مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۸ اسفند ۱۳۴۳ نشست ۱۶۰

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری بیست و یکم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری بیست و یکم

قوانین انقلاب شاه و مردم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۸ اسفند ۱۳۴۳ نشست ۱۶۰

مذاکرات مجلس شورای ملی

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۴۳ نشست ۱۶۰

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏۲۱

جلسه: ۱۶۰

فهرست مطالب:

۱- قرائت اسامی غائبین جلسه قبل

۲- مذاکره در گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه ۱۳۴۴ کل کشور

۳- تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

مجلس ساعت چهار بعداز ظهر بریاست آقای مهندس عبدالله ریاضی تشکیل گردید.

- قرائت اسامی غائبین جلسه قبل.

۱- قرائت اسامی غائبین جلسه قبل.

رئیس – اسامی غائبین جلسه قبل قرائت می شود.

(بشرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه –

آقایان مبارکی – ارسنجانی – رامبد.

غائبین بی‌اجازه –

آقایان فیصلی – جهانگیری – نصیری – یعقوب تهرانی – پرویزی – دکتر مصباح زاده.

غائبین مریض –

آقایان دکتر جعفری – مهندس آراسته – دکتر حاتم – قراچورلو.

- مذاکره و گزار ش کمیسیون بودجه راجع ببودجه ۱۳۴۴ کل کشور

۲- مذاکره و گزار ش کمیسیون بودجه راجع ببودجه ۱۳۴۴ کل کشور.

رئیس – دنباله بحث پیرامون لایحه بودجه را ادامه می‌دهیم آقای طباطبائی بعنوان مخالف صحبت می‌کنند بفرمائید.

طباطبائی – شاید در عرایض بنده مختصر تندرویهائی باشد امیدوارم که آقای نخست‌وزیر به دل نگیرند (یکی از نمایندگان – تا اینجا احسنت) متشکرم. در میان همه حرفهایی که دولتها زده‌اند این یکی از هر جهت حقیقت دارد که لایحه بودجه آئینه تمام نمای همه فعالیتها و برنامه‌های یکساله دولت و مملکت است (صحیح است) ولی متأسفانه این آئینه که بخاطر تحقق همین منظور باید از هر جهت صاف و عاری از هر گونه غل و غشی باشد کدر و تیره و ابهام خیز و در آخر کار مأیوس کننده است.

یعنی لایحه فعلی بودجه هیچ مسأله‌ای رار وشن نمی‌کند و هیچ ابهامی را برطرف نمی‌سازد و آنجا هم که صراحت و صداقتی دارد مأیوس کننده است (یکنفر از نمایندگان – از نظر جنابعالی) حقیقت اینستکه من در مجال بسیار کوتاهی که برای مطالعه لایحه بودجه داشتم بیش از همه چیز این نکته جلب توجهم را کرد که این لایحه تا بنا گوش سرخ شده است و مانند همه خجلت‌زدگان سر در سینه فرو برده و بیم دارد که مستقیماً در چشم طرف نگاه کند و بزاری می‌خواهد که نقاب از چهره آن برندارند و شاهد این مدعا آن همه تقلائی است که در گیج نمودن و سر در گم ساختن خوانندگان بعمل آمده و آن همه استتاری است که در معنی و آن همه تعقیدی است که در کلام بکار رفته. چه خوب بود که وقت کافی در دست می‌بود که بتفصیل در باره این استتار و این تعقید سخن می‌رفت. چه می‌توان کرد که بعلت ضیق وقت و به احترام نظر ریاست مجلس ناچار به اقتصار و به اختصار دربیانیم.

بهر حال من دلم می‌خواست مجال بود تا همه نطق و بیانات جناب آقای نخست‌وزیر را در جلسه مورخ ۴۳/۱۲/۹ که ضمن آن لایحه بودجه تقدیم گردید یک بار دیگر بخوانم و نکات آن نطق و خطابه را همه با هم با واقعیات این لایحه مقایسه می‌کردیم تا معلوم می‌شد که میان حرف و عمل چه فاصله‌هاست. متأسفانه بعلت ضیق وقت و بهمان سببی که عرض شد مجال چنین کاری نیست و باید بیکی دو مقایسه اکتفاء کرد.

جناب آقای نخست وزیر در نطق آنروز خود فرمودند که: بودجه تقدیمی بسبب جامعیت خود و دید کاملی که بما می‌دهد ما را قادر می‌سازد تا بدانیم در هر رشته از کارها چه تحولاتی در شرف وقوع و چه عملیاتی درحال تکمیل است. حالا این قسمت از بیانات جناب ایشان را با متن ماده واحده بودجه سال ۱۳۴۴ مقایسه کنیم. در فراز اول این ماده واحده نوشته شده است بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور شامل درآمدها و هزینه‌های وزارت خانه‌ها و مؤسسات دولتی و مؤسسات وابسته بدولت از حیث درآمد بالغ ۱۷۵۰۴۶ میلیون ریال و از حیث هزینه بالغ بر یکصد و هفتاد و شش میلیارد و ششصد و شصت میلیون ریال است و سپس و بلافاصله در فراز دوم واحده مزبور نوشته شده است که درآمدهای عمومی و اختصاصی طبقه الف جمعاً ۵۸۳۰۱۶۳۱۰۰۰ ریال و هزینه‌های از محل این درآمدها جمعاً بمبلغ ۵۹۶۹۶۱۰۰۰۰ ریال بتصویب می‌رسد و بدولت اجازه داده می‌شود که درآمدهای مزبور را وصول نموده و هزینه‌های وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی با رعایت مقررات و قوانین پرداخت نماید.

آقایان نمایندگان محترم ملت توجه کرده‌اند (سیفی – خانم‌ها هم تشریف دارند) از خانم‌ها معذرت می‌خواهم. نمیدانم توجه فرموده‌اید که معنی این فراز از ماده واحده بودجه سال ۱۳۴۴ چیست؟ معنی این دو فراز بطور روشن و صریح اینست که بودجه واقعی کل کشور هم از لحاظ درآمد و هم از لحاظ هزینه رقم ۱۷۰ میلیارد است ولی دولت فقط در حدود ۵۸ میلیارد از درآمدها و ۵۹ میلیارد از هزینه‌ها را ضمن بودجه جامع خود بمجلس عرضه کرده است و در همان قدم اول بقیه بودجه را که در هر دو ستون از ۱۲۰ میلیارد ریال متجاوز است از نظر نظارت مجلس گریزانده است تا هر کاری که می‌خواهد با خیال راحت با آن بکند در حالیکه علت غائی و وجودی مجلس، صرفنظر از اختیار قانونگذاری، صرفاً و منحصراً نطارت واقعی و دقیق بر کلیه دخل و خرج مملکت است (صحیح است) و آیا همین یک نکته کافی نیست که مه ادعای دولت را در زمینه جامعیت بودجه نقش برآب سازد و قطعاً هر کس بالبداهه و در همان مرور اولیه می‌تواند درک کند که اضافه کردن قسمت اخیر ماده واحده که می‌گوید«درآمدهای برنامه عمرانی سوم کشور و هزینه‌هایی که از محل آن تأمین می‌شود و همچنین درآمدها و هزینه‌های مؤسسات انتفاعی و بازرگانی وابسته بدولت و مؤسسات عام‌المنفعه مستقل که در ارقام مندرج در جداول منضم بدین قانون منظور گردیده بموجب قوانین و مقرراتخود قابل وصول و مصرف خواهد بود» چیزی از هیبت و عظمت این گریزاندن نمی‌کاهد چون مبلغ گریخته شده ۱۲ میلیارد تومان است ۱۲۰ میلیارد ریال (مهندس صائبی – آن مربوط بقوانین اختصاصی است مثل شیر و خروشید) زیرا اولا باید دانست که آن یکصد و بیست میلیارد ریال دیگر راجع بهمین مؤسسات انتفاعی و بازرگانی هستند و ثانیاً وصول و مصرف هرگونه پولی قانون خاصی دارد که ارتباط به امر بودجه سالیانه ندارند مطلب را بعنوان مثال راجع به این عرض کردم که جناب آقای نخست وزیر مدعی بودند که بودجه جامعی تقدیم کرده‌اند در همین مورد مثال دیگری عرض می‌کنم همه جا در لایحه بودجه از درآمدهای اختصاصی وزارتخانه ومؤسسات دولتی ذکری بمیان آمده است لایحه بودجه را باز می‌کنیم او را قش را ورق می‌زنیم در اکثر آنها می‌بینیم که دولت در لایحه بودجه از درآمدهای اختصاصی اسم برده و چون ممکن است اشخاصی بمعنی و مفهوم واقعی کلمه درآمد اختصاصی وقوف کامل نداشته باشند من در این باره توضیح مختصری می‌دهم. مطابق نمیدانم چه قوانین و آئین‌نامه‌هائی در این مملکت مد شده است که اسم قسمتی از درآمد عمومی یک مؤسسه را درآمد اختصای بگذارند و بعد بوزاتخانه‌ها و مؤسسات مزبور این اجازه را بدهند که بدون هر گونه حساب و کتاب و کنترل این وجوه را بدلخواه خود خرج کنند و اسم این اجازه خرج بی‌حساب و کتاب را درآمد اختصاصی گذاشته‌اند مثلا بنده تا آنجا که اطلاع دارم به اداره کل دخانیات و شاید به ادره قند و شکر اجازه داده‌اند که بر ۲/۵ درصد از مجموع کل فروش خود نام درآمد اختصاصی بگذارند و اختیار داشته باشند بهر قسم که مایل بودند آنرا می‌توانند بمصرف برسانند و آنرا بدلخواه خود خرج کنند یا با آن بمسافرت بروند یا بمسافرت بفرستند با آن اتومبیل و قالی و سایر اشیاء لوکس خریداری کنند و یا با آن بهر کس که دلشان خواست پاداش و اضافه حقوق بدهند و خلاصه این مبالغ را که یکشاهی و صد دینار نیستند و حسابشان با کرام الکتابین است بهر نحو که خواستند بمصرف برسانند و حیف و میل کنند در حالیکه این وجوه نیز جزئی از درآمد مملکت هستند که مجلس باید در خرج هر دینار آن نظارت کامل داشته باشد چنانچه ملاحظه میفرمائید این کلمه درآمدهای مخصوص در لایحه‌ای که دولت فعلی بمجلس آورده زیاد بچشم می‌خورد این یک نقصی است هیچ آدم وطنپرستی نمی‌تواند تحمل کند که در بودجه کشورش چنین ارقامی وجود داشته باشد (خواجه نوری – آقا موقعیکه می‌گرفتند بدون ذکر در بودجه خرج می‌کردند. شما تحمل می‌کردید حالا که ارقامش را معین کرده‌اند تحمل نمی‌کنید) از توجهی که می‌دهند متشکرم و من از خدا می‌خواهم اینطور باشد (یکی از نمایندگان – بهمین دلیل که میفرمائید آوردند در بودجه) اگر خود آقای نخست‌وزیر این وعده را بفرمایند که این وجوه بعد از این بدون حساب و کتاب خرج نمی‌شود منحرفم را پس می‌گریم با کمال امتنان و قصد عیب جوئی نیست غرض اینست که مطالی گفته شود که احیاناً بنفع مملکت باشد بهرحال مطالب روی ارقام است این وجوه جزئی از درآمد مملکت است که مجلس باید در خرج هر دینار آن نظارت کامل داشته باشد و چنانکه ملاحظه میفرمائید این نظارت تحت عنوان درآمد مخصوص منتفی شده است و این موج کمال تأسف است این درآمدهای مخصوص و بزبان ساده‌تر این ریخت و پاش‌های بی‌حساب در بودجه فعلی وجود دارد و با این ترتیب نمیدانم چگونه کسانی راضی شدند وصف جامعیت را به این بودجه اطلاق کنند من که هر چه کلاهم را قاضی کردم دلم راضی نشد که به این لایحه صفت جامعیت بدهم دیگران را نمیدانم آقای نخست‌وزیر معذرت می‌خواهم، جناب آقای نخست وزیر در جای دیگر نطق آنروز خودشان می‌فرمایند: بودجه حاضر چنانکه گفته شد کاملترین بودجه برنامه کشور است (صحیح است) این عین مطلبی است که آقای نخست وزیر فرمودند (یکن فر از نمایندگان – عین حقیقت است) بقیه فرمایشاتشان را هم پس بشنوید یعنی باز هم از بیانات آقای نخست وزیر نقل می‌کنیم: یعنی کلیه عملیات و اقداماتی که دولت در سال آینده قصد انجام آنها را دارد در قالب ۱۴۰ برنامه آورده است انسان وقتی کلمه بودجه برنامه‌ای را می‌شنود طبعاً بوجود می‌آید و قند در دلش آب می‌شود ولی متأسفانه موقعی که لایحه بودجه را می‌بیند مثل اینکه آب سرد رویش می‌ریزند آقا بودجه برنامه‌ای این است که همه بنشینند و در حداکثر تدبر و تفکر و تأمل و مملکت‌شناسی و جامعه‌شناسی عقلهایشان را روی هم بریزند و فکر کنند که مملکت بچه چیزهایی احتیاج دارد و چه نیازمندیهائی دارد و بعد حساب کنند که با درآمد بودجه که در اختیار آنهاست و با کمک سایر عوامل که آنها هم در اختیارشان هست در مدت یکسال چه مقدار از این نیازمندیها مرتفع می‌شود و سپس بودجه و سایر امکانات را بطور صریح و روشن متوجه رفع این نیازمندیها بکند این شاید یک بودجه برنامه‌ای باشد که متأسفانه در بودجه فعلی همانطور که ملاحظه می‌کنید هیچ کجا ذکری از آنها و از نیازمندیهای مملکت بمیان نیامده ذکر اینکه مثلا در سال ۱۳۴۴-۳۵۱ فقره جرم جعل در اسناد وجود خواهد داشت و یا در تابستان ۱۳۴۴ ما چند برنامه ورزشی و مطالب از این قبیل فراهم خواهیم کرد یا اینکه به استعلام قضائی چند کشور جواب خواهیم داد و با تغییرات و تحولات آب و هوای مملکت را با سایر کشورها در میان خواهیم گذاشت و مطالب دیگر از این قبیل نمی‌تواند ببودجه وصف عمرانی را بدهد و بودجه برای دولت متأسفانه آنجا که می‌خواهد برنامه‌ای باشد فقط مطالبی را از این قبیل متضمن است نه چیز دیگر مضافاً به اینکه برنامه نوشتن اصولا کار آسانی است اهمیت موضوع بر اینستکه برنامه‌های نوشته شده چگونه بصورت اجراء در بیاید اگر بنا بود درمملکت ما حتی هزار یک برنامه‌هائی که روی کاغذ نوشته شده صورت تحقق و عمل بخودش بگیرد امروز قطعاً و یقیناً مملکت ما از بهشت بهشت‌تر بود و بیشترین رفاه وس عادت که ممکن است یک ملت در طول تاریخ بخودش دیده باشد ما داشتیم ولی این بهشت کجاست (دکتر رهنوردی – باید بسازیم) من نمیدانم آیا کسی در مملکت هست که تفاوت بین داعیه‌ها و حرفها را با واقعیات این مملکت درک نکرده باشد و حدس نزده باشد (روحانی – شیراز خودتان را بفرمائید که بهشت شده است) مطلب اینستکه گفتن برنامه‌هایی خوب کافی نیست مسئله مهم انجام برنامه‌ها است من متأسفم که این دولت حاضر با مطمئن‌ترین برنامه‌ها بمجلس آمد و در عمل دیدیم که نتیجه این برنامه‌ها چه بود مگر نه همین دولت بود که ضمن برنامه‌اش ادعا کرد که به اقتصاد مملکت تحرک خواهد داد ولی نتیجه این داعیه چه بود تا آنجا که من بخاطر دارم در ابتدای کار انحصار قند و شکر را از میان برد ببنیم رفع این انحصار و اقدام عجولانه دولت چه اثری توانست بوجود بیاورد در سال ۱۳۴۲ بود که دولت وقت بعلت گران شدن نرخ قند و شکر در بازارهای بین‌المللی و به این ادعا قیمت قند و شکر را بالا برد البته وعده کرد وقتی قیمت در بازارهای دنیا تنزل کرد آنها هم قیمت قند و شکر را در بازار داخله مملکت تقلیل بدهند موافق صفحه شانزدهم قسمت سوم لایحه‌ای که جناب آقای نخست وزیر بمجلس آوردند درآمد انحصارات قند و شکر در سال گران ۱۳۴۲ صد و شصت و شش میلیون تومان بود تکرار می‌کنم درآمد انحصارات قند و شکر در سال گران ۱۳۴۲ صد و شصت و شش میلیون تومان بود و در سال ۱۳۴۳ که دولت فعلی بر سر کار بود تصادفاً‌قیمت قند و شکر در بازارهای دنیا تنزل کرد و بوضع اول درآمد ولی دولت قیمت قند و شکر را در داخله مملکت در سطح بالای خودش نگاه داشت و معذالک موافق لایحه‌ای که خود دولت بمجلس داده است درآمد دولت از انحصار قند و شکر در سال ۴۳ فقط هشتاد و چهار میلیون بوده (خانم دکتر پارسای – ورود قند و شکر را دادند بمردم) چه کسی می‌تواند جز دولت مسئول این سیاست غلط باشد دولت ضرر داده است و مردم هم قند و شکر گران خریده‌اند فقط جیب چند نفر تاجر نما که گفته می‌شود منسوب هم بوده‌اند انباشته شده است کی می‌تواند مسئول این اوضاع باشد بنده تکرار می‌کنم عرض کردم درآمد دولت از انحصارات قند و شکر در سال گران ۱۳۴۲-۱۶۶ میلیون تومان بود و در سال ارزان ۱۳۴۳ با وصف اینکه قیمت قند و شکر در داخله گران باقی ماند و در مملکت ما در سطح بالا قرار داشت درآمد دولت فقط ۸۴ میلیون تومان بود در حالیکه با احتساب تفاوت قیمت قند و شکر در خارج این درآمد باید به سیصد میلیون تومان برسد (دکتر سعید – قیمت بین‌المللی پائین آمده) عرض کردم قیمت بین‌المللی پائین آمده ولی هنوز هم مردم قند را بقرار کیلوئی ۲۷ ریال می‌خرند من بسیار خوشحال می‌شوم که جناب آقای نخست‌وزیر یا یکی از اعضاء محترم دولت جواب این مطلب را بمن بدهند که آیا علت این تنزل درآمد در حالیکه قیمت قند و شکر در داخل مملکت در همان سطح بوده چیست آیا جز سیاست غلط همین دولت علت دیگری می‌تواند وجود داشته باشد صحبت از این بود که آقای نخست‌وزیر ادعا فرمودند که این لایحه بودجه کاملترین بودجه برنامه‌ایست که دولتها بمجلس آورده‌اند (صحیح است) صحبت از این بود که حرف برنامه‌ای بودن کافی برای کارهای مملکت نیست مطلب اینستکه دولت با برنامه بمجلس آمده و نتیجه اقدامش تقریباً هیچ است مگر همین دولت نبود که با آن عجله و دستپاچگی و بی‌تأمل و بی معطلی و با آن شعارها که بدل هیچ کس ننشت قیمت نفت و نبزین را بالا برد و با این اقدام عجولانه بنا بتصریح و مصاحبه رادیوئی رئیس بانک مرکزی خود این دولت، قیمت‌ها فقط در یکماهه آذرماه ۱۳۴۳ که مصادف با گرانی قیمت نفت و بنزین بود شش و کسری درصد بالا رفت و بر هزینه زندگی افزوده شد و بعد هم که دولت بر اثر عطوفت و رأفت شاهنشاه معظم ما ناچار شد قیمت نفت را بصورت اولش برگرداند در محو آثار آن گرانی که از جمله آن شش و نیم درصد بالارفتن هزینه‌ها بود بی‌اندازه ضعف نشان داد و بالاخره هم عاجز ماند و عرض کردم سایر قیمت‌ها هم سر جای خودش باقی ماند و این یکی از آثار دولت با برنامه‌است و یا همین دولت بدون توجه براهنمائی و دلسوزی عده‌ای از نمایندگان عوارض گذرنامه را وضع کرد هرچه گفتند که آقا دقت بیشتری بکنید کسی نشنید در صورتیکه بعد خودشان ناچار بعقب گرد شدند و با یک نوع قانون شکنی ناچار شدند اطراف مطلب را کمی درز بگیرند بنده می‌دانستم که آقای نخست وزیر و همکاران محترم دولت بر سر آنند که بیک عده‌ای از ایرانیان بعناوین مختلف این معافیت را بدهند که از پرداخت این هزار تومان معاف باشند چه عیب داشت در همان روز اول پیشنهاد فراکسیون حزب مردم را دایر بمعافیت لااقل دانشجویان این مملکت از پرداختاین هزار تومان قبول می‌کردند آیا عیبی داشت؟ آیا قبول چنین پیشنهادی از اهمیت و احترام دولت می‌کاست نه والله نه بالله ما که با هم تفاوتی نداریم ما همه افراد این مملکت و این آب و خاکیم و بهم علاقه داریم (بهادری – پیشنهاد مالی بود از طرف آقای رئیس رد شد) نباید گفت من که ظاهراً و باطناً مخالف هستم حرف صحیح را گوش نکنم متأسفانه این رویه باز هم ادامه دارد بهر حال اگر لایحه بودجه فعلی قابلیت این را هم داشته باشد که آنرا یک بودجه برنامه‌ای تلقی کرد تازه همه مسائل حکم می‌کند که این لایحه و این بودجه از عهده تحقق و انجام هدفهای خود برنمیآید شاهد این مدعا اولا ستونها و ارقام خود این بودجه است چه اکثر این ستونها و ارقام بودجه بقول ما فاریسها از دور فریاد می‌کشند که ما موافق با واقع نیستیم و فقط زاده طبع خیال‌پرور مردمی هستیم که معلوم نیست بخاطر چه الزامی از واقعیت می‌گریزند مثلاً من در یک مطالعه اجمالی مشاهده کردم که دولت پیش بینی کرده است که از طریق مالیات بر نقل و انتقال قطعی اموال ۳۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد یا از مواریث و متروکات ۲۵ میلیون تومان بدست بیاورد در حالیکه در همان صفحه و همان ستون که راجع به این پیش‌بینی‌هاست ارقام وصول شده سال قبل بیست میلیون و ششصد هزار تومان در ازای ۳۰ میلیون تومان و پانزده میلیون و دویست هزار تومان در ازای ۳۵ میلیون تومان و هشت میلیون و بیست و پنج هزار تومان در ازای ۲۵ میلیون تومان است و یا در صفحه ۱۵ قسمت سوم لایحه دولت مشاهده می‌شود که پیش‌بینی کرده‌اند که از راه درآمد و یا اضافه درآمد سود سهام کارخانه شیر پاستوریزه و شرکت هواپیمائی ملی و سود سهام بانک ملی و سود سهام شرکت سهامی تلفن و چند مؤسسه کوچک دیگر رقمی در حدود دو هزار میلیون ریال اضافه درآمد داشته باشند در حالیکه ما همه میدانیم که این مؤسسات همان مؤسساتی هستند که از سال قبل بودند هیچ موجبی که بتواند درآمد این مؤسسات و یا این ارقام را بالا ببرد وجود نداشته و ندارد بنابراین من گمان می‌کنم که ارقام درآمد این بودجه یک رقمهای خیالی است که هیچوقت بحیطه وصول در نخواهد آمد و اگر تنها عیب این بود که این ارقام وصول نشود مخلص حرفی نداشتم در ازاء این خیالی بودن ارقام درآمد یک امر قاطع وجود دارد و آن محقق بودن ستون مخارج است دولت می‌تواند از درآمدهایش صرفنظر بکند ولی نمی‌تواند از مخارجی که پیش‌بینی کرده چیزی بکاهد و اصولا ما تا بحال ندیدیم که هیچ دولتی از مخارجش بکاهد و اگر روزی از مخارجی کسر کرده باشند متأسفانه فقط از بودجه‌های عمرانی است فقط و فقط در بودجه‌ای بوده که باید مدرسه بسازند کارخانه برق بسازند بیمارستان بسازند سایر مخارج بجای خودشان باقی بودند مسئله‌ای که در لایحه برنامه‌ای بودجه بچشم می‌خورد این است که توجهی بیک امر محقق و منجز نشده است و آن امر محقق انقلاب ششم بهمن است. به استنباط این بنده انقلاب شاه و ملت که ثمره کرم و رأفت و انسانیت شاهنشاه محبوب ما است به این جهت بوجود آمد که بزندگی مردم فقیر مملکت سر و سامانی دادهش ود و شرف و حیثیت انسانی که قرنها از آنها سلب شده بود به آنها باز گردانده شود (احسنت) دلیل و علت انقلاب این بود (صحیح است) از طرف دیگر از روز اول که این دولت بر سر کار آمد به این داعیه و به این ادعا بود که می‌گفت من می‌خواهم انقلاب را بثمر برسانم (دکتر رهنمودی – خواستن توانستن است) همه میدانیم که مقدمات بد هیچوقت بنتایج خوب نخواهد رسید یکی از این مقدمات مقدمات لازم برای بثمر رساندن انقلاب، بودجه مملکت است ولی ما میدانیم که لایحه بودجه از قدم اول درست در خلاف جهت هدف انقلاب پیش می‌رود گفتیم که هدف انقلاب بهبود زندگی طبقات پائین این اجتماع است ولی می‌بینیم که در بودجه از مجموع پنج میلیارد و نهصد میلیون تومان درآمد چهار میلیارد و یکصد میلیون تومان آنرا مالیات‌های غر مستقیم تشکیل می‌دهد دولت این چهار میلیارد را به دو ستون قسمت کرده است در یکی با الصراحه اعلام داشته مالیات غیر مستقیم و به دیگری عناوین تصدی و انحصارات که را داده که آنها هم منطقاً خودشان مالیات غر مستقیم هستند و مجموع این دو رقم هم همان چهار میلیارد و یکصد میلیون تومان است و اما به بینیم مالیات غیر مستقیم از چه کسی اخذ می‌شود و حمله او متوجه کدام یک از طبقات این مملکت است مالیات غیر مستقیم نوعاً از فقیر ترین مردم این مملکت گرفته می‌شود از آنهائی که در این مملکت سیگار اشنو می‌کشند لباس اورمک می‌پوشند و چای دیشلمه می‌خورند (نمایندگان – چه می‌خورند) چای دیشلمه چای قند پهلو بله مالیات غیر مستقیم از این طبقات گرفته می‌شود مالیات غیر مستقیم یک حمله شدید و صریح به این طبقات ضعیف است آیا این مخالف با هدف انقلاب نیست آقایان یک بار تأکید کردید که هدف انقلاب بهبود زندگی همین طبقات هست حالا هم بازد الزاماً قبول کنید که مالیات غیر مستقیم حمله بزندگی آنها هست یعنی بودجه برنامه‌ای دولت برخلاف هدف انقلاب تنظیم شده مسأله دیگری که به چشم می‌خورد عدم تناسب مالیاتهای مستقیم با مالیاتهای غیر مستقیم هست در ستون درآمد بودجه تقدیمی حکومت جناب آقای هویدا رقم مالیاتهای مستقیم ۶۶۰ میلیون تومان است یعنی چیزی در حدود یک پنجم با یک ششم و یا یک هفتم مالیاتهای غیر مستقیم در تمام عرف مالیات بگیری آن مالیاتی صحیح و منطقی و مشروع است که مستقیماً از درآمد وصول بشود در این مملکت همه میدانیم که از درآمدهای کلان مالیات وصول نمی‌شود دولت توجهی به آنهائی که سوار اتومبیل آمریکائی می‌شوند و کراوات فرانسوی می‌بندند ومشورب انگلیسی می‌خورند ندارد آنها در آمانند مسئله‌ایکه باید مورد توجه باشد این است که دولت این ۶۶۰ میلیون تومان مالیات مستقیم را در حدود ۳۰۰ میلیون تومانش یعنی نصف این مالیات را از خودش می‌گرید یعنی مالیات از بانک رهنی مالیات از بانک ملی مالیات از سازمان برنامه مالیات از وزارت آب و برق اینها مالیاتهائی است که از خودش می‌گیرد و اگر این سیصد میلیون تومان را کسر کنیم معنی‌اش این است که رقم واقعی مالیات مستقیم در بودجه جناب آقای هویدا فقط در حدود سیصد و پنجاه میلیون تومان است و اگر اینرا مقایسه کنیم با چهار میلیارد و یکصد میلیون تومان مالیات غیر مستقیم آنوقت می‌فهمیم چه عدم تناسبی وجود دارد آیا چنین بودجه‌ای یک بودجه جامع است من که فکر نمی‌کنم من که نمی‌توانم فکر کنم که کدام آدم با انصافی است که بخودش حق داده است که چنین بودجه‌ای را تنظیم بکند و تازه مجموعه این ارقام متأسفانه از دور فریاد می‌کشند که ما حفظ نمی‌شویم و به اصطلاح اخذ بنا حقیم و بذل بغیر مستحق پولهائیکه دینار دینار از مردم پائین این مملکت جمع می‌شود ببینید بموجب همین لایحه بودجه بچه مصارفی می‌رسد در لایحه بودجه فقط برای اداره کوچک نخست وزیری آقایان در حدود ۷۶ میلیون تومان پول در نظر گرفته‌اند (بوشهری – چیزی نیست) این پولها خرج بوجود آمدن وزارتخانه‌های لوکس می‌شود اما مسئله‌ایکه در لایحه بودجه دل هر آدم وطن‌پرست را میسوزاند قلت بودجه‌های واقعاً عمرانی در قبال بودجه‌های غیر عمرانی است من تا آنجا که توانستم بفهمم از مجموع ۱۷ میلیارد و ششصد میلیون تومان مخارج مملکت در حدود یک چهارم کل بودجه که چهار و نیم میلیارد تومان است یعنی چهار میلیارد و پانصد میلیون تومان است به امور عمرانی اختصاص داده شده و تازه دولت با گذاشتن تبصره‌های گوناگون درصدد است به این رقم به اصطلاح ناخنک‌های متعدد بزند شاهد زنده این موضوع مسئله تبصره ۶ بودجه است که ضمن آن دولت هفت هزار میلیون ریال از بودجه عمرانی را ببودجه غیر عمرانی انتقال داده است یا با اخذ عوارض از سازمان برنامه و وزارت آب و برق در حدود سه هزار میلیون ریال دیگر از بودجه عمرانی را عملاً کسر نموده است دولتی که بخاطر ایجاد و تأسیس فلان وزارتخانه لوکس میلیونها تومان پول بهدر می‌دهد و دور میزیزد حتی حاضر نیست یک درصد کل بودجه را به بمصرف عمران بنادر جنوب برساند در حالیکه عمران و آباد ساختن این مناطق از نیات عالیه شاهنشاه و جزء آرزوهای هر ایرانی مترقی و وطن‌پرست و متفکر و با غیرت است (صحیح است – احسنت) آیا مسخره نیست که برای تحقق چنین هدف وطن پرستانه و خیرخواهانه‌ای و چنین کار بزرگی فقط پنج میلیون تومان در نظر بگیریند که آنهم از بودجه ضعیف شیر و خورشید سرخ اختصاص داده شده البته از دولتی که حداکثر دید او محدود بحد چهار دیوار شمال تهران است و سایر نقاط مملکت برای آنها حکم نقاط غیر مکشوف جغرافیائی و غیر مسکون را دارد جز این چه انتظاری می‌توان داشت در دنبال این مطلب باید بگویم که بنا به استنباط بنده هنوز هم عده‌ای از مسئولین کشور اصولا از وجود مناطقی از قبیل کازرون خشک و گرسنه یا لنگه خراب و بوشهر ویران و نیازمندیهای آن اطلاعی ندارند و اگر غیر از این بود لااقل در یکی از سطور کتاب قطور بودجه توجهی به این نقاط دریده می‌شد در هر حال بودجه فعلی بلحاظ نا جامع بودن و بعلت نواقص متعددی که هم از نظر فرم و هم از نظر ماهیت در آن بچشم می‌خورد و نیز بعلت بیهدف و بی‌برنامه بودن آن و همچنین بعلت عدم توجه آن به امور عمرانی و نیز بسبب وقوع آن بر لب پرتگاه حیف و میل‌ها و فقدان هر گونه تضمین مؤثری برای حفظ و صیانت آن و نیز بعلت هجوم و دستبردی که از طریق کثرت مالیاتهای غیر مستقیم بر حداقل زندگی طبقات پائین اجتماع می‌آورد و بعلت سرسری گرفتن حاجات مردم روستانشین و دور افتاده مملکت و بنا به دها علت دیگر که بسبب قلت وقت ذکر فهرست وار آنها هم میسر نیست در همان نگاه اول مردود و غیر قابل قبول دیده می‌شود و اما در مورد تبصره‌های گوناگون و متنوع بودجه باید گفت که قلم اینجا رسد و سر بشکست من می‌خواهم از همه نمایندگان محترم صمیمانه مسئلت کنم که بخاطر مصالح مملکت در تصویب این تبصره‌ها عجله نشود لازم بتذکر نیست که مملکت در ایام اخیر بسبب عجله در تنظیم و تصویب قوانین خلق الساعه زیانهای فراوان دیده است و اصولاً کار تنظیم قانون و خاصه تصویب آن حاجت فراوان حداکثر تعمق و تأمل و تفکر و دور اندیشی دارد و همه عجله‌ها و قاطعیت‌ها باید متوجه مرحله اجرا گردد در حالیکه این اصل متأسفانه در میان ما بصورت معکوس درآمده است و این بزیان مملکت است البته همه میدانیم که ۷۱ تبصره منضم بلایحه بودجه ۷۱ قانون مختلف است (صحیح است) که بعضی و حتی عده زیادی از آنها اثر فوری و آنی و عمیق در همه مسائل مملکت دارد و چنین قوانینی نباید بدون مطالعه و مجال تصویب گردد مثلاً تبصره ۳ ناظر بر این است که همه مسئولیتهای دولت راجع بمخارج خارج از بودجه ۴۳ را که اجازه خرج آنها تحصیل نشده بود لوث شود معاف گردد و این مخارج که هیج قانون و اجازه‌ای برای مصرف آنها وجود نداشته قانونی گردد و یا در تبصره ۴ اجازه می‌خواهند که قسمتی از درآمد عمومی دولت را تحت عنوان درآمدهای مخصوص و بدون هرگونه بودجه و کنترل و بازخواستی خرج کنند و یا تبصره ۵ ناظر بر این است که اضافه درآمدها و بودجه همه مؤسسات انتفاعی و بازرگانی دولت از شمول قوانین راجع بمحاسبات عمومی خارج باشد و یا همانطوریکه گفته شد در پناه تبصره ۶ می‌خواهند مبلغ کلان هفتهزار میلیون ریال را از بودجه‌های عمرانی کسر کنند و یا ضمن تبصره ۸ باز هم ببهانه بقاء طرح ۱۰۳ می‌خواهند حیف و میلهائی را که در پناه این طرح مرده انجام میشده ادامه دهند (یکنفر از نمایندگان – طرح ۱۰۳ چیست؟) طرح ۱۰۳ را بنده حضورتان عرض می‌کنم (یکنفر از نمایندگان – عقیده‌تان اینست که طرح ۱۰۳ همانطور حل نشده بماند؟) (یکنفر دیگر از نمایندگان – تصفیه طرحهای سابق است) عده‌ای از رفقای بنده نوشته‌اند که بصحبتم خاتمه بدهم بنده اطاعت می‌کنم ودیگر عرضی ندارم (احسنت).

رئیس – آقای دکتر معتمد وزیری بعنوان موافق با لایحه صحبت می‌کنند، بفرمایند.

دکتر معتمد وزیری – بنده باید یک واقعیتی را اقرار کنم و آن این است که از سرزمین گل و بلبل شیراز برنخواسته‌ام و شاید عبارات و جملاتم دلنشین نباشد و با زبان ساده مطالبم را بیان خواهم کرد ولی امیدوارم که مورد توجه دوستانم واقع بشود (یکنفر از نمایندگان – ما درون را نبگریم و حال را) در دنیای امروز مسائل مربوط به اجتماع متمدن بمراتب پیچیده‌تر از سابق است امروز بموازات تغییر فلسفه اجتماع و طرز تفکر مردم دولتها در اداره امور مسائل مختلف مملکتی اعم از فردی و اجتماعی نقش و رل عمده‌ای را بازی می‌کنند توقع مردم از سازمانهای دولت و دستگاه حکومت افزایش پیدا کرده و متناسب با خواسته‌های مردم شعاع فعالیت و عمل دولتها وسعت بیسابقه پیدا کرده پیشرفت علوم و صنایع و اختراعات نیازمندیهای جدید ببار آورده است کشور ما علاوه بر تحولی که در جوامع دیگر که در جاده ترقی هستند بطور عادی پیش می‌آید در نتیجه انقلاب عظیمی که بدست شاهنشاه ما پایه‌گذاری شد و بتصویب اکثریت قریب به اتفاق جامعه رأی دهنده ایران رسیده است با سرعت بیشتری با پدیده‌های اجتماعی روبرو می‌شود و بسرعت بیشتری با پدیده‌های اجتماعی روبرو می‌شود و بسرعت بیشتری بجلو می‌رود بنابراین مقدمه مختصر مسائل و مشکلات ما باید بیشتر باشد ما از مشکلات نمی‌هراسیم. برنامه انقلاب عظیم کشور ما حاکی از اعتقاد راسخ شاهنشاه محبوب و ملت عزیز و رشید ایران به این معنی است که وظیفه مهم اداره کننده‌گان یک اجتماع جلوگیری از تحول نیست بلکه فراهم آوردن وسائل تسهیل این تغییرات و تحولات می‌باشد.

برای حل مسائل اجتماعی روبرو شدن با آنها در نهایت شهامت و تهیه برنامه و استفاده از وسائل و ابزار علمی لازم است.

بودجه کل کشور یکی از همین وسائل و ابزار کار است بشرط آنکه در تهیه و تنظیم آن رعایت اصول شده باشد برای اولین بار است که در کشور ایران بودجه چنین جامع و اصولی تهیه شده است (صحیح است) مقایسه این بودجه با آنچه در گذشته بنام بودجه بمجلس‌ها داده می‌شد و یا یک دوازدهم و چند دوازدهمها که نزدیک آخر ماهها بمنظور پرداخت حقوق کارمندان بمجلس داده می‌شد صدق عرایضم را ثابت می‌کند (صحیح است).

بنام یک فرد دانشگاهی و کسی که در دانشکده علوم اداری و بازرگانی افتخار خدمت دارد تهیه و تنظیم چنین بودجه را بدولت خدمتگذار تبریک می‌گویم (احسنت) من نمی‌گویم که این بودجه صد در صد ایده‌آل و بدون عیب و نقص است ولی می‌گویم که تهیه و تنظیم بودجه با این مشخصات در تاریخ اداری کشور ما سابقه ندارد و قدم بسیار مفید و مثبت و مؤثری بجلو محسوب می‌شود نکات مثبت در این بودجه بسیار است که اهم آنها را بطور خلاصه بعرض میرسانم.

در هزینه‌های جاری سازمانهای دولتی صرفه‌جوئی قابل ملاحظه‌ای در حدود ۳۰۰ میلیون بعمل آمده و این موضوع اگرچه مورد ایراد یکی از دوستان که بعنوان مخالف صحبت کردند واقع شد از نکات مفید و مثبت بودجه ۴۴ است. زیرا میزان هزینه‌های سال جاری کمتر شده و پائین آمده است.

ثانیاً در قسمت عوائد با آنکه پیش‌بینی‌ها در مقایسه با سال جاری غیر معقول نبوده و کاملاً منطقی بنظر می‌رسد رویهمرفته حدود ۴۲۷۰ میلیون ریال افزایش نشان داده شده است و دلیلی ندارد که ما آنرا با شک و تردید نگاه کنیم.

موضوع مهم و اساسی دیگر اینست که اضافه درآمد مزبور مربوط برشته‌های مالیات مستقیم است نه مالیات غیر مستقیم بر خلاف نظری که یکی از دوستانم امروز بعد از ظهر عنوان کرد یعنی اضافه درآمد مورد نظر بکسبه و پیشه‌وران جزء و املاک مزورعی یعنی کشاورزانی که بسائقه انقلاب مورد توجه و حمایت دولت هستند تحمیل نمی‌شود و حتی در اینگونه موارد درآمد کمتری پیش‌بینی شده است موضوع دیگر اینکه در سال آینده تکیه دولت روی درآمد نفت برایگردش امور عادی و فعالیتهای جاری آن کمتر خواهد بود از درآمد نفت ۷۰ درصد سهم سازمان برنامه بوده بمصرف برنامه‌های عمرانی خواهد رسید که کمک مستقیم به اقتصاد کشور و بالا بردن رشد اقتصادی خواهد بود تبصره ۶۹ که می‌گوید درآمد دولت از پذیره نفت باید صرفاً بمصارف عمرانی برسد بسیار خوبست بنده نمیدانم که مطالبی از این قبیل چه جا دارد که مورد انتقاد باشد جای آن دارد که مورد تشکر ما قرار گیرد (صحیح است) موضوع دیگر اینکه پرداخت دیون دولت و احترام بتعهدات بین‌المللی بمیزانی که در سال جاری پیش‌بینی شده در بودجه امسال هم پیش‌بینی شده است و این مطلب ببالارفت حیثیت بین‌المللی ما در محافل و مجامع اقتصادی کمک خواهد کرد و جای تشکر دارد مهمتر از همه این مطالب از نقطه نظر اداره کشور و مدیریت صحیح سازمانهای دولتی روشی است که در تهیه و تنظیم بودجه پیش گرفته شده است و بودجه سال ۱۳۴۴ برخلاف گذشته بودجه بحد کافی گویا است و شخص بامراجعه دقیق، اجازه بفرمائید تکرار کنم با مراجعه دقیق به آن می‌تواند پی ببرد که هدف دولت و سیاست کلی کار در سازمانهای مختلف دولتی چیست در قسمت پنجم بودجه تقدیمی روشی کاملاً اصولی برای نشان دادن هزینه‌ها پیش گرفته شده در این قسمت کلیه برنامه‌های دولت و شرح اجرای آنها قید گردیده است. برنامه‌های مزبور شامل تمام فعالیتهای جاری و طرحهای عمرانی مؤسسات دولتی و مؤسسات عام‌المنفعه مستقل می‌باشد.

کلیه عملیات یا اموری که دولت اداره آنها را بعهده دارد به چهار بخش اساسی تقسیم شده بخش اول امور عمومی بخش دوم امور انتظامی بخش سوم امور اجتماعی بخش چهارم امور اقتصادی این قسمت که فعالیتهای اساسی دولت را تشکیل می‌دهد تقسیم شده است بیک سلسله وظایفی که زیر آن آمده است وظیاف بنوبه خود تقسیم شده است ببرنامه‌هائی و در هر یک از این برنامه‌ها دو قسمت در نظر گرفته شده یکی فعالیتها که در حقیقت امور جاری است و دیگری طرحها که از محل اعتبارات عمرانی تأمین می‌شود به این ترتیب یک روش کاملاً اصولی در نظر گرفته شده و با مراجعه به این بودجه هر کس بسادگی می‌تواند پی ببرد که سیاست و روش کلی دولت طی سال آینده چه خواهد بود چه هزینه‌هائی بمصرف می‌رسد پولهائی که از مردم و مالیات دهندگان جمع‌آوری می‌شود و یا از محل درآمد نفت عاید کشور می‌شود بچه مصرف می‌رسد این طرز بودجه نویسی که از مظاهر دانش جدید است و پایه‌های مدیریت علمی را در کشور استقرار می‌دهد در کشور ما تازگی دارد و بخوبی نشان می‌دهد که چه سیاستها و روشهای کلی در کشور در آینده تعقیب خواهد شد و چه برنامه‌هائی بمرحله اجرا درمیآید تکلیف دولت روشن است مجلس از برنامه‌ها اطلاع کامل دارد و مردم می‌توانند بدانند که طی سال آینده کدام یک از توقعها و انتظارات آنها برآورده می‌شود و در امور و مسائل عمومی، اجتماعی، اقتصادی اداری و سایر شئون زندگی چه پیشرفتهائی نصیب خواهد شد از لحاظ علمی و تطبیق این بودجه با تعاریف و نظراتی که قوانین و علماء و دانشمندان این رشته بیان کرده‌اند نیز مطالبی بطور اختصار بعرض مجلس میرسانم:

ماده ۱ قانون محاسبات عمومی مصوب اسفند ۱۳۱۲ می‌گوید «بودجه لایحه پیش‌بینی کلیه عوائد و مخارج است برای مدت یکسال شمسی (سنه مالی) که بتصویب مجلس شورای ملی رسیده باشد» بودجه‌ای که بمجلس داده شده با این تعریف قانونی کاملاً تطبیق دارد و شاید برای اولین بار است که بودجه مصداق واقعی خود را پیدا کرده و کلیه عوائد و هزینه‌ها را در بر گرفته است.

در باب شرایط یا خصوصیات بودجه نظر علما بر اینست که باید اصولی در تهیه و تنظیم بودجه رعایت گردد. حال به بینیم آیا در تهیه بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور رعایت این اصول و موازین علمی شده است یا خیر.

بطور اختصار اصول مزبور بشرحی است که عرض می‌نمایم:

اول اصل جامعیت - غرض اینستکه بودجه جامع کلیه امور و فعالیتها یا برنامه‌هائی باشد که دولت می‌خواهد طی سال مورد عمل انجام دهد بعبارت دیگر غرض اینست که تمام هزینه‌ها و درآمدهای دولتی باید در بودجه ذکر گردد و هیچ قلم عایدی یا خرجی نباشد که در بودجه قید و ذکر نشده باشد. این اصل را اصل شاملیت هم گفته‌اند.

دوم اصل وحدت – غرض از اصل مزبور اینستکه مملکت باید فقط دارای یک بودجه باشد و بودجه‌های جاری و بودجه‌های سرمایه در بودجه واحدی بیاید.

سوم اصل مسئولی – منظور اینستکه مسئولیت هر یک از مجریان بودجه و هر یک از دستگاهها روشن و صریح باشد.

چهارم اصل کفایت – منظور اینستکه بودجه باید در حدود امکانات ومقدورات کافی برای انجام یا رفع نیازمندی‌های جامعه باشد و وجوه عمومی برای امور و برنامه‌هائی مصرف شود که حداکثر نفع را عاید جامعه نماید و رعایت اولویت طرحهعا و برنامه‌ها بشود.

پنجم اصل تعادل – غرض اینستکه جمع درآمدها و هزینه‌ها تعادل داشته باشد. کسر بودجه هنگامی که برنامه‌های عمرانی وسیع بمرحله اجرا گذارده می‌شود بلااشکال است و به اعتباری کاملا منطقی می‌باشد زیرا اینگونه برنامه‌ها در آینده موجب رونق بیشتر اقتصادکشور و منابع جدید درآمد خواهند بود.

ششم اصل قابلیت انعطاف – غرض از این اصل اینستکه مجریان بودجه در اجرای صحیح برنامه‌ها دستشان باز باشد. اولا اعتبارات به اقلام ریز و خیلی جزئی نوشته نشود ثانیاً دولت مجاز باشد در صورت لزوم یک حدود منطقی و محدود بدون اینکه تغییرات اساسی در برنامه‌ها و بودجه مصوب بدهد قسمتی از اعتبارات را از فصلی بفصل دیگر یا از برنامه‌ای ببرنامه دیگر منتقل نماید که در بودجه تقدیمی بمجلس این حدود حداکثر ۱۵ درصد در نظر گرفته شده است که این نوع انتقالات بین اعتبارات از یک برنامه ببرنامه دیگر در بعضی از قسمتها ۱۵ درصد مقدور و ممکن باشد تا آن قابلیت انعطافی را که لازمه یک بودجه صحیح است رعایت شده باشد اینها و پاره‌ای اصول دیگر که برعایت اختصار از ذکر آنها که شاید در درجه دوم اهمیت قرار دارند خودداری می‌کنم اصولی است که باید در تهیه و تنظیم یک بودجه اصولی و کامل و صحیح مورد توجه قرار گیرد و در حقیقت سنگ محک یک بودج کامل یا اصولی است با توجه به اصول علمی مزبور بودجه سال ۱۳۴۴ کل کشور یک بودجه واقعی و منطبق بر موازین علمی است و به این مناسبت که توفیق بزرگی برای دولت حزبی است صمیمانه نه تنها بدولت بلکه بعموم ملت ایران تبریک عرض می‌نمایم و یقیناً همه همکاران عزیز با تأیید آن به این اقدام مثبت صحه خواهند گذاشت و خدمتگذاران شاه و مردم را تشویق و به ادامه خدمت ترغیب خواهند کرد.

این موفقیت و پیشرفت در راه بثمر رسانیدن انقلاب شاه و ملت باید مانند موارد و موفقیتهای دیگر اجتماعی و اقتصادی ما سرمشق دیگران واقع شود.

ما با اعتماد بدولت و با امید به آینده روشن خود تحت لوای شاهنشاه عظیم‌الشاأن خویش پیش خواهیم رفت و هر روز شاهد موفقیتهای تازه دیگری در سیاست داخلی و تأمین رفاه و آسایش اکثریت ملت نجیب ایران و بالا رفتن حیثبت بین‌المللی و توفیق در اجرای برنامه‌های اقتصادمنطقه‌ئی خواهیم بود. بدون شک این موفقیتها ناشی از افکار بلند شاهنشاه خردمند و رهبر و پیشوای عالی قدر ما اعلیحضرت محمد رضا شاه پهلوی است که هم و غمشان کمک بصلح جهانی و استقرار امنیت در منطقه حساس خاورمیانه و بالا بردن سطح زندگی و اقتصاد عمومی کشور است و با صدای رسا بجهان و جهانیان اعلام می‌کنم که افکار عمومی در این کشور صد در صد پشتیبان افکار بلند شاهنشاه است (صحیح است) آنچه می‌گویند و آنچه می‌خواهند خواسته ۲۳ میلیون جمعیت این کشور است و با توجه و احاطه معظم‌اله بمسائله جهانی و نیات عالیه که برای رفاه و آسایش ملت دارند نظریاتشان مورد تأیید و علاقه قبلی فرد فرد مردم این مرز بوم است (صحیح است – احسنت).

رئیس – آقای مصطفوی بعنوان مخالف صحبت می‌کنند بفرمائید.

مصطفوی – بنده از جناب آقای نخست وزیر محترم و آقایان وزیران که حوصله فرمودند و ببیانات ناطقین و مخصوصاً ناطقین اقلیت گوش دادند کمال تشکر را دارم و استدعا می‌کنم گوشه‌ای از این حوصله‌شان را مشمول حال بنده بفرمایند بنده برای اینکه بیاناتم زیاد بتفصیل نگریاد یادداشت کرده‌ام و از روی نامه قرائت می‌کنم که زیاد وقت آقایان را نگیرم.

بنام خداوند تبارک و تعالی

اکنون که بودجه سال ۱۳۴۴ مطرح است تصور می‌کنم یکی از بزرگترین و اساسی‌ترین وظیفه ما رسیدگی دقیق به ارقام بودجه و تأثیر آن در اقتصاد عمومی کشور می‌باشد. بودجه درحقیقت انعکاس روشنی از فعایتهای یکساله دولت است که با همه شئون زندگی ملت ایران ارتباط دارد و بنابر این در چنین امر مهمی هر قدر بیشتر موشکافی بشود تضییع وقت نشده و بلکه وظیفه اساسی نمایندگی ما عمل شده است.

بنده یکبار دیگر در این مجلس عرض کردم که در امر بررسی بودجه مخالفینی که با سیستم مالی و اقتصادی دولت مخالفند باید انصاف بخرج دهند و نقاط برجسته برنامه‌های دولت را هم بجای خود ستایش کنند و آنکس که موافق است و با اساس برنامه اختلافبی ندارد همچنین باید انتقاداتی که دارد و نظرات اصولی خود را بگوید زیرا شرط دوستی و موافقت راهنمائی و جلوگیری از خطا و اشتباهات دولتها است. با این انگیزه امروز که من می‌خواهم نظرات خودم را در مورد بودجه پیشنهادی دولت بگویم از روی کمال انصاف و وجدان آنچه را که بنظرم صحیح می‌آید می‌گویم شاید برای دولت راهنمائی مفید باشد و آنچه را که حقاً باید ستود میستایم تا وظیفه اخلاقی و ملی خود را انجام داده باشم.

نخست باید عرض کنم که در بررسی بودجه به این تفصیل آنهم با سبکی بی سابقه و نوین که برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی وهدف عالی برنامه‌ها باید در آن منعکس باشد قاعدتاً باید این برنامه‌ها با خط مشی اساسی انقلاب مقدس شاه و ملت منطبق باشد وقتی کافی بنمایندگان داده نشده و پس از چاپ و تسلیم آن بنمایندگان آنچنان با سرعت کار کمیسیون بودجه تمام و بلافاصله خبر آن توزیع و در دستور گذارده شد که مجالی آنقدر کافی تا ارقام بودجه زیر ذره‌بین دقت قرار گیرد بما داده نشده است.

دوم آنکه با همین امعان نظر مختصر نمی‌توان از ذکر این حقیقت خودداری کرد که طرز تنظیم بودجه برنامه سال ۴۴ حقیقتاً بی‌سابقه و بنسبت خود بسیار عالی تهیه شده است. تنظیم بودجه بر اساس برنامه عملیات و بعبارت دیگر بر اساس واحد کار و منعکس ساختن تصویبی بودجه سه سال ۴۲ و ۴۳ و ۴۴ و بالاخره تحولاتی که در این سه سال بوجود آمده و نیز اصل وحدت که طی آن کلیه درآمدهای دخل و خرج عمومی نشان داده شده اینها نکاتی است که از تمجید بودجه فعلی و تحسین تهیه کنندگان آن نمی‌توان خودداری کرد و بما نوید می‌دهد که با رفع نقایص بودجه نویسی در سالهای آینده بتدریج قدمهای بلندی در این زمینه برداشته خواهد شد.

لیکن بودجه‌ایکه برای تمام شئون کشور تدوین شده بما فرصت می‌دهد که نظرات خود را در هر قسمت بگوئیم آنچه که قابل تقدیر است ذکر کنیم و آنچه بنظرمان غلط می‌آید تذکر دهیم تا شاید اصلاح گردد و بهر حال من از خداوند متعال مسئلت می‌کنم که در ذکر این نکات و نشان دادن زشتیها و زیبائیهای بودجه از حق و انصاف منحرف نشوم و بمن امکان دهد با زبان الکن خود آنچه را که می‌فهمم و به آن عقیده دارم بعرض نمایندگان محترم ملت برسانم.

در اینجا باید بار دیگر به اطلاع آقایان برسانم که فرم بودجه از نظر تنظیم بسیار خوب تهیه شده است درآمد سازمانهای اختصاصی و انتفاعی در بودجه منظور شده و کمک سازمان برنامه نیز مشخص است.

تقلیل میزان درآمد حاصل از مالیات کسبه و صنعتگران جزء از ۱۴۰ میلیون ریال به ۱۲۵ میلیون ریال و مالیات املاک مزورعی از ۱۸۰ میلیون ریال به ۱۰۰ میلیون ریال نشانه توجه دولت بحال طبقات پائین و کم بضاعت می‌باشد و این خود قابل تحسین است (صحیح است).

تخصیص مبلغ ۵۱۷ میلیون تومان برای توسعه صنایع پتروشیمی از اقدامات جالب و برجسته‌ایست که با الهام از نیات اعلیحضرت همایون شاهنشاهی صورت گرفته است. (خواجه نوری – از توجه شما بسیار ممنون هستیم که بودجه را با این دقت مطالعه فرمودید).

آنچه دور ازحقیقت بنظر می‌رسد ارقام مربوط بدرآمد است تمام ارقام درآمد بجز سه یا چهار مورد مثل مالیات املاک مزروعی و مالیات کسبه و صنعتگران به نسبت قابل توجهی افزایش داده شده است.

بعنواننمونه مالیات غیر مستقیم از ۱۸ میلیارد و ۱۷۸ میلیون ریال پیش‌بینی سال ۱۳۴۳ به ۲۰ میلیارد و ۳۸۴ میلیون ریال افزایش یافته است. حال این افزایش چگونه تأمین خواهد شد من نمیدانم. و آیا مصلحت هست که رقم مالیات غیر مستقیم که تحمیل بر مصرف کننده‌است افزایش یابد یا خیر.

مالیات بر ارث از ۱۰۰ میلیون ریال به ۲۵۰ میلیون ریال افزایش داده شده است.

بر درآمد پست و تلگراف و تلفن به ترتیب ۱۲۵ میلیون ریال – ۸۰ میلیون ریال و ۱۸۰ میلیون ریال جمعاً ۳۸۵ میلیون ریال اضافه پیش‌بینی شده و تنها درآمد حاصل از تلفن از ۱۵۰ میلیون ریال به ۳۳۰ میلیون ریال افزوده شده یعنی بیش از دو برابر شده است (مهندس ریاحی – شبکه‌ها توسعه پیدا کرده) اجازه فرمائید خود وزیر جواب بدهد معنی این پیش‌بینی آنستکه یا دولت می‌خواهد در نرخ مربوط به تمبر پست مخابره تلگراف و مکالمه تلفنی تجدید نظ کند (نخست وزیر – ابداً) متشکرم یا اینکه پیش‌بینی شده که در سال آینده مردم دو برابر سال گذشته نامه خواهند نوشت. دو برابر سال گذشته مکالمه تلفنی خواهند کرد و تلگرافهای بیشتری مخابره می‌کنند.

جناب آقای نخست وزیر بایستی صریحاً بفرمایند که ارقام پیش‌بینی شده در ستون درآمد وصول خواهد شد یا آنکه برای موازنه میان دخل و خرج و کوچک نشان دادن میزان کسر بودجه پیش‌بینی شده.

بنظر این جانب این ارقام قابل وصول نیست و با ثابت ماندن مخارج و عدم وصول باز هم داستان وام از سر گرفته می‌شود (صحیح است).

نکته دیگر آنستکه معلوم نیست درآمدهای نشان داده شده در طبقه «ب» از قبیل هشت در هزار گمرکی اضافه کار ساعتی کارکنان گمرک بیمه کالاهای وارده و غیره که فقط سه قلم آن در حدود ۱۵۷ میلیون ریال می‌شود بچه ترتیب خرج خواهد شد. چون درآمدهای طبقه (ب) فقط در بودجه منعکس است خودشان وصول می‌کنند و خودشان خرج می‌کنند.

در این بودجه از محل درآمد عمومی مبلغ ششصد و نود و شش میلیون ریال بمؤسسات انتفاعی بشرح زیر کمک شده است:

۱- اداره کل غله -/۳۲۸۰۰۰۰۰۰

۲- راه آهن -/۱۴۰۰۰۰۰۰۰

۳- سازمان مرکزی شرکتهای صنعتی و مدنی -/۳۰۰۰۰۰۰۰

۴- مؤسسه استاندارد -/۶۰۰۰۰۰۰۰

۵- سازمان مرکزی شرکتهای تعاونی روستائی -/۱۹۲۰۰۰۰۰۰

جمع -/۶۹۶۰۰۰۰۰۰

حال چرا راه‌آهن دولتی که بایستی یک مؤسسه سود دهنده باشد احتیاج به کمک دارد من نمیدانم و مثل اینستکه نمی‌خواهیم دنبال علت برویم (خانم فرخ روپارسای – در همه عالم راه آهن ضرر می‌دهد).

در مورد سازمان مرکزی شرکتهای صنعتی و معدنی در فصل مربوط بوزارت اقتصاد بحث خواهم کرد علاوه بر این از محل اعتبارات عمرانی مبلغ ده میلیارد و هشتصد و بیست و چهار میلیون و هفتصد و شصت و شش هزار ریال (۱۰۸۲۴۷۶۶۰۰۰) به ۱۴ مؤسسه انتفاعی کمک می‌شود که جالب‌ترین آنها سازمان مدیریت صنعتی وابسته بوزارت اقتصاد می‌باشد:

برای این سازمان ۶۴۰ هزار تومان درآمد پیش بینی شده درحالی که مخارج پرسنلی آن درحدود یازده میلیون و دویست هزار تومان و درحقیقت خرج این سازمان انتفاعی ۱۸ برابر درآمدش می‌باشد خیلی متأسفم که جناب آقای دکتر عالیخانی تشریف ندارند چون بیشتر مطالب من مربوط بمسائل اقتصادی است.

در مورد شرکت سهامی کل معادن و ذوب فلزات ۹۷ میلیون ریال از محل اعتبارات عمرانی کمک شده که چون برای هزینه‌های تأسیساتی و سرمایه‌گذاری مباشد نسبت به آن حرفی نداریم ولی علاوه بر این از محل درآمد عمومی دو قلم یعنی یک ۷۴/۵ میلیون ریال و یک ۱۲ میلیون ریال برای باز خرید خدمت کارگران معدن فرومد منظور و جمعاً ۸۶/۵ میلیون ریال از محل درآمد عمومی به این مؤسسه بازرگانی کمک شده است.

جالب اینست که درآمد این مؤسسه ۱۷۱ میلیون ریال و هزینه آن متجاوز از ۲۶۰ میلیون ریال می‌باشد.

من نمیدانم این شرکت واقعاً چکار می‌کند؟… در نائین معادن گل سفید و کرومیت وجود دارد که چنانچه در مورد استخراج آنها اقدام شود عده زیادی از اهالی در این معادن مشغول کار می‌شوند ولی کوچکترین اقدامی از طرف این مؤسسه صورت نمی‌گیرد حالا هم که اصرار دارید چنین مؤسسه‌ای را که کوچکترین قدمی بنفع مملکت بر نمی‌دارد حفظ کنید دادن ۱۲ میلیون ریال برای خرید خدمت کارگران آن فکر صحیحی نمی‌باشد زیرا این کارگران پولها را خواهند گرفت و خرج می‌کنند و دوباره سربار دستگاههای دولتی خواهند شد.

شما که هر روز برای کارهای جدید اجازه استخدام می‌گیرید اینها را اگر هم زائد هستند در اختیار وزارت آبادانی و مسکن بگذارید تا در کارهای عمرانی از آنها استفاده شود (صحیح است) در اختیار گمرک و بنادر بگذارید تا برای تخلیه و حمل کالا از آنها استفاده شود.

باز خرید خدمت صحیح نیست اینها پول می‌گیرند و خرج بیهوده می‌کنند و پس از چند صباحی با تشبث بوسایل مختلف دوباره وارد خدمت در دستگاههای دولتی می‌شوند.

کمک بعضی از مؤسسات بازرگانی بدرآمد عمومی از قبیل شرکت سهامی کارخانجات شرکت تلفن و شرکت سهامی شیلات ایران فقط در حدود دویست و ده میلیون ریال و بسیار ناچیز است.

علت آنست که خرج این دستگاهها و پرسنل آن زیاد می‌باشد و متناسب با فعالیتهای آنان نیست.

مثلا شرکت سهامی کارخانجات که دارای بیش از ۳۰ کارخانه قند – نساجی – سیمان – گلیسرین – کنسرو – روغن کشی و پنبه پاک‌کنی می‌باشد درآمدش چهار میلیارد و ۷۴۲ میلیون ریال و خرجش ۴ میلیارد و ۶۹۴ میلیون ریال است و درآمد خالص پس از کسر تقسیم سود همان ۳۰ میلیون ریال است که بدرآمد عمومی کمک می‌کند بایستی دولت از هزینه‌های پرسنلی این قبیل مؤسسات و شرکت‌ها بکاهد.

اینها مطالبی بود راجع به اصل بودجه و حال که این موضوع مطرح شد بیائیم کارنامه سازمانهای دولتی را که ۷۵ تا ۸۰ درصد بودجه صرف پرسنل آنها می‌شود ورق بزنیم تا ببنیم آنها چه می‌کنند؟ برای اینکار ابتدا آن قسمت را که کلاً مربوط به دولت می‌شود یادآوری می‌نمایم و بعد مسائل مربوط به وزارتخانه‌ها را.

آقایان اطلاع دارند بکرات راجع بگرانی صحبت شده و دولت همیشه وعده داده که جلوی گرانی را خواهد گرفت ولی در عمل می‌بینیم که نرخها بصورت سرسام‌آوری ترقی می‌کند تا جائیکه آقای سمیعی مدیر کل بانک مرکزی در مصاحبه یکماه قبل خود صریحاً اعلام می‌نمایند و می‌گویند:

شاخص بهای عمده فروشی ایران که در پایان سال ۱۳۴۱ به رقم ۱۰۴/۴ درصد و در پایان ۱۳۴۲ به ۱۰۷/۵ درصد رسیده بود در پایان آذر جاری رقم ۱۱۳/۷ درصد را نشان می‌دهد و این افزایش نسبتاً قابل ملاحظه اخطاری است که مراقب شود تا تورم حالت لجام گسیخته و شدید پیدا نکند زیرا در شرائط افزایش شدید قیمتها خطر مهلکی برنامه‌های تولیدی اقتصادی را تهدید می‌کند و خط از اینجاست که تورم شدید تمام محاسبات قبلی در مورد قیمت کالاهای سرمایه‌ای و دستمزدها را بر هم می‌زند وموازنه پرداختهای خارجی را زیر فشار قرار می‌دهد و در نتیجه پیشرفت کند می‌شود و سرانجام متوقف می‌گردد.

ترقی قیمت‌ها در آذرماه سال جاری به نسبت ۸/۶ درصد نسبت بماه مشابه سال قبل نشانه یک تورم شدید و لجام گسیخته می‌باشد. باید توجه داشت که این نسبت مربوط به آذرماه است و مسلماً در ماههای آخر سال بعلت افزایش قیمت بنزین و نفت گروه قیمتها سریع‌تر افزایش داشته و این افزایش قیمت برای مملکتی که هنوز درآمد عمومی مردم افزایش قابل توجه پیدا نکرده تا گرانی را تحمل کنند خطرناک می‌باشد چون وظیفه ما نمایندگان اینست که آنچه بنظر می‌رسد بدون کم و کاست بیان کنیم بنده وظیفه دارم خدمت آقایان عرض کنم اگر دولت فکر عاجلی درجهت پائین آوردن قیمتها نکند در سال آینده با مشکل بزرگی مواجه خواهیم شد جنبه‌های تورمی این بودجه بسیار قوی می‌باشد. زیرا ارقام مخارج این بودجه بچند جهت به تورم کمک خواهد کرد که موارد آن در بودجه نمایان است.

در روزنامه اطلاعات نوشته شده «در بودجه سال آینده میزان مالیات بعضی طبقات کمتر از سال جاری پیش‌بینی شده و این امر می‌تواند حکایت از آن داشته باشد که در لایحه مالیاتی جدید بعضی طبقات مشمول معافیت‌هائی خواهند شد. مالیاتهائیکه پیش‌بینی آن تقلیل یافته عبارتست از مالیات کسبه و صنعتگران و دستمزد بگیران مالیات بر املاک مزروعی و مالیات اراضی. ممکن است گفته شود که رقم کل بخشودگی و یا تخفیفی که در در این مالیاتها در نظر گرفته شده چندان قابل توجه نیست ولی بهرحال اگر توجه کنیم که مشمولین تخفیف‌های جدید عموماً از طبقات کم درآمد هستند و هر نوع تخفیفی که در میزان مالیاتهای ایشان داده شود مستقیماً وارد بازار و صرف خرید کالا می‌شود حالت تورمی این نوع بخشودگی‌ها آشکار می‌گردد در اینجا باید اضافه شود که بنویسنده بهیچوجه این نوع بخشودگیها را مخالف پیشرفت اقتصادی نمیداند و همانطور که درشماره‌های گذشته نیز بحث شده است این نوع معافیتها و انواع معافیتهای مشابه برای توسعه اقتصادی و از میان بردن عوامل مزاحم برای پیشرفت کارها و ایجاد روابط بهتری بین دستگاهها و مردم لازم است منتهی این نوع معافیتها در شرائط حاضر حالت تورمی دارد که نمی‌بایست از نظر دور بماند» این مطالب را بنده عرض نمی‌کنم این قسمتی از مقاله روز شانزدهم اسفند ماه اطلاعات بود که بنده ضبط کرده‌ام که بعرض رساندم. با توجه به این اعلام خطرها جناب آقای نخست‌وزیر بایستی برای جلوگیری از گرانی یک برنامه مفصل طرح بفرمائید وسعی شود که با ایمان و عقیده اجرا شود.

در مورد مالیاتها باید منتظر بود که قانون جدید بمجلس تقدیم شود ولی وصول ارقامی که در بودجه پیش‌بینی شده مشکل بنظر می‌رسد. مثلاً در مورد مالیاتهای مستقیم اگر دستگاه وصول موفق شود ۶۸۱ میلیون ریالی که اضافه پیش‌بینی شده وصول کند موفقیت جالب و قابل توجهی مباشد و گرنه معلوم نیست سرنوشت چنین بودجه‌ای با این پیش‌بینی‌ها چه خواهد بود؟…

در مورد مالیاتهای غیر مستقیم: تأمین قسمتی از ۲ میلیارد و ۲۰۶ میلیون ریال که اضافه از پیش‌بینی سال قبل در نظر گرفته شده اشکال دارد ولی باز هم جای شک و تردید است این مبلغ تأمین شود.

نکته مهم در اینجا موضوع دریافت ۵۰ میلیون ریال عوارض جدید نوشابه‌های غیر الکلی است اگر قصد اینست که عوارض جدیدی بر نوشابه‌های غیر الکلی وضع شود اینکار خطرناک است و اینکار خود عامل مهمی برای افزایش قیمتها خواهد بود و بایستی انتظار داشت که اگر امسال قیمتها بموجب اظهار مدیر کل بانک مرکزی بمیزان ۸ درصد ترقی کرده در سال آینده این افزایش با توجه بجنبه‌های تورمی بودجه و این افزایش قیمت و نظایر آن بچند برابر برسد ولی اگر از صاحبان اینگونه کارخانه بدون افزایش قیمت صول شود بمورد و بجا است.

در اینجا بحکم وظیفه ناگزیرم در برابر شاهنشاه عظیم‌الشأن که امر فرمودند در مورد قیمت نفت و بنزین تجدید نظر شود سر تعظیم فرود آورم والا معلوم نبود مسئله گرانی تا بحال بکجا می‌رسید؟…

با توجه بدرآمد پیش‌بینی برای قند و شکر و مقایسه آن با دو سال گذشته بنظر می‌رسد که سیاست دولت در سال آینده اینستکه تجارت قند و شکر بازهم در انحصار دولت باشد و بعد از آنهمه جنجال و سر و صدا که در سال گذشته برای آزادی تجارت قند و شکر و سپردن کارهای مردم بدست خود مردم براه افتاد تازه دولت می‌خواهد اقرار و اعتراف کند که سیاست قبلی غلط بوده است. ولی همین کار دولت در سال گذشته موجب شد که میلیونها تومان پول مفت بجیب عده‌ای وارد شود از (مرتضوی – حالا سه قران عوض دو قران می‌گیرند این عوارض روی وزن است هر چقدر قند و شکر بیاید روی وزن آن عوارض می‌گیرند) دولت که بایستی کاملاً وارد و واقف به اوضاع و تجارت بین‌المللی باشد با علم و اطلاع از وضع قیمت شکر در بازارهای دنیا که بسرعت تنزل می‌کرد آزادی تجارت شکر را اعلام داشت: در نتیجه تنزل قیمت شکر از تنی ۱۰۸ دلار به سی دلار میلیونها تومان عاید تعدادی تاجر وارد کننده شکر شد و بالاخره دولت مجبور شد دستور دهد از گشایش اعتبار برای ورود شکر خودداری شود و بدین ترتیب مسئله لوث شد.

جناب آقای نخست‌وزیر یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی ما اینست که بمردم دروغ میگوئیم (صفی‌پور – جنابعالی هم؟) بله منهم بیله دیگ بیله چغندر بنده هم یک وقت قیمت شکر در بازارهای دنیا ترقی کرد دولت وقت قیمت قند و شکر را افزایش داد و قول داد در اولین فرصت که قیمتها تنزل نمود نرخ فروش داخلی را بهمان قیمت سابق برگرداند ولی این وعده هیچگاه عملی نشد و اکنون که نرخ بین‌المللی شکر در بازارهای دنیا در حدود تنی ۳۰ دلار می‌باشد (نمایندگان – پوند نه دلار) بله پوند. (مرتضوی – ۳۷/۵ پوند) ما باز هم شکر را کیلوئی ۲۸ ریال بمردم می‌فروشیم.

آقایان بخدا مردم فراموشکار نیستند وقتی رئیس دولت یا وزیر دارائی وقت صراحتاً قول می‌دهد باید بحرفش عمل کند یا الااقل بیاید و مشکلات را تشریح کند و از مردم کمک بخواهد.

بخدا مردم اگر احساس کنند دولت اینطور صادقانه با آنها صحبت می‌کند با جان و دل او را یاری خواهند کرد.

آقایان نمایندگان محترم میدانند سخنان صادقانه اعلیحضرت همایونی بمناسبت سالگرد ششم بهمن چه اثر عجیبی روی مردم گذاشت (صحیح است).

اعلیحضرت با شجاعت و صداقت مشکلات گذشته و موجود مملکت را مطرح نمودند و طرح آینده این کشور را برای مردم بیان ساختند.

حالا چرا دولت و آقایان وزراء از بیان حقیقت بیم دارند من نمیدانم. (یکنفر از نمایندگان – کی بیم دارد؟) هر قدر مشکل تهیه بودجه قابل تقدیر است ولی از بررسی صدر تا ذیل بودجه آثار تحولی در ارقام هزینه مربوط بزندگی کشاورزان و کارگران و زحمتکشان کشور مشاهده نمی‌شود و دولتی که زائیده انقلاب ششم بهمن است و حقاً باید هر چه بیشتر اعتبارات مملکتی را در سطح روستاها و دهات و پس از آن به نسبت خود برای شهرهای کوچک و بزرگ سرمایه‌گذاری نماید و بالاخره منویات شاهنشاه را در مورد تحقق بخشیدن به انقلاب سفید عملی کند آثاری از این اقدام او در تلو بودجه پیشنهادی مشاهده نمی‌شود. مثلاً برای سپاه دانش که یکی از ابتکارات بزرگ شاهنشاه و مورد تحسین دنیا واقع شده و تعلیمات ابتدائی که بیشتر در سطح روستاها مورد استفاده است اعتباری بملغ ۷۹۸۷۱۲۶ ریال منظور شده و این رقم در حدود اعتباراتی است که سال گذشته هم بمصرف این برنامه رسیده است.

(خواجه نوری – مخارج چهار م ماه به عهد وزارت جنگ است).

بهرحال مقرر بود هرچه بیشتر از اشاعه تعلیمات متوسطه که تربیت دیپلمه برای کار اداری است و امروز بواسطه اشباع ادارات ما بیکار تحویل جامعه می‌دهد جلوگیری و هزینه آن را کمتر نموده به تعلیمات ابتدائی که سود آن به شهری و روستائی یکنواخت می‌رسد و همه را از حداقل دانش بهره‌ور می‌سازد بیفزایند. در اینجا ناگزیرم عرض کنم که پس از روی کار آمدن کابینه مرحوم منصور که بعضی وزارتخانه‌ها در راه انقلاب بسرعت قدم برداشته‌اند دستگاه آموزش و پروش که مؤثرترین وسیله بالا بردن سطح زندگی عموم است در خواب خرگوشی فرو رفته است اگر آقای وزیر آموزش و پروش که به شخص ایشان ارادت دارم بیایند (نمایندگان – تشریف آوردند) تکرار می‌کنم حالا که تشریف آوردند و اگر وزیر آموزش و پرورش که به شخص ایشان ارادت دام قدمهائیکه سلف ایشان در مدت تصدی وزارت آموزش و پرورش برای بثمر رساندن انقلاب برداشته بشمارند وحتی یک مورد را مجلس تصدیق کند بنده اعتراضم را نسبت به این دستگاه پس می‌گیرم.

همینطوریکه یکی از ناطقین محترم صبح گفتند انقلاب بحرف نیست یعنی باید بودجه‌هائی که برای مراکز استانها و مراکز شهرستانها و در پایتخت مصرف می‌شود اینها برود در سطح دهات تا روستائی که مورد حمایت و عنایت اعلیحضرت است بفرهنگ برسد و اینکار نشده همینطور تعلیمات متوسطه بیکار دست کردن برای ما است (یکنفر از نمایندگان – اعتباری باید تهیه کنیم که در آنجاها دبستان بسازند) اگر تکفیرم نفرمائید بنده موافقم که دبیرستان را از بین ببرید و با بودجه آن دبستان باز کنید بنده موافقم منتهی بنده ضعیفم و اراده من در سرنوشت مملکت تأثیر ندارد و اراده جناب آقای هویدا اثر ارد خدا بدل ایشان بیندازد که اینکار را بکنند و تعلیم ابتدائی را در سراسر مملکت تعمیم بدهند (خانم دکتر پارسای – انشاءالله اینکار هم می‌شود) سرکار موافقید خانم شما مجتهد این کارید وقتی قبول بفرمائید بنده تسلیم وزارت آموزش و پروش در سال گذشته جز یک سلسله انتصابات که اکثر آن مورد عدم رضایت کارکنان آن وزارتخانه است قدمی بر نداشته است و بدین جهت ده ماه عمر مملکت را که باید در طی آن برای اجرای منویات شاهنشاه بزرگ مادر راه انقلاب مقدس شاه و مردم قدمهای بلندی برداشته شده باشد تلف کردند بدون آنکه یک قدم بجلو بردارند.

در این وزارتخانه ۷ معاون و ۱۷ مدیر کل غیر از مدیران کل شهرستانها اسماً بر سر کارند و حال آنکه یک سوم این عده برای کار کردن واقعی کافی بود اسم هر رئیس اداره را بمدیر کل تبدیل و مشتی افراد ضعیف که قادر بکار نیستند و فقط هنرشان دسته‌بندی و رفاقت بازی است بر سر کار آوردن چه نتیجه‌ای عاید مملکت و چه اثری برای تحقق انقلاب دارد.

چگونه می‌توان خاطر شاهنشاه و رهبر عزیز ما را که مکرر فرمودند فرهنگ باید زیر و رو و منطبق با برنامه انقلاب باشد خشنود نمود.

وقتی تهران ده اداره فرهنگ و یک مدیر کل دارد انتخاب یک معاون در وزارتخانه فقط برای رسیدگی بکار فرهنگی تهران جز مقام تراشی و هزینه اتومبیل و خدمتگزار و سکرتر و غیره چه فایده دارد. یک فصل دیگر که بنده یادداشت کرده‌ام حالا برای تطویل کلام نمی‌خوانم.

من نمیدانم وزارت اقتصاد برای بالا بردن رشد اقتصادی کشور چه برنامه‌ای دارد. برای افزایش میزان صادرات کشور چه اقدامی شده سازمان ذوب آهن وابسته به این وزارتخانه چه می‌کند؟ چرا واردات کشور ما در سال جاری شش برابر صادرات بوده است؟

و هزاران سؤال دیگر که می‌توان مطرح کرد… و بهتر است در مورد هر یک بتفکیک بحث شود.

الف– در مورد صنایع

۱- مسئله ذوب آهن بصورت یک معما برای مردم و یک سوژه جالب برای روزنامه‌ها درآمده…. مرتباً می‌نویسند مشغول مطالعه و اقدام هستیم خوبست آقای وزیر اقتصاد لااقل در یک جلسه خصوصی توضیح دهند این مطالعات کی تمام می‌شود…. نتیجه کار کسانیکه بعنوان مدیر عامل – کارمند و سکرتر در سازمان ذوب آهن حقوقهای گزاف می‌گیرند چه بوده است؟ و اصولاً سازمانی که بنام ذوب آهن بوجود آمده و از ۲۷ میلیون تومان اعتباری که در بودجه سال آینده برای آن در نظر گرفته شده ۱۲ میلیون تومان آن بمصرف حقوق این عده می‌رسد چه می‌کنند برای اطلاع آقایان بایستی عرض کنم بموجب آماری که در دست است ده درصد از کلیه واردات کشور مربوط به آهن‌آلات می‌باشد و در یازده ماه گذشته ۴/۵ میلیارد ریال آهن وارد مملکت شده است. دیشب آقای نخست وزیر در اطاق بازرگاین اظهار امیدواری کرده‌اند که افتخار کار ذوب آهن نصیب دولت ایشان بشود. امیدواریم اینطور باشد و هرچه زودتر تکلیف اینکار تعیین شود.

۲- مسئله کارخانجات دولتی آقایان اطلاع دارند که در سال ۴۰ یا ۴۰ قانونی گذشت که بموجب آن شرکت سهامی کارخانجات برای اصلاح وضع کارخانجات دولتی بوجود آمد تا پس از آنکه رفع نقص از ماشین‌آلات کارخانجات بعمل آمد این کارخانجات بمردم فروخته شود ولی معلوم نیست سیاست دولت در این باره چه می‌باشد؟

از طرفی شرکت سهامی کارخانجات با تعدادی کارمند در تهران و تعدادی کارمند و کارگر در شهرستانها وجود دارد و از طرف دیگر سازمان دیگری بنان «سازمان مرکزی شرکتهای صنعتی و معدنی» در وزارت اقتصاد وجود دارد که دستگاه اخیر مجموعاً ۳۷۰ نفر کارمند روز مزد و حکمی در تهران دارد که ۱۷۴ نفر آنها شاغل و ۱۹۶ نفر از آنان بعنوان کارمند در اختیار بیکار می‌باشند و حقوق می‌گیرند. دریافتی بعضی از این کارمندان روزمزد و حکمی تحت عناوین زیر:

۱- حقوق سازمانی تا ۲۰۰۰ تومان

۲- حق تأهل ۶۰ تومان

۳- حق اولاد برای هر نفر ۲۰ تومان

۴- حق مقام بین ۲۰۰ تا ۱۵۰۰ تومان

۵- خواروبار برای هر سر عائله ۶۰ تومان

۶- هزینه آمد و رفت تا میزان ۴۰۰ تومان

۷- پس‌انداز معادل ۱۰% حقوق

در ماه از سه هزار تا چهار هزار تومان تجاوز می‌کند در حالیکه یکنفر دکتر یا لیسانسیه در همان وزارت اقتصاد حقوقش ۶۰۰ تومان است.

چند ماه پیش در حدود یکصد نفر از ۱۷۴ کارمندی را که بعنوان کارمند زائد شناخته شده‌اند در اخیتار کار گزینی وزارت اقتصاد گذارده شدند و حقوق و مزایای آنها چون کارمند حکمی هستند به ۵۶۰۰ ریال تقلیل یافت. ولی میدانید اینها چه کسانی بودند؟

اینها افراد بی دست و پائی بودند که نتوانسته بودند با تشبث به این و آن خود را حفظ کنند وعده‌ای از آنها که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودند بعنوان اینکه قص انتقال بسازمانهای دیگر را دارند برای یک تا دو ماه وقت گرفتند و بالاخره پس از اینکه سر وصداها خوابید با همان حقوق‌های قبلی ابقا شدند آقای وزیر اقتصاد شما نباید شاهد این بیعدالتیها باشید که عده‌ای از کارمندان شما که کارمند روزمزد حکمی هستند ومدرک تحصیلی هم ندارند در خیابان اسلامبول قدم بزنند و ماهانه سه تا چهار هزار تومان از درآمد کارخانجات پول بگیرند (حبیبی – خلاف بعرضتان رسانده‌اند) نمگیرند؟ (حبیبی – نه خیر این مردمی که فرمودید نمی‌گیرند) در حالیکه در اطاق دیگر وزارتخانه شما بیک دکتر و لیسانسیه -/۶۴۰ تومان حقوق می‌دهید. و حالا بعد از مدتی که این عده مفت حقوق گرفته و ول گشته ضمن تبصره ۱۴ بودجه خواسته شده که بوزارت اقتصاد اجازه داده شود با استفاده از ۱۱۰ میلیون ریال اعتبار سازمان بنادر و کشتیرانی مدت خدمت آن عده از کارمندان روز مزد و حکمی زائد بر احتیاج سازمان مرکزی شرکتها و سازمان بنادر وکشتی‌رانی را باز خرید کنند.

در اینجا آقای وزیر اقتصاد چند نکته را باید بطور صریح روشن کنند:

۱- تعداد این کارمندان چند نفر است و چند نفر از آنها عضو سازمان مرکزی شرکتها و چند نفر عضو سازمان بنادر هستند.

تا آنجا که بنده اطلاع دارم سازمان بنادر عضو زائد ندارد و این مبلغ تمام برای باز خرید کارمندان زائد سازمان مرکزی شرکتها در نظر گرفته شده.

۲- بموجب مقرراتی که شما دارید از حقوق عموم کارمندان سازمان مرکزی اعم از رسمی – حکمی و روزمزد ماهانه ۵% بعنوان پس‌انداز کسر شده و ۱۰% هم خود سازمان روی آن گذاشته تا در مواردی که بازنشسته می‌شوند درمورد کارمندان رسمی یا احتیاج بوجود آنان نیست درمورد کارمندان حکمی و روزمزد به آنان پرداخت شود. شنیده می‌شود که این وجوه حیف و میل شده… اگر صحیح است بفرمائید چه

کسانی مسئول حیف و میل آن بوده‌اند و اگر صحیح نیست واین پول به آنها می‌پردازند پس این ۱۱۰ میلیون ریال چیست که می‌خواهید به آنها بدهید چون حداقل مدت خدمت این کارمندان حمی و روزمزد ۱۰ سال و اگر حداقل حقوق آنها را فقط پانصد تومان حساب کنیم که خیلی بیشتر و در مواردی نزدیک دو هزار تومان بوده.

آن ۱۵% در حدود ۹۰۰ تومان در سال و نه هزار تومان در دهسال می‌شود. دیگر شما چه پولی می‌خواهید بکارمند روزمزد و حکمی بدهید. مضافاً به اینکه این پول را می‌گیرند چند صباحی دیگر آنقدر به این و آن متشبث می‌شوند تا بعنوان کارمند طرح سازمان برنامه – کارگر روزمزد و غیره در دستگاه دیگری استخدام شوند.

۳- سازمان مرکزی شرکتهای صنعتی و معدنی با ۵ کارخانه کنسرو مشهد – کنسرو اصفهان – خرمای خرمشهر روغن کشی جیرفت و کشمش تاکستان که دارد پس از باز خرید خدمت کارمندان زائد باز هم ۳۰ میلیون ریال کسر خرج دارد که از محل درآمد عمومی در بودجه سال آینده تأمین شده پس فایده داشتن چنین دستگاهی چه می‌باشد؟…

۴- این سازمان مشغول مقدمات نصب دو کارخانه قند جدید در ممسنی و یاسوج می‌باشد که اعتبار آنهم بملغ ۸۰۴ میلیون ریال از اعتبارات عمرانی همین بودجه تأمین شده آیا نمی‌توان از وجود این کارمندان در واحدهای جدید استفاده کرد؟…

۵- وزارت اقتصاد در سال گذشته تعداد دیپلمه برای گمرک استخدام کرد و در سال آینده هم بموجب مجوز قبلی قصد دارد تعداد دیگری استخدام نماید آیا نمی‌توان از وجود آنعده از این کارمندان که تحصیلاتشان بالاتر از دوره اول متوسطه است با گذراندن یک دوره کلاس تعلیماتی در گرمک استفاده کرد.

بنده یک مسئله‌ای را باید بخوانم چون هنوز یک ساعت وقت بنده تمام نشده (دکتر الموتی – مطلبتان جالب است بفرمائید) نمی‌گذارند رفقا یادداشت می‌فرستند که بیا بهرحال مسئله دیگر مسئله حمایت از صنایع و مونتاژ است.

چند سال است که تحت عنوان حمایت از صنایع عده‌ای لوازم و وسایل یدکی می‌آورند سر هم سوار می‌کنند و با قیمتی که خودشان تعیین کرده‌اند می‌فروشند و جالب اینستکه در مورد بعضی از این کالاها خریدار بزرگ خود دولت است.

آقایان اطلاع دارند که چند سال است کارخانه‌ای بعنوان مونتاژ جیپ در ایران بوجود آمده است که تمام وسایل اتومبیل را از خارج با استفاده از معافیت‌های گمرکی و سود بازرگانی وارد می‌کند و فقط چارد برزنت و تودوزی تشک اتومبیل را که آنها هم ماده اولیه‌اش خارجی است می‌دوزد و این اتومبیل را بقیمت ۲۳ هزار تومان می‌فروشد و خریدار بزرگ او خم خود دولت و دستگاههای دولتی هستند در حالیکه قبلاً هم که از خارج وارد می‌شد و سود بازرگانی و گمرک هم به آن تعلق می‌گرفت و چند واسطه هم از آن استفاده می‌کردند بهمین قیمت فروخته می‌شد.

برای اینکه آقایان بهتر متوجه این عمل شوند به اطلاع میرسانم که اخیراً سازمان برنامه برای خرید یکهزار دستگاه اتومبیل سواری سیتروئن از فرانسه مذاکره کرد و هر دستگاه اتومبیل در حدود ۸ هزار تومان معین شده. آن وقت ما بعنوان حمایت از صنایع انواع معافیتها را به اینها می‌دهیم و هر دستگاه اتومبیل را بخود دولت بقیمت ۲۳ هزار تومان می‌فروشند. (دکتر رهنوردی– صحیح است) الحمدالله زنده ماندیم دیدیم که اکثریت یک صحیح است به اقلیت گفت (دکتر رهنوردی – حرف حسابی را قبول می‌کنیم) در مورد رادیو – تلویزیون – یخچال – وسایل برقی و بخاری نیز وضع بهمین منوال است. این آقایان از نوع معافیت (معافیت مالیاتی برای ۵ سال معافیت از حقوقی گمرکی و سود بازرگانی مواد اولیه – معافیت از حقوق گمرکی و سود بازرگانی قطعات منفصله) و ماشین‌آلات استفاده می‌کنند. در وزارت اقتصاد اداره‌ای وجود دارد بنام «اداره نظارت بر قیمتها» خواهش می‌کنم آقای وزیر اقتصاد بفرمایند این اداره در سال جاری در زمینه کنترل قیمت‌ها چه اقدامی کرده است. (دکتر رهنوردی – اینهم صحیح است) و اصولاً کار این اداره در یکسال گذشته چه بوده است؟ بر کدام قیمت نظارت کرده؟… و کدام گرانفروشی را تعقیب نموده؟…. نتیجه چه شده است؟… آقایان اطلاع دارند که وقتی ورود این کالاها آزاد بود یک یخچال ۱۱ فوت آمریکائی بقیمت ۲۵۰۰ تومان آنهم قسطی فروخته می‌شد.

حالا که در داخله کشور مونتاژ با ساخته می‌شود با قیمت گرانتر و نقد فروخته می‌شود جنس آنهم هم مرغوب نیست آخر آقای وزیر اقتصاد انصاف بدهید این چه نوع حمایت از صنایع است… مگر مصرف کننده در این مملکت آدم نیست ما افتخار می‌کنیم که صنایع داخلی خودمان را مصرف کنیم تا بقول معروف بگوئیم:

کهن جامه خویش پیراستن
به از جامه عاریت خواستن

(یکنفر از نمایندگان – مخصوصاً عبای نائینی)

عبای نائینی خیلی از فاستونی انگلیسی بهتر است دلتان می‌خواهد برایتان تهیه کنم. ولی آقای وزیر اقتصاد کار اینگروه بچپاول رسیده است وزارتخانه شما باید حساب این نوع کالاهیا مونتاژ شده را داشته باشد و برای آن قیمت عادلانه تعیین کند. شما قیمت را در اختیار خودشان گذاشته‌اید از نظر رقابت هم که وحشت ندارند باز خدا پدرشان را بیامرزد که بحال مردم رحم می‌کنند.

آقای وزیر اقتصاد شما می‌توانید در اینجا بفرمائید قیمت تمام شده این بخاریها ساخت ایران چقدر است؟… شما می‌توانید بگوئید تمام شده روغن نباتی چقدر است؟. (دکتر رهنوردی – از روغن نباتی حرف بزنید خیلی صحیح است). و البته این وضع بسار ناپسند است… این دیگر حمایت از صنایع نیست این حمایت از سوء استفاده می‌باشد. بعنوان نمونه عرض کنم: چند سال پیش که ورود بخاری خارجی ممنوع شد دو یا سه کارخانه سازنده بخاری بیشتر وجود نداشت. این بخاریها بقیمت مشابه خارجی یعنی در حدود هفتصد تومان فروخته می‌شد. ولی پس از اینکه چند تولید کننده دیگر وارد بازار شد قیمتها بسرعت رو بتنزل گذاشت بطوریکه قیمت یکدستگاه بخاری متوسط از ۷۰۰ تومان به ۳۰۰ تومان تقلیل پیدا کرد.

آخر این اداره نظارت بر قیمت‌های شما چه می‌کند؟. قیمت مواد اولیه این مصنوع که عبارت از آهن ورق رنگ و کاربوراتور باشد که در بازارهای دنیا فرقی نکرده اجرت کارگر هم در ایران اگر در چند سال اخیر گرانتر نشده باشد ارزان نشده پس چرا قیمت کالای ۷۰۰ تومانی به ۳۰۰ رسیده یا حالا ضرر می‌کنند و یا آنکه در چند سال گذشته نفع بیحد و حصر برده‌اند… ظاهر امر نشان می‌دهد که قسمتاول صحیح نیست و بایستی اذعان کرد کاخهای عظیمی که این بخاری سازها برپا کرده‌اند نشانه آنست که در چند سال گذشته از بی‌حساب و کتابی دستگاه شما همانطور که حالا سازندگان رادیو و تلویزیون و اتومبیل استفاده می‌کنند استفاده نامشروع و بحساب کرده‌اند.

در مورد معادن

علاوه بر شرکتهای سهامی کل معادن وابسته بوزارت اقتصاد یک اداره کل معادن در این وزارتخانه وجود دارد که آنهم تعداد زیادی مدیر کل و کارمند دارد و کار قابل توجه‌ای عرضه نداشته و بقرار اطلاع اخیراً می‌خواهند اعتبارات تازه‌ای از سازمان برنامه بگیرند.

من از آقای وزیر اقتصاد تقاضا می‌کنم بفرمایند اعتبارات حاصل از نیم درصد درآمد معادن بچه مصرفی می‌رسد؟ تا من هم بدانم و جواب کارگران انارک را بدهم.

در مورد امور بازرگانی

چندی قبل آقای دکتر ضیائی معاون وزارت اقتصاد در یک مصاحبه مطبوعاتی گفته بودند که میزان واردات در ششماهه اول سال جاری شش برابر صادرات بوده است.

گرچه ممکن است که قسمتی از این واردات بصورت ماشین آلات و کالاهای سرمایه‌ای باشد ولی باز هم جای تأسف است که نسبت واردات بصادارت تا این حد افزایش داشته باشد شما هر سال مبالغ زیادی خرج پذیرائی از هیئت‌های تجارتی که به ایران می‌آیند میکنید. تعداد زیادی از مأموران شما در کنفرانسهای اقتصادی شرکت می‌کنند من نمیدانم آقای وزیر اقتصاد تا چه حد معتقد به این اصل هستند که ما نباید تصور کنیم برای همیشه نفت یک کالای بزرگ صادراتی ما می‌باشد و پایه‌های اساسی اقتصاد مملکت را بر درآمد نفت بگذاریم. درآمد نفت بایستی در جهت توسعه عمران مملکت و ایجاد درآمدهای تازه بمصرف برسد وظیفه وزارت اقتصاد این است که برای توازن واردات و صادرات اقدام عاجل بنمایند.

کنفرانسهای اقتصادی

چون بحث از کنفرانسهای اقتصادی بمیان آمد بیمناسبت نمیدانم که از آقای وزیر سؤال کنم.

نتیجه این کنفرانسهای اقتصادی که هرد کدام متضمن مخارج گزافی برای دولت می‌باشد چه بوده است.

چندی قبل عکسی از یکی از این کنفرانسها که در وزارت اقتصاد تشکیل شده بود دیدم که در روی میز کنفرانس در حدود چهار نوع سیگار خارجی دیده می‌شد و جعبه‌های آن کاملاً مشخص بود.

آقای وزیر اقتصاد این حقیقت است شوخی نیست شما دستگاه بزرگ مملکت هستید شما باید با قاچاق مبارزه کنید در کنفرانسهای اقتصادی شماباید صرفاً مسائل اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد نه آنکه مسائلی که روزنامه با مشادبه آن اشاره کرده است.

این مطلبی است که این روزنامه که خبرنگار آن جزو مدعوین در کنفرانس بازرگانی خرمشهر بوده انتشار داده. من عین مطلب را نمی‌خواهم برای اطلاعات آقایان عرض می‌کنم این مطلب در شماره ۴۶ مورخ ۴۳/۱۲/۶ روزنامه با مشاد چاپ شده.

د. در مورد گمرک

با اینکه ظاهراً در آمد گمرک در چند سال اخیر رو بافزایش بوده است ولی در اصول این کار این سازمان نقایصی وجود دارد که اگر وزارت اقتصاد درصدد رفع آن برآید درآمد گمرکات مملکت بدو برابر درآمد فعلی (فعلاً ۱۲۰۰ میلیون تومان) افزایش خواهد یافت:

ظاهراً وظیفه گمرک جلوگیری از قاچاق می‌باشد ولی متأسفانه مشاهده می‌شود که مأموران گمرک خود از قاچاقچیان زبر دست از آب درآمده‌اند.

قاچاق بوسیله همسران رؤسای گمرک قشم و بندر خمیر و حمل آن با اتومبیلهای دولتی (رض. ی – این نوشته روزنامه‌ها صحیح نیست) جناب آقای دکتر مصابح زاده اگر تشریف دارند باید جوابش را ایشان بدهند چون این مطلبی است که در شماره ۶۴۷۸ روزنامه کیهان هفته قبل چاپ شده است (دکتر الموتی – تردید نیست که در مملکت قاچاق متأسفانه زیاد است).

ملاحظه بفرمائید همسران رؤسای گمرک قشم و بندر خمیر قاچاق‌چی شده‌اند (بانو جهانبانی – این صحیح نیست) اجازه بفرمائید عرضم را اصلاح کنم بنا بنوشته روزنامه کیهان همسران رؤسای گمرک قاچاقی شده‌اند و می‌نویسند: «سرانجام همسر رئیس گمرک قشم که با اتفاق فرزندش و بوسیله اتومبیل دولتی عازم فرودگاه بود تا بتهران برود مورد تفتیش مأموران ژاندرمری قرار گرفت و ضمن بازرسی هفت میلیون و بیست وچهار هزار و نهصد ریال وجه نقد و عدد ساعت طلا به ارزش هفتاد هزار ریال و مقداری کالای قاچاپ از قبیل ورق پلاستیک و سیگار بدست آمد».

این خانم خواسته‌اند با دادن ۲۰ هزار تومان افسران شرافتمند را تطمیع کنند که مؤثر واقع نشده در مورد همسر رئیس گمرک بندر خمیر این روزنامه می‌نویسد مأمورات وقتی بفرودگاه رسیدند که هواپیما حرکت کرده بود. آقای وزیر اقتصاد دستگاه گمرک چگونه چنین مأمورانی را در رأس کار می‌گذارد. چند سال است که این شخص رئیس گمرک است؟.

در این مدت او و همسرش و سایر بستگانش چندبار تهران آمده‌اند خدا میداند.

من وقتی این مطالب را در روزنامه‌ها دیدم متأثر شدم میدانید چرا؟.. برای اینکه این اعمال عکس‌العمل عجیبی در روحیه کارکنانصدیق دولت می‌گذارد… آنها می‌گویند وقتی همسر رئیس گمرک قشم در حدود ۹۰۰ هزار تومان پول و کالای قاچاق برای یکبار بتهران می‌آورد خدا میداند دیگران که در کارهای حساس‌تر هستند چه می‌کنند و حال آنکه نمی‌شود روی این مطلب قیاس کرد و در دستگاه شما آدم درست کم نیست اما بدنتان از این حرف‌ها سوء استفاده می‌کنند. حال این محصول چه مدت فعالیت این مأمور صدیق بوده خدا میداند.

آقای وزیر اقتصاد: دستگاه بازرسی شما چکار می‌کند؟. آیا متوجه اعمال این مأموران هست؟ (بانو تربیت – باعث تأسف است که در قبال صدها قاچاقچی مرد حضرتعالی خطای یک زن را چسبیده‌اید) (دکتر الموتی – خانم تربیت قاچاقچی قاچاقچی است چه مرد چه زن) و حالا اجازه بفرمائید برای اینکه جای گله نباشد یک مورد از قاچاق مردها صحبت می‌کنم (بانو جهانبانی – متشکریم) مطلب مربوط بگمرک در همین جا ختم نمی‌شود. آقایان بخاطر دارند که چند شب قبل روزنامه‌ها خبری داده بودند که یک کشتی حامل چهار میلیون تومان کالای قاچاق در خرمشهر بوسله افسران شرافتمند توقیف شد البته همه‌اش مرد بودند و زن در بین آنها وجود نداشت!

قبلاً مأمور از گمرک جناب آقای نخست‌وزیر گواهی کرده بودند که کشتی کالاهای قاچاق ندارد اگر وضع بدین منوال ادمه پیدا کند بهتر است که دولت در این گمرک یک قفل بزرگ بزند.

وجود انواع کالاهیا قاچاق در خیابان‌های مرکزی شهر تهران دلیل بر اینست که این خرابی منحصر بیکجا و دو جا و یکنفر و دو نفر نیست.

آقای وزیر اقتصاد من نمی‌توانم باور کنم کسانیکه چنین افرادی را بسمت رئیس گمرک بخارج می‌فرستند از وضع و سابقه آنها بی‌اطلاع هستند.

این رؤسای گمرک شم و بندر خمیر و امثال آنها از مأموران جدید شما نیستند اینها از کارمندان با سابقه دستگاه می‌باشند.

گفته می‌شود افرادی هستند که همه ما همه چندین بار بخارج از کشور سفر می‌کنند و پس از مراجعت مقادیر زیادی کالای قاچاق با خود می‌آورند وضع طوری شده است که حتی مردم کوچه و بازار هم متوجه این جریانات شده‌اند و با کمال تعجب مأموران گمرک شما و بازرسی عریض و طویل وزارت اقتصاد هنوز متوجه این آمد و رفتها نشده یا نمی‌خواهد بشود.

بهر ترتیب این گمرک اگر اصلاح نشود باعث ننگ مملکت است.

در مسئله پاداشها و اتومبیل‌ها عرضی نمی‌کنم بیشتر اوقات تلخی می‌شود، اعتبارات سری را هم چیزی عرض نمی‌کنم.

برای اینکه ما شنیده بودیم وزارت کشور، سازمان امنیت، ژاندارمری، شهربانی، نخست‌وزیری اینها اعتبار سری دارند باید هم داشته باشند ولی بنده نشنیده بودم که انستیتوی خواربار و تغذیه هم اعتبار سری دارد جاهائی را که اعتبار سری دارد بیرون آوردم این جاست صورتش را می‌خوانم برای شورایعالی اداری، وزارت کشور – استانداری بنادرجنوب، اداره نظام وظیفه – سازمان دفاع غیر نظامی – وزارت خارجه هیئت بازرسی مرزی – وزارت اطلاعات – وزارت دادگستری – وزارت دارائی – وزارت آموزش و پرورش – تربیت معلم – وزارت فرهنگ و هنر – وزارت بهداری – انستیتو خواربار و تغذیه – وزارت آبادانی و مسکن – وزارت کار و امور اجتماعی – وزارت آب و برق – وزارت راه – اداره کل – هواپیمائی – سازمان بنادر و کشتیرانی – وزارت پست و تلگراف اعتبار سری در نظر گرفته شده است. (دکتر الموتی – تربیت معلم چرا اعتبار سری دارد) بنده نمیدانم جناب آقای نخست‌وزیر معنی اعتبار سری چیست اگر خرج لازمی است چرا نمی‌توان آنرا بطور صریح در بودجه آورد و اگر قرار است از این محل پاداش و اضافه حقوق داده شود که مورد ندارد من یقین دارم آنقدر گرفتار بودید که این جزئیات را در لابلای بودجه بخورد جنابعالی دادند (خنده نمایندگان) راجع بوزارت راه عرض می‌کنم مؤسسات بازرگانی و انتفاعی – بعضی از ارقام بودجه که مربوط بمؤسسات انتفاعی و بازرگانی می‌باشد صحیح نیست بنده شنیده‌ام رؤسای حسابداری این مؤسسات بدستور مقامات مافوق خود صورتهای جعلی درباره درآمد و خرج تهیه کرده‌اند بنده می‌خواهم از آقای نخست‌وزیر درخواست کنم اولاً سر و صورتی بوضع حسابداریهای وزارتخانه‌ها داده شود. ثانیاً رؤسای حسابداریهای این قسم سازمانها نیز از مأموران وزارت دارائی انتخاب شوند که بتوانند در مقابل مقامات عالی سازمان در مواردی که دستور خلاف به آنها می‌دهند مقاومت کنند همانطور که در این موارد انتقاد کردم این راه هم عرض کنم که براستی بعضی از دستگاههای شما آنطور که باید و شاید با نهایت خوبی کار خودشان را انجام می‌دهند.

وزات راه نمونه یک وزارتخانه فعال است (دکتر الموتی – کاملاً صحیح است) وزیر و معاونین و مدیران کل آنجا همه معتقد به اصول انقلاب وخدمتگزاری صادقانه بمردم هستند (صحیح است) اگر شالچیان که من حتی یک دفعه در وزارتخانه با او صحبت نکرده‌ام و هیچ سابقه خصوصیتی با ایشان ندارم مثل بعضی دولتی‌ها سست می‌جنبید خرابی که بوسایل ارتباط و راهها در زمستان امسال وارد شد تا آخر خرداد هم ترمیم نمی‌شد (صحیح است). معرفی مجدد شالچیان بمجلس و استقبال بینظیر مجلسیان از او نشان می‌دهد که قضاوت در مورد دولتها و اعضای آن مطلقاً جنبه احساسات شخصی ندارد. بهرحال من از توجه وزارت راه به راههای این کشور و منجمله راههای نائین و خور و بیابانک متشکرم مطالب دیگری هم دارم راجع براه آهن یزد وکرمان که به تندنویسی می‌دهم تا آقای وزیر راه بعد تشریف ببرند و مطالعه کنند (دکتر معتمد وزیری – باید در اینجا بفرمائید تا در صورت جلسه منعکس شود) و خیلی ممنون می‌شوم که آقای وزیر راه یادداشت فرمایند و تشریف بیاورند پشت تریبون و بگویند بالاخره بعد از بیست و پنج سال تصمیم دولت برای راه‌آهن کاشان و یزد چیست. اگر می‌خواهند بسازند زودتر خیال مردم را راحت کنید و اگر نمی‌خواهند آنرا هم بگوئید که مردم مأیوس باشند در مورد اسفالت راه اصفهان به نائین هم خیلی بجا است اگر دستور فرمایند حالا که هوا بهتر شده بسرعت کار بیفزایند بلکه زودتر به اتمام برسد.

باید اینحقیقت را بگویم که ۳ وزارتخانه جدید التأسیس که در زمان نخست‌وزیر فقید تشکیل شد کار صحیح بوده و این سه وزارتخانه امروز نمونه کار خوب و سریع مأمورین و متصدیان آن اکثراً افرادی مؤمن به خدمتگزاری شاه و مدرم می‌باشند (صحیح است) البته آقایان باید توجه بفرمایند اثبات شئی نفی ماعدا نمی‌کند چون ما برای این سه وزارتخانه در تردید بودیم خوشبختانه خوب از آب درآمد – عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو – آماری که چندی قبل بدستم آمد و اکنون در کیف من موجود است نشان می‌داد که در ظرف مدت قلیل تشکیل وزارت آبادانی و مسکن ۴۴ پروژه نیمه تمام تأمین آب شهرستانها و ده پروژه برق به اتمام رسیده و کارهای آنها تحویل گردیده است و بعلاوه ۱۵۲ باب خانه تکمیل و تحویل شده و ۲۸۵۳ باب خانه در دست ساختمان است. اینها مختصری است از کارهای انجام شده وزارت آبادانی و مسکن و با سرعت کار دستگاههای آن وزارتخانه و شایستگی مهندسین جوان آن بما نوید می‌دهد که در آینده موفقیتهای زیادتر بدست آورند خاصه آنکه در سالی که گذشت فاقد بودجه مستقل بوده و اکنون که تشکیلات صحیح آن عملی گردیده و بودجه مستقلی در اختیار دارد مسلماً بهتر و مجهزتر خدمت خواهد کرد و من این توفیق را به آقایان وزیر و مهندسین جوان آن وزارتخانه تبریک می‌گویم.

وزارت بهداری بسیار تفاوت کرده گذشته‌اش بسیار بد بوده و اولیای آن دستگاه مخصوصاً برای تأمین بهداشت طبقات محرومی که مورد توجه و عنایت شاهنشاه هستند یعنی روستائیان قدمهای مفیدی برداشته است. (صحیح است) اگر هیچکس قبول نداشته باشد خود آقای وزیر بهداری قبول دارند من حتی در وزارتخانه هم ایشان را ندیدم علتش این است که من احتیاجاتی که دارم انجام داده‌اند سرعت کار وزارت بهداری بقدری خوب شده و بقدری منظم که حقیقتاً برای ما جای خوشوقتی است (دکتر الموتی – بسیار خوب کار می‌کند) پش شما هم ممنون هستید..

تبصره‌ای که آقای وزیر دادگستری در مورد عفو زندانیان قانون خشن و حاد مبارزه با مواد مخدره ضمن این بودجه تقدیم مجلس کرده‌اند که حاکی از واقع بینی و دلسوزی آقای عاملی وزیر دادگستری است.

بهر حال همانطور که زشتی‌ها را باید گفت از ذکر خدمات صادقانه مسئولین که بفکر مردم هستند نمی‌توان خودداری کرد.

در پایان عرایضم یادم آمد سخنی در مورد این صرفه‌جوئی ۵% بودجه سال جاری بگویم.

آقایان تنظیم کنندگان بودجه چون حوصله بررسی مواد هزینه را نداشته‌اند یک جا بفکر افتاده‌اند که ۵% از بودجه کلیه وزارتخانه‌ها بکاهند. این اقدام صحیح نیست زیرا بعضی مخارج است که مطلقاً زائد و باید صد درصد حذف شود و در بعضی مخارج صرفه‌جوئی نقض غرض خواهد شد.

شما اگر از بودجه آموزش و پرورش وبهداری و کارهای تولیدی یا دستگاههائی نظیر آنها بکاهید کار درستی نکرده‌اید ولی هر یکشاهی پولی که در راه تشریفات زائد، سفیر کبیر تراشیهای بیمورد، پاداش و مسافرت برای مطالعه و این قبیل کارها می‌پردازند گناه بزرگ مرتکب می‌شوند.

اگر دولت کمی حوصله بخرج می‌داد و از ارقامی که باید کاسته شود صرفه‌جوئی و اعتبار آنرا بمخارج کارهای مفید اجتماعی و عمرانی می‌افزود خلی بجا و مناسب بود.

بهر حال سخن در مورد بودجه پیشنهادی بسیار است که من برای احتراز از تطویل صحبت بهمین جا ختم می‌کنم. و امیدوارم دولت تذکرات دوستانه مرا که صرفاً برای خیرخواهی و ارشاد دولت عرض کردم مورد توجه قرار دهد تا در سال آینده در بودجه دولت این قبیل نقاط ضعف دیده نشود (احسنت).

رئیس – آقای پروین بعنوان موافق صحبت می‌کنند بفرمائید.

پروین – اتفاقاً هر موقع که ببنده اجازه سخن داده می‌شود هنگامی است که آقایان محترم خستگی دارند (چند نفر از نمایندگان – خسته نیستیم آقا بفرمائید) و بنده امیداورم که توجهی داشته باشید و بنده هم کوشش می‌کنم که بر خستگی نیفزایم و مصیبت شما را بیشتر نکنم فکر می‌کردم که از کجای مطلب شروع کنم و چه بگویم (یکنفر از نمایندگان – از هر کجا می‌خواهید بفرمائید) خیلی احتیاط می‌کردم خیلی نگران بودم که مبادا خدای نخواسته خطائی گفته شود اما وقتیکه خوب دقت کردم دیدم از این مجلس جائی محرمانه‌تر و مخفی‌تر نیست محرمانه و مفی است زیرا آنچه که میگوئیم نه منعکس می‌شود نه روزنامه‌ها می‌نویسد (خنده نمایندگان) (دکتر الموتی – آقای پروین مطالب شما را اگر بخواهند منتشر کنند ۵۰ صفحه لازم دارد) اجازه بفرمائید نه مندرج می‌شود نه در جائی چاپ می‌شود همانطوریکه جناب آقای صادق احمدی صبح فرمودند عین حقیقت بود (یکنفر از نمایندگان – رادیو می‌گوید) عرض کنم در جائی بطور کامل وحتی بطور ناقص هم منعکس نمی‌شود هیچوقت بنده در یک روزنامه بخصوص روزنامه‌های پرارزش ندیدم که در یک تیتری نوشته شود که در مجلس شورای ملی مذاکره بشرح زیر بود فقط یک قسمتی از گفته‌ها را آن که بی‌اهمیت‌تر است مثلاً اگر ضمن یک لایحه‌ای نسبت بنجاری و چوپ گفته شود می‌نویسد در بابت چوبهای بخاری و بعد ذیل آن می‌خوانیم که می‌نویسد امروز مجلس شورای ملی تشکیل بود و درباره چوب هم اینطور گفتند و در چند لایحه هم بحث و گفتگو شد و تصویب نمودند (مهندس جلالی نوری – خاطرات شما را می‌نویسند) پس اینکه عرض کردم جای نگرانی نیست (دکتر الموتی – خاطرات جنابعالی را در پاریس هم منتشر می‌کنند) جز اینکه گاهگاهی کارخانه بسیار حساس و بیدار نمدمالی در مجله خواندنیها شخصی در لای نمد می‌گذارد و یک فشار کوچکی می‌دهد و آن فشار هم خلی نامطلوب نیست (خنده نمایندگان) زیرا طاقت فرسا نمی‌کند و بطوری هم مستدل است که جای انکار نیست بنده بسیار تمجید دارم از کارگاه نمدمالی و گاهگاهی هم روزنامه گرامی مهرایران می‌نویسد در حاشیه مجلس آنهم بمتن وارد نمی‌شود (خنده نمایندگان) برای اینکه احتیاط از دست نمی‌دهد مینوسید در حاشیه مجلس آنهم مطالبی می‌نویسد که عبارت از این است که فلان نماینده یک بیتی ساخته بود و برای رفیقش فرستاد یا او حواب چه نوشته بود یا اینکه نقلی از جیبش درآورد و با آب نباتی تعویض کرد (خنده نمایندگان) بازخوب است می‌نویسند درحاشیه مجلس لااقل لغات مجلس را می‌خوانیم و جای شکرش باقی است (یکی از نمایندگان توفیق را هم بفرمائید و اما توفیق بجای خود بسیار مستدل می‌نویسد توفیق خیلی شیرین است و حاوی حقایقی هم هست (صحیح است) اما این ادعائی هم که بنده دارم گمان می‌کنم ادعای خیلی بحق و بجا نباشد که ادعا می‌کنم که روزنامه‌ها اظهارات بنده را درج بکنند زیرا که نه صدای دلکش دارم که در رادیو پخش کنند (خنده نمایندگان) نه مالیاتی بدهکارم که موجب توقیف بشود و مورد بحث قرار داده شود و نه قیفاه دلکش دارم که لایق درج و گراور در مجلات باشد پس بنابراین ادعائی ندارم (دکتر الموتی – در امید ایران خاطرات شما درج می‌شود) امید ایران عنایات خاصی دارد و بنده هم به امید ایران ارادت معنوی دارم و گاهی قسمتهائی به آنجا تقدیم می‌کنم بسیار مجله پرارزشی است (صحیح است) و خیلی خوب چاپ می‌شود ملاحظه بفرمائید که از مجلات منتشره به تعداد تمام وکلای محترم در گیشه پائین در هر هفته هیچ مجله‌ای نیست که ۲۰۰ شماره برای رفقا بگذارد این از نظر علاقمندی مدیر این مجله به نمایندگان است و همین اندازه هم نمایندگان محترم به این مجله علاقه دارند خاصه آنکه بندههم در آنجا چیزهائی درج می‌کنیم که شاید هم قابل مطالعه باشد اما اینها مقدمه‌ای بود بنده خیلی نگران هستم که بجناب آقای رئیس مجلس وعده کردم زیاد حرف نزنم و با اینکه آنچه که در دل پنهان دارم بسیار است و خیلی دلم می‌خواهد که درد دلی بکنم و نظراتیکه دارم این جا بعرض برسانم زیرا که کم اتفاق می‌افتد که تمام هیأت دولت، نخست‌وزیر عزیز ما و تمام وزرای محترم و عزیز ما مجموعاً حضور داشته باشند و این فرصت غنیمتی است که اگر چیزی داریم بگوئیم بلکه بخواست خداوند بنتایج مطلوب برسد زیرا که نیت دولت بر مبنای خدمت و اصلاحات است (صحیح است) و آنچه که ما در قلب داریم آنهم جز رفاه و صلاح چیزی نیست (صحیح است) و یقین دارم که اتحاد قلبی همواره برقرار است اگر چیزی هم میگوئیم برحسب تذکر است اما حالا که بودجه ۴۴ مطرح است یک مطلب مهم و قابل توجه این بوده است که سالهای گذشته هنگام تقدیم لوایح برنامه بخصوص هنگام طرح بودجه همواره از آینده درخشان صحبتهائی شده است و وعده‌هائی داده میشده است آنچنانکه امید و نوید را در دل شنوندگان جای می‌دهد از حیث افزایش تولید از حیث بهبود زندگی از حیث ترقی و تعالی از حیث عمران و آبادی و از آنچه باید در مرحله عمل درآید بحث فراوان کرده‌اند آنچنان که شادمانیهای تازه‌ای در قلب شنوندگان جای می‌گیرد ولی سال که می‌گذرد و سالها که سپری می‌گردد نمونه و آثار بارزی از آن نمایان نمی‌گردد و اگر دست به عملیاتی هم میزننند بموعد مقرر بسامان نمیرسانده‌اند بلکه تغییر عقیده و تغییر سلیقه بسیار در کارها دیده میشده که بسیاری از کارها نیمه کاره می‌ماند و از میان می‌رفت و باز هم نقشه تازه‌ای و فکر تازه‌ای و عمل تازه‌تری در کار می‌آید و مورد بحث قرار می‌گرفت اینکه عرض می‌کنم شواهد بسیار دارد و هر یک از آقایان نمونه‌هائی از آن را بخاطر دارند پس برای ارائه و اثبات این عرضی که می‌کنم وقت را تلف نمی‌کنم اگر دولتها با ذکر موفقیتهای گذشته و نشان دادن ارقام و شواهد زنده و موجود نتایج کوششها و ثمره گفته‌ها و اقدامات اساسی خود را نشان می‌دادند آنچه برای آینده گفته می‌شد بیشتر امیدبخش و بهتر مورد قبول و اطمینان مردم واقع می‌شد اول باید تحقیق کنیم که چرا تاکنون چنین بوده است و ایمدها و آرزوها بثمر نمی‌رسید ما میدانیم که مردم توقعات زیاد و ادعاهای فراوان هم ندارد احتیاجات مردم غالباً ضروری است احتیاجات واقعی افراد امروز مقدم بر همه چیز مواد اولیه است غذا سپس پوشاک و بعد از آن مسکن اگر توجه بفرمایند شاید آنچه که بحث شده است و می‌شود و آنچه که می‌خواهیم و بودجه‌ایکه برای آن ترتیب داده‌ایم و ما اکنون مورد بحث و تحقیق قرار داده‌ایم و بالاخره تصویب خواهیم کرد خوب است تجزیه و تحلیل بکنیم ببنیم چه می‌خواهیم آنچه که عرض کردم در قسمت اولیه و ضروری تراز همه این سه مورد است که عرض کردم یعنی یک فرد ایرانی باید گرسنه نباشد باید برهنه نباشد باید محلی برای سکنای خود داشته باشد و ویلان کوچه‌ها نباشد آنچه مورد تأیید عموم آقایان است بودجه‌های گذشته و عملیات دولتها و مؤسسات وابسته بطور کلی با نقشه‌هائیکه در دست داشته‌اند کافی به این مقصود نبوده است اما دولت حار بما نوید می‌دهد که باید گذشته این سه قسمت مهم ار از نظر محو و فراموش نکند (روحانی – عملاً نشان می‌دهد) با نقشه‌ها و طرحهائیکه در دست دارند دولت حاضر و با افراد و وزاری محترم و زحمتکش آن که همه از افراد کابینه مرحوم منصور بوده‌اند و بطوریکه خود اظهار می‌دارند همان قدمها را برمیدارند و همان نیتها را اجرا می‌کنند در صدد برآمده‌اند که نظرات خود را تا حد امکان تأمین کنند تشکیل کنفرانس‌های تجارتی و تسهیل امور مالیاتی و ایجاد وزارتخانه‌های جدیدی که تاکنون با آن مواجه هستند یعنی ایجاد وزارتخانه‌های مسکن و آبادانی تشکیل وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و هنر و تأسیس وزارت آب و برق و وزارت اطلاعات و اقدامات سریع و جدی که وزارت کشاورزی بطوریکه از محلها بنده اطلاع دارم همواره بعمل می‌آورد و هیچگاه غفلت نمی‌کند (صحیح است) و بالاخره بودجه برنامه‌ای از آثار انقلاب و تحولی است که با کوشش و اراده شاهنشاه از ششم بهمن ۴۱ در این کشور جاری شده است (صحیح است) ما در این بودجه نمایان که ارقام را بتفصیل مندرج دارد بر عکس بودجه‌های گنگ و تاریک و نارسای سالهای گذشته قسمتهای مختلف درآمد و هزینه را می‌خوانیم و می‌بینیم که دستگاه دولت چه می‌خواهد و چه در نظر دارد (صحیح است) بنده وارد ارقام و اعداد بودجه نمی‌شوم زیرا که آن مطلب بسیار طولانی است اما آنچه که استنباط می‌کنم معمولاً این است که بموضوع عمرانی و آبادی و تسهیل امور و کمک بمعیشت عمومی توجهی بسیار شده است ما اگر گیر و نقص و عیبی در کاری می‌بینیم آنرا هم باید تذکر بدهیم که دولت رفع آن عیوب را بکند بنده در ساعات ممتدی که در جای خود نشسته‌ام و بفرمایشات آقایان گوش می‌کردم آنچه فرمودند شنیدم قسمتی از آنها البته بسیار مستدل و صحیح بود ولی یک ابهام و یک سوء ظن مخصوصی در این موضوع هست که اگر اجازه بفرمائید آنرا با ذکر یک مثال توضیح بدهم که خیلی مفهوم بشود صدای پائی می‌آید و صدای پائی نمی‌آید ما اکنون نباید خیال کنیم که صدای پا نمی‌آید (یکنفر از نمایندگان – این چه مثلی بود دو مرتبه بفرمائید شعر نو بود؟) اجازه بفرمائید یک وقت خانم عیال ملانصرالدین شبی او را بیدار کرد وگفت برخیز سارق آمده است دزد آمده است ملا بلند شد پوستین را بدوش انداخت کفشش را پوشید و در راهروها و در سرسرا و در ایوان و زیر زمین‌ها حتی در آن اسطبلی که ۲ تا بزغاله داشت آنجا را هم سرکشی کرد دید که هیچکس نیست وقتیکه بر می‌گشت بعیالش گفت از کجا گفتی که دزد آمده است گفت شنیدم که صدای پائی می‌آید و خیال کردم که دزد آمده است گفت نه تو ملتفت نیستی دزد آنطور نیست که تو خیال می‌کنی دزد وقتی می‌آید بپایش نمد می‌بندد و بطوری می‌بندد که هیچ صدا نمی‌دهد بیخود اسباب زحمت شده‌ای خانم سه شب دیگر که بیدار شده بود دید هیچ صدائی نمی‌آید یقین کرد که دزد آمده برای اینکه یقین حاصل کرد زدد نمد بپایش بسته است چون ملا اینطور گفته است حالا بنده وقتی این ایرادات و این سوء ظن‌ها را اینجا شنیدم حق دادم برای اینکه خیال کرده‌اند که نمد بپایش بستهاست اما به شما همقطاران عزیز مژده می‌دهم اصلاً سارق نیست دزد نیامده اصلاً دزدی وجود ندارد (احسنت) این دولت این دستگاه این انقلاب که برپا شده است ما که حصول این انقلابیم و در اینجا نشسته‌ایم نباید سوء ظن داشته باشیم ما در ذهنمان جز صلاح و فلاح و راستی و صدق چیزی در ذهنمان نیست این همان دولتی است که به آن رأی اعتماد دادیم دولت از میان ما برخاسته است ما چه سوء ظنی داریم ما هرچه گوش می‌کنیم صدای پائی نمی‌شنویم پس چرا تصور کنیم نمد بپایش بسته است بیائید یک جا دست بدست هم بدهیم متحدهم قدم بردایم از یکدیگر پشتیبانی کنیم دولت را تأیید کنیم دولت هم به گفته‌های با ارزش ما احترام فراوان قائل باشد آنچه که ما می؛ وئیم عین حقیقت است یکوقتی این جا عرض کردم که در اینجا یک وقتی آجیل می‌دادند آجیل می‌گرفتند آن آجیل خانه بسته شد کلید آن آجیل فروش را شاه ترقیخواه ما به پشت کوه انداخت ما دیگر آن کلید را در دست کسی نخواهیم دید یک موضوعی دیگر را عرض کنم روزی که من این عرض را کردم هم قطار عزیز بنده وکیل پشتکوه از من گله کرد وگفت آقا یان کلید را چرا گفتی بطرف پشت کوه من انداختند گفتم خیر شما مرد صدیقی هستید آن کلید به پشت آن کوهی انداخته شده است که هیچکس آنرا پیدا نخواهد کرد ما همه تا آنوقتی آن کلید وجود نداشته باشد پشتیبانی می‌کنیم بنابراین این وقتی که ذهن‌ها تمام ساده و روشن است وقتی که قدمها بسوی اصلاح و بسوی فلاح برداشته می‌شود اگر چیزی در اینجا گفته می‌شود بعنوان راهنمائی و دلسوزی است نه بعنوان ایراد گیری و سوء ظن در مجلس البته اقلیت هست اکثریت هست ولی تحقیقاً ملاحظه بفرمائید که در هنگامی که لازم است اقلیت و اکثریت متحدند و پشتیبانی می‌کنند از نیتی که دولت دارد و از خواسته‌های شاه مملکت این جا اقلیت و اکثریت اتحاد دارند برای نجات وطن خود یکی از رفقای محترم فرمودند که ارقام بعضی از درآمدها زیاد است و رقم مخارج کم است اما مورد آنرا نشان ندادند کاشکی مورد را نشان می‌دادند من یقیم دارم اگر مستدل بود دولت هم قبول می‌کرد و اصلاحاتی بعمل می‌آورد ما دیدیم وقتی که لایحه آمد دولت و وزارء محترم به فراکسیون‌ها و علاوه بر این به شعبه‌ها سرکشی کردند و گاهی تا ساعت ۱۱ ماندند آنچه که ما پرسیدیم جواب دادند البته که اشکالاتی هم بود که برطرف کردند بسیاری از آروزها داشتیم و شاید خود وزارء محترم به آن وارد بودند و معتقد بودند اما امکان رفع آن اشکال در بودجه بود آنچه که امکان داشت از ما پذیرفتند اما اینکه باز اشاره کردند که ویکتورهوگو و مونتسکیو درباره بودجه چه گفته بودند اولاً این دو مرد بزرگوار پیشوایان ادبی بودند ویکتورهوگو کتاب لمیزرابل را نوشته بینوایان را نوشته یقین دارم که اگر ویکتورهوگو را می‌آوردند بسازمان برنامه و اوراق و ارقــام این دستگاه مملکت را در جلوی ویکتورهوگو می‌گذاشتیم بخدا فرار می‌کرد (خنده نمایندگان) که اینکار، کار من نیست اینکار کار دشواری است ما وقتیکه آن کتاب بزرگ را که صبح نشان دادم و این قسمت کوچکی از آن است خیلی نگران نباشید برای اینکه صفحات آن را به بینید عرض کردم آقا بودجه نوبسی بودجه ریزی یک کار فوق‌العاده مهمی است (صحیح است) تنها کار تئوری ویکتورهوگو نیست ما ما حالا قدم‌های اولیه را برمیداریم ما مقایسه می‌کنیم به بینیم این بودجه‌ایکه در سال جاری ما در دست داریم با بودجه سال گذشته یا بودجه سال‌های گذشته آیا در این تکمیل‌ها و پیشرفتهایی می‌بینم یا خیر وقتیکه می‌بینیم البته امیدوار می‌شویم که در سال‌های آتیه بهتر از این خواهد شد ما وقتیکه قدم بر می‌داریم البته جلو می‌رویم و همین موجب امید واری ما است والا در همین بودجه در همین ارقام در همین ستون بندیها نواقص بسیار است من با بعضی از رفقا صحبت کردم بعضی موارد را مورد بحث گذاشتیم ما امیدواریم که بعدها رفع این نواقص هم بشود ما امیدواریم و نومید نمی‌باشیم (احسنت) اما رفیق محترم جناب آقای صدری کیوان فرمودند بودجه نویسی کشور ما را هرودت گفته است یعنی از آن زمان ما بودجه داشتیم و این متعلق بچند هزار سال قبل از میلاد است آن وقت همقطار محترم عزیز دیگر فرمودند که در این بودجه نواقص هست چنانکه من اول هم عرض کردم ما قدم‌های اولیه را بر می‌داریم ملاحظه بفرمائید چقدر اسباب تأسف است از هزارها سال قبل ما بودجه نویسی داشته‌ایم و حالا تازه میگوئیم که امسال سال اول است که بودجه برنامه‌ای داریم این چرا چنین است برای این است که توجه و عنایت خاص نشده است ما که از انقلاب ششم بهمن الهام می‌گریم و امیدواریم که مانند نوزادی از حالا ببعد قدمهای تکمیلی برداریم (یکی از نمایندگان – نوزاد که قدم برنمیدارد) (یادداشت به ایشان رسید) اطاعت دارم از من خواهش کرده‌اند که کوتاهتر صحبت کنم مقصود عرضم اینست که انتقاد آسان است انکار خیلی آسان است اما اثبات خیلی مشکل است نفی آسان است و ثبوت مشکل است هر چیزی را می‌شود منکر شد اما به صعوبت می‌توان ثابت کرد حتی بدیهیات و چیزهای محسوس را خیلی‌ها هستند که منکر شده‌اند عقاید سوفسطائیها و بحثی که آنها دارند منکر بدیهیات هم شده‌اند و اثبات آن خیلی مشکل است ما در بودجه اگر بخواهیم نظرهای منفی و انتقادی بدهیم اثبات آن خیلی مشکل نیست باید از روی نیت خیرخواهی و از روی نیت خالص بخواهیم رفع نواقص بشود یکی دیگر از آقایان فرمودند که مبلغ فلان قدر از بودجه دولت گریخته است شاعر گفت:

بروید ای حریفان بکشید یار مارا
به من آورید حالی صنم گریز پا را
اگر او بوعده گوید که دم دگر بیایم
نخورید مکر او را بفریبد او شما را

باور نکنید او را حتماً مأمور بفرستید و آنچه که گریخته است بیاورند ما می‌بینیم مقصرین و محکومین و مجرمین را دادگستری ما دادستانی ما پیدا می‌کند و می‌آورد چطور است که ما ارقام را می‌گذاریم که بگریزد آنها را نشان بدهید تا بگیرند و بجای خود بنشانند باز هم یادداشت رسید اطاعت می‌کنم وقتیکه یادداشته می‌رسد که آقایان خیلی منتظر هستند بنده رشته سخنم از دستم می‌رود و البته کوشش می‌کنم که کوتاهتر صحبت کنم خیلی چیزها داشتم که بگویم تمام را کنار می‌گذارم می‌خواستم از وزارتخانه‌های جدید وزارت آب و برق وزارت آبادانی و مسکن وزارت آموزش و پرورش وزارت اطلاعات نوید بدهم چون احصائیه‌ای گرفته بودم که چکارها کرده‌اند اما چون بدرازا می‌کشد آنها را بکنار می‌گذارم آنچه که در دست بنده است الان یادداشت عملیاتی است که وزارت مسکن انجام داده است در مرکز ۲۶۱ در کرمان ۱۴۹۰ در فارس ۲۳۸ در کردستان ۱۴۲ در بحر عمان ۳۴ و این را اگر تا آخر بخوانم آقایان متوجه م‌شوند این عملیاتی است که این وزارتخانه کرده عملیات و کوششهای وزارت کشاورزی را بنده دیده‌ام رئیس کشاورزی ما نعمت‌الهی کوشش کرده و می‌کند و چه امیدواریها دارد اگر بخواهیم کارهای وزارت آب و برق را بگویم به درازا می‌کشد و با این لایحه‌ای که آورده‌اند نوید می‌دهند تمام روستاها و بخشها برق داشته باشد این‌ها مطالب درازی است اما یک مسئله را لازم میدانم عرض کنم بخصوص که جناب آقای نخست‌وزیر و جناب آقای وزیر کشور تشریف دارند می‌خواهم استفاده بکنم راجع به شهر عقب‌مانده

و بیچاره اراک جلب توجه و ترحم بکنم یکسال قبل از این بنده در پشت همین تریبون فراید کردم که شهر ما خراب است شهرداری نداریم و بهداری نداریم بهداری ما به نداری است پس از آن البته عنایت و توجه کردند در سازمان برنامه قراردادی بستند و بفرمانداری آنجا فرستادند اما یک مطلب کوچک باید این جا عرض کنم و آن این است بنده هرچه از این اداره به آن اداره می‌رفتم از این وزارتخانه به آن وزارتخانه می‌رفتم نتیجه نمی‌گرفتم یک روزی از مرحوم منصور در همین راهرو خواهش کردم وقت خواستم دست من را فشار دادند گفتند فردا ساعت یازده و چهل دقیقه بیائید همان وقت رفتم فوراً به اطاقش وارد شدم گفتم هیچ حرف خصوصی ندارم برای عمو و عموزاده کاری نیخواهم اما کارهائی دارم که برای شهر اراک است این جا در جزء یادداشتها بنده نوشته بودم که ما که ایراد می‌گیریم بشما و این همه می‌گوئیم اینطور و آنطور باید بشود یک روز بنده اگر پشت میز همان وزیر بنشینم آن وقت خواهیم دید که مشکلات چقدر است وقتی در خانه خودم در اراک بودم فکر می‌کردم که اگر یک روزی من در پارلمان باشم و در کرسی وکالت بنشینم آنقدر خدمت بشهر خودم خواهم کرد و به آنها وعده می‌دادم اما اکنون افسوس دارم برای اینکه هیچی به آنها عاید نشده است عرض کردم وقتیکه فرماندار و شهردار را فرستادند امروز بخشدارها را می‌گویند لیسانسیه باشند اما فرماندار را نمی‌گویند که باید سواد داشته باشد آخر این فرماندار باید بداند چه وظایفی دارد آن بخشدار که در دهات است اما فرماندار در شهر است و باید از کارها اطلاع داشته باشد بنده آنقدر این طرف و آن طرف رفتم تا اینکه یک پیمانی برای اسفالت آن جا بسته شد پیمانی برای لوله‌کشی شهر اراک بسته شد به این قسمت یک مثالی عرض می‌کنم توجه فرمائید یک کسی مدت‌ها زحمت کشید که تسخیر جن بکند گفتند چهل روز باید ریاضت بکشی گوشت حیوانی نخوری و این ورد و دعاها را بخوانی چهل روز زحمت کشید جن نیامد گفتند کوتاهی کرده‌ای چهل روز دیگر زحمت کشید در جهل روز دوم بالاخره یک روز نشسته بود یکنفر آمد و وارد شد گفت آقا سلام من جن هستم گفت عجب من خیلی زحمت کشیدم و خوشحال شد که حالا دیگر جن را تسخیر کرده آن شخص به آن جن گفت برو برای من اسب بیاورگفت آقا من پایم شل است و نمی‌توانم راه بروم گفت خیلی خوب برو برای من یک قدری نان بیار گفت نانوائی را نمی‌شناسم گفت برو خیلی خوب برو از بانک برای من یک قدری پول بیاورد گفت کوچه‌ها را نمی‌شناسم گفت گرسنه هستم برو غذا بیاور گفت این را هم بلد نیستم گفت پس تو چکاره هستی گفت من پینه دوز جن‌ها هستم اگر کفش شما وصله می‌خواهد کفشتان را بمن بدهید وصله بکنم خلاصه بنده هم بعد از اینکه این همه زحمت کشیدم و بوزارت خانه‌ها رفتم همان پینه‌وزها نصیب من شدند (خنده شدید نمایندگان) نه بلدند اسفالت را درست کنند نه می‌توانند خیابان را درست کنند لوله‌کشی شده است لوله‌کشی ناقص بجای آب خدا میداند در لوله‌ها باد جاری است (خنده نمایندگان) هیچ آب ندارد باد دارد حالا آقا ببینید اینها می‌خواهند کشور را آباد کنند از یکطرف این پیمانکار رفته است بسرعت و سرهم بندی دارد اسفالت می‌کند در حالیکه اداره‌ئی که طرح و اجرای مناقصه لوله‌کشی را برده است هنوز از خانه‌اش بیرون نیامده است پس فردا وقتی از خانه‌اش بیرون میاید که اولی اسفالت کرده است لوله‌کش می‌رود و حسب‌الوظیفه اسفالت را می‌شکافد برای اینکه می‌خواهد لوله‌کشی کنید بعد اسفالت کنید این پینه‌دوزها نمی‌توانند کاری را درست کنند من بخدمت وزیر محترم کشور رفتم یکروز هم معطل شدم تا آخر وقت به ایشان عرض کردم عنایت هم فرمودند که دستور می‌دهم حالا دیر نشده است هنوز مأیوس نیستیم باز هم امیدواریم این عنایت را بکنید یک اشخاص کارآمدی را بفرستید اشخاص کارآمدی غیر از پینه‌دوز بما می‌دهد این پیمانکار را وادر کنید بکار کردن حالا یک درد بی‌درمان این است که وزیر کشور میـگوید این مربوط بمن نیست بسازمان برنامه مربوط است بسازمان برنامه می‌گوید بمن مربوط نیست به این اداره‌ها می‌گویم ۳ کیلومتر راه اسـت در وسط راه سراسری از تهران ببروجرد این راه به ۶۴ میلیون تومان مناقصه گذاشته شده است و بسیار خوب دارند درست می‌کنند و زیر راه همانطور که قبلا مذاکره شه مراقبت دارد و قابل تمجید است سه کیلومتر راه که از راه آهن بمسیر راه اصلی مرسد این یک خیابانی است شهرداری می‌گوید اینجا جزء وظایف من نیست بیرون شهر است وزارت راه می‌گوید اینجا جزء وظایف وزارت راه نیست پس جزء کجاست این مگر توی کره ماس است اینکه روی این زمین است من نمیدانم کجا بروم بگویم شما که راه از تهران تا بروجرد را درست می‌کنید این سه کیلومتر را هم درست کنید ۶۴ میلیون خرج این راه است این چیزی نیست این را عنایت بفرمائید من توقع دارم از جناب آقای نخست‌وزیر که به این یکی توجه بفرمائید این دیگر بهداری نیست که هنوز به نداری است عرض کنم بنده وقتی خدمت جناب آقای وزیر بهداری رفتم بخدای واحد از بزرگواری و از عنایت ایشان خجلم خیلی خوب گوش دادند خیلی خوب فرمان دادند و یک جراحی قرار بود به اراک برود اما آنکه شنیده‌اید که شاه می‌بخشد و شیخ علیخان نمی‌بخشد اینجا بود آقا شیخ علیخان‌ها هنوز هستند در وزارتخانه‌ها شما شیخ علیخان‌ها را بشناسید شما زحمت می‌کشید شما نیت خوب دارید و ما هم جز اخلاص چیز دیگری نداریم بیش از این بنده عرایضی ندارم و امیدوارم آنچه عرض کردم مورد توجه و عنایت قرار بگیرد (احسنت – آفرین).

رئیس – آقای شیخ الاسلامی بعنوان مخالف صحبت می‌کنید بفرمائید.

شیخ الاسلامی – خوشبخاته همکار محترم جناب آقای پروین با بیانات شیرین خودشان خستگی همه حضار محترم را برطرف کردند و مثل اینکه محلی برای بنده پیدا شد که مطالب خشک و جدی خود را بیان کنم بحث درباره بودجه کل کشور فرصت می‌دهد که نه تنها ارقام دخل و خرج مملکت بلکه اوضاع عمومی و اقتصادی و سیاسی و اقدامات دولت و خط مشی و برنامه‌های آینده مورد بررسی و ارزیابی واقع شود. متأسفانه کمتر اتفاق افتاده که دولتها بموقع لایحه بودجه را تقدیم مجلس نمایند و همین تأخیر باعث می‌شود که نمایندگان برای بررسی ارقام بودجه و رسیدگی و اعمال نظارت دقیق که قانون اساسی بعهده آنان واگذار نموده فرصت کافی نداشته باشند.

از اینجهت من هم به اقتضای وظیفه ایرادات، انتقادات و تذکراتیکه بنظرم رسیده و با الهام از احساس خود در جهت مصالح و منافع مملکت تشخیص داده‌ام در نهایت ا ختصار به استحضار میرسانم.

جناب آقای نخست‌وزیر من چون افتخار آشنائی قبلی با شما نداشتم طبعاً با روحیه و طرز تفکر شما هم ناآشنا بودم وقتی اظهارات شما را در اولین جلسه کمیسیون بودجه شنیدم شما را آماده قبول انتقادات و نظریات صحیح و منطقی یافتم این احساس از مجموع بیانات شما خصوصاً جمله پرمعناء زیبائی که گفتید بمن دست داد آن جمله این بود: «من عاشق افکار خودم نیستم».

آنروز من از نحوه بیان شما حس نکردم که تظاهر کنید و لذا امیداوارم به تذکرات و انتقادات توجه نمائید و آنچه را صحیح و منطقی بود بپذیرید و به آن عمل کنید بر لایحه بودجه از لحاظ فرم دوایر مهم وارد است. اول اینکه طبق ماده ۹۹ آئین‌نامه مجلس شورای ملی لوایح و قانونی که از طرف دولت بمجلس تقدیم می‌شود باید دارای مواد مناسب با اصل موضوع باشد و دلائل لزوم آن در مقدمه لایحه بطور وضوح درج و عنوان قانون نیز در آن معین شده باشد هرگاه لایحه‌ای دارای چند ماده یا ماده واحده مشتمل بر اجزائی باشد باید ارتباط و تناسب کامل با اصل موضوع محفوظ و عنوان لایحه قانونی داشته باشد در غیر این صورت باید برای هر موضوع لایحه جداگانه تنظیم و با ذکر دلائل تقدیم مجلس شود. در لایحه بودجه رعایت این اصل نشده زیرا تعداد زیادی از تبصره‌های ضمیمه بودجه هر یک موضوعی است مستقل و بی‌ارتباط با بودجه و موضوعاً لغو یا تصویب قوانین بسیار مهمی است که در حد خود احتیاج بحث و دقت بیشتری دارد. نمیدانم این چه رویه غلطی است که دولتها آخر سال به اصطلاح خانه تکانی می‌کنند و هرچه می‌خواهند ضمن تبصره در قالب بودجه بمجلس می‌دهند و اگر ایراد بشود می‌گویند در گذشته هم همینطور عمل شده ولی آیا کار غلط گذشته را باید مبنای رویه آینده قرار داد؟ اشکال دیگر این است که هر لایحه قانونی طبق آئین‌نامه باید بکمیسیونهای مربوط ارجاع شود ولی در لایحه بودجه هرچند تبصره بکمیسیونی ارجاع شده در حالیکه ماده واحده قابل تفکیک نیست و در هر کمیسیون باید بطور کامل رسیدگی شود.

در باب اراقم بودجه و بودجه‌های تفصیلی من وارد جزئیات نمی‌شوم رقم کسری بودجه‌های تفصیلی من وارد جزئیات نمی‌شوم رقم کسری بودجه را دولت مبلغ ۱۳۸ میلیون تومان ذکر کرد من وقتی این رقم را دیدم خوشحال شدم که کسر بودجه تقلیل پیدا کرده ولی با بررسی اجمالی آن دچار تردید شدم و تصور می‌کنم مبلغ کسری بودجه بیش از اینها باشد برای نمونه دو مورد را عرض می‌کنم.

بطوریکه اطلاع دارید طبق لایحه که اخیراً تصویب شد دولت مبلغ ۷۰ میلیون تومان اعتبار برای پرداخت اضافات و ترفیعات فرهنگیان در سال جاری گرفت.

ملاحظه رقم بودجه سال آتی فرهنگ یعنی آموزش و پرورش و مقایسه آن با بودجه سال جاری نشان می‌دهد که در سال جاری مبلغی هم از بودجه آموزش و پروش کسر شده در این صورت رقم ۷۰ میلیون تومان اعتبار ترفعیات کجا منظور شده و چگونه تأمین و پرداخت خواهد شد.

دیگر اینکه سال گذشته مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان دولت بصندوق بازنشستگی کمک کرده (۵۰ میلیون تومان در بودجه ۴۳ و ۷۰ میلیون تومان طبق لایحه دیگر) در بودجه ۴۴ رقم کمک بصندوق بازنشستگی ۷۰ میلیون تومان است در حالیکه اگر صندوق در سال آتی احتیاج بکمک بیشتری نداشته باشد کمتر نخواهد بود زیرا تعداد زیادی از کارمندان بازنشسته شده و می‌شوند و اگر فرض کنیم بهمان میزان سال جاری کمک شود ۵۰ میلیون تومان دیگر کجا است؟

در این دو مورد و موارد دیگر دولت قطعاً ناچار خواهد بود که در سال آتی لایحه اضافه اعتبار تقدیم نماید (احمدی – صحیح است و متمم بودجه می‌آورد) و بعبارت دیگر این ارقام بر رقم کسر بودجه باید افزوده شود. امیدوارم توضیحات دولت مرا روشن کند.

در بودجه تقدیمی نسبت مالیات مستقیم ۶ درصد مجموع درآمدها است و نسبت این رقم بمالیاتهای غیر مستقیم عجیب است یعنی سنگینی بار مالیات بر دوش طبقات ضعیف مملکت است (صحیح است) دولت در صدد تهیه لایحه جدید مایات بر درآمد است این کار البته خوب و لازم است ولی گرفتاری ما تنها نقض قانون نیست قانون خوب را مجری بد خراب خواهد کرد دستگاههای وصول باید تصفیه شود مهمتر از همه این است که مردم باید با رغبت و علاقه مالیات بدهند دلایل عدم تمایل مردم را به دادن مالیات مطالعه کنید تبعیض در وصول مالیاتها یعنی فشار بعضفا و گذشت و ارفاق نسبت به اقویا و متنفذین (صحیح است) مردم را بی‌اعتقاد کرده است برای این کار فکر اساسی بکنید.

این انقلاب عظیمی که بدست شاهنشاه ایران صورت گرفت تنها هدفش تعدیل مالکیت ارضی نبود عدالت اجتماعی در تمام شئون مملکت هدف اساسی انقلاب است (صحیح است).

سرمایه‌داران مقاطعه کاران و شرکتهای بزرگ که حداکثر استفاده را از این مملکت می‌برند تاکی باید از پرداخت مالیات واقعی یا لااقل مالیات آن درآمدی که خود با حساب‌سازی و تزویر نشان می‌دهند شانه خالی کنند و بار سنگین مالیات بر دوش ضعیف کارگر و کشاورز تحمیل نمایند (صحیح است).

در باب تحول فرهنگ که از مسائل اساسی مملکت است باید عرض کنم که تقسیم وزارت فرهنگ و تفکیک فرهنگ و هنر اگر لازم بود ولی کافی نیست.

دولت باید برنامه وسیع و دقیقی تنظیم و اجرا نماید محصول برنامه فعلی آموزش و پروش بتصدیق عموم محصول خوبی نبوده و این برنامه قادر به تأمین نیروی انسانی مورد احتیاج مملکت نیست بحث راجع بفرهنگ شد لازم میدانم مطلبی را عرض کنم.

در ابتدای تشکیل سپاه دانش عده‌ای که شاید حسن نیت هم داشتند بجهاتی از اعزام جوانان به روستاها و نتیجه اینکار اظهار نگرانی و تردید می‌کردند.

خوشبختانه باید بگویم که اینکار یکی از بهترین برنامه‌هائی بود که به ابتکار شاهنشاه اجرا شد (صحیح است) و نتیجه خوب هم دارد.

(دکتر الموتی در همه جای مملکت اجرا شد و نتیجه خوب هم داد) تابستان گذشته در کردستان در یکی از دهات که اتفاقاً خدمت سپاهی دانش در آنجا تمام شده بود و رفته بود راجع بطرز کار و اقدامات او از روستائیان سؤال می‌کردم از جوابی که بمن دادند و تأسف شدیدی که از خاتمه خدمت او اظهار می‌کردند احساس غرور کردم. رئیس فرهنگ استان درجواب سؤال من می‌گفت از مجموع سپاهیان دانش فقط دو سه مورد سوء رفتار و اعمال خلاف مشاهده شده که آنهم مهم نبوده این باعث خوشوقتی و ایمدواری به نسل جوان مملکت است ومن امیدوارم نتایج سپاه بهداشت و ترویج هم همینطور باشد. (دکتر الموتی – مقدمه‌اش بسیار خوب است) کار خوب را باید گفت چه کسی می‌تواند منکر کار سپاه دانش باشد موضوع قابل توجهی که سایر همکاران هم به آن اشاره کردند مسئله ترقی قیمتهاست که مردم را سخت ناراحت کرده من علت این نگرانی را نمیدانم شما دولت اقتصادی هستید بسهولت میوانید به علل پی ببرید اگر نقصان تولیدات کشاورزی است از این طریق در مقام چاره‌جوئی برآئید. ولی آنچه من و شما و همه میدانند و از فرط وضوح حاجت به استدلال ندارد این است که دولتها با گران کردن اجناس انحصاری باعث بالا رفتن سطح قیمتها می‌شوند و مردم از این حیث در زحمت‌اند.

تجربه ثابت کرده که مبارزه با گرانفروشی بصورت معمول به شوخی بیشتر شبیه است این رویه‌ای که در باب مبارزه با فساد – قاچاق و گرانفروشی بکار رفته عملا بی‌نتیجه بوده و مردم امروز با تمسخر تلقی می‌کنند وحق هم دارند قسم می‌خورم که خود شما هم همین احساس را دارید.

چند تبصره بودجه مربوط بشهرداری تهران است این دستگاه با وضع فعلی قادر به انجام هیچ کاری نیست و وظیفه خود را در قبال مردم شهر انجام نداده و بهمین دلیل مردم از پرداخت عوارض شانه خالی می‌کنند. (روحانی – قرار است سازمان اصلاح بشود) دولت می‌خواهد شهرداری از مقررات معاملات دولتی مناقصه و مزایده معاف باشد.

با ده درد آلودمان مجنون کند
صاف اگر باشد ندانم چون کند

تا حال که رعایت مقررات و محدودیتها لازم بود نحوه عمل آنها را دیدیم حالا اگر این مقررات هم نباشد چه خواهند کرد.

من موافق و مدافع مقررات آئین‌نامه معاملات دولتی نیستم ولی این مقررات نیست که باعث فساد و سوء استفاده می‌شود اگر دستگاهی یا اشخاصی با تمام محدودیها سوء استفاده می‌کند و مال دولت و مردم را می‌برند میخورند از آنها چه انتظاری هست که فارغ از مقررات دست به اینکارها نزنند.

شما بجای مقررات اشخاص و عوامل فساد و نادرستی را از بین ببرید والا با این عوامل فقط آزادی عمل بیشتر به آنها داده‌اید.

تبصره‌ای در بودجه هست که دولت مجاز است اختلافات بین بانک ساختمانی و راه‌آهن را با سه شرکت ایتالیائی و فرانسوی با توافق حل و فصل نماید و پول آنها را بپردازد.

در باب این تبصره من در کمیسیون بودجه به تفصیل صحبت کردم اختصاراً عرض می‌کنم که به اعتقاد من این تبصره لزومی ندارد و دولت برای ارجاع کار بحکمیت یا توافق احتیاجی به کسب مجوز از مجلس ندارد این در اختیار دولت است جناب آقای نخست‌وزیر: گذشت و فراموشکاری نسبت به نادرستی‌ها گذشته باعث تجری نادرستان و دلسردی افراد صدیق و درستکار می‌شود در گذشته نظایر این اعمال زیاد بوده و بهیچوجه در این قراردادها رعایت مصالح و منافع مملکت نشده در این مورد اگر پولی پرداخت می‌شود باید با در نر گرفتن حقوق و مطالبات و ادعاهای ما از طرف قرار داد باشد و کسانیکه در اینکارها مرتکب خیانت شده‌اند مجازات شوند.

درباره امور عمرانی امیدوارم وزارت آبادانی و مسکن که عهده‌دار قسمت مهم این نوع کارها است و تمایل و آمادگی انجام کار را هم دارد با سرعت و قاطعیت بیشتر عمل کند مردم را اینقدر نباید در انتظار انجام کارهای کوچکی گذاشت و مأیوس و خسته کرد. مرز وظایف این وزارتخانه با سازمان برنامه و سایر دستگاههای مربوط باید مشخص شود در ارجاع کارهای آبادانی به مقاطعه کاران و مهندسان مشاور باید کمال دقت و نظارت بشود که کار بموقع و صحیح انجام گیرد.

اصولاً در اینگونه امور من معتقدم که در شروع کار نباید زیاد تبلیغ و سروصدا زیرا وقتی کارها بموقع انجام نشد و بمردم عرضه نشد بدبین و ناراضی می‌شوند، چه خوب گفتند وزیر اطلاعات که بمردم باید راست گفت مردم ازحرف خسته شده‌اند باید با واقع‌گوئی واقع‌بینی اعتماد مردم را بدولت جلب نمود. اگر مردم اعتماد به دولت داشته باشند بزرگترین مشقت را تحمل خواهند کرد کار دولت آسانتر و بار او سبکتر می‌شود.

توجه به امور روستاها و روستائیان که فوق‌العاده مهم است و من در بحث بودجه قبلی هم عرض کردم. دولت به پیروزی از انقلاب به روستاها بیشتر توجه کند وزارت کشاورزی در کار اجرای کامل مرحله دوم اصلاحات ارضی با قاطعیت و سرعت بیشتر عمل کند که زودتر تکلیف همه روشن شود و در باب کمک مادی و فنی بکشاورزان نظارت و مراقبت بیشتر معول دارد تا با بهره‌برداری صحیح از زمین درآمد آنها زیادتر شود و تولید مملکت هم اضافه گردد در بابا صرفه‌جوئی من با اینکار صددرصد موافقم و در بحث بودجه قبلی هم مطالبی عرض کردم ولی صرفه‌جوئی باید در مخارج تجملی و زائد که متأسفانه در دستگاه‌های ما بحد افراط می‌شود بعمل آید والا با بخشنامه یکسان از تمام دستگاهها ۵% بودجه کسر کردن صحیح نیست چه بسا دستگاهی کارش ایجاب کند که اضافه به او بدهند. آقای نخست‌وزیر از این پاداشهای گزاف و ریخت و پاش‌های اغلب دستگاهها که باعث عدم رضایت عمومی و تبعیض بین کارمندان شده جلوگیری کنید و انگشت روی مخارج زائد بمعنای واقعی بگذارید به این مؤسسات و دستگاههای وابسته به دولت اجازه ندهید هرچه می‌خواهند بمیل خود خرج کنند.

بودجه اداره مبارزه با مواد مخدره متجاوز از ۸ میلیون تومان است.

طبق قانون باید از محل جرائم مواد مخدره برای ترک اعتیاد مبتلایان بیمارستان ساخته شود معتاد در زندان ترک اعتیاد نمی‌کند و اگر کرد موقتی است وقتی آزاد شد دوباره معتاد می‌شود بعلاوه باعث ابتلاء سایر زندانیان می‌شود باید برای ترک اعتیاد این معتادنی مریضخانه درست بشود (صحیح است) بنده از چند سال قبل که بمناسبت وظیفه برای بازرسی به استانها و شهرستانها می‌رفتم میدیدم تمام زندانهای استانها پر است جناب آقای دکتر یگانه این کار محاکم ما را فلج کرده بنده با یکی از رؤسای محاکم جنائی صحبت می‌کردم می‌گفت که از یک هفته پیش به اینطرف جز پرونده تریاک کاری نکرده‌ایم و تمام وقتشان منحصر به اینکار شده راجع به این موضوع بایستی یک فکر اساسی بشود متأسفانه ما نتیجه‌ایکه از اجرای این قانون مورد نظر بود در عمل نگرفتیم این تبصره‌ایکه برای تعلیق مجازات زندانیان ضمیمه بودجه شده البته مفید است و باعث می‌شود که زندانهای ما از این افراد بدبخت و مفلوک خالی بشود ولی طریقه مبارزه واقعی با این سم مهلک را باید پیدا کرد قاچاق را آقا همه میدانید که هست من یک پرونده‌ای را چند سال پیش راجع به این موضوع مطالعه می‌کردم که در دادگستری هست باند مجهزی از افغانستان تریاک وارد می‌کردند و عجیب است که در تمام شهرهای این مملکت شعبه و نمایندگی داشتند (یکنفر از نمایندگان – مرکزش هم در تهران بود) و با تلگراف رمز مطالب را بهم خبر می‌دادند و تریاک را می‌آوردند ببلوچستان و از آنجا بوسیله شتر از وسط کویر حمل میردند به قم و در قم توزیع می‌کردند و بدین وسیله طلای این مملکت را خارج می‌کردند و من نمیدانیم از این مبارزه به اینصورت ما چه نتیجه‌ای می‌گیریم و اگر میدانیم که صحیح نیست چرا ادامه می‌دهیم چرا یک فکر اساسی برای این موضوع نمی‌کنند (ریگی – راه حل دارد) جنابعالی ارائه طریق بفرمائید بدولت راه حلش را شاید دولت هم توجه بکند (نمایندگان – پیشنهاد بکنید) بنده چون نمی‌خواهم بیشتر از این تصدیع بدهم در آخر عرایضم بطور احتضار مطالبی راجع بکردستان عرض می‌کنم (پاینده راجع به نجف‌آباد هم بگوئید) اما ارجع بکردستان. از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است. باید عرض کنم عدم توجه دولتها بوضع کردستان در گذشته موجبات عقب‌ماندگی آن استان و مردم وطن پرست آنرا که مرز داران دلیر و پاسداران تمامیت و استقلال مملکت هستند فراهم نموده بود البته در سالهای اخیر اقدامات عمرانی مفیدی به امر شاهنشاه در آن استان صورت گرفت ولی برای جبران محرومیت گذشته کافی نیست خوشبخاته اعلیحضرت همایونی بکردستان توجه خاص داشته و دارند البته به آن معنا نیست که بجای دیگر توجه نداشته باشند مردم کردستان به این حقیقت واقفند. من در این مدت یکسال و نیم هر وقت راجع بمسائل کردستان با آقایان وزیران و مسئولین امور مذاکره کردم همه اظهار علاقه پیشرفت کار این استان کرده‌اند و مژده اجرای برنامه‌های عمرانی و اصلاحی داده‌اند ولی با این همه حسن نیت نمیدانم چرا پیشرفت کارها اینقدر کند است. خیال می‌کنم سیستم غلط اداری کاغذ بازی مطالعات بیش از حد لزوم مانع پیشرفت کارها می‌شود.

توجه بمسائل اقتصادی و صنعتی کردستان کمال ضرورت را دارد. ایجاد کارخانه‌هائی مثل کارخانه قند که ضمناً در امر کشاورزی هم مؤثر است. توجه بصنایع دستی و محلی و ایجاد راههائی که آن استان را از بن بست خارج کند باعث رونق اقتصادی و بهبود زندگی مردم خواهد شد. آقای دکتر عالیخانی سفری بکردستان رفتند و مطالعاتی کردند امیدوارم طرحهای مفبد ایشان زودتر جامه عمل بپوشد. موضوع تأمین آب مشروب سنندج از مسائلی است که باید مورد توجه آقای نخست‌وزیر قرار گیرد چند سال است در این باره مطالعه می‌شود کار تلفن خودکار آنجا جناب آقای وزیر پست و تلگراف هنوز بجائی نرسیده مدتها است مشغول اقدام برای تهیه و خرید زمین جهت ساختمان آن هستند این کار چه مطالعه‌ای می‌خواهد اگراینطور پیش برویم چند سال هم برای ساختمان و نصب دستگاه باید منتظر شد لطفاً این کار را بررسی بفرمائی که زودتر انجام پذیرد. از آقای وزیر بهداری در مورد تکمیل بیمارستان‌ها و توجه بهداری تشکر می‌کنم (صحیح است) شهرداری‌های سنندج و سایر شهرهای استان کم درآمد و فقیر است و قادر به تأمین هزینه کارهای عمرانی و اصلاحی شهر و پرداخت اقساط سازمان برنامه نیستند.

توجه بفرمائید و یکی کمکی از هر محلی هست البته چند سال پیش از محل پذیره در برنامه دوم کمک شد به این استان و کارهائی هم انجام شد بنده تقاضا دارم در اینمورد هم دستور بفرمائید یک کمکی بشود حتی بنده عرض می‌کنم اگر از این طریق نمی‌شود بعنوان وام هم که شده بهشرداری‌ها بدهند تا دست و بالشان باز باشد برای کارهای عمرانی آنجا رویهمرفته از دولت تقاضا دارم که نسبت بمسائل مربوط به کردستان بیشتر توجه مبذول بفرمایند که جبران عقب‌افتادگیهای گذشته هم بشود (انشاءالله) در سایر موارد هم که عرایضی کردم با کمال حس نیت بود و امیدوارم اگر مورد قبول واقع شد عملاً هم مورد توجه قرار بگیرد بیش از این عرضی ندارم متشکرم.

رئیس – خانم دکتر پارسای بعنوان موافق صحبت می‌کنند بفرمائید.

بانو دکتر پارسای – با کسب اجازه از مقام ریاست موجب کمال خوشوقتی است که این مطلب را در ابتدای سخنم بعرض همکاران عزیز و ملت ایران برسانم که احساس می‌شود دولت بخوبی متوجه تحول و انقلابی که در مملکت بوجود آمده گردیده و با تنظیم این بودجه نشان داده است که بتدریج امور مالی و اقتصادی و سازمانهای مختلف دولت با انقلاب ششم بهمن هماهنگ می‌گردد (صحیح است) اگرچه با مقایسه با بودجه‌های کشورهای پیشرفته باز هم هنوز راه طویلی در پیش داریم معهذا این طلعیه ایست که نوید بزرگی را در راه پیشرفت بما می‌دهد و با آنکه خود دولت نیز عقیده دارد که کامل و خالی از نقص نیست معهذا دور از تحسین و تقدیر نمی‌باشد.

اجازه بفرمائید که پیش از اینکه وارد کلیات بودجه شوم از فقید شهید مرحوم منصور که تمام فکر و روحش متوجه بثمر رساندن این انقلاب و بعمل رساندن منویات شاهنشاه معظم بود یاد کنم و بگویم که روح کاردان او در لابلای صفحات این بودجه کاملاً محسوس است و بدین وسیله شادی روح آن مرحوم را از خداوند مسئلت داریم. (احسنت).

تذکرات بیطرفانه که از طرف رفقای عزیز ما منفردین و فراکسیونهای دیگر داده می‌شود راهنمائی است که بتدریج می‌تواند باعث پیشرفت امور و هدایت کارها در مسیر اصلی خود گردد (صحیح است).

بعقیده من اگر همه هم فکر باشند و یا در امور قابل بحث سکوت شود معنایش این است که پیشرفتی وجود ندارد و نباید انجام گیرد و رکود حتمی است و برعکس هرچه بیشتر بحث و انتقاد انجام گیرد پیشرفت و بهبود کار بهتر انجام گیرد و انتقادات هرچه شدیدتر، مستدل‌تر منطقی‌تر و متکی به اصول و دور از غرض و نظرات خصوصی باشد این احساس را شدیدتر می‌نماید و به این ترتیب وجود نکته گیران خیراندیش که در اصطلاح پارلمانی مخالف گفته می‌شود روز بروز باعث پیشرفت کار می‌شود و امید است این امر که نشانه کامل دموکراسی است در تمام ادوار قانونگزاری برجای بماند و همیشه اقلیت‌های منطقی راهنمای دولتها و اکثریتها باشد تا واقعاً مملکت بر مبنای صحیح پیش رود و بهبود امور بهتر انجام گیرد بنده امروز ظهر که بمجلس میامدم بسخنرانی آقای نخست‌وزیر در اطاق بازرگانی گوش می‌دادم یک جمله از فرمایشات ایشان واقعاً پر از تحسین فراوان است و آن این بود که فرمودند مگر دولت کیست و مگر ما کی بودیم و چه می‌کردیم همه ما باید باهم کار کنیم دولت خدمتگزار ملت است این حرف مایه تحسین است (صحیح است).

اولین مطلبی که در این بودجه بچشم می‌خورد آنرا از سایر بودجه‌ها متمایز می‌سازد آنست که در این بودجه کاملاً محسوس است که دولت و سازمانها بتدریج بتکلیف و وظیفه خود آشنا شده‌اند و توانسته‌اند بفهمند که پولی که خرج می‌کنند تنها برای حقوق دادن نیست بلکه برای اجرای برنامه‌هائی است که مفید و موظف به اجرای آن هستند.

جمع شدن و مرتب شدن سازمانهای مختلف و نحوه تعیین دآمدها و خدمات و وظائف دولت در اجراء برنامه‌هائی که بطور خلاصه و مختصر در بودجه نوشته شده است مایه کمال امیدواری است که اقلا برای یکبار همه می‌توانند بدانند که بودجه دولت چگونه جمع‌آوری شده و به چه نحو بمصرف می‌رسد و قید این برنامه‌ها در بودجه اهمیت خاصی دارد (صحیح است).

در هر وظیفه ۸ تا ۹ برنامه مشخص وجود دارد که محتوی حجم کار پیش‌بینی شده است و این ۱۴۰ برنامه که در بودجه دولت با ضامن اجرایش ذکر شده است نوید این مطلب است که مجلس و دولت می‌توانند در آخر هر سال کارهای انجام شده را ارزش‌یابی نموده و براساس فعالیتها و امور انجام شده و با در نظر گرفتن تجربیات گذشته بودجه و برنامه‌های تازه‌تر و مترقی‌تری را ارائه کنند و بتدریج چرخ مملکت در جهت پیشرفت و بهبود پیش برود و بایستی عرض کنم که متأسفانه در تمام طول دوران مشروطه درکشور ما ارزش‌یابی هرگز انجام نیافته و حتی آنها که بهر نحو نیز در اجرای قوانین و کارهای بودجه مملکتی خیانتهائی را نیز مرتکب شده‌اند مورد بازخواست قرار نگرفته‌اند تا دیگری نیز بتواند صواب و ناصواب را تشخیص دهد و در کار خود جهت صلاح راگیرد تا آنچه را که امروز باعث گذاردن تبصره معروف توافق دولت و شرکت جی‌دونیو شده است نگردد و برای اطلاع آقای دکتر رهنوردی عرض می‌شود که مسئولین آن قرارداد امروز در زندان هستند امید است که این ارزش‌یابی در این دولت انجام گیرد و بتدریج راههای مختلف برای بهبود حال کشور بدست آید و همانطوریکه دوست عزیزم آقای مهندس ارفع فرمودند قبل از طرح بودجه سال آینده گزارش ارزش‌یابی سال آینده مطرح گردد از نکات دیگر برجسته بودجه نظارت و کنترل دولت در درآمدهای اختصاصی است نه به آن نحو که کار دستگاهها را مختل سازد بلکه به آن نحو که درآمد اختصاصی دولت در جیب اشخاص قرار نگیرد و خزانه داری کل نیز موظف باشد که در پرداخت آن تسریع بخرج دهد و متصدیان مؤسسات نیز موظف بتهیه گزارش برای امور مؤسسه خود باشند، و در ضمن توجه دولت به انجمنهای ۵% فرهنگ و بهداری و واگذاری کار مردم بمردم و نظارت دولت در گزارش وصولی آنان قابل تحسین و تمجید است (صحیح است).

در سالهای گذشته این درآمد اختصاصی بهیچوجه کنترل نمی‌شد و حتی بنده بخاطر دارم موردی را که اجازه بفرمائید اسم برده نشود در یکی از مؤسسات دولتی که مبلغی متجاوز از دو میلیون ریال تا آخر آبان جمع‌آوری شده بود تا آخر خرداد سال بعد بحساب مؤسسه ریخته نشده بلکه درجیب متصدیان و گوشه و کنار بازار بفعالیتهای دیگری اشتغال داشت و امور اساسی و اصلی آن مؤسسه دچار وقفه گردیده بود و از منافع نامشروعش تعداد معدودی را بهره‌مند ساخته بود و این موجب کمال خوشوقتی است که این مؤسسات مکلف بواریز حساب بخزانه‌داری کل و خزانه‌داری کل مکلف به انجام درخواستهای قانونی آنان بدون هیچگونه وقفه‌ای می‌باشد.

مطلب دیگری که موجب کمال سربلندی و افتخار است کسر مخارج مستمر و حذف مخارج لوکس و زائد و تجملی مانند قالی و قالیچه و اتومبیل و غیره است کوشش دولت در این راه که در نتیجه برشد اقتصادی مملکت بنحو مؤثری کمک می‌نماید مورد تحسین است (صحیح است).

عمل دولت در این مورد بایستی سرمشق بزرگی برای صرفه‌جوئی عموم طبقات مردم کشور ما و بخصوص خانواده‌ها گردد و در زندگی خانوادگی و عقل معاش که از امور مهم زندگی است و واقعاً بایستی بمردم کشور ما آموخته شود از این مهم پیروی شود تا از اتلاف پول در مملکت جلوگیری بعمل آید و در نتیجه احتراز این اسراف پس‌انداز خانواده‌ها افزایش یافته سرمایه‌گذاری داخلی بیشتر شده و رشد اقتصادی مملکت بالا رود و رشد اقتصادی که بنرظ دولت بالغ بر ۶ درصد بایستی باشد و امروز متأسفانه از ۱/۵ تا ۲ درصد بیشتر نیست بطور صحیح و سالم تأمین گردد ترتیب ستونهای بودجه و مقایسه آن با سالهای پیش از مطالبی است که اگر مستمراً انجام گیرد باعث می‌شود که بتدریج بتوان تشخیص داد که در کدام یک از برنامه‌ها احتیاج بصرف پول و انرژی بیشتری است و کدام قسمت راکد و بدون مصرف است افزایش مالیات بر ارث از اموری است که فقط فئودالها با آن مخالفت داشتند و امروز در تمام کشورهای بزرگ دنیا تا حدود ۹۰% است. در مرحله درآمد و وصول مالیاتها مایه خوشبختی است که یکی از آرزوهای مردم که کم شدن تماس آنها با مأمورین وصول است طبق نظر دولت بمرحله وصول می‌رسد و واقعاً گاهی اوقات نتایج این تماسها بسیار تأسف‌آور و عجیب بوده که انشاءالله بتدریج اصلاح بشود. اصلاح وضع بازنشستگی مذکور در در تبصره ۱۳ از امور بسیار قابل تحسین است.

همکاران عزیز میدانند که وضع صندوق بازنشستگی در مملکت ما دچار چه ناراحتی و تزلزلی است هر سال چقدر ببودجه دولت تحمیل می‌شود و ما امیدواریم دولت بر مبنای صحیح و درستی دست به این اصلاح زند و این صندوق که بایستی محل و مرجع مطمئنی و موثقی برای بازنشستگان باشد به این وضع اسفناک نباشد (صحیح است.).

تقسیمات این بودجه به نسبت برنامه و وظیفه این امید را در من بوجود آورده است که بتدریج سازمان وزارتخانه‌های ما نیز بر اساس انجام همین وظائف و برنامه‌ها اصلاح می‌گردد همکاران عزیز اطلاع دارند که سازمان وزارتخانه‌های ما بهیچوجه منظم نیست حتی در سال ۱۳۳۶ که یکدفعه سازمان وزارتخانه‌ها تقدیم مجلس شورای ملی شدهمسکوت مانده است و تازه در آن سازمان بهیچوجه برنامه و وظیفه برای مشاغل مختلف و شرایط احراز این مشاغل ذکر نگردیده بود و با وجود این همین مورد مطالعه قرار نگرفته تا آنجا که امروز بعضی از دستگاههای مملکت تعداد بسیار زیادی کارمندهای زیادی و بدرد نخور دارند و بساری از دستگاهها فاقد اشخاص بصیر و تحصیل کرده است و هرج و مرج اداری ما نتیجه آنست، مطمئن هستم که بتدریج که برنامه‌ها و وظائف همراه با بودجه مشخص می‌گردد این بی‌نظمیها از بین برود من وظیفه خود میدانم که از کسانی که در تنظیم این بودجه متحمل زحمات بسیار شده‌اند و واقعاً سیستم مالی جدیدی را می‌خواهند در کشور براساس راستی و درستی برقرار کنند تشکر کنم و این قدمی را که دولت برای اجرای انقلاب شاه و ملت برهبری شخص اعلیحضرت همایونی بجلو برداشته است به او تبریک بگویم.

امیدی داده شده است که دولت در سال آینده در قانون محاسبات عمومی و آئین‌نامه معاملات دولتی که حتماً در هنگامی که تنظیم شده است بسیار خوب و بموقع بوده تجدیدنظر بعمل خواهد آورد و آن قسمتهائی از این قوانین که امروز قابل اجرا نیست و در برنامه‌های اصلی رکود بوجود میاورد بنحو قابل ملاحظه‌ای تغییر داده به مجلس شورای ملی ارائه دهد امید است که این مهم بزودی بمرحله عمل درآید.

بنده گاهی متأسف می‌شوم از اینکه همکاران عزیز ما در انتقاد از بودجه بسنتها و روش‌های قدیم اشاره می‌کنند با آنکه بسنن ملی و افراد مجرب گذشته و امروز احترام فراوان دارم در امور اجرائی و عمرانی امروز بایستی عرض کنم که اگر کلیه این سوابق ملحوظ گردد معنا ومفهوم انقلاب چه خواهد بود و اگر رعایت همه آنها بود امروز بنده و خانمهای دیگر و آقایان از طبقات مختلف کارگران و کشاورزان و روشنفکران در همکاری با شما نبودیم و اگر سیستمهای جدید را در بودجه‌ریزی – حسابداری – حسابرسی و ارزیابی قبول نکنیم و بهمان اصولی که واقعاً تاکنون بحال مملکت مفید نبوده تکیه کنیم چگونه می‌توانیم خود را پاسدار انقلاب و مجری نیات شاهنشاه بدانیم این قبیل نکات از کسانیکه منویات شاهنشاه ما را خوب درک کرده‌اند هرگز زیبنده نیست.

در این بودجه هیچ رقمی از ارقام هزینه و درآمد دولت از ملت پوشیده نشده و حق هم این است که ملتی که با پرداخت مالیات بار هزینه مملکت را بدوش می‌کشد بداند که پرداختهای او چگونه بمصرف می‌رسد و برنامه‌ها چگونه بمرحله عمل در می‌آید.

دیگر از محاسن این بودجه آنستکه برخلاف آنچه که یکی از همکاران محترمم امروز صبح فرمودند مبنای درآمدش را بر وصولی ده ماهه سال ۴۳ قرار داده و کمتر از این هم نبایستی باشد و مطمئناً وصول خواهد شد.

همچنین بی‌التفاتی یکی از دوستان محترم در مورد رساندن گندم سال گذشته بدهات و رهائی مردم از قحطی مورد گله بنده است و اگر ایـن همت از طرف دولت نبود امروز بسیاری از دهات کشور ما روستانشین خود را از دست داده بود و این عمل آنقدر در خور تحسین است که گفــتن آن توضیح واضحات است و تشکیل شرکتهای تعاونی در روستاها با همت وزارت کشاورزی این قبیل بدبختیها را از بین خواهد برد که تا امروز بالـغ بر ۴۲۶۰ شرکــت است.

مطلب دیگری را که میل دارم تذکر هم در مورد سازمان شاهنشاهی است غیر از خدمات واضحی که در این سازمان انجام می‌شود کمک او به امر مبارزه با بیسوادی برای زنان قابل تقدیس است و زنان ایران از این جهت از والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی ریاست عالیه آن کمال تشکر را دارند و اکنون متجاوز از بیست هزار نوآموز زن و دختر از ۷ سال تا ۲۰ سال در سراسر کشور مشغول تحصیلند و چنانکه نماینده محترم فرمودند احداث درمانگاهها از طرف این سازمان شایسته تقدیس است اما اشتباه نشود این کار خیر بعلت استنکاف وزارت بهداری یا عدم خدمات وی نبوده است بلکه با توافقی که بین دو دستگاه برای یک مملکت بعمل آمده این کار انجام گرفته و این دو دستگاه برخلاف گذشته خرج خود را از مملکت جدا نکرده خود را متعلق بدو دسته ندانسته‌اند و وزارت بهداری فداکاری و گذشت و همکاری بزرگی را در این مورد نموده است (صحیح است) یکی از همکاران راجع به درآمد قند و شکر سال ۱۳۴۲ و کم شدن آن در سال ۱۳۴۳ تذکر داد علتش سرمایه‌گذاری مردم در راه خرید قند و شکر بود و اگر شما معتقدید که همه تجارتها را دولت بایستی انجام دهد و نفع ببرد و مردم فقط تماشا کنند این سیاستی است که دولت فعلی دنبال نمی‌کند و دولت عقیده دارد که مردم بایستی سرمایه؛ ذاری کنند منفعت ببرند و از راه مشروع پولدار شوند و حتی میلیونر شوند و مالیات خود را بپردازند و در رفاه و آسایش زندگی کنند اینست که از منافع خود در این راه صرفنظر کرده و بخاطر مردم و رفاه آنان این فداکاری می‌نمایند همچنین راه‌آهن در همه جای دنیا راه‌آهن ضرر می‌دهد و دولتها آنها را کمک می‌نمایند بدلائل گفته شده معتقدم که بودجه سال جاری بودجه نو و جدید و مطالعه شده‌ای است اما مطلبی را که بنده شخصاً و شاید بسیاری از دوستانی که طالب آسایش وآرامش در خانواده‌ها هستند و از وضع نابسامان خانواده‌ها و بخصوص اطفالی که فدای خود خواهی پدران و مادران می‌شوند رنج می‌برند منتظر بودیم این بود که در برنامه احقاق حق و حفظ حقوق مردم واقعاً برای این دسته از کودکان فکری اساسی شود و از فراکسیون پارلمانی خودمانهم متشکرم که این آزادی را همیشه در انتقاد از دولت بنمایندگان مجلس می‌دهد در برنامه‌های ما فصلی برای کودکان بزهکار یعنی آنان که مجرم شناخته می‌شوند وجود داشت که در سال جاری نیز بنگاه حمایت کودکان آنرا انجام می‌دهد اما برای آنان که مثل توپ فوتبال از خانه پدر به خانه مادر و از آغوش مادر لگدکوب زن پدر و دیگران می‌شود فکری نشده شاید مبنا بر این بوده که این کودکان بایستی تأمل کنند تا بتوانند مرتکب گناهی بشوند آنوقت تحت سرپرستی دادگستری قرار گیرند والا تا هنگامی که مرتکب بزهی نشده‌اند گرسنگی را بایستی بکشند و فدای هوس‌رانیهای مادران و پدران شوند بنده بسیار متأسفم که امور دفاتر ازدواج و طلاق که یک امر کاملاً روحی و اخلاقی و انسانی است زیر نظر اداره ثبت اسناد و املاک اداره می‌شود و در این میان لابد زنان بایستی مثل خانه و زمین به ثبت برسند و فوراً هم یک قباله دریافت دارند که می‌توانند آنرا در همان محضر یا محل دیگری بعنوان مهریه به اجرا گذارده و تبدیل به پول کنند و هر میزان که این پول بیشتر یا کمتر باشد چه خانواده‌ها و چه ازدواجها که به نابسامانی و پریشانی منتهی شده‌اند بنده در بیان اینکه محاضر چه می‌کنند و بعضی از آنها چگونه اعمالی را مرتکب می‌شوند صحبتی نمی‌کنم در این میان هنگامی که زمین یا خانه‌ای به ثبت می‌رسد تکلیف عرضه و اعیان آن حتی درختانی که در این زمین بعداً خواهد روئید تعیین می‌شود اما متأسفانه برای کودکانی که از این ازدواج بوجود میایند حتی کوچکترین اشاره‌ای نمی‌گردد و چه در طول مدت ازدواج و چه هنگامیکه هوسرانیها و خودخواهیها زبانه می‌کشد و جدائی اتفاق می‌افتد تکلفی برای آنان معین نیست و این نشانه آنست که ما بنسل جوان و آینده خود علاقه‌مند نیستیم و حال آنکه این از اولین وظائف دولت و ملت هر نسلی است و همچنین در رسیدگی به امر ازدواج و طلاق متناسب با شئون امروزی نیست و بایستی توجه کامل به این امر بشود و این امور بشعب اختصاصی و دادگاههای مشخصی ارجاع گردد بنده از وزارت دادگستری تقاضا دارم این مطلب را از وظیفه ثبت اسناد بدادگاههای اختصاصی و شعب بشورای مخصوصی انتقال دهند در ماده ۱۰۳۲ قانون مدنی در قرابت نوشته شده که در درجه اول پدر و مادر و اولاد و اولاد اواست درجه دوم جد پدری و مادری ولی در همان قانون ولایت طفل را بعهده جد پدری یعنی کسی که جزء درجه دوم قرابت است قرار داده این مطالب دیگر شایسته دوران ما نیست وزارت دادگستری که خود عیوب اینکارها را بهتر میداند باید به آن توجه کند و با توجه بوضع زن و مادر در دنیا این امر را اصلاح نماید.

مطلب دیگری که میل دارم در مورد آن تذکری بدولت بدهم و آنها را متوجه کنم این است که کار آموزش و پرورش از پایه اهمیت دارد و توجه ببرنامه‌های دبستان و کودکستان بخصوص در امر پرورش از اهم مطالب است.

متأسفانه هنگامی که به اقلام بودجه رسیدگی می‌شد متوجه شدم که بودجه تربیت بدنی برای کلیه آموزشگاههای مملکت اعم از کودکستان و دبستان ششصد هزار تومان و بودجه‌ای بنام تربیت بدنی بزرگسالان متجاوز از بیست میلیون تومانست و این بسیار جای تأسف است و با هیچیک از موازین آموزش و پرورش تطبیق نمی‌کند (صحیح است) و نمیدانم آیا وزیر آموزش و پرورش به چه نحو از بودجه تربیت بدنی برای بزرگ سالان دفاع خواهد نمود و اثری را که آن بودجه کم در مدارس دارد که شاید بهر مدرسه در سال ۵۰ تومان هم نمی‌رسد در سالهای بعد جبران می‌شود (دکتر رهنوردی – رئیس تربیت بدنی اسماً معاون وزارت آموزش و پرورش است) من مطمئنم که تذکرات برادارن عزیزم همه از راه خیرخواهی و حسن نیت بوده است و آشنا کردن دولت و ملت بعیوب کار همه ملت ایران بوده است و امیدواریم که دولت در برطرف کردن عیوب کار مملکت موفقیت کامل بدست خواهد آورد.

رئیس – چون ممکن است همکاران محترم خسته شده باشند با اجازه خانمها و آقایان جلسه را بعنوان تنفس ختم می‌کنیم و در ساعت نه ونیم بعد از ظهر مجدداً جلسه خواهیم داشت.

(ساعت هفت و پنجاه دقیقه بعد از ظهر جلسه بعنوان تنفس ختم شد)
(مجدداً در ساعت نه و بیست دقیقه بعد از ظهر بریاست آقای مهندس عبدالله ریاضی تشکیل گردید)

رئیس – آقای سرهنگ دکتر حسینی بعنوان مخالف صحبت می‌کنند بفرمائید.

دکتر حسینی – با کسب اجازه از مقام ریاست محترم و همکاران ارجمند بنده بعنوان مخالف در لایحه بودجه سال ۱۳۴۴ مطالبی بعرض مجلس مقدس شورای ملی میرسانم. بحث در بودجه فرصت مناسبی است برای اینکه خط مشی و روش سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دولتها مورد تجزیه و تحلیل و امعان نظر دقیق قرار بگیرد البته بنده اگر بعنوان مخالف با بودجه صحبت می‌کنم قصدم بهیچوجه من‌الوجوه تضعیف یا تخطئه دولت یا احیاناص عدم سپاسگزاری از جدیت‌ها و کوشش‌هائیکه دولت مهما امکن در راه اجرای وظایف محوله بخر داده نیست بلکه بعکس دولتی که بموجب فرمان شاهنشاه مصدر خدمت شده مورد اعتماد و احترام و علاقه، فکر می‌کنم، اتفاق مجلس شواری ملی است (صحیح است) ولی یک مطلب را بنده می‌خواهم تذکر بدهم و آن اینستکه عنایت ملوکانه و مراحم شاهانه هیچوقت مجوزی نخواهد بود از اینکه دولت احیاناً در انجام وظایف محوله مسامحه و قصور و یا سهل‌انگاری بکند زیرا سعه صدر و بزرگواری شخص اول مملکت این امکان و مجال را بهر طبقه و بهر حزب و بهر دسته‌ای می‌دهد که اگر داعیه‌ای داشت برای انجام خدمت ببملکت این خدمتگزاری خودش را عرضه بکند و این باعث نهایت خوشوقتی ما است که سازمان مملکت با توجه به تجارب ده بیست ساله گذشته هر طبقه‌ای را که داعیه خدمت داشته تشویق و تأیید کرده است و آنگاه دست از حمایت آن افراد و اشخاص برداشته که سوء نیت یا انحراف یا خیانت این افراد یا احزاب یا دسته‌جات مسلم و قطعی شد بنابراین انحراف و اشتباه و لغزش بهیچ‌گاه و بهیچوجه من‌الوجوه در مقابل شخص اول مملکت و ملت ایران قابل بخشش و گذشت نخواهد بود (صحیح است) بعقیده بنده انتقاد یک نوع همکاری با دولت است و ایمان بدولت و توجه دادن دولت است به آنچه که احیاناً ممکن است مورد توجه قرار نگرفته باشد من بکرات در این مجلس عرض کرده‌ام که سلیقه افراد در طرز همکاری با دولت مختلف است دسته‌ای هستند که بوسیله تقویت و تشویق دولت این خدمت را انجام می‌دهند آنها بجای خود سلیقه‌شان مورد احترام است آنها اکثریت هستند رأی اکثریت هم حکومت می‌کند و قاطع است دسته‌ای هم هستند که از راه ارشاد انتقاد دولت را در راه انجام وظایف خود مساعدت و معاضدت می‌کنند بنده متأسفانه یا خوشبختانه این طریقه دوم را اتخاذ کرده‌ام زیرا فکر می‌کنم که تشویق اگر بجا باشد لازم است و اگر بی‌جا و بی‌مورد بود باعث غرور و اغفال متصدیان خواهد بود و فکر می‌کنند که تمام کارهایشان مجاز است (صحیح است) و اما در مورد بودجه، بودجه بعقیده بنده آنطوریکه بعضی از همکاران محترم بنده معقتد هستند که یک بودجه بتمام معنی برنامه‌ایست، نیست همکار عزیز بنده سرکار خانم پارسای فرمودند که ما چرا پای‌بند بسنت‌های گذشتهب اشیم بنده عرض می‌کنم که شخص ارتجاعی نیستم البته هر رسوم و هر سنتی متناسب است با شرایط زمان و اگر تحرک در دستگاهی نباشد پیشرفت نیست ولی بنده می‌خواهم عرض بکنم این بودجه که باین طرز تنظیم شده بعقیده بنده تحرک تازه‌ای بوجود نیاورده است ما یک ارقامی داریم که جزء عوائد جاری دولت هست و یک ارقامی داریم که مربوط است بمؤسسات و شرکتهای وابسته بدولت در سابق اینها هر کدام کار خودشان را جدا انجام میداده‌اند و در خاتمه سال بیلانهای قطعی خودشان را بخزانه‌داری کل تحویل می‌دادند حالا این بودجه آمده است و این مؤسسات انتفاعی را که در سابق جمع و خرج آنها نمیآمده است در ارقام بودجه برای نمودار کردن اینکه ارقام بودجه مبین یک فعالیت‌ها و یک سرمایه‌گذاریهای جدیدی است آورده‌اند در داخل بودجه و اسمش را گذاشته‌اند بودجه برنامه‌ای. البته بنظر بنده قدمهائی بجلو برداشته شده است آنقدر‌ها هم ما نباید حق ناشناس باشیم لکن در همین ارقام بودجه یک مواردی را دیدم که صرفاً یک رقمی را گذاشته‌اند در بودجه فرضاً بفرمائید که وسائل نقلیه وزارتخانه‌ای از سود بازرگانی و عوائد گمرکی معاف است این نه چیزی می‌گیرد و نه چیزی می‌دهد عیناً آن سود بازرگانی و عوائد گمرکی را گذاشته‌اند جزء عوائد و بخشودگی را هم گذشته‌اند جزء مخارج بنابرین هیچ تغییری نکرده غیر از اینکه ارقام را بالا برده است این استنباط بنده است حالا اگر چنانچه بنده به غلط استنباط بنده است حالا اگر چنانچه بنده به غلط استبناط بکنم قضاوت با اکثریت است با این همه من خودم را صالح نمیدانم از نظر فن بودجه‌نویسی اظهار عقیه بکنم این چیزی بود که بعقل بنده رسید و راجع و به جنبه‌های فنی و اقتصادی و مالی بودجه اظهارنظر قاطع بکنم و انتقاد و دفاع از بودجه را واگذار می‌کنم به صاحبان نظر و اشخاص ذی‌فن و بنده تذکراتی از نظر وضع عمومی وزارتخانه‌ها بعرض نمایندگان محترم میرسانم در این بودجه یکی از هدفهای دولت موضوع تقویت نیروی دفاعی کشور است بسیار بسیار صحیح است هیچ کس مدعی نیست که مادامیکه حقوق بین‌الملل و روابط بین دولت‌ها یک سانکسیونهائی برای حفظ حقوق ملت‌ها تعیین و برقرار نکرده است هر ملتی موظف است که در رأس برنامه‌های خود تقویت بنیه دفاعی خودش را قرار بدهد این تقویت بنیه دفاعی معطوف می‌شود به تقویت نیروهای مسلح و این نیروهای مسلح از نظر تقویت یک تقویت کمی دارد و یک تقویت کیفی از جنبه کمی تا آنجا که بودجه مملکت اجازه می‌دهد سعی شده است که هزینه نگهداری یک ارتش مدرن و مترقی متناسب با وسعت مملکت و طرحهای دفاعی کشور تهیه بشود اما از جنبه کیفی بعقیده بنده باید یک توجه بیشتری بوضع ارتش بشود از نظر کیفیت یعنی عواملی که کیفیت یک ارتش را بالا می‌برد یکی جنبه‌های آموزشی و پرورشی است که مسلماً برنامه‌هائی بوسیله ستاد بزرگ ارتشتاران تهیه می‌شود و بوسیله ارتش اجرا خواهد شد از نظر طرحهای دفاعی آنهم البته مسائلی است فنی در صلاحیت صاحبان نظر و متخصصین فن نظام در کادر ارتش اما از نقطه نظر روحی بعقیده من آنطور که باید و شاید توجه بوضع زیست و زندگانی ارتش‌ها نشده و آنچه که بغلط مشهور است و فکر می‌کنند که واقعاً یک عدم تعادل غیر متناسبی بین مزایای ارتشی‌ها و بین مزایای کشوری‌ها وجود دارد، عرض می‌کنم یک چنین چیزی نیست و این یک غلط مشهور است امروز ارتش و کادر موجود ارتش غیر از آن کادری است که در پنجاه سال قبل انجام وظیفه میکرده است (صحیح است) کادر امروز ارتش یک کادر تحصیل کرده است یک نفر دیپلمه سه سال مداوم در دانشکده افسری تحصیل می‌کند دانشکده افسری ایران که برنامه‌اش منطبق است با دانشکده وست پونیت آمریکا دارای چهارده کرسی علمی است که بنده خودم در یکی از این کرسیها تدریس می‌کنم و اطلاع دارم جنبه‌های فنی و علمی امروز در ارتش خیلی پیشرفت کرده بعد از فراغت از دانشکده افسری این افسر تا پایان خدمت و موقع بازنشستگی معذلک یک دوره‌ها و مراحل آموزشی را در طی خدمت انجام می‌دهد بنام دوره‌های مختلف فعلاً محل خدمت افسران محلهای سابق یعنی چسبیده بشهرها نیست امروز یک افسر می‌رود در بیابانها در پادگانهائیکه منطبق با طرحهای عمومی مملکت در نقاط استراتژیکی و نقاط سوق‌الجیشی است زندگی می‌کند و از زندگی شهری محروم است تمام بدیها و ناراحتیها فصول اعم از باران بهار و گرد و خاک و گرمای تابستان و باران زمستان را متحمل می‌شود بنابراین بجاست که این کادر به اندازه کافی تشویق و ترغیب بشود همین سال گذشته بود این درد در دلم بود که امروز وقت عرضش است که ۶۵ نفر از افراد ارتش این مملکت برای پیشرفت انقلاب شاه و ملت در منطقه کهکیلویه شربت شهادت نوشیدند در صورتیکه غیر از آن مقررات جاری یک تشویق بیشتری از آنها نشد و حال آنکه یک مهندس اصلاحات ارضی که آنهم انجام وظیفه کرد بیش از حد معمول و متداول از او تقدیر شد این یک نوع تبعیض است بنظر بنده اگر مرحوم مهندس ملک عابدی نمی‌دانست چه سرنوشتی در انتظارش است ولی آن افرادی که تجهیزات گرفتند و رهسپار مخاصمه با اشرار شدند می‌دانستند که غیر از گلوله چیزی در انتظار آنها نیست بنابراین بنده از مقام معاونت وزارت جنگ استدعا می‌کنم که این مطالب را در نظر داشته باشند ارتش بنظر بنده از نظر روحی که عامل روحی هم بستگی دارد قطعاً بعامل مادی مورد تقدیر و تشویق قرار گیرند و حداقل وسائل زیست برای این اشخاص شاهدوست و وطن‌پرست مهیا بشود در این راه هم خدا شاهد است نه از نقطه نظر اینکه زمانی افتخار خدمتگزاری ارتش را داشته‌ام عرض می‌کنم ولی این واقعیتی است که بنده حس کردم و درک کردم و صادقانه بعرض مجلس میرسانم اما در مورد وزارت کشور متأسفانه جناب آقای دکتر صدر تشریف ندارند (سراج حجازی (معاون وزارت کشور) – بفرمائید بنده هستم) عرض می‌کنم که اساس کار وزارت کشور و زیر بنای فعالیت وزارت کشور مادام که محدوده بخش و شهرستان و استان مشخص نشود هر نوع فعالیتی برای پیشرفت امور و رفع نیازمندیهای مردم از طرف وزارت کشور عبث و بیهوده خواهد بود اول باید محدوده ده و شهر روشن بشود شهرستان و استان مشخص بشود تا بعد مأمورین بتوانند در قلمرو مسئولیت خودشان بطور جامع انجام وظیفه بکنند متأسفانه بنده باز تکرار می‌کنم طرحی چند وقت پیش از طرف فراکسیون مستقل تقدیم شد آن طرح رفت و توافق شد و در کمیسیون آقای وزیر کشور تعهد کرد که طرح تقسیمات کشوری را تهیه بکند و بمجلس تقدیم بکند متأسفانه تاکنون نشده و برای ما هم مجهول است هی وعده می‌دهند امروز و فردا می‌کنند و نمیدانم چرا نمی‌آورند بنده احساس می‌کنم که این تقسیمات موجود جوابگوی نیازمندیهای امروز مملکت نیست و اسباب یک دردسر و ناراحتی برای مردم شده (روحانی – طرحش تهیه شده بزودی می‌آید) امیدوارم، مطالب دیگر تطبیق عنوان سازمان‌های دیگر دولتی است با عنوانیکه هر جائی مورد نظر وزارت کشور است و دوست عزیز بنده آقای موسوی کبیری چندی قبل مطلبی را عنوان فرمودند که یک شهر ژاندرمریش تابع یکجاست فرهنگش تابع یک جاست (خواجه نوری – این مشکل در همه جا هست) ثبتش تابع یک جاست بنده نمیدانم کی باید این مسئله حل بشود و این بی‌ترتیبی مشکل زیادی برای مردم ایجاد کرده اگر ما برای مردم کار می‌کنیم باید بخواسته‌های مردم و نیازمندیهای مردم و احتیاجات مردم صحیح فکر بکنیم این فکر ممکن است برای دولت صرف هزینه هم نکند فقط یک مطالعه لازم دارد و یک حسن نیت و یک خواستن که نتیجه آن توانستن است لاغیر، حالا کی دولت اینکار را می‌کند من امیدوار هستم جناب آقای نخست‌وزیر که اینجا تشریف دارند یک فکر اساسی برای تقسیمات کشوری و سازمانهای دولتی وابسته ببخش یا شهرستان یا استان بکنند که رفع گرفتاری مردم بشود و اما مطلب دیگر راجع ببخشدارها و فرماندارها و استانداردها است. بنده معقتد هستم که اگر عامل شخصیت و تجربه و استخوان و آن وزن لازم در سایر وزارتخانه‌ها زیاد ملاک اعتبار نباشد در وزارت کشور بالاخص باید ملاک اعتبار باشد چرا؟ برای اینکه مأمورین وزارت کشور نماینده اقتدار عمومی در محل هستند و نظارت عالیه بتمام ادارات دارند و مهمتر از همه نماینده شخص اول مملکت در محل یا استان یا شهرستان هستند در انتصاب این مأمورین متأسفانه آنطور که باید و شاید توجه نمی‌شود اگر یکروز خواستند بنده مواردش را نشان می‌دهم افرادی گمارده مشوند شاید برای روز سلام خوب باشند ولی مرد عمل نیستند، مثبت نیستند آن اقتدار لازم را اعمال نمی‌کنند و سلطه معنوی و نفوذ عمیقی در بین سایر سازمانهای اداری ندارند (احسنت) (روحانی – اخیراً تمام سازمانهای وزارت کشور در سطح بخش عوض شده و نظر شما تأمین خواهد شد) اقدام وزارت کشور راجع ببخشدارها البته اقدام مفیدی است ولی علم بخشداری و فرمانداری و استانداری بعقیده بنده زیاد علم کلاسیک نیست بقول ملای رومی.

علم دو علم است علم مکتبی
که بیآموزد در مکتب صبی
علم دو بخشش یزدان بود
ریشه او در میان جان بود (احسنت)

فرماندارها و استاندارهای ما البته باید دارای علم باشند و وزن داشته باشند شخصیت داشته باشند و بخشدار البته باید اطلاعات فنی در امور عمرانی کسب بکند ولی بعقیده بنده فرستادن این نوع بخشدارها در نقاطی که سنن و رسوم محلی آماده پذیرش این نوع بخشدارها نیست نباید فرستاده بشوند آقا یک بخشدار جوان و کم تجربه که ممکن است احیاناً در بین آنها بانوان هم باشند در منطقه مثلا کهکیلویه نمی‌تواندکار بکند و اما در مورد وزارت کشاورزی، در مورد وزارت کشاورزی شاه بیت غزل عبارت بود از قانون اصلاحات ارضی مرحله یکمش با کمال موفقیت انجام شد واین مرحله را پشت سر گذاشتیم و یک رژیم کهنه و فرسوده را با دادن حداقل ضایعات انجام دادیم اما مرحله دوم دوره سازندگی قضیه است و فکر می‌کنم اینهم یکی از عوامل و از آثار نبوغ شخص اول مملکت است که درمواقع مقتضی را برای هر کاری می‌گمارند این قسمت دوم بدست یکی از سربازان فدائی شاهنشاه تیمسار ریاحی گذاشته شد (صحیح است) این مرحله هم با اصلاح آئین‌نامه اصلاحات ارضی مصوب کمیسیون کشاورزی دست وزارت کشاورزی را برای انجامش باز گذاشت عقیده شخصی من اینست که در این مرحله همانطوریکه احساس می‌کنم باید یکقدری جنبه واقعیت وجنبه علمی قضیه را بر جنبه سیاسی و اجتماعیش غلبه بدهند چون الآن دو طبقه‌ای که قوانین امروزه وجود آنها را در اجتماع امروز ضروری و لازم تشخیص داده یعنی جزء عوامل یک اجتماع سالم هستند که عبارت هستند از زارع و خرده مالک بهر حال باید امنیت کامل برای انجام کار زراعی داشته باشند و من مسلماً میدانم که این ملحوظ نظر جناب تیمسار ریاحی هست و لازم بتکرار نمیدانم در مورد اینکه یکی از همکاران بنده انتقادی کردند از وزیر کشاورزی راجع به کمک‌هائی که بصورت نقدی شده است بنده فکر می‌کنم که شاید اعتقاد شخصی خود شخص وزیر محترم کشاورزی هم این نباشد که این را بعنوان یک تز قبول بکنند که پول را بطور نقد بدست افراد بدهند النهایه وضع گذشته یک وضع خاصی بود بقول فقهاالضرورات تبیح المحظورات وضع یکی وضعی خاص بود که مردم دچار خشکسالی بودند هیچ چیز نداشتند صحبت جان افراد بود و بنابراین دولت چاره‌ای نداشت جز اینکه از نرظ بذور از نظر نان به این افراد کمک بکند والا معقتدم که شخص تیمسار و هم اکثریت نمایندگان محترم معتقد بر این باشند که سرمایه دولت را بدست افرادیکه هنوز رشد لازم ندارند برای بهره‌برداری خوب از آن سرمایه نبایستی داد بلکه بایستی دولت یک سیاست ارشادی داشته باشد و راهنمائی در مورد اینکار داشته باشد که آنهم همان تشکیل شرکتهای تعاونی است که مسلماً زیر نظر دولت و وزیر محترم کشاورزی است و من فکر می‌کنم بی‌انصافی است اگر چنانچه آنهمه تلاش و فداکاری را که برای رساندن آذوقه به برادارن بکار فت ما ملحوظ نظر قرار ندهیم (احسنت) و اما در مورد وزارت اطلاعات خوشبختانه یکی از افراد شریف در رأس وزارت اطلاعات است که با بیان یک جمله بسیار زیبا و دلپذیر خط مشی وزارتخانه را برای همه روشن کرد تیمسار پاکروان وزیر اطلاعات مثل اینکه در یکی از مصاحبات بنده شنیدم یا خواندم که گفته بودند بایستی بمردم حقیقت را گفت مردم را بایستی روشن کرد، آگاه کرد بعضی از رفقا منجمله خود بنده گله‌مند هستم که افراد مردم آگاه نبودند از آنچه که در مجالس مقننه می‌گذرد و از آنچه که نمایندگان آنها در راه پیشرفت منظور و خواسته‌های آنها تلاش می‌کند و این بعقیده بنده دور از انصاف است. جنگهای تبلیغاتی که بر علیه ما می‌شود، دستگاه تبلیغاتی ما را موظف می‌دارد که متقابلا جوابگوی آنها باشد تبلیغات سرهنگی عبدالناصر که مسلماً کوچکترین اثری در روی افراد و آحاد ایران نداشت بلکه محکوم به شکست بود درست است که هیچ وقت اثری نخواهد داشت ولی بایستی در مقابل این تبلیغات و برای مردود کردن آن گفته‌های کذب از طرف دستگاههای تبلیغاتی ما هم عکس‌العملی بخرج داده شود و این در گذشته بنظر بنده قصور شده. امیدوارم که در آینده اگر موردی پیش آمد آنچه را که آنها می‌گویند و دروغ است و آنچه را که ما می‌کنیم و صحیح است در مقابل آن دروغها بدنیا و به افراد مملکت عرضه بشود و مردم از حقایق امور آگاه بشوند، گمراه نشوند. مسئله دیگر هدایت افکار عمومی است بسط و توسعه مبانی اخلاقی در اجتماع است که اینرا هم بنده فکر می‌کنم جزء وظایف وزارت اطلاعات باشد. کنترل جراید از نطه نظر اینکه بعضی از جراید بنده نمی‌خواهم بمقام شامخ مطبوعات اسائه ادبی کرده باشم ولی متأسفانه بعضی از جراید ما که جراید واقعی و حقیقی هم از آنها دل‌خوشی ندارند روزنامه‌نگاری را وسیله روزی خودشان قرار داده‌اند و در درج مطالب یا کاریکاتورها یا اشکال مراعات اخلاق و رسوم و سنن و ترادیسیونهای ملی ما را نمی‌کنند این هم یکی از وظایف وزارت اطلاعات است که در راه ارشاد و هدایت و راهنمائی بعضی از این روزنامه‌ها که فکر می‌کنم باعث سرشکستگی همقطاران خودشان هم احیاناً می‌شوند براه راست هدایت بکنند. اما در مورد مأمورین دولت و مستخدمین وزارتخانه‌ها و وظیفه‌ای که شورایعالی اداری کشور در اینمورد دارد یکی از مسائل مبتلا به ما که بنده برکات در اینجا بعرض نمایندگان محترم رسانده‌ام موضوع عدم مجهز بودن دستگاههای دولتی است برای انجام وظایف مردم، دستگاههای دولتی است برای انجام وظایف مردم، دستگاههای دولتی بدون رو در بایستی مجهز برای درک آنچه که در فکر رؤسای عالیمقام یعنی وزا هست نیستند متوجه نیستند فکر می‌کنم حقیقتاً وزراء درک حقیقت و واقعیت نیاتی را که انقلاب تعقیب می‌کند به نحو احسن کرده‌اند ولی دستگاه زیر دستشان هنوز نمی‌خواهد از این خواب خرگوشی بیدار بشود و خودش را تطبیق بدهد با آنچه که در مملکت می‌گذرد. یک قسمت بیشتر از گرفتاریهای مردم از دست مأمورین کوچک است از همانهائی است که آقای پروین اسمشان را شیخ علیخانها گذاشته‌اند آقا در یک محل دولت از نظر یک دهاتی متجلی است در وجود آن رئیس دارائی، آن رئیس بخش آمار و آن رئس ژاندارمری و آن بخشدار اگر آن مأمور خوب بود دولت خوب است، اگر بد بود دولت بد است او متوجه نیست چه طرحهای علمی یا فنی یا عمومی در هیئت دولت ریخته می‌شود، او سروکار دائمش با مأمورین دولت است مأمورین دولت خوب نیستند حالا علتش چیست خوب نیستند؟ علتش این است که یک قانون جامع برای این افراد که هر نوع تبعیضی را هر نوع تشبثی را توسل بهر مرکز قدرتی را از افراد سلب می‌کند نیست و یک دیر کتیو کامل برای افراد که تأمین داشته باشند، تضمین بشوند حقوقشان، رتبه‌شان تفاوتی نداشته باشد با سایر مؤسسات. چون چنین قانونی وجود ندارد اینها دلسرد هستند در کارهایشان. ما اگر یک مأموری را بکار گماردیم و وسائل زندگانی او را تأمین نکردیم سند دزدی و خیانت باو داده‌ایم این باید کسری حقوق خود را، کسری مخارج خود را از راه رشوه و احجاف بمردم تأمین کند و مسلماً کسانی که به این قبیل افراد مراجعه می‌کنند آن مأمور می‌خواهد نظر به خودش را تأمین بکند و بنابراین آنطوری که باید وظیفه خودش را صادقانه انجام نمی‌دهد این یکی از وسائل مشکل است و بعقیده بنده بایستی حزب، حزب ایران نوین در این انتصابات وزارتخانه‌ها که من شنیدم حزب ایران نوین خیلی معذرت می‌خواهم در انتصابات وزارتخانه‌ها سعی می‌کند از رفقای حزبی بگذارند دقت کنند آقایان ملاک دوستی صداقت و لیاقت است خود حزب ایران نوین بایستی مکتب اصلاح اخلاق باشد. من اگر جزء حزب نیستم و در فلان وزارتخانه استحقاق اشغال یک پست را دارم نبایستی محروم باشم (چند نفر از نمایندگان – اینطور نیست) امیدوارم اینطور نباشد (روحانی – اینطور نیست) اگر نیست من حرفم را پس میگرم ولی اگر هست عمل خوبی نیست چون عده‌ای برای بهره‌برداری از حزب خودشان را وابسته بحزب می‌کنند و روز دیگر می‌روند بحزب دیگری می‌چسبند که مصونیت خود را در حزب دیگر تأمین بکنند امروز هم بطرف شما می‌آیند (روحانی – حزب ایران نوین در قبول افراد نهایت دقت را می‌کند اگر منحرف باشد او را قبول نمی‌کند) انشاءالله امیدوارم حزب ایران نویت چنین مکتبی باشد تا بنده هم بیایم شاگرد مکتبی این حزب شوم اما وزارت کار راجع به وزارت کار صخبت شد. از نیروی انسانی دین مملکت آنطوری که باید و شاید استفاده نمی‌شود نگاهی به وضع عادی خیابانها و مشاغلی که افراد جوان دارند این حقیقت مسلم را ثابت می‌کند (صحیح است) این نیرو بایستی بمصرف تولید برسد از این بازوها بایستی بنفع بهره‌برداری از ذخایر مملکت حد اعلای استفاده بشود (صحیح است) متأسفانه این نیروی انسانی بهدر می‌رود (صحیح است) شما بروید در پاساژ مهران در خیابان اسلامبول به بینید جوانها مشغول چه کاری هستند آخر این کارها تولیدی است؟ این جوان با این قدرت و با این نیرو بایستی دستش سه چهار بسته آدامس و یا چند جنس نایلونی باشد و آنها را برای فروش عرضه بکند؟ (صحیح است) یکی از علمای اقتصاد آلمان که گویا ارهارد باشد بنده شنیدم که پشتوانه ارزی مملکت را بروی بازوان ملت قرار داده بود (یکنفر از نمایندگان – دکتر شاخت بود) روی همین نظر الان زیادی پول دولت آلمان را دارد خفه می‌کند ما از این نیروی انسانی آنطور که شاید و باید استفاده نمی‌کنیم امیدوارم این مورد ملحوظ نظر مبارک جناب آقای نخست‌وزیر باشد که واقعاً از این جوانها استفاده بشود این‌ها کار تولیدی انجام نمی‌دهند الان کاسب‌ها بیش از هر دسته‌ای در تهران هستند آخر هر کاری باید تناسب داشته باشد چقدر مغازه و چقدر کاسب مغازه‌دار، چقدر دوره گرد همانهائی که خود آقایان ملاحظه فرمودید (نیری – گدا آقا) بنده امیدوارم که دولت برنامه‌ای که برای مبارزه با بیکاری و استفاده از نیروی جوانها دارد عرضه بکند تا ما هم ممنون دولت باشیم. اما در مورد وزارت راه بنده بایستی اذعان بکنم که وزیر راه این کابینه یکی از وزرای بسیار خوب است (صحیح است) مرد لایق و کاردان و مسلط به امور است (صحیح است) ولی در برنامه‌های راهسازی متأسفانه یک قدری از مجرای انقلابی منحرف شده باز توجه شده بآن مناطقی که از ما بهتران باید استفاده کنند امیدوارم نمایندگان محترم مازندران از من گله‌مند نشوند اگر برای مردم مازندران بود من حرفی نداشتم آمده‌اند راه ساری به فرح‌آباد را بعنوان یک راه اساسی جزء برنامه کار گذاشته‌اند حقیقت این است که سازمان‌های دولتی هر کدام در کنار پلاژ فرح‌آباد یک محلی را برای گذراندن ایام تابستان تهیه کرده‌اند و اینها آزرده خاطر می‌شوند و از سه فرسنگ راه گردخوری توجه فرمودید گفته‌اند این راه بایستی اسفالت بشود اما آن کشاورز و آن دهقان مولد ثورت آن مرد عقب افتاده و محروم که انقلاب برای تأمین رفاه او بوجود آمده باید فرسنگها پیاده برود تا خودش را بیک محل برساند و بعداً از یک راه شوسه که صد رحمت براه پیاده‌رو سوار یک گاری یا یک چیپ یا تراکتور بشود تا خودش را بمرکز شهرستان برساند. آقای نیری اردستان به استان راه دارد؟ و اما گریز بصحرای کربلا در مورد چهار محال بختیاری بنده استدعا می‌کنم وزارت راه خودش را تطبیق بدهد با وضع انقلاب توجه بوضع دهات و نقاط عقب‌افتاده داشته باشد (صحیح است) بنده چون سایر آقایان هم می‌خواهند استفاده بکنند و واقعاً میل ندارم زیاد مصدع بشوم بطور اختصار راجع بسایر وزارتخانه‌ها عرایضی عرض می‌کنم.

راجع بوزارت آموزش و پرورش البته این مطلب گفته شده که امروز بایستی توجه عاجل بشود تا آنجائیکه ممکن است حداقل سواد یعنی نوشتن و خواندن را در مملکت تعمیم بدهند مدارس متوسطه را تا آنجائیکه هست تکمیل و تجهیز بکنند و از تأسیس مدارس متوسطه جدید خودداری بکنند و بپردازند به تأسیس مدارس حرفه‌ای آن هم البته وقتی ما میگوئیم حرفه‌ای بایستی تناسب احتیاجات مملکت را هم در نظر بگیریم به بینند چه حرفه‌هائی مورد نیاز مملکت است نه اینکه همین جوری مدارس حرفه‌ای تأسیس کنند بایستی در تأسیس این مدارس حرفه‌ای موقعیت و شرایط محل و کارهائیکه در محل معمول است در نظر بگیرند و به تناسب هر محل یک مدرسه حرفه‌ای ایجاد کنند بکیفیت فرهنگ توجهی نیست فرهنگ از نظر کمیت پیشرفت کرده ولی از نظر کیفیت هیچ پیشرفت نکرده دیپلمه بیست سال قبل سواد و معلوماتش خیلی بیشتر از حالاست و آنهم علتش این است که بکمیت مدارس متوسطه بیشتر توجه کرده‌اند و دلشان را خوش کرده‌اند که مدارس متوسطه زیاد بشود مدرسه هم وسایل می‌خواهد وسایل آموزشی می‌خواهد لابراتور می‌خواهد معلم می‌خواهد و نبوده است دلشان را خوش کرده‌اند بهمین مدارس متوسطه و محصولش همین افرادی هستند که یکی از وزرای فرهنگ وقت گفت ما بیکار نداریم بیکارگی داریم و اما راجع بوزارت بهداری وزارت بهداری ضمن اینکه می‌بایستی مسئله درمان را در حدود امکان حل بکند ولی امروز در دنیا رفتـه‌اند روی مســئله پیش‌گیری و قطع علت، علت وقتی قطع شد معلول هم قطع خواهد شد قطعاً آقای دکتر آموزگار که بنده از جهاتی باید از ایشان تشکر کنم نه از لحاظ کار بنده بلکه از نظر اجرای کار و قاطعیت در کار مثل یک ژنرال دستور دادند و دستورشان انجام شد و حقیقه دست بدست مالیدن را گذاشته‌اند کنار کاری را می‌توانند بکنند می‌کنند و کنار می‌گذارند و یک کاری را که نمی‌توانند انجام بدهند قبلا می‌گویند که نمی‌شود و بنده ممنون و متشکر شدم از ایشان مسلماً یک چنین فردی در تمام امور همینطور قاطعیت دارد ولی مسئله بهداشت و پیش‌گیری را که مبارزه با کثافت مبارزه با امراض ساریه، تأمین آب مشروب و تأمین بهداشت و نظافت بخصوص در روستاها هست مدنظر داشته باشند که هر چقدر در این جهت پیش بروند هزینه‌های درمانیشان کمتر خواهد بود و ناگزیر نخواهند بود که چندین میلیون تومان را صرف ساختن بیمارستان بکنند (معتمدی – آقای دکتر آموزگار از وزاری مثبت کابینه هستند) (صحیح است) چون در مورد وزارت اقتصاد و سیستم اقتصاد ارشادی و اجتناب دولت از اینکه شخصاً در بعضی مسائل که صلاحیتش را ندارد یا جزء وظایف دولت نیست دخالت نکند آقایان به اندازه کافی صحبت کرده‌اند بنده دیگر وقت آقایان را نمگیرم امیدوار هستم این مطالبی که بسمع نمایندگان محترم و زعمای محترم رساندم مورد توجه عاجل قرار بگیرد ما هیچ منظوری نداریم غیر از آنچه شاه خواسته است که آنهم منبعث از خواستن ملت است امیدوارم که بنده ار معذور بدارید (احسنت).

رئیس – آقای سعید وزیری بعنوان موافق صحبت می‌کنند بفرمائید.

سعید وزیری – یک کارهائی سر آدم می‌آید که آدم خودش هم تعجب می‌کند رفقا به آدم می‌گویند که باید صحبت کنی ولو موافق ولو مخالف و این از راه لطف و مرحمت و حسن توجه است تردیدی نیست که هم مخالف صحبت کردن در اطراف لایحه بودجه ممکن است و هم موافق صحبت کردن من برای هیچکدام از آنها فرقی قائل نیستم برای اینکه آنکه مخالف صحبت می‌کند می‌خواهد راهنمائی کند می‌خواهد مجریان برنامه‌ها را، دولت را در راه بهتری بزعم خودش راهنمائی کند راه را نشان بدهد ارائه طریق بکند و آن کسیکه موافقت می‌کند دفاع می‌کند و مثل این است که از فرزند خودش از برادر خودش و از نتایج و آثار کار خودش دفاع می‌کند و آنها در حقیقت وقتی جنبه‌های راهنمائی کننده داشته باشد بهتر خواهد بود عرض کردم بعضی وقتها کاری سر آدم می‌آید که تعجب می‌کند و آن این است که بنده اصلا از صحبت کردن در شب و شنیدن صحبت در شب ناراحت هستم آنوقت برای این برنامه وقت می‌گیرم نوبت می‌گریم که صحبت کنم و نوبت طوری می‌شود که شب باید صحبت کنم اشکالی ندارد کار عجیب زندگی است این آزمایش است و من با نهایت خوشحالی به این ناراحتی تن در می‌دهم (کیهان یغمائی – بعضی از حرفها را هم شب می‌شود گوش داد) عرض کنم بحضورتان جناب آقای کیهان یغمائی بنده از برنامه دولت با کمال علاقه و خیلی با کمال صمیمیت دفاع می‌کنم برای اینکه از برنامه دولتی دفاع می‌کنم که همیشه گفته‌ام این دولتی است که من مال خودم میدانم و خودم را از آن دولت میدانم یعنی دولتی که متعلق به نسل من است دولتی که متعلق بطبقه من است بارها این حرف را پشت این تریبون گفته‌ام با تمام نقائص که این لایحه بودجه ممکن است داشته باشد من با کمال اعتقاد و ایمان از این لایحه دفاع می‌کنم (احسنت) برای اینکه فکر می‌کنم اگر بنده بجای آقای هویدا بودم و لایحه بودجه‌ای طبعاً براساس موازین مملکتی می‌آوردم آنهم خالی از نقص نبود و میابیستی مخالفین درباره آن صحبت می‌کردند راهنمائی می‌کردند با کمال حسن نیست می‌نشستم گوش می‌کردم درس می‌گرفتم و باز هم انتظار داشتم که دیگران هم برای تشویق برای راهنمائی بیشتر من برای ترغیب بیشتر من بخدمتگذاری آنها بیایند تعریف بکنند از این کار هم لذت می‌بردم بنده عیناً در چنین موقعی از این لایحه دفاع می‌کنم حداقل این است که انجام وظیفه دولت انجام وظیفه بسیار بموقع دولت که لایحه بودجه را دولت با این تفصیل و این طرز مشخص و منجز بموقع تقدیم مجلس کرد و همین یکی قابل دفاع و قابل تمجید است ما فراموش نکرده‌ایم سالیان سال در این مملکت تقدیم بموقع بودجه بملجس یک مشکل عجیبی بود یعنی سالها تمام کارهای این مملکت در گرو یک دوازدهم‌ها بود حالا که همین قدر که دولت با حادثه‌ها و گرفتاریها بودجه را سر وقت تهیه کرده و آورده و گفته‌است زحمت کشیده‌ام و آورده‌ام بنظر من همین کار خود بخود قابل تقدیر است و من بنوبه خودم از اینکار تقدیر می‌کنم و اقلیت و اکثریت و تمام فراکسیونها این را قدردانی می‌کنند و این خوب است خصوصاً در اینجا نکته‌ای هست تفکیک برنامه‌نویسی از وظایف وزارت دارائی و واگذار کردن آن بسازمان برنامه بنظر من یکی از خصوصیاتی است که این بودجه دارد و باید از آن قدردانی کرد یعنی با اینکار دولت یک کار خیلی جدی و یک کار بسیار صحیحی انجام داد هر سال صحبت می‌شد که وزارت خانه‌ها با وزارت دارائی کلنجار می‌روند و این گردن آن می‌اندازد و بالاخره مرحله بودجه نویسی که در حقیقت انجام یک وظیفه دستجمعی و کلیکتیو دولت بود باعث تفرقه و تشتت وزارتخانه‌های مختلف می‌شد یکی از ابتکارات این دولت که بسیار خوب و بموقع و عاقلانه بود این بود که دولت بیکی از دستگاههای خودش ارجاع کرد که در واقع وظیفه او بود و هیچیک از وزارتخانه‌ها هم با او طرف نیستند یعنی در آن سطح و آن عرض نیستند که بروند با آن معارضه بکنند و از این قبیل حرفها داشته باشند و این یکی از دقائق اینکار است که بنظر بنده قابل تقدیر است و باز اظهار علاقه دولت به اینکه من می‌خواهم بودجه برنامه‌ئی به مجلس بیاورم و این بودجه برنامه ایست که آورده‌ام همین اظهار علاقه هم بنظر من قابل تقدیر است نمی‌شود گفت که این بودجه‌ای که آورده یک بودجه برنامه‌ای صد در صد کامل و جوابگوی افکار دولت و ترقیات مملکت و احتیاجات مردم است اما یک قدم بسیار بسیار بالا بلندی است در راه رسیدن بیک بودجه برنامه‌ای بسیار صحیح که ایده‌آل این مملکت است و شاید بشود گفت که این لایحه بودجه می‌تواند سرمشق و نمونه و مدل باشد برای اینکه در سالهای آینده تنظیم‌کنندگان بودجه بتوانند از روی این لایحه لوایح بودجه بهتر و صحیح‌تری تنظیم کنند و اگر ایرادهائی این لایحه دارد آنها با روش تصحیحی بتوانند بودجه‌های بهتری تنظیم کنند و بیاورند البته بنده بارها عرض کرده‌ام این اقدام دولت بنظر من قابل قدردانی است بنده بارها عرض کرده‌ام کار من کارهای اقتصادی و بودجه‌ای و اینها نیست که در این باره زیاد صحبت کنم ولی پیش خودم وقتی بعنوان یک فرد درابره بودجه برنامه‌ای فکر می‌کردم که ایکاش در مملکت ما بودجه برنامه‌ای باشد اینطور پیش خودم فکر می‌کردم و هنوز هم معتقدم که بودجه برنامه‌ای باید این خاصیت را داشته باشد که یک طرف هزینه‌های بوده را نوشته باشند و یکطرف درآمدها را اما هزینه می‌بایستی فصل بفصل برنامه‌های عمرانی و هزینه‌های لازم را مشخص کند و نشان بدهد که این کارها انجام خواهد گرفت تا بشود از روی آنها کنترل و بررسی کرد که در این مملکت در ظرف یکسال چه کارهائی می‌تواند انجام بگیرد مضافاً به اینکه بنده معتقدم که در تنظیم فصول هزینه یا فصول اقدامات عمرانی بایستی آنها واقعاً آنقدر وقاعیت و حقیقت داشته باشد آنقدر باید مؤثر باشد که همان ترتیب‌های هزینه نوید دهنده این باشد که خودشان درآمدهای دیگری را بوجود خواهند آورد بنظر من بهترین بودجه برنامه‌ای بایستی یک چنین خاصیتی داشته باشد یعنی درآمدها در یک ستون هزینه‌ها در یک ستون مشخص کننده اقدمات و برنامه‌هائی باشند و در عین حال تک تک آن برنامه‌ها تک تک آن فصول مختلف باید آنچنان نوشته شده باشد که خودشان بر گرداننده و تأمین کننده مجدد آن هزینه‌ها باشند یعنی برنامه‌ها تولیدی باشند عمرانی باشند و بنظر من تنها متوسل شدن بتنظیم جدولها و فرمولهای غیر مأنوس شاید خیلی مطبوع نباشد بودجه باید توضیح دهنده و منعکس کننده آرزوها و انتظارات مردم باشد که مردم کوچه و خیابان اگر آنرا بخوانند بتوانند بفهمند درآمدهای مملکت‌شان این است و هزینه‌هایشان این است و این هزینه‌ها فصولش این است و از این محل چه کارهائی انجام خواهد گرفت بخصوص در یک چنین دولتی می‌بایست بودجه واقعاً نشان دهنده آن آرزوها و آن هدفهائی باشد که انقلاب شاه و ملت آن هدف‌ها را نشان داده است و یک دولت مبعوث شاهنشاه و ملت حتماً می‌بایستی لایحه بودجه‌اش دارای چنین خاصیت‌هائی باشد بهمین جهت است که بحث در مورد بودجه را در مجلس آنطور برای نمایندگان حق بحث قائل شده‌اند که حق بحث در برنامه‌های دولت قائل شده‌اند که صحبت بشود که با آزادی و غیر محدود بودن در وقت صحبت بشود (برای بنده یادداشت فرستاده‌اند با احترامی که قائل هستم که یادداشت‌ها را بخوانم باعث می‌شود که وقت بیشتری از آقایان گرفته شود چون من سعی می‌کنم عرایضم را مختصر کنم یادداشت نفرستید چون من مجبور می‌شوم جواب بدهم و حاشیه بروم و بیشتر طول می‌کشد) من فکر می‌کنم در این بودجه آنچه برای تنظیم کنندگان ممکن بوده واجد چنین خاصیتی که عرض کردم هست تا حدودی که برایشان چه از نظر وقت و چه از نظر امکانات بوده این خاصیت‌ها را دارد البته بودجه باید ضامن اجرائی داشته باشد و ضامن اجرائی بودجه باید در کنار خودش باشد ضامن اجرائی بودجه هم تفریغ بودجه است قانون اساسی مطلبی را بعنوان تفریغ بودجه در نظر گرفته است و باید دولت در آخر سال بیاورد و بگوید من این بودجه‌ای که پارسال آوردم شما تصویب کردید این درآمدها و این هزینه‌ها بود بفرمائید این درآمدها را تا این اندازه وصول کردم این کارها را که قرار بود انجام بدهم انجام داده‌ام و باین ترتیب بعنوان تفریغ بودجه مفاصاحساب از مجلس بگیرد و برود و بنظر من تبصره‌هائی که در دنباله این بودجه دولت نوشته است نشانه حسن توجه و حسن نیت هم همین است اما ارجع بصرفه‌جوئی در حقوقها آن روز وقتی آقای نخست وزیر بودجه را بمجلس عرضه داشتند اشاره کردند که راجع بپولهائی که گویا در بعضی از دستگاهها گرفته می‌شود سؤال شده بنده بنوبه خودم بسیار خوشحالم که آن سؤال بنده در ذهن دولت بوده است چون بموجب همان صورت جلسه‌ای که بنده عرض کردم که این سؤال را می‌کنم دست دولت در تنظیم بودجه باز باشد که بگوید که در آنجا در مجلس از من می‌پرسند و من با مجلس روبرو هستم که می‌پرسند چرا ولخرجی می‌شود چرا پولهای زیاد گرفته می‌شود و من بموجب این سؤال مجبورم جلوی این‌ها را بگیرم و من با این که جواب سؤال خود را از دست دولت نگرفته‌ام ولی این را نمونه‌ای از حسن نیت دولت میدانم که مأموران عالی رتبه شما آنجا گنجانده‌اند که حقوق و پاداشهای صاحب منصبان دولت و مأمورین دولت را در دستگاههای بازرگانی متعهد شده‌اند که محدود بفرمایند و بصورت معمولی برایشان طبقه‌بندی و درجه‌بندی بفرمایند این خودش علامت آن است که دولت به آن مطلب صرفه‌جوئی که گفته است و ادعا کرده است و باید بر سر قول خودش بایستد باوفاست باز از این جهت بنظر من قابل تقدیر است من از این زاویه هم نگاه می‌کنم ببودجه و از این بودجه دفاع می‌کنم و این کار در مملکت ما بسیار بسیار مهم است الان چون وقت نیست و اغلب آقایان اعم از مخالف و موافق که صحبت کرده‌اند دیدم کسی موافق با ولخرجی نبود نه مخالف نه موافق همه با صرفه‌جوئی موافق بودند و تأیید می‌کنند و این شیرازه کارها است که باید بشود خوشبختانه احساس می‌شود در این لایحه بودجه روح صرفه‌جوئی ساطع و متجلی است از این جهت هم من وظیفه خود میدانم که قدردانی بکنم و دفاع بکنم تبصره‌ای برای عمران و آبادی اراضی بایر و باتلاقی در بودجه هست این یکی از تبصره‌های بسیار بسیار خوب بود آقای دکتر بقائی هم علاقمندند آقای اراضی بایر خارج از محدوده شهرها برای عمران و آبادی آنها هم تبصره‌ئی گنجانده شده است و مخصوصاً آن تبصره مورد بحث خیلی مفصلی در کمیسیون‌های مختلف شد می‌گفتند این یکی از آن تبصره‌های بسیار بسیار خوب است و در کمیسیون بموقعش وقتی ماده واحده مطرح شده بنده پیشنهادی دادم ولی مخالف شد و بنده هم نجابت کردم و رد شد در موقعیکه مواد مطرح است بنده دوباره نظرم را تکرار خواهم کرد که تأمین بشود جناب آقای مهندس والا راجع به تبصره‌های تصیل کننده انجام وظایف شهرداری تهران باز آن روز اتفاقاً وقتیکه سؤال می‌کردم یکی از مطالبیکه بنده بعرض رساندم مسئله شهرداری تهران بود حالا ولو اینکه برای خاطره عرایض بنده نبوده و دولت مسلماً در نظر داشته است اما تواردی که پیدا شده است بین عرایض بنده و دولت این تبصره‌ها را برای شهرداری تهران گذاشته است من لااقل بعنوان فردی که آن نظر را اعلام کرده و ابراز کرده از این اقدام تشکر می‌کنم لااقل یک موجبات بیشتری برای شهرداری تهران فراهم کرده است که یک مقدار زیادی این گره‌ها را باز می‌کند و سنگ‌ها را برمیدارد و من بنوبه خودم تشکر می‌کنم بهرحال حسن توجه مستمر کمیسیونهای مختلف مجلس بلایحه بودجه مجلس همکاران عزیز و رؤسای کمیسیون تا حدودی که بنده در خدمتشان بوده‌ام دوست عزیزمان آقای دکتر یزدان پناه رئیس کمیسیون بودجه آقای خواجه نوری رئیس کمیسیون دارائی و در یک جلسه دیگری که در خدمت آقای فخر طباطبائی رئیس کمیسیون دادگستری بودم دیدم این تبصره مورد توجه تمام آقایان نمایندگان محترم مجلس بود به اینکه این لایحه دولت را هرچه زودتر بگذرانند و خصوصاً بنده فراموش نمی‌کنم یادآوریهای مقام ریاست راهنمائیهای خیلی ذیقیمت و یادآوریهای بسیار بجای مقام محترم ریاست مجلس را که تأکید فرمودند مخصوصاً بکمیسیونها که هرچه زودتر این بودجه تنفیح بشود بنده فکر می‌کنم همه نمودار این است که یک علاقه‌ای در مجلس برای زودتر و بهتر انجام دادن و تمام کردن این بودجه بوده است حالا این نتیجه کار در اینجا در جلسه علنی آمده انتقاد مخالفین ارائه طریق بود و تمجید موافقین همینطور تشویق و تحریک بیشتر دولت در انجام وظیفه بود و من یقین دارم که آن تذکرات خیرخواهانه و این دفاعهای دوستانه در کنار رهبری‌های بسیار داهیانه و نبوغ‌امیز و هشویارانه پادشاه بزرگوار ما در واقع رهبری و راهنمائیهای گرانبهای ایشان روح واقعی بودجه‌ها و برنامه‌های دولته و روح واقعی انقلاب و تحول ملی ما می‌باشد و خواهد توانست اقدامات دولت را خیلی بالاتر و بارورتر از آنچه که در این بودجه‌ها و در برنامه‌ها نوشته شده است به ثمر برساند و موفقیت‌های بزرگ و غیر منتظره‌ای نصیب دولت می‌سازد که حتی برای دولت هم شاید این موفقیت‌ها غیر منتظره باشد یعنی در حقیقت یک موفقیت و توفیق فوق برنامه و فوق بودجه است که همه آنها موجب اعجاب همه مردم و موجب تحسین موافق و مخالف چه در مجلس و چه در داخل مملکت و چه در خارج مملکت خواهد بود و من اطمینان دارم که چنین خواهد بود زیرا آنچه که برای من مسلم است تمام مردم ایران و بگذارید عرض کنم روزی بیاید که مورد اتفاق اکثر مردم دنیا قرار مگیرد مذاکرات و صحبت‌هائی که اعلیحضرت همایون با رهبران کشورهای مختلف در اروپا اعم از اطرایش یا جاهای دیگر فرموده‌اند که واقعاً مذاکرات و اقدمات بسیار مدبرانه و افتخارآمیز و غرورآمیز برای ملت ماست که اعلیحضرت همایونی در انگلستان انجام داده‌اند (صحیح است) و ما اخبار آنرا از دور از رادیو و از روزنامه‌های داخلی و خارجی و مصاحبه‌های رادیوئی و تلویزیونی می‌شنویم واقعاً من احساس غرور می‌کنم احساس افتخار می‌کنم (صحیح است) و واقعاً پس پریشب که از رادیو گوش می‌کردم که نقل می‌کرد که چه فرمودند در مصاحبه تلویزیونی در انگلستان بنده واقعاً احساس غرور میرکدم به اینکه یک مردی که در مملکت ما در دنیا خودنمائی و تجلی کرده است که برای فر فرد ما برای نسلهای آینده ما برای محیط زندگی ما افتخارآمیز است و واقعاً محیط ما را پر از غرور پر از سربلندی می‌کند و واقعاً این یک مرد بزرگ فقط کافی است اگر کمترین کمپلکس حقارت در این مملکت یک وقت بوده است واقعاً رخت بربندد و برود (احسنت) و مطلقاً عقده حقارت در مملکت ما باقی نماند به این دلیل است که بنده عرض می‌کنم این متفق علیه افراد ملت ایران است که ما بالاتر از این برنامه‌ها بالاتر از این بودجه‌ها بالاتر از این حسن نیت‌ها بالاتر از این نقطها بالاتر از این موافقتها بالاتر از این مخالفتها یک تکیه‌گاه و یک اتکاء بسیار منطقی داریم و این شخص شاه است (صحیح است) شخص شاه است (صحیح است) و من صادقانه و صمیمانه یعنی با ایمان قاطع از طرف فرد فرد شما و از طرف فرد فرد ملت ایران اطمینان قاطع دارم که ما در سایه این تکیه‌گاه خواهیم توانست بسیاری کارهای بالاتر از این بودجه‌ها و این برنامه‌ها را انجام بدهیم که برای همه نمایندگان اعجاب‌آور باشد و من به این اطمینان دارم که در همه دنیا معلوم خواهد شد که اقدامات ما سعی و کوششهای ما مجاهدتهای ما وحدت ملی ما واقعاً صادقانه است و واقعاً بثمر نهائی خواهد رسید من البته تذکراتی در مواد دارم بخصوص دراین مورد تأمین حقوق و مزایا و وسیله کار برای نویسندگان، مؤلفین و برای اجراء‌کنندگان برنامه‌های هنری رادیوی وزارت اطلاعات وزارت فرهنگ و هنر که گویا با این تبصره ممکن بود یکی کمی کار آنها در مضیقه بیفتد چون این نویسندگان و این هنرمندان افراد منحصر بفردی هستند که آنها را نمی‌شود کارهایشان را در گرو پاره‌ای از مقررات گذاشت که چون از فلان مؤسسه پول می‌گیرد حالا بگوئیم دیگر در آن مقاله‌نویسی کتاب‌نویسی حقی نباید بگیری و برنامه‌ات را اجرا نکنی من در این باره بخصوص پیشنهادی داشتم که البته وقتی که تبصره‌ها مطرح شد بعرض مجلس محترم شورای ملی خواهم رساند و اما این یادداشتی که مرقوم فرموده‌اند که بی‌انصافی هم زیاد خوب نیست آقای پاک ذات عیبی ندارد شما با انصاف باشید گذشت داشته باشید من این استفاده را از یادداشت شما می‌کنم که مرقوم فرموده‌اید بی‌انصاف هم زیاد است عرض کنم که یکی از صفات مخصوص ایرانی انصاف و مروت و جوانمردی است آقای پاک ذات من امروز متأسف شدم یکنفر از آقایان که خیلی خوب هم صحبت کردند خیلی خوب انتقاد کردند موارد بسیار بسیار خوبی را یادآوری کردند ولی متأسفانه اسم بردند از مردی که حالا نیست و من فکر می‌کردم چقدر بجا بود خیلی بهتر بود که با احترام‌تر اسم می‌بردند البته بی‌احترام اسم نبردند بنده فکر کردم در شأن خود ایشان نیست و بعد بخودشان یادآوری کردم متذکر شدند متوجه شدند این یکی از خصوصیات ملت ایران است ملت نجیب یعنی ملتی که قدرشناس است حق شناس است با انصاف است با گذشت است با اغماض است والا ماشین داشتن پول توی جیب داشتن تند تند حرف زدن اینها از افتخارات ملی وقاعی نیست و من مطمئن هستم که ما ملت ایران یکبار دیگر در راه رسیدن بهمان آرمانهای ایران باستان و همان ایرنیان پاک در آن راه خواهیم رفت و حتماً رسید (احسنت).

رئیس – آقای دیهیم بعنوان مخالف صحبت می‌کنند بفرمائید.

دیهیم – خیلی مشکل است در این موقع شب که همه خوابیده‌اند و استراحت کرده‌اند من پنجساعت صحبت بکنم و شما هم گوش بدهید (یکنفر از نمایندگان -همه نخوابیده‌اند) من خیلی کمتر صحبت می‌کنم وظیفه بس مقدس و سنگین نمایندگی وادار می‌کند که در این موقع شب پشت این تریبون به‌ایستم و مطالبی عرض کنم و مخالف بودجه صحبت بکنم البته بودجه مطالبی هم دارد که قابل تمجید و تحسین است (صحیح است) ما آنرا بعهده موافقین گذاشتیم که آنها هم بیایند مطالبی بگویند ما هم بیائیم به اینجا ایردها و انتقاداتی که به این بودجه داریم بعرض نمایندگان محترم برسانیم اگر من جای دولت باشم من نخست‌وزیر این مملکت باشم خدای نکرده (خنده نمایندگان) من به تذکرات مخالفین که در بودجه صحبت می‌کنند بیشتر توجه می‌کنم انتقاد و انتقادب جا موهبت الهی است لطف و عنایت خداوندی است.

از صحبت دوستی برنجم
کاخلاق بدم حسن نماید

باید انتقاد کرد، ایراد نمود تا اینکه اصلاح شود (صحیح است، احسنت) انتقاد از بودجه دشمنی با دولت نیست مخالفت با دولت نیست راهنمائی دولت و کمک بدولت است (صحیح است) از خدا توفیق می‌خواهم که لطف و عنایتش را در حق مخلص آنقدر ارزانی بدارد که بتوانم تا آخرین نفس و تا آخرین دقایق زندگی حقایق را بگویم (احسنت) من در عمرم غیر از حقیقت چیزی نگفته‌ام (صحیح است) خدا را شاهد و ناظر میدانم روزی که به این جا آمدیم افتخار نمایندگی ملت رشید ایران را پیدا کردیم سوگند وفاداری یاد کردیم که وظیفه خودمان را نسبت بخدا و شاه و مملکت بنحو احسن انجام بدهیم حالا هم سوگند را تجدید می‌کنم سوگند وفاداری یاد می‌کنم که وظیفه خود را نسبت بخدا و شاه و میهن و ملت رشید ایران تا آخرین قدرت و بنحو احسن انجام بدهم (احسنت) (موسوی ماکوئی – ما در گذشته ثابت کردیم) وقت جیره‌بندی شده است باید کمتر صحبت کنم بودجه را که مطالعه می‌کردم جلد و کاغذ خوبی داشت و جداً هم خوب چاپ شده است کاری ندارم لیکن مطالبی هم هست که جداً قابل تحسین است ولی این بودجه در موقع تنظیم شدن هیچ توجهی نشده است یک بودجه فکری و معنوی هم درست بکنند آقای نخست‌وزیر باید بودجه‌ای درست بکنید یعنی فکری اتخاذ بکنید دردهای این ملت را درمان بنمائید اجازه بدهید عرض کنم نارضایتی هست مردم را نمی‌شود گفت چرا ناراضی هستید باید برد ناراضیها گوش بدهید امر اعلیحضرت همایونی را باید اجرا کنید. در خاک انگلستان فرمودند انقلاب ما توأم با عدالت است بیان پادشاه باید لباس و جامه عمل بپوشد نظر مبارک شاهنشاه. تأمین عدالت است و پس از دولت‌ها. نارضایتها هست که از زبان ما بشوند ما باین مملکت علاقمندیم امتحان داده‌ایم در گذشته ثابت کرده‌ایم که ما بعظمت و استقلال ایران پای بندیم (صحیح است) من دیهیم امنیت هستم اگر امنیت باشد شما نخست‌وزیر امنیت هستید آقایان وزاری امنیت هستند، اگر امنیتی، هست مملکتی هست، ملت هست، شما هستید، ما هستیم (صحیح است) نارضایتی را باید از بین بردارید توجه بکنید با مردم تماس نزدیک پیدا کنید بدرد دل مردم رسیدگی کنید از زبان ما بشنوید ما حقایق را میگوئیم قسم یاد کرده‌ایم و علاوه بر این نفع ما در ایناست ما ایرانی هستیم باید فکری بکنید که از چه راهی باید دردهای بی‌درمان یا با درمان ملت ایران را درمان بکنید جناب آقای نخست‌وزیر و جناب آقای وزیر دارائی مردم از وضع دارائی شما ناراضی هستند و نارضایتی به اوج اعلی رسیده مأمورین شما بمؤدیان شما ظلم می‌کنند (صحیح است) هرکس رشوه نداد میزان مالیات او را بالا می‌برند بسر مبارک اعلیحضرت همایونی قسم رشوه می‌خواهند هر کس رشوه نداد مالیات او را مالیاتی تعیین می‌کنند که یا باید بمیرد یا باید زندانی شود (دکتر حسینی – کاملاً صحیح است) پرویز در تجارتخانه‌ای بودم من وضوء دارم هیچوقت دروغ نمی‌گویم حالا هم دروغ نمی‌گویم این جا، جای مقدس است تعظیم می‌کنم بعظمت اینجا چنانکه عرض کردم پریروز در تجارتخانه‌ای بودم صاحب آن تجارتخانه، هشت هزار تومان بمأمور شما داده و دستش را بوسیده بود و گفته بود شرت را از سر من بردار و برو حقایق را بنویس بعد از رفتن او بمن می‌گفت ایکاش روی این هشت هزار تومان هشت هزار تومان دیگر می‌گذاشتم و بدولت می‌دادم در آنجا گفته بود اگر ندهید روزگار تاریکی دارید (ریگی – معرفیش کنید) گفتهب ود از فلان تجارتخانه بدفترش دو ریال ایراد گرفتم بیست هزار تومان پول گرفتم با تو دست هستم سابقه دوستی دارم با هشت هزار تومان گذشتم اگر جلوگیری نکنید در درجه اول بشاه ایران خیانت کرده‌اید در درجه دوم بملت ایران در درجه سوم بخودتان (یکنفر از نمایندگان – معرفی کنید اسم ببرید) از ما این مطالب را بشنوید، بشنوید اینها را باور کنید مالیاتهائی که می‌آورند و بعرضتان میرسانند یا مالیاتهائی است بیش از اندازه یا مالیاتی است کمتر از اندازه مالیات واقعی خلی کم است یا پول گرفته مقدارش را پائین آورده یا پول نگرفته مقدارش را بالا برده به این کمیسیونهای دارائی‌تان دستور بدهید انصاف و خدا را در نظر بگیرند مطالبات سوخت را قبول نمی‌کنند چرا قبول نمی‌کنند تاجری که طلبش سوخت شده ورشکست شده دارائی چرا قبول نمی‌کند وقتیکه من طلبی دارم بدهکارم ورشکست شد منهم روی بدهی او قلم کشیدم دارائی چرا قبول نمی‌کند هزینه کسب را قبول نمی‌کند تاجری که در آنجا نشسته بمشتریش چائی می‌دهد بخاری روشن می‌کند برق روشن می‌کند تجارتش را انجام می‌دهد نماینده شما این هزینه‌ها را قبول نمی‌کند برق روشن می‌کند تجارتش را انجام می‌دهد نماینده شما این هزینه‌ها را قبول نمی‌کند می‌گوید قبول ندارم چای قبول نیست بخاری قبول نیست باید در زمستان بیائی در اینجا بمیری بخای روشن نکنی والا اگر روشن بکنی از جیب خود محسوب داری هزینه تحصیل بچه را قبول نمی‌کنند دستوری بفرمائید اینها درختهای بارور شما هستند اینها درختهای میوه‌دار شما هستند اگر آب بدهید اینها را تقویت کنید میوه بیشتری می‌دهند اگر اره و تیشه بردارید از ریشه بزنید ممکن است یک دو خروار هیزم بفروشید وجه بیشتری بدستتان آید ولی آخرین سال وآخرین دفعه است اینها را از ریشه قطع نکنید تاجری ورشکست می‌شود طلبکارانش جمع می‌شوند ارفاق می‌کنند مهلت می‌دهند به تومانی دو ریال طلب خودشان را قبول می‌کنند مأمورین غلاظ و شداد در آنمیان می‌رسند اموالش را توقیف می‌کنند میگوید من باید پولم را تمام و کمال بگیرم جریمه دیر کرد را هم باید بگیرم آقایان اصل پول را نمی‌تواند بدهد تو چطور اصل و فرع را می‌خواهی. مستی افتادهب ود در کنار جوئی پاسبانی گفت پاشو و برویم به کلانتری گفت اگر قدرت داشتم بمنزل می‌رفتم کلانتری چکار دارم اگر قدرت داشت اصلش را م یداد وقتیکه ورشکسته شد و تجار رسیدگی کردند و شکست او را تصدیق نمودند و تومانی دو ریال بگیرند بچه مناسبت شما هم یک تومان بگیرید و هم نزول و خرج و دیر کرد گذشته و آینده و مثل اینکه مأمورین شما با دشمنان خود معامله می‌کنند اینها دوستان شما هستند اینها سرمایه‌های کشور ما هستند اینها مالیات بده هستند اینها هستند که بودجه شما را زینت داده‌اند و بودجه خودتان را با این مالیاتها تکمیل کرده‌اید جناب آقای نخست وزیر ترا بخدا قسمت رابطه مأمور مؤدی را قطع کنید بیایند دست شما را ببوسند دست مدیر کل را ببوسند مالیاتشانرا بدهند آقا یک روز تشریف ببرید بیکی از مؤسسات یکروز تشریف ببرید به بازار در یک تجارتخانه بنشینید یک قرآن هم ببرید به آن تجار بگوئید ترا با این قرآن بگو مأمور مالیات آمده چه کرده است خواهد گفت مأمور مالیات آماده چه کرده است خواهد گفت مأمورتان اینجا بود و مرا می‌ترساند و خواهد گفت یک نفر به تجارتخانه آمد که دستش کیف داشت فکر کردم آنهم مأمور دارائی است قلبم تا بحال می‌زند رابطه مأمورین را قطع کنید شما در وزارتخانه‌تان مأمورین عالیمقام شریف پاک و سوگند یاد کرده دارید مثل خودتان پاک هستند شما مأمورین پاک هم دارید مدیر کل وصول شریف دارید بدهید به پرونده‌ها رسیدگی کنند مستقیماً بنویسید آنها بحساب مؤدیان رسیدگی کنند و احقاق حق نمایند وزیر دارائی در کمیسیون‌ها اعضای کمیسیون نشسته‌اند مسئولیت ندارند اگر رأی برخلاف حقیقت بدهند مسئولیت ندارند در دادگستری قاضی اگر برخلاف حق و حقیقت رأی بدهد او را به محکمه انتظامی می‌فرستند در کمیسیون شما رأی برخلاف حقیقت می‌دهید این نشد این حکم است این دیگر یک طرفه معامله کردن است این دیگر دست یکنفر را از پشت بستن و یک شمشیر بدست جلاد دادن است چنانچه عرض شد قاضی که یک رأی بر خلاف حقیقت داده از او شکایت کردند به محکمه انتظامی می‌رود پدر آن قاضی را در می‌آورند جناب آقای وزیر دادگستری این طور نیست (وزیر دادگستری – در هر دو جا اینطور است در دارائی هم همینطور است) در دارائی اینطور نیست کدام رأی در دارائی هست که در کمیسیونها نشسته برخلاف حقیقت رأی داده او محکوم شده است؟ کدام یکی را نشان خواهند داد یکی هم برای نمونه در مقابل کلیه عرایض من کافی است آقای نخست‌وزیر کمیسیون از کجا تشخیص داد که این مؤدی باید ۴۹۲۹۹۲ تومان مالیات بدهد که می‌تواند بگوید که این رقم را از کجا آوردی فردا تحقیق کنید ببیند در دارائی چنین پرونده‌هائی که قاضی بد رأی داده پدرش در آورند (روحانی – اگر سوء نیست باشد قابل تعقیب است) اگر نداریم و اگر نمی‌توان نشست من عرض می‌کنم این جور است شما میگوئید اگر این جور باشد اینطور است دیگر بیخود عرض نمی‌کنم آقای روحانی شما مرا بهتر می‌شناسید شما در اینجا از آنهائی هستید که من را خوب می‌شناسید من عرضی نمی‌کنم مگر اینکه بآن یک من مدرک داشته باشم عرض نمی‌کنم مگر اینکه همه آن توأم با حقیقت باشد چرا دروغ بگویم چه استفاده‌ای دارم که دروغ بگویم عرض کردم آقای وزیر دادگستری یکی را نشان بدهند من تمام عرایضم را پس می‌گیرم ولی می‌خواهید من اینجا هتفاد موردش را بگویم که همه ظالمانه است آن شربت اوغلی‌ها که کاروان حاجی می‌برند و مرمدان بسیار خوبی هستند هم به پدر هم به پسر و هم به پسر کوچک و بزرگ بهر یک مالیات تعیین کرده‌اند کسی نیست بگوید آقای ممیز و آقای سرممیز تو از کجا فهمیدی که اینها هر کدام یک کاروانی دارند از مجلس حداقل ده نفر به مکه مشرف شده‌اند همه میدانند که حاج مجید شربت اوغلی یک کاروانی دارد (صحیح است) چرا برای پنج نفر اجرائیه صادر می‌کند حالا پنهان شده‌اند از ترس مأمورین شما به تجارتخانه خودشان می‌روند به پسر و نوکر و شوفر و همه افراد خانواده مالیات تعلق گرفته است جناب آقای نخست‌وزیر ما بشما احترام قائلیم خودتان هم میدانید چون شما را مرد بی‌نظر و بی‌غرض می‌شناسیم مطالبی که اینجا صحبت فرمودید همه را ما حفظ کرده‌ایم شما مرد مثبتی هستید این عرایض را صمیمانه از ما قبول بفرمائید در این کمیسیونهای خودتان تجدید نظر بکنید و قانون بگذارانید که اگر کم و زیاد رأی بدهند و برخلاف حقیقت مالیات تعیین بکنند تنبیه خواهند شد (مهندس والا – مأمورین را باید اصلاح کرد) قانون خوبست مأمور سالم از آن استفاده خوب می‌کند مأمور ناصالح سوء استفاده می‌کند بشرافت همه قسم بیشتر تقصیر از مأمور است (صحیح است) عرض کردم می‌گفت کاشکی ۸ هزار تومان بروی هشت هزار تومان رشوه می‌گذاشتم بدارائی می‌دادم جنابعالی فردا بروید یک تاجر را بیاورید بدارائی هرچه نظرتان هست بگوئید او مالیاتش را بدهد موقع صدور قبض خواهند گفت این جور نیست تو غلط کردی تو غلط گفتی از مجرای قانون نیامده‌ای باید ده برابر این مالیات را بدهی یعنی بمن پول نداده نمی‌گذارم قبض صادر شود پرونده در دارائی هست و در کمیسیون مؤدی به ۱۰ هزار تومان حاضر شده بدهد یکی از اعضای کمیسیون طوری کرده رأی داده نشود مؤدی می‌گوید ده هزار تومان می‌دهم به او گفته بودند هزار تومان بمن اگر بدهی کمتر از ده هزار تومان رأی می‌دهم جناب آقای نخست وزیر به ۴ هزار تومان رأی داده‌اند (معتمدی – باید قانون بیاورند که بین مؤدی و مأمور – کاملا جدائی باشد) آفرین باید دست این مأمورین را از دامن مؤدی کوتاه کرد راجع بگمرک مطالبی دارم عرض کردم وقت جیره‌بندی شده است قیافه معصوم رئیس محترم مجلس که همیشه پیش چشمم است و به ایشان احترام قائلم یک قیافه معصوم یک قیافه متینی یک قیافه زیبائی دارند بجیره‌بندی راضی شده از گمرک گذشته ولی در کلیات آن مختصر عرض می‌کنم در گمرک نرخ را ثابت کنید تجدید نظر کنید بتوانید بوسیله گمرک جلوی قاچاق را بگیرید علت قاچاق از دو چیز است علت اول از بیکاری است آقای نخست‌وزیر کار نیست در این مملکت بیکاری زیاد است بیکار یکروز یک هفته یک ماه یک سال صبر می‌کند شبها پیش عائله‌اش نمی‌رود در تاریکی‌ها قدم می‌زند تا بچه‌هایش بخوابند بچه معصومش اگر نان بخواهد ندارد آخر بتنگ می‌آید دستخوش هوی و هوس میوشد ایرانی آقاست ایرانی زیر بار ذلت نمی‌رود، سعی کنید جلوگیری از این بیکاری بکنید این جلوگیری از بیکاری جلوگیری از قاچاق است و علت دیگرش هم سنگینی نرخهای گمرک است چائی را ۲۰ تومان در آبادان در حال قاچاق می‌فروشند تاجر آن را در تجارتخانه‌اش به ۵۶ تومان می‌فروشد ۳۶ تومان در یک کیلو چای تفاوت دارد روی این اصل قاچاق می‌نمایند ۲۸ هزار تن مصرف چای این مملکت است ۱۰ هزار تن چای داخله است ۱۸ هزار تن چای خارجه است که باید داخل کشور شود جناب آقای نخست وزیر بپرسید از گمرک من میدانم ۵ هزار تن بجای ۱۸ هزار تن سال گذشته چای بگمرک وارد شده ۱۳ هزار تن قاچاق است آنوقت ببینید قاچاق قماش چقدر است آنوقت ببنید سایر امتعه خارجی چقدر است قانون خاصی بیاورید در این موضوع یک تجدید نظری بکنید که هم قاچاق نباشد و هم تاجر ورشکست نشود و هم بدولت ضرر وارد نشود راجع بکارخانه‌های داخلی و حمایت از صنایع صحبت بکنیم در این مملکت حمایت از صنایع توأم با حمایت از جنایت است وقتی یک تابلوئی در کارخانه بالا می‌برند قلب مردم می‌زند که فرد اجنس ترقی خواهد کرد پارچه‌ایکه از خارجه می‌آید بقیمت ارزان وارد می‌شود چشممان باید کور بشود و باید گران‌تر خرید زیرا امتعه داخله است از ژاپن می‌آید از کشور ما پنبه می‌خرد گمرک می‌دهد کرایه می‌دهد عوارض می‌دهد رنگ می‌کند و پارچه درست می‌نماید ارزان می‌فروشند متری به ۳۷ تومان در ایران می‌فروشد کارخانه دارها در لوای حمایت از صنایع داخلی نه گمرک می‌دهد نه عوارض می‌دهد نه کرایه می‌دهد متری به ۶۰ و ۷۰ تومان می‌فروشد چشم آن کسی کور باشد که نخواهد بصنایع داخلی بنظر احترام نگاه کند ولی این عمل دولت حمایت از صنایع داخلی نیست ظلم بر مردم است دویست میلیون تومان پول وام داده‌اید بشما قول می‌دهم این پول بخزانه شما نخواهد رسید اگر بخاطر این دویست میلیون طلب خودتان روا می‌دارید که بمردم ظلم بشود اینکار دیگر است ولی مطمئن باشید که این طلب بصندوق شما نخواهد رفت اگر بخاطر اینستکه در این مملکتاز ده و ۵۰ نفر حمایت بکنند و از ۲۵ میلیون نفر رعیت پادشاه دست حمایت تانرا بردارید اینکار عاقلانه و منصفانه نیست باید انصاف داشت من دشمن کارخانه‌دار نیستم ولی از صمیم قلب می‌گویم جناب آقای نخست‌وزیر علاقمندم به این مملکت من در این مملکت از جان و مال گذشته‌ام من از اعلیحضرت همایونی افتخار لقب سرباز فداکاری گرفته‌ام من از دست شخص اول نشان درجه اول شجاعت گرفته‌ام من از دست مبارک شاهنشاه نشان همایونی و نشان درجه یک رستاخیز گرفته‌ام من حق دارم در این مملکت این مطالب را بگویم جناب آقای وزیر دارائی مردم از من انتظاراتی دارند من سرباز دویست میلیون به یک کارخانه و سیصد میلیون هم بچند کارخانه دیگر می‌دهید ولی شش میلیون تومان در تبریز بچهار کارخانه داده‌اید همه آنها را تملیک کرده‌اند همه را به اسم دولت قباله کرده‌اند از دولت جداً تقاضا می‌کنم بنام احتارم بمقام آذربایجان که در گردن ملت ایران حقوقی دارند (صحیح است) به آذربایجان کمک کنید افتخار می‌کنید که نخست‌وزیر دولت مشروطه هستید این افتخار را از آذربایجان گرفته‌اید (صحیح است) اقلا یک کمک مؤثری نکردید مثل آقای مقدم رفتار کنید دیگر نمی‌خواستم از ایشان اسمی ببرم ولی نظری ندارم ۱۶ میلیون سرمایه کارخانه پشمینه را در مقابل یک میلیون و هفتصد هزار تومان صاحب شدند و ۵۰۰ نفر کارگرش را بدبخت نمود در مقابل شش میلیون تومان چهار کارخانه را تملک کرده‌اند (مهندس والا – بنده شنیدم بعد از اینکه خواستند قرض را بدهند پس نگرفته‌اند) بلی در مقابل یک میلیون و هفتصد هزار تومان قبول نکردند می‌گویند زمین‌های آنجا خیلی مرغوب است هر وقت امر بفرمائید طلب بانک را حاضر هستند بدهند آقای نخست وزیر از مطالب دیگر صرفنظر می‌کنم این دو بین شعر مکنونات قلبی مردم است البته در محضر جناب آقای دکتر خطیبی شعر خواندن مشکل است چون استاد مسلم هستند.

آئینه حق نما دل خسته ماست
برهان حقیقت دهن بسته ماست
آنکس که درست حق و باطل بنوشت
نوک قلم و خامه بشکسته ماست

تا بحال دهنمان را بسته و کمتر صحبت کرده‌ایم ولی در خانه اگر کس است، یک حرف بس است وزرایتان و هم خودتان مردمان محترمی هستند اغلب وزرا افراد با شخصیتی هستند (دکتر شفیع امین – همه‌شان) آقای دکتر، اگر من عرض می‌کنم میگویم صدی نودشان خوب است من قسم خورده‌ام که هر چه بگویم درست بگویم بعرایضم خاتمه می‌دهم راجع بژاندارمری و شهربانی هم لطف و عنایتی بفرمائید در این بودجه که ارقام خیلی بزرگی نوشته‌اند چیزی راجع بشهربانی و ژاندارمری ندیدم من آنقدر از ارقام بزرگ سر در نمی‌آورم اگر چه معلم ریاضی بودم و تألیفاتی در ریاضی دارم ولی خلی از ارقام بزرگ سر در نمی‌آورم رقم بزرگ در پول حقوقم را دیده‌ام که چهار هزار تومان است غر از این رقم رقم بزرگی نمیدانم ژاندارمری‌ها و رئیس ژاندارمری بسیار افراد شریف و خوبی هستند جداُ تبریک عرض می‌کنم که توفیق پیدا کردند وضع آنجا را بهتر نمودند شهربانی خوب شده است پاسبان‌ها انجام وظیفه می‌کنند ولی بدبخت‌ترین افراد هستند حقوق ژاندارمها و یا شهربانیها خیلی کم است زندگی به آنها خیلی سخت می‌گذرد دوره‌های گذشته پاسبان و ژاندارم استافده‌هائی داشت یک چیزهائی بدست می‌آوردند دو نفر اگر با همدیگر مختصر اختلافی پیدا می‌کردند پاسبان و ژاندارم خوشحال می‌شد حال که شما را خسته کردم بهتر است مطلبی بگویم که بخندید در تبریز دو نفر با هم بلند حرف زده بودند پاسبان شنیده بود آنها را بکلانتری می‌برد آنها گفته بودند با هم دعوا و شکایتی نداریم گفته بود باید بکلانتری برویم در راسته بازار تبریز بازاری بنام بازار پنبه‌فروشها هست که آن بازار پیچ و خمی دارد در آنجا گفته بود می‌خواهید آشتی بکنید؟ گفته بودند ما آتشی کرده‌ایم گفته بود آشتی جایش اینجاست نه آنجا و سه تومان گرفته و آنها را رها کرده بود ولی حالا اینطور نیست خیلی خوب شده است جداً مملکت ما خیلی کارها شده مملکت ما خیلی افتخارات بدست آورده خداوند سایه شاهنشاه را از سر ملت و مملکت ما کوتاه نفرمایند (احسنت) با قلبی مملو از احساسات دعا می‌کنم خدایا دوام عمر و بقای سلطنت شاهنشاه ایران را از درگاه با عظمت می‌خواهم (احسنت) سپاه دانش شاه و سپاه بهداشت شاه و سپاه عمران و آبادانی و ترویج شاه خیلی کارها کرده است امروز در ممالکی که ما به آنها بنظر احترام و عظمت نگاه می‌کردیم در آنها صفوف جنگ و برادر کشی تشکیل می‌دهند ولی در مملکت ما صفوف عمران و آبادی و صفوف دانش تشکیل میوشد کورباد چشمی که نتواند دید (احسنت) ما در بودجه مخالف هستیم ما مخالف کارهای خوب نیستیم امیدواریم در اجرای اوامر اعلیحضرت و در اجرای نیات مقدس پادشاه عدالت پرور ما توفیق بیشتری پیدا کنید. خیلی معذرت می‌خواهم که شما را خسته کردم و با احساسات صحبت نمودم خیلی معذرت می‌خواهم.

رئیس – خانم تربیت بعنوان موافق صحبت می‌کنند بفرمایند.

بانو تربیت – بنده خیلی متأسفم که صحبت زیاد شده و دیر وقت نوبت بنده رسیده آقایان و خانم پارسای بعنوان موافق در بودجه دولت صحبت کردند و بنده را مستغنی کردند که واقعاً درباره مزایای این بودجه که یادگار شادروان مرحوم منصور بود و از جناب آقای هویدا مشتکر هستم که بوعده ایشان عمل فرمودند و در موقع معین این بودجه‌ای که پایه و اساس برنامه‌های آینده کشور خواهد بود به مجلس تقدیم کردند (احسنت) بنده همین طور که عرض کردم نمی‌خواهم تجدید مطلع کنم و یکایک محسنات این بودجه را حضور همکاران عزیزم عرض بکنم ولی بعضی همکاران عزیز من که بعنوان مخالف صحبت کردند در بعضی قسمتها نگرانیهائی داشتند امیدوارم عرایض من باعث رفع نگرانی آنها بشود در اینجا صحبت‌هائی شد در باره پیش‌بینی‌های بودجه که اظهار می‌کردند که بعضی اقلام و پیش‌بینی‌ها زیاد است که شاید میسور نباشد جمع‌آوری آنها و در بعضی قسمتها باز ایراد فرمودند که این صدی ۵ که از مخارج وزارتخانه‌ها کاسته شده شاید برای بعضی وزارتخانه‌ها مقدور نخواهد شد که صدی پنج را کسر کنند بنده می‌توانم ادعا بکنم ایکاش صدی ده از مخارج اغلب وزارتخانه‌ها می‌کاستند اگر ببودجه و مخصوصاً بتبصره‌ها توجه بفرمائید و بتدابیری که دولت اتخاذ کرده توجه بفرمائید خواهید دید که اقلام مخارج بیشتر این وزارتخانه‌ها خیلی زیاد است جشن‌ها میهمانی‌ها پاداش‌ها مزایا تمام اینها در بودجه وزارتخانه‌ها برچیده خواهد شد و من یقین دارم که دولت از این صد و سی و نه میلیون تومان که کسر آورده انشاءالله از اینهم کمتر خواهد شد اما در تبصره‌های ۲۸ و ۲۹ ایرادی شده در تبصره ۲۸ که منظور شده است از تجمل در ادارات کاسته شود و مخارج از حیث مبلمان و فرشهای تجملی احتراز شود و همکاران من ایراد فرمودند که چطور تشخیص داده مشود فرشهای تجملی از فرشهای عادی مسلم است یک قالیچه نائینی که لااقل سه چهار هزار تومان قیمت دارد این فرش تجملی است ولی فرش عادی که در وزارتخانه‌ها مورد احتیاج است معلوم است و این خود تشویق از صنایع داخلی ما است با کمال وضوح این را می‌توان تشخیص داد و درباره بعضی تناقض گوئیها که بنده از همکاران محترم درباره تبصره ۲۹ شنیدم عرض می‌کنم خیلی‌ها ابراز نگرانی فرمودند و می‌گفتند مبالغ زیادی از بودجه دولت را از این خوان گسترده می‌برند این تبصره ۲۹ تمام جلو این تبذیرها و اسراف‌ها را خواهد گرفت خوشبختانه در آئین‌نامه‌ای که درباره حداکثر جمع دریافت اشخاص بتصویب کمیسیون بودجه مجلس شورای ملی خواهد رسید حدودی معین شده که از این خوان گسترده هر کس هرچه دلش خواست نبرد آقایان تاکنون نه مزایا و نه پاداش‌ها و فوق‌العاده ادارات و کارخانه‌ها و مؤسسات وابسته بدولت حدودش معین نبود امیدواریم انشاءالله پس از اینکه تمام این بودجه با امعان نظری که خواهد شد تصویب می‌شود حدود و ثغورش معین شده و جلوی این اسراف و تبذیر را هم خواهند گرفت بعد در اینجا عنوان شده که این بودجه در بعضی جاها مخالف انقلاب ششم بهمن است یعنی بروستاها توجهی نشده بیشتر اقلام بودجه بشهر و آبادیهای معین مربوط است بنده عکس این را ادعا می‌کنم پس از انقلاب ۶ بهمن که با تدابیر خردمندانه اعلیحضرت همایون شاهنشاه در تمام شئون کشور ما تحولات بزرگی ایجاد کرده روح این تحول را دولتها و مخصوصاً دولت شادروان منصور که این دولت ادامه همان دولت است درک کرده و خوب هم عمل کرده است اعزام این همه سپاهیان دانش سپاهیان بهداشت به قلب روستاها برای ارشاد مردم منحصراً هدفش روستاها بوده است و محققاً توجه مخصوص وزارت کشاورزی و بانک کشاورزی بروستاها و اعطای وام به روستائیان که متأسفانه بعضی از همکاران محترم به این قسمت هم اعتراض داشتند بنده می‌توانم با کمال افتخار از پشت این تریبون بعرض همکاران عزیز برسانم که روستائیان عزیز ما رشد اجتماعی و هدفهای انقلاب را کاملاً درک نموده‌اند آقایان همینطور بعضی از همقطارانم در کنفرانسی که جناب آقای دکتر زاهدی رئیس بانک کشاورزی و مخصوصاً وزیر محترم کشاورزی در سخنرانی‌های متعددی که ایراد فرمودند گفتند با این خشکسالی‌های متوالی که پیش آمده بود اینها انتظار نداشتند از این وام‌هائی که بکشاورزان داده شده بیشتر از صد میلیون تومان برگشت داشته باشد خوشبختانه ۲۱۰ میلیون تومان همان کشاورزان ما که امروز ادعا کرده‌اند عده‌ای که این پولها را نفله کرده‌اند برگشت داده‌اند در روستاهای ما در حدود ۴۲۵۰ شرکت تعاونی با همت وزارت کشاورزی مخصوصاً وزیر محترم و علاقمند کشاورزی دائر شده اینها مشعل‌های فروزانی هستند در اعماق روستاها دمیده شده و تمام روستائیان براهنمائی آنها مؤمن و معتقد هستند اینها را بنده تنها نمی‌گویم آقایانیکه امروز اکثرشان از طرف کشاورزان سمت نمایندگی دارند این مطلب را تصدیق می‌فرمایند (صحیح است) ۵۵۰ هزار روستائی ما امروز خودشان در این شرکتها عضو هستند یعنی اینها دیگر فهمیده‌اند کار دسته‌جمعی و شرکتهای تعاونی چقدر بحال آنها مفید است بنده عرایضم زیاد است ولی می‌بینم وقت دیر است (احسنت) آقایان درباره ایجاد کار اینجا زیاد صحبت فرمودند تصدیق میفرمائید که همکاران عزیز و نمایندگان مجلس هم باید در این قسمت با دولت همکاری بکنند همکاری همکاران محترم می‌تواند به این نحو باشد که هر کس در حوزه انتخابیه خودش باید در این راه مطالعه بـفرمایند ببینند امروز چگونه کارهائی ممکن است در حوزه انتخابیه آنها ایجاد کرد مسلماً وقتی که پروژه‌های سالم و صحیح و مرتبی پیشنهاد کـردند وسایل اجرای آن فراهم می‌شود شما میدانید الحمدالله ما یک کشور وسیعی داریم که هم اقلیم آن با هم متفاوت است و هم زمین آن بعضی قسمتها کشاورزی است بعضی جاها صنعتی است آقایان نمایندگان محترم مطالعه بفرمائید بنده اینرا مکرر از پشت این تریبون عرض کرده‌ام که بعد از مطالعه احتیاجات حوزه انتخابیه خود را یا با دولت و با سازمان برنامه در میان بگذارند مسلماً دولت بترتیب الا هم فالاهم مقدورات خود را در نظر می‌گیرد و به ایجاد کار در مملکت کمک می‌شود در اینجا مسلماً باید قوه مقننه با قوه مجریه همدست باشد والا تنها کار ایجاد کردن منحصر بده تا بیست تا وزیر نخواهد بود باید از طرف ملت و حتی افراد ملت آنها که سرمایه‌دار هستند باید سرمایه گذاری بکند (صحیح است) البته بنده هم تصدیق می‌کنم که عادلانه‌ترین مالیات مستقیم است البته هر کس به اندازه‌ای که از نعمات الهی و طبیعی این مملکت بهره‌مند می‌شود باید بهمان نسبت هم مالیات بدهد ولی همه تصدیق میفرمائید آیا این حقیقت تاکنون در مملکت ما اجرا شده است؟ در اینجا نماینده محترم همشهری عزیزم جناب آقای دیهیم همه‌اش از مأمورین مالیات ناله کردند بنده می‌خواهم از پشت این تریبون بالصراحه عرض کنم که آنها را بدام نادرستی گرفتار می‌کند؟ که آنها را بنادرستی وادار می‌کند؟ که با آنها توافق می‌کند که مالیاتهای ۵۰۰ هزار تومانی را به ۵ هزار تومان توافق کنند؟ ما اگر عیب را میگوئیم باید آنطرف را هم عرض کنیم حقیقت را هم باید بگوئیم باید آنطرف را هم عرض کنیم حقیقت را هم باید بگوئیم باید آنطرف را هم عرض کنیم حقیقت را هم باید بگوئیم البته این فساد ما امروز و دیروز نیست یکدوره تسلسل داشته که این دولت و دولتهای قبل وارث آن هستند ما باید سعی کنیم وجدان ملی بیدار شود و هر کسی انصاف داشته باشد هر اندازه که از نعمات این مملکت بهره‌مند می‌شود برای صحت و سلامتی خود برای تحصیلات و آتیه فرزندان خود و برای رفاه حال هم میهنان خود باید مالیات بدهند چون دولتها موفق نمی‌شوند احتیاجات مملکت را از راه مالیات مستقیم رفع کنند ناچار بمالیاتهای غیر مستقیم متوسل می‌شوند امیدوارم با این تدابیری که دولت اتخاذ کرده یواش یواش صنعت یا تجارت ما رونق پیدا کند بهمان میزان هم برای دولتها ممکن خواهد بود که از مالیات‌های غیر مستقیم کاسته و به مالیات مستقیم اضافه بکنند (احسنت) در این جا یک مطلبی هم بنده فراموش کردم در قسمت کشاورزان عرض کنم و آن این بود که گفته شد اینها پولهائی را که می‌گیرند هدر می‌دهند از جمله گفته شد رادیو ترانزیستوری می‌خرند بنده البته این مطلب را عرض کردم که با شجاعت و شهامت و درستی روستائیان ما این پول را بنحو احسن به وزارت کشاورزی بر خواهند گرداند اما من دلم می‌خواهد ایکاش همه اینها رادیو ترانزیستوری داشته باشند امروز در مملکتی که پورسانتاژ با سوادها خیلی کمتر از بی‌سوادان است و اکثریت ملت را باید اعتراف بکنیم که بدبختانه بی‌سوادان تشکیل می‌دهند آیا از رادیو بهتر وسیله‌ای پیدا می‌کنید که این مردم را ارشاد و ارائه طریق بفرمائید بنده استدعا می‌کنم از رئیس محترم دولت حتی استدعای عاجزانه دارم از جناب آقای وزیر کشاورزی هرجا که شرکت‌های تعاونی هست حتی در روستاها امر بفرمایند در میدان‌ها یک بلندگو و رادیو بگذارند به این ترتیب هم روح اینها را تقویت داده هم اینها را ارشاد و راهنمائی کرده‌اید غیر از این وسیله اندرزهای کشاورزی را به چه نحوی می‌توانید به روستائیانی که بی‌سواد هستند بگوئید تنها وسیله شما همین است امیدوارم که روستائیان ما آنقدر رشد پیدا کنند که همه‌شان رادیو داشته باشند که همه‌شان علاقمند بشوند به مملکتشان به اجتماعشان و روز بروز وضعیت آنان ترقی کند (احسنت) (حبیبی – استدعای عاجزانه را پس بگیرید وکیل از دولت استدعا نمی‌کند این مجلس را کوچک می‌کند اگر حرفتان صحیح است دولت را ارشاد کنید بنده از حقم نمی‌گذرم) چون بنده اصولا آدم متواضعی هستم اگر این کلمه را بزبان آوردم افتخار می‌کنم برای اینکه عمرم با تواضع گذشته است (احسنت) عرض دیگر بنده این است که یکی از تبصره‌های بسیار مفیدی که بعداً با پیشنهاد وزارت دادگستری به تبصره‌های بودجه اضافه شده است تبصره ۶۸ است درباره زندانیان مواد مخدره که آنها هم استفاده می‌کنند از ماده ۳۳۵ یا درست نمیدانم کدام ماده یعنی آنها که حسن اخلاق نشان دادند یا وضعیت آنان در زندان خوب بوده شامل عفو می‌شوند. آقایان بنده از روزی که افتخار نمایندگی پیدا کرده‌ام بدون اغراف عرض می‌کنم بیش از پانصد عریضه از این زندانیان و خانواده آنها بدست من رسیده و تمام اینها فرزندانشان زنانشان بدبخت و پریشان و مستأصل مانده بودند این تبصره‌ای که وزارت دادگستری پیشنهاد کرده و بنده هم با کمال افتخار و اشتیاق آنرا امضاء کرده‌ایم یکی از تبصره‌های بسیار مفید این لایحه است که زندانها را خالی می‌کند و در عین حال بمردم برای اصلاح اخلاقشان یک فرجه‌ای می‌دهد البته راجع به فرهنگ و مطالب دیگر مطالب و عرایض زیادی داشتم متأسفانه وقت دیر است ولی یک مطلبی که جناب آقای نخست وزیر بنده در بودجه هم دیدم و یکی دو سال است که فکر من را اشغال کرده این بنگاه خالصجات است ما می‌بینیم این خالصجات چنانچه در بودجه است عجالتاً نفعی به مملکت نمیرساند اما ضرر غیر مستقیم آنطوریکه بنده از همکارانم اطلاع پیدا کردم در جنوب و در خوزستان لااقل بیست هزار پرونده در دادگستری خوابیده و مردم را بدبخت کرده آنها نه می‌توانند این اراضی را بفروشند و نه می‌توانند اجاره بدهند نه می‌توانند معامله بکنند البته وضع آنها هم مثل این گرفتاران مواد مخدره یک باری بدوش دولت شده همچنین از اراضی شمال تهران شش، هفت هزار پرونده هست بنده پارسال عید که رفتم به شمال در بندر پهلوی دیدم دویست نفر زن جلوی مرا گرفتند و گفتند نماینده ما آمده آنها خیال می‌کردند که زن نماینده زن است آنها آمده بودند و تقاضایشان این بود که می‌گفتند ما در این اراضی که از دریا گرفتیم آلونک‌هائی ساختیم نشسته‌ایم و الان دولت بما اذیت می‌کند شما وسیله‌ای درست کنید که این اراضی بمالکیت ما در بیاید بنده با آقای دکتر رمضانی که نماینده بندر پهلوی است همین مطب را در میان گذاشتم که این مطلب را دنبال بکنند تا به ببنیم چه نتیجه‌ای گرفته می‌شود خلاصه جناب آقای نخستوزیر عرضم را کوتاه کنم این بنگاه خالصجات جوری است که امیدوارم انشاءالله با توجه بیشتری که بنوضعش می‌کند عده کثیری از مردم گرفتاری نجات پیدا بکنند و همچنین بار وزارت دادگستری هم سبکتر خواهد شد (مهندس صدقیانی – وزارت کشاورزی درباره خالصجات اقدام کرده امیدواریم تمام مشکلات برطرف بشود) انشاءالله امیدوارم. یکی دیگر از محسنات این بودجه ادغام بعضی از سازمانها است که واقعاً بنگاه مستقل آبیاری وقتی ما به بودجه‌اش نگاه می‌کنیم از خود وزارت آب و برق بالاتر است اما اینها که ادغام خواهند شد مسلماً مقداری صرفه‌جوئی خواهد شد همچنین ادغام اداره عمران روستائی در وزارت کشاورزی من یقین دارم موجب صرفه‌جوئی زیادی در بودجه خواهد شد و بهمین دلایل به همکاران عزیزم عرض می‌کنم که از بابت کسر بودجه نگران نباشند بنده امیدوارم که دولت با تدبیر جناب آقای هویدا که خودشان سالها در رأس مؤسسات اقتصادی مخصوصاً وزارت دارائی بودند طوری وضع را مرتب خواهند فرمود که بودجه ما از اینهم کمتر کسر خواهد شد (احسنت).

- تعیین موقع جلسه بعد – ختم جلسه

۳- تعیین موقع جلسه بعد – ختم جلسه

رئیس – چون وقت دیر است و خانم‌ها و آقایان یقیناً خسته شده‌اند با اجازه خانم‌ها و آقایان جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده فردا ساعت هشت و نیم صبح خواهد بود.

(جلسه در ساعت ۲۳ و چهل دقیقه ختم شد.)

رئیس مجلس شورای ملی – مهندس عبدالله ریاضی.