مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۷ اردیبهشت ۱۳۰۴ نشست ۱۶۱

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۷ اردیبهشت ۱۳۰۴ نشست ۱۶۱

مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۷ اردیبهشت ۱۳۰۴ نشست ۱۶۱

جلسه صد و شصت و یکم

صورت مشروح مجلس یوم پنج شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۰۴ مطابق سیزدهم شوال ۱۳۴۳

مجلس سه ساعت قبل از ظهر بریاست آقای آقا میرزا حسین خان پیر نیا تشکیل گردید.

(صورت مجلس یوم سه شنبه هفدهم اردیبهشت را آقای آقا میرزا شهاب قرائت نمودند)

رئیس – آقا محمد ولی میرزا(اجازه)

محمد ولی میرزا –بنده در دستور عرض دارم

رئیس –آقای آقا میرزا یدالله خان (اجازه)

میرزا یدالله خان –قبل از دستور عرض دارم

رئیس- آقای دکتر حسین خان بهرامی (اجازه)

دکتر حسین خان-عرضی ندارم

رئیس –آقای عراقی(اجازه)

حاج آقا اسمعیل عراقی- بنده هم قبل از دستور عرض دارم

رئیس –آقای تدین(اجازه)

تدین –در باب پیشنهاد آقای تقی زاده راجع بلایحه الغاء القاب بنده مخالف بودم و آقای وزیر مالیه هم اظهار مخالفت کردند در صورت جلسه اسمی برده نشده فقط نوشته شده است از طرف آقای تقی زاده پیش نهادی شد و رد شد. بعقیده بنده باید قید شود.

رئیس – اصلاح می‌شود آقای آقا سید یعقوب(اجازه)

آقا سید یعقوب – راجع براپورت کمیسیون خارجه در جلسه قبل بنده عرضی کردم آنرا در صورت مجلس ننوشته‌اند خوب است نوشته شود

رئیس-چون صحت نداشت نوشته نشد. اگر می‌بایستی آن طور که گفتید بنویسند آن وقت تکذیبی هم که شده بود بایستی نوشته شود. صورت مجلس دیگر ایرادی ندارد؟

(اظهاری نشد)

رئیس-شاهزاده محمد ولی میرزا(اجازه)

محمد ولی میرزا –چندی است راپورتی از کمیسیون بودجه تقدیم مجلس شده چون این یک راپورتی است که منافعش آناً متوجه دولت است و راجع به خرید دو عدد لوکوموتیو است برای خط آهن آذربایجان و چون مدتی است این راپورت مانده است بنده تقاضا می‌کنم پس از مطرح شدن لایحه استخدام مستخدمین امریکائی در درجه دوم این لایحه مطرح شود.

رئیس – مراجعه شده بود بکمیسیون بودجه و کمیسیون دیگری که موقعش مقتضی شده است و بایدکمیسیون جدید در آن نظر کند اگر تصویب کرد عین آنرا والاراپرت دیگری پیشنهاد کند.آقای میرزا یدالله خان (اجازه)

آقا میرزا یدالله خان - بنده خوب می دانم که عموم آقایان نمایندگان جدیت کاملی داشتند که در دوره پنجم خدمتی به این مملکت و ملت کرده باشند. ولی متأسفانه دوره حاضر نزدیک است تمام شود و مقصودشان بانجام نرسد. بنده در قسمت خودم خیلی متأسفم چنانچه چندین طرح از طرف آقایان نمایندگان بمقام محترم مجلس تقدیم شده است که تماماً عام المنفعه بوده است از جمله پیشنهاد آقای داور. پیشنهاد آقای دولت آبادی و پیشنهاد آقای الموتی و سردار مفخم که واقعاً امروز اهالی قزوین از بی آبی نزدیک است کوچ کنند. همینطور پیشنهاد آقای دامغانی و سایرین و ابداً معلوم نشده است که این پیشنهاد‌ها چه شده است و علت تأخیر آنها چه بوده است و علاوه بر این پیشنهاد‌ها یک پیشنهاد هم بنده در یک سال تقدیم کردیم نمی دانم در کدام چاله افتاده در حومه طهران در هر سال قریب چهار هزار نفر در اثر مالاریا تلف می‌شوند و گمان نمی‌کنم با این پیش نهاد بنده نوع بشر مخالف باشد. به ببنید و تصدیق کنید که سالی سه چهار هزار نفر از این مرض تلف می‌شوند.بنده حالا راجع بآن قضایا نمی‌خواهم عرضی بکنم ولی بعضی از پیشنهاد‌ها به مجلس می‌آید و برخی از مجلس می‌گذرد و تصویب می‌شود.بنده خواستم از مقام ریاست تقاضا کنم که مقرر فرمایند کمیسیون فوائد عامه در پیشنهاد بنده یک دقت کاملی نموده زودتر راپورت بدهند و همینطور خواستم بعموم نمایندگان محترم تذکر بدهم که عمر دوره پنجم بآخر رسیده است و چیزی باقی نمانده است در این خصوص دقتی بفرمائید

رئیس – آقای عراقی(اجازه)

حاج آقا اسمعیل عراقی – در موقعی که بودجه ۱۳۰۳ به مجلس آمده بود از آقایان نمایندگان ولایات یک پیشنهادی تقدیم کردند که یک وجهی اختصاص داده شود بضمیمه ولایات و در آن موقع هم بنده یادم هست که با یکنفر از اعضاء دولت صحبت می‌کردیم ایشان می‌گفتند امسال شاید یک قدری اشکال داشته باشد ولی در بودجه سنه آتیه ممکن است برای صحیحه ولایات یک محلی معین کرد که تا اندازه صحیحه ولایات هم منظم شود. این است که خواستم تذکر بدهم کمیسیون محترم بودجه در موقعی که بودجه را می‌آورند اگر چنین پیش بینی شده است که خوب و اگر پیش بینی نشده است راجع بصحیحه ولایات یک دقتی بفرمایند که آنها هم مالیات می‌دهند لااقل یک قدری از حیث صحیحه و سلامتی خودشان استفاده کنند.

رئیس – آقای تدین(اجازه)

تدین –عرضی ندارم.

دستور

رئیس –آقای آقا سید یعقوب(اجازه)

آقاسید یعقوب – بنده هم عرضی ندارم

رئیس – آقای سهراب زاده(اجازه)

سهراب زاده – عرضی ندارم

رئیس – دستور امروز اولا راپورت شعبه اول است راجع نمایندگی آقای شوشتری بعد خبر کمیسیون بودجه راجع به مستخدمین امریکائی و در ضمن هم انتخاب کسری اعضای کمیسیون‌ها انتخاباتی که نسبت بکمیسیون‌ها می‌شود دفعه سوم است مگر نسبت بکمیسیون معارف که دفعه دوم خواهد بود. کسری کمیسیونها هم از قراری است که عرض می‌کنم کمیسیون قوانین مالیه پنج نفر خارجه دو نفر داخله سه نفر فوائد عامه دو نفر. عدلیه هفت نفر. معارف هم یک نفر آقایان نظار تشریف ببرند بیرون. آقایان هم وقتی می‌خواهند رأی بدهند دو نفر تشریف ببرند بیرون شاهزاده محمد هاشم میرزا پیشنهاد کرده‌اند اعتبار نامه آقای شوشتری از دستور امروز خارج شود.آقای محمد هاشم میرزا(اجازه)

محمد هاشم میرزا – حالا در خارج با آقای دولت آبادی مذاکره کردیم ایشان نظریاتی داشتند که باید در دوسیه کاملاٌ دقت بفرمایند و چون هنوز کاملا مطالعه نفرموده‌اند این است که بنده تقاضا کردم اعتبارنامه ایشان از دستور خارج شود. حالا بسته است به رأی آقایان.

رئیس – آقایانی که این تقاضا را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس – تصویب شد. خبر کمیسیون بودجه راجع بمستخدمین امریکائی در ماده اولش مذاکرات کافی شد حالا باید پیشنهاد‌ها قرائت شود و رأی بگیریم. پیش نهاد آقای شیروانی (اینطور خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده اول بعد جمله (معلومات مقتضی) اضافه می‌شود: وتخصص فنی.

رئیس –آقای شیروانی(اجازه)

شیروانی –گمان می‌کنم توضیح مفصلی لازم نداشته باشد برای اینکه استخدام مستخدمین خارجی لازمه اش همان تخصص فنی است و اگر غیر از این باشد ما خودمان هم اشخاص زیادی داریم مستخدمین خارجی لازمه اش داشتن تخصص فنی است و گمان می‌کنم آقای مخبر هم قبول کنند.

رئیس –رأی می‌گیریم بقابل توجه بودن این پیشنهاد آقایانی که قابل توجه می دانند قیام فرما یند

(اغلب بر خاستند)

رئیس-قابل توجه شد پیشنهاد. آقای شیخ جلا ل(اینطور خوانده شد)

بعد از کلمه هشت هزار دولار بر قسمت دوم راپرت کمسیون اضافه شود مشروط بر اینکه رئیس اداره و معاون از مدارس عالیه دولت آمریکا که برای تربیت مأمورین مالیه تأسیس شده تصدیق درجه اول را داشته لااقل ده سال درادارات مالیه امریکا مستخدم بوده و برتبه مدیری نائل شده باشد

رئیس – آقای آقاشیخ جلال(اجازه)

آقا شیخ جلال –بنده این پیشنهادی که کردم تصور می‌کنم نظائرش در قوانین ادوار گذشته راجع به مستخدمین خارجه بود اگر مجلس اجازه بدهد که بنده مقصود خودم را کاملا بیان کنم که آقایان درست ملتفت شوند گمان می‌کنم هیچ اشکالی نداشته باشد (مگر اینکه اشکال دیگری داشته باشد) انساندوستی ملت امریکا و قدردانی ملت ایران موجب شد در موقعیکه زمام امور بدست ملت ایران افتاد برای اصلاح امور اقتصادی دست خود را به سمت ملت امریکا دراز کند با اینکه روابط زیاد مالی وتجاری با مانداشتند از آن طرف دنیا قبول کردند که با اختیار نماینده ایران یک هیأتی برای اصلاح مالی بایران بفرستند درسنه ۱۳۲۸ یک هیئتی را نماینده دولت ایران بریاست مستر شوستر برای ایران استخدام نمود و تقریباً دربهترین اوقات ایران درآن موقعیکه ملت ایران قیام آزادیخواهی کرد و دوره استبداد را بر طرف نمود و زمام امور را در دست گرفت آن هیئت بایران آمدند و با آن ذوق و شوقیکه ملت ایران برای ورود آنها داشت بالاخره آن ترتیباتی که حقیقه اسباب تأسف است فراهم شد و موفق باصلاح امور نشدند در انقضاء جنگ عمومی دنیا در موقعی که افق سیاست دنیا برای ملل روشن شد که هر کس می‌توانست از برای اصلاح امور مالی و سعادت اقتصادی خود قدمی بردارد به جای هر اقدامی دولت ایران فقط قناعت کرد با ینکه یک هیأتی از امریکا بیاورد و با آن اشکالاتیکه شاید آقایان در نظر داشته باشند این هیئت را بایران آورد و تقریباً چهار سال مالیه مملکت و بلکه تمام امورات مالی و اقتصادی در تحت اختیار هیأت اعزامی امریکا بود در چه موقعی؟ در موقعیکه دولت ایران یقیناً قدرتش از ادوار گذشته زیادتر بود مخصوصاً در سه سال آخر که دولت ایران نفوذ کاملیرا دارا بود و مخصوصاً مساعدتها ئی که از طرف نظامی‌ها برای پیشرفت امور مالیه با مأمورین آمریکائی می‌کردند نظا پرش خیلی کم است و تقریباً در مدت چهار سال تمام قوای مادی و معنوی دولت ایران صرف تقویت و تشویق هیأت اعزامی شد که آنها بتوانند اصلاحات مؤثر در مالیه ایران بکنند وما را از فقر و بد بختی نجات دهند و این چهار سال از متناسب ترین اوقات بود یک سال زمانی بود که اقتدارات کامل در دست آزادی خواهان و فاتحین انقلاب بود سه سال دیگر بود که اصول ملوک الطوایفی را خاتمه داده و نفوذ مرکزی را در تمام اطراف مملکت بسط و توسعه داده. با این حال آیا باید تصدیق کرد که ما موقف به نیل افتخارات خودمان شدیم یا نه ؟آیا هیأت اعزامی می‌توانست بوعده‌های خودشانم وفا کند و آن نظریاتی که واقعاً از روی انساندوستی داشتند انجام گرفت یا خیر؟ چون جواب این اظهارات قطعاً منفی است بنده می‌خواهم عرض کنم علت تمام بدبختی ما این بود که در آن موقع دولت ایران فقط در شخص رئیس هیئت اعزامی یک دقت کاملی کرد که تخصص کاملی داشته باشد و نسبت به سایر اجزا و اعضا ء یک اطلاعات کاملی را شرط قرار نداد باین جهت بنده پیشنهاد کردم که رئیس و معاون رئیس کل مالیه شرط شود که لااقل از مدارس عالی امریکا اعم از اینکه مخصوص مالیه باشد یا نباشد دارای تصدیق نامه درجه اول بالشند چرا؟ برای اینکه اگر کسی حقیقه صاحب این درجه از معلومات باشدمعتقد خواهد شد که مسئله احکام عدلیه ربطی به تعهدات مالی ندارد. بنده یک کاغذی دیدم که رئیس مالیه نوشته است بوزارت عدلیه که وزارت احکام محاکم عدلیه را برسمیت نمی شنا سد زیرا که موافق کنترات باید تعهدات مالی بااجازه من باشد. در صورتی که کسیکه موفق به تحصیل اطلاعات و اصول قوانین دنیا شد قطعاً تصدیق خواهد کرد که مسئله تعهد مالی مربوط به احکام محاکم عدلیه نیست و همه آقایان نمایندگان تصدیق می‌فرمایند که مجرد اینکه رئیس متخصص باشد کافی نیست چرا ؟برای اینکه مراسله در یک موقعی نوشته شده که متخصص ترین اشخاص حقوقی که آقای ذکا ءالملک باشد در رأس مالیه بوده‌اند. واقعاً اگر برای یک هیئتی متخصص رئیس تنها کافی بود این کاغذ نوشته نمی‌شد. لفظ تخصص هم یک امر اضافی است معلوم نیست که مقدار تخصص چه اندازه است بنده حالااندازه برای تخصص قائل شده و پیشنهاد کردم که از مدارس عالی امریکائی اعم از اینکه آن مدرسه مخصوص امور مالی باشد یا نباشد دارای تصدیق درجه اول باشد برای اینکه اطلاعات حقوقی و قانونی را داشته با شد که این قبیل کاغذ‌ها نوشته نشود و اضافه کردم علاوه بر اینکه صاحب تصدیق نامه باشد. ده سال هم در ادارات مالیه مستخدم باشد. بدیهی است که ما این آقایان را دعوت کرده‌ایم و آقایان هم تشریف آورده‌اند برای اینکه یک اساسی و نقشه طرح کنند و کمک نمایند به مالیه و یک لوایحه قانونی به مجلس تقدیم نمایند و در مدت این چهار سال هنوز دولت ما موفق نشده است که در اثر مشاوره با آقایان یک قانون تشکیلاتی بمجلس پیشنهاد کند و در این مدت سه سال هنوز نتوانسته‌ایم تمیز بدهیم که آیا این قانون تشکیلات که از مجلس گذشته اشکالات دارد یا نه؟ یا امروزه مبنای تشکیل وزارت مالیه بر چه چیز است. اینست که بنده پیشنهاد کرده‌ام علاوه بر دارا بودن تصدیق نانه درجه اول از مدارس عالی امریکا ده سال در ادارات مالیه امریکا مستخدم باشد و علاوه بر آن رتبه مدیری هم داشته باشد که حقیقتاً بتواند معاون دکتر میلسپو بشود و در رأس هیئت اعزامی انجام وظیفه کند. وزیر مالیه –اشاره که آقای آقا شیخ جلال بامر عدلیه فرمودند اینجا بنده نمی‌توانم تفصیلاوارد شوم کهچه قضیه و از چه بابت بوده است. ولی همین قدر عرض می‌کنم بواسطه مشکلاتی بوده است که در امر عدلیه بوده است. در عدلیه محاکمه بین اشخاص و دولت در پیش است که محظورات زیاد دارد و تا بحال مطالعات زیادی کرده‌ام که چه قسم این مشکلات را حل کنم و شاید هم عنقریب را ه حلی پیدا و به مجلس پیشنهاد شود. اینست که اجمالاً عرض می‌کنم بنده با یکی از اعضاء هیئت اعزامی یا یکی از اعضاء مالیه یا غیره نمیدانم احکام عدلیه چه حالی دارد و تکلیف مردم چیست؟ این که می‌فرمایند قانونی برای تشکیلات مالیه پیشنهاد نشده است اولا یاد آوری می‌کنم و خواهش می‌کنم از آقای آقا شیخ جلال که برای مبالغه یک حدی قرار بدهد. اولا آقایان امریکا ییها تا امروز دوسال و نیم بیشتر نیست که به ایران آمدند و در خدمت دولت هستند و چهار سال نیست. ثانیاً تصدیق می‌فرمایید که قانون تشکیلات مالیه و قتی که قانون شد یعنی از مجلس گذشت لایتغیر است منتهی اگر بعد در ضمن عمل یک نواصقی پیدا کرد و کار مشکل شد دوباره باید یک لایحه از طرف دولت به مجلس تقدیم شود و اصلاح و الغاء آن را تقاضا کند. چنان یک قانون تشکیلاتی چند سال قبل از مجلس تصویب شد و بعد یک وزیر مالیه مجبور شد که آن قانون را بیاورد به مجلس و الغا آن را تقاضا کند همین سبب شد که تاکنون قانون تشکیلات نداریم آقایان امریکاییها هم که به ایران آمدند در ظرف این دوسال ونیم به جای این که قانون تشکیلاتی بنویسند این ترتیب را ترجیح دادند که تشکیلات مالیه به حال سابق باقی باشد تادر ضمن تجربه معایب و نواقصی را بفهمند و در نظر بگیرند بعد که فهمیدند و معلوم شد چه قسم تشکیلاتی برای این مملکت مناسب است آنوقت آن را قانون کرده و به مجلس شورای ملی پیشنهاد کنند تا دیگر هر روز محتاج نشویم دخل و تصرف در آن بنماییم و ضمناً تصدیق می‌فرمایید شخص هر قدر که متخصص باشد به خصوص یک نفر امریکایی در بدو امرکه به این مملکت وارد می‌شود اطلاع از اوضاع مالی این مملکت ندارد زیر ا اوضاع مالی امریکا غیر از ایران است و هیچ مربوط بامور و اوضاع مالی این مملکت نیست یک نفر خارجی هر قدر هم متخصص باشد باز وقتی که آمد به ایران باید در اوضاع ما مطالعه کند تا اطلاعات اساسی بدست آورد و به مرور نظریات و اطلاعات خود را تکمیل کند چنانچه آقایان نمایندگان البته مستحضرند و می دانند که اطلاعات و عملیات امروزه امریکا ییها در باب امور ایران ربطی به سال قبلشان ندارد و طرف مقایسه با دو سال پیش نیست البته تدریجاً به مرور درست خواهد شد نکته دیگری که خاطر آقایان را توجه می‌کنم این است که این مستخدمین جدیدی را که می‌خواهیم استخدام کنیم به یک کیفیتی انتخاب می‌شوند که ربطیبه مستخدمینی که دو سال نیم قبل استخدامشده‌اند ندارند زیرا مستخدمین فعلی را فقط وزیر مختاری که ما در امریکا داشتیم استخدام کرد و او چون مدتی بود از ایران خارج شده بود درست نظریات مارا در استخدام آنها نمی‌دانست فقط مکلف بود یک مستخدمینی را استخدام و روانه ایران نماید و چون کاملا به مقتضیات و احتیاجات و نظریات ما آشنا نبوده از این جهت نمی‌دانست چه بکند و لی امروزه یک رئیس کل مالیه اینها را استخدام می‌کند که در ایران بوده و اطلاعات کافی از اوضاع مملکت ما پیدا کرده و این شخص خودش می‌رود بامریکا و این مستخدمین را کنترات می‌کند و این که ما عجله داریم که این لایحه زودتر از مجلس شورای ملی بگذرد برای این است که رئیس کل مالیه عازم امریکا است و در مدت این مرخصی که سه چهار ماه خواهد بود و مأمور است یک کارهائی را انجام دهد در ضمن این چند نفر را هم استخدام خواهد نمود و پس از تصویب این قانون دکتر میلسپو بامریکا و با نظریاتی که در باب اوضاع ایران پیدا کرده این اشخاص را استخدام خواهد کرد و مخصوصاً نسبت باین شخص که موضوع پیشنهاد آقای آقاشیخ جلال است آقایان باید تصدیق بفرمایند که دکتر میلسپو این شخص را برای معاونت خودش میخواهدو از این جهت کمال سعی و کوشش را خواهد داشت که این شخص یک کسی باشد که واقعاً بتواند باری از دوش او بردارد و با معاونت کند پس ما نباید از حالا یک قیودی برای این شخص قائل شویم که شاید هیچ صلاح نباشد علاوه بر این خاطر آقایانرا متوجه می‌کنم وقتیکه ما این شرط را قید کردیم آنوقت لازمه اش این است که آن شرایطی را هم که ما باید در مقابل آنها تعهد کنیم سنگین بشود و باید بوزارت مالیه و دکتر میلسپو اختیار بدهید که چنین شخصی را بهر قیمت که هست کنترات کند و این مقتضی صرفه ما نخواهد بود از این جهت گمان می‌کنم به هیچ وجه محتاج به چنین شرطی نیست و بااطلاعاتیکه دکتر میلسپو از اوضاع مملکت و مالی ما پیدا کرده و با تجربه‌ای که در این مدت حاصل کرده بدیهی است خود او کسی را در نظر خواهد گرفت که مقصود ما را تأمین کند و این که می‌فرمایند از فلان مدرسه باید بیرون آمده باشد اصلاً معلوم نیست کسی که این معلومات را دارد بتواند کاری که ما در نظر داریم انجام دهد و همینطور بالعکس معلوم نیست کسی که از فلان مدرسه عالی بیرون نیامده باشد نمی‌تواند این خدمت را انجام دهد پس نظر به دلایل مذکوره بهتر این است که با این لایحه موافقت بفرمائید و همینطور که نوشته شده رأی بدهید و البته ضمناًخود دکتر میلسپو سعی خواهد کرد که اینکسیکه انتخاب می‌شود شخص بااطلاع و بصیری باشد

رئیس – آقای سرکشیکزاده (اجازه)

سرکشیکزاده – ماده هفتادو دو می‌گوید هر اصلاحی پیشنهاد می‌شود باید دلایل آن به طور اختصار ذکر شود و اگر بنا شود از برای هر اصلاحی یک ساعت صحبت شود امر پیش نمی‌رود رئیس – رأی می‌گیریم بقابل توجه بودن این پیشنهاد …(خطاب بآقای آقا شیخ جلال) مقصود چه بود؟

آقا شیخ جلال – در قسمت دوم پیشنهاد بنده چون بعضی آقایان می‌گویند کسی که ده سال خدمت کرده باشد بایران نمی‌آید لذا بنده قناعت بهمان قسمت اول می‌کنم که قید شود لااقل تصدیق درجه اول از مدرسه عالی امریکا داشته باشد

رئیس – پیشنهاد کنید تا رأی بگیریم پیشنهاد آقای افشار (به شرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم ماده اول به طریق ذیل اصلاح شود

ماده اول – مجلس شورای ملی به وزارت مالیه اجازه می‌دهد که بر طبق پیشنهاد رئیس کل مالیه ایران از اتباع امریکا ئوالاصل ایالات متحده امریکا اشخاصی که دارای علم و عمل و تخصص در فن مالیه باشند با مسئولیت رئیس کل مالیه الخ

رئیس – آقای افشار(اجازه)

افشار – چون ماده اول فقط نظرش بآوردن متخصص در امر مالیه است از امریکا و این عبارت شامل تمام دول امریکا و جزیره فیلیپین هم می‌شود به علاوه ممکن است یک اشخاص دیگری تبعیت دولت امریکا را قبول کرده باشند از این جهت بنده پیشنهاد کردم که متخصصینی که استخدام می‌شوند باید امریکائی الاصل باشند

رئیس – رأی گرفته می‌شود به این پیشنهاد آقایانی که قابل توجه می دانند قیام فرمایند

(عمده قلیلی قیام نمودند)

رئیس – تصویب نشد(پیشنهاد دیگری از طرف آقایان علائی و افشار بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم ماده اول فقره ۴ اینطور نوشته شود:

برای خدمت تند نویس اسطیو غراف و ماشین نویس اکتیلو غراف به جای مستر فلانکس یک نفر با حقوق سه هزار دلار انتخاب شود

رئیس –آقای افشار(اجازه)

افشار – هم چو توضیح داده شد که ماشینیست تعبییر به چیزهای دیگر هم می‌شود از این جهت بنده تصریح کرده‌ام تا در آتیه اسباب اشکال نشده و بچیز دیگری اطلاق نشود رئیس – رأی می‌گیریم آقایانی که این پیشنهاد را قابل توجه می دانند قیام فرمایند

(چند نفری قیام کردند)

رئیس –تصویب نشد پیشنهاد آقای سید یعقوب (بمضمون ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که در ماده اول سطر چهارم بعد از کلمه رئیس کل مالیه بین الهلالین نوشته شود: تبعه ممالک متحد امریکا یعقوب

رئیس –آقای آقا سید یعقوب(اجازه)

آقا سید یعقوب –بنده می‌خواهم آقای وزیر مالیه یا معاون ایشان یا اعضای محترم کمسیون این مسئله را توضیح بدهند چون دکتر میلسپو بر حسب کنتراتی که با ما دارد تا دو سال دیگر بیشتر نیست غرض بنده این است که طوری نشود که یک وقتی رئیس مالیه ما کسی غیر از امریکائی باشد عقیده بنده این است که رئیس کل مالیه ما و معاون او حتماً باید از تبعه ممالک متحد امریکا باشد اگر این مقصود تأمین شده است که بنده عرضی ندارم والی باید این مسأله محرز باشد و بنده در مواد بعد هم که نگاه کردم یک ماده که این مقصود را تأمین کند نیست ا زاین جهت پیشنهاد کردم که نوشته شود تبعه ممالک متحده امریکا

وزیر مالیه –درخصوص خود رئیس کل مالیه که دکتر میلسپو باشد مطلب گذشته و مقصود حاصل است اما نسبت به سایر مستخدمینیکه موضوع این لایحه است اولا درخود لایحه قید شده است و ثانیاً در کمسیون بودجه هم این مطلب مذاکره شد و عرض کردم که بدکتر میلسپو این تذکر را داده‌ایم و او هم تعهد کرده است که کسی را که انتخاب می‌کند امریکائی باشد و مقصود حاصل است

رئیس –رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب آقایانیکه قابل توجه می دانند قیام فرمایند

(چند نفری قیام کردند)

رئیس- قابل توجه نشد (پیشنهاد آقای آقا شیخ جلال به مضمون ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم نسبت بمعاون و محاسب کل قید شود که از مدارس عالیه امریکا دارای تصدیق درجه اول باشند

رئیس- آقای آقا شیخ جلال پیشنهادی کرده بودند بعد مسترد داشتند و این پیشنهاد را فرستادند حالا باید رأی گرفته شود بقابل توجه بودن این پیشنهاد، آقایانیکه قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(چند نفری برخاستند)

رئیس – قابل توجه نشده. پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب قرائت می‌شود .(به شرح آتی خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم – عوض کلمه دلار نوشته شود تومان.

رئیس - آقای آقا سید یعقوب.(اجازه)

آقاسید یعقوب - علت اینکه بنده این پیش نهاد را کردم این است که خود رئیس کل مالیه هم در راپرتشان معین کرده‌اند نقود ایران واحدش قران و اضعافش تومان است وما هم به پول ایران مستخدم می‌آوریم. و آن اختلافی که نسبت بدلار در ماده یازدهم و دوازدهم است باید از بین برود از این جهت بنده این پیش نهاد کردم که عوض کلمه دلار تومان نوشته شود. مخبر – این مطلب مرضی الطرفین است و آنها حاضر برای اینکه عوض هشت هزار دلار هشت هزار تومان بگیرند نیستند و برای رفع اشکال در ماده نوشته شده که قیمت دلار اضافه بر قیمت از یازده قران و کمتر از یک تومان نباشد با اینطور که هر وقت قیمت دلار دوازده قران یا سیزده قران شد آنها همان یازده قران را بگیرند و هر وقت هم تنزل کرد و هشت قران یا نه قران شد یک تومان را بگیرند و بین یک تومان و یازده قران اگر باشد به نرخ عادله روز دریافت کنند

وزیر مالیه – باید توضیحاً عرض کنم این که آقای آقا سید یعقوب می‌فرمایند اگر با پول ایران باشد عیبی ندارد ولی اگر ممکن بود خیلی بود. ولی این اشخاص که استخدام می‌شوند آمریکائی هستند و از پول ما اطلاعی ندارند از این جهت پولی را که می‌گیرند باید بدانند که به پول خودشان چقدر می‌شود بعلاوه ما نخواستیم مطلقاً دلار باشد به ملاحظه این که اگر ترقی در قیمت دلار روی دهد مخالف صرفه ما خواهد بود و آنها نخواستند تومان باشد برای اینکه ممکن است در پول ایران تنزل حاصل شوند و مخالف منافع آنها باشد. لذا برای این که طرفین مأمون باشند این طور قرار داده شد. در کمیسیون بودجه هم این مذاکرات مفصلا شد و بالاخره این طور قرار دادیم که طرفین راضی شوند زیرا ما مطمئنیم که هیچ وقت پیش از یازده قران نخاهیم داد آنها هم مطمئنند که کمتر از یک تومان نخواهند گرفت و این ترتیب هیچ ضرر ندارد

رئیس – رأی می‌گیریم به اصلاح آقای آقا سید یعقوب. آقایانی که قابل توجه می دانند قیام فرمایند

(چند نفری قیام کردند)

رئیس – تصویب نشد پیشنهاد آقای طهرانی (بشرح ذیل قرائت شد)

این بنده پیشنهاد می‌نمایم که دو ماده اولی چنین اصلاح شود.

ماده اول – مجلس شورای ملی بوزارت مالیه اجازه می‌دهد که بر طبق پیش نهاد رئیس کل مالیه ایران از اتباع ممالک متحده آمریکا اشخاصی که دارای معلومات مقتضی باشند تا آخر مدت کنترات فعلی رئیس کل مالیه به جهت خدمت الخ

رئیس – آقای طهرانی.(اجازه)

آقا شیخ محمد علی طهرانی – متأسفانه بنده به قانون که مراجعه کردم استخدام مستر شوستر را ندیدم ولی بخاطر دارم که در آن وقت وقتی که اسباب رفتن مستر شوستر از ایران فراهم شد وعده بواسطه خاطر یک جهات سیاسی برای خزانه داری کل در این مملکت استخدام شدند همان حقوق و قانونی که از برای اشخاص هم معین شده بود درباره آن اشخاص هم معین شد حالا هم البته عموم ایرانی‌ها از رئیس خزانه دارای کل کلنل و دکتر میلسپو کمال تشکر را دارند و ایشان مستخدم خدمتگذاری هستند. ولی باید ملاحظه چیز دیگری را هم کرد و آن این است که این لایحه از سه سال تا پنج سال به دولت حق می‌دهد که دوازده نفر امریکائی را مستخدم بکند در صورتی که از صدر تا ذیل این قانون عبارت (رئیس کل مالیه) را دارد و حال آنکه معلوم نیست در تمام این مدت این اختیار و اقتدار نسبت به این دوازده نفر مستخدمین امریکائی برای او هست؟ یا اینکه پس از انقضاء دوره کنترات دکتر میلیسپو اشخاص دیگری روی کار خواهد آمد؟ و این حقوقی را دریافت خواهد کرد و همین معامله که با دکتر هست با آنها هم خواهد شد. همانطور که در سابق گرفتار شدیم بنابر این فرع زیاده بر اصل نباید باشد یعنی اشخاص را که ما استخدام می‌کنیم باید مدت خدمتشان با مدت خدمت رئیس مالیه یکی باشد و پس از انقضاء مدت کنترات دکتر میلیسپو اگر قرار شد کنترات او تجدید شود که این دوازده نفر را هم دومرتبه استخدام خواهیم کرد نه اینکه ما این دوازده نفر را حالا برای مدت پنج سال استخدام کنیم حال آنکه دو سال دیگر به انقضای کنترات خود دکتر میلیسپو که رئیس کل مالیه است. بیشتر باقی نمانده و معلوم نیست که بعد از این مدت رئیس کل مالیه همین است یا یک اشخاص دیگری خواهند بود که به حال مملکت مضر باشند

وزیر مالیه – اولا آقایان به خاطر بیاورند که این مسئله هیچ محل مقایسه با قانون بیست و سوم جوزا نیست قانون بیست و سوم جوزا یک قانونی بود که از مجلس گذشته بود راجع بخزانه داری کل نه راجع مستر شوستر و آن وقت هم که مجلس شورای ملی آن قانون را وضع کرد نظر به اعتمادی بود که بمستر شوستر داشت.و هیچ تصور نمی‌کرد که مستر شوستر و هیئت امریکائی با آن ترتیبات ممکن است از ایران بیرون بروند. در هر صورت آن قانون خزانه داری بود و نه قانون شخص و وقتی هم که مستر شوستر رفت قائم مقام او هم دارای همان حقوقی که در آن قانون بود قهراً می‌شد و متاسفانه در آن اوقات مجلس شورای ملی هم نبود که در صورت اقتضا اختیارات خزانه داری کل را لغو کنند. ولی امروزه اولا آن ترتیبات هیچ نیست و امیدواریم بعد‌ها هم نباشد و ثانیاً – اختیاراتیکه بدکتر میلسیپو داده شده است بشخص او داده شده است و بموجب کنترات او تصریح شده است که این امتیازات مخصوص این آدم بخوصوص است و اگر او نباشد مجلس شورای ملی و دولت می‌تواند این اختیارات را بدیگری بدهد یا ندهد و تصور می‌کنم مدت بقاء میسیون آمریکائی در ایران که بموجب کنترات دو سال و نیم دیگر باقی مانده بیش از اینها باشد و گمان نمی‌کنم دوره استخدام آنها بهمین مدت ختم شود و همچو تصور می‌کنم که پس از انقضا دوره کنترات ما از خدمت آنها راضی باشیم و تصدیق هم می‌کنیم که هنوز احتیاجات ما از وجود آنها برطرف نشده و باز وجود آنها را لازم داشته باشیم در هر صورت از مدت کنترات دکتر میلیسپو فقط دو سال و نیم دیگر باقی است و تا این قانون از مجلس تصویب شود و دکتر به امریکا برود. و مستخدمین جدید را استخدام کند مدتی طول خواهد کشید و سه چهار ماه اقلا وقت لازم خواهد داشت و در این صورت دو سال دیگر بیشتر باقی نخواهد بود و نمی‌شود ما این اشخاص را فقط برای دو سال استخدام کنیم خود آنها حاظرو راضی نخواهند بود که به خودشان زحمت بدهند و از امریکا به ایران بیایند فقط برای مدت دو سال از این جهت همچو تصور می‌کنم که این چیزی را که آقای طهرانی پیش نهاد کرده‌اند نه محل حاجت است و نه مفید بلکه اسباب ضرر هم خواهد بود

رئیس – رأی گرفته می‌شود آقایانی که پیش نهاد آقای طهرانی را قابل توجه می دانند قیام فرمایند

(چند نفری برخاستند)

رئیس – تصویب نشد پیش نهاد آقای دستغیب بنده پیشنهاد می‌کنم آخر فقره سوم از ماده اول نوشته شود با قید تخصص فنی

جمعی از نمایندگان – این پیش نهاد رد شده است

رئیس – پیشنهاد دیگری است قرائت می‌شود (باین مضمون قرائت شد)

بنده پیش نهاد می‌کنم که پس از مقتضی و تخصص فنی آشنایی به زبان فرانسه هم علاوه شود مهدی زاهدی

دستغیب – پیشنهاد بنده چه شد

رئیس – پیشنهاد دیگری رأی داده شد رد شد

دست غیب – صحیح است.

رئیس – آقای میرزا مهدی خان زاهدی (اجازه)

زاهدی – در صورتیکه مستخدمین امریکائی آشنائی به زبان فرانسه داشته باشند بهتر می‌توانند اطلاع از امور پیدا کرده و ما زیادتر می‌توانیم از آنها استفاده کنیم. و چون اکثر مأمورین وزارت مالیه زبان فرانسه می دانند از این جهت کارها برای آنها خیلی سهل شده و وقت هم کمتر تلف شد.

وزیر مالیه – این نکته را هم ما در نظر داشته‌ایم و دکتر میلیسپو را هم متذکر نموده‌ایم که اگر مستخدمین را از میان کسانی انتخاب کند که زبان فرانسه را بدانند خیلی بهتر است و خود او هم این مسئله را ملتفت شده ولی شرط کردن این نکته حالا لزومی ندارد برای اینکه شاید موفق نشد زیرا در امریکا زبان فرانسه این قدرها رایج نیست و در آنجا فرانسه دان خیلی کم است برای اینکه امریکائیها یک ملتی هستند که بزبان انگلیسی خودشان حرف می‌زنند و محتاج نیستند زبان فرانسه را بیاموزند از این جهت اگر بنا شود حالا این شرط را قید کنیم ممکن است دچار مضیقه شویم ولی چنانچه عرض کردم خود دکتر میلیسپو متوجه این نکته شده حتی الامکان رعایت این مسئله را خواهد کرد

رئیس – آقایانی که این پیشنهاد را قابل توجه می دانند قیام فرمایند

(معدودی برخاستند)

رئیس – قابل توجه نشد پیشنهاد آقای شریعت زاده(به شرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم – جمله به جای مستر کر از قسمت اول ماده حذف شود

رئیس – آقای شریعت زاده(اجازه)

شریعت زاده – در قسمت اول ماده می‌نویسد برای ریاست محاسبات به جای مستر کر باید یک نفر استخدام شود بنده پیشنهاد کردم که بجای مستر کر حذف شود زیرا این کس که انتخاب می‌شود رئیس محاسبات خواهد بود. دیگر احتیاجی ندارد به جای مستر کر نوشته شود.

وزیر مالیه – از طرف دولت اشکالی نیست ممکن است حذف شود مخبر گمیسیون هم می‌پذیرد

رئیس – پیشنهاد آقای دکتر آقایان(اینطور قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم که در قسمت اول ماده اول و قسمت اول ماده دوم نوشته شود و متخصص

رئیس-آقای دکتر آقایان(اجازه)

دکتر آقایان – بنده لازم نمی دانم توضیح مفصلی عرض کنم صحبت سر آمدن اتباع خارجه نیست بلکه سر آوردن متخصص است و این متخصصینی که می‌آیند باید عملکرد هم داشته باشند آقایانی که از تحصیلات امریکائی‌ها اطلاع دارند می دانند که تصدیق نامه و معلومات کافی نیست و وقتی که بنا شد یک نفری را بیاوریم. علاوه بر تصدیق و معلومات علمی عملا هم باید متخصص باشد تا بتوانیم در آن کاری را که او را به آن کار می‌گماریم کاملا مربوط باشد ملاحظه بفرمائید در قسمت چهارم این ماده می‌نویسد یک نفر تند نویس به جای مستر فلانکس ولی مشروط بر این که وقتی تند نویس آمد در مملکت بیچاره ما فقط تند نویس باشد نه اینکه بسمت امانت مالیه کرمانشاه یا فلانجا برقرار شود و بدیهی است که یک نفر ایرانی که مدتی در وزارت خانه کار کرده باشد. ولو این که از اوضاع امانت مالیه بی اطلاع باشد باز لایق تر از یک نفر تند نویس بلژیکی یا چینی استکه بدون سابقه و تخصص فرضاً بامانت مالیه کرمان یا یزد برود

رئیس – پیشنهاد ی که آقای شیروانی کردند و رأی در آن گرفتند و قبول شد این پیش نهاد هم در ضمن آن قبول شده است

(پیشنهاد آقای شیروانی به شرح ذیل قرائت شد)

بنده تبصره ذیل را پیشنهاد می‌کنم تبصره – رئیس کل مالیه مکلف است که یکی از دوازده نفر متخصصین فوق را از متخصصین نفت استخدام نماید و چنانچه برای این کار اعتبار زیادتری لازم شود به وسیله وزیر مالیه به مجلس شورای ملی پیش نهاد کند

رئیس – آقای شیروانی.

شیروانی – بنده اینجا شرفیاب خدمت آقایان شدم که یک قدر یبیشتر در این باب توضیح بدهم شاید قابل توجه شود چون می‌بینم اساسا یک صورتی به خودش گرفته که بعضی از پیشنهادهای خوب را هم رد می‌کند باید اول فهمید یک مملکتی مثل ایران مستشار برای چه استخدام می کندبعداً استخدام کند در ممالکی که یک قدری از تمدن دورتر ازما هستند یا شبیح بیست سال سی سال پیش ما بوده‌اند در آنجاها استخدام مستخدمین خارجی ما از لحاظ انحطاط مدنی آن جامعه است یا از نقطه نظر جهل عمومی است که کاملا به وضعیات جاهل باشند یا از این نقطه نظر است که تشکیلات مملکتی طوری به طرز قدیم تدوین شده است که باید او را به کلی برگردانند و یک تشکیلات متناسب با عصر حاضر بدهند یک قسمت دیگر هم داشته است که شاید در قدیم هم در ایران معمول بوده که حکومت مرکزی این اندازه‌ها نمی‌توانسته است قدرت خودش را اعمال کند و به دست یک نفر خارجه بهتر می‌توانسته است اقتدارات را تمرکز بدهد بنده عقیده‌ام این است که این چهار اصل هیچکدام در مملکت ما ایجاب مستخدمین خارجی را نمی‌کند اولا تشکیلات ما اینقدر‌ها خراب نیست ممکن است خراب باشد ولی اصلاح خرابی را اگر کمی هم باشد در صورتی که بخواهیم می‌شود اصلاح کرد کما این که در بعضی ادارات کردند پس تشکیلات ما اینقدرها ناقص نیست که مستخدم خارجی بخواهد. گمرک ما وقتی مستخدم آوردیم طرز دیگری بود و پس از آمدن مستخدمین گمرک یا عدلیه یا مالیه طرز دیگری پیدا کرد و دیگر مستخدمین خارجی نمی‌آوریم که تشکیلات را درست کند نواقص را خودمان باید درست کنیم این قدر‌ها هم جامعه ما در جاده انحطاط نیست که بخواهند خارجی‌ها بیایند ما را به وضعیت دنیا آشنا کنند ما اگر بخواهیم اینقدر‌ها می‌توانیم به وضعیت دنیا آشنا شویم پس به عقیده بنده فقط دو نقطه نظر استخدام مستخدمین خارجی را امروز در ایران ابجاب می‌کند اول تعدیل بودجه و تهیه یک پروژه‌های جدید یا مالیاتی بطرز امروز دنیا و القاء مالیاتهای عجیب و غریبی که از قدیم به ارث نگاه داشته‌ایم – این یکی از جهات لزوم استخدام خارجی است (بنده که اینطور تصور می‌کنم) دوم ازدیاد عایدات از منابع ثروت ما و اصلاحات اقتصادی و جلب سرمایه‌های خارجی.این دو اصل است که به عقیده بنده ما را وادار می‌کند که اگر از خارجه مستشار بیاوریم والا مابقی را آنچه که سابق بوده و ایجاب می‌کرد امروز نداریم و امروز قالباً وزراء و رؤسای ادارات ما و معاون شان در خارجه تحصیل کرده‌اند و اگر بخواهند کار کنند هم لایق هستند و هم اگر اختیارات به آنها داده شود می‌توانند کار کنند چنانچه کرده‌اند و می‌کنند ما فقط می‌خواهیم ترتیب بودجه مملکتی را بطریق سایر ممالک متمدنه اروپا درست کنیم و مالیات هائی راکه امروزه در اینجا هست برداریم و یک مالیاتهایی بشکل سایر جاهای دنیا به جای آنها بگذاریم و در ضمن هم جلب سرمایه‌های خارجی را بکنیم که به وسیله سرمایه آنها منابع ثروت خودمان را بکار بیندازیم. یکی از مهمترین مسائلی که امروز درایران باید مورد توجه دولت و مجلس شورای ملی و عامه مردم واقع شود موضوع نفت است مسئله نفت نظر تمام دنیا را جلب کرده و اتفاقاً یکی از ممالک نفت خیز دنیا مملکت ماست بنده می‌خواهم به بینم در مملکت ما اقدامی که از طرف خود ما راجع به نفت شده چه بوده؟ جز اینکه یک امتیازی که از دوره‌های پیش داده شده است رفته‌اند سهم خودشان فرضاً بدون اینکه یک دینار حیف و میل شده باشد گرفته‌اند؟ دیگر چکار کرده‌اند آن عمل نفتی که در این مملکت شده چه بوده است من گمان نمی‌کنم یک تعمدی در این کار بوده است که توجهی به نفت نشده بلکه تصور می‌کنم یک قدری غفلت شده است. ما برای معارف مدارس زنانه برای عدلیه برای مالیه مستخدم خارجی می‌آوریم بنده هم لازم میدانم و طرفدار اینهم هستم که برای تمام ادارات باید مستشار خارجی بیاوریم. برای اینکه از معلومات آنها استفاده کنیم. ولی موضوع نفت در ایران یک موضوعی هست که امروز چه از نقطه نظر آنچه در جریان است و چه از نقطه نظر اهمیت موضوع و چه آن قسمتی که الان دردست عمل است ودر اطرافش صحبت می‌شود باید بیشتر مطمح نظر مجلس شورای ملی واقع شود و بایستی یک قدری بیشتر اطلاعات داشته باشیم تا بتوانیم در اطراف آن کار کنیم. البته در مملکت ما یک مدارس عالیه نبوده است که متخصصین نفت تربیت شوند و متأسفانه اشخاصی هم که در خارجه رفته‌اند و تحصیل کرده‌اند این یک قسمت در نظر نبوده و در آنجا دریک معادنی کار نکرده‌اند و در یک مدرسه این فن را عملا تحصیل ننموده‌اند که بتوانیم از آنها استفاده کنیم. بنا بر این بنده معتقدم حالا که رئیس کل مالیه می‌روند بامریکا ودوازده نفر مستخدم امریکا هم متخصص فنی میاورند در ضمن یکی از اینها را که ممکن است در یکی از نقاط مملکت ما که مرکز نفت است ماموریت مالی پیدا کند این تخصص را داشته باشد استخدام کنند گمان می‌کنم داشتن این تخصص گناهی هم نداشته باشد و اگر در پیشنهاد بنده ملاحظه بفرمائید در آنجا تذکر داده شده که ممکن است یک خرج بیشتری این کار پیدا کند ولی حالا نمی دانیم چقدر است رئیس کل مالیه می‌رود به امریکا و در آنجا مطالعات و تحقیقات می‌کند و می‌بیند یک نفر متخصص نفت چقدر زیادتر از این مبلغ که پیش بینی شده باید به او داده شود آنوقت به توسط وزیر مالیه و دولت تلگرافا اطلاع می‌دهد که یک نفر از اینها که مجلس شورای ملی تصویب کرده است که متخصص نفت باشد در سال این مبلغ حقوق می‌گیرد. در آن صورت بنده عقیده‌ام این است که در آن موقع مجلس شورای ملی هم با آن نظریاتی که مخصوصا امروز راجع به امر نفت است تصویب می‌کند.

وزیر مالیه – این مسئله که آقای شیروانی پیشنهاد کرده‌اند ممکن است صحیح باشد و لازم هم داشته باشیم با این که یک نفر متخصص نفت بیاوریم ولی توجه می‌دهم آقایان را که این لایحه را ما برای احتیاجات مالیه پیشنهاد کرده‌ایم و همانطوری که خود آقای شیروانی متوجه بودند البته متخصصین نفت با ین مبلغها نخواهند آمد و مبلغ زیادتری لازم دارد. ممکن آقایان به این لایحه رای بدهند بعد در موقعی که دولت احساس این احتیاج را بکند ممکن است به توسط وزارت فوائد عامه به مجلس شورای ملی پیشنهاد بکنند و البته مجلس شورای ملی هم تصویب خواهد کرد

شیروانی – بنده پیشنهادم را اجالتاً مسترد می‌کنم چون میل ندارم رد شود

رئیس – پیشنهادات دیگری هست اگر اجازه می فرمائید بماند برای بعد از تنفس؛

جمعی از نمایندگان – صحیح است (در این موقع جلسه برای تنفس تعطیل و پس از یک ساعت مجدداً تشکیل گردید)

رئیس - از آقایان فقط هفتاد و نفر در انتخابات شرکت کرده‌اند برای اینکه نتیجه از انتخابات گرفته شود لازم است هفده نفر دیگر رأی بدهند. تمنا می‌کنم اشخاصی که رأی نداده‌اند تشریف ببرند رأی بدهند. تقاضائی شده است که تلگراف شاهزاده سالارالدوله در مجلس علنی قرائت شود ولی مطابق نظامنامه باید عرایض به کمیسیون عرایض برود و از آنجا بیاید به مجلس ارسال می‌شود بکمیسیون اگر لازم شد روز شنبه قرائت می‌شود.

جمعی از نمایندگان – صحیح است

(مجدداً ماده اول راپورت کمیسیون بودجه راجع مستخدمین امریکائی مطرح و پیشنهادی از طرف آقای حاج میرزا عبدالوهاب)

(به مضمون آتی قرائت شد) بنده پیشنهاد می‌کنم که حداقل دلار هشت قران و حداکثر یک تومان معین شود عبدالوهاب

رئیس – آقای حاج میرزا عبدالوهاب(اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب – چون امروز دلار قیمتش هشت قران است و اگر بنا باشد حداقلش یک تومان باشد بنده نمی دانم این دو قران چرا اضافه شده و از روی همین حساب ده هزار دلار دوازده هزار سیزده هزار دلار می‌شود امروز که قیمتش هشت قران است. اگر هم ترقی کند یک تومان می‌شود بعلاوه این‌ها را برای مملکت ما استخدام می‌کنند و باید با پول ما استخدام شود و همان طوری که آقای آقا سید یعقوب پیشنهاد کردند. اگر بنا باشد پول ما را تشخیص ندهند چطور می‌توانند مالیه مملکت ما را مرتب بکنند باید مقیاس یک تومان باشد که حدش معلوم باشد که در سال کم و زیاد بودجه مملکتی معلوم باشد که ده هزارتومان مثلا یکی و چقدر به دیگری داده می‌شود بنابر این بنده با آن حداقلی که اینجا ذکر شده مخالفم برای اینکه اگر حداقل بود همان یازده قران را خواهند گرفت اگر زیادتر شد فردا پیشنهاد می‌کنند که اینها بخیال اینکه دلار یازده قران بوده قبول کرده‌اند و حالا دلار شده است سیزده قران یا فلان قدر و کسر بودجه پیدا می کنندو برای کسر بودجه آنها پیشنهادی می‌آورند به مجلس و می‌گویند فلان قدر باید اضافه شود و از این جهت بنده این پیشنهاد رد کردم.

مخبر – اولا بنده این را برای اطلاع خاطر آقا عرض کنم که موضوع این پیشنهاد در این ماده نیست برای اینکه یک ماده مخصوصی دارد که ما قیمت دلار را در آنجا معین کرده‌ایم و خواهد آمد و این پیشنهاد جایش در آنجا است و آن ماده ده است. ثانیا برای اطلاعشان عرض می‌کنیم که قیمت دلار هیچ وقت هشت قران نبوده و منتهی درجه تنزل دلار امروز است که نه قران است و در آن موقعی که مستشاران امریکائی کنترات شدند وبه ایران آمدند در آن موقع یازده قران و هفت شاهی بود بعلاوه همان طوری که آقای وزیر مالیه فرمودند وقتی که در آنجا استخدام می‌شوند باید بدانند با چه حقوقی مستخدم می‌شوند آنها آشنائی با پول ما ندارند و نمی‌توانند با یک چیز موهومی مستخدم شوند و بیایند اینجا.

(پیشنهاد آقای دکتر آقایان به شرح آتی خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم همان طوری که نسبت به مستخدمین بلژیکی عمل می‌شود مستخدمین آمریکائی نیز به آن ترتیب انتخاب بشوند یعنی توسط وزارت مالیه امریکا وزیر مختار دولت علیه و رئیس کل مالیه. دکتر آقایان

دکتر آقایان– اهمیت انتخاب مستشارانی که ما به مملکتمان دعوت می‌کنیم بر هیچ یک از آقایان نمایندگان پوشیده نیست. آقای وزیر مالیه در ضمن صحبتشان فرمودند که رئیس مالیه اگر در انتخابات گذشته بعضی انتخابات صحیح نشده دلیلش عدم تجربه ایشان بوده راجع به کار‌های مملکتی ولی حالاکه دو سال و نیم است در مملکت توفق فرموده‌اند قطعاً یک اطلاعاتی پیدا کرده‌اند و انتخابات بهتری می‌کنند قطعی است که مملکت به تخصص دکتر میلسپو اطمینان داشته است و اگر نداشته دولت ابلاغ نمی‌کرد که ایشان دو سال قسمت اخیر کنتراتشان را می‌توانند باقی باشند بنا بر این این اطمینان جای خودش هست ولی دولت یک لیحه دیگری برای مستخدمین بلژیکی پیشنهاد کرده و با اینکه رئیس کل گمرکاتیکه داریم طرف اعتماد دولت و ملت هم هست و بیس سال هم خدمت کرده با وصف این در آن پیشنهاد قید کرده است بر اینکه تواقف نظر وزیر مختار دولت علیه در بروکسل و وزارت مالیه بلژیک و پیشنهاد میلیسپو شرط است برای انتخاب یک نفر مأمور آن هم درچه کاری؟ در گمرکات آقایان کاملا می دانند که کار گمرک مثل یک ماشینی است و از عهده این کار بر آمدن سهل تر است تا اداره کردن یک شعبه از مالیه پس اگر برای انتخاب یک نفر مأمور گمرکات دولت تمام این تصمیمات را در نظر می‌گیرد هیچ دلیلی ندارد که برای انتخاب مأمورینی که رتبه شان با لاتر است عین همان ترتیب را در نظر نگیرد آنچه گذشته گذشته و در انتخابات اعضای جدید مستخدمینی که دعوت می‌کنیم در مملکت خودمان بایستی تمام این دقتها بشود.

رئیس – آقایانی که این پیشنهاد را قابل توجه می دانند قیام فرمایند

(عده کمی برخاستند)

رئیس – تصویب نشد پیشنهاد آقای روحی (بشرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که بجای (ماشینیست) تند نویس نوشته شود.

رئیس – (خطاب به آقای روحی) بفرمائید

روحی – در جلسه قبل در موضوع ماشینیست صحبت شد که این لغت کافی نیست برای آن مقصودی که در نظر دارند در ضمن یک لغات دیگری از قبیل استنو گرافی و غیره اینجا اظهار شد و تصور نمی‌کنم صلاحیت داشته باشد که مجلس شورای ملی اجازه بدهد که اساساً در قانون لغات خارجی ذکر شود بالخصوص این لغت که دلالت بر مقصود نمی‌کند بدواً هم که در خارجه این اسم را ماشینیست گذاشتند وافی به مقصود نبود. ولی مردم به مرور عادت کردند و این جا هم به عقیده بنده هر چه بنویسیم به مرور البته مردم عادت می‌کنند و بهتر این است که مقابل ماشینیست (تندنویس) بنویسند که مردم به لغت خارجه عادت نکنند و بنده مخالف هر گونه لغات خارجی هستم بالاخص در قوانین و از آقایان هم خواهش می‌کنم مخالفت نفرمایند که نوشته شود. (تند نویس)

مخبر این نظیر همان پیشنهاد آقای ارباب است ماشینیست را حذف می‌کنیم. همان تند نویس کافی است

رئیس کمیسیون قبول می‌کند؟

مخبر ماشینیست را خذف می‌کنم

(پیشنهاد آقای شیروانی به مضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم در فقره چهارم ماده اول اضافه شود: شتنگرافیست شیروانی

شیروانی – بنده پس می‌گیرم پیشنهاد آقای حائری زاده به شرح ذیل قرائت شد بنده پیشنهاد می‌کنم فقره چهارم از ماده اول به عبارت ذیل اصلاح شود

۴ – برای خدمت تند نویس یک نفر هزارودویست دلار.

حائزی زاده

رئیس – آقای حائری زاده (اجازه)

حائری زاده – در استخدام دکتر میلسپو موقعی که از مجلس گذشت و اختیاراتی برایشان در نظر گرفته شد یک چند نفر را اختیاراتشان گذاشتند که انتخاب کنند یکی عالم احصائیه بود و یک نفر منشی که فرانسه بداند و یک نفر هم محرر که حالا اسمش را تند نویس گذارده‌اند و گویا آقای فلانکس رئیس مالیه یزد شده باید دید که ما برای چه امریکائی‌ها را استخدام کرده‌ایم اگر یک کسی که هیچ اطلاعات نداشته باشد برای یک کاری می‌خواستیم خودمان فراوان داشتیم پس برای این بود که کار را با هلش بسپارند که با اطلاعات و معلوماتی که دارد و وضعیت خراب مالیه را اصلاح بکند. یک نفر آدم همینکه امریکائی شد اصلاح نمی‌کند. یک نفر در فن تند نویسی اطلاع داشته باشد گمان نمی‌کنم در فن مالیه هم تخصص داشته باشد و ما تصور نمی‌کردیم که امریکائی‌ها هم مثل بعضی از ایرانیها هزار پیشه باشند یعنی هم از مالیه اطلاع داشته باشند و هم از تند نویسی. چندی قبل یک مسئله محل ابتلاء شده بود و شکایات زیادی اصناف یزد می‌رسید مبنی بر این که مالیاتهای اضافی ازشان می‌خواهد که سابقاً معمول نبوده. مراجعه بوزارت مالیه شد معلوم شد آقا رفته‌اند آنجا و ممیزی کرده‌اند و مالیاتها را اصلاح کرده‌اند. مثلا یک ماشین جوراب بافی که به قوه برق حرکت می‌کند آنجا وارد کرده‌اند ایشان روی آن مالیات گذاشته‌اند و ماشین به این کوچکی در سال هشتاد تومان مالیات بدهد در صورتی که ما داریم گمرکش را از بین می‌بریم و ایشان رفته‌اند مالیه ما را اصلاح کنند مثلا لبو فروش که شلغم و چقندر را لبو می‌کند و می‌فروشد ایشان رفته‌اند روی اینها مالیاتی گذاشته‌اند !! او همینطور برای عمامه پیچ رفته‌اند یک مالیاتی معین کرده‌اند. –

(خنده نمایندگان)

خیلی این طور چیزها دارد و صورت این مالیاتها را امضاء کرده و فرستاده اینجا. بنده فکر کردم دیدم باید حقیقه‌به مستخدمین آمریکائی تذکر داد که اشخاص را متناسب با کاری که می‌دهند انتخاب کنند و بدبختانه آقای ذکاءالملک وزیر مالیه و آقای معاونشان هم در وزارت خانه خودشان زبان بسته و یک کنجی نشسته‌اند ولی در مجلس برای جواب دادن بما‌ها زبانشان دراز است و یک سئوالهائی که می‌شود یک جوابهائی که هیچ مطابق سوال نیست و خیلی هم جدی هستند ولی در وزارت مالیه بقدر یک نفر ثبات هم نمی‌توانند دخالت در کار بکنند. در صورتی که رئیس مالیه باید در تحت نظر وزیر مالیه کار کند و آقای وزیر مالیه باید ایشان را راهنمائی و بهشان حالی کنند که تند نویس برای مأمور مالیه خوب نیست.نه اینکه ساکت و صامت بنشینند و راجع بلوایحی که بمجلس فرستاده می‌شود یا فکر مترجم کار کنند و البته اگر یک نفر تند نویس خواسته باشند ماهی صد دلار کفایت می‌کنند ولی اگریک آدم هزار پیشه می‌خواهند آن را هم اقلا یک آدم با اطلاعی را انتخاب کنند که اگر تند نویس را رئیس مالیه کردند دیگر برای لبو فروش مالیات وضع نکند از این جهت ممکن است بنده پیشنهادم را مسترد نمایم. ولی اساس نظرم این بود که نقطه نظر تخصص محفوظ باشد

معاون وزارت مالیه – پیشنهاد آقای حائری زاده تغییری که در این فقره از ماده می‌داد فقط تقلیل مبلغ بود و چیز دیگری نبود و گمان می‌کنم که برای دلائل وجوب قلیل این مبلغ ذکر قضایای یزد و اینکه یک نفری را که برای سمتی می‌آورند برای سمت دیگر لازم نبود و در هر صورت ممکن است مأمورین یک وزارت خانه یا یک اداره در مواقعی که لازم شود که در یک کار دیگری موقتاً بر قرار شوند چنانکه فلانکس را به عنوان امین مالیه به یزد فرستادند و مدتی هم در آنجا مانده است و مسئله اینکه مالیاتی به ماشین‌های جوراب بافی تحمیل کرده‌اند ما همچو اطلاعی و همچو مبلغی بهاین اسم در وزارت مالیه نداریم . . . .

حائری زاده - صورتش انجا موجود است.

معاون وزارت مالیه - و همین طور فرضاً اگر مالیاتی برای عمامه پیچ‌ها مقرر شده است. این یک چیزی نبوده است که ابتکار کرده باشد یا یک تحمیل جدیدی باشد. اینها یک مالیت هائی است که خاطر محترم آقا هم البته متوجه است که از سابق معمول بوده است و در جز و جمع‌ها بوده است چنانچه برای کلاه دوز هم یک مالیاتی مقرر شده است و از این مالیت‌ها در سابق بوده است و ممکن است ایشان در آنجا بر حسب ضرورت تعدیلی کرده باشند و در هر صورت به طور کلی تفصیل مأموریت فلانکس به یزد چنانچه عرض کردم بر حسب ضرورت تفتیشاتی بوده است که خواسته‌اند یک نفر امریکائی نسبت به عمل سلف خودش بکند. اما راجع باینکه فرمود در وزارت مالیه اولیای امور یا اعضای وزارت مالیه نسبت مطالبی که می‌گذرد ثابت و صامت هستند. بنده گمان می‌کنم همیشه در مقابل کار درست و حرف حساب باید ساکت بود و اینجا هم که جواب می‌دهند برای توضیح است برای اینکه اذهان محترم آقایان نمایندگان از قضایا مسبوق شود و اگر یک حرفی هم اتفاق افتاده که یک قدری از مدار خودش خارج شده بود البته به طریق اولی باید جواب عرض کرد و در هر صورت اینها هیچ کدام مداخله نمی‌کنند در مقدار حقوقی که برای یک نفر تند نویس در ماده ذکر شده است و این مبلغ هم اقل مبلغی است که یک نفری که دارای معلوماتی است از امریکا بشود برای خدمت به ایران آورد. هزارو پانصد یا هزارو ششصد دلار حقوقی نیست که برای یک نفر ایرانی که بخواهد در آمریکا که می خواهدبه ایران بیاید و زندگانی کند و البته یکنفر آمریکائی حساب عایدات و کار خودش را در محل خودش می‌کند و در صورتی که فی الجمله صرفه داشته باشد یک مسافت زیادی را می‌پیماید و در یک مملکت خارجی می‌رود خدمت می‌کند. بنا بر این بنده تصور می‌کنم پیش نهاد آقای حائری زاده از نقطه نظر صرفه جوئی و تقلیل در مخارج خیلی مستحسن است ولی در موارد خودش و باین مورد بخصوص ربطی ندارد.

حائری زاده – مقصود بنده تذکر بود استرداد می‌کنم.

(پیشنهاد می‌کنم هر یک از قسمتهای چهار گانه ماده اول قبل از کلمه (با حقوق) کلمه سالیانه نوشته شود).

رئیس – آقای اخگر.(اجازه)

اخگر – چون معلوم نیست که این حقوق برای سالیانه است یا ماهیانه (و البته بدیهی است سالیانه است) ولی چون کلمه سالیانه نه در اول ماده و نه در آخر ماده هیچ کدام نوشته نشده لهذا بنده پیشنهاد می‌کنم کلمه سالیانه اضافه شود که معلوم باشد.

مخبر – قبول می‌کنم. (پیشنهاد آقای شیخ الاعراقین زاده اینطور خوانده شد) بنده پیش نهاد می‌کنم که جمله به جای مستر کر از قسمت اول و جمله به جای یلانکن از قسمت چهارم خذف شود

رئیس – قسمت اول که تصویب شد.

مخبر – قسمت دوم را هم قبول می‌کنم

رئیس – یک پیشنهاد دیگر مانده است. (بشرح ذیل خوانده شد) بنده تبصره ذیل را پیشنهاد می‌کنم

تبصره – لااقل چهار نفر از مستخدمین مذکوره فوق باید علماً و عملا متخصص بوده و در کنترات آنها قید شود که مکلف هستند موافق تعلیمات دولت ایران در علوم مالیه تدریس و موجبات تهیه مستخدمین متخصص ایرانی را فراهم نمایند.

شریعت زاده – داور – راهنما - جهان شاهی – رضا دامغانی – حسین.

رئیس -آقای شریعت زاده(اجازه)

شریعت زاده – آقایان خوب می دانند که در قرار داد هر قدر اقدامات اساسی باشد مصلحت بهتر تأمین می‌شود و تردیدی نیست که آمدن مستشار و متخصص خارجی و اشتغال آنها به کار در صورتی که منشأ خدمات دیگر یعنی منشأ تهیه متخصص ایرانی نباشد به محض اینکه آنها رفتند حفظ وضعیتی که آمدن آنها را ایجاب کرده است مشکل است بنابراین بنده و بعضی از رفقا اینطور به نظر آوردیم که در ضمن یک تبصره خاطر نشان شود که این مستخدمین باید علماً و عملا متخصص باشند که در ضمن تعلیمات دولت در علوم مالیه تدریس کنند تا در نتیجه این عمل آن اصل اساسی که باید در نظر باشد تأمین شود یعنی به تدریج تهیه متخصص از خود ایرانی‌ها نمایند و تصدیق خواهند فرمود که در نتیجه آوردن مستشار و اشتغال آنها بکار نمی‌شود معتقد شد که باید همیشه یک عده کافی مستخدمین متخصص بیاوریم و به عقیده بنده اگر این اصل رعایت نشود هر قدر هم که در ایران مستشارها کار کنند بالاخره در نتیجه عدم تعلیمات نظم و استحکام اساسی ادارات را نمی‌شود حفظ کرد مگر اینکه عده متخصصین ایرانی در رأس ادارات واقع شوند و وسیله رسیدن به این مقصود هم تدریس علوم مالیه بتوسط متخصصین است و ممکن است این چهار نفر متخصص را که استخدام می‌کنیم اگر دارای تحصیلات علمی هم باشند یک موقع از اوقات خودشان را در مدرسه که باید در آنجا مشغول تدریس باشند و البته این ترتیب موافق مصلحت مملکت هم است.

مخبر – با تصدیق تمام اظهارات آقای شریعت زاده که محل تصدیق همه هم است لازم است برای استحضار خاطرشان عرض بکنم که اگر مقصود تخصص فنی باشد که در ماده اول قید شده است ولی اگر مقصود حضرتعالی از متخصصین نمره اول آمریکائیها است که آنها با سالی هشت هزار و ده هزار دلار ممکن نیست به ایران بیایند زیرا آنها با سالی شصت هزار هفتاد هزار دلار حقوق در همان مملکت خودشان خدمت می‌کنند باین مبلغها نمی‌شود آنها را استخدام کرد حالا اگر در آتیه بود چه مملکت پیک گشایشی پیدا کرد و عایدات در مملکت زیاد شد که توانستیم از آن قبیل متخصصین بیاوریم البته مایه سعادت است ولی امروز با این ضعف بودجه گمان نمی‌کنم بتوانیم این نوع متخصصین را استخدام نمائیم.

رئیس – رأی گرفته می‌شود به قابل توجه بودن این پیشنهاد آقایانی که قابل توجه اش می دانند قیام فرمایند.

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس – قابل توجه نشد چون یک فقره پیشنهادی که اینجا شده بود قابل توجه شده است و پیشنهاد می‌رود به کمیسیون نمی‌توانیم به ماده رأی بگیریم می‌ماند برای روز شنبه بقیه مذاکرات در این لایحه هم می‌ماند برای روز شنبه نوزدهم اردیبهشت چهار قبل از ظهر.آقای داور.(اجازه)

داور- بعد از تعیین دستور عرضی دارم.

رئیس – دستور معین شده است.

داور – فقط به طور تذکر می‌خواستم عرض کنم در چندی قبل طرحی پیشنهاد شده بود که من جمله بنده هم آن را امضاء کرده بودم راجع بکسر پنجاه هزار تومان از شهریه‌ها که از آن محل یک مسائل خوب مفیدی را به موقع اجرا گذارید و کمیسیون بودجه هم یک عده را برای رسیدگی به این کار معین کرد که می‌خواستم تذکر بدهم به کمیسیون بودجه که راجع به این طرح چه تصمیمی اتتخاذ نموده‌اند؟

مخبر – این طرح قبل از عید نوروز به کمیسیون آمد و به ملاحظه اینکه ممکن نبود تمام اقلام مستمری‌ها و شهریه‌ها در خود کمیسیون مطرح شود. لذا یک کمیسیون سه نفری مرکب از آقایان سلیمان میرزا و حاج مشیر اعظم و آقا میرزا شهاب الدین معین شدند که به این القام رسیدگی کنند و مطابق اطلاعی که داریم چند جلسه هم تشکیل داده‌اند و با نماینده وزارت مالیه هم مشغول هستند که آن صورت را تهیه نمایند و خود کمیسیون بودجه هم در این موضوع خیلی عجله دارد.

رئیس – آقای حاج میرزا عبدالوهاب(اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب – بنده سؤالی از وزارت مالیه داشتم و مدت هشت ماه هست که این سؤال را کرده‌ام این بود که خواستم ببینم حاضر هستند برای جواب یا خیر؟

وزیر مالیه – راجع به چه چیز است؟

حاج میرزا عبدالوهاب – راجع به مالیات دلالی که در همدان گرفته می‌شود

وزیر مالیه – بفرمائید جواب عرض می‌کنم.

حاج میرزا عبدالوهاب – عرض می‌کنم در هشت نه ماه قبل یک اداره در همدان تأسیس شده و از هر مال مکاری دو هزار به عنوان دلالی اخذ می‌کند بنده خواستم ببینم این مالیات از مالیاتهائی است که در مجلس سابقه داشته و جزوء‌مالیاتهائی که در دوره اول تصویب کرده‌اند بوده یا نبوده؟ اگر نبوده که مطابق قانون اساسی حق تأسیس مالیات را غیر از مجلس کسی ندارد و اگر بوده بنده حاضرم ثابت کنم که چنین چیزی نبوده و حالا اگر اسنادی دارند که سابقه این مالیات را تصویب میکن بنده عرضی ندارم و بعلاوه مالیاتی که متجاوز از سی هزارتومان است چند نفری آمده‌اند و از دولت مقاطعه کرده‌اند به سالی هشت نه هزار تومان این بود که خواستم ببینم آیا وزارت مالیه تحقیقاتی در این مسئله کرده‌اند و حاضرند جواب بدهند یا خیر؟ و عین همین مسئله را هم در یادداشت تذکر داده بودم

وزیر مالیه – این مسئله چه با خود آقا و چه در مجلس شورای ملی مکرر مزاکره شده که مالیاتهائی که امروزه در این مملکت می‌گیریم تمامش مالیاتهائی نیست که به تصویب مجلس رسیده باشد و اغلب مالیاتهائی است که از قدیم بوده و ما هم یک مالیاتهای قانونی که بتواند عایدات آنها قائم مقام عوائد امروزی شود نداریم که بتوانیم اینها را ملغی کنیم عایدات دولت از بین می‌رود و از عهده مخارج بر نمی‌آید در نتیجه کسر بودجه ما زیادتر می‌شود. و ضمناً هم در ضمن بودجه هائی که در سنوات متعدده در مجلس شورای ملی آمده است. این مالیاتها به طور کلی تصویب شده است و مالیات دلالی هم یک چیز تازه نیست. این مالیات‌ها سال‌های متمادی گرفته می شده است و بعد از این هم تا وقتی که مجلس شورای ملی لغو نکرده است این مالیات‌ها گرفته می‌شود مگر اینکه به واسطه لوایح جدیده که پیشنهاد شده است و مطرح هم شده این مالیات‌های بی قاعده را که خود بنده هم تصدیق می‌کنم که احجاف و تعدی به مردم می‌شود لغو نمایند. و اما در خصوص کیفیت اخذ آن: گمان می‌کنم وزارت مالیه به کلی امتحان داده باشد که هر امری که موجب ازدیاد عایدات دولت باشد در کمال خوبی می‌پذیرد و در آن هیچ مسامحه و بی قیدی هم نمی‌شود و اگر واقعاً پیشنهادهای صحیحی باشد که وزارت مالیه بتواند بهتر عایدات را جمع کند و عایدات دولت هم زیادتر بشود. یعقیناً با کمال دقت در تحت مطالعه آورده و اجرا را هم خواهد کرد.

حاج میرزا عبدالوهاب بنده تکذیب نمی‌کنم فرمایشات آقای وزبر مالیه را ولی صورت مالیاتهائی که در دوره اول آورده‌اند و مجلس تصویب کرده است در دفتر مجلس موجود است به آنها مراجعه شود اگر در همدان مالیاتی به اسم دلالی مکاری بود بنده هم تصدیق دارم و البته صحیح هم هست. ولی عرض می‌کنم این مالیات را سه سال قبل یکنفر آمد آنجا و اجاره کرد و مردم هم داد و فریادشان بلند شد و متروک شد باز هشت ماه قبل آمدند و شروع به اخذاین مالیات کردند گفتگو سر خلاف قانون بودنش است که باید مالیات را مطابق قانون اساسی مجلس تصویب کند کلام در سر الغاعش نیست. اصلا نباید گرفته شود چه رسد به این که الغاء بشود یا نشود.

وزیر مالیه – بنده عرض کردم مالیاتهائی که سابق بوده مادام که مجلس آنها را الغاء نکرد ما می‌گیریم و حالا اگر خواستند در همدان یک مالیاتی بگیرند و به واسطه موانعی یک مدتی نتوانسته‌اند و بعد دوباره اقدام از برای گرفتن آن کرده‌اند این دلیل نمی‌شود که نباید گرفت. عرض کردم چیز تازه نیست و از قدیم مرسوم بوده است.

رئیس – بودجه مجلس شورای ملی هم برای سال جاری رسیده است ارسال می‌شود به کمیسیون محاسبات مجلس.

(جمعی از نمایندگان – صحیح است)

(مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی حسین پیر نیا

منشی – م. شهاب

منشی دکتر احتشام طباطبائی