مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۲ شهریور ۱۳۰۴ نشست ۱۹۸

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۲ شهریور ۱۳۰۴ نشست ۱۹۸

مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۲ شهریور ۱۳۰۴ نشست ۱۹۸

جلسه ۱۹۸

صورت مشروح مجلس یکشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۰۴ مطابق صفر سنه ۱۳۴۴

مجلس دو ساعت و نیم قبل از ظهر بریاست آقای حسینخان پیرنیا تشکیل گردید (صورت مجلس پنج شنبه نوزدهم شهریور را اقای اقا میرزا شهاب قرائت نمودند)

رئیس ـ آقای شوشتری (اجازه)

شوشتری ـ قبل از دستور عرض دارم.

رئیس ـ آقای رضوی (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب رضوی ـ قبل از دستور

رئیس ـ آقای نظامی (اجازه)

میرزا یدالله خان نظامی ـ قبل از دستور

رئیس ـ آقای اخگر (اجازه)

اخگر ـ قبل از دستور

رئیس ـ صورت مجلس ایرادی ندارد

(گفتهند خیر)

رئیس ـ آقای شوشتری (اجازه)

شوشتری ـ بر حسب وظیفه دو موضوع را می‌خواهم عرضه بدارم. یکی موضوع نان طهرانست و یکی راجع به مدینه منوره. اما قضیه نان طهران بهیچ وجه تقصیر و قصوری از طرف دولت نبوده و شاید بعقیده بنده این قصور برمیگردد به بی اطلاعی یک عده ناچارم بمجلس تذکر بدهم و جلب خاطر نمایندگان را بکنم که مردم پایتخت و سایر ولایات که اکثریت آنها تشکیل از فقراء و ضعفاء و بیچاره‌ها است حقیقتاً با این روز بدبختی و فلاکت باید…. مستوره را هم همراه آورده‌ام و این مستوره را آقای امیرخان اعلم که در اینجا تشریف دارند می‌خواهم از ایشان تقاضا کنم که یک عده از متخصصین شیمی بیاورند اینجا تجزیه کنند ببینند این چه چیز است. بگربه دادم نخورده به سگ دادم نخورده. بنده افواها می‌شنوم که د ر صد من گندم طهران ۲۵ من گرگاس یعنی سر شکافته عمداً می‌زنند و ۵ سیر هم تلخه برای این که مردم کمتر بخورند. خوب اگر بنا است مردم بمیرند ممکن است دو شیشه استر کنین در تمام سقاخانه طهران بریزند که یک دفعه مردم بمیرند والا اینکه زندگی نیست. حالا قصوررا بنده عرض می‌کنم از کجاست. بنده عرض می‌کنم قصور از همان اشخاصی است که اگر شخص رئیس محتر م دولت یا وزیر مالیه یا نمایندگان مجلس شورای ملی بخواهند به مقام آنها اعتراض کنند با تعهدات و تقبلانی که ما با آنها کرده‌ایم …. . مثلا در هفتمین راپورت می‌نویسد که رئیس محتر م دولت فلان توصیخه را کره در صورتی که آن توصیه به نفع آنها بوده یا فلان عملی که رئیس دولت می‌کند در صورتیکه به مصالح آنان است آنها تصور می‌کنند که اینها بر خلاف مقررات با آنهاست. مثلا اگر یک کسی شکایت کند از امین مالیه و تحصیلدار والیه …… سند دارم توی جیبم. در کرج یک کسی یک کاغذ خصوصی می‌نویسد بطرف تاجرش که جورا از ما رسول خان نام مفتش (چند روز است توی بغل بنده است با قبوضی که تحصیلدار مالیه امضاء کرده است) با فشار می‌گیرد بنه تومان و نیم و به نظامی‌ها در حضور ما می‌فروشند بیهجده تومان. وقتی از ما می‌خرند ۹ تومان و نیم قبض بما می‌دهند پول هم بما نمی‌دهند اما می‌فروشند به نظامی‌ها و ۱۸ تومان پول می‌گیرند. نظانی‌ها هم ناچارند بخرند صداشان هم نمی‌تواند در بیاید ما هم صدایمان نمی‌تواند در بیاید. در مجلس شورای ملی هم اگر یک وقتی یکی از نمایندگان بخواهد حرفی بزند که با این وضعیت و با این جریانی که شما پیش گرفته‌اید با اینکه حکم می‌کند کسی از خارج گندم نخرد مبادا احتکار کند این مملکت این پای تخت یک آتیه خطیری دارد. آخر باید پنجماه دیگر ششماه دیگر را هم ملاحظه کرد. بنده این را تقدیم حضور ریاست پناهی می‌کنم ببیند سگ می‌خورد آخر بکی باید گفت. مردم رئیس محترم دولت می‌خواهند بگویند رئیس محترم دولت چه بکند غیر از مجلس شورای ملی هم پناهگاهی دارند؟ اگر پناهگاهی دارند نشان بدهید. این یک موضوع ـ موضوع دیگر راجع به مدینه منوره است. چندی قبل در جرائد مطرح شد بی سیم‌ها هم خبر دادند بنده برحسب وظیفه دیانتی و شرعی و هر یک از آقایان نمایندگان که تصدیق کردند آنها هم بر حسب وظیفه دیانتی و شرعی و سیاسی و ملی و مملکتی خودشان اظهار کردند تنفر و احساساتی فرمودند. رئیس محترم دولت هم تشریف اوردند این جا تصریحاً تصدیق فرمودند از طرف نمایندگان دولت ایران. اخیراً بی سیمها (که سابق می‌گفتیم لااعتبار بالقرطاس حالا باید بگوییم لااعتبار بالبی سیم) از قول نماینده ابن سعود یک چیزهایی توی این مملکت منتشر کردند اگر حقیقتاً اصل قضیه واقع نشده است کمیسیون محترمی که رئیس محترم دولت آمده است اظهار کرده است و مجلس معین کرده کمیسیون محترم این قضیه را تکذیب بفرمایند. و اگر حقیقتاً واقع شده است و برای نظریات سیاسی و برای آن احساسی که در مسلمانهای دنیا تولید شد که دست هیچ متجاوز و متجاسرین نباید بمکه و مدینه دراز شود این انتشارات پیدا می‌شود این را باید جلوگیری کرد عرض بنده همین است

رئیس ـ آقای رضوی (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب رضوی ـ بنده هم می‌خواستم راجع به کلیه ارزاق مملکت عرض بکنم حالا آقای شوشتری یک اندازه فرمودند بنده راجع بهمدان عرض می‌کنم همدانیها چیزیکه داشتند یک نان خوبی داشتند کم کم اداره ارزاق داروندارشانرا هم از دستشان می‌گیرد. یک اداره در آنجا تأسیس کرده‌اند و حکم کرده‌اند که گندم بیاورند خرواری سیزده تومان بدهند بنده حالا کار بقیمتش ندارم ولی چیزیکه هست در این موقع خرمن باید انبارهای همدان پر شود و برای زمستان که برفو باران و گل است و راهها بسته می‌شود تهیه ببینند. این تهیه هم باید از حدود کردستان و ملایر و سایر ولایات بشود چون امسال در همدان خودش تخمی دو تخم بیشتر نروئید و باید گندم از آن اطراف بیاید و بواسطه همین قیمتی که گذاشته‌اند هیچکس گندم نمی‌آورد حتی خود مالکین همدان هم شاید گندمهاشانرا تفریط کنند و همدان در زمستان آتیه دچار یک قطعی سختی بشود و همه از گرسنگی بمیرند. بنده بنام ملت همدان (چون آقایان نمایندگان تمام ایران هستند) تقاضا می‌کنم آقایان یک کاری بکنند که همدانیها در زمستان دچار قحط و غلا نشوند و مثل سنه هزارو سیصدو سی و شش مردم فوج فوج نمیرند و اگر این رویه که دولت اتخاذ کرده ادامه پیدا کند عقیده بنده این است که در آنجا سی هزار نفر از گرسنگی خواهند مرد. خوب است تا زود است یک فکری بشود که اهالی آنجا از گرسنگی نمیرند. این یک عرض بنده و اما آن فرمایشی که آقای شوشتری کردند و از کمیسیون سوال کردند عرض می‌کنم که کمیسیون هنوز نه تصدیق این مسئله را می‌تواند جدأ بکند نه تکذیب آنرا چون دولت در صدد تحقیق و تفتیش است. ولی نتوانسته این مسئله را صدق و کذبش را صحیحاً بدست آورد. دولت مأمورینی معین کرده از مأمورین آنحدود که این مسئله را صریحاً بروند و تحقیق کنند و نتیجه اش را بدولت خبر بدهند البته دولت که تحقیق کرد بکمیسیون می‌گوید کمیسون هم بعرض مجلس خواهد رساند

رئیس ـ آقای نظامی (اجازه)

آقا میرزا یدالله خان نظامی ـ از فرمایشات نماینده محترم آقای شوشتری استفاده کردم که در قسمت ارزاق عرض کرده باشم. آقایان میدانند که امروز دولت بانواع و اقسام از برای تأمین ارزاق جدیت می‌کند……

آقا شیخ جلال ـ اینطور نیست

نظامی ـ برای اینکه دولت بانواع و اقسام امروزه از نقاط با کمال سرعت جنس وارد کرده و اما در قسمتی که می‌فرمایند در بعضی نقاط بواسطه هرج و مرج وضعیت جنس بهم خورده آنرا هم بنده تصدیق می‌کنم و راجع به رسول خان عرض می‌کنم زمانی که در تهران جو خرواری دوازده تومان بود برسول خان خیر. بمحمد خان دستور داده شد که جو را خرواری شش تومان خریداری بکند این بود که از اشخاصیکه جو خریدند آنها پول را نگرفتند و شکایت کردند حکم صادر شد مطابق نرخ تهران بعد از وضع کرایه قیمتش را بدهند خواستم اساساً بعرض آقایان برسانم که اداره ارزاق اساساً بوسیله رسول خان یا محمد خان جو نخریده. باید از دولت چیزی را منتظر شد و خواست که امروز وجود داشته باشد. اگر در نظر اقایان باشد در بیست و دوم قوس بنده در مجلس پیش بینی کردم که اوضاع ارزاق در آتیه بد خواهد شد. کلیه ورامین که پیش رس ارزاق این شهر بوده محصول نداشته تقصیر دولت چیست؟ ساوجبلاغ و شهریار هم تخمی دو تخم می‌شود تقصیر دولت چیست؟ اغلب اقایان که اطلاع دارند میدانند تقصیر از دولت نیست ولی باز هم تصدیق می‌کنم که یک قسمت از عملیات ادارة ارزاق که دولت هم هیچ خبر ندارد خوب نیست. این یک عرض بنده عرض دیگر آنکه در دو جلسه قبل پیشنهاد خشکانیدن سیاه آبهای شهریار جزو دستور شد و بنده خوشوقت بودم و اهالی مملکت امیدوار بودند که تب و نوبه تخفیف پیدا خواهد کرد و مردم از این مرض کمتر خواهند مرد متأسفانه آقای داور پیشنهاد فرمودند از دستور خارج شود چنانچه بنده ادای وظیفه می‌کنم. البته حق اعتراض بایشان هم ندارم زیرا ایشان هم قانوناً اظهار عقیده کرده ولی برای اینکه ادای وظیفه کرده باشم و اقدامات خودم را تعقیب کرده باشم امروز بعرض میرسانم پیشنهاد بنده متجاوز از یک سال در کمسیون فوائد عامه مطرح بود از کمیسیون فوائد عامه بوزارت فوائد عامه مراجعه شد وزارت فوائد عامه هم موافقت نظر خودش را بکمیسیون فوائد عامه پیشنهاد کرد. بنده از مخبر کمیسیون فوائد عامه و اگر تشریف ندارند از یک نف از اعضای کمیسیون سوال می‌کنم و اگر آقای آقا سید یعقوب اظهار کنند. البته بهتر است که ببینم نتیجه عملیات کمیسیون راجع به پیشنهاد بنده چه شده که بنده و مردم این مملکت امیدوار باشیم مرض مالاریا بالاخره از بین می‌رود.

رئیس آقای اخگر (اجازه)

شوشتری ـ بنده توضیحی دارم

رئیس ـ تأمل کنید

اخگر ـ بنده چون در نتیجه خوردن این نانهای معمولی مریض شده‌ام نمی‌خواستم در تعقیب فرمایشات آقایان اظهاری بکنم ولی در تعقیب اظهارات آقای میرزا یدالله خان مجبور شدم یک عرایضی بکنم. اولا اظهاراتی که راجع بنان و اداره ارزاق در اینجا می‌شود هیچیک از این اظهارات برخلاف دولت نیست. دولت مستقیماً در اداره که باسم اداره ارزاق موسوم است مداخله ندارد که اگر مادر این جا اظهاری بکنیم راجع بدولت باشد…

آقا سید یعقوب ـ پس خارج از قدرت دولت است.

اخگر ـ خیر داخل در قدرت دولت است ولی چیزیکه هست بدولت تذکر داده می‌شود که جلوگیری کند. اداره ارزاق از قراریکه بنده شنیده‌ام پارسال درنتیجة فروش گندم و جو قریب یک میلیون مازاد داشته و معلوم نیست این را چه کرده‌اند در راپرتهای دکتر میلسپو وقتی نگاه کنیم می‌بینیم مقداری هم برای ادارة ارزاق قرض بر ما تحمیل شده و تنزیلش جزو بودجه عمومی پرداختخ می‌شود معذلک وقتیکه نگاه می‌کنیم می بینیم نانی که تهیه می‌کنند در پای تخت که تمام وکلا ء حضور دارند و وزراء هم هستند یک نانی است که اساساً نمی‌شود گفت چون گندم نیست اینطور است. اگر گندم نباشد باید نان کم باشد ولی بنده نمی‌توانم تصدیق کنم که چون گندم را سن زده عوض گندم مثلا نمک بیرون آمده. یا سنگ توش است یا شن هست اگر کندم نباشد یا کم باشد باید نان کم باشد ولی ما می‌بینیم نان هست ولی نان نیست. یک چیزهایی داخل نان می‌کنند که می‌توان یقین کرد بواسطه بی مواظبتی متصدیان اداره ارزاق است و اظهاراتی هم که در اینجا می‌شود برای این است که بدولت تذکر داده شود یک تفتیش کاملتری در آن اداره بکنند و یک ترحمی بحال مردم بکنند والا تمام مردم مریض می‌شوند و از خوردن این نان می‌میرند.

جمعی از نمایندگان ـ دستور

رئیس ـ وارد دستور شدیم

(گفتند بلی)

شوشتری ـ بنده دوکلمه توضیح دارم

رئیس ـ خبر کمیسیون تجدید نظر در قانون استخدام مطرح است آقای یاسائی (اجازه)

یاسائی ـ راجع به راپرت کمیسیون تجدید نظر در قانون استخدام کشوری اگر هست بنده مخالفم.

رئیس ـ بلی مطرح است. آقای تقی زاده. (اجازه)

تقی زاده ـ آنروز دراینجا مذاکراتی شد و بعضی آقایان مخالف بودند. ولی دلائلی که برای مخالفت این مطلب ذکر کردند با وجود اینکه اغلب فی حد ذاته منطقی بود معذالک بعقیده بنده آن دلائل منظور نظر واضع قانون اساسی نبوده. البته اینکه آقایان فرمودند اگر یک نف دو حقوق بگیرد جمعی که که در خارج هستند بیکار می‌مانند اینحرف صحیحی است و همچنین خیلی مطالب دیگر که گفته شد ولی اصل منظور نظر قانون گذار در قانون اساسی بعقیده بنده یک مطلب اساسی بوده است که روح قانون همین است و آن اینستکه که نمایندگان ملت از نفوذ دولت کاملا آزاد و مستقل الفکر باشند و دولت هم از نفوذ غیر رسمی نمایندگان آزاد باشد یعنی اگریک کسی در یکی از ادارات دولتی یا دوائر دولتی یا مؤسسات دولتی هر عبارتیکه بگوئید هست و بیک نحوی از انحاء از خزانه دولت باو پول می‌رسد. بنده عرض می‌کنم یک کسی که ثباتست در وزارت خارجه او بدولت چه تعلقی دارد؟ چه بستگی دارد؟ غیر از اینکه پول می‌گرید ترسش ازدولت واطا عتش از اوامر دولت فقط برای مواجبش است ترس دیگری ندارد. پس اگر من در یک اداره مثلاً اوقاف فلانجا باشم یک تعلق غیر رسمی بدولت داشته باشم یک چیزی مرتب ومنظم بمن می‌رسد وهمین بستگی را دارم یعنی ملاحظه در بین است اگر بر خلاف میل دولت و مجلس حرفی بزنم آن چیز قطع می‌شود و در اینصورت نماینده ملت همیشه تحت تاثیر نفوذ دولت وحکومت وقت واقع می‌شود و مطابق میل او باید رفتار کند از طرف دیگر اگر در آن اداره دولتی که هست بخواهد ترفیع رتبه پیدا کند. بدولت اصرار می‌کند اگر ندهد آنوقت دولت در تحت تهدید او واقع می‌شود ودولت برای اینکه در مجلس تحت فشار او واقع نشود مباید ونظریه او را تامین می‌کند واینکه در قوانین اساسی تمام ممالک عالم منظور کرده‌اند که نماینده ملت نباید بستگی بدولت داشته باشد واز خزانه دولت غیر از آنچه از خزانه مجلس بطور غیر مستقیم از دولت می‌گیرد چیزی بگیرد برای اینست که مستقل الفکر باشد آزاد باشد در عقیده خود و حقیقه نماینده ملت باشد خواستم خاطر آقایان را مستحضر کنم که برای آینده حکومت ملی این مطلب خطر ناک است مشروطه ما که روی این قانون اساسی قرار گرفته بود بقدر کافی هویت خودش را گم کرده وضعیت شده اما اگر این قدم را هم امروز برداریم حکومت ملی بکلی ضعیف می‌شود این یک مطلبی است که اساس قانون اساسی را ما تفسیر می‌کنیم اما تفسیر نباید خارج از روح قانون اساسی باشد. این تفسیر مخالف روح قانون اساسی است خوبست با اینگونه تفسیرات مختلف روح قانون اساسی را از بین نبریم واینکه بعضی آقایان تکیه باالفاظ کردند یکی می‌گوید حرفه است یکی می‌گوید چیز فنی است. حالا حرفه اگر معنای صحیحش را بخواهیم همان بنائی ونجاری واین چیزها است والا مهندس که در قور خانه کار می‌کند البته فن خودش را نمی‌فروشد علم خودش را نمی‌فروشد یکچیزی از دولت می‌گرید و در مقابلش برای دولت کار می‌کند مدارس دولتی هم مخالفتی با محیط ادارات دولتی ندارد که بگوئید این اداره نیست البته وقتی قانون اساسی در مملکت نوشته می‌شد مدارس دولتی نبود و وزارت علوم درستی هم نبود دولت هم مثل سایر ممالک هزار مدرسه نداشت اولادش را در یک مدرسه ملی می‌گذاشت مدارس دولتی هم در حقیقت همان اداره دولتی است اداره همان است که از دولت پول می‌گیرد و بعقیده بنده برای حفظ روح قانون اساسی این مطلب را باید مجلس باکثریت رد کند.

رئیس ـ پیشنهاد شده است که این مطلب از دستور اوروز خارج وشد. آقای بیات (اجازه)

مرتضی قلیخان بیات ـ چون یک اختلاف نظری در موضوع هست بعقیده بنده این اختلاف چون راجع بتفسیر قانون اساسی هم هست این اختلاف در خارج رفع شود بهتر از اینستکه در مجلس با یک اختلاف نظری تصویب یا رد شود برای توافق نظر بنده پیشنهاد کردم از دستور امروز خارج شود و در خارج مجلس مذاکراتی بشود که در مجلس اختلافی در تفسیر قانون اساسی نباشد.

رئیس ـ آقای آ قا میرزا شهاب ـ (اجازه)

آقا میرزا شهاب ـ بنده با این پیشنهاد مخالفم چون دو روز است وقت مجلس برای این پیشنهاد تضییع شده امروز هم از دستور خارج شود برای اینکه یکمرتبه دیگر جزو دستور شود و دو روز دیگر وقت مجلس را اشغال کند خوب نیست. بعقیده بنده حالا دو روز در این موضوع وقت مجلس تضییع شده و همه آقایان فهمیده‌اند و دانسته‌اند خوبست تکلیف این لایحه معین شود و برای جلسات آتیه نگذاریم.

رئیس ـ آقایانیکه پیشنهاد آقای بیات را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اغلب نمایندگان قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. خبر کمیسیون بودجه راجع به ورثه مشاورالملک مطرح است (بمضمون ذیل قرائت شد (ماده واحه ـ وزارت مالیه مجاز است از اول فروردین ۱۳۰۳ ماهی یکصد تومان شهریه بورثه مرحوم میرزا محمود خان مشاورالملک از محل بودجه وزارت امور خارجه…… محسن خان پسر تا سن ۲۰ سالگی ۵۰ تومان ربابه خانم عیال مادام که شوهر اختیار نکرده ۲۵ تومان همدم خانم دختر مادام که شوهر اختیار نکرده ۲۵ تومان جمع صد تومان بشرح فوق تأدیه نماید.

رئیس ـ آقای افشار (اجازه)

افشار ـ موافقم

رئیس ـ آقای شریعت زاده (اجازه)

شریعت زاده ـ موافقم

رئیس ـ آقای حائری زاده.

حائری زاده ـ اصلا یک اصلی در مجلس چهارم بود و من خیال می‌کردم این آقایان امریکائی که استخدام می‌شوند این اصل از بین می‌رود نمیدانم چه شده است که اینها هم موفقیت حاصل نکرده‌اند قانون استخدامی گذشت برای مستخدمین و یک درجاتی معین کردند برای تقاعد آنها و برای ورثه آنها. لوایح خاص شهریه باشخاص دادن خوب نیست هر فلسفه‌ای که برای این شخص معتقد شویم همقطارش در این مملکت صدهزارتاست یک فلسفه که فقط موجب باشد تشخیص معین این حقوق را بدهیم و دیگران را مسکوت عنه بگذاریم نداریم بنده این شخص را نمی‌شناسم ولی در مقدمه راپرت یک شرحی ذکر کرده که این شخص مشاورالملک که مرحوم شده در خدمت دولت خدمات علمی کرده بود ه است و زحماتی کشیده است مواجب به پسر او دادن اگر این پسرش باید برود تحصیل کند باید در بودجه معارف چیزی برایش منظور کنند مثل اینکه می‌گویند شاگرد را خرج می‌دهند در مدرسه درس بخواند اینهم درس بخواند و اگر یک حقوق و مواجبی می‌خواهند بدهند برای شخص که این حس استقلال را در مردم می‌کشد این حقوق دادن یک ملتی تولید می‌کند اتکالی. یک اشخاص نمی‌شوند که اعتماد به نفس داشته باشند یک افرادی می‌شوند که تکیه گاهشان بشخص خودشان نیست که در سایة عملشان کار پیدا کنند. تمام در فکر این می‌شوند که کی می‌شود حقوق این ماه را بگیرند دنبال هیچ کسب وکاری نمی‌روند. بدیهی است این پسری که ماهی پنجاه تومان برایش معین می‌کنند چها روز دیگر خرجش زیادتر می‌شود اگر چه نوشته تاسن بیست سالگی ولی معلوم نیست چه روزی می‌رسد بسن بیست سال این حس استقلال که باید در افراد باشد کشته می‌شود بواسطه این حقوقها و تمام منتظرند که دولت بآنها اعاشه بدهد. بنده می‌بینم اهالی تهران و اطراف طهران مردمان متوسطشان خیلی بی بضاعت و پریشانند که اگر روز کار نکنند شب نان ندارند ولی در قراء و دهات و قصبات دوردست مملکت در صورتی که ظلم خیلی بیشتر از پایتخت متحمل می‌شوند اشخاص متوسط بیشتر پیدا می‌شوند چرا برای اینکه اینجا مردم را بزندگانی اتکالی عادت داده‌اند و امیدشان این است که اگر خراب شدند دولت بهشان کمک می‌کند ولی ویالات از دولت مأیوسند ما این لوایح را ندیده‌ایم برای یک نفر کرمانی بیاید که فلانکس کرمانی آدم فاضل بود و مرد و ورثه او باید یک رعایتی بشود بدایع نگار که یک آدم فاضلی بود در خراسان و برای دولت خیلی زحمت کشیده بود بیائیم برای او حقوق معین کنیم. ولایات چون مأیوسند تکیه بسعی عمل خودشان می‌کنند اگر به بدبختی و فلاکت میگذرانند ولی اکثریت آنها اینطور مثل طهرانی دست بدهن نیستند طهرانی پز عالی دارد ولی شب گرسنه می‌خوابد طهرانی زندگانیش اتکالی است زندگانی استقلالی را ازش گرفته‌اند. من چون لایحه والا حضرت آمده بود برای طلب والاحضرت نوشتم موافقم برای اینکه بآن اشخاصی که از دولت طلب دارند ملک بدهند که بروند آباد کنند و ما زندگانی استقلالی را در این مملکت رایج کنیم. باین شخص ماهی صدتومان بدهند می‌شود سالی هزارودویست تومان این هزارودویست تومان عایدات یک ملک ده دوازده هزار تومانی است یک ملک از این املاک خالصه که در دست دولت است و هیچ استفاده ازش نمی‌کند بدهند به ورثه این شخص برود زندگانی بکند زراعت بکندکسب بکند زندگانی استقلالی پیدا کند که هم او راحت بشود و هم مملکت راحت بشود و من با این نحو لوایح اصولا مخالفم.

مخبر ـ اساساً نظر کمیسیون همانطوری که آقای حائریزاده اظهار کردند موافقت دارد باینکه قانون استخدام البته باید بموقع اجرا گذاشته شود و برای اشخاصی که در ادارات دولتی خدمت کرده‌اند مطابق آن قانون حقوقی معین شود ولی تصدیق میفرمائید که قانون استخدام کشوری هنوز دو سال بیشتر نیست بموقع عمل گذاشته شده است البته یک مدتی که این قانون به موقع اجراءگذاشته شوود طبیعتاً به جریان می‌افتد و اشخاصی که در ادارات خدمت می‌کنند وطابق همان قانون نسبت به آنها معمول و عمل خواهد شد ولی حالیه چون یک اشخاصی بودند که سابق خدمت کرده‌اند و در آن مواقعی که آنها خدمت می‌کردند این قانون نبود حالا این قانون شامل حال آن اشخاص نمی‌شود. بعضی‌ها که دولت از خدمات آنها نهایت رضایت را دارد وورثه آنها بحال پریشانی و استیصال هستند بطور استثناء یک چیزی درباره آنها پیشنهاد می‌کنید که اشخاصیکه بمملکت خدمت کرده‌اند ورثه آنها از حال استیصال بیرون بیایندو راحت شوند. این قسمت هم جزو همان ردیفی است که عرض کردم این شخص خدمت کرده و ورثة او در حال استیصال هستند و همانطورکه آقای حائریزاده فرموده‌اند برای پسر او تا سن بیست سال نوشته شده که حقوق داده شود و برای این نبوده که این سرمایه بشود برای زندگانی او برای این بوده که تا بیست سال که نمی‌تواند کار بکند و باید تحصیل بکند تا آن سن این حقوق باو داده شود و بعد از آنکه به سن بیست رسید و خودش توانست زندگانی خودش را اداره کند آنوقت دولت باو چیزی نخواهد داد همین طور نسبت به عیال و دختر او که آنها هم باز دارای شرطی است یعنی وقتی شوهر کنند از این حقوق محروم خواهند بود فقط این برای این است که چون پدرشان خدمات بدولت کرده تا زمانیکه بتوانند یک ممر معاشی پیدا بکنند خرجی بانها داده شود و البته بعد از آنکه پسر یا دختر توانست ممر معاشی پیدا بکند این حقوق قطع خواهد شد.

جمعی از نمایندگان ـ مذاکرات کافی است

رئیس ـ کافی است؟

جمعی از نمایندگان ـ بلی

رئیس ـ رای گرفته می‌شود آقایانی ماده واحده را تصویب می‌کنند ورقه سفید والا ورقه کبود خواهند داد (اخذ و استخراج آراء بعمل آمده نتیجه بطرق ذیل حاصل شد) ورقه سفید علامت قبول ۶۲

اسامی موافقین ـ آقایان: آقا میرزا شهاب. طاهری. آقا سید احمد احتشام. آقا میرزا رضا خان افشار. آقا میرزا حسین خان علائی. سلطان ابراهیم افخمی. آقا سید کاظم یزدی. آقا شیخ جلال الدین. آقا میرزا یدالله خان. سالار اشرف. محمد ولی میرزا. آقا میرزا رضاخان حکمت. آقا میرزا عبدالحسین صدر. آقا میرزا مهدی خان زاهدی. آقا سید محمد تدین. مشیر معظم. خواجوی. عطاءالله خان روحی. مرتضی قلیخان بیات. آقا سید ابوالفتوح. آقا میرزا حسن خان پیرنیا. آقای مستوفی الممالک. اخگر. آقا میرزا حبیب الله خان کمالوند. آقا رضا مهدوی. دکتر حسین خان بهرامی. فتح الله میرزا هرمزی. کی استوان. آقا میرزا احمد خان اتابکی. آقا میرزا سید احمدخان اعتبار. آقا میرزا احمدخان شریعت زاده. اسمعیل خان اصانلو. مفتی. دیوان بیگی. حبیب خان شادلو. حاج آقا خان رفیع. آقا میرزا محمد خان معظمی. آقا میرزا محمود خان وحید. آقای ارباب کیخسرو. آقا سید عبدالعلی میرزائی. یاسائی. صدرائی. محمد ولی خان اسدی. آقا میرزا محمد خان مصدق. حاج شیخ عبدالرحمن. دکتر امیرخان اعلم. حاج میرزا علیرضا ایزدی. تقی زاده. حاج سید عبدالعلی دیبا. آقا سید حسن خان زعیم. آقا میرزا علیرضا ضیاء. آقا میرزا فتح الله خان اکبر. سیخ الاسلام ملایری. آقا سید ابراهیم ضیاء. حاج حسن آقا ملک. ابوالحسن پیرنیا. آقا میرزا علی خان خطیبی. نجات. هائم. عباس میرزا فیروز. سردار نصرت. آقا میرزا محمد تقی ذوالقدر. کبود. آقای شیخ فرج الله. آقا سید علاءالدین. بهبهانی. الموتی.

رئیس ـ خبر کمیسیون بودجه راجع به وطالبات والا حضرت ولایت عهد مطرح است ـ مذاکرات راجع به کلیاتست

افشار ـ قرائت شود (بشرح ذیل قرائت شد)

ماده اول ـ مجلس شو رای ملی بدولت اجازه می‌دهد عمارت و باغات و قنوات سلطنت آباد و اقدسیه و منضمات آنرا بملکیت شخصی والا حضرت ولیعهد واگذار و انتقال دهد.

رئیس ـ آقای شوشتری (اجازه)

آقا میرزا رضاخان حکمت ـ بنده در ورقه اول اجازه خواستم

رئیس ـ بلی بفرمائید

حکمت ـ مخالفت بنده نسبت به طرز راپرت کمیسیون بودجه است والا در اصل موضوع بنده مخالفتی ندارم علت هم واضح است زیرا مطالبات والا حضرت صورت قانونی دارد و مبتنی بر رای و تصویب مجلس چهارم است اما در عین حال باید رعایت قوانین موضوعه را هم کرد. کمیسیون بودجه که بنده هم یکی از اعضاء آن هستم رعایت این قانون را نکرده مطابق ماده ۲۳ قانون محاسبا ت عمومی کلیة معاملات دولتی از خریدو فروش و اجاره و استجاره و مقاطعه باید بمزایده یا مناقصه صورت بگیرد والا حضرت یک مطالباتی دارند البته باید بایشان هم پرداخته شود. اما لازم نیست که ما اینحال اکل از رفقا کنیم و بیک طوری لایحه را تنظیم کنیم که جای هزاران اشکال قانونی باقی بگذاریم. چون می‌گویند مالیه امروز پولی ندارد که بایشان بدهد بهتر این است که مجلس رای بدهد مطابق قانون این محلهائیکه در راپرت کمیسیون بودجه ذکر شده: اقدسیه و سلطنت آباد و باغات آن به مزایده گذارده شود و وجهی که از این مزایده بدست می‌آید بوالا حضرت بپردازند اگر کسی پیدا نشد که بیش از این مبلغی که در نظر گرفته شده است بخرد آنوقت بخود والا حضرت بدهند.

یکنفر از نمایندگان ـ ضرر دولت است

حکمت ـ ضرر دولت باشد بنده موافقم که مزایده بعمل بیاید ولو ضرر دولت هم باشد این جا رعایت دولت منظور نیست اگر ضرر دولت هم باشد باشد اگر باین قیمت نمی‌ارزد یک محل دیگر را هم دولت اضافه کند والا این طرز خوب نیست لابد آن واضع قانونی یک نظری داشته که می‌نویسد اموال دولتی به مزایده باید صورت بگیرد یا مناقصه. اگر این اصل را ما از بین ببریم بعقیده من ممکن است بعدها یک مضراتی تولید بشود. و بخششهای بیموردی بشود (مطالبات بیمورد صورت بخشش است) اگر قصد این باشد که این محلها را به آنها بدهند چونکه بنده مطمئنم که امروز در مملکت کسی نیست که هفتاد هزار تومان بدهد و این باغات را بخرد و این باغات خرابهای زیادی دارد چنانکه بنده چند روز قبل که اتفاقاً از آنجا عبور می‌کردم ملاحظه کردم لهذا بنده همین طور معتقدم که از طرف مجلس بوزارت مالیه اجازه داده شود که این محل‌ها را بمزایده بگذارند. پیشکار والاحضرت هم تقاضا نامه بدهند هر مبلغ که شد یا پولش را بوالاحضرت بدهند یا اگر مشتری پیدا نشد محلهایش را بدهند.

مخبر ـ این که آقای حکمت اظهار کردند که کمیسیون بر خلاف ماده ۲۳ قانون محاسبات عمل کرده گمان می‌کنم در این جا اشتباه فرموده‌اند بجهت این که ماده۲۳ قانون محاسبات که نوشته شده برای عملیاتی است که خود دولت می‌کند در خریدو فروش و عملیاتی که مراخعه بمجلس نمی‌شود. ولی وقتیکه یک عملی بمجلس مراجعه شد البته رای مجلس در آنجا قاطع است آن ماده که در این جا نوشته برای این است که خرید یا فروش که دولت می‌خواهد بکند و بمجلس مراجعه می‌کند بدون مزایده یا مناقصه این کار را نکند و یک اعلان مزایده یا مناقصه بدهد که از روی صرفه دولت این کار انجام گیرد یا زیاد یا کمتر بفروشد و اشخاصی که زیادتر می‌خرند آن ورقه تقاضا نامه شان را بدولت بدهند و دولت این صرفه جوئی را ملاحظه بکند. ولی چیزی که مراجعه بمجلس می‌شود و لایحه اش را دولت بمجلس تقدیم می‌کند گمان می‌کنم که محتاج بمزایده و مناقصه نباشد. چنانکه سابقه هم در مجلس دارد که اگر سه فقره املاکی را که باشخاص داده‌اند دولت پیشنهادی تقدیم مجلس کرده و مجلس آن محل‌ها را به آن اشخاص واگذار نموده است بعقیده بنده این اشکال آقای حکمت در این جا وارد نیست و چون بمجلس پیشنهاد شده رای مجلس قاطع است در صورتی است که صلاح بداند این کار را می‌کند صلاح نداند نمی‌کند اختیار در این موضوع با مجلس و اکثریت مجلس است پس در این صورت این اشکال گمان می‌کنم بهیچوجه وارد نباشد و راپرتی هم که تهیه شده است این نظر درش ملحوظ شده است حالا صلاح میدانید عمل کنید صلاح نمی دانید رای ندهید.

رئیس ـ آقای شوشتری (اجازه)

شوشتری ـ آقایان تصدیق می‌کنند که دانستن این اطلاعات بسته بدانستن علم است بطوری که می‌شنوم و در لایحه دولت نوشته شده است. عمارات و باغات سلطنت آباد و اقدسیه رشته قنوات دارد الان که آب این قنوات کم است هفت سنگ ونیم آب دارد اهل اطلاع میدانند قنوات اطراف تهران هر سنگی کمتر از بیست هزارتومان قیمت ندارد. این جا هفت سنگ و نیم آب است و سنگی بیست هزار تومان قیمت دارد و بطوریکه مقومین قیمت کرده‌اند سیصدوچهلو هشت هزار تومان این جا قیمت دارد بنده مخالف نیستم که طلب قانونی والا حضرت داده شود. اما در عین حال عقیده دارم که بایستی بقدر طلبشان بایشان پرداخت نه اینکه سیصدوچهل و هشت هزار تومان را در عوض شصت و هشت هزار تومان بدهند. یا بطوری که بعضی از آقایان می‌فرمایند چه ضرر دارد این جا را به مزایده بگذارند اگر بیش از این مبلغ خریدند که بهتر والا واگذار بایشان بکنند. البته اگر بیشتر بخرند صرفه مملکت و ملت در آن است.

وزیر مالیه ـ بنده تصور می‌کنم این فرمایش‌ها این جا مورد ندارد و اینکه می‌فرمایند بواسطة اشتباهی است که در ایجا دست داده که خیال می‌کنند دولت می‌خواهد یک معامله بکند والا حضرت اقدس ولیعهد این مملکت هستند یک منزل و سکنی لازم دارند وظیفه این دولت و ملت است که منزل بایشان بدهند. باغ و عمارت سلطنت آباد از آن املاک دولتی است که بیکار افتاده و امروز برای دولت جز مخارج فایده دیگری ندارد. خرابی زیاد بآن وارد آمده است اگر آقا می‌فرمایند سیصدو چند هزار تومان قیمت دارد بند ه عرض می‌کنم مطابق راپرتی که ممیز ما داده است صدهزار تومان خرج دارد برای اینکه این باغ و عمارت صورتی پیدا کند. بعلاوه بنده اینجا مکرر از همه آقایان شنیده‌ام که بوزارت مالیه مکرر اعتراض می‌کنند که چرا این املاک دولتی را که جز خرج برای دولت فایده ندارد بفروش نمیرسانند. حالا عرض می‌کنم که والا حضرت یک منزلی لازم دارد دولت هم یک باغ سلطنت آبادی دارد که عایدی ندارد و خرج دارد حالا اگر دولت به این خیال افتاده باشد و تصدیق کرده باشد که اینجا را به والا حضرت واگذار کند چه عیبی دارد منتها اینکه اینجا در ضمن دولت یک استفاده هم کرده است. برای اینکه خود والا حضرت هم خواسته‌اند یک مساعدتی بکنند و گفته‌اند حالا که دولت این عمارات به من می‌دهد من هم از طلب خودم می‌گذرم متجاوز از هشتاد هزارتومان طلب دارم یک مبلغ جزئیش برای این که به مصرف همینجا برسد نقداً از طرف دولت داده شود و باقیش را صرف نظر می‌کنم. آقایان در نظر بگیرند که ما نمی‌خواهیم این جا معامله بکنیم یا یک ملکی را بفروشییم و بعلاوه مسئله ملک و املاک و باغ و خانه و فروش و تقویم واینها یا اینکه بچه طور تقدیم می‌شود و بچه طور معامله می‌شود گمان می‌کنم بر هیچ یک از آقایان پوشیده نباشد که واقع می‌شود راجع به قسمت تقویم چه حالی دارد. اگر این ملاحظه را هم در نظر بگیرند باز هم تصدیق می‌فرمایند که اگر بنام فروش هم بود باز دولت ضرر می‌کرد.

بعضی از نمایندگان ـ مذاکرات کافی است.

بعضی دیگر از نمایندگان ـ کافی نیست.

رئیس ـ رای می‌گیریم. آقایانیکه مذاکرات را کافی میدانند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ اکثریت است. رای گرفته می‌شود برای شور در مواد آقایانیکه شور مواد را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اغلب برخاستند)

رئیس ـ تصویب شد.

ماده اول (بشرح ذیل قرائت شد)

ماده اول ـ مجلس شورا ی ملی بدولت اجازه می‌دهد عمارت و باغات و قنوات سلطنت آباد و اقدسیه و منضمات آن را بملکیت شخصی والا حضرت ولیعهد واگذار و انتقال دهد

رئیس ـ آقای آقا میرزا شهاب (اجازه)

آقا میرزا شهاب الدین ـ بنده با وضعیت فعلی مملکت و تصدیقی که آقای وزیر مالیه اینجا فرمودند که املاک خالصه دولتی غیر از ضرر چیزی ندارد. اساساً عقیده ا م این است که باید تمام این املاک خالصه را واگذار به اشخاصی کرد که متصرف هستند که بتوانند آباد کنند و بتوانند از آنها حاصل بردارند. ویک خرج گزافی را که می‌گویند از گردن دولت برداشته شود یک استفاده هائی که می‌گویند بتواند از این خالصجات دولتی بکند ای عقیده بنده است. و نسبت به طلب والا حضرت اگر چه بنده هنوز صورت آنرا ندیده‌ام و عقیده دارم اگر یک طلب ثابت و محققی بود لزوم است مراجعه به مجلس شود که مجلس تصویب کند که بیست هزار تومان هم نقد بدهند حالا انشاالله طلبکار باشند و البته طلب اشخاص را باید بدهند ولی من هنوز آنصورت را ندیده‌ام انشاءالله طلبکار هستند بنده نمیدانم علت تبعیض چیست. یک سال ونیم است عده در مجلس متحصنند که شاید بیش از پنجاه مکاتبه بین مجلس و دولت و وزراتخانه‌ها شده است برای این که بطلب این‌ها یک ترتیبی بدهند همه را اهاله می‌کنند باین که یک پیشنهادی برای فروش خالصیات دولتی بمجلس شده است پس از آنکه مجلس آنرا تصویب کرد طلب اینها هم پرداخته می‌شود بنده می‌بینم که در مجلس یا یک دوازدهم یا دو دوازدهم تصویب می‌کنیم که بوزارتخانه‌ها بدهند بعضی وزارتخانه‌ها هنوز دو ماه سه ماه پنجماه حقوقشان مانده است مخصوصاً آنهائی که بیشتر طرف احتیاج مردم هستند مثل وزارت معارف یا فلان نماینده دولت در خارجه که باید حفظ آبروی دولت را بکند مدتها حقوق جزئی او مانده است که نپرداخته‌اند آنوقت یک مرتبه لایحه پیشنهاد می‌شود که والاحضرت بیست هزارتومان نقد بدهند. خوب اگر ایشان طلب دارند دیگر تصویب مجلس نمی‌خواهد همانطور که دولت نسبت بسایرین رفتار می‌کند نسبت بایشان هم رفتار می‌کند البته باید طلب ایشان را هم داد این طرز تنظیم لایحه را بنده نمی‌فهمم یکی هم راجع باصل مطلب است مذاکراتی اینجا شد فرمودند که دولت اگرمزایده بگذارد ضرر می‌کند. مگر ما گفتیم که ضرر نکند یا نبایستی ضرر بکند صحبت در اینست که هرگاه بخواهند ملک دولتی را بفروشند یا انتقال دهند بکسی بطریق مزایده باید باشد بعلاوه بنده عرض می‌کنم ضرر هم دولت نمی‌کند و اشخاصی هم هستند که حاضر هستند تمام طلب والاحضرت را نقد بدهند و این را بمزایده با ضمانت بانک برمیدارند و قیمتش را هم بدولت می‌دهند پس اگر از این نقطه نظر هم باشد که دولت ضرر می‌کند ضرر نمی‌کند. اما از آنطرف فرمودند که مجلس به والاحضرت یک اعانتی بکند و سلطنت آباد را بایشان واگذار کند که منزل کنند گمان نمی‌کنم که ایشان اصلا برای قبول چنین چیزی حاضر باشند والاحضرت در هر یک از عمارات دولتی هر وقت بخواهند می‌روند منزل می‌کنند مثلا در سلطنت آباد منزل می‌کنند و گمان نمی‌کنم از طرف دولت یا مجلس برای ایشان محظوری باشد عمارات دولتی است ایشان هم ولیعهد مملکت هستند می‌روند در آنجا منزل می‌کنند. خوب این خیلی تماشائی است که می‌فرمایند بازدید کرده‌اند صد هزار تومان خرج تعمیر آنست عمارتی که صدهزار تومان خرج تعمیر داشته باشد یعنی برای تعمیر یک خرابی هائی که در آن عمارت پیدا شده صدهزارتومان باید خرج کرد تا آن خرابیها اصلاح شود آنوقت همچو عمارتی چند قیمت دارد؟! در صورتیکه همچو باغهائی که تخمین زده‌اند اگر الان درخت‌های آنجا را ببرند یک مقدار گزافی قیمت دارد و نیز آبهائی دارد که صورت آن نزد بنده است بعلاوه املاکی که اجاره داده شده و می‌شود آن وقت اینها را بگوئیم که اگر بمزایده گذارده شود دولت ضرر می‌کند و شصت و هشت هزار تومان قیمت ندارد! می‌فرمایند عایدی ندارد ولی خرج دارد البته با این ترتیبی که فعلا خالصجات ما اداره می‌شوند همیشه همینطور است و نه تنها منحصر بهمین است بلکه همه خالصجات که داریم عایدی ندارد ولی خرج دارد آن قسمت از خالصجات که ملک نیست عمارت نیست وقتی نگاه می‌کنیم می بینیم ششصد تومان مستقم خرج دارد و هفتصد تومان عایدی و باز این زیادی هم همینطور غیر مستقیم خرج همان خالصه می‌شود.

این یک صورتی است که از عایدات سلطنت آباد و اقدسیه یکنفر از نمایندگان محترم اطلاع داشته اندبه بنده داده‌اند که خلاصه جمع مبلغ گویا ششصدهزارتومان و هفتصدهزار تومان گفته باشم. اجاره آب و اراضی که فعلا بلدیه و غیره اجاره داده می‌شود بیست ویک هزار و سیصدو سی تومان اجاره آنهاست حالا البته خواهند گفت اشتباه کرده‌اند و این خلاف واقع است و این را تکذیب می‌کنند از روی مأخذ آب معین کرده‌اند که چه مقدار آب خصوصاً در سالهایی مثل امسال و سالهای گذشته که چقدر اجاره دارد و طاقی بیست تومان چهل تومان یا شبانه روزی چهل تومان معین کرده‌اند و با فاضل اجاره اراضی اینجا نوشته‌اند. اگر می‌گویند کمتر از این دارد بنده می‌گویم یک ملکی که مطابق همین ملک باشد از حیث آب و زمین در اطراف طهران می آئیم مقایسه می‌کنیم اگر دیدیم بقدر اینها عمل ندارد آنوقت وزارت مالیه مسئول می‌شود که چرا اینجا را نتوانسته است اداره کند که این قدر ضرر نداشته باشد یک ملکی مثل سلطنت آباد را از خارج میآئیم می‌سنجیم مثلا با یافت آباد حضرت والا شاهزاده عبدالحسین میرزا به بینیم عایدی آن چیست؟

می‌سنجیم آبش را با آب سلطنت آباد آنوقت به بینیم آیا بقدر آن حاصل دارد یا نه؟ اگر دارد پس اینکه می‌گویند ضرر دارد و عایدی ندارد صحیح نیست واگر ندارد و ضرر دا رد میگوئیم دولت و وزارت مالیه مسئول است که نمی‌تواند آنجا را اداره کند که بدولت ضرر وارد می‌شود و همان عقیده بنده مبشود که باید اینها را باشخاصی داد در صورتی که یک عده هستند طلب کار هستند و بایستی دولت برای مطالبات اینها فکری نماید لااقل آنهائی که یکسال ونیم در مجلس متحصن هستند این افتضاح را از مجلس بیرون ببرند و خارج شوند خوب است برای این مسئله یک مرتبه یک ترتیبی بدهند که هم تکلیف سایر طلب کارها معلوم شود و هم والاحضرت بطلب حقه خودشان برسند والا بنده مخالف با اینکه طلب والاحضرت داده شود و مخالف با اینکه این املاک به قیمت عادله بوالاحضرت واگذار شود نیستم و گمان نمی‌کنم خود ایشان هم این نظریه که اینجا اظهار شده که به مجلس بدون هیچ عوض بایشان واگذار کند بپذیرند بعلاوه بنده مخالفم چون این سابقه می‌شود که بعد از این باصطلاح آقای مدرس ذات البعد پیدا خواهد کرد آنوقت هر عمارت دولتی را مجلس تصویب بکند که بوالا حضرت یا بغیروالاحضرت یا بهر کس که توانست یک اکثریتی در مجلس ایجاد کند واگذار شود. بنده از این جهت مخالفم و باین ماده رای نخواهم داد و هم چنین بماده دوم که مجلس تکلیف معین می‌کند که وزارت مالیه شصت و هشت هزار تومان از طلب والاحضرت را ضبط کند این مطابق کدام یک از اصول قانونی ماست که مجلس رای بدهد طلب دیگری را وزارت مالیه ضبط کند مگر مجلس قیم والاحضرت است که رای بدهد طلب والاحضرت را بیست هزار تومان بدهند شصت و هشت هزار تومانش را ندهند بنابراین بنده هیچ نمی‌توانم با طرز تنظیم این لایحه و اصل موضوع موافقت کنم.

وزیر مالیه ـ بنده تعجب می‌کنم که آقای آقا میرزا شهاب خودشان عضو کمیسیون بودجه هستند و اگر چه همه آقایان نمایندگان مطالب را باید بدانند ایشان بخصوص باید بدانند و بکلی مخالف آنچه قانون حکم می‌کند فرمایش می‌کنند خیر وزارت مالیه حق ندارد طلب والاحضرت را بپردازد. بجهت اینکه وزارت مالیه حق دارد فقط مخارجی را که مجلس شورای ملی برای یک سال معین تصویب می‌کند مطابق مقررات قانون محاسبات عمومی در ظرف یک مدت معینی بپردازد و اگر آن مدت منقضی شد دیگر وزارت مالیه حق ندارد بدهد و اگر بدهد مسئول خواهد بود و اگر بخواهد بدهدباید با تصویب مجلس شورای ملی باشد. این طلب هائی هم که می‌فرمایند اسباب افتضاح شده و مردم در مجلس شورای ملی متحصن شده‌اند. بنده عرض می‌کنم وزارت مالیه تقصیرندارد. این طلبها اولا طلب کهنه مال سنوات قبل است که چهار سال و پنج سال تا بیست سال است امروز وزارت مالیه نمی‌تواند اینها را بدهد مگر اینکه مجلس شورای ملی تصویب کند لایحه پرداخت طلبهای مردم که البته باید پرداخت وقتی بمجلس شورای ملی آمد و مطرح شد. البته آقایان نمایندگان رای خواهند داد سایرین که انصاف دارند و می‌گویند باید طلب مردم را داد البته رای خواهند داد. آن لایحه مدتهاست بمجلس آمده و در کمیسیونهای مجلس تحت نظر است و بمجلس هم خواهد آمد و انشاءالله مجلس هم رای خواهد داد بعد هم دولت مجاز خواهد بود آنها رابدهد و مجلس هم نسبت بطلب والا حضرت تبعیض نمی‌کند این را هم عرض می‌کنم که اشتباه نشود. بنده هیچ لفظ اعانه اینجا نگفتم البته این لفظ صحیح نیست که نسبت بوالاحضرت گفته شود بلکه عرض کردم هیچ عیبی ندارد که والاحضرت هم یک منزل و مکانی داشته باشد دولت اینطور مصلحت دانسته است. حالا مجلس شورای ملی آزاد و مختار است ممکن است مصلحت نداند ممکن است مصلحت بداند ممکن است اینجا را مصلحت نداند و جای دیگر را مصلحت بداند. بعضی از آقایان می‌گویند به مزایده گذاشته شود برای اینکه این سابقه می‌شود برای دیگران. بنده عرض می‌کنم این سابقه نمی‌شود و به موجب قانون اساسی وقتی می‌خواهند ملک دولت را بدیگری منتقل بکنند باید از مجلس شورای ملی اجازه بگیرند مجلس شورای ملی هم مجاز است که اجازه بدهد یا ندهد. البته اگر مصلحت و مقتضی دانست و دید صرفه دولت در او است اجازه می‌دهد و اگر مقتضی ندانست اجازه نمی‌دهد هیچ سابقه هم نمی‌شود امروز رای می‌دهند این را بدهند فردا رای نمی‌دهند یا امروز رای می‌دهند که این را ندهند فردا رای می‌دهند که بدهند پس هر رأیی که شما اینجا می‌دهید یک سابقه ایست منتهی سابقه ایست که الزام نمی‌کند شمارا که حتماً رأی بدهید بالاخره این صحبتهایی هم که نسبت به عایدات و قیمت آنها می‌شود بنده عرض می‌کنم آنها یک چیزهائی نیست که بنده بخواهم داخل مذاکره آنها بشوم البته وقتی که آنجارا رسماً تقویم می‌کنند بیش از اینها تقویم می‌شود ولی مشتری پیدا نمی‌شود که سلطنت آباد را بیشتر از اینها بخرد. اما مقایسه با یافت آباد مقایسه مع الفارق است یافت آباد ملک است و حاصل بده است و زراعت دارد ولی سلطنت آباد باغ و عمارتست و حاصل نمی‌دهد و اگر درختهایش را هم بردارند آنوقت زمین لم یزرع می‌شود بالاخره مطلب این است که ماطلب والاحضرت را نمی‌پردازیم والاحضرت خودشان صرف نظر کرده‌اند رأی هم ندهید دیگر وزارت مالیه این را نخواهد پرداخت عجالتاً موضوع بحث این است که می‌خواهیم سلطنت آباد را بملکیت والاحضرت واگذار نیم مجلس هم مختار است هر طور می‌خواهد رأی می‌دهد.

جمعی از نمایندگان ـ تذاکرات کافی است.

رئیس ـ پیشنهاد آقای ارباب قرائت می‌شود (بشرح آتی خوانده شد) بنده این اصلاح را پیشنهاد می‌کنم که قبل از کلمه ولیعهد اسم برده شود

محمد حسن میرزا ولیعهد مخبر ـ بنده از طرف کمیسیون قبول می‌کنم

رئیس ـ پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب (اینطور خوانده شد) بنده پیشنهاد می‌کنم که در ماده اول قید شود مادام العمر.

آقا سید یعقوب ـ این پیشنهاد را بنده کردم برای خاطر اینکه آقایان اجازه بفرمایند که بنده مسائل را در حضور ۷ وزیر مالیه عرض کنم که بنده هم داخل اکثریت هستم و در تمام دوره نسبت بدولت اعتماد داشته‌ام و در تمام دوره هم نسبت بمخارج مخالف بوده‌ام. حالا نگوئید که آقا سید یعقوب در اقلیت است خیر بنده در اقلیت نیستم بنده طرفدار دولت هستم طرفدار وزرایش هم هستم در دوره چهارم هم جزء اکثریت بودم و با دولت موافق بودم دراین دوره هم از اول مجلس تاکنون بآقای رئیس الوزراء اعتماد داشته‌ام فقط با بعضی از وزراء گاهی هم مخالف بودم گاهی مخالف نبودم اما نسبت به رئیس الوزراء همیشه اعتماد داشته‌ام و در تمام لوایح مالی که اینجا آمده است بشهادت دوسیه و تمام صورت مجلس‌ها مخالف بوده‌ام چرا برای اینکه بنده یک سید یک لا قبا هستم نمی‌توانم یک مرتبه دو کرور به بخشم. آقا سید یعقوب ـ خیر بنده حالا هم همانطور هستم از آنهم بدترم سه چخهار جریب زمین هم ندارم بنده مخالفم که یک دفعه مجلس شورای ملی بیاید و بیک قیام و قعود دو کرور را ببخشد در صورتیکه در این مجلس لایحه تقدیم می‌شود که دو هزار تومان داده شود برای خشکانیدن باتلاقهای شهریار در وزارت مالیه دادو فریاد بلند می‌شود که مالیه پول ندارد از کجا بیاورد رعایای شهریار بمیرند آنوقت ما بیائیم در اینجا این حرف را بزنیم. اما حالا از نقطه نظر این که آقای وزیر مالیه فرمودند که ملت ایران ولیعهدش را مقدی می داند بنده هم مقدس میدانم بنده هم طرفدار او هستم اینست که بنده پیشنهاد می‌کنم سکنای این باغها را که سلطنت آباد و اقدسیه باشد مادام الحیات واگذار بوالاحضرت اقدس بکنند که هم آنجا آباد می‌شود و هم ازملکیت دولت خارج نمی‌شود و هیچ عیبی هم ندارد

وزیر مالیه ـ اگر چه شاید این عرض بنده لزومی نداشته باشد ولی معذالک عرض می‌کنم که ما هیچوقت نمیگوئیم آقای آقا سید یعقوب در اقلیت هستند و بما حمله می‌کنند ما هم هیچوقت بایشان حمله نمی‌کنیم ایشان هم در اکثریت هستند اما یکچیزی را می‌خواهم عرض کنم آقایانیکه در اکثریت هستند یکوقتی می‌بینند یکچیزی بنظرشان ناپسند میاید یعنی موافق نظرشان نیست آنوقت اگر واقعاً بوظیفه اکثریت رفتار بکنند و بدولت اعتماد داشته باشند این است که قبلا بیایند و با دولت و وزراء صحبت بکنند به بینند این پیشنهاد عیبش چه بود آیا واقعاً آنطوریکه ایشان می‌فرمایند هست شاید ایشان ما را قانع کردند یا شاید ما ایشان را قانع می‌کردیم و این را هم عرض می‌کنم که دو کرور نیست الان هم عرض کردم که اگر تقویم کنند بیش از شصت هزار تومان است اما دو کرور قیمت ندارد نیم کرور هم قیمت ندارد که آقا می‌فرمایند بیک قیام و قمود دو کرور مال دولت را ببخشیم. اما اینکه فرمودند مادام الحیات یکی از آقایان که گویا آقای آقا میرزا شهاب بودند یک فرمایشی فرمودند که صحیح بود ایشان فرمودند که اگر والا حضرت بخواهند منزل ییلاقی بایشان داده شود هیچ مانعی ندارد هریک از قصور مملکتی که مخلا است بایشان بدهند ولی منظور این نبود بلکه منظور این بود که ملک شخصی ایشان باشد که ایشان در انجا مخارجی بکنند و آنجا را آباد کنند که تحمیل بر دولت نباشد اگر فقط مادام الحیات باشد ایشان چه داعی دارند این کار را بکنند ایشان می‌توانند هر وقت بخواهند در این عمارات زندگی کنند.

رئیس ـ رای می‌گیریم بقابل توجه بودن پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب آقایانی که موافقند قیام فرمایند.

(عدة برخاستند)

رئیس ـ قابل توجه نشد ـ

پیشنهاد آقای آقا سید ابراهیم ضیاء (بشرح ذیل خوانده شد)

حقیر پیشنهاد می‌نمایم که خبر کمسیون بودجه راجع به برگذاری سلطنت آباد بوالاحضرت ولایت عهد از دستور امروز خارج شود.

آقا سید ابراهیم ضیاء ـ اینجا بعضی از آقایان اظهار می‌فرمایند که مطالبات والاحضرت ولایت عهد اساس قانونی دارد در صورتی که بنده درست اطلاع ندارم که این قانون کی وضع شده و چه وقت بتصویب مجلس رسیده است که دارای اساس قانونی است بعلاوه همانطور که آقای حکمت هم تذکر دادند این لایحه که الان مطرح است مشمول ماده ۲۳ قانون محاسبات عمومی است و ما الان داریم برخلاف این ماده رای می‌دهیم اصل ماده را قرائت می‌کنم. (ماده ۲۳ تمام معاملات دولتی از خرید و فروش و اجاره و استجاره و مقاطعه و غیره باید باطلاع عموم و بترتیب مزایده و مسابقه صورت پذیرد سوای مستثنیاتی که قانون می‌کند) و این قانون هر مستثنیاتی دارد همان‌ها است که قانون استثنا نمی‌کند عجالتاً هم چون غالب نمایندگان محترم ممکن است اطلاع نداشته باشندو باید یک قدری بیشتر از این اطلاع داشته باشند بنده هم برای اینکه در جلسه گذشته حاضر نبودم تقاضا کردم که مذاکرات کافی نباشد و قدری بیشتر صحبت شود که هرکس بداند چطور باید رای بدهد این است که بنده پیشنهاد کردم از دستور امروز خارج شود برای اینکه بیشتر تحت مطالعه درآید و هرکس بداند بچه رای می‌دهد.

مخبر ـ گویا در عرض بنده که در جواب آقای حکمت عرض کردم توجه نفرمودند و اگر توجه می‌فرمودند دومرتیه این اشکال پیش نمی امد زیرا عرض کردم این ماده برای معاملاتی است که مزارت مالیه بدون رای مجلس می‌کند ولی یک چیزی را که به مجلس پیشنهاد می‌کند این دیگر مربوط به آن ماده نیست این مربوط به رای مجلس است مجلس می‌تواند این لایحة که دولت پیشنهاد کرده قبول یا رد کند و هم چنین می‌تواند رای بدهد که این را بمزایده بگذارند یا همین طور که دولت پیشنهاد کرده است عمل کنند اینها یک چیزهائی است که مربوط برای مجلس است و بعقده بنده باآن ماده هیچ اصطکاکی ندارد اما اینکه فرمودند نمایندگان هیچ مطالعه نکرده‌اند اگر لایحه را ملاحظه بفرمائید در ۱۲ اردیبهشت لایحه دولت به مجلس تقدیم شده و تا حال تقریباً چهار ماه است و این لایحه هم طبع شده و مابین آقایان نمایندگان توزیع شده البته هرکس که میخواسته است تحقیقاتی بکند که در صدد تحقیق مطلوب برآید تا بحال تحقیقات کرده است و اگر کسی باشد که تحقیق نکرده باشد گمان می‌کنم بعد هم نمی‌تواند تحقیق بکند

رئیس ـ رای میکیریم به قابل توجه بودن پیشنهاد آقای ضیاء آقایانی که موافقند قیام فرمایند.

(عده کثیری قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه نشد پیشنهاد آقای افشار (بشرح آتی خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم لایحه شماره ۱۵۶۹ دولت که فعلا مطرح است تا گذشتن لایحه پیشنهادی وزارت مالیه دایر بپراخت مطالبات معوقه مردم موقوف بماند.

افشارـ وقتی که یک موسسه یا تجارتخانه در پرداخت مطالبات مردم تسامح ورزید بدیهی است که طلبکارها همیشه در صدد وصول طلب خود برآیند از این لایحه بنده همچو استنباط می‌کنم که صندوق دولت بکلی خالی و هیچ چیزی در آن نیست لیکن کسی که می‌تواند زودتر طلب خودش را وصول کنند زودتر وصول می‌کند و آنهائی که نمی‌توانند وصول بکنند عقب می‌افتند و محروم می‌مانند چندی قبل از طرف دولت لایحه دائر بپرداخت دیون عمومی دولت که بالغ بر هشت کرور تومان است تقدیم مقام ریاست شد و الان هم در کمیسون‌ها مطرح است والاحضرت هم یک طلبی از دولت دارند و البته باید بطلب خودشان برسند دولت ایران باید طلب ایشان را بدهد علت اینکه یک عده بیچاره باید در این جا متحصن شده ویک عده دیگری که در اثر طلب داشتن از دولت ورشکست شده‌اند باید مطالبات آنها پرداخته شود و طلب یوالاحضرت ولایت عهد که فعلا بهیچ وجه محتاج به این طلب خودشان نیستند و احتیاج باین وجه ندارند زودتر پرداخته نشود در ضمن دو سه ساله است و مطالبات دیگران بیست ساله است بهمین دلیل باید طلب دیگران بعد‌ها داده شود و طلب والاحضرت فعلا داده شود بنده با این لایحه مخالفم تا اینکه آن لایحه به مجلس بیاید و ایشان هم بطلب خودشان خواهند رسید

وزیر مالیه ـ بنده تأسف می‌خورم که گاهی از اوقات عرایض بنده را سوء تعبیر می‌کنند و مطلب مشتبه می‌شود بنده عرض نکردم طلب والاحضرت دو ساله است و طلب سایرین بیست ساله است بنده عرض کردم این طلبهائی که مردم دارند چون متعلق بسنوات قبل است وزارت مالیه برأی خودش حق ندارد بدهد و باید از کجلس شورای ملی اجازه و اعتبار بگیرد. می‌خواهد سه ساله باشد می‌خواهد بیست ساله تفاوت نمی‌کند و عرض کردم ما یک لایحعه تقدیم کردیم برای پرداخت طلب مردم بنحو معینی و هر وقت مجلس رأی داد ما هم اطاعت می‌کنیم صندوق دولت هم بحمدالله خالی نیست پر است اما مطابق یک ترتیبی میتونم به پردازیم و اگر الان دو کرور هم در صندوق دولت پول داشته باشیم هیچوقت یک دینار از طلب سه سال پیش از این هیچ کسی را نمی‌توانیم بپردازیم مگر این که مجلس شورای ملی تصویب کند ولی در باب طلب می‌فرمایند والاحضرت هم بپول خودشان برسند عرض کردم والاحضرت سلطنت آباد را نمی‌گیرند بفروشند پول بکنند برای خودشان و مکرر عرض کردم که والاحضرت خانه وعمارت می‌خواهند دولت و مجلس هم موافقت می‌کند که این عمارت را بایشان بدهند حکایت طلب و پول نیست.

رئیس ـ رأی می‌گیریم بقابل توجه بودن پیشنهاد آقای افشار آقایانی که موافقند قیام فرمایند.

(عده قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه نشد. پیشنهاد آقای زاهدی (بشرح ذیل خوانده شد)

اینجا پیشنهاد می‌کنم حق آبه دوشان تپه که از قنوات سلطنت آباد داده می‌شود کما فی السابق داده شود و استثناء از این معامله باشد تا قصر سلطنتی دوشان تپه خشک و خراب نشود

زاهدی ـ یک قسمت از این قنوات برای شرب دوشان تپه است دوشان تپه یکی از قصور سلطنتی است و زمستان نشین پادشاه ایران است و گمان می‌کنم اگر این قنوات را بفروشند آنجا هم خشم می‌شود و یک قصر دولتی از بین می‌رود

مخبر ـ این پیشنهاد را قبول می‌کنم

رئیس ـ پیشنهاد آقای شریعت زاده (بشرح ذیل خوانده شد)

اصلاح ماده اول ـ مجلس شورای ملی بدولت اجازه می‌دهد که باغ و عمارات سلطنت آباد و اقدسیه و تمام متعلقات آن را در موقعی که دولت پرداخت مطالبات مصدقه اشخاص شروع می‌کند بوالاحضرت محمد حسن میرزای ولیعهد بملکیت واگذار و منتقل نماید

شریعت زاده ـ بنده شخصاً بهمان دلایلی که طرفدار مطالبات است اشخاص از دولت هستم بهمان دلیل طرفدار تأدیه مطالبات والاحضرت از دولت هستم ولی در همان حال معتقدم که در بعضی از مسائل لاید یک قواعد واصولی در مجلس رعایت شود و البته تصدیق میفرمائید که هیچ دلیلی بنظر نمی‌رسد که یک فردی بیک عده‌ای مدیون باشد. ولی بدون وجود جهاتی که قانوناً استثنا بکند بطور اختصاصی دیون بعضی را بپردازد و مطالبات عده ایی را نپردازد و برای اینکه مطالبات اشخاص از دولت پرداخته شود دولت یک لایحه تنظیم کرده و البته همان طور هم که آقای وزیر مالیه فرمودند والاحضرت باید خانه ییلاقی داشته باشند و بنده هم موافقم اما هیچ دلیلی بنظر نمی‌رسد که معتقد بفوریت و لزوم آن الان باشیم زیرا این اقدام برخلاف یک اصولی است که هر مجلسی باید رعایت کند. خوب است عرایض ینده را آقایان درست دقت بفرمایند و با کمال مساعدتی که تصمیم دارند نسبت بوالاحضرت بکنند راجع به این قضیه این مسئله را هم در نظر داشته باشند که یک عده اشخاص از دولت طلبکار هستند و آنها انتظار دارند که مجلس یک قانون عمومی که درباره طلب کاران اجرا شود وضع کند و هیچ علتی بنظر نمی‌رسد که ما آن لایحه عمومی را که از طرف دولت بمجلس رسیده است بتأخیر بیندازیم در صورتیکه بمحض تصویب آن این مسئله هم حل می‌شود و گمان می‌کنم اگر این توضیحات به والاحضرت هم برسد تصدیق خواهند نمود که مراکز مسئول و اشخاصی که مسئولیتشان از نقطه نظرهای متعدده زیادتر است باید بیشتر به مسئله تساوی و عدالت در مملکت علاقه مند باشند و بنده تصور می‌کنم که شاید هم رأی داده شود ولی در هیچ جائی هیچ بده کاری بدون هیچ قانونی نمی‌تواند قبل از آنکه ترتیبی از برای طلبکارهای دیگرش بدهد بالاختصاص نسبت به یک کسی قراری بدهد که آن یک نفر بمطالباتش برسد ولی نسبت بدیگران که سالها است در مجلس متحصن هستند و عده شان هم بواسطه همین مسئله ورشکست شده‌اند و آنها هم ایرانی هستند تکلیفی برایشان معین نشود. بنده از طرفی علاقه والاحضرت را بقصر سلطنت آباد و اقدسیه حفظ کردم یعنی مجلس بدولت اجازه بدهد که این قسمت مخصوص ایشان باشد بنده امیداوارم راجع باین موضع آقایان نمایندگان دقت و نظر بکنند و تصدیق بفرمایند که رای دادن باین لایحه مثل نقض یکی از قواعد مسلمه دنیا است برای اینکه هیچ دلیلی ندارد که بنده طلب داشته باشم معوق بماند و یکی دیگر بگیرد. امیدوارم که آقایان این توضیحات بنده را خیلی با حسن عقیده تلقی بکنند و در موافقت با توضیحات بنده کمک بکنند.

رئیس ـ آقای حکمت (اجازه)

حکمت ـ توضیح آقای شریعت زاده دراین قسمت گمان می‌کنم مورد نداشته باشد برای اینکه اگر یک مؤسسه یکعده طلبکار داشته باشد و آن مؤسسه هم بکل ورشکست شده باشد و فقط یک محل داشته باشد البته باید آنرا ما بین طلبکارات تقسیم نماید ولی دولت ایران که ورشکست نیست و اگر کسی از او مطالباتی دارد البته خواهد پرداخت تقدم وتأخر همیشه دراین طور موارد هست ولی اگر دولت یک محل مخصوصی داشت و در مقابل آنهم طلبکار‌های بسیار داشت البته باید آنرا بین طلبکاران تقسیم نماید. بعلاوه تصدیق می فرمائید که شاید طلب بعضی‌ها هنوز تصدیق نشده باشد و دولت هنوز خودش را بآنها مدیون نداند بنابراین این هیچ مانعی ندارد که مطالبات ولایت عهد پرداخته شود و مال سایرین را هم بهمان ترتیب که دولت در نظر گرفته و لایحة بمجلس آورده است بپردازد. و اما اینکه فرمودند که والاحضرت شاید احتیاج نداشته باشند بنده عرض می‌کنم که احتیاج هم دارند مخارجشان هم زیاد است و حقوقشان هم چند ماه است نرسیده است…. (همهمه بین نمایندگان ـ شما که مخالف بودید!!) باز هم همان عرض خودم را تکرار می‌کنم که باید محلها بمزایده گذاشته و طلب ایشان داده شود و اگر مازادی دارد به دولت برسد.

رئیس ـ رای می‌گیریم بقابل توجه بودن پیشنهاد آقای شریعت زاده آقایانی که موافقند قیام فرمایند.

(عده برخاستند)

رئیس ـ قابل توجه نشد. آقای آقا سید یعقوب پیشنهاد جنابعالی راجع بحذف است آقای شوشتری هم همین طور است.

پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب (بشرح آتی خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که ماده اول این نوع اصلاح شود: باغات و قنوات سلطنت آباد بملکیت شخصی الی آخر

رئیس ـ مقصود اینستکه کلمه عمارت حذف شود؟

آقا سید یعقوب ـ خیر. اقدسیه و منضمات آن باید حذف شود.

رئیس ـ پس کلمة عمارات را می‌بایستی نوشته باشید.

آقا سید یعقوب ـ بلی آن را قبول می‌کنم که کلمة عمارت نوشته شود اجازه می فرمائید توضیح بدهم.

رئیس ـ بفرمائید

آقا سید یعقوب ـ از بیانات آقای وزیر مالیه که اکثریت هم متوجه آن بیانات شد همچو معلوم می‌شود که والاحضرت محتاج بیک عمارت باشکوهی هستند قصر سلطنت آباد یکی از قصور عالیه آل قاجار است آن قصر را مجلس تقدیم می‌کند برای سکنای والاحضرت. اما اقدسیه و منضمات آنرا تا برسد بباغ سرخه حصار بنده مخالفم. خیلی خوب قصر سلطنت آباد و عمارت و باغ و قنوات آن مال والا حضرت باشدو آنجاها را هم آباد بنماید اما اقدسیه و منضمات برای چیست؟ آنجا یک جای علیحده است که هیچ مربوط بسلطنت آباد نیست حالا آقای حکمت مخالف بودند و موافق شدند بنده نمی‌فهمم.

رئیس ـ (خطاب بآقای شوشتری) پیشنهاد جنابعالی بعکس این پیشنهاد است در موقع رأی گرفتن بعکس رای می‌گیریم. قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقای شوشتری بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم ماده اول اینطور اصلاح شود: سلطنت آباد و متعلقات آن حذف شده فقط اقدسیه را برگزار نمایند.

رئیس ـ ماده اول را تجزیه می‌کنیم بشرح ذیل قرائت شد)

ماده اول ـ مجلس شورای ملی بدولت اجازه می‌دهد عمارت و باغات و قنوات سلطنت آباد و منضمات آنرا بملکیت شخصی والاحضرت ولیعهد واگذار و انتقال دهد.

رئیس ـ اسم هم اضافه شود

حاج میرزا عبدالوهاب ـ آن استثناء هم باید اضافه شود.

مخبر ـ آن استثناء بطور تبصره نوشته شده است.

رئیس ـ رای گرفته می‌شود بقسمت اول که قرائت شد. آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. قسمت دوم (بشرح ذیل قرائت شد)

مجلس شورای ملی بدولت اجازه می‌دهد عمارا و باغات و قنوات اقدسیه و منضمات آنرا بملکیت شخصی والاحضرت محمد حسن میرزا ولیعهد واگذار و انتقال دهد

رئیس ـ رای می‌گیریم باین قسمت آقایان موافقین قیام فرمایند.

(جمع کثیری برخاستند)

رئیس ـ تصویب شد. رای گرفته می‌شود بمجموع هر دو قسمت آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. این ماده پیشنهادی است که از طرف آقای مخبر داده شده است بجای تبصره چون بماده اول رای گرفته شده است ماده دوم می‌شود (ماده مزبور اینطور خوانده شد)

ماده ۲ـ چنانچه حق آبة عمارات سلطتنی معمولا از قنوات سلطنت آباد داشته است کما فی السابق در ملکیت دولت باقی و باید موافق معمول آب آن نقاط داده شود.

رئیس ـ رای می‌گیریم بماده دوم بترتیبی که قرائت شد آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. ماده سوم (بشرح ذیل قرائت شد)

ماده ۳ ـ وزارت مالیه مکلف است از مطالبات معوقه والاحضرت ولیعهد که جمعاً بالغ بهشتادوهشت هزارو نهصدونودو شش تومان است مبلغ بیست هزار تومان آن را نقداً پرداخت و بقیه را که معادل شصت و هشت هزارو نهصدو نودو شش تومان است ضبط و از دفتر دیون دولت حذف نماید.

رئیس ـ آقای آقا میرزا شهاب (اجازه)

آقا میرزا شهاب ـ بنده عرایضی که می‌کنم از نقطه نظر موافقت یا مخالفت یا حب و بغض نیست آنچه عقیده دارم و صلاح مملکت را پیش خودم تشخیص داده‌ام عرض می‌کنم خواه بر نفع دولت باشد خواه نباشد خواه برنفع ولایت عهد باشد خواه بر ضرر ایشان. یک قسمت عرایضی در ماده اول کردم که در موقع جواب جواب آنها داده نشد ولی آقای وزیر مالیه فرمودند که تعجب می‌کنم که ایشان عضو کمیسیون هستند و این حرفها را می‌زنند بنده عضو کمیسیون بودجه هستم و مخصوصاً با لایحه تقدیمی کمیسیون بودجه مخالفم بجهت اینکه آن لایحه که دولت پیشنهاد کرده بود باز یک صورت مشروعی داشت و این لایحه که کمیسیون پیشنهاد کرده ترتیب لایحه دولت را بواسطه حدوث یک اشکالاتی بکلی بر هم زده‌اند. و این لایحه را پیشنهاد کرده‌اند چون دولت پیشنهاد کرده بود که مجلس شورای ملی اجازه بدهد که سلطنت آباد و اقدسیه و قنوات و منضمات آن بوالاحضرت ولایت عهد در مقابل شصت و هشت هزارو نهصدو چه قدر از مطالبات ایشان واگذار نماید. ودر آنجا همین صحبت مزایده شد که هرگاه بخواهند ملکی را بفروشند بایستی بمزایده بگذارند آنجا خواستند کلاه شرعی سرش بگذارند و مشروعش بکنند. گفتند این را می‌بخشیم و آن قسمت مطالبات والاحضرت را نمی‌دهیم. این چیز غریبی است از یک طرف بخشش و از طرف دیگر جلو گرفتن مطالبات مردم. خوب اگر این اصل را قبول کنید تمام مردم می‌توانند در وحشت بیفتد و بگویند که مجلس می‌تواند رای بدهد که فلان مبلغ از مطالبات فلان آدم ضبط شود. والا حضرت ولیعهد بموجب این شرحی که اینجا نوشته شده است هشتادوهشتهزار و نهصدو شصت و شش تومان طلبکار هستند بنده که صورتش را ندیده‌ام و بکمیسیون بودجه هم نیامده است و از این جهت نمیدانم آقایان نمایندگان چه طور رای می‌دهند در صورتی که هیچ صورتش را ندیده‌اند بنده متحیرم فرمودند وزارت مالیه حق ندارد طلب والاحضرت را بدهد ولی در ضمن فرمایشاتشان راجع بسایر مطالبات فرمودند طلب کهنه.معلوم می‌شود این طلب جدید است و مطالباتی است که از حقوق ایشان باقی مانده است اگر این طور است و این مطالبات یکچیزی است که مجلس تصویب کرده است و دولتها یا نداده‌اند یا عقب مانده است که گمان نمی‌کنم محتاج باجازه مجلس باشد یعنی یکچیزی است که مجلس تصویب کرده و بایستی پرداخته شود اگر یک مطالباتی است که خارج از مصوبات مجلس است خوب است یک صورتی بدهند که نمایندگان بدانند چه طور رای می‌دهند حالا شصت و هشت هزارو فلان قدر از دفتردیون دولت حذف می‌کنند و در مقابل بخششی که کرده‌اند پس خوب است که صورتش را بدهند که ما هم بدانیم از چه بابت است اگر از بابت بودجه ولایت عهد است و وزارت مالیه نپرداخته است بدانیم مال کدام سال است.والا همین طور نمی‌شود که مجلس شورای ملی رآی بدهد و طلب ایشان را تصدیق کند در صورتیکه هیچ یک از نمایندگان نمیدانند ایشان چقدر طلب دارند و هیچکدام صورت مطالبات ایشان را ندیده‌اند و آنوقت هم می‌خواهند رای بدهند که وزارت مالیه مجاز است از طلب ایشان شصت و هشت هزارتومان و کسری ضبط کند و ۲۰ هزار تومان هم بپردازد بنده از طرف سایر مردم که طلب کار هستند و واهمه دارند که مجلس وقتی هم دربارة آنها رای بدهد که وزارت مالیه مکلف است مال آنها را ضبط کند استدعا می‌کنم در این موضوع یک قدری دقت شود.

رئیس ـ آقای حائریزاده (اجازه)

حائریزاده ـ بنده در این ماده اجازه نخواسته بودم و در کلیات این لایحه یک موافقت اصولی داشتم موقع را غنیمت شمردم حالا که این لایحه مطرح است در این موضوع صحبت کرده باشم که دولت یک مشت املاکی که بعنوان خالصه است و سالی مبالغی برای خرج این املاک بر بودجه مملکتی تحمیل می‌شود. اگر این را در مقابل مستمریات و شهریه‌ها یا در مقابل دعاوی مردم یا بهمان رعایائی که املاک در دست خودشان است واگذار کنند این بصرفه و صلاح مملکت است. بنده اطلاعی از طلب والاحضرت ولایت عهد ندارم و نمی دانم طلب کار هستند یا نیستند و این عمارات دولتی را هم که دیده‌ام نگاهداشتن آن برای ما سالی مبالغی ضرر دارد یا خرجش می‌کنیم یا نمی‌کنیم اگر خرجش نکنیم رو بخرابی می‌رود اگر خرجش بکنیم تحمیل بر بودجه مملکتی می‌شود و یا شاهی هم عاید نمی‌شود. من در مجلس چهارم خیال می‌کنم این جمله را خدمت آقایان عرض کرده باشم که خوب است این املاک را واگذار کنند من باغ فردوس را وقتی که سپهسالار داشت دیده بودم که می‌شد شخص در آنجا زندگانی کند امسال که دیدم بکلی یک قسمت عمارتش که خراب شده معلوم شد که دولت تازه آنجا را تحت نظر گرفته که بعد مالک شود و هنوز مالک نشده است معلوم می‌شود هرچه را که دولت مالک می‌شود خراب می‌شود اگر والاحضرت ولایت عهد اینجاها را بخواهد آباد کند من معتقدم که هیچ طلب هم نداشته باشد واگذار کنند و این یک کار عقلائی است. راجع بطلب ایشان که دولت ضبط کند یا نکند بنده عرضی نداشتم.

وزیر مالیه ـ چون از فرمایشات آقای آقا میرزا شهاب بازدیدم که منظور بنده از عرایضم معلوم نشده مجبور شدم توضیح بدهم. گفتگوی طلب کهنه و اینها نبود و باز تعجب می‌کنم از اقا که عضو کمیسیون بودجه هستند و این فرمایش را می‌کنند. دوره عمل مالیه که سررفت دیگر مالیه حق ندارد از بابت دوره عمل گذشته چیزی پرداخت کند. این قانون محاسبات عمومی موضوعه همین مجلس شورای ملی اس و طلب والاحضرت هم از بابت اعتبارات مصوبه مجلس شورای ملی است. اما مال یک دوره‌های عملی است که منقضی شده (مال چهار پنجسال قبل است) مثل همان طلبهای دیگران است که از چهار پنج سال بیشتر است یا کمتر است تفاوتی نمی‌کند. ولی مال سال هزار وسیصدو دو را اگر ما چیزی پرداخته باشیم امروز ما دیگر حق نداریم بپردازیم مگر مجلس شورای ملی اجازه بدهد والا طلب والاحضرت از بابت همات اعتبارات مصوبه است که همین مجلس شورای ملی در دوره چهارم تصویب کرده و بواسطه اینکه حقوق مردم پرداخته نمی شده است و بسیاری از مردم طلب معوقه دارند. والاحضرت هم طلب معوقه دارند این مبلغ هم از بابت آن هشتادو نه هزار تومان است. کمیسیون بودجه هم از این مسئله خوب اطلاع دارند اگر اعتراضی بکمیسیون بودجه است (اگرچه از طرف بنده دفاع لازم نیست).ولی بنده عرض می‌کنم کمیسیون بودجه کاربدی نکرده‌اند منتهی آن منظوری را که دولت داشته است کمیسیون بودجه با یک مطلب بهتری ادا کرده است و تفاوتی در مطلب پیدا نمی‌شود.

جمعی از نمایندگان ـ مذاکرات کافی است.

آقا سید یعقوب ـ بنده پیشنهادی تقدیم کردم. (پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب بشرح ذیل قرائت شد) بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده دوم عوض کلمه نقداً نوشته شود در موقع پرداخت حقوق معوقه کلیه وزارتخانه‌ها پرداخت الخ.

رئیس ـ آقای آقای سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب ـ در اینجا آقای وزیر مالیه تصدیق کردند که این طلب هم معوقه است و مجبس شورای ملی هم تصویب کرده است که مطالبات معوقه داده شود این مطلب هم معوقه است ما مخصوصاً در نظر داریم که در وزارتخانه‌ها یک طبقاتی هستند یک طبقات ضعفائی دارند و یک طبقات اغنیاء طبقات اغنیاء آن مدیر کلها هستند که حقوق‌های گزاف می‌گیرند و ضعفا آنهائی هستند که سی تومان وسی وپنج تومان حقوق دارند. این طبقات در وزارتخانه‌ها حقوقشان باقی مانده عرض می‌کنم حالا که دولت تصمیم دارد که مطابق تصویب مجلس شورای ملی حقوق معوقه را بپردازد این بیست هزار تومان هم جزء پرداخت حقوق معوقه تمام ملت و تمام کارکنان وزارتخانه‌ها بپردازد.

رئیس ـ آقای تدین

تدین ـ بیانات مخالفت آمیز زیاد مکرر شده است با تغییر عبارت و الفاظ و جواب آقایان هم داده شده است و بنده فقط از نظر یک حملاتی که متأسفانه بعضی اعضاء کمیسین بودجه بکمیسین بودجه کردند می‌خواهم دفاع کنم. این یک فرمول تازه ایست که پیدا شده است که حمله بشود بیک کمیسینی که خودشان عضو آن کمیسین هستند خوب وقتی که مخالف هستند ممکنست بگویند من در کمیسین بودجه مخالف بودم. حالا هم مخالفم و بالاخره در مرتفع ترین جاهای دنیا می‌ایستم و اعلام می‌کنم که من مخالفم و لی نباید بیک عده از رفقای خودشان حمله کنند آن هم حملات بی مورد. آقای میرزا شهاب باید بدانند که کمیسین بودجه کمیسین مثبت و عملی است جنبه منفی هیچ ندارد و اگر بخواهد بجنبه منفی اهمیت بدهد یک قدم نمی‌تواند بردارد و اینکه می‌فرمایند صورت جزء را من ندیده‌ام و باید ببینم. اولا کمیسین اکثریتش حاکیست اگر اکثریت کمیسین لازم می‌دانست این اظهار را می‌کرد ثانیاً حالا موقع صورت جزئ خواستن نیست زیرا کمال اطمینان بمیسین امریکائی هست که منتهای دقت را می‌کنند در پرداخت وجوه دولت هم طرف اعتماد ما است

رئیس ـ آقا یک قدری از مطلب خارج شدید

تدین ـ خوب بنده عرض کردم بیانات آقا سید یعقوب حمل برهمان جنبه منفی است دولت ورشکست نشده است یک نفر نماینده نباید همچو حرفی بزند مطالبات دولت باید داده شود نهایت سیاست دولت اقتضا کرده استکه این پیشنهاد را بکند اگر موافق دولت هستید رای بدهید والا رای ندهید.

رئیس ـ آقایانی که پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(کسی قیام نکرد)

ئیس ـ قابل توجه نشد پیشنهاد آقای میرزا شهاب (بشرح ذیل قرائت شد)

بنده ماده سوم را بطریق ذیل پیشنهاد می‌کنم وزارت مالیه مکلف است مبلغ بیست هزارتومان در عوض کلیه مطالبات معوقه والا حضرت ولایت عهد در ضمن بودجه سال جاری پرداخت نماید

رئیس ـ آقای آقا میرزا شهاب (اجازه)

آقا میرزا شهاب ـ بنده قبل از اینکه در پیشنهاد خودم توضیح بدهم عرض می‌کنم که آقای تدین حق ندارند که بمن حمله بکنند کمسیون بودجه برای همین است که آنچه را که تا حق دانست رای ندهد نه اینکه بگویند کمیسیون بودجه مثبت است خیر کمیسیون بودجه منفی است زیرا اگر مثبت بود همان پیشنهاد دولت مجرا می‌شد کمیسیون بودجه برای این است که هر چه را که دید دولت زیادی پیشنهاد کرده است حذف کند و در امورات دقت کند یعنی چه من بگویم صور ت جزء را ندیده‌ام. ما در این قسمت همین طوری که عرض کردم مخالفم که وزارت مالیه مطالبات کسی را ضبط کند پس حالا بنا است بیست هزار تومان بوالا حضرت پرداخت شود پیشنهاد کردم که در عوض کلیه طلب ایشان مجلس تصویب کند که وزارت مالیه مکلف است بیست هزارتومان بایشان پرداخت نماید دیگر فلان مبلغ را ضبط نماید بکلی مخالفم زیرا این اساس حقوق مردم را بکلی از بین می‌برد و متزلزل می‌کند هر وقت مجلس خواست رای بدهد حقوق مردم را ضبط کند این مخالف با هر رویه است.

مخبر ـ اساسا در کمیسیون بودجه همه وقت آقایان اعضاء کمیسیون هر صورتی را می‌توانند بخواهند و از طرف دولت هم صورت داده شده چنانکه این سابقه در کمیسیون خیلی هست و آن نوشیجاتی که خواسته‌اند از طرف کمیسیون بدولت تذکر داده شده است

سلیمان میرزا ـ بنده همین صورت را خواستم ندادند

آقا میرزا شهاب ـ بمن هم ندادند

مخبر ـ و اما این مسئله که آقای آقا میرزا شهاب فرمودند این مطلب در مجلس هم سابقه دارد خیلی از شهریه‌ها و مستمریات هست که مجلس ضبط کرده است. این یک چیزی نیست که تازه بمجلس آمده باشد که ایشان مخالفت می‌کنند این معمولست که دولت یک طرفی را ضبط می‌کند و یکطرفی را می‌دهد حالا بموجب یک ماده دیگر پیشنهاد کرده است که بیست هزار تومان داده شود بقیه اش هم ضبط شود.

رئیس ـ پیشنهاد داده شده است تنفس داده شود. آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب نشد

(دراین موقع چند نفر از آقایان نمایندگان از مجلس خارج شدند)

رئیس ـ چون عده برای رای گرفتن کافی نیست چند دقیقه تنفس داده می‌شود

(دراین موقع جلسه برای تنفس تعطیل و پس از نیمساعت مجدداً تشکیل گردید)

رئیس ـ باید رای بگیریم بقابل توجه بودن پیشنهاد آقای آقا میرزا شهاب مجدداً قرائت می‌شود) (بشرح سابق خوانده شد)

رئیس ـ رای می‌گیریم به پیشنهاد آقای آقا میرزا شهاب آقایانی که قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه نشد رای می‌گیریم بماده سوم آقایان موافقین قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. مذاکرات راجع بکلیاتست. در کلیات مخالفی نیست.

(گفتند ـ خیر)

رئیس ـ رای می‌گیریم بماده با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید والا کبود خواهند داد. (اخذ و استخراج آراء بعمل آمده نتیجه بطریق ذیل حاصل شد)

موافقین آقایان: میرزا محمد خان معظمی. حاج میرزا عبدالوهاب. فتح الله میرزا هرمزی. میرزا سید احمدخان اعتبار. جهانشاهی. خواجوی. اسمعیل خان اصانلو. مفتی. میرزا محمود خان وحید. تدین. دکتر حسین خان بهرامی. محمد ولی خان اسدی. میرزا محمد حسین صدائی. میرزا سلیم خان یزدی. حاج میرزا علی رضا قمی. میرزا احمدخان اخگر. میرزا یدالله خان. میرزا جوادخان خوئی. میرزا حبیب الله خان کمالوند. میرزا احمد خان اتابکی. سید عبدالعلی میرزائی. حاج آقا رضا رفیع. میرزا یوسف خان عدلی. حبیب الله خان شادلو. مر تضی قلی خان بیات. میرزا محمد تقی بهار. عباس میرزا فیروز. اکبر میرزا. اسمعیل وکیل. میرزا صادق خان اکبر. حاج حسن آقا ملک. میرزا حسن خان مستوفی. ابوالحسن خان پیرنیا. میرزا حسین خان اسفندیاری. حسنعلیخان فرمند. میرزا علی خان خطیبی. ذوالقدر. میرزا رضا خان حکمت. میرزا عبدالحسین صدر. میرزا حسین خان دادگر. ارباب کیخسرو. لطف الله خان تقوائی. سید ابوالفتوح علوی. آقا سید مصطفی بهبهانی. سیف الله خان اسکندری. آقا شیخ هادی طاهری. سید کاظم یزدی. سید حسن خان زعیم. حاج میرزا یحیی دولت آبادی. حیدر قلی میرزا حشمتی. محمد ولی میرزا‌هایم. آقا شیخ محمد علی طهرانی. دکتر امیرخان اعلم. میرزا سید احمد احتشام. سلطان ابراهیم خان افخمی. کی استوان. آقا میرزا محمد خان مصدق. آقا شیخ جلال الدین. شاهزاده محمد هاشم میرزا. حاج آقا اسمعیل عراقی. میرزا حسن خان پیرنیا. سید حسن اجاق. میرزا حسین علائی. اسمعیل خان قشقائی. آقا سید اسمعیل ملایری. میرزا علی رضا ضیاء. حائریزاده عظیمی. فرج الله خان آصف. حاج سید عبدالعلی دیبا.

مخالفین آقایان: آقا میرزا شهاب الدین. ناصر ندامانی. میرزا احمدخان شریعت زاده. سید محمد علی شوشتری. سلیمان میرزا. سید ابراهیم ضیاء

رئیس ـ عده حضار هشتادونه. با هفتادو یک رای تصویب شد.

وزیر مالیه ـ چند فقره لایحه قانونی تقدیم مجلس شورای ملی می‌کنیم. یکی راجع باعتبار برای انتخابات دوره آتیه و یکی هم راجع به یک ملکی است که مصلحت دیده شده که در ازاء مبلغی بیک کسی واگذار شود یکی هم وظیفه‌ای است برای ورثه محمودآقا خان سرتیپ که در راه آزادی خیلی خدمت کرده یکی هم اعتباری است که برای تعمیر اثاثیه عدلیه در سنوات گذشته بود و چون دوره عمل منقضی شده و حالا وزارت مالیه نمی‌تواند آن اعتبار را خرج کند حالا اجازه از مجلس می‌خواهیم که خرج کنیم.

رئیس ـ چند فقره خبر از کمیسیون عرایض رسیده که باید تکلیفش معلوم شود قرائت می‌شود و رای می‌گیریم (بشرح آتی قرائت شد)

آقای آقا اسمعیل شیخ الاسلام نماینده محترم ولایات ثلاث نظر بعزیمت فرزندشان به اروپا و بعلاوه انجام امور شخصی دوماهه مرخصی خواسته‌اند کمیسیون این مرخصی را از یوم ۲۷ مهرماه ابتدای آن را تعیین نموده تصویب می‌نماید.

رئیس ـ آقایانی که مرخصی دو ماهه آقای سید اسمعیل را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. آقای دکتر ضیائی نماینده محترم بواسطه فوت یکی از کسان ایشان و سرپرستی صغار آن مرحوم تقاضای ۳ ماه مرخصی از روز حرکت کرده‌اند کمیسیون عذر ایشان را موجه دانسته این مرخصی ۳ ماهه را از روز حرکت تصویب می‌نماید.

رئیس ـ آقایانی که مرخصی ۳ ماهه آقای دکتر ضیائی را تصویب می‌کنند قـیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

رئیس ـ تصویب شد.آقـای دکتـر احـتشام نماینده محتـرم برای تنظیم امـور شخـصی و مـریضـه داری تقـاضای دو مـاه مــرخصی نموده‌اند کمیسـیون فقـط چهل روز مـرخصی را بـرای معـزی الیه تصـویب می‌نماید که از روز بیستم مهرماه محسوب می‌شود. آقایانی که مرخصی چـهل روزه آقای دکتر احـتشام ا تصویب میـکنند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئـیس ـ تصویب شد. آقای یاسائی نماینده مـحترم بعد از فراهم مشدن وســائل و وسائل نقلـیه از سمنان بطهران دو روز غیبــت داشته‌اند کمیسیون عــذر معزی الیه را موجــه دانسته از اول شهریور ماه لغایت ده روز غیبت ایشان را با اجازه محسوب وتصویب می‌نماید.

رئیس – آقایانی که مرخصی ده روزه آقای یاسائی را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلبا برخاستند)

رئیس – تصویب شد. آقای سید ابراهیم ضیاء نماینده محترم نظر به کسالت والده شان دو ماه مرخصی خواسته‌اند که از روز اول شهریور ماه محسوب شود کمیسیون این مرخصی را تصویب می‌نماید.

رئیس – آقای حائری زاده (اجازه)

حائری زاده – بنده نمی‌خواهم در مسائل شخصی که به اشخاص بر می‌خورد عرضی کرده باشم ولی می‌ترسم در اثر این اجازه‌های مرخصی آخر کمکم کار بجایی برسد که مجلس را از اکثریت بی اندازند و آخر مجلس هم بدیهی است انتخابات با بودن خود مجلس بجریان خواهد افتاد پس نباید مجلس را تعطیل کرد ممکن است بنده‌ام برای حوزه انتخابیه‌ام خواسته باشم بروم پس آقایان اعضای کمیسیون عرایض ومرخصی خوب است فکری بکنند که مجلس هم تعطیل نشود و آقایانی هم که کسالت دارند یا قضایای مهمی دارند مرخصی بگیرند

رئیس – آقای ضیاء (اجازه)

ضیاء – فقط می‌خواستم عرض کنم از این دو ماه مرخصی چنانکه به کمیسیون عرایض هم عرض شد ۲۲ روزش را استفاده کرده‌ام وبقیه حالا لازم نیست اگر بعد لازم شد اجازه می‌خواهم رئیس ـ رای می‌گیریم بمرخصی بیست و دو روزه آقای ضیاء آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. پیشنهاد آقای رضوی قرائت می‌شود (بشرح ذیل قرائت شد) چون وضع ارزاق بد و محل نگرانی آقایان نمایندگان است پیشنهاد می‌کنم که کمیسیون شش نفری از مجلس شورای ملی انتخاب که رسیدگی بقضیه کرده و کمک باداره ارزاق باشد.

رئیس ـ آقای رضوی (اجازه)

رضوی ـ عرض می‌کنم این مسئله از طرف بعضی ازآقایان نمایندگان هی در مجلس مطرح می‌شود و مجلس را معطل می‌کند و همه هم حق دارند من جمله بنده هم امروز عرض کردم لهذا برای اینکه به این نوع مذاکرات خاتمه داده شود پیشنهاد شد کمیسیونی باطلاع دولت تشکیل شود و اگر آقایان نمایندگان نظری دارند بآن کمیسیون بگویند و آن کمیسیون با دولت مشورت کند و یک اقدامی بکند که قحط سرتاسر مملکت را نگیرد.

رئیس ـ آقای طهرانی (اجازه)

طهرانی ـ بنده تعجب می‌کنم از آقا که یک چنین پیشنهادی به مجلس کردند و در واقع وظیفه قوه مجریه را بهیئت مقننه واگذار می‌کنند و مسئولیت ارزاق که متوجه به دولت است و دولت مکلف است برای تمام ایرانی‌ها در هرنقطه از نقاط که هستند ارزاق تهیه کند ما نباید مداخله در امر ارزاق کنیم ما باید سؤال کنیم اگر نشد استیضاح کنیم. نه اینکه مداخله کنیم در امر ارزاق وظیفه قوه مقننه فقط وضع قانون و نظارت در قانون است حالا ما یک وظیفه دیگری هم می‌خواهیم برایش معین کنیم آنوقت برگردیم بدوره استبداد و ارتجاع که قوه مقننه و مجریه باید یکی باشد. پس ما باید سوال کنیم و اگر اعتراضی داریم اعتراض کنیم و جداً از دولت بخواهیم که ارزاق مملکت را درست کند والا بنده چه صلاحیتی دارم که بیایم بگویم ارزاق چه شکل است باید دولت ارزاق مملکت را تهیه کند هر وقت دولت تهیه نکرد باید سئوال کرد استیضاح کرد اهمیتی ندارد لیکن نباید مداخله کنیم در امر ارزاق و مسئولیت را متوجه خودمان کنیم ازاین جهت بنده مخالفم.

رئیس ـ رای می‌گیریم بپیشنهاد آقای رضوی آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(چند نفری قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب نشد. (پیشنهاد آقای سلطانی بشرح آتی قرائت شد) بنده پیشنهاد می‌کنم که لایحه قانون ممیزی جزء دستور جلسه آتیه در مرحله اول شود.

جمعی از نمایندگان ـ صحیحست

رئیس ـ مخالفی ندارد

(گفتند خیر)

رئیس ـچون روز ۳ شنیه و ۵ شنبه و ۱ شنبه بواسطة روضه خوانی تشکیل جلسه مقدور نخواهد بود اگر تصویب میفرمائید جلسه آتیه روز ۳ شنبه سی و یکم شهریور باشد.آقای رضوی (اجازه)

رضوی ـ بنده عقیده ا م این است که روضه در روز ۴ شنبه شروع شود که جمعه تمام بشود و یکشنبه مجلس دائر شود آقای ارباب هم می‌گویند من روز شنبه چادر وغیره را جمع آوری می‌کنم اگر بنا شد روز جمعه تمام شمد برای روز یکشنبه تشکیل جلسه مانعی ندارد بی خود نباید مجلس را تعطیل کرد.

رئیس ـ رای می‌گیریم ’ آقایانی که تصویب می‌کنند روز ۳شنبه باشد قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. (مجلس ۳ ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی ـ حسین پیرنیا

منشی ـ م شهاب

منشی ـ دکتر احتشام طباطبائی