مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۹ آبان ۱۳۰۴ نشست ۲۱۵

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۹ آبان ۱۳۰۴ نشست ۲۱۵

مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۹ آبان ۱۳۰۴ نشست ۲۱۵

جلسه دویست و پانزدهم

صورت مشروح مجلس سه شنبه نوزدهم آبان ماه ۱۳۰۴

مجلس یک ساعت ونیم قبل از ظهر بریاست آقای تدین تشکیل گردید (صورت مجلس یکشنبه هفدهم آبانماه را آقای میرزا شهاب قرائت نمودند)

رئیس – آقای حاج حسن آقا ملک (اجازه)

حاج حسن آقا ملک –عرضی ندارم

رئیس – آقای میرزائی (اجازه)

میرزائی – قبل از دستور عرضی دارم.

رئیس – آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب – قبل از دستور عرضی دارم.

رئیس – آقای حائری زاده

حائری زاده – بنده راجع بدستور عرض دارم.

رئیس – آقای افشار

افشار – در دستور عرض دارم

رئیس – نسبت بصورتمجلس اعتراضی نیست؟

(گفته شد: خیر)

رئیس – صورت مجلس تصویب شد. آقای میرزائی (اجازه)

میرزائی – دیروز جراید مرکز را که مطالعه می‌کردم نگارنده محترم روز نامه کوشش شرح اظهارات آقای حاج حسن آقا ملک نماینده محترم را طوری در روز نامه درج کرده بودند که برای خوانندگان ممکنست تولید سوء تفاهم کند و تصور کنند که رقبه آستانه را بنده از بین برده‌ام خواستم تذکر داده باشم که سوء تفاهم برای خوانندگان آن روز نامه پیش نیاید و تقاضا کنم که جراید یک قدری دقت کنند و همانطور که جریده شریفه ستاره ایران عین مطالب آقای حاج حسن آقا ملک را درج کرده بود خوب بود ایشانهم عین مطالب را درج می‌کردند که بی جهت اسباب توهین برای یکنفر فراهم نشود در ضمن هم لازم میدانم یک تاریخچه مختری از علت خرابیهای آستانه که درین مدت فراهم شده بعرض آقایان برسانم گرچه بنده می‌بایستی پیقدم می‌شدم برای این اظهارات راجع بخرابیهای آستانه لیکن چون چهار سال است که بواسطه جدیت والا حضرت پهلوی اهتمامی در امر اصلا حات آستانه شده و در نهایت خوبی مشغول بجریان اصلاحات آستانه هستند بنده لازم نمی‌دانستم درین باب عرض بکنم ولی حالا نا گزیریم تاریخچه مختصری از اوضاع آستانه را بعرض برسانم. خرابی آستانه از زمان سلطنت احمد شاه باین طرف شروع شده و علت آن هم این بود. اولا اینکه در مرکز و سایر جا‌ها شنیده می‌شود که آستانه سالی ده کرور بیست کرور عایدات دارد اینطور نیست. آستانه در سال صد و هفتاد هزار تومان نقد و یازده هزار خروار جنس کل عایدانش است و علت خرابی آستانه هم این بود که تولیت هائی را که از مرکز می‌فرستادند بآ ستانه زمان سابق حی خرج راه آنها را هم می‌دادند و دقت می‌کردند که یک مردمان صحیح العمل و متدینی را بفرستند چنانکه عضد الملک مرحوم که تولیت آستانه را دارا بوده شنیدم که یک قهوه خورده بود و دیده بود که این را ذی حق نیست یک اشرافی جریمه داده بود که یک قهوه بی جهت و بدون حق شرعی خورده بود ولی اخیرا تولیت‌های آستانه مثل حکام وولاتی بود که بسیار جاها میفر ستادند. هراج می‌گذاشتند هر کس زیادتر می‌داد تولیت را باو می‌دادند حتی اخیرا تقدمی تو لیت آستانه رسیده بود در سال بیست هزار تومان. چهار هزار تومان هم با عضاء دربار می‌دادند در سالی پنج شش هزار تومان هم آنکس که تولیت آستانه را قبول می‌کرد (حالا خوشبخت یا بدبخت چه عرض کنم) مجبور بود هل و گل بفرستند برای اجزای دربار که مقامش محفوظ باشد. حالا ملاحظه بفرمائید بیست هزار تومان تقدیمی داده و چهار هزار تومان باعضاء دربار داده وشش هزار تومان هم هدیه فرستاده این سی هزار تومان تو لیت آستانه هم اقلا ماهی هزار تومان خرج دارد این چهل و دو هزار تومان. اندوخته آتیه هم باید بکنند حالا این شخص چه باید بکند. غیر از این است که باید آستانه رابر باد دهد که پولها را بیاورد اولا صریح عرض می‌کنم مستخدمین آستانه هیچ وجه مسئولیت ندارند وبهیچ وجه مقصر نیستند برای اینکه هیچ کاری در دست آنها نیست. بنده که یک نفر چاکرآستانه هستم و سمت جاروکشی افتخاری آستانه را دارا هستم شغل بنده هم هر پنج شب یک شب چراغ گذاشتن روی ضریح مبارک و شمع بردن جلو زوار است اگر تصور بفرمائید در اجاره و استجاره و کارهای آستانه یک ذره بنده و امثال بنده دخالت داشته باشیم ابدا. دلیل هم برعرضم اینست که خود بنده یک نفر از اشخاصی هستم که حق مشروعم مدتها است پایمال شد. یکی از موقوفات آستانه چشمه گله است که شاه عباس وقف می‌کند برای مصرف کارخانه زوار عالی مقدار سر کار قبض آثار. تولیت آنرا هم با میرزا الغ جد اعلای بنده قرار می‌دهد که پسر میرزا محسن داماد خود شاه عباس است و بعد از آن هم تولیت را واگذار می‌کند باولاد ذکور و اناث سالهاست که در زمان سلطنت قاجاریه این حق التولیه مشروع فامیل مارا از بین می‌برند بصرف اینکه تولیت از طرف اعلیحضرت میامد و مقتدر بود ما هم مستخدم و زورمان نمی‌رسید. در دو سال قبل که بنده مفتخر بنمایندگی شدم از طرف مشهد وبطهران آمدم فامیل بنده عموما یک وکالتی بمن دادند که بیایم درمرکز احقاق حق انها را بکنم. با اقتدار والاحضرت پهلوی و اقداماتی که در این دو ساله بنده کردم و دستخطهای متعددی که از طرف والاحضرت پهلوی صادر شده و فرستاده شده بمشهد هنوز حق التولیه مشروع خودم و فامیلم را بنده از آستانه نتوانستم استرداد بکنم و جواب نمی‌دهند برای اینکه انکسی که پول داده و برای تولیت رفته می‌گوید اگر مرا قطعه قطعه کنید حاضر نیستم حق ترا بدهم چاره هم ندارم باو هم حق می‌دهم برای اینکه بیست هزار تومان پول داده است و باید فایده ببرد. خلاصه خرابی آستانه متوجه هیچ یک از افراد آستانه نیست مگر تولیت‌های وقت که انها هم البته بدستیاری دو سه نفر معدود که آنها را همه اهالی خراسان می‌شناسند این خرابی هارا فراهم کرده‌اند ولی بحمدالله این دو ساله که از طرف والاحضرت جدیتی در اصلاحات آستانه فراهم شده است کاملا خرابی‌های آستانه اصلاح شده واملاک آستانه آباد شده و امیدواریم بزودی زود رفع تمام نواقص آستانه بشو

رئیس- آقای آقاسید یعقوب (اجازه)

آقاسید یعقوب – بنده از مقام ریاست خواستم تقاضا کنم سؤالاتی که از وزارت خانه‌ها می‌شود یک سابقه پیدا شده است که این سابقه در دوره چهارم نبود. سؤال که می‌کردیم بعد از مدتی یک جواب از وزارت خانه میامد که این مسائل سؤالش را توضیح بدهد برمی داشتیم توضیح می‌دادیم باز برای جواب حاضر نمی‌شدند. یک سؤال از وزارت مالیه کرده‌ام راجع به جهرم وتنباکو و مالیات تنباکو و نواقلی که ازبیچاره هائی که از کوه خار بدوش می‌گیرند و می‌آورند درب دروازه جهرم از انها مالیات می‌گیرند هنوز وزارت مالیه جواب نداده وشاید آقای معاون هم بنظرشان نرسیده باشد وجواب ندهند. یکی هم سؤال کردم راجع بحکومت زنجان باز جواب نداده‌اند بنده از مقام ریاست درخواست می‌کنم که تاکیدی بفرمایند. ماده ۲۸ قانون اساسی به بنده حق می‌دهد که درین باب پافشاری کنم که چرا وزراء برای جواب حاضر نمی‌شوند. سؤال بکنیم آنوقت توضیح بدهیم هی توضیح برتوضیح همه اش به مکاتبات بگذرد.

معاون وزارت مالیه – سؤال جهرم را حالا یادداشت کرده‌ام جواب عرض می‌کنم

رئیس- کمیسین خارجه و کمسین عدلیه که در جلسه گذشته بنا بود انتخاب شوند اعضایش انتخاب شونداعضایش انتخاب شده‌اند و دارای اکثریت تام بوده‌اند و اسامی آقایان بعرض می‌رسد. کمیسین خارجه: شاه زاده سلیمان میرزا ۷۰ رای. آقای میرزا اسمعیل خان وکیل ۶۳ رای. آقای عظیمی ۶۲ رای. آقای دکتر امیر خان اعلم ۶۲ رای. آقای شیخ جلال ۶۱ رای. آقای دیوانبیگی ۵۲ رای. آقایانیکه در کمیسیون عدلیه دارای اکثریت نام بوده‌اند: آقای میرزا حسینخان پیرنیاشصت وهشت رای. آقای دیبا۶۴ رای. آقای آقامیرزا سید احمد بهبهانی ۶۴ رای. آقای آقای آقا شیخ جلال ۶۳ رای. آقای آقا شیخ محمد علی طهرانی ۶۲ رای. آقای شریعت زاده ۶۲ رای. آقای یاسائی ۶۱ رای. آقای آقا سید یعقوب ۶۰ رای. آقای الموتی ۵۶ رای. آقای هرمزی ۵۵ رای. آقای داور آقای دامغانی ۵۴ رای. نسبت به ۴ کمیسیون دیگر هم گویا موافقت حاصل شده است و مقتضی است که آقایان در ضمن مذاکرات تشریف ببرند ورای بدهند. کمیسیون قوانین مالیه. کمیسین قوائد عامه. کمیسین معارف. کمیسین داخله. آقای حائریزاده. (اجازه)

حائریزاده -بنده راجع بقانون استخدام مستخدمین مجلس شورایملی می‌خواستم عرض کنم که در دوره چهارم یک چیزی نوشته شد و درین دوره هم طرح شد. تا نصف بیشترش هم از مجلس گذشت بقیه اش معطل مانده استدعا می‌کنم در اول دستور بقیه قانون استخدام اعضای مجلس شورایملی جزء دستور شود وبگذرد تا تکلیف آقایان معلوم شود.

شیروانی- اجازه می فرمائید؟

رئیس- موافق هستید؟

شیروانی- بنده مخبر آن کمیسیون هستم موافقم.

رئیس- مخالفی نیست؟

آقا سید یعقوب – بنده مخالفم

رئیس- بفرمائید

آقا سید یعقوب – بنده متا سفانه درین لا یحه که دولت تقدیم کرد موافقت داشتم لکن چون منتخب شدم برای استخراج آراء نتوانستم عقاید خودم را عرض کنم لکن حالا که من نیستم آقایان دیگر هستند. عرض می‌کنم یک لا یحه جز ء دستور شده و یکروز هم درش مذاکره شده و باید عمر مجلس بیک عملیاتی مگذرد. این لایحه مطرح شود و تمام شود این را هم که آقای حائر یزاه فرمودند موافقم بعد از تنفس مطرح شود چون این لایحه یک لایحه اساسی است. خوبست مجلس رای بدهد ووارد در شورش شوند چون این یک کار عملی است برای مملکت.

رئیس –آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی-عرض کنم این موضوعی را که آقای حائریزاده پیشنهاد کردند به عقیده بنده مربوط بزندگانی یک عده اشخاص است که تمام اوقات خودشان را صرف کارهای هیئت شوروی مملکت می‌کنند یک شور این قانون هم خاتمه پیدا کرده و یک شور دیگرش هم شاید دوروز یا ۳ روز بیشتر وقت در مجلس نخواهد. بعقیده بنده چون سار کمیسیونها انتخاب خاتمه پیدا نکرده و کار هم هنوز از کمسونها بیرون نیامده و لوایحی هم حاضرنیست و کمیسیون این کار هم یک کمیسیون فوق العاده است و این کار هم به تاخیر افتاده است. پیشنهاد آقای حائریزاده خیلی به موقعست و بنده هم کمال موافقت را دارم.

رئیس – بنده باید توضیح بدهم که شور اول این خبری که تا ماده چهل و پنج در مجلس شده است و شاید هشت ماده یا ۱۰ ماده بیشتر باقی نیست در شورا ولتر. رای می‌گیریم پیشنهاد آقای حائری زاده آقایانی که موافقند قیام بفرمایند. (عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس – تصویب نشد. آقای افشار. (اجازه)

افشار – در جلسه گذشته شرحی عرض کردم و جمعی از آقایان هم پیشنهادی به مقام ریاست داده‌اند که ۴ فقره لایحه شهریه است که کمیسیون بودجه هم را پرتش را تقدیم کرده اگر آقایان موافقت بفرمایند جز ء دستور امروز بشود و الا جز ء دستور جلسه آتیه شود.

رئیس – پیشنهاد آقایان قرائت می‌شود: (بشرح آتی خوانده شود)

نظر باینکه لایحه شهریه ورثه عبد- الحمیدخان فلاح و مشهدی یادگار عضو سابق گمرک و جمشید خان افشار (مجد – السلطنه) و صادق خان طباطبائی از چندی باین طرف از تصویب کمیسیون محترم بودجه گذشته و حاضر برای دستور است لذا امضا ء کنندگان ذیل تقاضا می‌نمایند لوایح مزبوره جز ء دستور جلسه آتیه گذارده شود

محمد ولی. سید کاظم یزدی. شریعت – زاده. طهرانی. دیبا. یحیی رنگنه. دیوان بیگی. اسدی. حسن ملک. مرتضی بیات – سلیم. ایزدی. امامی خوئی. اسکندری. عدل. لطف اله لیقوانی. رئیس – تقاضا می‌کنید امروز جز ء دستور شود رای بگیریم؟

افشار – اگر موافقت بفرمایند. والا جلسه آتیه جز ء دستور شود.

بعضی از نمایندگان – جلسه آتیه می‌شود.

آقای آقا رضا رفیع (اجازه)

حاج آقا رضا رفیع. بنده یک استد عای دیگر داشتم آن پیشنهاد بنده را بفرمائید قرائت شود. (بشرح ذیل قرائت شد)

تقاضا می‌کنم خبر کمیسیون بود جه راجع بصبیه مر حوم ظهیر الدوله جز ء دستور گذارده.

حاج اقا رضا رفیع – این خانم محترمه است و خیلی بیچاره و مستا صل است و از بستگان مرحوم ظهیرالدوله هم می‌آیند و تذکر می‌دهند و خواهش کردند که این مسئله مطرح شود بنده این پیشنهاد را کردم و گمان نمی‌کنم وقت مجلس هم تلف شود.

رئیس –مخالفی نیست با پیشنهاد ایشان؟

(اضهاری نشد)

رئیس- رأی می‌گیریم آقایانی که این پیشنهاد را تصویب می‌کنند قیام بفرمایند.

(اغلب برخاستند)

رئیس- تصویب شد. خبرکمیسیون بودجه مطرح است.(بشرح ذیل قرات شد)

ماده واحده-وزارت مایه مجاز است از اول فروردین ماه هذه السنه ۱۳۰۴ ماهی یک صد تومان شهریه بخانم زهرا خانم (فروغ الملوک) جلبه مرحوم آقای آقامیرزاعلی خان صفا تازمانی که شوهر اختیار نکرده از محل اعتبار شهریه ومستمریات به پردازد.

رئیس-آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب موافقم

رئیس –آقای آقاسید یعقوب

آقا سید یعقوب- مخالفم

رئیس-بفرمائید

آقاسید یعقوب – بنده یک قدری حس نمایندگان محترم ووجه آن آنها را بقضاوت و حکومت دعوت می‌کنم. پریروز در همین مجلس شورایملی ورثه مرحوم مساوات با سابقه خدمتش. با آن مقاماتی که حقیقا بنده نمی‌توانم بگویم و تاریخ وحقیقت آنرا ثبت می‌کند با ۱۲ نفر اولاد وورثه آنوقت بیایند و صد تومان برای او قرار بدهند اولاد پیغمبر وخدمات و سابقه او در مشروطیت و زحماتش در علوم که یکی از مدرسین مدرسه صدر بوده. با آن ترتیب آمدیم و گفتیم چون نظر ببودجه مملکت است و نمی دانیم در مملکت از کجا پول بگیریم و به کجا صرف کنیم باید ملاحظه کنیم ملاحظه عمومی مقدم است بر ملاحظه خصوصی وشخصی را می‌توان فدای جمعیت کرد وآن صحبت هائیکه پیش خودمان می‌کردیم و این فلسفه‌ها که درست میکردیمدر آنجا قانع شدیم اما در اینجا؛ آقایان تا کی تا جند ما باید گرفتار یک طایفه باشیم. صدووپنجاه سال است ما باید پول بدهیم !؛ دیگر چرا؟. بچه ملاحظه و بچه دلیل صدو پنجاه سال اینقدر از این ملت پول گرفتیم وبیک طایفه من غیر حق ومن غیر استحقاق دادیم !! این کیست؟ شاه است، شاهزاده است، عموی شاه است، باید از تمام مملکت پول جمع بشود: آقایان ملاحظه کنند ماهی صدتومان سالی هزارو دویست تومان می‌شود. این سالی هزارو دویست تومان تا وارد خزانه مملکت بشود مصارف قانونی را در تحت نظر بیاورید. مصارف مالیه. اعضاء مالیه وزارت مالیه تا بتواند این پول را وصول بکنند ووارد خزانه مملکت بکنند. تمام این وجود چقدر می‌شود؟ آقای آقا شیخ جلال مکرر یک فرمایشی فرمودند که همیشه دراست در گوش من. فرمودند ما امانت دار هستیم ما از طرف ملت امین هستیم. اختیار تام نداریم. اختیار ما در تحت قسم است. امین چطور می‌تواند یکدفعه ماهی صد تومان سالی هزارو دویست تومان بیک نفر بدهد. آقا می فرما یند خانم محترمه است، کدام ایرانی خانم محترمه نیست؟ بنده تمام ایرانیها را خانم میدانم. محترم میدانم. معزز میدانم. آیا می‌توانیم بتمام آنها بدهیم؟ نداریم که. آقایان میفرمائید سابق یکنفر صحبت کرده. می‌گویند برادرش نوشته است از بابت حقوقیکه داریم آقا ما قانون وظائف داریم. قانون استخدام داریم. اینها را که ما نوشته‌ایم پس برای چه نوشته‌ایم؟ نوشته‌ایم که در طاقچه گذارده شود؟ این قوانین را چرا بموقع اجراء نمی‌گذارند قانون مستمریات. کتاب مستمریات کتاب وظائف. تمام اینها هست. پس این قوانین برای چیست؟ ما که نیامده‌ایم اینجا مشق کنیم !روزی دو سه هزار تومان در مجلس مخارج این قوانین می‌شود برای اینکه دستور باشد برای وزارتخانه‌ها آنها بآن دستور عمل بکنند. هر روز وزارت مالیه یک پیشنهادی می‌نویسد می‌برد در هیئت وزراء و در آنجا می‌آورند بمجلس و می‌برند بکمیسیون بودجه. کمیسیون بودجه هم رای می‌دهد می آورند اینجا پس این قوانین را برداریم و یک لایحه بنویسیم برای هر فردی ما که نمی‌توانیم هی افراد و جزئیات را در نظر بگیریم جزئیات که لا یتناهی است. پس بعداز این عرایض که کردم توجهی بفرمائید بحال مملکت واین طور ترجیح بلامرجح مرجوع برراجح نکنیید. قضاوت بکنید از روی قصاوت بنده بسهم خودم حاضر هستم پیشنهاد کنید ماهی بیست تومان قبول می‌کنم. دختر مساوات ماهی ده تومان بود این ماهی بیست تومان باشد. خوبست بحال تمام ایرانیها و تمام طهرانیها ملاحظه کنید دیگرانرا هم ببینید آخر شما نگاه کنید بآیه قرآن ان اکرمکم عندالله اتقیکم گرامی تر آنکسی است که پرهیزکارتر است یعنی در نزد ما که وکلاء مجلس هستیم آنکسی که در حفظ مملکت و دیانت متقی و پرهیزکار است اورا باید بیشتر در نظر بگیریم. من سید هستم مادامی که از فرمایشات جدم تخلف نکرده‌ام آدم صحیحی هستم. از فلان خانواده است یا خانم محترم است. همه خانمها محترم هستند. من جسارت نمی‌کنم ولی من حاضر نیستم رای بدهم که ماهی صد تومان بیک سلسله که صدوپنجاه سال است ما رابدین بدبختی کشانیده‌اند بدهم.

مخبر- آقای آقاسید یعقوب اولخودشان اظهار فرمودندکه باید قدرشناسی از خدمات اشخاص کرد وگمان می‌کنم این در نظر آقایان باشد که اشخاصی که در راه مملکت یک خدماتی می‌کنند باید نسبت بخدمات آنها یک پاداش داده شود. مرحوم ظهیرالدوله گمان می‌کنم همه مردم بدانند که یک خدمات و زحماتی در راه مشروطیت ایران کشیده است و همان وقت هم خانه شان خراب شده است. مقام اخلاقی ایشانهم معلوم بود. و این شهریه که معلوم شده است ازراه فامیل و سلسله نبود بلکه ازراه خدمات و زحمات مرحوم ظهیرالدوله و محاسن اخلاقی که ایشان داشته‌اند بوده است وعجالتا یک دختری از ایشان باقی است کا از حیث معاش در نهایت عسرتست وسایر ورثه هم حقوقی که داسته‌اند بدولت واگذار کرده‌اند که در عوض تا زمانی که او شوهر اختیار نکرده ماهی صدتومان برای معاش او معین شود در واقع اگر ملاحظه بفرمائید یک چیز بلاعوض هم نیست برای اینکه حقوقی که از مرحوم ظهیرالدوله بوده و بورثه ایشان رسیده تمام ورثه از آن حقوق صرف نظر کرده‌اند که در عوض ماهی صد تومان باین دختر قبل از آنکه شوهر اختیار کند داده شود و تقریبا حقوق آنمرحوم هم این اواخر که کسر شده بود تقریبا دو سه هزار تومان بود بنابراین گمان می‌کنم این مقدار تقریبا یک چیز فوق العاده و یک خرجی نباشد که ما نتوانیم وخیلی هم بموقع و بجا است.

بعضی از نمایندگان – مذاکرات کافیست

(بعضی گفتند: کافی نیست)

رئیس- آقایان نظار تشریف ببرند برای اخذ آراء آقای آقا سید یعقوب آقای ایزدی (در اینموقع عده از آقایان برای اخذ رای خارج می‌شدند)

رئیس- همه آقایان یکمرتبه تشریف نبرند می‌خواهیم رای بگیریم رای می‌گیریم بکفایت مذاکرات آقایانی که مذاکرات را کافی میدانند قیام فرما یند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. رای گرفته می‌شود بماده واجده با ورقه آقایانی که موافقند ورقه سفید والا ورقه کبود خواهند داد. آقایان می‌توانند دو نفردونفر تشریف ببرند برای کمیسیونها و رایشان را بدهند. (اخذ آراء بعمل آمده نتیجه بطریق ذیل حاصل شد)

ورقه سفید علامت قبول (۵۵) ورقه کبود(۱۳)

رئیس- عده حضار (۸۴) باکثریت پنجاه وپنج رای تصویب شد.

اسامی موافقین: آقایان شیروانی- اسفندیاری – نجات – فرج الله خان آصف – عظیمی. میرزا اسمعیل خان وکیل. حیدرقلی میرزا حشمتی- آقامیرزا کاظم یزدی – آقا میرزا سیدحسن کاشانچی. ابوالحسن خان بیرنیا. اتحاد. حاج حسن آقای ملک. می‌رسید احمد بهبهانی – میرزا صادق خان اکبر – میرزا یوسفخان عدل. دست غیب حاج میرزا علیرضا قمی- حاج آقاشیخ عبدالرحمن صالحی- صدرائی. مرتضی. قلیخان بیات. شریعت زاده. دکتر حسین خان بهرامی – مفتی- عبداله خان معتمد. محمد هاشم میرزا. اتابکی – محمد تقی خان اسعد. میرزا سیداحمدخان اعتبار – سلطان ابراهیم خان. افخمی. ناصرندامانی. دکتر امیرخان اعلم. خطیبی. سهرابخان. یاسائی. محمد ولی میرزا حبیب الله خان شادلو. محمود خان وحید. افشار. سیف الله خان اسکندری. زاهدی. کی استوان. آقامیرزا حسینخان پیرنیا حبیب الله خان کمالوند. اخگر. سهراب زاده. محمد ولی خان اسدی. ‌هایم. یحیی خان زنگنه. امیر میرزا. حاج آقا رضا رفیع میرزا. عبدالحسین صدر. میررضا خان. حکمت. میرزا یدالله خان. رهنما. دکتر آقایان. اسامی مخالفین: آقایان طهرانی. آقا سید محی الدین. حاج میرزاعبدالوهاب الموتی. حاج آقا اسمعیل عراقی. حائری زاده. دامغانی. آشتیانی. حاج سید محمد سلطانی. میرزا محمد خان معظمی. آقا سید علاءالدین. شوشتری. آقا شیخ فرج الله.

رئیس – خبر کمیسیون بودجه را جع بقرضه‌های فلاحتی که جزو دستور امروز بود مطرح است شور در کلیات تمام شده بود ولی بواسطه اینکه عده کافی نبود رای آن موکول بامروز شد آشتیانی – خوبست چند دقیقه تنفس داده شود.

شیروانی – در موقع رای نمی‌شود.

رئیس – بقیه آراء موکول ببعد از تنفس می‌شود (در اینموقع جلسه برای تنفس تعطیل و پس از نیم ساعت مجددا تشکیل گردید)

رئیس – نسبت بکلیات لایحه قرضه‌های فلاحتی آقایان مذاکرات را کافی می دانند؟

بعضی از نمایندگان – بلی کافی است.

(بعضی گفتند کافی نیست)

رئیس – رای می‌گیریم بکفایت مذاکرات نسبت بشور در کلیات لایحه قرضه فلاحتی آقایانی که کافی میدانند قیام فرما یند.

(اکثر بر خاستند)

رئیس – تصویب شد. آقایان نظار تشریف ببرند. بقیه آقایان هم که رای نداده‌اند دو نفر دو نفر تشریف ببرند خواهش می‌کنم مراجعت نمایند و توجه بفرمایند دو نفر دو نفر وارد شدند دو نفر دیگر تشریف ببرند که مجلس از اکثریت نیفتد.

رئیس- مادهٔ اول قرائت می‌شود (بشرح ذیل قرائت شد)

ماده اول- وزارت مالیه مجاز است از محل وجوه بقاعد و در حدود هفت عشر از مجموع وجوه مزبوره قرضه هائی بر طبق مواد ذیل به مالکین ایرانی اعطاء نماید.

رئیس – آقای سلطانی. (اجازه)

سلطانی – بنده عرض ندارم.

شیروانی- بنده در مواد هم اجازه خواسته‌ام.

رئیس- اینجا فقظ اسم شما در جلو کلیات نوشته شده.

شیروانی- پهلویش هم نوشته‌ام در مواد.

رئیس- آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی – بنده متاسفم که بموجب اینقانون ما درست یکی از مواد اصول ثروترا معکوس عمل می‌کنیم. در تمام دنیا این اصل مسلم شدهو یکی از قوائد مسلم علم ثروتست که هر وقت ما توانستیم سرمایه‌های کوچک کوچک را جمع آوری کنیم ویک سرمایه بزرگ تشکیل بدهیم در نتیجه آنسرمایه بزرگ می‌توانیم کار بزرگ انجام بدهیم واز روی همین اصل است که امروزه در تمام دنیا ملاحظه می فرمائید که تجارتخانه‌های فردی خیلی کم پیدا می‌شود و مخصوصا سعی می‌کنند که تجارتخانه‌های جمعی تشکیل بدهند یعنی سرمایه‌های کوچک بطور سهامی جمع می‌کنند ویک سرمایه بزرگ تشکیل می‌دهند. مملکت ما از این حیث گمان می‌کنم احتیاجش ازتمام دنیا زیادتر باشد. ماهنوز نتوانستیم یک بانک مرکزی دولتی تشکیل بدهیم که همیشه یک سرمایه هنگفتی داشته باشیم که در مقع کارهای بزرک بتوانیم آنسرمایه بزرگ را استعمال کنیم. برحسب اتفاق در نتیجه یک قانونی که در دوره چهارم یک اشخاصی سعی کردند واز مجلس گذراندند (وشاید خودشانهم نمی‌دانستند که نتیجه اش این می‌شود) یک همچو سرمایه بزرگی در نتیجه یکی از مواد آنقانون در یک گوشه از وزارتخانه‌های ما پیدا شده واین پول تقاعد است که حالا مثل اینکه این سرمایه یک وحشتی در دل‌ها انداخته که چرا باید این پول در اینجا بماند. مملکت ما معمولا این اصل درش جاری نبوده که بیایند و سعی کند یک سرمایه بزرگ گوشه وکناری جمع کنند تنها راهی که پیدا شده که این سرمایه را از بین ببریم بعقیده بنده این قانون وماده اول این قانون است. اینجا می‌نویسید که هفت عشر از پول تقاعد که در صندوق تقاعد جمع آوری شده وزارت مالیه مجاز است این را قزض بدهد. پریروز عرض کردم حالا هم عرض می‌کنم در خارج هم عرض شد. ما کمتر دیده‌ایم معاملات دولت و شاید همه جا اینطور نباشد و منحصر بما نباشد مثل یک تجارتخانه باشد مخصوصا در مملکت ما معاملات دولت از قرض دادن وقرض گرفتن تقریبا شبیه بیک تاجر نبوده است والبته آقای معاون وزارت مالیه هم این حقیقت را نمی‌توانند انکار نمایند. دولت نه درست بدهی‌هایش را می‌دهد ونه درست طلبهایش را جمع می‌کند آلان دو سال است یکدسته از طلبکار‌های دولت (صحیح یاغیر صحیح) در مجلس متحصن شده‌اند شاید پانصد کاغذ دراین باب ردوبدل شده و اصلا وزارت مالیه حاضر نیست که بنشیند و رسیدگی بکند باظهارات اینها وبگوید اصلا شما طلبکار نیستید این طرز دادنش است و خیلی اشخاص هم بنده سراغ دارم که از میلیون بالاتر بدولت بدهی دارند هیچکس هم در خانه شان نمی‌رود ودر نهایت خوبی توی اتومبیلشان سوار می‌شوند و بعمارت ییلاقی شان می‌روند. بعمارت قشلاقی می‌آیند لینهم طرز قرار گرفتن پس معاملات دولت ما چندان شبیه بیک تجارتخانه هم نیست. پس وقتیکه ما یک چنین اداره داشتیم آنوقت نباید بیائیم و یک پول چهارصد و پنجاه هزار تومانی یایک کروری را در دست همچو تاجری بگذاریم که درست بدفتر و دستکش رسیدگی نمی‌کند و معاملاتش هم صحیح نیست. این را بنده کاملا برخلاف عقیده خودم میدانم که ما یک چنین اعتباریرا بیک چنین تاجری بدهیم زیرا تاجر اول باید معاملاتش را درست بکند در اینجا گفته شده است که می‌خواهند اصلاحات زراعتی و غیر بکنند در خارج هم یک شخص که خودش از اشخاص بوده است که سبب آوردن این لایحه بمجلس شده است یک حرفی بمن زد من حرف او را کاملا صحیح میدانم و آلانهم عرض می‌کنم وزارت مالیه هم اگر از نقطه نظر تامین آنقضیه بخواهد یک لایحه بیاورددر مجلس بنده چندان مخالفتی ندارم. گفت که در وزارت مالیه مذاکره شده است که یکعده از مهاجرین ورامین که بواسطه آفت این دو سه ساله در ورامین یک بدبختیهائی برای آنها پیش آمده است دولت دیده است که اگر بتواند یک کمکی بآنها بدهد اصولا مالیاتش از بین نمی‌رود. اول هم پنجاه هزار تومان در نظر بوده که این مالکین و زارعین از دولت قرض بکنند و بعد هم بیک ترتیبی بدولت پس بدهند بعد این حرف همین طور شد کرده وبزرگ شده. بزرگ شد بزرگ شد و چهارصدو پنجاه هزار تومان شده و موضوع هم از محوطه ورامین تجاوز کرده و بتمام نقاط مملکت رسیده است بنده از نقطه نظر محل خودم به آقایان قول می‌دهم که بگذارند آنها زراعت خودشانرا بکنند انبارهاشان را نشکنند دیگر لازم نیست اینکار را بکنند آنها قرض نمی‌خواهند همینقدر بگذارند آنها زراعت خودشانرا بکنند بنده قرض نمی‌خواهم بآنها بدهند. بی ربط عرض نمی‌کنم آلان تلگرافی تو جیب یکی از وکلائی که اینجا نشسته‌اند سراغ دارم که متن تلگراف این است می‌نویسد. مامورین ارزاق آمدند انبار را شکتسند وچیو کردند. نه نماینده صاحب آنجا بوده است نه ترازو وقپانی بوده است نه پولش را داده‌اند همین طور انبار را شکستند و باز کردند. آقایان از این کارها جلوگیری بکنند عمل وزارت مالیه را درست کنند زراعت این مملکت درست می‌شود. اهالی این مملکت همه زحمت کش ونان پیدا کن هستند واگر آنها را راحت بگذارند زراعت درست می‌شود. لازم هم نیست که ازآنها رعایتی بکنند ومنتی کردن آنها بگذارند مدت این رعایت را باید کردن آنها گذاشت که این پولها را می‌گیرند و می‌خورند پس این مربوط باصلاح زراعت نیست اگر حقیقتا وزارت مالیه می‌بیند که ان چند تاده ورامین (که یکیشان اینجا بنده را دید و گفت می‌خواهم از این پول استفاده کنیم چرا شما مخالفت می‌کنید) در این یکی دو ساله صدمه دیده و لازم است بمالکین و زارعین آنها یک فرضه داده شود بنده هم موافقم که وزارت مالیه یک لایحه پنجاه هزار تومانی یا صدهزار تومانی یا صدوپنجاه هزار تومانی پیشنهاد کند برای کمک بمالکین ورامین که بتوانند زراعتشان را ادامه بدهند. بطوری که عرض کردم ممکن است یک لایحه باینصورت تهیه کندکه وزارت مالیه مجاز است صدو پنجاه هزار تومان از قرار فرع فلان بمالکین ورامین قرض بدهد وبعد از فلان مدت بطور استهلاکاز روی مالیات یا بهر طریقی که میداند ازشان پس بگیرد این ضرری ندارد بنده هم موافقت می‌کنم ولی این لایحه که وزارت مالیه مجاز است از محل وجوه تقاعد در حدود هقت عشر از مجموع وجوه مزبوره قرضه هائی بر طبق مواد ذیل بمالکین اعطاء نماید. این ماده سربسته که هر کس برود امین مالیه را ببینید و توافق نظری بینشان حاصل شود این مواد از طرف مجلس شورا ی ملی در حقش نازل شده است وهر کس نبیند چندین ماده درباره اش نازل نمی‌شود. این طریق را بنده نه مفید بحال مالک میدانم نه مفید بحال زراعت مملکت وبالاخره یکی از اصول علم ثروترا هم عملا مجلس شورای ملی بقص کرده است یعنی یک پول جمع شده را پراکنده کرده است. بنده عرض می‌کنم این مملکت چهار صدوپنجاه هزار تومان پول نقد پیدا کرده در جای دیگر شما پول نقد ندارید. برای اینکه یک پولهائی دارید ویک مخارجی هم در مقابلش هست فقط پول بیکاری که در خارج گذاشته همین یک فقره پول است و هفت هشت فقره اصلاحات هم ممکن است با این پول در این مملکت بکنید سد اهواز ممکن است بست و صورت مخارجی که یکنفر مهندس خارجی تهیه کرده است برای بستن سد اهواز کمتر از چهارصد هزار تومان است سد شادروان را ببندید که صد هزار تومان خرج دارد. سد ساوه را ببندید که سی هزار تومان خرجش است آب کوه رنگ را یکنفر آلمانی آمده است و صورت داده است که سیصدو هفتاد و پنجهزار تومان خرج دارد. این پول را بمالکین اصفهان قرض بدهید و سال دیگر صدی ده یا صدی پنزده منافع رویش بکشید اگر مقصود پخش کردن این پول نیست این کار ار بکنید. من دیدم بانک ایران در تحت یک تاثیراتی آب شدوبزمین فرو رفت. اینهم همانطور است نمی‌خواهند یک پول چهارصدوپنجاه هزار تومانی در یک گوشه مملکت ما باقی باشد اینراهم سعی می‌کنند که آب شود و از بین برود. بالاخره این مملکت ما یکروزی بانک می‌خواهد وشما می‌توانید با این پول یک بانک درست کنید. الان مستخدمین دولت می‌روند در بانک‌های رهنی و تومانی ده شاهی دو عباسی تا یکعباسی تنزیل می‌دهند و پول قرض می‌کنند آنوقت هم پانصد تومان قالیچه و طلا آلات زنانه خودشانرا می‌دهند تا پنجاه تومان پول بهشان بدهند. بانک پهلوی آمده است ویک همچو کاری برای مستخدمین لشگری کرده است. وزارت مالیه هم یک چنین کاری برای مستخدمین کشوری بکند. همین مستخدمین بیچاره از پنجاه شصت تا مدیر کل و رئیس اداره که بگذرد که بعضی از آنهاهم بی چاره‌ها همیشه مقروض هستند بقیه که سی و دو تومانی وچهل تومانی هفتاد هشتاد تومانی تا صدو پنجاه تومانی هستند و همیشه دو ماه حقوقشانرا مقروض هستند بیایند از این بانک قرض نگیرند ویک منافعی هم بدولت بدهند بیائید از همین فردا شروع کنید بانکش را هم مثل بانک پهلوی باز کنید وزارت مالیه و خزانه داری هم پشت سرش و ممکنست یک کمک هائی بمستخدمین دولت بکند که همیشه نصف حقوقشانرا در راه قرض کردن نبازند. من نمیدانم چه نظری پیش آمده که این لایحه را پیشنهاد کرده‌اند که یک پولیرا که در اینجا جمع شده است آنهم مال مردمست اینطور بمصرف برسانند بالاخره یکروزی از باب تقاعد می‌آیند و پولشانرا می‌خواهند آقا فرمودند مطمئن باشید که حقوق تقاعد سال بسال داده می‌شود. منهم مطمئنم اول سال یا آخر سال که می‌شود موقعی که بودجه می‌آورند یک قلم هم برای متقاعدین در بودجه شان منظور می‌کنند و می‌نویسند. از بابت حوق تقاعد وفلان فلانمبلغ و تصویب می‌کنند و می‌برند تفصیل آنهم اینست.

بیات (مخبرکمسیون) – در قسمت مخالفت هائیکه آقای شیروانی روز قبل و امروز فرمودند در بعضی قسمت‌هایش اگر درست توجه بفرمایند خودشان یک پیش نهادهائی فرمودند بر خلاف آنچه که اول فرمودند. مثلا در قسمت استقراض این وجه فرمودند ممکنست این استقراض بمستخدمین دولتی داده شود و به این قسمت داده نشود. از طرف دیگر خودشان تصدیق فرمودند که برای ترویج فلاحت وکمک بزارع ومالک دراین مملکت امروزه لازم است که یک بانکهائی درست شود وحتی خودشان معتقد بودند که اگر بانک فلاحتی دائر بشود خیلی خوبست البته تاسیس بانک فلاحتی با این سرمایه ممکن نیست و کسی منکر نیست که مملکت محتاج بیک بانک فلاحتی خواهد بود که ترتیب زراعت و کار رعایا را آن بانک تاسیس کند. ولی تصدیق میفرمائید با چهارصدو پنجاه هزار تومان تاسیس بانک فلاحتی ممکن نیست و یکسرمایه خیلی بزرگی برای تاسیس آن لازمست. بعلاوه اگر می‌خواهید این را بصورت بانک در آورید یک مخارج گزافی پیدا خواهد کرد که باز عایدات این مبلغ با مخارج تکافو نمی‌کند. پس وقتی که ما تصدیق کردیم که کمک بزارع و مالک وفلاح برای ترقی زراعت لازمست وامروز هم ممکن نیست برای ما که بآن منتهی درجه اش برسیم بعقیده بنده نباید با یک قسمت کوچکی که امروز دولت می‌خواهد یک قدمی بردارد مخالفت کنیم بلکه باید دولت را در این امر تشویق کنیم. این یک قدم اولیه است که در راه اصلاح زراعت و فلاحت برداشته شده و بالطبیعه این قدم برداشته شد ممکنست در ستوات بعد این قدم را تکمیل کنیم وبآنمقصودی که داریم یعنی تاسیس بانک فلاحتی بتدریج نائل شویم والا بگوئیم چون امروز نمی‌توانیم به آنقسمت کوچک هم اقدام نکنیم این خیلی بی تناسب است. از طرف دیگر فرمودند اگر بمالک و زارع قرض بدهید ممکنست این پول تقاعد از بین برود ولی خوبست بمستخدمین در مرکز داده شود. بنده گمان می‌کنم اگر نقطه نظر این باشد که این پول از بین می‌رود چه به مستخدم قرض داده شود وچه بزارع هر دو در حال واحد است و اگر آن نظر را داشت باشند که مالیه نمی‌تواند وصول کند چه باینطبقه وچه بآنطبقه بدهید در هر صورت این وجوه از بین می‌رود. ولی بعقیده بنده در این قسمتی که مالیه پیشنهاد کرده محققا بوصول آن مطمئنست زیرا شرایط این لایحه را که ملاحظه میفرمائید یک شرایطیست که کاملا اطمینان می‌دهد این پولی راکه دولت می‌دهد می‌تواند وصول کند بجهت اینکه از یک طرف ۳ مقابل آنپولی راکه دولت می‌دهد آن شخص بیع به دولت می‌دهد. از طرف دیگر فرمودند که در قسمت‌های ورامین اگر پنجاه شصت هزار تومان بآنها کمک بشود خوبست ایشان با اینقسمت بالخصوص موافقت می‌کنند ولی ب یک قسمت‌های کلی که ممکن است نسبت بسایر جاها هم کمک بشودمخالفت می‌کنند. بنده عقیده مند هستم که چه در ورامین و چه در سایر نقاط ایران املاک و دهاتی که در این چند ساله اخیر یک صدماتی بهشان وارد آمده و صاحبانش نمی‌توانند آنها را اداره کند باید بآنها کمک کرد الان اغلب دهات گاو ندارند یا قناتشان خراب شده بعلاوه امسال هم بطوری که ملاحظه می فرمائید بذر ندارند و اگر چنانچه یک کمک جزئی بآنها بشود ممکن است بذر را راه بیندازند و یک استفاده کلی ببرند یا اگر برای هر دهی ده جفت گاو خریده شود ممکن است یک استفاده کلی بکنند. یا همانطور اگر یک ماشینهای زراعتی خریده شود مکن است استفاده‌های بزرگی بنمایند برای اینکه رعیت هم کم شده و یک جاهائی که شاید صد جفت رعیت در آن زندگی می کرده امروز ده جفت یا بیست جفت یشتر ندارد. غالب دهات باین صورت درآمده و خود مالک هم از عهده بد نمی‌آید که آنها را اداره نماید و هیچ کس ه نمی‌تواند برود تومانی ده شاهی یا سیصد دینار پول قرض کند و بیاید دهش را آباد کند. پس در این صورت تصدیق می فرمائید که بایستی بدهات کمک کرد که آباد شود و آبادی دهات هم همانطور که ملاحظه می فرمائید ممکن است با یک مبلغ جزئی پیشرفت کند شاید یک دهی اگر امروز هزار تومان خرجش شود پنجهزار تومان عایدات پیدا کند و اگر این هزار تومان خرجش نشود آن پنج هزار تومان از بین برود. پس در این صورت بعقیده بنده این یکی از قدمهائی است که می‌توان گفت خیلی مؤثر در امر فلاحت و زراعت است برای اینکه با یک مبالغ جزئی که کمک داده می‌شود یک استفاده‌های کلی می‌شود. آقای شیروانی می فرما یند خوبست این پول را دولت برای بستن سد اهواز شادروان و غیره مصرف کند. البته بستن سد اهواز و شادروان و غیره یکی از کارهای خوبی است که باید بشود ولی فرض بفرمائید اگر این اعتبار برای بستن سد اهواز بمصرف رسید یک قسمت خراب را آباد کرده‌اید آقا اگر اینطوری که در این لایحه نوشته شده است مصرف شود آنوقت یک قسمت بزرگ مملکتی را از خرابی جلوگیری کرده‌اید که پس فردا هر تکه از اینها محتاج بیک خرجی مثل بستن سد اهواز و شادروان نشود پس برای جلوگیری و آبادی یکقسمت از این املاکی که امروز مخروبه استو مالکین هم از عهده آبادی آنها برنمیایند (وهمانطور که فرمودید الان دهات و رعایائی هستند که بذر ندارند بکارند در صورتی که آب و زمین هست) اگر از طرف دولت صدتومان دویست تومان پانصد تومان بآن ده برای بذر کمک شود ممکن است در سال آتیه پنج هزار تومان فایده داشته باشد. دیگر فرمودند که سایر دول سرمایه‌های کوچک را جمع آوری می‌کنند برای اینکه سرمایه‌های بزرگ تشکیل بدهند بنده گمان نمی‌کنم هیچکس مخالف باشد. البته کارهای بزرگ را باید با سرمایه‌های بزرگ کرد ولی وقتی سرمایه‌های بزرگ پیدا نشد آنها را چکار خواهند کرد؟ بالطبعه مجبور هستند این سرمایه‌های بزرگ را بمصارف کوچک کوچک برسانند ما یک سرمایه بزرک را نمی‌توانیم بمصرف نرسانیم برای اینکه کوچک می‌شود باید همانطور کوچک کوچک جمع کرد و بکوچک تقسیم کرد و استفاده کرد و کارهای بزرک کرد. بعقیده بنده آن قبیل کارهائی که فرمودید هیچ کدامش بر این قسمتی که دولت پیشنهاد کرده مقدم نیست و این قسمت برای اصلاح امر زراعت و فلاحت و کمک برعایاء از هر حیث عملیاتی که فرمودند گمان می‌کنم مقدم تر باشد. راجع بقسمت تعدیاتی که از طرف مامورین مالیه می‌شود آنها را هم البته آقای معاون وزارت مالیه جوابها ئی می‌دهند ولی بنده معتقدم که همیشه باید نواقص را رفع کرد و ما باید سعی کنیم که هر وقت نواقصی در امر وزارتخانه می‌بینیم آن را رفع کنیم ولی نبایستی آن نواقص را مانع از برای پیشرفت یک مقاصد دیگری قرار داد که چون وزارت مالیه در یک قسمت یک خرابی‌ها و یک اشکالاتی دارد ما یک کار خوبی را هم نکنیم. بعقیده بنده اینکار خوب را باید کرد وهر خرابی یا چیز دیگری هم که از یک وزارتخانه دیده می‌شود باید ایستاد و رفع کرد والا بآن ترتیب که می فرمائید ممکن نیست و دور تسلسل پیدا می‌کند. شما وقتیکه امروز فرمودید چون وزارت مالیه اینجایش خرابست جای دیگرش خرابست جای دیگرش را هم اصلاح نمی‌کنیم این نمی‌شود زیرا ما نباید چرخهای مملکت را بخوابانیم برای اینکه در مملکت یک اشکالاتی است و بعقیده بنده این اشکالات که فرمودید وارد نیست و نباید امها را مانع پیشرفت این قسمت قرار داد.

رئیس- آقای طهرانی (اجازه)

طهرانی- بنده خوش ندارم زیاد در این موضوع گفتگو شود. بنده مخالفتم در ماده اول از دو نقطه نظر است نظر اولی این است که این ماده خیلی مجمل است بجهت اینکه دو سال بیشتر نمی‌گذرد که مقدار حقوق تقاعد رسیده است بششصد هزار تومان و این ماده اول مطلقا از حقوق تقاعد هفت عشر را معین می‌کند اگر دهسال بگذرد و شاید بشود شش کرور هفت کرور آنوقت بتناسب این هفت کرور پنج کرور بیاورند و بمالکین قرض بدهند جهت ندارد؟ زیرا پنج کرور را ممکن است یک بانک فلاحتی تاسیس بکنند که انتفاعش عمومی باشد نه اینکه بطور مطلق بردارند بنویسند هفت عشر از حقوق تماعدی اعم از اینکه تقاعد موجوده باشد یا تقاعدیکه بعد ضمیمه می‌شود آنهم همین شکل باشد این بنظر بنده غلط می‌آید و ثانیا از نقطه نظر اینکه می‌نویسد (اعطا می‌نماید) این معنی ندارد دولت پولی راکه متعلق بمستخدمین است باید معامله بکند و بجریان بیندازد اعطا می‌نماید معنی ندارد (اعطا) عبارتست از یک وقتی که یکنفر شاعر شعر می‌خواند وباوصله می‌دهند اینجا یک معامله دولت با ملاکین می‌کند و اعطا می‌کند موضوع ندارد. باید دولت معامله بکند آنهم نه معامله که عنوان ربح درش باشد که یک انگشتهائی هم تویش بکنند پس دولت باید از هفت عشر موجودی هذالسنه که از حقوق تقاعد مانده است با مالکین بکیفیت مخصوص معامله بکند باین شکل بنده پیشنهادی هم کرده‌ام و تقدیم می‌کنم

رئیس- آقای دست غیب (اجازه)

اخگر- بنده قبلا اجازه خواسته بودم وامضا هم گردم

رئیس- ایشان قبلا در خارج اجازه خواسته‌اند در تاریخ هفتم آبانماه

دست غیب – همینطوری که آقای تهرانی فرمودند که در این قضیه خوش ندارند بیاناتی بفرمایند بنده هم خوش ندارم زیرا جوابهائی که بایستی بآقای شیروانی داده شود آقای مخبر تقریبا دادند مخالفت آقای طهرانی هم راجع بلفظ بود و فرمودند که لفظ اعطا را بدل کنند بمعامله و بعلاوه بنده گمان می‌کنم همانطور که آقای شیروانی فرمودند تلگرافاتی توی جیب بعضی نمایندگان است که بعضی‌ها شکایت کرده‌اند که جنس‌ها را چیو کرده‌اند همینطور عرایضی که بوزارت کرده‌اند در جیب بعضی از نمایندگان است که می‌گویند ما حاضریم قرض بکنیم و ملک مان را هم بیع شرط کنیم و گرو بگذاریم تا زمانی که آباد کرده و مالیات او را هم بدهیم. ایندو فرمودند این معامله چه صورتی داردعرض می‌کنم این بهترین معاملاتست برای دولت دو نفع دارد یکی اینکه برای این پولی که می‌دهد (بنده اسمش را مال الاجاره می‌گذارم نه ربح) از بابت مال الاجاره یک چیزی عاید دولت می‌شود و یکی هم یک ملک بی مالیاتی راکه مالیات ازش نمی گرفته آباد می‌شود و دولت از او مالیات می‌گیرد پس این یک سرمایه ایست که خورد می‌شود و بیشتر ازش انتفاع برده می‌شود. یک فرمایشات دیگری آقای شیروانی که فرمودند راجع باینکه مالیه جنس مردم را نبرد تا زراعت آباد شود. این البته یک شکایاتی است که بنده هم شاید در قسمت خودم تصدیق می‌کنم که مالیه یک اجحافاتی می‌کند و نمی‌گذارد درست زراعت شود. این یک موضوع دیگری است و مربوط باین موضوع نیست. برای اینکه ماده که در این موضوع است اینست که اگر مالکی آمد و گفت ملک من خرابست و من قدرت ندارم آباد کنم بمن قرض بدهید تا ملک خودم را آباد کنم پولی باو می‌دهند که ملکش را آباد کند و زراعت کند این قضیه مربوط باین نیست که فلان مامور رفته است و فلان انبار را چیو کرده است دیگر راجع ببستن سد اهواز فرمودند این هم یک کار خوبی است ولی خودشان تصدیق می فرما یند که این مقدم تر از بستن سد اهواز است نهایت ایشان می فرما یند که آباد کردن املاک این است اگر آقایان بخواهند بنده مختصر حرف بزنم باید حرف نزنند والا مادام که می‌زنند مخصوصا شخص آقای معتمد السلطنه که می‌گویند بس است من بیشتر حرف می‌زنم علی ای حال بستن سد اهواز و غیر سد اهواز مربوط باین نیست که چهار تا ملک یا ده تا ملک آباد نشود اگر در مملکت پول زیاد شد سد اهواز را هم می‌بندند. مانعی ندارد بعلاوه در اینجا صحبت در سر یک شهر بخصوص یا دهات بخصوص نیست که بنده بگویم خوبست در بندر عباس اینکار را بکنند آقا بگویند خوبست در اصفهان اینکار را بکنند و بالاخره برای کلیه مملکت است یعنی هر ملکی که خراب است و صاحبش قدرت ندارد آبادش کند مالک این ملک را می‌آورند و پول هم بهش می‌دهند تا آبادش کند و البته این عمل هم برای ارزاق و هم برای دولت وهم برای آن مالک خوبست.

رئیس- اخذ آراء نسبت به انتخاب کمیسیون‌ها تمام شد مقداری هم از ظهر گذشته است جلسه را ختم می‌کنیم. جلسه آتیه روز پنج شنبه سه ساعت ونیم قبل از ظهر دستور اول همین لایحه بعد لایحه استخدام اعضاء مجلس بعد پیشنهاد جمعی از آقایان راجع بچند فقره شهریه

(مجلس سه ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی سید محمد تدین

منشی م. شهاب منشی علی خطیبی