مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۷ آبان ۱۳۰۴ نشست ۲۱۴

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۷ آبان ۱۳۰۴ نشست ۲۱۴

مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۷ آبان ۱۳۰۴ نشست ۲۱۴

جلسه ۲۱۴

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه هفدهم آبان ۳۰۴ مطابق بیست و یکم شهر ربیع الثانی یکهزار و سیصدو چهل و چهار ۱۳۴۴

مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر بریاست آقای تدین تشکیل گردید

(صورت مجلس پنجشنبه چهاردهم آبان را آقای آقا میرزا شهاب قرائت نمودند)

رئیس -آقای رضوی (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب رضوی – بعد از تصویب صورت مجلس عرض دارم

رئیس- آقای ملک (اجازه)

حاج حسن آقا ملک – فبل از دستور عرض دارم

رئیس- آقای آقاسید یعقوب (اجازه)

آقاسید یعقوب- چون القاب را مجلس لغو کرده است خوبست بجای شیخ الاسلام در صورت مجلس آقا سید اسمعیل نوشته شود

رئیس- نسبت بصورت مجلس دیگر اعتراضی نیست

(گفته شد خیر)

رئیس – صورت مجلس تصویب شد آقای رضوی (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب رضوی – چون آقای معاون وزارت مالیه و آقای معاون وزارت داخله اینجاتشریف داشتند بنده خواستم راجع بسجل احوال تذکر بدهم که در قانون یک مستثنیاتی هست که از فقرا پولی گرفته نشود و این مسئله در همدان اسباب زحمت شده است خوبست آقایان قدغن کنند به مامورینشان که از مردمان فقیر که نصف اهالی همدان از این قبیل اشخاص هستند بعداز تحقیق نسبت بآنها سخت گیری نکنند و چیزی از آنها نگیرند تا قانونی که درآنجا مشغول اجرایش هستند زودتر اجرا شود.

معاون وزارت داخله – همان طور که قانون معین کرده است وزارت خانه به مامورینش دستور داده است که: (ولو اینکه مبلغ جزئی است و یک قران چیزی نیست) نسبت بفقرا با مدارا رفتار نمایند و گمان می‌کنم تابحال تصییقی نشده باشد و نهایت رعایت بعمل آمده باشد معذلک باز هم تاکید وتوصیه خواهد شد.

رئیس- آقای ملک (اجازه)

حاج حسن اقا ملک – بنده مدتی بود که یک موضوع مهمی را می‌خواستم بعرض مجلس برسانم و بواسطه پاره‌ای موانع موفق نمی‌شدم وتصور می‌کنم در این موضوع اغلب آقایان وکلاء بلکه تمام آقایان بانظریات بنده موافقت داشته باشند وآن موضوع اصلاح آستانه است در دو سال قبل از طرف والا حضرت پهلوی امر شد بامیر لشکر که کمیسیونی تشکیل بدهند درآستانه مقدسه باصلاحات آستانه مقدسه یک توجهانی بشود. آقای میرزائی نماینده محترم که سر کشیک چهارم هستند درآن موقع در مشهد تشریف داشتند و بنده هم مفتخرانه و خوشبختانه موفق بودم بعضویت این کمسیون در ضمن عملا یک قضایائی مکشوف شد که حالا مقتضی نیست بعرض آقایان برسانم یعنی خیلی مفصل است یک فقر ازرقات معظمه آستانه مقدسه به لطائف الحیل و دسیسه از آستانه منتزل شد و یک اسناد و مدارکی هم در دست هست که بعد در جلسات آتیه بعرض آقایان میرسانم. فعلا عرض بنده تذکراست بآقایان وکلا و مخصوصا بشخص والا حضرت پهلوی می‌خواهم تذکر بدهم که امروز مکلف هستند باینکه تسریع کنند در قضایای اصلاحات آستانه وهر قدر تاخیر بشود یک نگرانی هائی برای مسلمان‌های عالم پیدا خواهد شد مخصوصا این نکته را عرض می‌کنم که اغلب از مسلمانهای هندوستان یک تحف و هدایائی می‌آورند که به آستانه مقدسه تقدیم کنند و نظر باغتتشاش و بی ترتیبی آستانه از تقدیم آنها خودداری می‌گردند و عودت می‌دادند واین مسئله یک مسئله ایست که فعلا از وظائف خاص شخص آقای پهلوی است که باید زودتر تسریع کنند و این نگرانیها را از همه مرتفع نمایند و بنده هم در آتیه آن اسناد را بعرض آقایان میرسانم

رئیس- آقای شریعت زاده (اجازه)

شریعت زاده بنده برای این تحصیل اجازه کردم که در یکی دو موضوع توجه مجلس شورای ملی جلب کنم البته آقایان همه میدانند که دوره پنجم مجلس شورای ملی از بدو افتتاح بواسطه یک عللی که ذکرآن ضروری نیست مواجه با یک مشکلاتی شده است ولی این مشکلات در سایه لیاقت نمایندگان و اثبات اقتدار و عظمت مجلس شورا ی ملی حل شده است بنابراین لازم است حالا بایک فراغت خاطری یک قسمت از وظائف مهمی که متوجه مجلس شورای ملی است انجام شود البته آقایان تصدیق می‌فرمایند که یکی از وظائف مهمه مجلس شورای ملی تصویب بوده است مخصوصا تصویب بودجه ۱۳۰۵. بنده می‌خواهم تذکر بدهم که بدولت تذکر داده شود بودجه هزارو سیصدو پنج راهر چه زودتر تنظیم کرده بمجلس بفرستند. قسمت دیگر هم که آثار مهمه اش در زندگانی مادی مملکت و سعادت جامعه محل تردید نیست مسئله پروژه و پیشنهاد لایحه راه آهن است.

(بعضی از نمایندگان صحیح است)

که مجلس شورای ملی در سایه لیاقت و اقتدار قانونی خودش مقدمات آنرا فراهم کرده است. بنابراین تقاضا می‌کنم از ریاست محترم که تذکر بدهند هر چه زودتر وسائل تهیه پیشنهادرا فراهم و تقدیم مجلس شورایملی نمایند.

(صحیح است)

رئیس- تذکر داد می‌شود

جمعی از نمایندگان- دستور

رئیس- خبرشعبه اول راجع بانتخاب آقای محمد تقی خان اسعد که در جلسه قبل بعرض آقایان رسید آقای حاج حسن آقا ملک مخالف بودند و مخالفت خودشان رامسترد کردند بنابراین رای می‌گیریم آقایانی که نمایندگی آقای محمد تقی خان اسعد را از ساوه و زرند تصویب می‌کنند قیام فرما یند.

(اغلب برخاستند)

رئیس- تصویب شد. خبردیگر راجع بنمایندگی دکتر آقایان است در جلسه قبل آقای آقاسید یعقوب مخالف بودند.

آقا سید یعقوب – اساساآقایان نمایندگان مستحضرند که بنده کمتر مخالفت کرده‌ام و هیچ حاضر نبوده‌ام که در مقام مخالفت با نماینده یک ملت برآیم. مخالفتی راکه بنده راجع باین اعتبار نامه اظهار کردم دو چیز مبدا آن بود: کی مسئله صلاحیت یکی هم مسئله قانون راجع بمسئله صلاحیت بنده در وزارت خارجه بدوسیه مراجعه کردم دیدم وزارت خارجه تصدیق کرده است واز آنجائی هم که به من اطلاع داده بودند تردید کردند. مسئله دیگر مسئله قانون بود قانون دانها در مجلس هستند. ولی این مسئله مسئله قضائی بود که در واقع بنده می‌توانم بظاهرش وارد کنم که بعد از این مجلس نسبت بمسئله اکثریت یک تصمیمی اتخاذ کند که در عدلیه و قوه قضائی ما تاثیر نداشته باشد در نظر آقایان هست وقتیکه آقای میرزا قاسم خان صور کفیل وزارت داخله بود یک لایحه در اینجا پیشنهاد کرد در شرح و فهم ماده قانون در مقابل اکثریت و اقلیت و بعد مجلس یک رائی داد راجع باکثریت که در محکمه وقتی هفت نفر باشند چهار نفر که رای دادند رای انها قاطع است یا اگر محکمه سه نفر باشند و دو نفر رای دادند رای آن دو نفر قاطع است و اگر یک محکمه هفت نفر عضو داشته باشد و سه نفرشان نباشند آن چهار نفر دیگر اگر رای دادند قاطع است آقای آقا شیخ جلال مستحضرند در عدلیه نظیرش پیدا شد خانه یک کسی را خراب کردند باکثریت دو رای که دو نفر در محکمه نشسته و رای دادند بعد رئیس محکه آمد گفت اکثریت سه نفر حکومت دارد نه اکثریت دو نفری که بیایند بگوید اکثریت حاصل شده است ولی چون این مسئله مبتنی بود برای مجلس که مجلس رای داده است که اکثریت حکومت دارد و رایش قاطع است باین جهت بنده مخالفت کردم ولی بعد ببنده تذکر دادند که مجلس تکذیب کرده است. مجلس اکثریت اعضاء انجمن را که چهار نفراز هفت نفر باشند تصویب کرده است و محل اختلاف هم نیست. این مخالف بنده که بعرض آقایان رساندیم ورقه هم جمعی از آقایان امضاء کرده بودند برای رای مخفی و نظر باینکه آخر دوره است هفت نفر از آقایان مخالفت خودشان را پس گرفتند و حاضر نشدند که در این باب رای مخفی گرفته شود و نظر به اینکه آقای دکتر آقایان جوان فاضلی است باین جهت رای خودشان را پس گرفتند و فعلا هم بیش از این عرضی ندارم.

جمعی از نمایندگان – مذاکرات کافی است.

رئیس- رای گرفته می‌شود بنمایندگی آقای دکتر آقایان آقایانیکه نمایندگی ایشان را تصویب می‌کنند قیام فرما یند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد.

معاون وزارت مالیه – لایحه پنجاه هزار تومان اعتبار برای مصارف انتخابات مجلس مؤسسات تقدیم می‌کنم و تقاضای فوریت دارم و استدعا می‌کنم در جلسه امروز مطرح شود.

رئیس- قرائت می‌شود (بشرح آتی خوانده شد)

مقام مقدس مجلس شورای ملی

خاطر آقایان نمایندگان محترم از لزوم فوری تهیه اعتبار جهت مخارج انتخاب اعضای مجلس مؤسسان بخوبی مسبوق است چون فعلا چنین اعتباری وجود ندارد هیئت دولت بر حسب پیشنهاد وزارت مالیه ماده واحده ذیل را تهیه و تقدیم وضمنا تصویب سریع آن را از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌نماید.

(ماده واحده)

بوزارت مالیه اجازه داده می‌شود که از محل صرفه جوئی بودجه دربار بابت چهار ماه آخر سال ۱۳۰۴ مبلغ پنجاه هزار تومان برای مخارج انتخاب اعضای مجلس مؤسسان بپردازند.

(وزیر داخله شکرالله)

(وزیر مالیه محمد علی فروغی)

(کفیل ریاست وزراء محمد علی)

رئیس—نسبت بتقاضای فوریت مخالفی نیست؟

رئیس-رای می‌گیریم بفوریت. (یک فوریت بیشتر ندارد) آقایانیکه فوریت لایحه را تصویب می‌کنند قیام فرما یند

(اغلب برخاستند)

رئیس- تصویب شد. ماده واحده مطرح است. آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقاسید یعقوب – خواستم آقایان مرحمت کنند دو مرتبه این لایحه را بخوانند که این وجه برای انجمن نظار طهران است یا برای کل مملکت

معاون وزارت داخله – برای کل مملکت است.

رئیس- آقای داور (اجازه)

داور – اظهار مخالفتی نکردند که بنده چیزی عرض کنم سؤالی کردند جوابش هم واضح است که برای کل مملکت است

رئیس- آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب- عزضی ندارم

بعضی از نمایندگان – مخالفی نیست.

رئیس-مخالفی نیست

جمعی از نمایندگان – خیر

رئیس- رای می‌گیریم با ورقه ورقه سفید علامت قبول ورقه کبود علامت رد (اخذواستخراج آراء بعمل آمده نتیجه بترتیب ذیل حاصل شد)

ورقه – سفیدهفتادوشش

رئیس- عده حضار هشتادوشش باکثریت هفتادوشش رای تصویب شد

اسامی رای دهندگان آقایان: سلطان ابراهیم خان افخمی. میرزا احمدخان شریعت زاده. اکبر میرزا. شیروانی. میرزا علیخان خطیبی. فرج الله خان کردستانی آصف. آقاسیدیعقوب. میرزا حسین خان اسفندیاری. ابوالحسن پرنیا. حاج حسن آقاملک. میرزا محمد نجات. میرزا شهاب الدین. سیدعبدالعلی میرزائی. آقاسیدجوادمحقق. میرزا صادق خان اکبر. آقا سیدابوالحسن حائری زاده. دکتر امیر خان اعلم. دست غیب. میرزا یوسف خان قائم مقام. حاج آقارضا رفیع. دکتر حسین خان بهرامی. حاج شیخ عبدالرحمن صالحی. حاج میرزا علی رضاقمی. مرتضی قلیخان بیات. آقارضا مهدوی. میرزا ابراهیم خان. سهراب زاده. سلیم ایزدی. میرزا محمد حسین صدرائی. محمد ولیخان اسدی. میرزا محمد خان وحید. میرزا عبدالعزیز مفتی. میرزا آقاخان دیوان بیگی. میرزا اسمعیل خان اصانلو. میرزا حبیب الله خان شادلو. فتح اله میرزا. هرمزی. میرزا محمد خان معظمی. ارباب کیخسرو شاهرخ. آقاسیدمحمد علی شوشتری. لطف اله خان لیقوانی. سیف اله خان اسکندری. سهراب خان ساگپنپان. میرزا جواد خان خوئی. میرزا آقاخان انقلاب. میرزا علی اکبرخان داور. حاج سیدمحمد سلطانی. کازرونی. میرزا حسین خان دادگر. کی استوان. میرزا مهدی خان زاهدی. میرزا زین العابدین. رهنما. سلیمانمیرزا. دکتر آقایان. میرزا عبداله یاسائی. حاج میرزا رضا دامغانی. میرزا احمدخان. اخگر. میرزا عبدالحسین صدر. میرزا رضا خان حکمت. میرزا عبداله خان معتمد. حاج میرزا اسداله خان کردستانی آقا سید ابوالفتح. اسمعیل خان قشقائی. آقاشیخ جلال الدین. محمد هاشم میرزا افسر حیدرقلی میرزا حشمتی. شیخ محمد علی الموتی. میرزارضاخان افشار. آقاسیدحسن اجاق. ‌هایم. آقاسیدکاظم یزدی. شیخ محمد علی طهرانی. محمد ولی میرزا فیروز. یحیی زنگنه. آقاسید ابراهیم ضیاء. میرزا باقرخان عظیمی. محمد تقی اسعد. حاج سیدعبدالعلی طباطبائی.

رئیس- از قرار اطلاعی که ببنده رسیده است گویا آقایان حاضر باشند برای اندازه دو کمیسیون یکی کمیسیون خارجه ویکی کمیسیون عدلیه در ضمن دستور آقایان مشغول شوند بانتخاب قبلا لازم است دو نفربقرعه برای نظارت و استخراج آراء معین شوند. استقراع بعمل آمده آقایان سید یعقوب ومیرزا سلیم خان ایزدی معین شدند

رئیس- آقایان ایزدی وآقاسیدیعقوب تشریف ببرند بیرون. آقایانهم دونفر دونفربرای انتخاب تشریف ببرند بیرون. زودترهم مراجعت فرما یند خبرکمیسیون بودجه راجع باعطای قرضه‌های فلاحتی مطرح است. شودر در کلیاتست آقای طهرانی (اجازه)

شیروانی- بنده مقدم هستم

رئیس- بلی بفرمائید

شیروانی – اگرچه آنوقت که این لایحه جزء دستور گذاشته شده است تا حالا مدتی طول کشید ویادداشت‌های بنده بعضی مفقود شده و بعضی هم فراموش معذلک بنده حال بعضی یادداشت‌ها کرده‌ام که بعرض آقایان میرسانم در موقعیکه این لایحه جزء دستور گذاشته شده بود بنده در خارج اظهار مخالفت کردم یکی از رفقای مسلکی بنده ایراد کرد که بانک فلاحتی یکی از مواد مرامنامه مااست واگر شما بخواهید بااین لایحه مخالفت کنید در حقیقت با یکی از مواد مرامنامه خودتان مخالفت کرده‌اید وبرای اینکه سوء تفاهم هم مسلک محترم خودرا رفع کنم عرض می‌کنم که دراین لایحه اگرآقایان درست دقت فرموده باشند و فراموش نفرموده باشند این لایحه تاسیس بانک فلاحتی نیست. این لایحه اجازه می‌دهد بوزارت مالیه که یک پولی که مطابق قانون استخدام و قانون بودجه اختصاص بیک خرج معین داردو بهیچ وجه بعقیده بنده هیچ مقامی صالح نیست که آن پول را بخرج دیگر بزند مگر اینکه مواد قانون استخدام را لغو کنند. این پول که اختصاص بخرج کردن در یک محل مخصوصی دارد این پول را می‌خواهند بین مالکین یا فلاحین یا کسانیکه اعتبار داشته باشند ملک خودرا نزد دولت گرو بگذارند بین آنها تقسیم کنند آنهم با نظر امین مالیه محل. نظر امین مالیه محل را هم اغلب آقایان نمایندگان تشخیض داده‌اند که چه شکل ممکن است نظر داشته باشند. پس این تاسیس بانک فلاحتی نیست بلکه تقسیم کردن پولی است بین عده از ملاکین بنابراین مخالفت بنده از همان نقطه نظر است که بنده معتقدم دولت اگر توانست یک وقت یک محلی پیدا کند که یک بانک فلاحتی تاسیس کند یکی از اشخاصیکه جدا موافق این فکراست از نقطه نظر مسلکی بنده هستم وبانک فلاحتی هم البته یک مؤسسه بانگی است در تحت نظر دولت. نظر ماهم که معتقد شدیم با این مرام این بود که چون ایرانی نمی‌تواند مخالف اصول مالکیت باشد ازلحاظ مذهبی واز آن طرف هم فلاحین باید رعایا باشند یعنی زارعین خودشان ملاک باشند و ملاکین پول املاک خودشان را بگیرند و کارخانجات در مملکت درست کنند بانک فلاحتی تاسیس شودواز طریق آن بانک زارعین پول ملک مالکین را بدهند ودر واقع زارع ومالک یکی شود برای ترقی مملکت این نظر اساسی ما بوده است از اول ولی این مسئله هیچ ربط باین موضوع ندارد و یک پولی می‌خواهند بین ملاکین تقسیم کنند بنده اولا نفهمیدم که یک مرتبه چه شد دولت یا بعضی از وکلاء یا چه شخصی باین فکرافتاد دراین مملکتی که ما احتیاج بهزاران هزار اصلاحات داریم نمیدانم این فکر اصلاحی مبتکر از دماغ کی تراوش کرد که چهارصد وپنجاه هزار تومان پول ارباب تقاعدرا که یک گوشه گذاشته شده باید خرجش کرد اصلا این را من نفهمیدم که این فکر از دماغ کی بیرون آمده تا امروز صورت یک لایحه قانونی بخود گرفته و بمجلس آمده است زیرا ما برای اصلاحات مملکت یک را حل خیلی زیادی داریم که شاید این امر (که یک پول بی کاری را باین ترتیب خرج کنیم) در درجه هزارم اصلاحات باشد. در صورتیکه ما یک کارهای خیلی لازم ترو مهم تری در پیش داریم وحقیقه اگراگر دولت یا بعضی از آقایان وکلا که موافقند این پول بی کار باین مصرف برسد و یک فلسفه هائی هم در مقابل اظهار می‌کنند بخواهند این پول را بیک مصرف اساسی و صحیحی برسانند هزار کار برجسته ممکن است در این مملکت با این پول بکنند که عایدش هم بعقیده بنده پشت سرش باشد و هیچ اسباب زحمت همه نباشد بلکه خیلی خوب هم هست من جمله بستن سد اهواز سد اهواز چیزیست که از اول مشروطیت هم مذاکره می‌شد که باید این کار را کرد ودر حدود سیصدچهارصد هزار تومان الی یک کروز هم بیشتر خرج ندارد وما اگر باین اقدام دست بزنیم قطعه خوزستان را آباد کرده‌ایم و قطعا خوزستان قطعه اینکه از قدیم الایام بواسطه وجود همین سدیک قطعه زر خیزی بوده و حالا با بستن این سد ما استفاده خواهیم کرد وشاید صادرات ما دو مقابل بشود حالا اگربنده بخواهم در اطراف بستن سد اهواز دراین جا مذاکره بکنم شاید اوقات مجلس تضییع شود و بعلاوه محتاج هم نیست زیرا آقایان همه میدانند که این مسئله بعد از راه آهن واستخراج یکی دو فقره معادن یکی از کارهای اساسی ودر درجه دوم است در هر حال بستن سدهای مملکت و جلوگیری از آبهای که بی مصرف بذریا مبریرند یکی از کارهای اصلاحیست که باید در درجه سوم اصلاحات اینهارا محسوب داشت معذلک این امر باین مهمی را که در درجه سوم است گذاشته وبیک امریکه در درجه هزارم اصلاحات واقع است چسبیده‌اند چنانکه یک وقتی در همین مجلس هم مذاکره بود که اگر برای بستن سد کارون یک اقدامی شود و آب کوه رنگ باصفهان آورده شود خیلی نافع خواهد بود و صحبت در این بود که پولش را از کجا باید پیدا کنیم یکی از آقایان وکلاء در همانموقع اظهار کردند که بهترین محل برای انجام این مقصود همین پولی است که از صندوق تقاعد دولت می‌شود باین معنی که ممکنست این پول را مااز ارباب تقاعد برای مدت یکی دوسال قرض کنیم وآن را بمصرف بستن سد کوهرنگ رسانده و وقتی که آب گوهرنک باصفهان آمد تمام رعایا و ملاکین اصفهان حاضر خواهند بود که این پول را دوبرابر تقدیم دولت کنند هم پول بجای خودش خواهد بود و هم بیک امر مهمی اقدام شده است با این ترتیب بیک کار تاریخی که از زمان سلطنت شاه عباس تا بحال هیچ کس پیدا نشده است صورت دهد خاتمه داده خواهد شد. هر کس امسال از وضعیت خشکسالی ایران مخصوصا اصفهان اطلاع دارد و همه میدانند که آوردن آب کوهرنک بشهر اصفهان یکی از کارهای بسیار خوب و تاریخی است که تقریبا با یک میلیون پول ممکنست انجام این امر را صورت داد وآب را بشهر آورد وآنوقت همه حاضرند این پول را دو برابر بدولت بدهند و شهر اصفهان و توابع هم آباد شود حالا که ما می‌خواهیم محلی برای این پول عجالته پیدا کنیم آیا بهتر نیست که به این مصرف برسانیم که تا اینکه بیائیم واین پول را هزار تومان ودو هزار تومان بین این وآن پخش کنیم البته ملاحظه فرموده‌اید که در این مملکت مردم و تجار وقتیکه پولی باشخاص می‌دهد نمی‌توانند پس بگیرند آنوقت دولت چطور می‌تواند چهار هزار تومانرا بین یک عده تقسیم کند و دوباره پس بگیرد آنهم با این ترتیبی که در اینجا ذکر شده است اگردر کنه جریان ادارات ما مخصوصا وزارت مالیه درست دقت شود می‌بینیم در کارهایشان هنوز درست موفقیت پیدا نکرده‌اند که بتوانند عایدات و مطالبات را وصول کنند مسئله بانک ایران بهترین نمونه معاملات وزارت مالیه است یک بانکی با سرمایه ومطالبات زیاد و دفاتر منظم که چند نفر باتکیه و متخصصین خارجه آنرا اداره می‌کردند همینکه تحویل شد عایداتش معلوم نشد چه شد بزمین فرو رفت حالا که می‌خواهند کلک این پول را بکنند چنانچه عرض شد بیک کارهای اساسی مهم که در درجه اول راقسمت اقدام کنند نه بیک چیزی که در درجه هزارم واقع است بنده عقیده‌ام اینست کسیکه این فکر ابتکاری برایش پیدا شده اگر بهمان اندازه که دماغ خودش را زحمت داده و یک چنین فکر مهم جدیدی را ایجاد کرده دوسه شب زحمت بخودش میدادویک طریق حلی برای بهبودی وضعیت امروزه زارعین ومالکین پیدا می‌کرد وبرای تامین ارزاق اهالی طهران یک فکری می‌کرد خیلی بهتر بود. بنده گمان می‌کنم پیداکردن راه حل هم خیلی آسان است و حتی یک نفر تاجر می‌تواند راه حل را پیدا کند. در عوض همه مرحمت هائی که می‌خواهند برای اصلاح امروز زراعت بکنند خوبست لطفا بگذارند امسال زارع بذرش را زیر خاک کرده وزراعت خودش را بپایان برساند بنده الان همین جا یک چیزی فکر کردم و ان اینست که حساب کنند از امروز تا سر خرمن آتیه شهر طهران چند من نان لازم دارم واین کسر نان طهران رابا این پول از مملکت خارجی بخرندو وارد طهران کنند و از این راه کسر نان ظهر آن را تامین کنند ونگذارند بزراعت سایر نقاط مملکت سکته وارد شود و بگذارند زارعین بکار خودشان مشغول باشند بنده میدانم که هر کدام از آقایان چند تلگراف در جیبشان هست که مامورین مالیه وارزاق با مردم چه می‌کنند ودر همه جا جلوی زراعت مردم را گرفته‌اند و انبار مردم را توقیف کرده ونمیگذارند مردم زراعت بکنند. این فکر را برای مردم بکنید نه این که یک پولی را به چند نفر بدهند و بعد هم معلوم نباشد که می‌توانید بگیرید یانه این راه اصلاح زراعت ومملکت نیست. اگر واقعا می‌خواهید زراعت را اصلاح کنید راه حل خیلی است وخیلی کار‌های اساسی دیگر هست که خیلی مفیدتراست باین ترتیب زراعت ایران اصلاح نمی‌شود بنده می‌گویم اگراین چهارصد و پنجاه هزار تومان بی کار و بی صاحب افتاده ولازم است بکار زراعتی زده شود خوبست باین کارهائی که بنده عرض می‌کنم زده شود یک فکرجدیدی تازه گی در این مملکت پیدا شده است وآن این است که ما باید بیل وکلنک وابراز زراعتی خودمان را کنار بگذاریم وبجای ان ماشین آلات از خارجه بیاوریم این خیلی خوب فکریست ولی باین طریقی که شروع بعمل شده بعقیده بنده یک فکر سطحی است واگر دو ثلث اهالی مملکت که شغلشان زراعت است آلات وادوات خودشان را بخواهند از خارج بیاورند باید تمام آلات خودمانی و بیل وکلنک را دور بیندازند وآهنگرهای خودمان باید بسته شود و همه چیز باید از خارج آورده شود. این را ملاحظه کنید که اگر تمام اهالی مملکت بخواهند این فکر را به موقع اجرا بگذارند چقدر در سال برای خریدماشین آلات زراعتی و فلاحتی پول ما باید بخارجه برود. ممکن است در مقابل این پول بزراعت افزوده شده وامر فلاحت توسعه پیدا کند. ولی بنده می‌گویم مملکتی که معادن آهن دارد برای چه در سال اینقدر باید پول بیل وکلنک بدهد؟. باحصائیه واستاتسینیک گمرکی ملاحظه نمائید ببینید چقدر پول آهن ما بخارجه می‌دهیم. اگر بنا شود ما تمام ماشین آلات را از خارجه بخریم برای هر تیکه آهنی که یک تومان پول می‌دهیم باید ۳۰ تومان بدهیم. حالا که ۴۵۰ هزار تومان پول بی صاحب داریم بهتر این است یک کارخانه آهنگری فقط برای ساختن وتعمیر ادوات فلاحتی از خارجه وارد کنیم. واردکردن همچو کارخانه خیلی ارزان هم هست و ممکن است با این پول ما دو کارخانه آهنگری یکی برای این سر مملکت و یکی هم برای آنسر مملکت وارد کنیم و اگر این کار را بکنیم بعقیده بنده بزرگترین اصلاحات را در مملکت کرده‌ایم و بجای اینکه مقدار زیادی سالیانه پول برای خرید لوازم زراعتی و فلاحتی بخارجه بفرستیم کارخانه می‌آوریم و متخصص می‌آوریم وماشین آلات را خودمان در اینجا می‌سازیم. پس معلوم می‌شود که مقصود از این لایحه اصلاح امرزراعت نیست بلکه مقصود این است که یک پولی را بین یک عده تقسیم کنیم. ملی بنده مخالفم بعلاوه قانون بودجه که نوشته می‌شود: برای خرج هر پولی یک محل معینی در بودجه برایش پیش بینی می‌کنند. بنده مخصوصا از آقای معاون وزارت مالیه سوال می‌کنم که ببنده نشان بدهند کدام ماده از قوانین موضوعه وباچه مجوزی بما اجازه می‌دهند که پول یک عده مستخدمینی که در نتیجه خدمت بدولت پیر وفرتوت می‌شوند و ورثه پیدا می‌کنند و بالاخره متقاعد می‌شوند واز حقوق خودشان دولت صدپنج یا صدهفت یا صد۳ برمی دارد که بعد از ۲۵ سال خدمت بخودشان یاباولادشان بدهند. تا از گرسنگی نمیرند آن وقت بچه مجوز این پول آنها را بیک اشخاص دیگری می‌دهیم. بنده خیال می‌کنم مجلس هم نمی‌تواند همچو قانونی وضع کند پولی که مال دیگری است وباید در یک جائی برای آنها ذخیره شودتا بعد از مدتی بخودشان مسترد شود آن وقت بیک اشخاص دیگری داده شود. قانون استخدام همچوقرار داده که بیک تناسبی یک پولی از مستخدم دولت کسر شود ودر صندوق تقاعد ضبط شود وپس از مدتی که پر شد باو بدهند بخورد تا از گرسنگی نمیرد. الان شما می‌خواهید این پولی که دارد تهیه می‌شود بموجب یک ماده قانون بردارید و بیک اشخاص دیگری بدهید. بنده تصور می‌کنم هیچ مجوزی در این جا بما این حق را ندهد. بنده عرض می‌کنم اگر این ترتیب بشود از باب تقاعد باید بروند و بخوابند و دیگر حقوق تقاعد موقوف خواهد شد و هر وقت که از دولت در همین مجلس سؤال شود که آقا برای چه حقوق تقاعد فلان عضو یا فلان مستخدم را نداده‌اید؟ جواب خواهد داد که شما خودتان قانون گذراندید که به فلان عده داده شود و دولت هنوز این پول را پس نگرفته ومحل دیگری هم نداریم که بارباب تقاعد بدهیم آنوقت بنده چه جواب عرض کنم. زیرا این قانونی است که خودم باو رای داده‌ام. جواب است یکمجوزی بما نشان بدهند که بموجب آن حق داشته باشند که این پول را که محل معینی دارد بعمل دیگری برسانند و یک عده لوطی خور کنند!! بنده مخصوصا موادی در این لایحه چند روز پیش دیدم و مطالعه کردم و بطور فارسی و ساده عرض می‌کنم که همین موارد اجازه می‌دهد این پول لوطی خور شود. معاون وزارت مالیه. فرمایشات آقای شیروانی در مقدمه از باب اینکه تصور بشودمنظور دولت این است کهیک بانک فلاحتی تاسیس نماید و یک همچو ترتیبی که اختیار شده است کفایت از مقصود نمی‌کند بنده در جوابشان عرض می‌کنم که مقصود دولت تاسیس بانک فلاحتی نیست. البته خیلی اسباب خوشوقتیست ازین تذکری که نماینده محترم می‌دهند ازین که بانک فلاحتی محل احتیاج است وباید در مملکت باشد و شاید هم همین تذکر وتشویقات سبب شودکه دولت تدریجا در صدد باشد که این نظریهرا تامین کند یعنی موقعی که اسبابش موجود شد دولت یک بانک فلاحتی تاسیس کند. ولی علی العجاله این مبلغی که در نظر گرفته شد یک مبلغی نیست که وفا کند برای یک همچو مصرفی مثل تاسیس بانک فلاحتی. گذشته از اینکه بانک فلاحتی یک شرایط ومقرراتی باید داشته باشد که این موادی که در این لایحه نوشته شده است برای آن مسئله خیلی ناقص است وامیدوارم در فاصله نزدیکی مقدمات تاسیس بانک فلاحتی تهیه و تقدیم همین مجلس بشود وگفته شود که ایجاد بانک فلاحتی اسبابش فراهم شده ایت لیکن علی العجاله مقصدو اینست که این اصلاحی در امر زراعت باندازه که مقرر دولت است بشود. البته اصلاح امر زراعت را هیچ نمی‌شود تردید کرد که لازمست ومنکر هم نخواهیم بود براینکه در واقع اول کار است در مملکت و مواد اولیه است در زندگانی و بهراندازه که امرزراعت و فلاحت پیشرفت و توسعه پیدا کند واضح است که سایر مسائل اقتصادی ما در دنباله آن اصلاح خواهد شد. بنابراین اول مجلس و دولت سعی خواهند داشت باینکه امرزراعت را با سرمایه قلیلی که فعلا در دست دارد بقد ومیشود و هر قدر بتواند یک توسئه بدهند. البته اینکه فرمودند این سرمایه واین عمل از وجوه تقاعد می‌شود بافرض اینکه حقوق تقاعد از بین می‌رود. این یک مسئله ایست که بنده تصور می‌کنم خوب توجه نشده است باساس مطلب ومواد این لایحه قانون استخدام مخصوصا قید کرده است که وجود تقاعد بهیچ خرجی نباید برسد. بنده بایر عرض کنم که‌ای لایحه عبارت از خرج نیست. این لایحه عبارت است از یک عملی که دولت بوسیله مازاد وجوه تقاعدی که در صندوق تقاعد موجود شده برای اصلاح یک امری می‌کند و باز بعد از مدتی عین این وجوه را بر میگرداند به ضندوق. یعنی از زمانی که دولت بخواهد از وجوه تقاعد با این شرایطی که که در این لایحه ذکر شده است و به تصویب مجلس برسد تا موقعی که این وجوه تقاعد بصندوق برگردد موردی پیدا نخواهد شد که هر گاه یکی از اعضاء دولت مستحق اخذ حقوق تقاعد باشد پول برای آنها نباشد ودر موقعی که باید وجود تقاعد باعضاء متقاعد داده شود از صندوق داده می‌شود. آنچه در اینجا در نظر گرفته شده است در واقع عبارت است از یک مبلغی که ما فرض کنیم علی العجاله محل احتیاج نیست یعنی مقصودمان اینست که می‌توانیم هم صندوق تقاعد را نگاه داریم وهم از مبلغی که اضافه است و محل احتیاج نیست با اجازه داشتن بدست زدن بآن بمصرف برسانیم بدیهی است که یک نفر مستخدم دولت که چندین سال خدمت کرده وعمری را بپایان رسانیده و بموجب قانون متقاعد شده است و معاش او هم منحصر به همان حقئوق تقاعد است که باید باو داده شود همچو در نظر گرفته نشده است که باو گفته شود این پول شما داده شده است مثلا برای خرید ماشین در ورامین. البته نظریه اینست که آنچه را که تصور می‌شود محل احتیاج نباشد از صندوق تقاعد باین مصرف برسد. بنابراین بنده هیچ اشکالی نمی‌بینم در اینکه از وجود تقاعد ما بتوانیم آن مبلغی را که برای این مصرف بنظر رسیده است صرف کنیم واگر فرض کنیم که می‌شود همین وجوه تقاعد را بمصارف بهتری رساند (چنانکه اشاره فرمودند) از قبیل ساختن مجاری آبها یا بستن یک سدی مثل سد اهواز که بالنتیجه یک اصلاحی در امر فلاحت و زراعت می‌کند این البته خوبست و واقعا خوب فکری است وباید تشخیص دا که بچه مصرف اگر برسد نتیجه اش زودتر عاید شود. ولی این منظور آقا باین منظوری که ما داریم تفاوت دارد وتفاوت آن اینست که بعضی مصارف هست که یک مخارج هنگفتی لازم دارد مثلا برای اصلاح سد اهواز گمان می‌کنم که فلان مبلغی که از صندوق تقاعد می‌خواهیم باین مصرف برسانیم شاید وفا نکند به اصلاح آن سد و به علاوه ساختن مجاری کلیه آبها در مملکت یکی از اصلاحاتی است که باید در اقطار مملکت بعمل بیاید برای اینکه امور فلاحتی وزراعتی روی یک ااساس محکم دائمی مرتب بشود علی العجاله منظور از تقدیم این لایحه جلوگیری از میان رفتن یک عده زارعین وفلاحین وملاکین و جلوگیری از میان رفتن یک قسمت از اراضی ونواحی فلاحتی است که اگر امروز در واقع اقدام باین امر نشود آن چیزی که در آتیه ما شاید بامیلیونها نتوانیم اصلاحش کنیم امروز از بین خواهد رفت اینستکه دولت هم از نقطه نظر صلاحین وصرفه جوئی وهم از نقطه نظر آسایش ورفاه حال خصوصی رعایا و بذر کار اینکه غالبا در نظر گرفته بود اکنونهم سعی دارد و گوشش خواهد نمود که در این امر اصلاحاتی ایجاد کند همچنین راجع بکوه رنک ومصارفیکه باید برای بدست آوردن آب آنجا بشود البته از انفع مسائل است و یکی از کارهائیست که یک قسمت از اصفهان را یعنی زراعت آنجاهارا یک اصلاح خوبی خواهد نمود ولیکن از برای آب کوهرنک یک قانونی از مجلس گذشته است و وزارت مالیه هم یک ترتیبات قسط بندی هائی بین رعایا و دولت نموده است که چگونه می‌توانند آن اقساط را بدهند واینها یک جزئیاتیست که مدتی وقت مجلس و دولت را مصرف داشته وتقریبا روی یک پایه گذاشته شده است گذشته از این که اهالی اصفهان بیش از سایر نقاط میل بزراعت دارند و سرمایه دار هم در آنجا زیاد پیدا می‌شود و آماده هستند که همینقدر که این کار بدست عمل افتاده کمکهائی بکنند که این کار بشود در واقع یکی از مسائلیست که شاید صدی بیست آن بموقع عمل آمده است وانشاءالله تمام هم خواهد شد ولی اصلاح حال بعضی از نقاط ورعایا و مالکینی که بکلی فاقد هستی شده‌اند چیزیست که اگر بفوریت نشود از میان خواهد رفت گذشته از آن صرفنظر از این اصلاح موقتی که دولت در نظر گرفته است مسائلیست که می‌تواند کمک تام دائمی بکند زراعت و فلاحت وامور اقتصاد یک چیزهائیست که وزارت مالیه و وزارت قوائد عامه در نظر گرفته‌اند که اشاء لله بتدریج با سرمایه کافی باید شروع کنند بنسبت استظاعتی که عجالتا در دست است واینکه می‌فرمایند فکر زراعت و حالت حالیه رعیت را بایدکرد لتفاقا همین لایحه پیشنهادی عبارتست از یک مقدار از همان فکر اصلاحی که باید بحالت حالیه رعیت شود اگر اتفاقا امروز که مسئله ارزاق و مسئله جمع آوری جنس و حمل ونقل از نقطه بنقطه دیگر قدری در بعضی جاها مشکل بوده ودر بعضی جاها آسان وشاید هم یک ماموری در یک جائی بوده است که اتفاق افتاده کما ینبغی از عهده وظائف خودش بر نیامده بهتر اینست که اینرا دلیل کلی در مجمع امور قرار ندهیم آقایان بهتر میدانند که اوضاع جنس وآذوقه که ارزاق هذاالسنه مخصوصا اطراف تهران از چه قرار بوده است و دولن ناچار بوده باتمام مساعی که به کار برده است اگر در موقعی اتفاق بیفتد که این رفاهیت تامیکه برای افراد منظور است بعمل نیامده باشد وفی الجمله کسرآمده باشد ناچار است برای ضیافت عمومی و تهیه ارزاق نه برای تهران تنها بلکه برای کلیه ولایات که باید از نقطه بنقطه دیگر برسانند باید با کمال جدیت مازاد جنس را که در دست اشخاص است بگیرد البته از بعضی نقاط اتفاق افتاده است که شکایت کرده‌اند و شاید هم یکی دو مورد بوده است که شکایت متشکیان بمورد بوده و علت آنهم این بوده که مامورین دولت فرض کرده‌اند جنس از میزان خوراک محل بیشتر بوده و بقدر کفایت بآها داده نشده. برای رفع این قسمت متحدالمالهای زیادی همه روزه بولایات فرستاده شده و اغلب از نمایندگان محترم هم میدانند که حتی مامورین مخصوص هم فرستاده شد و تاکید شده که مقدار بذر و مقدار خوراک محل را در خود محل بگذارند و مازاد آنرا حمل کنند از نقطه بنقطه دیگر و صرف نظر از این مسائل امیدوار هستم در ظرف همین ایام این سختی هم که بنظر می‌آید نسبت بصاحبان جنس و مالکینی عمل شده است انشاء اله تمام بشود و آسایش تامی از حیث ارزاق چه برای تهران و چه برای سایر نقاط فراهم شود بطور کلی منظور بنده این بود که خاطر نمایندگان محترم را مستحضر بدارم از این که وجوه صندوق تقاعد بدون رعایت اینکه اعضاء متقاعد و مستخدمین متقاعد مملکت حقوق خودشانرا در موقع اخذ کنند بهمچو مصرفی نخواهد رسید و آنچه بمصرف می‌رسد از آنمقدار وجو هیست که علی العجاله محل احتیاج نباشد و برای دادن و گرفتن این وجوه هم تصور می‌کنم اگر یک مراجعه بموادی که در این جا ذکر شده بفرمایند خواهند فهمید که یک دینار از این وجوه از بین نمی‌رود و تماما برمی گردد بصندوق تقاعد و ضمنا هم گشایشی برای اشخاصیکه در مضیقه سرمایه وامور شخصی واقعند می‌شود لذا تصور می‌کنم از لوایحیکه هم می‌تواند تسهیل کند امورات دولت را نسبت بامر زراعت ومالیات و هم آسایش بدهد و نگهداری بکند از اهالی همین لایحه باشد

رئیس – آقای آقا ضیاء مخالفید

آقاضیاء – بلی

رئیس- بفرمائید

ضیاء بنده با اساس لایحه موافق هستم ولی فقط در تنظیم و طرز عبارت ماده دو هفت نظری دارم که در ضمن شور در مواد پیشنهاد خواهم کرد که از دستور خارج شود

رئیس- پس مورد ندارد

ضیاء – در ضمن کلیات ممکنست گفته شود ولی بنده نمی‌خواهم اصل این مذاکرات طرح شود و تذکر می‌دهم خاطر مبارک آقایان نمایندگانرا که مطالعه بفرمایند تا در ضمن شور در مواد اصلاح شود

رئیس- آقای اخگر (اجازه)

اخگر- بنده موافقم

رئیس- بفرمائید

بعضی از نمایندگان – ایشان مخالفت نکردند

اخگر – ایشان بعنوان مخالف که حرف زدند خواه کم حرف زده باشند یا زیاد فرق نمی‌کند بنده توضیحا عرض می‌کنم که در سال گذشته بنده یک پیشنهادی کرده بودم که برای رعایت امور زراعتی و فلاحتی یک کروز تومان از طرف دولت به فلاحین و زارعین قرض داده شود و گمان می‌کنم بلکه یقین دارم که اگر آن پیشنهاد بنده به موقع عمل آمده بود وضعیت ارزاق بلوکات اطراف تهران باین ترتیب نمی‌شد اسباب زحمت برای تمام ایران بشود اولا بایستی این نکته را در نظر گرفت که کار فلاحت منوط و مربوط بداشتن سرمایه است وتا سرمایه برای فلاح و زارع موجود نباشد وتا وسائل و وسایطی برای کار کردن نداشته باشند نمی‌توانند کار کنند و وقتی که کار نکردند چیزی عاید آنها نمی‌شود که خودشان بتوانند زندگی کنند چه رسد باینکه بوسیله دست رنج آنها سایرین بتوانند معاش کنند. با گاومیری که پارسال دراین مملکت اتفاق افتاده و شاید امسال هم یک قدری در بعضی جاها این مرض اثرش را دارد ابراز می‌کند آقایان سابقه دارند و پارسال در موقع برداشت محصول مشاهده فرمودند که هیچ چیز گیر زارع نیامد و امسال هم زمینه که زارع بتواند خودش را نگاهداری نماید و ادامه بحیاتش بدهد نیست. بنده تعجب می‌کنم چطور آقایان مخالفت می‌کنند ویک پولی که عجالتا هیچ مصرف ندارد و بیکار ماند، این پول را بلامصرف بگذارند وندهند بزارعین که هم ادامه بزندگانی شان بدهند و هم بتوانند کار کنند که سال دیگر وضعیت ارزاق باین سختی نباشد. اساسا باید فهمید که چرا آقایان نمایندگان ولایات شکایات دارند. بنده عرض می‌کنم برای اینست که می‌خواهند جنس را از آن نقاط حمل بطهران نمایند برای اینکه امسال جنس در طهران عمل نیامده است و امسال هم اگر بنا شود که وسائل زراعت بدست زارعین و فلاحین داده نشود سال دیگروضعیت نان البته بدتر از این خواهد شد. اگر لازم است باین شکایتها خاتمه داده شود راه عملیش اینست که این پول بیکاری که در اینجه هست ومورد احتیاج نیست بدهند بزارعین که آنها بتوانند وسایلی در محل احتیاج و زراعتشان است تهیه کنند و کار کنند و برای اینکه سال دیگر بما نان بدهند آقای شیروانی فرمودند کار مهم خیلی است چطور شده بین اینکارهای مهم اینکار انتخاب شده. بنده عرض می‌کنم هر وقت بطرف هر صلاحی بخواهیم قدم بگذاریم خواهند گفت کار مهمتر از اینهم هست. همین کار مهمی را هم که خود آقای شیروانی می‌فرمایند اگر بنا شد بصورت لایحه توی مجلس آمد باز یکی دیگر برمیخیزد و می‌گوید کار مهمتر از اینهم هست بالاخره باید این کارهای مهم را انجام داد یا نه؟ چه کاری مهمتر است از اینکه حیات زارعین و فلاحین که باید از دسترنج و زحمت خودشان بدیگران نان بدهند تامین شود؟ وقتی که بنا شد زراعت بد شود هم زارع و فلاح درزحمتند و هم اینکه بطور غیر مستقیم این زحمت بتمام مردم وبسایر اصناف وارد می‌شود و این پولی که گذاشته شده است در صندوق تقاعد برای اینست که اگر یک روزی یکی از اعضاء ادارات رسید بحد تقاعد یک پولی از این صندوق بهش بدهند و چنانچه آقای معاون وزارت مالیه هم فرمودند ملاحظه و رعایت این قضیه شده است که اگر احیانا یک نفری متقاعد شد و خواستند باو یک حقوقی بدهند محل پرداختش باشد و چیزی که برای این کار پیش بینی شده است مازاد احتیاجی است که شاید پیش بیاید. بنابراین چرا یک پولی باین ترتیب بیکار بماند و بفلاح و زارع داده نشود که دوباره پس بگیرند و بگذارند سرجایش؟ یک فرمایشی آقای شیروانی فرمودند که بد نیست بنده اینجا عرض کنم. بنده یادم هست که همیشه آقای شیروانی راجع باجحافات مامورین مالیه شکایت می‌فرمودند که وزارت مالیه همیشه زیادتر از حد مالیات از مردم می‌گیرد ولی حالا می فرما یند مالیه نمی‌تواند پولش را از مردم پس بگیرند. چطور می‌شود وزارت مالیه با وسایط و شرایطی که در اینجا ذکر شده است و آقایان مطالعه می فرما یند نتواند پول خودش را پس بگیرد ؟! البته بیک اشخاصی پول خواهند داد که بتوانند ازشان پس بگیرند. در این قسمت گمان می‌کنم خود آقای معاون وزارت مالیه تعهد بفرمایند که بتوانند پس بگیرند و هیچ تشویشی هم در بین نباشدپس بهتر اینست یک پول بیکاری که حالا داریم بدهیم بیک مردمی که گاو بخرند زراعت کنند ودر سال دیگر نان باهل این مملکت بدهند. در این صورت تصور می‌کنم مخالفت بااین لایحه موردی نداشته باشد.

رئیس- آقای شریعت زاده (اجازه)

شریعت زاده – موافقم

رئیس – آقای دست غیب

دست غیب – موافقم

دامغانی – بنده قبلا اجازه خواسته بودم

رئیس- نسبت بمواد اجازه شما مقدم است.

(جمعی از نمایندگان اظهار نمودند مذاکرات کافی است و بعضی گفتند کافی نیست)

کازرونی – اجازه می فرما یند بنده مخالفم مذاکرات هم کافی نیست؟

رئیس عده برای رای گرفتن کافی نیست

کازرونی – پس اجازه بفرمائید بنده مخالفم.

رئیس- مخالفید بفرمائید

کازرونی – بنده داشتم فکر می‌کردم که وزارت جلیله مالیه را چه جیز وادار کرده که این لایحه را پیشنهاد بکند. بعد از فکر زیاد چیزی که بخیالم رسید این بود که علت کمی نان و آن تضییقاتی که فعلا موجود است و در ضمن صدائی از ولایات در اثر تضییقات مامورین مالیه بلند است بوده و برای جبران آن تضییقات بوده است که ایجاب نموده یک همچو لایحه بمجلس بیاورند برای اینکه بمردم گفته نشود اگر چنانچه از طرف وزارت مالیه یک تضییقاتی اعمال می‌شود بعوض در مقابل هم یک کارهای خوبی بفرمایش آقای اخگر می‌کنند…

اخگر -همینطور است

کازرونی- که یک مرتبه مملکت را احیاء نماید و بنده تصور می‌کنم اصل و منشا فکر تقدیم این لایحه این بوده که بعرض آقایان رساندم. لیکن متاسفانه قطعا این لایحه نه برای زارعین فایده دارد ونه برای ملاکین زیرا اگر بنا بشود یک ملاک عادی که برای پس دادن پول حاضر باشد) نه مثل مدیونین بانک دولتی. چنانکه خودمان اطلاع داریم که هر کدامشان برای ندادن پول چه وسائلی تهیه کرده و می‌کنند اینها را استثناء کنید. آنهائیکه قطعا خیال داشته باشند پول را بدهند هیچ وقت نمی‌آیند همچو قرضی بکنند که یک ملکی داشته باشند سه هزار تومان و این ملک را بهزار تومان رهنی بگذارند و اگر چنانچه مدتش هم منقضی شد ملک را از دست آنها قبضه کنند و بعد خودشان بفروشند. هیچ مالکی همچو کاری نمی‌کند. مگر دیوانه باشد و اگر دیوانه باشد که معامله شخصی شرعا و عرفا جائز نیست

دست غیب – اینطور نیست

کازرونی – اجازه بفرمائید. قربانت بروم استدعا می‌کنم بعد فرمایشتانرا بفرمائید بنده هم استفاده می‌کنم اگر یک کسی همچو ملکی داشته باشد و باین ترتیب بخواهد رهنی بگذارد پول دهنده بسیار است یعنی یک ملکی داشته باشد سه هزار تومان قیمتش باشد و بخواهد یابیع شرط بگذارد و تنزیلش را هم بدهد پول دهنده خیلی زیاد است هم خودش آدم عادی است و هم طرف ومکرر اتفاق افتاده که یکی دو سال هم از مدتش گذشته معذلک پولش را داده و ملک خودش را پس گرفته و هیچ چیز هم واقع نشده. بنابراین یکنفر آدم عادی هیچوقت نمی‌آید یک همچو پولی قرض کند برای اینطور مردم که فایده ندارد و بکارشان نمی‌خورد پس برای کی خوبست؟ حالا بنده نمی‌توانم اشخاصش را معرفی کنم که از این پول می‌توانند استفاده کنند یانه؟ همین قدر بطور کلی میدانم از مقوله همان اشخاصی هستند که مدیون بانک دولتی هستندکه مدتی است اصل وفرع پول از بین رفته وبانک توانسته است از آنها چیزی بگیرد و حال آنکه یک معامله تجارتی عادی است. آقای معاون وزارت مالیه فرمودند این وجه کافی برای بانک فلاحتی نیست ولکن علی الحساب برای قرض دادن بیک عده مردم بد نیست که بروند مشغول فلاحت و زراعت بشوند و در نتیجه اسباب توسعه زراعت بشود. بنده عرض می‌کنم بیچارگی مردم تنها از این نیست که پول ندارند زراعت کنند بلکه بواسطه این است که بذرشان گرفته می‌شود وملکشان را باسم اینکه خالصه است ضبط می‌کند و بواسطه تصیقاتی است که در موقع اخذ مالیات نسبت به آنها می‌شود که خانه و لانه خود را می‌گذارند و فرار می‌کنند. اگروضع اینطور باشد که بنده عرض می‌کنم هیچ زارعی جرئت اقدام بزراعت را ندارد شخص زارع بعداز اینکه حاصلش را برداشت و مالک حاصلش نبود دیگر بچه امید می‌آید زراعت کند زیرا نه مالک تعیین قیمت جنسش است که خودش تعیین بکند و نه مالک فروش و نقل و انتقالش است بلکه تمامش ضبط می‌شود این است اسباب بدبختی ما از حیث فلاحت و زراعت والا این مملکت همان مملکتی است که همیشه زراعت وفلاحت داشته و در هر صورت در صورتی که امروزه ما پول جهت بانک نداشته باشیم با این مبلغ جزئی سزاوار نیست ما بیائیم و یک اداره در مالیه برای اینکار ترتیب بدهیم و یک اشخاصی و ثبت ضباطهائی استخدام کنیم و یک قبالجاتی بدست بیاوریم که به بینیم کیست که یک ملکی دارد که هزار تومان قیمتش است و می‌آورد رهن می‌گذارد بهزار تومان بنده این ترتیب را فوق العاده بیفائده میدانم و هیچ نتیجه هم نخواهد داشت و همان طور که رفیق محترم من آقای شیروانی اظهار کردند اگر حقیقتا وزارت مالیه در نظر دارد که این پول معطل را بجای لازمی مصرف کند خوب است صرف یک چیز اساسی بکند که خودش هم متصدی و ضامن او باشد و متضمن نفع عمومی هم باشد یک همچو محلی را در نظر بگیرد و این پول را در آنجا خرج بکند لیکن وارد معامله و دادوستد وبیع و شری وربح وسود و این قبیل چیزها شدن اصلا کار دولت نیست اینکارها یا کار بانک است یا از مردمان عادی دولت چه کار دارد باین کارها بعلاوه یک چیز غریبی هم در این لایحه دیدم دولت در ضمن لایحه که تقدیم می‌کند می‌نویسد ربحی که در ازاء قرض دریافت می‌شود چنین وچنان است ربح آنهم در مجلس شورای ملی؟ اینکه معنی ندارد پس بگوئید اجاره. چرا ربح می‌نویسید؟

یکنفر ازنمایندگان – بلی اجاره

کازرونی – البته آقا. ربح معنی ندارد باید بنویسید مال الاجاره فرق بین کلمه نفی و اثبات همان نفی واثبات است. وقتی که مال الاجاره نوشتیم درست می‌شود وقتی که ربح نوشتیم غلط است این را عرض می‌کنم که خیلی مراقب باشند اینها بزن کارهائی است که باید علاقه مندها خیلی مراقب باشند. آقای معاون مالیه فرمودند انشاء الله قریبا در نتیجه این عمل این شکایت هائی که می‌رسد خاتمه پیدا می‌کند بنده هم میدانم. در آتیه چیزی از براشان باقی نیست نه زراعت باقی است و نه تخمی دارند ونه ملکی ونه کشتی. دیگر شکایت برایچه بکنند؟ خوب دیگر بیش از این چیزی عرض نمی‌کنم سایر آقایانهم اجازه خواسته‌اند

رئیس- آقای نظامی (اجازه)

یکنفر از نماینگان – نیستند

رئیس- آقای محمد هاشم میرزا

محمد هاشم میرزا – بنده مخالفم

رئیس – شما در ستون موافقین امضاء کرده‌اید

محمد هاشم میرزا- خیر بنده مخالفم ممکن است اشتباه شده باشد

رئیس- آقای دست غیب (اجازه)

دست غیب – کلمه اول عرض بنده کلمه اخیر فرمایش آقای کازرونی است فرمودند که علاقمندها ربح را باید مال الاجاره بگویند. البته کسی هم حق ندارد ربح بگوید هیچ کس هم عقیده ندارد باین که کلمه در یکی از مواردش ثبت شود اما راجع باصل قضیه. بنده بدرجه باین قضیه عقیده مندهستم و معتقدم که مسئله اصلاح املاک ایران موقوف براین لایحه استکه شاید اگر اشتباه نکرده باشم و اغراق نگفته باشم آبادی عشر املاک بعضی از شهرهای ایران بواسطه همین لایحه است اما راجع بفرمایش آقای شیروانی که بنده لازء جزء یادداشت کرده‌ام فرمایشاتشان اغلب مخالف با هم بود برای خاطر اینکه یک جا می‌گفتند پول مال غیراست پول مردم را بچه جهت و بچه حق بیائیم خرج کنیم و موضوع خرج برایش بتراشیم ولی بعد خودشان در یک جای دیگر محل دیگری برایش معین کردند از قبیل سد اهواز و غیره. بنده عرض می‌کنم اگر نمی‌توانیم این پول را خرج بکنیم پس چرا خودتان برایش خرج درست کردید پس معلوم می‌شود می‌توان برای این پول بفرمایش خودتان خرج درست کرد. نهایت این است که ایشان می‌فرمایند دراینجا خرجش موضوع ندارد. پس علی ای تقدیر در این که یک قسمت از فرمایشاتشانمخالف یک قسمت دیگر از بیاناتشان بود محل حرف نیست آقای آقا شیخ فرج الهسلمه اله تعالی می‌فرمایند. آن کان ولابد که تفسیرش بفارسی این می‌شود که اگر لابد بشویم آن کان ولابد را آقای شیروانی نفرمودند فرمودند خوب است آنجا را مقدم براینجا بداریم. ایشان صلاح دیدشان این طور است بنده عرض می‌کنم اینجا مقدم است اما فرمایش اخیر آقای کازرونی که فرمودند نداریم همچو مالکی که بیایدپول بگیرد و ملکش را گرو بگذارد یا بیع شرط بگذارد. بنده عرض می‌کنم الان سه چهار عریضه اش پیش من است که حاضر شد است زارع بیچاره که می‌گوید پول بدهید تا من ملک خود را آباد کنم. بوزارت مالیه هم عریضه نوشته است که ملکم خراب است بیائید پول بمن بدهید تا من ملکم را آباد کنم و اگر هم خدای نخواسته من خلاف امانت رفتار کردم و پول را ندارم اصل ملک را بیع شرط می‌گذاریم از این قبیل اشخاص خیلی هستند که ملک دارند ولی پول ندارند که خرجش کنند یک پولی می‌خواهند از یک جائی قرض کنند و خرج ملکشان کنند آقای کازرونی فرمودند با این ترتیب خیلی‌ها هستند که قرض می‌دهند بنده عرض می‌کنم اگر بودند نمی‌آمدند متوسل و متشبت بدولت بشوند پس چون کسی نیست از این جهت بدولت متوسل شده‌اند

رئیس- آقا عده برای مذاکره کافی نیست چند دقیقه تنفس می‌شود

(در این موقع جلسه برای تنفس تعطیل وپس از یک ربع ساعت مجددا تشکیل گردید)

معاون وزارت عدلیه – پیشنهادی است راجع بتشکیل صلحیه‌های نواحی که با موافقت وزارت مالیه تهیه شده تقدیم مجلس شورای ملی می‌کنیم

رئیس – بکمیسیون بودجه ارسال خواهد شد عده برای مذاکره و رای کافی نیست. بنابراین جلسه ختم می‌شود

جلسه آتیه حسب المعمول روز سه شنبه سه ساعت ونیم قبل از ظهر دستور هم دستور امروز

(مجلس بیست دقیقه بعدازظهر ختم شد.)

رئیس مجلس شورای ملی سید محمد تدین

منشی م-شهاب منشی- علی خطیبی