اخگر ـ چون جوابی که از طرف آقای وزیر امور خارجه داده شد اینطور بود که قراردادی با کمپانی بسته شده و هر چه مذاکره شود بی فایده است چون کمپانی قبول نمی‌کند باین جهت بنده هم لازم نمیدانم که بیخود مذاکراتی بشود و اگر این ترتیب است که هر طور کمپانی اظهار کرده ما هم حتماً باید قبول کنیم بنده هم کلیه پیشنهادهایم را مسترد می‌دارم و گمان می‌کنم اصلاً لازم نبود در موضوع لایحه نفت مذاکره بشود همین قدر لایحه را می‌آورند بمجلس و می‌گفتند در این رأی بدهید.

وزیر امور خارجه ـ خیر آقایاخگر اشتباه فرمودند بلی مسلماً یک قراردادی که بین دو نفر بسته می‌شود البته باید بتراضی طرفین باشد ولی بنده اینجا عرض کردم که در این خصوص در مجلس سابق و در این دوره مذاکرات زیاد شده و حالا بنده بطور قطع عرض نکردم که هر پیشنهادی بشود و هر نظریه که آقایان نمایندگان داشته باشند کمپانی قطعاً قبول نخواهد کرد البته آقایان خودشان تجربه دارند و میدانند اولاً قبل از اینکه لایحه بمجلس بیاید آن وقتیکه دولت با کمپانی مذاکره می‌کرد یک تغییراتی در لایحه داده شده بود که بعضی از آنها را باو قبولاندیم و بعضی‌ها قبول نکرد بعد هم که در کمیسیون مذاکره شد یک ملاحظاتی که بنظر آقایان اعضاء کمیسیون رسید باز هم در آن خصوص با کمپانی مذاکراتی کردیم و بعضی از آن نظریات را باو قبولاندیم ولی بعضی را باز قبول نکرد و در مجلس هم اظهاراتی که آقایان محترم می‌فرمودند بعضی از آنها را که بنظر خودمان هم صحیح می‌آمد و احتمال می‌دادیم که قابل قبول باشد در آن باب با کمپانی مذاکره کردیم و باز بعضی از آنها را باو قبولاندیم و باز بعضیها را رد کرد و منظور بنده هم از این عرض که کرد این نبود که هیچ حرفی نباید زد و دهان را باید بست بنده عرض کردم که این یک موضوعی است که در این باب خیلی مذاکره با کمپانی شده و تصور نمی‌کنم نظر بسابقه که داریم قبول کند.

رئیس ـ (خطاب بآقای اخگر) پیشنهادهایتان را پس گرفتید؟

اخگر ـ بلی همه را پس گرفتم.

رئیس ـ دو فقره دیگر پیشنهاد باقی نمانده است

(پیشنهاد آقای کازرونی بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که برای احتراز ایجاد اختلافات و اشکالاتی که در رسیدگی بمحاسبات و استهلاک سرمایه و ربح و رسیدگی بجزئیات امور و کمپانیهای فرعیه صدی ده از کلیه مواد نفتی که از ایران خارج می‌شود در سر حد صدی ده حق دولت را بدهند.

رئیس ـ آقای کازرونی(اجازه)

کازرونی ـ آقایانیکه در دوره چهارم بنده بشرف همکاری آنها مفتخر بودم البته اطلاع دارند که این لایحه را یک دولتی بمجلس آورد که بنده با آن دولت موافق بودم معهذا با این طرز امتیاز مخالف بودم باز هم آقایان میدانند که من یک نظر خاصی ندارم و از نقطه نظر وجدان عقیده خود را عرض می‌کنم. آقایان مختارند می‌خواهند قبول کنند می‌خواهند نکنند.نظر باینکه تبلیغاتی در اطراف این قضیه شده که در واقع یک حالت اختناقی برای عقاید ما پیدا شده بطوریکه پیشرفت عقاید یک حالت بطوی بخود گرفته. بنده حتی الامکان می‌خواستم اظهاری نگیم. روزی که امتیاز نفت بمجلس آمد صدی ده سهم دولت از عایدات غیرخالص معین شده بود ولی چون معلوم شد که یک کمپانی مستقلی نیست همة ما نزدیک باتفاق آن را رد کردیم چرا؟ برای اینکه یک کمپانی مستقل نبود و باز همه ما اتفاق کردیم که بیک کمپانی مستقل امریکائی داده شود و این کار را برای این کردیم که ضرری متوجه دولت ایران نشود و حالا عرض می‌کنم که در این امتیاز منافع دولت و ملت ایران کاملاً محفوظ نیست بعقیده بنده صد ده نفت تصفیه نشده مطابق صد چهل نفت تصفیه شده است آقای مخبر محترم هم در دوره چهارم در ضمن توضیح هائی که می‌دادند میفرمودند بمنزله صدی سی و دو است ولی بنده حاضرم ثابت کنم که صدی چهل هم زیادتر است یک کمپانی که اصلاً سرمایه اش را استهلاک می‌کند و سود سرمایه اش را هم می‌گیرد و مخارج کارخانجات را می‌گیرد حقوق متخصصین را می‌گیرد با این ترتیب نمیدانم چرا باید صد هشتاد از منافع را او ببرد و صد بیست بما بدهد اگرچه حضرت والا فرمودند خدا برایتان ساخته پاهایتان را دراز کنید و بخورید چشم ماهم پاهایمان را جمع می‌کنیم و می‌خوریم..

نصرت الدوله ـ هو نکنید

کازرونی ـ چشم ما هم نه وارد محاسبات می‌شویم و نه وارد دفتر می‌شویم نه خودمان را باسم کمپانی اصلی مسخره می‌کنیم اینها تمام الفاظ مجرده است که هیچوقت مصداق پیدا نمی‌کند کی ما می‌توانیم باینها رسیدگی کنیم وقتی که بنا شد عین نفت سیاه از ایران خارج شد و رفت در یک محل دیگر تصفیه شد برای ما چه نفعی باقی خواهد ماند البته کمپانی ممکن است هزار قسم استفاده از سایر مواد نفتی ببرد ولی برای ما چه نفعی دارد نفعش همان سیاهی است که از ایران خارج شده است باین جهت بنده پیشنهاد کردم که ده درصد از عین نفت در سر حد بما بدهد البته این ترتیب خیلی واضح و روشن است و اسباب سوءظن کسی هم نخواهد بود

مخبر ـ این پیشنهادی که آقای کازرونی کردند همانطوری که خودشان گفتند یکی از مواد تعیین اخذ حق دولت ایران است و همانطور که تذکر دادند یک کمپانی در دوره چهارم بود و همین مأخذ که ایشان فرمودند یعنی صد ده از عین جنس استخراج شده را پیشنهاد داده بود و در آن موقع مذاکرات زیادی شد و خیلی متأسفم که یک فترت طولانی بین مذاکرات دوره چهارم و پنجم واقع شده و حافظه‌ها هم البته محق هستند که فراموش نمایند. در دوره چهارم مابین بنده و موافقین دولت آنروز و شاهزاده سلیمان میرزا که جزء مخالفین بودند بقدری مذاکره شد و اعتراضات رد و بدل شد که اگر بصورت جلسات آنوقت مراجعه شود حقیقتاً چیز غریبی است و همه وقت گفته می‌شد که ما دو کمپانی در مقابل داریم یکی از آنها اساساً غیر از آنکه از عین نفت بما بدهد طور دیگری قبول نمی‌کرد و یک کمپانی هم غیر از دادن منافع خالص طور دیگر قبول نمی‌کند و بالاخره در کمیسیون با توافق نظر آقایان وکلا دولت از تفحصاتی که در اطراف این کار شد اینطور نتیجه گرفته شد که برای ما گرفتن از منافع خالص بهتر از عین نفت است و حالا اگر بخواهیم عین مذاکرات آن دوره را شرح بدهم خیلی طولانی خواهد شد لذا آقای کازرونی را مراجعه می‌دهم بصورتمجلس‌های آنموقع که بروند و ببینند تمام استدلالات آنجا هست ولی یک چیز را حالا بنده عرض می‌کنم این نفت سیاه را که ما در سر حد گرفتیم تصدیق میفرمائید انبار می‌خواهد کارخانه تصفیه می‌خواهد لوله می‌خواهد هزار اشکال دارد و البته آقایان باید در نظر داشته باشند که این ترتیب یعنی گرفتن از منافع خالص بوده که بصرفه ما نزدیکتر بوده است و همان طور که عرض کردم ایم کمپانی هم بترتیب دیگری قبول نمی‌کرد

رئیس ـ رای می‌گیریم بقابل توجه بودن پیشنهاد آقای کازرونی.

کازرونی ـ اجازه میفرمائید یک توضیح مختصری عرض کنم

رئیس – خارج از حدود نظامنامه است آقایانیکه پیشنهاد آقای کازرونی را قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه نشد پیشنهاد آقای وحیدالدوله قرائت می‌شود (بشرح ذیل قرائت شد)

مقام مقدس ریاست مجلس شورای ملی

بعلاوه سهمی که از بابت این امتیاز کمپانی بدولت می‌دهد ساکنین محلهای نفت خیز تا درجه نسبت بسایرین باید ذی نفع بشوند بنده پیشنهاد می‌کنم در نقاطی که حفر چاه می‌شود صاحب امتیاز مخارج تعلیم و تدریس اطفال ساکنین آن محل را بعهده بگیرد که از طرف دولت مدارس ابتدائی بقدر لزوم تأسیس یشود اطفال ساکنین و مالکین آن اراضی تا نیم فرسخ اطراف هر چاهی مجاناً در آن مدارس تحصیل نماید وحیدالدوله

رئیس – توضیخی دارید

وحیدالدوله ـ منافع اراضی و ذخایری که در زمین هر محل است متعلق بساکنیم همان محل است اگر اهالی این چهار ایالت یکقدری معلومات داشتند خیلی قبل از اینها می‌توانستند این معادن را استخراج کنند لیکن بوسیله عدم معلومات محروم ماندند با این ترتیب خوب است کمپانی اقلا اطفال ساکنین آن محلها را ذی نفع کند که من بعد بتوانند پیش از پدرانشان از حقوق خودشان استفاده کنند باین جهت بنده این پیشنهاد را کردم چاههائی که حفر می‌شود و یک منافع عمده از آنها می‌برند چه ضرر دارد که یک مختصر از آنرا خرج تحصیل و تدریس اطفال ساکنین آن محل بنمایند یک خرج فوق العاده‌ای هم برای کمپانی نیست و البته در تمام عالم کمپانیها در راه معارف کارهای بزرگتر از این می‌کنند چه ضرر دارد این کمپانی هم این مساعدت را با اهالی آنمحل‌ها بنماید؟

رئیس ـ رأی می‌گیریم بقابل توجه بودن این پیشنهاد آقایانی که قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(چند نفری قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه نشد یک فقره اصلاح دیگر مانده است

(بمضمون ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده اضافه شود. منافع کمپانی هر قدر از صد پانزده درصد اضافه شد بهمان نسبت و تصاعد که در این ماده ذکر شده منظور شود و حقوق دولت ایران بهمان ترتیب اضافه و پرداخته شود محمدهاشم میرزا

یک نفر از نمایندگان ـ این پیشنهاد رد شد

شیخ الرئیس ـ شما اصلاً به پیشنهاد گوش نمی‌دهید که چه می‌خوانند و چه میگوئید که رد شد آن پیشنهادی که آقای اخگر کرده بودند غیر از این بود اگر می‌خواهید مساعده رد کنید بسته بمیل خودتان است ولی قبلاً نفرمائید رد شده بطوری که اول هم عرض کردم اضافه صد پانزده یا صد شصت را بطور مرتب معین کرده‌اند و تصاعد را هم تا صدو بیست و هشت معین کرده‌اند ولی می‌خواهم عرض کنم که چرا بیش از صد بیست و هشت را معین نکرده‌اند آقای مخبر لطفاً فرمودند آقای وزیر امور خارجه جواب خواهند داد بنده هر چه منتظر شدم آقایان وزرا بمن جواب ندادند آقای مخبر در ضمن بیاناتشان اظهار داشتند بطوری که تحقیق شده نفت جنوب که یکی از معادن مهم است صدو چهل و شش بیستر عاید نشده و معلوم شد که این مسئله در کمیسیون تحت مدافه و مذاکره نیامده است بعلاوه این چه ضرری دارد اگر فرضاً هم نفعش زیادتر از صد پانزده درصد نشد ضرری که نخواهد داشت ما حقوق دولت را بطور تصاعد معین کنیم بعلاوه آنطوری که آقای وزیر امور خارجه در جواب آقای اخگر فرمودند که بعضی مطالب که بنظر دولت هم صحیح و قابل قبول می‌آید با کمپانی مذاکره کرده‌اند آیا این مطلب را هم با کمپانی مذاکره کرده‌اند یا خیر؟ و بنده عرض می‌کنم این مطلب خیلی مهمی است و باید تکلیف از صد پانزده درصد ببالا هم معین شود و اگر احتمال است که بیشتر از این نخواهد شد ما هم احتمال می‌دهیم که بیشتر می‌شود و اگر بهمان ترتیب که بنده پیشنهاد کرده‌ام از صد و پانزده درصد ببالا حقوق دولت را هم به طور تصاعد معین کند اگر احتمال ایشان پیشرفت کرد ضرری بجائی وارد نمی‌شود اگر هم احتمال ما پیشرفت کرد البته برای ما منفعت خواهد داشت اگر میفرمائید در نسخه فرانسه ندارد ممکن است در آنجا هم اضافه کنند یا اینکه یک جواب قانع کننده ببنده بدهند

وزیر امور خارجه ـ ما در این باب جدیتی نداریم که همینطور بماند و منافع دولت زیادتر نشود ولی باید توجه داشته باشند همانطوری که عرض کردم مسئله دو طرفی است و باید طرف مقابل هم قبول کند در این خصوص بنده بطور قطع نمی‌توانم عرض کنم که طرف قبول نمی‌کند ولی چون همانطور که گفته شد خیلی مستبعد بنظر می‌آید که منافع از این بیشتر شود با این حال هم اگر آقایان قابل توجه بدانند باید با کمپانی مذاکره شود

رئیس رأی می‌گیریم بقابل توجه بودن پیشنهاد آقای محمدهاشم میرزا آقایانیکه این پیشنهاد را قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(جمع کثیری قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه شد پیشنهاد ختم جلسه شده است. دیگر پیشنهادی نیست ماده هم مراجعه شده است بکمیسیون.

جلسه ختم می‌شود جلسه آتیه روز پنجشنبه چهارقبل از ظهر دستور قبلاً یکدوازدهم بودجه راجع به برج سرطان، بعد لایحه نفت.

آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب ـ بنده در اول جلسه تقاضا کردم دو نفر از آقایان نمایندگان ناخوش هستند تصدیق طبیب هم آورده‌اند کمیسیونهم تصویب کرده است

رئیس ـ الان قرائت می‌شود

(بشرح ذیل قرائت شد)

خبر از کمیسیون عرایض و مرخصی به مجلس شورای ملی:

آقای دکتر احیاء السلطنه نماینده محترم بواسطه کسالت مزاج تقاضای یکماه مرخصی نموده و آقای دکتر امیر اعلم نیز بموجب تصدیقی که ضمیمه است مرخصی و استراحت ایشان را لازم دانسته‌اند کمیسیون عرایض پس از مشاوره تقاضای نماینده محترم را پذیرفته و تصویب می‌کند که از تاریخ دویم اسد لغایت یکماه با اجازه ثبت شوند

رئیس ـ آقایانی که مواد این راپورت را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. راپورت مرخصی آقای آقامیرزا ید ﷲ خان قرائت می‌شود (بترتیب ذیل قرائت شد)

خبر از کمیسیون عرایض و مرخصی به مجلس شورای ـ آقای میرزا ید ﷲ خان نماینده محترم بواسطه پاره از گرفتاری‌ها و تصفیه امور شخصیه تقاضای پانزده روز مرخصی نموده که تاریخ آن از پنجم محرم است کمیسیون بعد ازمشورت تصویب نماید که در مدت مذبور نماینده محترم غائب با اجازه ثبت شود

رئیس ـ آقای مدبر الملک(اجازه)

مدبر الملک – بنده اساساً با مرخصی‌ها البته مخالف بودم ولی در بعضی موارد مثل مرخصی آقای دکتر احیاء السلطنه چنانچه آقای دکتر امیر اعلم هم تصدیق فرمودند نمی شور رای نداد زیرا ایشان کسالت دارند ولی آقای آقامیرزا ید ﷲ خان بطوری که معلوم است مرخصی می‌خواهند که باملاکشان سرکشی کنند و با این ترتیب حقوق خودشان را تقدیم کتاب خانه مجلس بفرمایند و تشریف ببرند

ملک النجار مخبر کمیسیون ـ اجازه میفرمائید توضیحی عرض کنم

رئیس ـ بفرمائید

ملک التجار ـ بنده می‌خواستم عرض کنم که ایشان در حقیقت پنجروز بیشتر مرخصی نخواسته‌اند برای اینکه از پنجم محرم تا ده روز که تعطیل است و حقیقتاً کمیسیون پنج روز بیشتر تصویب نکرده است

یک نفر از نمایندگان ـ صحیح است

ملک التجار ـ بلی صحیح است

(خنده بین نمایندگان)

میرزا یدﷲ خان پس می‌گیریم

رئیس ـ پیشنهاد آقای عظیمی قرائت می‌شود

(بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم لایحه پیشنهادی دولت راجع بعمل دریاچه ارومیه و بداقیانس بکمیسیون خارجه نیز مراجعه شود زیرا این امر بمناسبت اینکه طرف تبعه خارجه خود را معرفی می‌کند در وزارت خارجه و کمیسیون خارجه سوابقی دارد که دقت نظر کمیسیون مذبور را بنده لازم میدانم

رئیس ـ ایشان تقاضا کرده‌اند این لایحه بکمیسیون خارجه مراجعه شود مخالفی ندارد؟ آقای سرکشیک زاده(اجازه)

سرکشیک زاده ـ بنظر بنده چون این مسئله مالی است بکمیسیون بودجه مراجعه شود رئیس ـ اول که بنا بود بکمیسیون بودجه مراجعه شود ایشان پیشنهاد کرده‌اند بکمیسیون خارجه هم مراجعه شود اگر مخالفی نباشد رای می‌گیریم.

شیخ الرئیس ـ اجازه میفرمائید بنده مخالفم

رئیس ـ بفرمائید شما که نمی‌گذارید کسی حرف بزند

شیخ الرئیس ـ بنده عرض می‌کنم مناسب ندارد به کمیسیون خارجه برود به جهت اینکه مربوط بکمیسیون خارجه نیست حالا اگر دولت لازم میداند چه عرض کنم ولی بعقیده بنده لزومی ندارد به کمیسیون خارجه برود عظیمی ـ گمان می‌کنم آقای شیخ الرئیس از موضوع کاملاً اطلاع ندارند این موضوع دویسه‌های مفصلی در وزارت خارجه دارد در دوره چهارم هم دوسیه این امر در کمیسیون خارجه بود و بنده هم باین ملاحظه عرض کردم

رئیس ـ مخالفی ندارد؟

گفته شد خیر

(مجلس یکساعت بعد از ظهر ختم شد)

م ـ شهاب منشی ـ معظم السلطان

رئیس مجلس شورای ملی مؤتمن الملک