مذاکرات مجلس شورای ملی ۳۱ تیر (سرطان) ۱۳۰۳ نشست ۳۹

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۳۱ تیر (سرطان) ۱۳۰۳ نشست ۳۹

مذاکرات مجلس شورای ملی ۳۱ تیر (سرطان) ۱۳۰۳ نشست ۳۹

صورت مشروح مجلس یوم سه شنبه ۳۱ سرطان ۱۳۰۳ برابر۱۹ ذی حجه ۱۳۴۲

(مجلس سه ساعت قبل ازظهر برپاست آقای موتمن الـملک تشکیل گردید)

(صورت مجلس یوم یکشنبه ۲۹ سرطان را آقای معظم السلطان قرائت نمودند)

رئیس. آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب. بنده را در صورت مجلس جزو دیر آمدگان نوشته‌اند گمان می‌کنم اشتباه شده باشد بنده سر وقت حاضر بوده‌ام.

رئیس. خودیان جزو اداره مباشرت هستید تحقیق نمائید اگر اینطور بود اصلاح می‌شود. دست غیب.

بنده از اداره مباشرت استعفاء داده‌ام

رئیس. بگو استعفا داده‌اید.

دست غیب باداره مباشرت.

رئیس. باداره مباشرت نباید استعفا بدهید.

دست غیب. حالا در مجلس عرض می‌کنم استعفا دادم یک کسی دیگر را انتخاب کنند.

رئیس. دیگر ایرادی نیست؟

(گفته شدخیر)

رئیس. وارد در دیتور می‌شویم ـ ماده دوم لایحه امتیاز نفط حاضرشده قرائت و اگر مخالفی نباشد رای گرفته می‌شود آقای مخبر کمیسیون هم اطلاع دادند که کسالت دارند.

آقای سید یعقوب ـ آقای تدین وسایرین حاضرند.

رئیس ـ خودشان تقاضا کرده‌اند که آقای سهام السلطان جای ایشان باشند حقش این بود که کمیسیون یک نفر دیگر را معین مند ولـی چون وقتی باقی نیست هجا لتا بهمین تر تیبی که مخبر تقاضا کرده‌اند رفتار می‌شود.

(جمعی از نمایندگان صحیح است)

ماده دوم بشرح ذیل قرائت شد ماده ۲- صاحب امتیاز حق واجازه غیر انحصاری برای تصفیه وبمعرض تجارت رسانیدن وحمل وخرید وفروش وصادر کدرن نفطو گاز طبیعی و قیر وموم معدنی (اوزکریت) ممتفرعات آنها راموافق مقروات وشرایط این امتیاز در تمام نقاط ایران اهم از اینکه برای مصرف داخلی پا برای خارج باشد خواهد داشت.

(جمعی از نمایندگان دو باره قرائت شود)

(مجددا بشرح فوق قرائت شد)

رئیس. مخالفی ندارد؟

(یک نفراز نما یندگان ـ خیر

رئیس. زای می‌گیریم بماده دوم بترتیبی که قرائت شد آقایانیکه تصویب می‌کنند قیام فرمایند

. (اغلب قیام نمودند)

رئیس. تصویب شد ماده هفتم که ماده شش راپرت کمیسیون است قرائت می‌شود.

(بشرح ذیل قرائت شد)

ماده۷ در ظرف هشت سال از تاریخ تصویب این امتیاز نامه در مجلس شورای ملی صاحب امتیاز متعهد است که از بابت مخارج ابتدائی تاسیس واجزاء (مستخدمین وعملجات) و اسباب وابزار کار از هرقبیل ونقشه برداری و امتحا نات معرقه الارض وتحقیق واکتشاف و استخراج وحفر چا هها وعملیات وتصفیه کردن وحمل ونقل وتجارت وغیره وکلیه مخارج. مستقیم وغیر مستقیم که مربوط با جرای مواد این امتیاز نامه است لااقل مبلغ هشت صد هزار دولار طلا شخصا با بوسیله دیگران بمصرف برساند بدین ترتیب که حداقل مخارجی که در سه سال اول می‌شود به سیصد هزار دولار طلا ودر شش سال اول به شش صدهزار دولار طلا ودر مدت هشت سال از تاریخ تصویب امتیاز نامه درمجلس شورای ملی کلیه مخارج به هشتصد هزار دولارطلابالغ گرددولی محض جلوگیری از مخارج بیهوده مسلم وممهود در صورتیکه صاحب امتیاز تمام تعهدات خودرا در مدت معینه که در این امتیاز نامه قید است منوقع اجرا گذارد ولی مخارج بمبالغی که در فوق مذکور است بالغ نگردید دولت اصرار نخواهد ورزید که صاحب امتیازبیش از آنچهضرور بوده است در انجام تعهدات خود بمصرف برساند.

رئیس. آقای آقا سیدیعقوب مخالفند؟

آقای سیدبعقوب. بلی یک کلمه عرض دارم مخالفت جزئی است

(اجازه میفرمائید)

رئیس. بفرمائید.

آقاسیدیعقوب ـ روح این ماده چنانکه دردوره چهارم هم مذاکره شد این است که عملیات این کمپانی در ظرف هشت سال از قبیل نقشه برداری وحفرچاههاو عملیات اکتشافیه وامثال اینها لااقل به هشتصد هزار دولار تمام بشود ولی چون در آخرماده می‌نویسد که اگر تمام این عملیات شد ومخارج هم کنتر از هشتصد هزار دولارشد دولت اصراری نخواهد داشت که صاحب امتیاز حتما باید این مبلغ رابمصرف برساند وبا اینکه ما اطلاعداریم که بقدری موار نقطی در این ایالات وولایات است که کمتر از این مقدار هم خرج می‌شود اما چون در آخر ماده بطوریکه عرض کرده می‌نویسد اکر تمام این عملیات به کمتر از هشتصد هزار دولارتمام شد دولت صاحب امتیاز را ملزم نمی‌کند که باید تمام هشتصدهزار دولارخرجشود خوب است این طرف هم این قید بشود (یعنی در صفحه شش این امتیازنانه آنجائیکه نوشته‌اند کلیه مخارج به هشتصدهزار دولارطلابالغ گردد) که لااقل کلیه مخارج به هشتصد هزار دولارطلابالغ بشودآنوقت اگر در این دوسال فرضا محتاج شد دو کروردولارطلاهم حرج بنماید این کلمه لااقل که در اینجا نوشته شود میرساند که باید هر چه لازم می‌شود خرج بنماید چون اگر کمتر خرج شد رولت نباید اورا ملزم کند وباواصراربنماید که حتما هشتصدهزار دولار را خرج کنیم اگر هم زیادتر شد باید خود کمپانی خرج بنماید پس کلمه لااقل دراینجا لازم است باید اضافه شود پیشنهادیهم در این خصوص دارم وتقدیم می‌نمایم.

سهام السلطان ـ اگر بقسمت اول ماده مراجعه بفرمائید ملاحظه خواهید فرمود که نوشته شده است وکلیه مخارج مستقیم وغیر مستقیم که مربوطباجرای مواد این امتیاز نانه است لااقل بمنلغ هشتصد هزار دولار طلاشخصا یا بوسیله دیگران مصرف برساند در این جالااقل قید شده است. ودیگر لازم نیست دومرتبه هم قید شودو این قسنت اخیر از ماده راکه قرائت فرمودید برای این بوده است که اگر بمقصود رسید ونفط پیدا کرده ولی اگر احتیاطا عمل کرد ودید نفط در یکی از این قسمتها نیست این جاقید شده لااقل که الزام به خرج کردن هشتصدهزار دولارداشته باشد وباقید لااقل درقسمت اول ماده اینجا دیگر زیادی است والبته اگر کمپانی بخواهد زیادتر هم خرج کند مانعی نخواهد داشت.

رئیس آقای مشاراعظم (اجازه)

مشاراعظم مطابق این ماده کمپانی باید لااقل هشتصدهزار دولاربرای مصارف لازمه ونقشه برداری وامتحانات معرفه الارضی وغیره خرج کند ولی در اینجا یک عبارتی دارد که باید توضیح دادهشود وآن مسئله مخارج مستقیم وغیرمستقیم است وما باید این کلمه مستقیم وغیر مستقیم رااز هم تفکیک کنیم در مخارج مستقیم ما حرف نداریم البته این قسمت راجع بمخارج مقدماتی واسباب ولوازم ومزد عملجات وغیره است وخیلی هم حسابی است وباید خرج شود ولی مسئله مخارج غیر مستقیم به عقیده بنده یک موضوعی است که می‌شود خیلی از مخارج راباین عنوان تلقی نمود. یعنی وقتی کمپانی یک حادثه برایش رخ بدهد ممکن است آنرا جزء مخارج غید مستقیم حساب کند. یا اگر منشی اش مبتلا بیک دردی بشود جزء مخارج خیلی غیر مستقیم در بیاوردواز این قبیل مخارج خیلی است که میشودبعنوان مهارج غیر مستقیم قلمداد کرد اگر چه اساسااین هشتصد هزار دولاررا کمپانی صرف مهارج ضروری ولازمه می‌کند ولی حالا علی ای حال کلمه غیر مستقیم نامعلوم است وممکن است اغلب مخارج را باین عنوان تلقی نماید وبنده عقیدهام این است که اگر این کلمه را اصلا ح نمایند وبجای مخارج غیر مستقیم بنویسند مخارج ضروریه بـهتر خواهد بود.

رئیس. آقای تدین موافقید؟

تدین ـ بلی

رئیس. بفرمائید.

تدین ـ بنده تصور می‌کنم که محتاج باصلاح نیست چون مقید است که مخارج مستقیم وغیر مستقیم مربوط باجرای مواد این امتیاز نامه است بنابر انی جای هیچگونه نگرانی باقی نمی‌ماند.

جمعی از نمایندگان اظهار نمودند مذاکرات کافی نیست

رئیس. رای می‌گیریم بکفایت مذاکرات آقیانیکه مذاکرات راکافی می دانند قیام نمایند. جمع کثیری قیام نمودن

رئیس رای داده شد بکفایت مذاکرات. حالا رای می‌گیریم بماد هفتم آقایانیکه ماده هفتم را تصویب می‌کنند قیام بفرمایند.

اغلب نمایندگان قیامنمودند

رئیس. تصویب شد.

ماده هشتم ـ ماده هفت راپرت کمیسیون

(بشرح ذیل قرائت شد)

ماده ۸- صاحب امتیاز درظرف هشت سال ازتاریخ تصویب امتیاز درمجلس شورای ملی ثورت اراضی را که برای عملیات مربوط بامتیاز انتخاب کرده است بوزارت فولید عامه تسلیم خواهد کرد صاحب امتیاز می‌تواند این اراضی را که از این به بعد تحت عنوان اراضی منتخبه نام برده می‌شود در مدت هشت سال فوق الـذکر متدرجا مطابق حاجت وضرورت انتخاب نماید هد دفعه که انتخابی بعنل آید صاحب امتیاز نقشه ویانقشه‌های آنرا که با رنگ ترسیم شده باشد تسلیم وزارت فواید عامه در تهران خواهد نمود پس از بسلیم نقشه مزبوره اراضی که در ظانها ترسیم یافته حقا وعملا جزو ازاضی منتخبه محسوب ودولت ظانرا جزواراضی منتخبه که درتحت اختیار صاحب امتیاز گذاشته شده خواهد شناخت مشروط بر اینکه صاحب امتیاز اراضی مزبوره رافقط درتحت شرایط مقرره این امتیاز نامه بمورد عمل در ظاورد دولت در تجدید حدود اراضی منتخبه از حیث مساحت وشکل ویا مکان وموفعیت قسمت‌ها دخالت نخواهد داشت وهر قسم که صاحب امتیاز صلاح بداند بطور ساده وعملیب بمیل خود انتخاب خواهد کرد فقط بشرط آنکه مساحت سطح کلیه اراضی منتخبه در هر یک از قطعات چهار گانه بیشتر اصدی پانزده سطح کلیه آن قطعه نباشد بقیه اراضی بدولت ایران برگشت خواهد نمود بدون اینکه صاحب امتیاز هیچگونه حق وادعائی بعد از آن راجع باستخراج نفط وسایر مواد مذکوره در این انتیاز نامه داشته باشد ودولت حق خواهد داشت در آن اراضی تحقیقات راتعقیب کرده ویاآن اراضی رابرای عنلیات واستخراج باشخاص یا کمپانی‌های دیگر واگذار نماید.

رئیس ـ آقای شیخ الرئیس .(اجازه)

شاهزاده شیخ الرئیس ـ بعقیده بنده عبارت این ماده ناقص است می‌نویسد صاحب امتیاز در ظرف هشت سال از تاریخ تصویب این عبارت خسلی مجمل است وبنده معتقدم که نوشته شود صاحب امتیاز درظرف هشت سال بعد ازتاریخ تصویب چون اگر لفظ بعد را اضافه نکنیم ماده بکلی ناقص است یکن هم در جای دیگرا ین ماده می‌نویسد بشرط آنکه مساحت سطح کلیه اراضی منتخبه در هر یک از قطعات چهار گانه بیشتر از صدی پانزده یطح کلیه آن نباشد بعقیده بنده این صدی پانزده خیلی زیاد است وتقریبا بالغ بر چندین هزار فرسخ مربع می‌شود که بنظر بنده این مقدار خیلی زیاد است وپیشنهاد کرده‌ام که در اول ماده اضافه شود.

سهام السلطان ـ درکجا اضافه شود؟

شاهزاده شیخ الرئیس. در اول ماده که نوشته شده صاحب امتیاز در ظرف هشت سال بهد ا ز تاریخ تصویب امتیاز

سهام سلطان ـ گمان می‌کنم اضافه کرده لفظ بـعد ضرورتی نداشته باشد وعبارتیکه نوشته شده مقصود ایشان را تامین می‌کند. واما اینکه راجع بصدی پانزده اراضی فرمودند طیاد است وباید صدی ده از اراضی را بکمپانی واگذار کرد در دوره چهارم هم اگر نظرشان باشد در این حصوص مذاکرات زیادی شد اول کلیه اراضی بود وبعد از مذاکراتی که مجلس شورای ملی وهئیت دوبت نمودند قرارشد که صدی پانزده از اراضی را کمپانی نگاه دارد وبقیه راواگذار کردند بدولت وبعقیده بنده حالا هم ماباید مطابق همان قانونی که دردوده چهارم تصویب شده وبا کمپانی هم مذاکره شده همان صد پانزده راتصوسب کرد والا گمان می‌کنم تولید اشکال بکند.

رئیس آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سیدیعقوب ـ بنده موافقم.

رئیس آقای شریعت زاده هم موافقند؟

شریعت زاده بلی موافقم.

رئیس آقای شیروانی چطور؟

شیروانی مخالفم.

رئیس بفرمائید.

شیروانی ـ اولا لازم است این نکته را به آقایان تذکر بدهم که در این عانون یک شور می‌شود ووقتی ما یک رائی دادیم ماده را تصویب کرده‌ایم پس باید دری دقت شود که زود بکفایت مذاکرات رای داده نشود یک روز دو روز بتاخیر بیفتد این اندازن‌ها فرق نمی‌کند ودر مواد قانون باید قدری دقت بشود که کلمات کش دار قابل تعییر درش نباشد که بعد اسباب طحمت فراهم بشود مواد قانون باید همیشه ساده وغیر قابل تردید باشد. در ضمن این ماد ه می‌نویسد. دولت در تحدید حدود اراضی منتخبه از حیث مساحت وشکل ویا مکان وموقعیت قسمتها دخالت نخواهد داشت بنده این عدم دخالت دولت را مقتصی نمیدانم. دولت یک کمیسری بموجب اینقانون معین می‌کند برای اینکه مواظبت عملیات کمپائی باشد وبنده عقیده‌ام این است که در این قسنت هم دولت باید حق دخالت ونظریات داشته باشد چون سلب دخالت دولت ممکن است درآتیه اسباب زحمت بشود یا در سر انتخاب اراضی یک گفتگو هائی بین کمپانی وصاحبان اراضی بشود وبعقیده بنده باید کمیسر دولت دراین قسمت هم نظریاتی داشته باشد. قسمت دیگر اینکه می‌نویسد کلیه اراضی منتخبه در هر یک از قطعات چهار گانه بیشتر از صدی پانزده سطح آننباشد بنده عقیدهدارم که نوشته شود نسبت بهر یک از صد پانرده از کلیه این چهار قطعه راحساب کند ویک ایالتی که نفت ندارد ابداً عملیات اکتشافیه نکند وبرای رفع این محظور بنده معتقدم که نوشته شود نسبت بـهر یک از قطعات چهار گانه.

رئیس ـ آ قای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سیدیعقوب ـ اما راجع بـجز ء اول فرمایشات آقای شیروانی اشکال ایشان غیر وارد است برای اینکه کمپانی می‌خواهد یک مهندسین عالم واشخاصی که عالم بعلم معرقع الارض هستند از حیث تحصیل علوم معرفه الارض واشکال هندسی زبردست وماهرهستند آنها را استخدام کند. پس کمیسر دولت برای چیزهای دیگر است اما راجع بقسمت صانی آن روز هم عرض کردم حالا هم تکرارمیکنم اگراقایان رجوع کنند بمذاکرات دوره چهارم رفع اشکالا تشان می‌شود. بنده معتقدم که بـهتر این است هر چهار ایالت امتیاز داده شود واودر یک ایالت بقدر همه چهار ایالت نفت باشد چه عیبی دارد علاقه اقتصادی ما این است که باین کمپانی هر چهار ایالت را امتیاز بدهیم واودریک ایالت دیگر نفت پیدا شود علاقه ومنافع اقتصادی ما در این است وگمان می‌کنم این ایراد صانوی جنابعالی هم وارد نباشد.

رئیس آقای روحی (اجازه)

روحی ـ بنده عرضی ندارم.

رئیس آقای مشاراعظم (اجازه)

مشاراعظم ـ بنده موافقم.

رئیس مشیر معظم (اجازه)

مشیر معظم ـ در این ماده معین می‌کند که کمپانی وقتی صدی پانزده از اراضی را انتخاب کرد تا مدت پنجاه سال درتحت اختیار اوخواهد بود اگر فرضاً در این اراضی یک معادن دیگری پیدا شد آنوقت تکلیف دولت چیست؟ برای اینکه کمپانی اظهار خواهد کرد این اراضی را نگاه دارم ودولت حق دخالت ندارد در این صورت تکلیف دولت چه خواهد بود. رئیس آقای آقشیخ هادی شیح الرئیس می‌نویسد رایهائیکه داده‌اید قانونی نیست برای چه قانونی نیست وعلتش چه بوده است؟

آقا شیخ هادی شیح الرئیس ـ برای اینکه در این صورت نوشته شده است عده کافی برای رای هشتاد وهفت نفر است وفعلا عده آقایان هفتاد وهشت نفر است. رئیس در موقع رای شمردیم هشتاد وهفت نفر درست بوده یعنی دفعه اول هشتادو نه نفر بود ودفعه دوم هشتاد وهفت نفر بعد خارج شدند ودر موقع مذاکرات عده کسر شد ولی گویا حالا عده هشتاد ونه نفر باشد. مخبر ـ اولا آن قسمتی که آقای شیروانی فرمودند عبارتی که اینجا نوشته شده همان مقصود ایشانرا میرساند ونظر کمیسیون هم همین است که در هر یک از قطعات چهار گانه بیشتر ازصدی پانزده سطح کلیه آن قطعه نباشد. این کلمه (کلیه) میرساند که در هر ایالتی صدی پانزده از همان ایالت را می‌تواند انتخحاب کند وانا در قسمت اظهاریکه آقای مشیر معظم فرمودند داده نمی‌شود والبته دولت در سایر معادتی که درآن ایالات دارد کانلا اختیار دارد که بـهر ترتیبی که غفلت کند.

رئیس آقای حاج عزالمعالک (اجازه)

حاج عزالمعالک = موافقم.

رئیس آقای حاج میرزاعبدالو هاب بنده هم فرمایش آقای مشیر معظم راعرض می‌کنم مدت این امتیاز پنجاه سال است ودلیلی را که آقای سهام السلطان فرمودند کافی نیست وباید در قانون مصرح باشد به جهت اینکه ممکن است این مسئله بعد سی سال محل اختلاف واقع شود باید این را در قانون تصریح کرد که دولت در سایر معادنی که دراین اراضی منتخبه واقع خواهد شد مختار است که درآنجا هر نوع عملیاتی که به خواهد بکند واگر قید وتصریح نشود اسباب زحمت خواهد بود.

رئیس آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب ـ بنده موافقم وبا اینکه آقای مخبر توضیح دادند در ماده هم واضح است امتیازیکه مامیدهیم فقط راجع بنفط است واگر زغال سنگ یامعدن دیگری در آنجا باشد کمپانی نمی‌تواند آنرا استخراج کند دیگر اشکالی باقی نمی‌ماند.

رئیس آقای سر کشیک زاده .(اجازه)

سر کشیک زاده ـ موافقم.

رئیس ـ آقای مشیر معظم.(اجازه)

مشیر معظم ـ بنده تصور می‌کنم آن ایرادیرا که بنده کردم خیلی قابل توجه باشد به جهت اینکه در این مسئله کسی منکر نیست که کمپانی غیر از نفت حق چیزی دیگر ی ندارد ولی یک اراضی منتخبه را باو می‌دهید واو حق دارد تا مدت پنجاه سال انقضاء قرار دادش این اراضی را در دست داشته باشد آن اراضی بدیگران بدهد می‌گوید این اراضی را من لازم دارم ونمی گذارم عملیات دیگری در این اراضی بشود.

رئیس ـ آقای داور. (اجازه)

داور ـ البته این توجهیکه آ قایان می‌کنند باینکه حتی الامکان دقت در نکات بشود وطوری باشد که اسباب زحمت نشود خیلی خوبست ولی اینجا گمان می‌کنم از فرط اشتیاق به آقایان نمایندگان یم اشتباهی شده است. این امتیاز نفط حق عملیات برای استخراج نفط ومواد مفطی است در ماده اول دیگر این مسئله بطور صریح قید شده است. در اینجا پانزده در صد از قطعات چهار گانه را دولت اجازه می‌دهد که در این قسمت صدی پانزده کمپانی بگردد وبه بیند اگر نفط ومواد نفطی هست استخراج کند نه اینکه این پانزده در صد را گرفته که هر اقدامی به خواهد بکند این ماده راملاحظه بفرمائید نوشته صاحب امتیاز در ظرف هشت سال از تاریخ تصویب امتیاز در مجلس شورای ملی صورت اراضی را که برای عملیات مربوطه به امتیاز وخمچنین در ماده اول هم می‌گوید که این امتیاز راجع بچیست می‌نویسد (به موجب این امتیاز نامه دولت بصاحب امتیاز حق مخصوص مانع للغیر برای معاینه و استکشاف وحفر چاهها واستخراج وبدست آوردن وتحصیل کردن وعمل کردن نفطها وگازهای طبیعی وچه وچه می‌دهد) در هر صورت حقی را که دولت باو می‌دهد که در آن صد پانزده اراضی اقدامات بکند راجع به مواد نفطی است حالا اگر معادن زغال سنگ مثلا پیدا شد باو مربوط نیست یا اینکه معادن نقره پیدا شد ابداً به او مربوط نیست امتیاز یرا که می‌دهد اول باید به بیند که قرار دادیراکه در آنجا شده چه چیز را قید می‌کند یعنی هر امتیاز یرا که باو می‌دهیم باید قید کنیم نه آنهائی را که نمی‌دهیم و البته اگر سایر مواد شیمیائی ومعدنی که امروزه ما می‌شناسیم ودر آتیه هم ممکن است پیدا شود. در آن اراضی باشد حق استخراج نخواهد داشت وما چیزیرا که باو می‌دهیم همان نفط است وغیراز نفط ومواد نفطی حق استخراج چیز دیگر یرا ندارد ودر مادر هم صریح است

رئیس آقای شیخ الرئیس (اجازه)

شیخ الرئیس ـ البته همانطوریکه آقای داور فرمودند این امتیاز راجع به نفط است یعنی راجع بچیزهای دیگر نیست ولی ینده هیچ ضرری نمی‌بینم که طوری باشد این امتیاز که پنجاه سال می‌ماند هیچ مورد سوء استفاده واقع نشود البته واضح است در این اراضی منتجه مردم ملک دارند زراعت دارند اگر جای استثنا بود شاید همه اش قابل استثناء بود ولی چون این اراضی منتجه در اختیار او است وشاید معادن دیگری در آنجا باشد و دولت بخواهد استخراج کند چون این اراضی باختیار اواست می‌گوید نمی خواهم کسی وارد شود به جهت اینکه ضرر می‌خورد بعلمیات استخراج نفط پس بعقیده بنده هیچ ضرری ندارد وباید قید شود واگر آقایان بفرمایند که مذاکرات کافی است خوبست پیشنهاد بکنند که مطلب معلوم بشود که اگر معادن دیگری در آ نجا‌ها بود دولت مانمی ندارد که آتها را استخراج کند وکمپانی هم نتواند بگوید که چون تا پنجاه سال در اختیارمن است حق ندارید معادن دیگر را استخراج کنید. سهام السلطان ـ چنانکه آقای داور هم فرمودند اگر توجه بفرمائید مایک چیز‌های معینی راباین کمپانی می‌دهیم وباقی چیزهایش راجع به دولت ومردم است پس باید بنویسیم که مردم حق دارند در آنجا زراعت بکنند تجارت بکنند. دولت حق دارد راه شوسه بسازد !! خیر بعقیده بنده لازم نیست بنویسیم به واسطه اینکه ایتها حقوقی نیست که کمپانی داده شود بکمپانی فقط حق داده شده است در این صدی پانزده اراضی که انتخاب می‌کند مواد نفطی را استخراج کند وفقط در همین زمینه باوحق داده شده است ودر سایر حقوق هر چیزیکه باشد البته متعلق به دولت است معهذا اگر چنانچه مجلس صلاح بداند ممکن است پیشنهاد بنمایند اگر طرف توجه شد کمیسیون اصلاح می‌کند.

رئیس ـ اقای دستغیب (اجازه)

دست غیب ـ بنده گمان می‌کنم اصل موضوع مشتبه شده باشد برای اینکه ایراد آقای مشیر معظم این نبود که زمین متعلق بکمپانی است. ایراد این نبود که اگر یک معدن دیگری یافت شود مال دولت نیست ودولت حقی بآن ندارد وایراد این نیود که دولت درآنجا نمی‌تواند طراعت بکند ایراد این است که دراین اراضی صدی پانزده کمپانی اختیار دارد برای استخراج نفط اما اگر در این اراضی هم معدن زغال فرض کردیم وهم معدن نفط وخواستیم استخراج کنیم یا به دیگری امتیاز بدهیم صاحب امتیاز می‌گوید چون اینجا در تصرف من است از این جهت شما حق ندارید که امتیاز معدن زغال بدیگری بدهید اگر چه از روی این ماده اینطور معلوم است که غیر انفط با و چیزی داده نشده واوهم نمی‌گوید که این اراضی ملک من است البته بران استخراج باو این اراضی داده شده است ولی درماده قانونی که کحتمل الوجهین است اگر در آن اراضی معدن دیگری پیدا شد ممکن است بگوید که راست است این اراضی مال دولت است من هم حرفی ندازم که انتیاطش را بدیگری بدهید ولی حالا چون درتصرف مناست ودر اختیارمن است حالا نباید بدیگری بدهید وباید صبرکنید تا من اسیخراجم تمام بشود واستخراجش هم چهل سال پنجاه سال طال می‌کشد. اشتباه راجع باین است وراجع باین نیست که سایر معادن مال دولت نیست. البته معلوماست که فقطعملیات نفطی درآنها مال صاحب امتیاز است.

رئیس ـ آقای تدین.(اجازه)

ندین ـ بااتین تصریحاتی که دراین ماده است بنده تصور می‌کنم جای هیچ گونه مگرانی نیست وبـهر گونه سندی وقتی که مراجعه مسفرمائید درآنجا تصریح کرده‌اند که فـلان ملک را باجازه دادم بتو برای چه وآنچه که در متن سند نوشته شده است محل عمل واقع می‌شود واین اشکالی که آقیان فرمودن ابدا وارد نیست برای اینکه در ماده اول این امتیاز نامه ودر همین ماده ومواد بعد بطور وضوع تصریح شده است که صدی پانزده از این قطعات چهار گانه برای استخراج نفت وعملیات مربوط به نفت داده می‌شود بنابر این آنچه خارج از حدود عملیات نفطی باشد مشمول این ماده نیست وحتی در نماده اول که مواد هیدر وکاربور ذکر شده بود مخصوصاًکلمه (متجانس نفط) قید شد برای این مواد به جهت اینکه زغال سنگ را خارج کند واین کلمه راخود صاحب امتیاز حالیه هم قبول کرد. این معنایش چه چیزاست؟ وقتیکه کلمه منجانس نفطرا قبول کرد که بعد از مواد هیدروکاربور قید شود معنایش این است که اگر دراینجا معدن زغال سنک پیدا شود مال اونیست ار فقط نظر آقایان این است که درموقع استخراج شاید تولید اشکال بکند چطور تولید اشکال می‌کند یک معدنی پیدا شده است واین معدن درحکم سایر معادن است که امروزه دولت دارد امتیاز می‌دهد و کمپانی هیچ مزاحمتی هم ندارد که برود ونفت استخراج کنید موادش راهم یا ازراهی که او ساخته است ببرید (چون حق دارید) یا از راه دیگر که خود دولت ساخته است یادیگران ساخته‌اند ببرید وتصور می‌کنم هیچ محتاج نیست که یک عبارت مفصلی در اینجا نوشته شود در عین اینکه مقصود آقای مشیر معظم و سایر آقایان هم تامین شده است ودر این قسمت بنده تصور می‌کنم که زیاد تر ازاین محتاج به بحث نباشیم

رئیس ـ پیشنهاداتی رسیده است باید قرائت شود. آ قای مشار اعظم (اجازه)

مشار اعظم ـ بنده هم گمان می‌کنم این مسئله که بنظر آقای مشیرمعظم رسیده قابل دقت است ولی چیزی که هست می‌شود آنرادر ضمن یک ماده دیگری که اضافه براین مواد باشد علیحده تنظیم کرد وبراین مواد اضافه کرد وآ ن موضوع ا همیتش بیشتر از این است که بخواهیم در ضمن چند کلمه اینجا بگنجا نیم ممکن است آقای مشیر اعظم با سایر آقایان اینطور در نظر بگیرند که درتحت ماده علیحده تنظیم بکنند وبعد بامتیاز نامه اضافه کنند وآن وقت در آنموقع مذاکره کنیم.

رئیس ـ شش هفت فقره پیشنهاد رسیده است

(جمعی از نمایندگان مذاکرات کافی است)

رئیس ـ مذاکرات کافی است؟

(گفتند بلی)

رئیس ـ پیشنهادات قرائت می‌شود پیشنهاد آقای قائم مقام (بشرح ذیل قرائت شد) بنده پیشنهاد می‌کنم توضیح ذیل ضمیمه ماده ۸ بشود: توضیح آنکه در صورتی که معلوم شود که در اراضی منتخبه کمپانی معادن دیگری غیر از مواد نفطی موم وقیر وغیره وجود دارد دولت حق خواهد داشت آن اراضی را ضبط وبه تحت اختیار خود در آورد

رئیس ـ این پیشنهاد آقای قائم مقام بود. پیشنهاد آقای مشیر معظم قرائت می‌شود (بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده قید شود در مدت امتیاز اگر دراراضی منتخبه که در تحت اختیار کمپانی واگذار می‌شود هر گاه معادن دیگری پیدا شد دولت حق دارد استفاده واستخراج نماید وکمپانی بعنوان اراضی منتخبه که در تصرف اواست حق ممانعت ندارد:

رئیس – پیشنهاد آقای حاج میرزاعتد الوهاب (بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل بماده ۸ اضافه شود دولت در اراضی منتخبه حق دارد غیر مواد نفتی هر گونه معادن دیگری یافت شود استخراج کند وکمپانی حق ممانعت ندارد.

(پیشنهادات دیگری نیر بمضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم نوشته شود:

در اراضی منتخبه بهیچوجه کمپانی حق ممانعت سایر تصرفات راراجع بکلیه استفاده‌های معدنی وزراعتی وغیره ندارد مکر در نقاط نفت خیز که بعنوان مالکیت یا اجاره در تصرف کمپانی باشد:

محمد هاشم میرزا بنده پیشنهاد می‌کنم این ماده (۸) ارجاع بکمیسیون شود پس از تجدید نظر مجدداً بمجلس تقدیم شود

عماد السلطنه ـ بنده پیشنهاد می‌کنم نوشته شد:اگر معادن دیگری را دولت در اراضی منتخبه بخواهد امتیاز بدهد حق خواهد داشت.

رئیس التجار

مقام منبع ریاست مجلس شورای ملی بنده پیشنهاد می‌کنم که تبصره ذیل به ماده ۸ افزوده شود

تبصره هر گاه دراراضی منتخبه معادن دیگری که مشمول این امتیاز نامه نباشد کشف شود دولت حق استخراج واستفاده از آن واعطا ء امتیاز آن راخواهد داشت مشروط بر اینکه عملیات راجع بمعادن اخیر الـذ کر کمپانی را از عملیاتی که به موجب این امتیاز نامه برای استخراج مواد نفتی ضرورت دارد ممنوع ننماید. شر یعت زاده بنده پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده ۸ قید شود چنانچه در اراضی منتخبه معادن دیگر غیر از نفت ومواد نفتی کشف شود دولت حق استخراج آن را خواهد داشت وصاحب امتیاز حق دعوی نخواهد داشت

یدالله (مقام محترم ریاست مجلس)

بنده پیشنهاد می‌کنم قبل از نفت بدون اینکه نوشته شود: واین اختیار مانع از تصرف دولت نخواهد داشت دست غیب

عمادالسلطنه ـ پیشنهادها را ارجاع به کمیسیون بفرمائید

رئیس ـ ارجاع بکمیسیون وقتی است که کمیسیون بفهمد عقیده مجلس دراین ماده چه چیز است

سهام السلطان ـ بنده عقیده دارم که این پیشنهادها باماده بکمیسیون مراجعه شود ودر ماده بعد مذاکره شود تا اینکه در موقع تنفس کمیسیون اینها رارسیدگی کند وعقیده خودش را اظهار نماید

(صحیح است)

رئیس ـ مگر اینکه کمیسیون خود تقاضا نماید. پیشنهاد دیگری است قرائت می‌شود

(بشرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم بعد از نفت نوشته شود برای استحراج نفت وموا نفتی هرمزی

رئیس ـ پیشنها د آقای شیروانی

(بشرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملی بنده پیشنهاد می‌کنم این جمله از ماده ۷ حذف شود (دولت درتحدید حدود اراضی منتخبه حیث مساحت وشکل ویانمکان وموقعیت قسمتها دخالت نخواهد داشت. ا. ب. شیروانی

رئیس ـ ماده (۹) مطرح است

ماده ۹- صاحب امتیاز باید درظرف ۶ سال از تاریخ تصویب امتیاز شروع بحفر ۲ چاه لااقل بنماید وبعد از آن تا انقضای مدت امتیاز عملیات خود رابلا انقطاع تعقیب ودر هر سال یک چاه جدید حفر نماید حفر چاهها وعملیات مربوطه بآن را باسرعت لازمه تعقیب نموده وعمق چاهها از ۲ هزار پای کمتر نباشد مگر اینکه در عمق کمتر نفت به مقدار تجارتی یافت شود صاحب امتیاز در هر ۶ ماه راپرت کلیه عملیات مربوط به حفر چاهها وقطر وعمق ومیزان محصول آنها را تقدیم دولت خواهد کرد ونقشه‌های لازمه ضمیمه را پرت خواهد نمود که محل چاههای را که در نظر گرفته ویا به حفر آنها مشغول است معلوم نموده نشان دهد.

رئیمتن پررنگس ـ آقای شر یعت زاده (اجازه)

شر یعت زاده موافقم

رئیس ـ آقای تدین (اجازه)

تدین ـ موافقم

رئیس ـ آقای سید یعقوب

آقا سید یعقوب موافقم

رئیس ـ آقای ارباب کیخسرو (اجازه)

ارباب کیخسرو ـ در این ماده در قسمت دوم که نوشته شده است در هر ۲سال یک چاه حفر کنند بنده گمان می‌کنم کمیسیون هیچ نظری نداشته است در پیشنهادی که شده است که بیش ار یکچاه حفر نکند این حداقل است که کمتر ایکچاه در ظرف ۲ سال بعد حفر نکند اگر نظر این بوده است پس اینجا هم یک کلمه لااقل لازم دارد چون ممکنست بعد مقتضیات قسمتی باشد که اگر این کمپانی بخواهد بیشتر از یکچاه هم در هر۲سال حفر کند به موجب همین ماده جلو گیری شود ولی یک کلمه لااقل اگر جلوآن بگذاریم رفع این محظور بعمل خواهد آمد.

سهام السلطان ـ نظر کمیسیونهم همینطور است که آقا ی ارباب اظهار فرمودند ونظر این بوده است که در هد دو سال لااقل یک چاه حفر بشود وحالا هم اگر این عبارت رالازم میدانند که اضافه شود مانعی ندارد و ممکن است کلمه لااقل اضافه شود

رئیس ـ خوب بالاخر قبول می‌کنید

سهام السلطان ـ بلی کلمه لااقل راقبول می‌کنم اضافه شود.

رئیس ـ آقای مشار اعظم .(اجازه)

مشار اعظم ـ عرضی ندارم

رئیس ـ آقای داور (اجازه)

داور ـ موافقم

رئیس – آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی = عرض کنم در ماده پنجم تصویب کردیم که کمپانی تا سه سال عملیات اکتشافیه خود را ادامه دهد. انی ماده یعنی وقتی که این ماد ه عقب آن ماده پنج که تصویب شده می‌آید (که صاحب امتیاز باید در ظرف شش سال از تاریخ تصویب امتیاز شروع بحفر دو چاه لااقل بنماید) کمپانی راملزم نمکند که بعد از خاتمه عملیات اکتشافیه در ظرف سه سال بلا فاصله شروع بکند بحفر چاه. در ظرف شش سال که نوشته شده در ششماهه آخر شش سال هم می‌تواند شروع بحفر چاه کند. بنده عقیده‌ام اینست که مخصوصاً تذکر داده شودکه صاحب امتیاز بعداز خاتمه عملیات اکتشافیه بلا فاصله شروع به حفر چاه نموده ودر آخر شش سال دوچاه حفر کرده باشد. «در ظرف»ممکنست که در شش ماه آخر شش سال شروع به حفر غیراز عملست. ممکنست در شش ماه آخر حفر نماید ولی ملزم نیست نفت بیرون بیاورد. ولی اگر از اول سه سال شروع به حفر نماید تا آخر شش سال قطعاً نفت بیرون خواهد آورد واینجا کمپانی ملزم نیست که در ظرف سه سال اول شروع بکار کند. ممکنست در آخر شش ماه سه سال از شروع بکار کند وشش سال طول بدهد واین سبب می‌شود که احتکار خواهد کرد.

رئیس ـ آقای شر یعت زاده (اجازه)

شر یعت زاده ـ بعقیده بنده اشکالی که مؤثر در قسمتهای مادی این لایحه است این است: کمپانی که امتیاز می‌گیرد همه نظرش تامین یک منافع مادیست واین نظر اورا ملزم می‌دارد که حتی الامکان آن عملیات رابنماید ودر اینجا هم نوشته شده است که بعد از شش سال در هر دو سال لااقل یک چاه حفر نماید ودر اینمدت کمپانی باید شروع بحفر دو چاه بنماید. بعد از آنهم مقرر شده است که باید لااقل هر دوسال یک چاه حفر نمابد واین در نتیجه مطا لعاتی بوده است که کمپانی توانسته است این وظائف را تصدیق کرده است. بنابر این گمان می‌کنم هیچ اشکالی نداشته باشد.

رئیس ـ آقای حاج میرزا عبدالوهاب (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهات ـ بنظربنده اینطور می‌آید که در دوره سابق همین مذاکره شد که در ظرف شش سال شروع بکند کفایت نمکند باید طوری باشد که لااقل دو چاه را بحفر رسانده باشد. چون مقصود اصلی از دادن امتیاز نفت است اینست که یک پولی در ان مملکت داخل شود. اگر بنا باشد باین تانی داخل شود وبعد از شش سال شروع شود اهمیتی ندارد وبعلاوه اینجا نفت دو هزار پا دارد باید به مقیاس فارسی که معلوم شود هر پا چقدر است این را باید تبدیل بذرع نمایند که قابل مباحثه نباشد وبنده نمی‌فهمم پا یعنی چه.

سهام السطان ـ در این قسمت اظهاری که آقای شیروانی فرمودند سه سال اول راجع بتحقیقات مقدماتی است. تحقیقات مقدماتیش را به موجب همان ماده پنج که فرمودند در مدت سه سال باید خاتمه بدهد وپس از آن شروع بتحقیقات اکتشافیه می‌کند. البته یک مدتی هم برای اکتشافات لازم است. اینست که در ظرف شش سال نوشته شده که تحقیقات را در سه سال اول وعملیات اکتشافیه را در سه سال اخیر کرده باشد ودر ظرف سه سال دوم دو چاه حفر کند.

رئیس ـ آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی ـ عرض کنم توضیح آقای سهام السلطان بنده را بیشتر بد بین کرد زیرا آنطوری که آقا توضیح دادند اجازه داده‌اند بکمپانی که تا سه سال اکتشاف نماید یعنی جمله سه سال که در ماده ۵ نوشته شده است برای تحقیقات مقدماتی است ودر ماده بعد کش می‌دهد که سه سال هم باید تحقیقات اکتشافی را ادامه بدهد چون اینطور که توضیح دادند سه سال تحقیقات اکتشافیه را ادامه می‌دهد ویک ماده دیگری هم است برای تحقیقات مقدماتی این ۶ سال آنوقت صا حب امتیاز بعداز۶ سال از تاریخ امتیاز شروع می‌کند بحفر چاه روز آخر هم جزو ظرف است. روز اول هم جزء ظرف است در همان روز آخر شروع کند ودو چاه حفر نماید وبنده کاملا مخالف ومعتقدم که نوشته شود بعد از سه سال که عملیات مقدماتی تمام شد شروع بحفر دوچاه نماید.

رئیس ـ آقای تدین (اجازه)

تدین ـ اولا اینماده ماده ۹ امتیازنامه است که مطرح است وقتی که باماده ۱۲ قانون تطبیق کنیم می‌بینم هیچ اختلاف ندارد.

ماده ۱۲ قانون این است که:

صاحب امتیاز باید در ظرف شش سال از تاریخ تصویب شروع بحفر چاه نماید. بعد از آن تا مدت انقضاء امتیاز عملیات خود رابلاانقطاع تعقیب و در هر ۲ سال لااقل یک چاه حفر نمائند. و این اشکال که آقای شیروانی کردند بعقیده بنده هیچ وارد نیست برای اینکه بقول شما فرض می‌کنیم که یک روز مانده بآخرشش سال شروع کند بحر چاه دربعد از این عبارت صریح دارد وتصریح می‌کند که درهر ۲ سال یک چاه جدید حفر کند. یعنی بعد از ۶سال در هر ۲ سال یک بار یک چاه جدید حفر کند کلمه جدید امده اینجا می فهماند که غیر از آن ۲ چاه است کلمه حفر کرده است این است که در ظرف ۶ سال او اختیار داشته باشد خواه بعد از سه سال خواه بعد از چهار سال درهر صورت در ظرف این ۶ سال ۲ چاه حفر نمائد و در هر ۲ سال یک چاه جدید حفر کند بقول شما باشد در ظرف هشت سال روی هم رفته ملزوم است که سه چاه حفر کند. شیروانی. شروع بحفر تدین. شروع بحفر نیست در عبارت بعد که نوشته است در هر ۲ سال یک چاه جدید حفر نماید معنایش اینست که در هشت سال سه چاه حفر شده باشد. بنابر این بعقیده بنده این اشکال وارد نیست و در ظرف ۶ سال هم وقتیکه رجوع بمصرف بکنیم متداول حرف هم اینست که یکروز بآخر مدت شروع حفر چاه نمائد

(جمعی اظهار نمودند مذاکرات کافی است)

رئیس. رای می‌گیریم بماده نهم با اضافه لفظ لااقل در سطر دهم شیروانی.

بنده پیشنهاد دارم (پیشنهاد خود را نوشته ارسال نمودند بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم بعد از کلمه امتیاز فقط نوشته شود (۲ چاه لااقل حفر نمائد)

رئیس. آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی. در اینماده نوشته شده است که صاحب امتیاز باید در ظرف ۶ سال از تاریخ تصویب امتیاز شروع بحفر ۲ چاه لااقل نمائد. بنده پیشنهاد کردم که کلمه شروع حذف شود بجای آن نوشته شود لااقل ۲ چاه حفر نمائد و کلمه شروع زیادی است سهام السلطان. بطوری که آقای تدین اظهار کردند در اینجا یک حدودی معین کرده است که صاحب امتیاز باید عمل کند یعنی در ظرف شش سال اول باید ۲ چاه وبعد از آن در هر ۲ سال یک چاه حفر نماید و اگر در اینماده در ست دقت کنید می‌بینید مینویسد: (در ظرف ۶ سال از تاریخ تصویب امتیاز شروع بحفر ۲ چاه لااقل بنماید و بعد از آن تا انقضای مدت امتیاز عملیات خود را بلا انقطلاع تعقیب کند .) این عبارت بلا انقطاع صاحب امتیاز را ملزم می‌نماید از دوز شروع بکار بلا انقطاهع شروع بحفر چاه نماید ووقتی که ملزم باین قید شد که بلا انقطاع عملیات خودش را تعقیب کند البته برای ششماه عقب تر یا جلو تر باید با و وقت داد که از روی تحقیقات و اطلاعات کافی اقدام بعملیات خود کند وباید در ظرف ۶ سال اول آن ۲ چاه را حفر کند والبته عملیاتش را تعقیب می‌کند

رئیس ـ آقای مشیر معظم باپیشنهاد موافقید. مشبر معظم ـ رای می‌گیریم بقابل توجه بودن پیشنهاد آقای شیروانی آقایانی که قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه نشد اصلاح پیشنهاد ی آقای حاج میرزاعبدالوهاب (بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم عبارت ماده ۹ از قرارذیل اصلاح شود صاحب امتیاز باید در ظرف ۶ سال از تاریخ تصویب امتیاز لااقل ۲ چاه حفر نماید.

رئیس ـ این همان پیشنهادیاسن که در شد

حاج میرراعبدالوهاب ـ بلی رد شد

رئیس ـ بنده نمی‌گویم مجلی می‌گوید رد شد. رای می‌گیریم بماده ۹ مشیر معظم. اجازه میفرمائید

رئیس ـ پیشنهاد که ندادید نمی‌توانید مذاکره کنید مشیر معظم ـ این جا یک اشکالی دارد

. رئیس =چه اشکالی

مشیر معظم ـ در این ماده یک لااقل اضافه میشئد ماده که اصلاح می‌شود دو طرف دارد یکی دولت ویکی هم کمپانی هم قبول کند اگر قبول نکرد تکلیف چیست.

رئیس ـ این اشکال شما وارد نیست برای اینکه وقتی کمیسیون قبول کرد باید

عمادالسلطانه ـ کمیسیون قبول نکرد.

مشیرالدوله ـ کمیسیون قبول نکرد

رئیس ـ نظریه کمیسیون چیست سهام السلطان منشی کمیسیون سابقاً در کمیسیون مذاکره کردیم که لااقل ۲ چاه کند این نظریه کمیسیون بود حالا بعقیده بنده مانعی ندارد ولی هر طور مقتضی میدانند عمل کنند.

رئیس ـ بالاخره چه می فرمائید

سهام السلطان – بنده عرض کردم نظر کمیسیون اگر ردشد آنوقت بااضافه لفظ لااقل رای می‌گیریم حالا رای بماده ۹ پیشنهادی کمیسیون آقایانیکه ماده نهم را بترتیبی که در را پرت نوشته شده وطبع وتوزیع شده (بدون لفظ لااقل یعنی لااقل در سطر دهم نباشد) تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اکثر قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شده رای مشکوک شده است بنده شمردم چهل وهفت نفر بود آقای اقبال الممالک می‌فرمایند ۴۴ نفر دو باره رای می‌گیریم آقای اجاق (اجازه)

اجاقی ـ عرض می‌کنم که درست توضیح بفرمائید که چطور باید رای بدهیم

رئیس ـ این راپرتی که نوشته شده است مگر طبع وتوزیع نشده است.

اجاق ـ چرا

رئیس ـ به عین آن چیزی که در راپرت نوشته شده است رای می‌گیریم

اجاق ـ بدون لفظ لااقل

رئیس ـ بهمان چیزی که در راپرت نوشته شده است رای می‌دهید. رای می‌گیریم بماده ۹ بترتیبی که در راپرت کمیسیون نوشته شده است آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اکثریت قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد ماده دهم قرائت می‌شود

(بشرح ذیل قرائت شد)

ماده دهم ـ در صورتی که بعد ازمدت سه سال عملیات اکتشافیه بر متخصصین صاحب امتیاز محقق شد که نفت بمقدار کافی وقابل تجارت که مستلزم تعقیب عملیات باشد در قطعات چهار گانه یافت نمسشود صاحب امتیاز می‌تواند بوسیله یادداشت کتبی یوزارت فوائد عامه در تهران امتیاز خود را فسخ نماید در ان صورت از تاریخ یادداشت مزبور این امتیاز بلا عوض وبدون اینکه صاحب امتیاز هیچگونه حق ادعائی وتقاضای خسارتی داشته باشد بدولت مسترد می‌شود وکلیه مقررات وحقوق ومزایا والئزامات مثبته و منفیه حاصله از این امتیاز ومزایا لغو وبلا اثر خواهد بود وبعلاوه مقررات در صورت فسخ بترتیب فوق صاحب امتیاز دیگر بهیچ وجه حق تعقیب عملیات خود رادر حدود وقطعات چهار گانه نخواهد داشت

رئیس ـ آقایان داور وتدین موافقند

داور – تدین ـ بلی

آقا سیدیعقوب – گمان می‌کنم نظریه کمیسیون هم با عرایضی که می‌خواهم عرض کنم موافق باشد ما این انتیاز را که می‌دهیم برای اینست که بیایند و نفت استخراج نمایند. ودر واقع باید در مقام عمل باشد این مطلب مذکور ذهن تمام آقایان هست و در دوره چهارم هم درآ ن مذاکره شد این عباراتی که در اینجا می‌نویسد (قابل تجارت که مستلزم تعقیب عملیات می‌باشد در قطعات چهارگانه یافت نمی‌شود صاحب امتیاز می‌تواند بوسیله یادداشت کتبی پوزارت فوائد عامه در تهران امتیاز خود را فسخ نماید) بنده عرض می‌کنم بعد از انکه در مدت سه سال مامورین و متخصصین کمپانی امدند وتحقیقات خود را کردند ودیدند نفت نیست باید ول کنند دیگر کلمه (می‌تواند) یعنی چه؟ یعنی می‌تواند ول کند ومی‌تواند ول نکند اینجا ما آمده‌ایم ویک اخبیاری داده این بکمپانی وگفته‌ایم بعد از سه سال عملیات وتحقیقات متخصصین تازه کمپانی می‌تواند ول کند ومی‌تواند ول نکند حالا اگر متخصصین آمدند وتحقیقات کردند وگفتند نفت نیست آن وقت اگر کمپانی دست بر نداشت آن محظوری که ماداریم این است که ما باید پنجاه سال در محضور باشیم و این یک احتکاری است واین مطلب مذکور ذهن تمام آقایان هست که منظور مااز دادن این امتیاز احتکار نیست عنوان استخراج نفت وبکار انداختن این معادن است باین جهت باید یک عبارتی بنویسیم که بعد از سه سال پس از آنکه متخصصین کمپانی تحقیقات کردند دیدند نفت نیست باید دست بردارند ولی این لفظ (می‌تواند) اورامختار کرده است یعنی می‌تواند ول کند وهم ول نکند

سهام السلطان ـ اگر آقای آقاسید یعقوب درست دقت بفرمایند در این مواد کمپانی تعهداتی می‌کند که باید در هر تاریخی یک عملیاتی وآنوقت در صورتی که بعد از سه سال تحقیق واکتشاف معلوم شد که نفت نیست آنوقت نمی‌تواند آن تعهداتی راکه دارد انجام بدهد بنابر این مجبور است امتیازش را واگذار کند زیرا اگر امتیاز واگذار نکرد باید در ظرف شش سا ل سیصد هزار دلار خرج نموده ودوچاه حفر کند وبعد ازآن در ظرف هر دوسال یکچاه حفر نماید این عملیات را باید لا اقطع بکند باید مخارجی بنماید واگر نفت نبود خود کمپانی قهراً فسخ می‌نماید.

رئیس ـ آقای مشار اعظم (اجازه)

مشار اعظم ـ اینکه مخبر محترم فرمودند کمپانی ملزم است که یک کار هائی بکند ما مطابق ماده پنچم تصویب کردیم که عملیات او در ظرف سه سال فقط دادن را پرت ونقشه برداری است در ماده پنجم می‌نویسد) صاحب امنیاز متعهد است که در ظرف سه سال فقط از تاریخی که امتیاز از تصویب مجلس شورای ملی می‌گذرد نقشه‌ها وراپرتهای خود را که راجع بتحقیقات مقدماتی مذکوره در ماده چهارم باتمام رسانیده بدولت تقدیم نماید) بنابر این آن هشتصد هزار دلاری که برای مخارج اینکار منظور شده است در ظرف آن سه سال اولی ممکن است بمصرف نرساند واگر هم خرج شد یک مقدار قلیلی باشد ..

سهام السلطان ـ سیصدهزار دلار است.

مشار اعظم ـ بلی ومن بدبین نیستم وبقین دارم که کمپانی برای تحصیل منافع کار می‌کند ونباید گمان هم بود که یک روزی ممکن است یک چیز هائی اورا ملزم کند که این کار را بکند ودر این باب نباید سوء ظنی داشت ولی درهر حال این یک نقطه قابل اهمیتی است برای اینکه ما استنباط می‌کنیم در مسئله نفت یک جزیانات سیاسی هم هست که آنها خیلی قابل رعایت است بنابر این اگر در ظرف سه سال اول که به کمپانی حق داده شده است که تفتیشات نماید اگر متخصصین خودش گفتند نفت نیست آنوقت صرف نظر می‌نماید ومیرود اینجا فقط برای ما یک مدتی انتظار و تعطیل وقت خواهد بودبرای اینکه مایک مدت زحمت کشیدیم برای اینکه تحصیل منافع کنسم بالاخره معلوم شد که کمپانی بیک جهاتی نتوانست اینکار را بکند وبخیال افتاد که از این مسئله صرف نظر کند ومنصرف شود بنده نسبت باین مسئله بدبینی ندارم اما بعقیده بنده اگر این ماده یک قدری التزانات کمپانی رابیشتر می‌کرد اگر بعد از سه سال بخواهد برود یک التزاماتی در مقابل دولت ایران داشته باشد که بآنها عمل کند بهتر بود وبکلی صرف نطر کردن وگذاشتن ورفتن این اسباب تعطیل وقت است وممکن است برای ما نتیجه نداشته باشد وبعقیده بنده این یک موضوع قابل دقتی است

رئیس ـ آقای تدین (اجازه)

تدین ـ بنده بعد از بیاناتی که آقای سهام السلطان نمودند دیگر زائد میدانم چیزی عرض کنم این ماده که ایشان قرائت کردند فقط راجع بنقشه برداری در راپرت نیست این ماده همان طوری که عرض کردم مرتبط بماده قبل است. صاحب امتیاز متعهد است که در ظرف ششماه از تاریخ تصویب امتیاز درمجلس متخصصین خود را بایران اعزام نماید که تفتیشات و تحقیقات لازمه معرفه الارض وامتحایات وجود نفت را که از علائم طبیعت ارضی شتاخته می‌شود قطعات چهار گانه بعمل آورند. اولا باید این کارها رابکند و بعد از ایتکه این کارها تمام شد آنوقت نقشه‌های نقاطی که تصور می‌کند نفت دارد تهیه کرده وراپرت بدهد که در کجا وکجا نفت ا ست. بنابر این در ظرف سه سال کمپانی بتید تحقیقات خودش رابکند این راهم باید تشخیص داد که کمپانی که آمده است که امتیاز رابگیرد نه این کمپانی مخصوص بلکه هر کمپانی که بیاید امتیاز بگیرد برای اینست که نفت استخراج کند وبصرف تصور که در فلان نقطه نفت خواهد بود نمی‌تواند یک التزاماتی راعهده دار شود سه سال برای تحقیقات فرجه دارد بعد از تحقیقات اگر نفت بمقدار کافی برای تجارت بود عملیاتش تعقیب می‌کند اگر نبود معقول نیست که بگوئید تعقیب کن وپول بی خود خرج کن این حرف حسابی نیست واز نقطه نظر جنبه‌های سیاسی که ایشان فرمودند بنده تصور می‌کنم بقدر قوه در مقدورهم در دوره چهارم وهم در این دوره دقت‌های لازم شده است در قانون سابق هم که از مجلس گذشته است همین طور منظور شده است در این امتیاز هم در ظرف مدتی که در کمسیون بوده است در تمام جمله‌ها و فراز‌ها آ ن دقت کامل شده بنابراین در آنقسمت‌ها هم قابل نگرانی نیست.

رئیس ـ پیشنهاد آ قای آقا سید یعقوب قرائت می‌شود.

(بشرح ذیل قرائت می‌شود)

بنده پیشنهاد دارم که بجای کلمه می‌توان باید نوشته شود.

رئیس توضیح بهید.

آقا سید یعقوب همانطور که بنده تذکر دادم وآقای مشاور اعظم هم توضیح دادند این‌ها یک چیزها یی است: که در موقع عمل چون ما گیر افتادیم از این جهت است که ناچیزیم بقدری مسائل واضع بنویسند که قبودش روشن شود بعقیده بنده کلمه می‌تواند (باید) تبدیل شود برای اینکه بعد از سه سال نفت پیدا نشد دست از جان ما بردارد وبرود دیگر چه می‌خواهد.

سهام السلطان ـبا توضیحاتی که داده شد گمان می‌کنم آقای آقاسید یعقوب متقاعد شده و پیشنهادشان را پس بگیرند.

(در این موقع بعضی از نمایندگان از مجلس خارج شده وعده برای رای گرفتن کافی نبود)

آقای سید یعقوب خیلی قریب است لایحه امتیاز نفت مطرح است وآقایان اقلیت در مجلس نمی‌آیند.

حاج میرزا عبدالوهاب تنفس بدهید رئیس به آقایان گفته شد بیایند رای بدهند بعد از این ماده تنفس داده می‌شود.

(باز هم چند نفر خارج شدند)

رئیس ـ چون عده کافی نیست مجلس را تعطیل می‌کنیم (در این موقع جلسه برای تنفس تعطیل و بعد از نیمساعت مجددا تشکیل می‌شود)

رئیس چون عده کافی نیست مجلس ختم می‌شود. جلسه آتیه پس فردا پنجشنبه دستور هم همین لایحه نفت. آقای تدین (اجازه)

تدین ـ یک لایحه راجع به بمستری وشهریه یک عده ازصاحبمنصبان وزارت جنگ در کمسیون بودجه تصویب و راپرت آن هم گویا داده شده است اگر متقضی بدانند آن را هم در آخر جلسه جزء دستور بگذارند.

رئیس اگر حاضر شد جزء دستور می‌گذاریم.

آقا آقاسید یعقوب (اجازه)

آقای سید یعقوب بنده خواستم عرض کنم که در نظامنامه برای این ذکری نمی‌کنند و حقیقته نمیدانم مجلس در این باب چه تصمیمی خواهد گرفت برای اینکه وقتی که زنگ زده می‌شود آقایان نمی‌آیند وبنده خودم نمیدانم که این چه ترتیب است. جماعتی از آقایان می‌آیند در مجلس می‌نشینند وجماعتی نمی‌آیند امتیاز نفت مطرح است که مبتدا به تمام ملت ایران است من نمیدانم در این باب چه باید کرد و چه تصمیمی اتخاذ کرد کلام بنده نیش دار نیست و بیان حقیقت است عده‌ای از نمایندگان وتماشاچی می‌آیند در این گرما اینجا می‌نشینند وعده از نمایندگان نمی‌آیند تکلیف ما چیست؟ آخر چه باید کرد؟ خوبست یک ماده به مجلس پیشنهاد شود وقتی که زنگ زده شد: آقایان بئایند اگر نیائند جریمه شوندشوند و یک چیزی باشد که ما ملتزم بآن باشیم این است عرایض بنده بدون اینکه نظری بهیشکس داشته باشیم. رئیس ـ خوب حالا هم اگر بخواهید تکلیفی معین کنید عده تان کافی نیست.

(مجلس مقارن ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی موتمن الملک

منشی معظم السلطان م ـ شهاب‎