مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۶ بهمن (دلو) ۱۳۰۳ نشست ۱۲۳

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۶ بهمن (دلو) ۱۳۰۳ نشست ۱۲۳

مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۶ بهمن (دلو) ۱۳۰۳ نشست ۱۲۳

مشروح مذاکرات مجلس ملی، دوره‏۵

جلسه: ۱۲۳

جلسه ۱۲۳ صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه شانزدهم دلو ۱۳۰۳ مطابق یازدهم رجب ۱۳۴۳

مجلس دو ساعت و یک ربع قبل از ظهر به ریاست آقای سهام‌السلطان نائب رئیس تشکیل گردید.

صورت مجلس سه‌شنبه چهاردهم دلو را آقای میرزا جواد خان قرائت نمودند

نائب رئیس - آقای وکیل‌الملک (اجازه)

وکیل‌الملک - بنده قبل از دستور عرضی دارم

نائب رئیس - آقای ضیاء‌الواعظین (اجازه)

ضیاء‌الواعظین - بنده بعد از تصویب صورت مجلس عرضی داریم.

نائب رئیس - آقای مشیر معظم. (اجازه)

مشیر معظم - بنده قبل از دستور عرض دارم.

نائب رئیس - شاهزاده شیخ‌الرئیس (اجازه)

محمدهاشم میرزا شیخ‌الرئیس - بنده هم قبل از دستور عرض دارم.

نائب رئیس - در صورت مجلس مخالفی نیست؟

(گفتند - خیر)

آقای وکیل‌الملک. (اجازه)

وکیل‌الملک - چیزی را که بنده خواستم به عرض آقایان برسانم موضوع متحدالمالی است که از طرف وزارت مالیه به تمام وزارتخانه‌ها داده شده است و آن راجع به کسر صد و چهل هزار تومان و کسری است از بابت نیم عشر اوقاف خانواری که از بودجه‌های سنه آتیه‌شان کسر بگذارند. با علاقمندی که تمام آقایان نمایندگان (بنده می‌دانم) و خود دولت نسبت به امور صحی این مملکت دارند. صحیه این مملکت صد و سی و شش هزار تومان بودجه‌اش می‌باشد. ما از یک طرف پیشنهاد می‌کنیم مجلس هم رأی می‌دهد که عشر عایدات مملکتی صرف معارف و صحیه بشود.

بعضی از نمایندگان - مجلس چنین رأیی نداده است.

شیروانی - چرا به قابل توجه بودنش رأی داده شد.

وکیل‌الملک - آن وقت وزارت مالیه چنین متحدالمالی داده است که این مبلغ از کلیه وزارتخانه‌ها کسر شود. در صورتی که میسیون محترم آمریکایی هم بنده می‌دانم در کسر بودجه صحی نظری ندارند زیرا در آمریکا معلوم است تا چه اندازه اهمیت به امور صحی می‌دهند و در ظرف این دو سال هم این میسیون محترم احتیاجات ما را به امور صحی به خوبی فهمیده‌اند امیدوارم انشاء‌الله آنها هم کاملاً رعایت این مسئله را بکنند ولی امروز عقیده بنده این بود که از مجلس گذشته است تذکری به دولت داده شود. در این قانون بودجه که از مجلس گذشته است پس از وضع خانواری و نیم عشر اوقات مبلغ هفتصد و هفتاد و دو هزار تومان فاضل عایدی داشته‌اند و با این ترتیب چطور شده است که این صد و چهل هزار تومان را آورده‌اند در وزارتخانه‌ها تقسیم کردند که از بودجه سال آتیه آنها کسر شود ممکن است بگویند که در مقابل آن دو میلیون نهصد هزار تومان قروض متراکم دولت و مخارج فوق‌العاده که سابقاً پیش آمده بود گذارده‌اند.بنده عرض می‌کنم در صورتی که این طور است بهتر است که اگر ما برای استهلاک دو میلیون و نهصد هزار تومان چهار سال در نظر گرفته‌ایم که از این فاضل عایدی مستهلک کنیم چهار سال را پنج سال کنیم و یک مؤسسات مهمی حذف نشود. مخصوصاً از نقطه‌نظر عدم کسر بودجه صحیه بنده عقیده‌ام این است که به دولت تذکر داده شود همان طور که اداره صحیه در نظر گرفته است که در ولایات و ایالات توسعه به اداره صحی بدهد بودجه صحیه را به طور کامل برای سال آتیه به مجلس بیاورند که آقایان در آن رأی بدهند اگر آقایان موافق باشند خوب است این مسئله به دولت تذکر داده شود.

نائب رئیس - آقای ضیاء الوعظین (اجازه)

بعضی از نمایندگان - وارد دستور شویم.

نائب رئیس - جمعی از آقایان تقاضا دارند وارد دستور شویم.

بعضی از نمایندگان - اجازه داده شده است.

نائب رئیس- (خطاب به آقای ضیاء‌الواعظین) بفرمایید تا بعد وارد دستور شویم.

ضیاء‌الواعظین - بنده برای این که نمایندگان محترم در نظر دارند که زودتر وارد دستور شویم و دستور هم قانون انتخابات است خیلی زحمت نمی‌دهیم. نظرم یک تذکر مختصری است به آقایان نمایندگان محترم راجع به مالیات صنفی. یک مالیات‌هایی بر خلاف قانون از مردم گرفته می‌شود و به این مناسبت مردم فقیر و بی‌بضاعت شده‌اند. وقتی که راپورت کمیسیون بودجه راجع به قانون بودجه بود در این خصوص مذاکرتی شد و مخبر محترم کمیسیون بودجه هم اظهار داشتند که این مالیات چیزی نیست خیلی کم شده است اگر هم چیزی هست قابل اهمیت نیست.بنده در این خصوص یک قدری سعی کردم که ببینم مالیات اضافی که از آثار دوره استبداد است چقدر است. یک صورتی من به دست آورده‌ام که راپورت رسمی یکی از رؤسای ورازت مالیه (آقای فهیم‌الملک) است که شرح می‌دهد به عنوان مالیات صنفی در هر کجا چقدر گرفته می‌شود. از تهران و سایر ایالات و ولایات را مفصلاً شرح می‌دهد که چطور گرفته می‌شود و اگر بخواهیم آنها را بخوانم و شرح دهم مطلب خیلی طول می‌کشد و وقت مجلس گرفته می‌شود.لذا به طور خلاصه عرض می‌کنم از تهران گرفته می‌شود: پنجاه و هفت هزار و هفتصد و بیست و دو تومان شش قران که آن مبلغ از خود تهران بابت مالیات اضافی که عمارت از مالیات عیدی. اعطایی. تره‌بار و غیره است. صورت آن هم هست ممکن است به یک وسیله بدهم طبع کنند که به نظر آقایان نمایندگان برسد. از فارس گرفته می‌شود سی و چهار هزار و نه تومان و شش قران عشور می‌گیرند مالیات و باغ خانه سوق‌الدواب و مالیت صنفی می‌گیرند. مالیات صنفی را دو جا می‌گیرند یک جا از اصناف پانزده هزار و کسری و یک جا باز مالیات صنفی سیصد و چهل و هشت تومان.یک مالیاتی هم هست که بنده هر چه فکر کردم نفهمیدم از بعضی از اعضای مالیه هم سؤال کردم آنها هم نفهمیدند و آن مالیات سابق است و معلوم می‌شود یک مالیات خیلی قدیمی است که از آثار دوره داریوش است از کرمان یازده هزار و سیصد و هفده تومان و کسری گرفته می‌شود که اینجا صورت ریزش هم هست از آذربایجان مالیات اصناف. فخاری. سوق‌الدواب. احتسابیه. همین سرشماری که نمایندگان محترم لغوش کردند. ذبایح تقریباً شصت و هفت هزار و صد و سی و هشت تومان و دو قران و پانصد و پنجاه دینار مالیات صنفی می‌گیرند. از خراسان پنجاه و دو هزار تومان گرفته می‌شود و یک قلم‌های شرم‌آوری از قبیل مالیات داغ کفش و غیره از آنجا می‌گیرند مالیات آب‌چر، علف‌چر، حق‌المرتع و غیره که صورتش هست اینها از خراسان گرفته می‌شود، از اصفهان گرفته می‌شود هیجده هزار و هیجده تومان و دو هزار و دویست و بیست و پنج دینار اصناف، سوق‌الدواب، فخاری، ذبایح از مازندران گرفته می‌شود. پانزده هزار و دویست و چهل و شش تومان. آنجا دیگر مالیات هوایی هست، مالیات ارضی هست، مالیات شبانه هست، مالیات روزانه هست، یک مالیات‌های غریب و عجیبی از مازندران گرفته می‌شود مثلاً مالیات قراولی. همین طور از همدان گرفته می‌شود. مالیات خانات، صباغی، داروغه‌گری، فخاری و غیره. از یزد گرفته می‌شود هفت هزار و ششصد و کسری. از کاشان چهار هزار و هشتصد و چهل و چهار تومان‏ از کرمانشاه مالیات عشور روغن (که مخصوصاً فرمودند این مالیات نیست و از روغن گمرک گرفته نمی‌شود) بنده عرض می‌کنم که از کرمانشاه مالیات حمل روغن گرفته می‌شود هشتصد و سی و نه تومان و شش قران و دویست دینار تمام این مالیات‌ها بر خلاف قانون است. جمع کل این مالیات‌های صنفی که گرفته می‌شود (مطابق شرحی که از مدیران محترم جراید هم خواهش می‌کنم درج کنند) چهارصد و نود و هفت هزار و صد و شصت و چهار تومان و دو هزار و نهصد و بیست و پنج دینار است. این مالیات صنفی است که در چهار سال قبل گرفته می‌شده و البته حالا که وزارت مالیه منظم شده است بیشتر از این گرفته می‌شود بعد بنده مطالعاتی کردم که آیا به این تناسب که در ایالات و ولایات از ضعفا مالیات می‌گیرند به همین تناسب هم خرج معارف آنجاها می‌شود یا نه؟ دیدم به این تناسب در ایالات و ولایات صرف معارف نمی‌شود. از فارس سی و چهار هزار تومان و کسری گرفته می‌شود آن وقت نوزده هزار و ششصد و چهل و چهار تومان صرف معارفش می‌شود. به طور خلاصه عرض می‌کنم جمع کل مالیات اضافی که گرفته می‌شده است چهارصد و نود و هفت هزار و صد و شصت و چهار تومان است و در مقابل این مبلغ خرج معارف می‌شود. صد و هفتاد هزار و دویست و بیست تومان. در صورتی که شاید تمام این مبلغ هم صرف مدارس ابتدایی نمی‌شود اینجا گفته شد مطابق پیشنهادی که آقای تدین در کمیسیون بودجه کرده‌اند و تصویب هم شده است بنا است از وزارت مالیه تقاضا شود که صورت جزء عایدات را به مجلس بفرستند تا آقایان نمایندگان محترم در آنها نظر کنند و ببینند این مالیات‌هایی که گرفته می‌شود کدامش قانونی و کدامش غیر قانونی است و مالیات‌هایی که غیر قانونی است و از مردم گرفته می‌شود به نظر آقایان نمایندگان برسد.بنابراین یک پیشنهادی تهیه شده است که تقدیم مجلس شورای ملی می‌شود راجع به لغو مالیات‌های صنفی و تقاضا می‌شود در ضمن از وزارت مالیه تقاضا شود (همان طور که پیشنهاد آقای تدین در کمیسیون تصویب شده است) صورت جزء عایداتشان را برای اطلاع خاطر محترم آقایان نمایندگان به مجلس بفرستند که آقایان مطالعه فرمایند که مالیات‌های غیر قانونی را چطور باید لغو کرد.

بعضی از نمایندگان - وارد دستور شویم.

نائب رئیس - ماده سی‌ام قانون انتخابات مطرح است. (به شرح ذیل خوانده شد)

ماده ۳۰ - انجمن نظارت با شعب آن تمام تعرفه‌هایی را که می‌دهد به ترتیب نمره در کتابچه مخصوص ثبت می‌نماید

نائب رئیس - مخالفی نیست

گفته شد - خیر

نائب رئیس - پیشنهادات قرائت می‌شود. (این طور قرائت شد)

پیشنهاد آقای میرزا جواد خان: بنده پیشنهاد می‌کنم که ماده سی به ترتیب ذیل اصلاح شود:

انجمن نظارت یا شعب آن تمام تعرفه‌هایی را که می‌دهد به ترتیب فقرات ماده ۱۶ در کتابچه مخصوص ثبت نماید

پیشنهاد آقای حاج سیدالمحققین: ماده ۲۰ منشی انجمن نظارت یا شعب آن تمام تعرفه‌هایی را که می‌دهند. الی آخر

نائب رئیس - ماده سی و یک (این طور خوانده شد)

ماده ۳۱ - به مناسبت اهمیت محل مدت دادن تعرفه اخذ رأی از پنج روز الی بیست روز خواهد بود به تعیین انجمن نظارت و پس از انقضای موعدی که انجمن نظارت برای نشر تعرفه و اخذ رأی معین نموده دیگر ورقه تعرفه و رأی داده و گرفته نمی‌شود

نائب رئیس - آقای یاسایی (اجازه)

یاسایی - به نظر بنده در موقع اخذ تعرفه بایستی بر مدت اضافه کرد این که نوشته شده است: به مناسبت اهمیت محل مدت دادن تعرفه و اخذ رأی از پنج روز الی بیست روز خواهد بود این خیلی کم است اقلاً باید از پنج روز تا یک ماه باشد و به همین جهت بنده این طور پیشنهاد کرده‌ام

نائب رئیس - آقای اخگر (اجازه)

اخگر - عرضی ندارم

نائب رئیس - آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب - این چیزی است که آقای یاسایی فرمودند این یک اشکال اساسی نیست اگر ایرادی دارند ممکن است پیشنهاد بفرمایند در کمیسیون البته اگر دیدند موجب تسریع انتخابات خواهد شد تصویب می‌نمایند.

نائب رئیس - آقای تهرانی (اجازه)

آقا شیخ محمدعلی تهرانی - بنده عرضی ندارم

بعضی از نمایندگان - مذاکرات کافی است

شیروانی - کافی نیست.

نائب رئیس - رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانی که تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

نائب رئیس - اکثریت است. پیشنهادها قرائت می‌شود (به شرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد آقای حاج سیدالمحققین - ماده ۳۱ به مناسبت و اقتضاء محل مدت دادن تعرفه و اخذ رأی در مجموع انجمن‌های مرکزی و فرعی. الی آخر

پیشنهاد آقای سرکشیک‌زاده: بنده پیشنهاد می‌کنم حداکثر دادن تعرفه بیش از پانزده روز نباشد

پیشنهاد آقای سلطان‌العلما - بنده پیشنهاد می‌کنم که مدت از پنج روز الی یک ماه در ماده سی و یک مقرر شود

پیشنهاد آقای شیخ جمال: ماده ۳۱ مدت دادن تعرفه و اخذ رأی پانزده روز خواهد بود

پیشنهاد آقای ساکنیان: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده سی و یک این طور اصلاح شود: ماده ۳۱ تقسیم یک حوزه انتخابیه مرکزی به حوزه‌های فرعی به ترتیبی باید باشد که برای کلیه عمل انتخابات هر حوزه فرعی زیادتر از سه روز مدت لازم نباشد به طوری که در تمام مملکت کلیه انتخابات یک روز معین شروع شده و یک روز معین خاتمه پیدا کند و مدت کلیه عمل انتخابات تمام مملکت بیشتر از ده روز الی بیست روز طول نکشد.

پیشنهاد آقای هرمزی: بنده پیشنهاد می‌نمایم در ماده ۳۱ اخذ رأی ودادن تعرفه از پنج روز الی بیست روز تقلیل یابد از پنج الی ده روز

پیشنهاد آقای احتشام‌الحکما - بنده پیشنهاد می‌کنم ماده سی و یک این طور اصلاح شود: به مناسبت اهمیت محل دادن تعرفه و اخذ رأی از پنج روز الی پانزده روز خواهد بود.

نائب رئیس - ماده سی و دو قرائت می‌شود. (به شرح آتی خوانده شد)

ماده ۳۲ - اشخاصی که شرایط انتخاب کردن را دارا هستند اگر در ظرف مدتی که انجمن نظارت به جهت گرفتن تعرفه تعیین نموده است تعرفه نگیرند در آن انتخابات حق ایشان ساقط است‏

نائب رئیس - آقای یاسایی (اجازه)

یاسایی - عرضی ندارم‏

نائب رئیس - آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی - عرضی ندارم

نائب رئیس - آقای دستغیب (اجازه)

دستغیب - فعلاً عرضی ندارم

نائب رئیس - آقای ضیاء‌الواعظین (اجازه)

ضیاء‌الواعظین - عرضی ندارم

نائب رئیس - مخالفی ندارم. ماده سی و سه‏

ماده ۳۳ - انتخاب‌کنندگان پس دادن رأی در صورت تنگی جا و اختلال نظم به امر رئیس از مجلس انتخاب خارج می‌شوند.

نائب رئیس - آقای مشار اعظم (اجازه)

مشار اعظم - به نظر بنده در وضع این ماده قانون در کمیسیون رعایت کرده‌اند که به موکلین برنخورد و از این جهت نوشته‌اند در صورت تنگی جا و اختلال نظم رأی‌دهندگان پس از دادن رأی خارج شدند در صورتی که به عقیده بنده غبارت تنگی جا و اختلال نظم لزومی ندارد و باید نوشته شود انتخاب‌کنندگان پس از دادن رأی باید خارج شوند چون پس از دادن رأی در آنجا دیگر کاری ندارند

نائب رئیس - آقای اخگر (اجازه)

اخگر - این مسئله طبیعی است که انتخابات یک امر ملی است و همه افراد ملت در آن حق نظارت دارند وبه هیچ‌وجه نمی‌شود این حق را از افراد ملت سلب کرد و در این ماده پیش‌بینی شده است که اگر جا تنگ شد یا اتفاقی در بین حاضرین رخ داد حق داشته باشند انتخاب‌کنندگان را پس از دادن رأی از انجمن خارج کنند و الا هر کس حق دارد در امر انتخابات نظارت داشته باشد و ببیند چطور جریان دارد

نائب رئیس - آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقای آقا سید یعقوب - همان طور که آقای شیروانی اشاره کردند این قانونی است نه نظامنامه البته اعضای انجمن یک نظامنامه مخصوص دارند و ما نباید موارد نظامنامه را در قانون بنویسیم این است که بنده پیشنهاد می‌کنم ماده ۳۴ به جای ماده ۳۳ نوشته شود می‌خواستم پیشنهاد کنم حذف شود ولی چون پیشنهاد حذف ماده را نمی‌توانستم بکنم به این جهت این طور پیشنهاد کردم و به عقیده بنده این ماده به کلی زائد است‏

بعضی از نمایندگان - مذاکرت کافی است.

بعضی گفتند کافی نیست

نائب رئیس - رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرت آقایانی که مذاکرت را کافی می‌دانند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

نائب رئیس - معلوم می‌شود کافی است پیشنهادها قرائت می‌شود (به این ترتیب قرائت شد)

پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب: بنده پیشنهاد می‌کنم که ماده ۳۴ به جای ماده ۳۳ نوشته شود

پیشنهاد آقای شیخ‌العراقین‌زاده:بنده پیشنهاد می‌کنم که ماده ۳۳ به کلی حذف شود

پیشنهاد آقای یاسایی: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده ۳۳ حذف شود.

پیشنهاد آقای مشار اعظم: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده ۳۳ به این نحو نوشته شود انتخاب‌کنندگان پس از دادن رأی از مجلس خارج می‌شوند

نائب رئیس - ماده ۳۴ (به ترتیب ذیل خوانده شد)

ماده ۳۴ - عموم حضور انجمن نظار اعم از ناشرین تعرفه واخذ این رأی در ختام هر جلسه با احتیاطات لازمه شکاف جعبه آرا و دفاتر راجعه به انتخاب را مهر و موم نموده پس از رسمی شدن جلسه دیگر با حضور اعضاء باز می‌ماند. هر یک از اعضا که از مهر نمودن صندوق استنکاف نماید حق اعتراض او ساقط است

نائب رئیس - آقای یاسایی (اجازه)

یاسایی - عرضی ندارم

نائب رئیس - آقای تهرانی (اجازه)

آقا شیخ محمد تهرانی - بنده خواستم آقای مخبر را متذکر کنم که عبارت را اصلاح کنند چون مقصود از حضار انجمن معلوم نیست که تمام افراد است یا اکثریت افراد ظاهراً مرادشان اکثریت حضار است خوب است به جای حضار اکثریت افراد بنویسند

مخبر - نظر کمیسیون این بود که هر کدام حاضر هستند امضاء کنند اگر تمام حاضر نیستند اکثریت اعضاء که حضور دارند باید امضاء کنند چون یک کار مهمی است و اگر بعضی‌ها استنکاف کنند ممکن است یک اشکالاتی تولید کند.

نائب رئیس - آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی - این قانون به عقیده بنده باید از سایر قوانین مملکتی ابهامش کمتر باشد زیرا دیده شده است از ابهام قوانین یک اداره که تنها مجری آن است بعضی اوقات سوء استفاده می‌کنند.بنابراین یک قانونی که در هر گوشه از مملکت یک نوعی تعبیر می‌شود. البته باید طوری نوشته شود که خالی از ابهام باشد. وقتی بنده می‌بینم در مواد این قانون ابهامات زیادتر از سایر قانون است و اجازه هم نمی‌دهند که تشریح شود و اقلاً این ابهامات در مجلس گفته شود آن وقت ممکن است بنده حس کنم که این قانون از نقطه‌نظر تطبیق با اشخاص نوشته شده است و یا این که این طور مبهم نوشته شده است.در موادش هم وقتی که اجازه می‌گیریم می‌گویند مذاکرات کافی است و رأی هم به کفایت مذاکرات می‌دهند و می‌گذرند و پیشنهادهایی که می‌شود هم هیچ کدام تشریح عیوبات آن ماده را نکرده‌اند. این که اینجا ذکر کرده است مدت دادن تعرفه و اخذ رأی از پنج روز الی بیست روز است عبارت مبهمی است و ممکن است یک جا که دلشان می‌خواهد پنج روز قرار بدهند و جای دیگر که میل ندارند بیست روز معین کنند و باز عبارت دیگری که خیلی کش دارد و لاستیکی است این است که می‌گوید هر کدام از اعضاء انجمن که استنکاف کردند به این که صندوق را مهر نمایند حق اعتراضشان ساقط است آن وقت از نه نفر عضو انجمن اگر هشت نفرشان استنکاف کردند به موجب این ماده که محرمانه جزو این قانون شده است اگر فقط یک نفر از اعضاء انجمن امضاء و مهر کرد کافی است برای این که تقریباً اینجا این طرف ابهام را تصریح کرده است که هر کدام از اعضاء انجمن استنکاف کردند حقشان ساقط است و این ماده به نظر بنده چیز عجیبی است.زیرا ممکن است در یک محلی اعضاء انجمن در تحت تاثیراتی واقع شوند که نتوانند امضاء کنند آن وقت به موجب این ماده حقشان ساقط است. پس باید اینجا یک جمله نوشته شود که شخص مستنکف باید علت استنکاف خودش را بنویسد و در جوف دوسیه بگذارند که بعد ما آن را ببینیم و بفهمیم چرا یک نفر از اعضاء انجمن درب جعبه را مهر و امضاء نکرده است و الا به صرف این که نوشته شود که هر یک از اعضاء که از مهر نمودن صندوق استنکاف نماید حق اعتراض او ساقط است بنده مخالفم و دیگر این که تنها اعضاء انجمن نباید صندوق را مهر کنند بلکه هر کدام از مأمورین دولتی هر کس که در هر جا از طرف دولت مباشر امر انتخابات است او هم علاوه بر اعضاء انجمن باید مهر کند دیگر خواستم عرض کنم که باید علاوه بر این ماده در سایر مواد هم دقت شود که ابهامش کمتر باشد که در هر گوشه از مملکت یک طوری تعبیر نشود.

نائب رئیس - آقای اخگر (اجازه)

اخگر - آقای شیروانی اظهار فرمودند که در این ماده ابهامی هست. بنده نمی‌دانم ابهامش در کجا است به علاوه در ضمن حمله به یک ماده داخل در کلیات می‌شوند و راجع به یک ماده دیگری که مذاکراتش گذشته است اشاره می‌کنند و با لفظ بی‌لطفی هم بی‌لطفی می‌فرمایند که مربوط به قانون نیست. می‌فرمایند چرا باید از پنج روز تا بیست روز باشد؟ این برای این است که یک شهری جمعیتش زیادتر است در آمدن و تعرفه گرفتن و دادن رأی بیشتر طول می‌کشد یا بر عکس یک جایی کوچکتر است جمعیتش هم کمتر است از این جهت کمتر طول می‌کشد و نمی‌شود به طور کلی گفت که حتماً بیست روز بیایند. مثلاً در تهران اگر بخواهند تعرفه بگیرند به واسطه اکثریت جمعیتش زیادتر طول می‌کشد ولی در آباده چون جمعیتش کمتر است البته کمتر طول می‌کشد و نمی‌شود گفت که حکماً بیست روز باید طول بکشد و این مطالبی است که محتاج به توضیح نیست مثلاً نمی‌شود گفت در شمیران بیست روز تعرفه بگیرند چون در تهران بیست روز تعرفه می‌گیرند. اما این که فرمودند ممکن است از نه نفر اعضاء انجمن هشت نفرشان استنکاف از مهر کردن نمایند. بنده نمی‌دانم چطور این اگر با واقعیات باید تطبیق شود؟ و چطور هشت نفر استنکاف از مهر کردن می‌نمایند؟! یک صندوقی که در موارد بعد هم ذکر شده در حضور تمام حضار می‌بینند و بعد هم آن عده که مأمور دادن تعرفه هستند تعرفه می‌دهند و آن عده هم که تعرفه گرفتن رأی هستند آراء را می‌گیرند وبعد هم همه مهر می‌کنند علتی ندارد که یک عده استنکاف بکنند و ما داخل این عسر و حرجی که آقای شیروانی بیان فرمودند بشویم. به علاوه اکثریت اعضاء انجمن مناط است و در صورتی که چند نفر هم استنکاف کردند. (در صورتی که چنین چیزی نمی‌شود)با این حال باز اکثریت انجمن مناط اعتبار است و اما این که می‌فرمایند حکما باید مأمور حکومت هم امضاء کند بنده گمان می‌کنم همان طوری که در موارد بعد گفته شده است‏ چون انجمن نظار در امر انتخابات نظارت دارند و مسئول انتخابات هستند لذا یا باید اختیار را به آنها واگذار کرد و البته هر چه مأمورین دولت در این امر کمتر دخالت داشته باشند بهتر است با این حال باز هم اگر نظریاتی دارند ممکن است پیشنهاد بفرمایند

جمعی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

نائب رئیس - مذاکرات کافی است؟

بعضی از نمایندگان - بلی کافی است

نائب رئیس - پیشنهادها قرائت می‌شود. (به مضمون ذیل خوانده شد)

پیشنهاد آقای وکیل‌الملک: پیشنهاد می‌کنم قسمت اول ماده ۳۴ این طور نوشته شود عموم حضار اعضاء انجمن نظار الخ

پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده ۳۴ نوشته شود حاضرین از اعضاء انجمن نظار

پیشنهاد آقای حاج سیدالمحققین: ماده ۳۴ اکثریت اعضاء انجمن نظار الی آخر.

پیشنهاد آقای سید محی‌الدین: پیشنهاد می‌کنم پس از ناشرین تعرفه و آخذین رأی کلمه نماینده حکومت اضافه شود.

پیشنهاد آقای سلطان‌العلما: بنده پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده ۳۴ اضافه شود در صورتی که اکثریت اعضاء مهر و موم کرده باشند

پیشنهاد آقای اخگر: تبصره ماده ۳۴ - صندوق‌های آراء باید قبلاً در یک پارچه یک قطعه لفاف شده و در روی درز لفاف اعضاء انجمن مهر و لاک نمایند

پیشنهاد آقای بهبهانی: بنده پیشنهاد می‌نمایم عبارت ماده ۳۴ در قسمت اسقاط حق اعتراض این نحو اصلاح شود: هر یک از اعضاء حاضره که به غیر عنوان اعتراض از مهر نمودن صندوق الی آخر

پیشنهاد آقای دامغانی: بنده پیشنهاد می‌کنم نوشته شود با حضور اعضاء حاضر باز می‌نماید

پیشنهاد آقای امیر احتشام: در ماده ۳۴ بنده پیشنهاد می‌کنم بعد از عبارت حق اعتراض ساقط است علاوه شود و در صورت مجلس قید شود

پیشنهاد آقای سرکشیک‌زاده: بنده پیشنهاد می‌کنم سطر آخر ماده ۳۴ حذف شود.

پیشنهاد آقای شریعت‌زاده: بنده پیشنهاد می‌کنم قسمت اخیر ماده ۳۴ به ترتیب زیر اصلاح شود. اگر یکی از اعضاء انجمن از مهر نمودن صندوق امتناع نمایند در صورت مذاکرات همان جلسه امتناع او با ذکر جهت قید خواهد شد.

پیشنهاد آقای میرزا یداله خان: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده ۳۴ در سطر سوم بعد از کلمه مهر و موم نموده اضافه شود که در تحت نظارت و مسئولیت خود حکومت جعبه را ضبط و پس از رسمی شدن جلسه دیگر الی آخر

نائب رئیس - ماده سی و پنج (به شرح آتی خوانده شد)

ماده ۳۵ - ورود در محوطه انتخابات با داشتن اسلحه اکیداً ممنوع است‏

نائب رئیس - آقای یاسایی

یاسایی - عرضی ندارم

نائب رئیس - آقای تهرانی

تهرانی - عرضی ندارم

نائب رئیس ۰ آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی - اینجا باید توضیح داده شود که اشخاصی که مواظب نظم آنجا هستند آنها باید اسلحه داشته باشند یا خیر؟ و بنده عقیده دارم که آنها هم که نباید اسلحه داشته باشند در یک محلی که محل اجتماع ملی است باید خالی از هر گونه قوه قهریه باشد از این جهت لازم است که اینجا توضیح داده شود.

نائب رئیس - آقای اخگر (اجازه)

اخگر - بنده خیال می‌کنم این ماده خیلی واضح است زیرا مقصود این است که اشخاصی که برای انتخاب کردن می‌آیند نباید اسلحه داشته باشند ولی البته واضح است که مأمورین امنیت و حفظ نظم مستثنی هستند دیگر توضیح لازم ندارد.

جمعی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

شریعت‌زاده - بنده مخالفم.

نائب رئیس - می‌فرمایند مذاکرات کافی است و قبل از سرکار هم خیلی اجازه خواسته‌اند. آقای دستغیب (اجازه)

دستغیب - عرضی ندارم

نائب رئیس - آقای ضیاء‌الواعظین (اجازه)

ضیاء‌الواعظین - عرضی ندارم

بعضی از نمایندکان - مذاکرات کافی است؟

(گفتند - بلی)

نائب رئیس - پیشنهادی رسیده قرائت می‌شود. (به مضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم به ماده ۳۵ ضمیمه شود غیر از مستخدمین امنیه و نظمیه که حضور آنها در انجمن لازم است. (یاسایی)

نائب رئیس - ماده ۳۶ (به شرح ذیل قرائت شد)

ماده ۳۶ - پس از انجام انتخابات رئیس انجمن اعلام ختم انتخابات را نموده و به شرحی که در ماده ۲۷ ذکرشد جعبه آراء را ممهور و محفوظ نموده موقع استخراج آراء را معین می‌نمایند فاصله ختم انتخاب و شروع به استخراج آرای بیشتر از سه روز نباید باشد.

نائب رئیس - آقای یاسایی (اجازه)

یاسایی - به نظر بنده بعضی توضیحات در این ماده لازم است داده شود. اینجا نوشته است (پس از انجام انتخابات رئیس انجمن اعلام ختم انتخابات را نموده) به نظر بنده این عبارت در این ماده مورد ندارد زیرا انتخابات هنوز انجام نگرفته و باید نوشته شود پس از دادن تعرفه و اخذ رأی. انجام انتخابات وقتی است که رئیس پس از قرائت آراء یا پس از این که انجمن منحل می‌شود اعلام می‌کند دیگر این که اینجا نوشته شده است: و به شرحی که در ماده ۲۷ ذکر شد جعبه آراء را ممهور و محفوظ می‌نماید.به نظر بنده در ماده ۲۷ هم یک محکم‌کاری‌هایی در نظر گرفته نشده است که در موقع عمل صندوق مورد بعضی عملیات واقع نشود و به عقیده بنده باید آن جعبه را در یک لفاف بپیچند و این لفاف هم یک پارچه بیشتر نباشد وبعد روی آن لفافه هم یک پارچه بیشتر نباشد و بعد روی آن لفافه را مهر و موم بکنند نه این که روی چوب صندوق را مهر و موم کنند.به علاوه به طور کلی بنده عقیده‌ام این است که اینجا قید شود (در مرکز انجمن) برای این که ممکن است صندوق را از این خانه به آن خانه ببرند و همیشه یک محل‌هایی را طی بکنند. بنابراین باید قید شود در هر کجا که مرکز انجمن است صندوق در آنجا حفظ شود. دیگر این که نوشته شده است (فاصله ختم انتخابات و شروع به استخراج آراء بیشتر از سه روز نباید باشد) به عقیده بنده این مدت زیاد است و باید ذکر شود. پس از آن که انتخابات ختم شد یعنی دادن تعرفه و اخذ رأی تمام شد یا بلافاصله یا اقلاً در ظرف ۲۴ ساعت به استخراج آراء بشود زیرا ممکن است راین بین یعنی در فاصله بین اخذ آراء و خواندن آراء یک حوادثی پیش بیاید از این جهت باید گفت پس از آن که دادن تعرفه و اخذ رأی تمام شد بلافاصله شروع به استخراج آراء بنماید منتهی ۲۴ ساعت بیشتر طول نکشد و اگر زودتر ممکن شد دیگر بهتر و الا بیش از یک روز نباید باشد.قسمت دیگر عرایضم راجع به این فصل است و چون ماده بخصوص نداشت که بنده در آن ماده عرض بکنم و خیال می‌کنم متناسب با این ماده باشد و حالا که این ماده ختم می‌شود باید در تحت یک ماده مخصوصی در اینجا گنجانیده شود و بنده به عنوان یک ماده الحاقیه پیشنهاد کرده‌ام که رأی‌دهندگان در ورقه رأی باید کاملاً هویت وکیل خود را معین کنند.یعنی اسم و رسم و شهرت و لقب هر چیزی که او را ممتاز می‌کند از سایرین در آن ورقه رأی قید کنند که اشتباه نشود زیرا تجربه به ما نشان داده است و در گذشته نظرم می‌آید تهران در اطراف لغت مدرس مدتی انجمن گفتگو داشته که مدرس مطلق وقتی گفته می‌شود شامل آقای مدرس می‌شود یا شامل اشخاص دیگر هم که مدرس هستند می‌شود؟ در این صورت اگر می‌نوشتند آقا سید حسن مدرس دیگر هیچ اشکالی نداشت. پس باید اینجا قید شود که دیگر مدرس مطلق ننویسند یا مثلاً در سمنان ما یک تاجری هست معروف به تدین و از این طرف آقای تدین ما هم معروف هستند.اگر تدین مطلق نوشته شود آن وقت یکی می‌گوید مقصود آقای تدین است که در تمام مملکت معروف است دیگری می‌گوید خیر مقصود تاجری است که در محل معروف است و این اسباب اشتباه می‌شود و باید یک ماده الحاقیه اضافه شود که رأی‌دهندگان کاملاً هویت منتخب خودشان را به اسم و رسم و شهرت و لقب و یا هر قیدی که آن منتخب را از سایرین ممتاز می‌کند معلوم و معرفی بکنند که تولید اشکال و اشتباه نشود.

نائب رئیس - آقای اخگر (اجازه)

اخگر - انجام انتخابات صحیح است زیرا به عقیده بنده مفهوم ازکلمه انتخابات عبارت از تعیین اراده شخص انتخاب‌کننده است که در آن ورقه می‌نویسد و در صندوق می‌ریزد در این صورت انتخابات انجام گرفته و این که معلوم کنند کی بیشتر یا کمتر رأی دارد جریان انتخابات است و الا انتخاب وقتی تمام می‌شود که بنده ورقه رأی خودم را نوشته و در صندوق انداخته باشم‏ بنابراین گمان می‌کنم کلمه انجام انتخابات صحیح باشد و اما راجع به پارچه که فرمودند دور صندوق بپیچند این یک چیزی است که ممکن است به این ماده اضافه بفرمایند و بنده خودم با این قسمت موافقم و پیشنهاد هم کرده‌ام و البته هر چه بیشتر احتیاط شود بهتر است. اما این که فرمودند اینجا یک تبصره باید اضافه شود که کاملاً هویت اشخاص را باید رأی‌دهندگان معین کنند که از اشتباه مصون باشد.بنده گمان می‌کنم اگر به ماده ۴۱ مراجعه بفرمایید رفع اشتباه خواهد شد زیرا در آنجا کاملاً این نظریه‌تان تأمین شده است چون در ماده ۴۱ نوشته شد است: (از اوراق رأی آنچه سفیدیا لایقرء باشد یا این که صریحاً معرفی انتخاب شده را نکند یا امضاء انتخاب‌کننده را داشته باشد) و در اینجا مواظبت شده است که اگر صحیحاً معرفی انتخاب شد، در ورقه رأی نشده باشد آن رأی صحیح نیست و البته اشخاصی که رأی می‌دهند مواظبت خواهند کرد که آن شخص را که انتخاب می‌کنند کاملاً معرفی نمایند و دیگر اضافه کردنش در اینجا گمان می‌کنم لزومی نداشته باشد.

جمعی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

بعضی گفتند - کافی نیست‏

نائب رئیس - رأی گرفته می‌شود به کفایت مذاکرات در ماده سی و شش آقایان موافقین قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

نائب رئیس - معلوم می‌شود کافی است. پیشنهادها قرائت می‌شود. (به شرح آتی خوانده شد)

پیشنهاد آقای سلطان‌العلما: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده ۳۶ بعد از ممهور و محفوظ نموده. این طور نوشته شود (و روز بعد شروع به استخراج آراء می‌نماید)

پیشنهاد آقای یاسایی: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده ۳۶ به نحوه ذیل اصلاح شود:

پس از انقضاء مدت دادن تعرفه و اخذ رأی رئیس انجمن ختم آن را اعلام نموده با رعایت ماده ۲۷ جعبه آراء را در یک پارچه پیچیده ممهور و در محل انجمن نظارت محفوظ نمودند موقع استخراج آراء را که بیش از ۲۴ ساعت نخواهد بود معین می‌نماید

پیشنهاد آقای تهرانی و حاج سیدالمحققین: ماده ۳۴ پس از انجام دادن تعرفه و اخذ رأی رئیس انجمن اعلام ختم را نموده الی آخر.

ایضاً پیشنهاد آقای تهرانی و حاج سیدالمحققی: پیشنهاد می‌نماییم در ماده ۳۶ بعد از جمله که در ماده ۲۷ ذکر شده نوشته شود اکثریت اعضاء انجمن نظار ممهور و محفوظ در محل انجمن نموده الی آخر.

پیشنهاد مسیو ساکنیان.

بنده پیشنهاد می‌کنم تریتب استخراج آراء که در ماده ۳۶ شرح داده شده است این طور اصلاح شود: عصر هر روز انتخابیه و در ساعتی که قبلاً معین و اعلام شده است استخراج آراء انتخابات همان روز انجام می‌گیرد.

پیشنهاد آقای میرزا یدالله خان: بنده پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده ۳۶ عبارت ذیل اضافه شود جعبه را در پارچه‌ای که دوختگی نداشته باشد پیچیده مهر و مور نمایند.

پیشنهاد آقا میرزا سید حسن کاشانی: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده ۳۶ این طور نوشته شود. پس از انقضاء مدت معینه دادن تعرفه و گرفتن رأی رئیس انجمن اعلان ختم دادن تعرفه و گرفتن رأی را اعلام می‌نماید و به شرحی که در ماده ۲۷ ذکر شد جعبه آراء را ممهور نموده و در محل انجمن در تحت نظر مأمورین مسئول محفوظ نموده و در موقع استخراج آراء را روز بعد معین می‌نماید

پیشنهاد آقا سردار مفخم: بنده پیشنهاد می‌کنم بعد از ختم انتخابات فوراً شروع به استخراج آراء می‌شود

پیشنهاد آقای ضیاء‌الواعظین: پیشنهاد می‌شود که ماده ۳۶ به ترتیب ذیل اصلاح شود.

ماده ۳۶ - پس از انجام انتخابات رئیس انجمن ختم انتخابات را اعلام نموده و بلافاصله و بدون تعطیل شروع به استخراج آراء می‌نمایند.

پیشنهاد آقای ارباب کیخسرو: بنده یشنهاد می‌کنم جعبه آراء مذکوره در ماده ۳۶ به علاوه پیچیده شدن در پارچه و مهر و لاک نمودن در دو لایحه قفل و مهر و موم شود.

پیشنهاد آقای یاسایی: ماده الحاقیه ذیل را در فصل پنجم پیشنهاد می‌کنم. رأی‌دهندگان باید اسم و رسم و شهرت منتخب را به طوری که کاملاً او را معرفی کند و مشتبه به دیگری نشود در ورقه رأی قید نمایند.

نایب رئیس - یک عده از آقایان تقاضای تنفس کرده‌اند

بعضی از نمایندگان - صحیح است.

(در این موقع جلسه برای تنفس تعطیل و پس از نیم ساعت به ریاست آقای مؤتمن‌الملک تشکیل گردید

رئیس - ماده ۳۷ قرائت می‌شود (این طور خوانده شد)

ماده ۳۷ - روزی که برای استخراج آراء مقرر است پس از رسمیت انجمن به امر رئیس امهار جعبه آراء ملاحظه و تطبیق شده جعبه را در حضور اعضاء و حاضرین از انتخاب‌کنندگان خالی نموده شروع به شمارش نماید.

رئیس - آقای یاسایی. (اجازه)

یاسایی - به عقیده بنده در این ماده باید توضیحی داده شود که چه وقت انجمن نظارت رسمیت پیدا می‌کند و به عبارت اخری حد نصاب را معین کنند. برای این که ما دیدیم که وزارت داخله یک لایحه آورد برای تعیین تکلیف که آیا همان اصل معمول به که نصف به علاوه یک است مناط اعتبار است یا یک عده دیگری مناط است؟ اگر چه نظر مجلس نصف به علاوه یک بود ولی باید اینجا توضیح داده شود و به نظر بنده همان طور که پیشنهاد کرده‌ام رسمیت انجمن نظارت وقتی است که دو ثلث اعضاء حاضر شده باشند یعنی از نه نفر شش نفر حاضر باشند و در آن صورت می‌شود گفت انجمن رسمیت دارد و الا به طور کلی اینجا نوشته شود پس رسمیت انجمن بدون این که حدالنصاب را معیین بکنند بنده مخالفم‏

مخبر - در ماده ۵۷ که راجع به اعتبارنامه است در آنجا حداکثریت را تعیین می‌کنند و دیگر در این مورد تکرارش لازم نیست با این حال نماینده محترم لازم می‌دانند پیشنهاد کنند

رئیس - آقای تهرانی (اجازه)

آقا شیخ محمد تهرانی - عرضی ندارم.

رئیس - آقای شیروانی

شیروانی - عرضی ندارم

رئیس - آقای ضیاء‌الواعظین

ضیاء‌الواعظین - پیشنهادی است تقدیم می‌کنم.

رئیس - آقای دستغیب

یک نفر از نمایندگان - نیستند.

بعضی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

رئیس - مذاکرات کافی است؟

جمعی از نمایندگان - بلی.

رئیس - پیشنهاد قرائت می‌شود. (این طور قرائت شد)

پیشنهاد آقای یاسایی - بنده پیشنهاد می‌کنم به ماده ۳۷ اضافه شود انجمن نظارت وقتی رسمیت دارد که اقلاً دو ثلث اعضاء حاضر باشند.

پیشنهاد آقای حاج میرزا عبدالوهاب: بنده پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده ذیل اضافه شود.

تبصره - اکثریت دو ثلث برای دادن دو ثلث تعرفه سه ربع برای باز کردن و

خواندن

پیشنهاد آقای ضیاء‌الواعظین: پیشنهاد می‌شود که ماده ۳۷ به ترتیب ذیل اصلاح شود.

ماده ۳۷ - در موقع استخراج آراء پس از رسمیت انجمن الی آخر.

رئیس - ماده ۳۸ قرائت می‌شود (به مضمون ذیل خوانده شد)

ماده ۳۸ - پس از شمردن اوراق رأی منشی انجمن عده آنها را با عده تعرفه که نمره آن در کتابچه ثبت تعرفه قید شده تطبیق می‌کند. در صورت زیادی اوراق رأی به عده اوراق به عده ارزاق زائده از کلیه اوراق بدون رؤیت برداشته و باطل نموده و در صورت مجلس نوشته می‌شود نقصان عده آراء مضر به انتخاب نخواهد بود.

رئیس - آقای یاسایی. (اجازه)

یاسایی - عرض ندارم.

رئیس - آقای تهرانی. (اجازه)

آقای شیخ محمدعلی تهرانی - اینجا یک عبارتی هست که خیلی مجمل است. می‌نویسد (نقصان عده آراء مضر نیست). فرض می‌کنیم هشتصد ورقه یا نهصد ورقه تعرفه داده‌اند برگشت می‌کند صد ورقه آن وقت با این صد ورقه وکیل انتخاب شود. این یک اندازه مورد تأمل است و باید اینجا به نظر بنده معین بکنند که نقصان آراء تا ثلث یا ربع مضر نیست و الا از نهصد ورقه پنجاه ورقه باید برگشت کند آیا پنجاه ورقه کفایت می‌کند برای انتخاب یک وکیل؟ به نظر بنده این یک قدری مورد تأمل است زیرا این مقدار کافی نیست.

مخبر - چه فرقی می‌کند بین کسانی که اصلاً تعرفه نمی‌گیرند یا اشخاصی که تعرفه می‌گیرند و رأی نمی‌دهند و اگر بخواهیم این طوری که می‌فرمایید قبول کنیم آن وقت دور تسلسل لازم می‌آید و این صحیح نیست.

رئیس - آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی - همان طور که سابق عرض کردم باید مواد طوری نوشته شود که حد داشته باشد. ما در ایران هستیم و می‌بینیم متأسفانه گاه‌گاهی قضایا از محور طبیعی خودش طبیعی می‌شود و بعد اگر یک ماده قانونی هم داشته باشیم که آن ماده قانون قضایا را از محور خود خارج کند اسباب زحمت خواهد شد.بنده عقیده‌ام آن است درکم و زیاد بودن آراء باید حدی قائل شد. مثلاً برای یک محلی ممکن است یک موانعی تراشیده شود که از هزار و پانصد نفر رأی‌دهنده هفتصد و پنجاه نفر بتوانند آراء خودشان را بدهند و جلوی آنها را بگیرند و نگذارند در انجمن بیایند و آراء خودشان را بدهند یا مطلع‌شان کنند. اینها یک قضایایی است که ما در جریان انتخابات دیده‌ایم.مثلاً وقتی که انجمن موافق نباشد تمام آراء برگردد آن وقت روزها یک قدری دیر می‌آیند و معطل می‌کنند و انتخابات را به تعویق می‌اندازند و از پنج هزار تعرفه که توزیع شده هزار تا برمی‌گردد و چهار هزار تا برنمی‌گردد و این مقداری هم که برمی‌گردد نمی‌شود گفت آرای حقیقی است. لذا بنده معتقدم که در اینجا باید یک حدی معین کرد که تا چقدر آراء اگر برگشت آن انتخاب اشکالی ندارد و موجب بطلان نمی‌شود و یا از چقدر اگر زیادتر شد دچار بطلان می‌شود.نوشته: نقصان آراء مضر به حال انتخابات نیست بنده مخالفم و عقیده‌ام این است که باید حدی داشته باشد.

مخبر - اصلاً نظر کمیسیون در این ماده برای اشتباهی است که منشی در موقع باطل کردن تعرفه ممکن است کرده باشد و الا برای عده آراء نمی‌شود حد قرار داد و این که فرمودند انجمن نظارت ممکن است تعلل یا مسامحه کنند این طور نیست زیرا همان ساعت که تعرفه داده می‌شود همان موقع هم اخذ رأی می‌شود و مثل سابق نیست که امروز تعرفه بدهند و یک موقع دیگر اخذ رأی کنند در این صورت فکر نمی‌کنم این اشکال وارد باشد.

جمعی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

رئیس - مذاکرات کافی است؟

بعضی از نمایندگان - بلی کافی است.

رئیس - پیشنهادها قرائت می‌شود. (به شرح ذیل خوانده شد).

پیشنهاد ساکنیان: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده سی و هشت عده اوراق زائده به طور مساوی از آرای تمام کاندیدها کاسته شود.

پیشنهاد آقای ضیاء‌الواعظین: پیشنهاد می‌شود بعد از جمله (در کتابچه ثبت تعرفه) علاوه شود: یا اوراق هویت.

پیشنهاد آقای تهرانی: این بنده پیشنهاد می‌کنم که که بعد از کلمه نقصان عبارت تا ثلث آراء اضافه شود.

رئیس - ماده سی و نهم قرائت می‌شود. (به شرح زیر خوانده شد)

ماده ۳۹ - اوراق رأی را یکی از اعضاء به صورت بلند قرائت و لااقل به یک نفر دیگر امضاء می‌دهد و سه نفر دیگر از اعضاء اسامی را که خوانده می‌شود می‌نویسند

رئیس - آقای یاسایی. (اجازه)

یاسایی - عرضی ندارم.

رئیس - آقای تهرانی. (اجازه)

آقاشیخ محمدعلی تهرانی - عرضی ندارم.

رئیس - آقای شیروانی. (اجازه)

شیروانی - عرضی ندارم.

رئیس - آقای دستغیب. (اجازه)

دستغیب - عرضی ندارم.

رئیس - مخالفی نیست؟

شریعتمدار دامغانی - بنده مخالفم.

رئیس - بفرمایید.

شریعتمدار دامغانی - عقیده بنده در این ماده که نوشته یکی آراء را به صورت بلند بخواند و یک نفر هم نظارت داشته باشد. این به نظر بنده کافی نیست. اقلاً باید شش نفر از اعضاء ورقه‌های آراء را بخوانند و نظارت داشته باشند.

رئیس - پیشنهادات قرائت می‌شود (به این مضمون خوانده شد)

پیشنهاد آقای یاسایی: بنده پیشنهاد می‌کنم ماده سی و نه به ترتیب زیر اصلاح گردد

اوراق رأی را لااقل سه نفر از اعضاء خوانده و یک نفر از آنها به صورت بلند قرائت و سه نفر دیگر اعضاء اسامی را به ترتیبی که خوانده می‌شود می‌نویسند.

پیشنهاد آقای امیر حشت: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده ۳۹ به جای یک نفر دو نفر دیگر نوشته شود.

پیشنهاد آقا میرزا یدالله خان: بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده ۳۹ سطر دوم این طور اصلاح شود

به یک یا دو نفر از اعضاء می‌دهد و سه نفر دیگر از اعضاء اسامی را به ترتیبی که خوانده می‌شود می‌نویسند.

پیشنهاد آقای ضیاء‌الواعظین: پیشنهاد می‌شود که به جای یک نفر دیگر ذکر شود (و لااقل پنج نفر دیگر.)

پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب: بنده پیشنهاد می‌کنم بعد از کلمه لااقل یک نفر کلمه علی التبادل زیاد شود.

رئیس - ماده چهل قرائت می‌شود. (به این ترتیب خوانده شد)

ماده ۴۰ - هرگاه در اوراق انتخابات زیاده یا کمتر از عده معینه اسامی نوشته باشند نقض در امر انتخابات حاصل نخواهد شد در صورت اول آن عده اسامی که زیاد نوشته شده از آخر ورقه خوانده نمی‌شود.

رئیس - آقای یاسایی. (اجازه)

یاسایی - عرضی ندارم.

رئیس - آقای تهرانی. (اجازه)

آقا شیخ محمدعلی تهرانی - عرضی ندارم.

رئیس - آقا شیروانی (اجازه)

شیروانی - این ماده باز به عقیده بنده از همان مواد کشدار است. باری این که یک عده کاندیدا هستند و یک عده رأی‌دهنده. یک قضایایی است که در ضمن انتخابات واقع می‌شود و ما اینها را به تجربه دیده‌ایم. مثلاً تهران دوازده تا وکیل دارد یکی می‌آید و اسم پانزده شانزده نفر را برای وکالت می‌نویسد شما می‌خواهید آن عده اضافی را از آخر حذف کنید. آن چند تای آخر را باطل کنید در صورتی که ممکن است آراء آخری او صالح‌تر و منظور نظر نویسنده باشد.در این صورت چرا اضافه را از اول نمی‌زنید که از آخر حذف می‌کنید به عقیده بنده این اوراقی که اسم کاندیدها را زیادتر از آنچه که معین شده می‌نویسد اینها را اصلاً باطل می‌دانم برای این که این یک راه تقلبی است برای دهنده‌ها که با هم معاملاتی بکنند. از این جهت بنده اساساً یک همچون اوراق رأیی باطل می‌دانم.

رئیس - آقای اخگر (اجازه)

اخگر - اوراق رأیی که اشخاص رأی‌دهنده می‌نویسند بدیهی است که اطلاع از عده اشخاص انتخاب‌شوندگان خواهد بود. وقتی که در یک محوطه انتخابی به عمل می‌آید از دو حال خارج نیست یا آن کسی که رأی می‌دهد از ۵ نفر عده که باید از آن نقطه انتخاب شوند به سه نفرش اعتماد دارد و اسم همان ۳ نفر را می‌نویسد و مجبور نیست حتماً اسم آن دو نفر دیگری که به آنها اطمینان و اعتماد ندارند بنویسد و البته در این صورت اسم ۳ نفری که نوشته قبول است و آن ورقه رأی را باید پذیرفت و قبول کرد.یا این است که اشتباه می‌کند و به جای ۵ نفر که باید بنویسد اسم ۶ یا ۷ نفر را می‌نویسد در این مورد هم باز بدیهی است که به اشخاصی که بیشتر اطمینان و اعتماد دارد اسم آنها را در اول خواهد نوشت در این صورت البته آن عده که لازم است قبول شود و اضافه بر آن ناچار بایستی باطل شود و اما این که آقای شیروانی می‌فرمایند است در این نتیجه یک تقلباتی این کار را بکنند خود این اظهار دلیل بر این است که اسم آنهایی را که اطمینان دارد بالا می‌نویسد و کسانی را که اعتماد ندارد پایین.علی‌ای‌حال ما در اینجا چه باید بکنیم؟ به هر صورت این طور که ما قرار داده‌ایم با منطق بیشتر موافقت دارد تا آن طور که آقای شیروانی عقیده دارند که اوراق رأی را دور انداخت. زیرا فرض می‌کنیم کسی حق ۵ نفر نوشته و دو نفر دیگر را هم اضافه معین کرده است در این مورد البته موافق عقل و منطق باید آن ۵ نفر اولی را پذیرفت و اضافه را زیادی دانست و این ترتیب خیلی خوب است و اشکالی هم ندارد.

جمعی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

رئیس - ماده چهل و یکم قرائت می‌شود. (به این مضمون قرائت شد)

ماده ۴۱ - از اوراق رأی آنچه سفید یا لایقرء باشد یا آن که صریحاً معرفی انتخاب شده را نکند یا امضاء انتخاب کننده را داشته باشد یا بیش از یک ورق باشد محسوب نخواهد شد ولی عیناً ضمیمه صورت مجلس می‌شود.

رئیس - آقای یاسایی (اجازه)

یاسایی - عرضی ندارم

رئیس - آقای تهرانی (اجازه)

آقا شیخ محمدعلی تهرانی - بنده از این عبارت (یا بیش از یک ورق باشد) نمی‌فهمم مقصود چیست؟ به جز این که در موقعی که ورقه رأی را می‌آورد هیئت نظار باید تفتیش کنند که رأی باید یک ورق باشد نه دو ورق؟ حالا اگر بیش از یک ورق شد آیا وقتی اوراق را خواندند یکی را قبول می‌کنند دیگری را قبول نمی‌کنند؟ اگر این طور است دلیل ندارد. زیرا اولاً معلوم نیست این مال یک نفر است یا مال دو نفر و ثانیاً فرض می‌کنیم دو ورقه داخل شده باشد و در هر کدام یک کاندیدا نوشته شده است یک کاندیدا متعلق است به یک حزب و یکی متعلق به حزب دیگری است آن وقت کدام یک از کاندیداها قبول می‌کنند و می‌نویسند کدام یک را باطل می‌دانند در صورتی که ممکن است به واسطه همان یک رأی و کاندید یک حزبی قوی شود و یا بالعکس ضعیف. بنابراین معنایی از این ماده معلوم نمی‌شود.

رئیس - آقای شیخ‌الرئیس (اجازه)

محمدهاشم میرزا شیخ‌الرئیس - باید عرض می‌کنم، هیچ چاره جزو این نخواهد بود که وقتی دو نوشته با هم پیدا شد با این که در مورد مواد قبل نوشته شده است که باید کاغذ رأی را لوله کرد و و پیچید و انداخت در موقعی که باز می‌کنند و می‌خواهند بخوانند اگر دیدند دو ورق بود چاره‌ای ندارد جز این که یک ورق را از میان آنها بردارند و این هم در واقع مثل قرعه است و کاندیدا هر چه می‌خواهد باشد. ولی معلوم است باید معین باشد که این دو ورقه مال یک نفر است و به همین مناسبت در ماده پیش‌بینی شده بود که اول هیئت نظار باید ببینند اگر عده اوراق رأی زائد بود بردارد باطل کند و چنانچه عرض شد این مثل یک قریه‌ای است و غیر از این هم چاره‌ای نیست.

جمعی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

رئیس - مذاکرات کافی است.

عده‌ای از نمایندگان - بلی کافی است.

رئیس - پیشنهاد آقای سید یعقوب قرائت می‌شود. (به این مضمون خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم ماده ۴۱ این نوع اصلاح شود. از اوراق رأی آنچه سفید یا لایقرء یا آن که معرفی انتخاب شده الی آخر.

رئیس - ماده چهل و دوم قرائت می‌شود. (به این مضمون خوانده شد)

ماده ۴۲ - همین که استخراج آراء به آخر رسید رئیس نتیجه را به صوت بلند اعلام می‌نماید سپس اوراق انتخاب را جمع و تا موقع انحلال انجمن محفوظ می‌دارند و در آن هنگام در محضر حکومت و جماعتی از وجوه محل اوراق رأی را به استثناء آنچه در ماده قبل ذکر شد معدوم می‌نمایند.

رئیس - آقای یاسایی (اجازه)

یاسایی - عرضی ندارم

رئیس - آقای تهرانی (اجازه)

آقا شیخ محمدعلی تهرانی - عرضی ندارم

رئیس - آقای شیروانی (اجازه)

شیروانی - بنده در اینجا که نوشته رئیس انجمن اعلام می‌کند رئیس را کافی نمی‌دانم.

اخگر - البته خودشان تصدیق می‌فرمایند که یک نفر باید اعلام کند و آن هم رئیس است زیرا یک مرتبه ۹ نفری نمی‌توانند اعلان کنند.

رئیس - آقای دستغیب‏ (اجازه)

دستغیب - عرضی ندارم.

رئیس - آقای آقاسید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب - آقایان در نظر دارند که غالباً ما در شعب دچار اشکال می‌شدیم و گاهی برای تجربه نظر محتاج به صندوق آراء می‌شدیم و بنده با این کلمه که باید آراء را معدوم کنند مخالفم و عقیده دارم که باید اوراق آراء محفوظ باشد در جای امنی تا این که اعتبارنامه آن وکیل از مجلس بگذرد زیرا در مجلس نظیر این مسئله را مکرر دیده‌ایم و غالباً در موقع رسیدگی به اعتبارنامه‌ها در شعب وجود آراء لازم می‌آمده است از این جهت لازم است تا گذاشتن اعتبارنامه‌ها اوراق آراء در جای امنی محفوظ باشد که دیگر شعب گرفتار اشکالات نشوند و اگر هم اشتباهاتی در شعب پیش بیاید به این وسیله رفع می‌شود.

جمعی از نمایندگان - مذاکرات کافی است.

رئیس - ماده چهل و سوم (به این کیفیت خوانده شد)

ماده ۴۳ - شکایت از انتخاب در حین جریان مانع جریان انتخاب نمی‌شود مگر آن که انجمن نظارت شکایت را وارد بداند در آن صورت موضوع از انجمن به حکومت ارجاع و حکومت مکلف است به فوریت کمیسیون تحقیق بر طبق ماده ۴۴ و ۴۵ تشکیل نمایند و قطعات کمیسیون مزبور متبع خواهد بود.

رئیس - آقای یاسایی (اجازه)

یاسایی - در گذشته در حین انتخابات یک جریانی بود که غالباً اسباب زحمت بود و حالا این ماده می‌خواهد آن جریانات را تأیید و تأکید کند و در نتیجه انتخابات دچار وقفه شود زیر این ماده تجویز می‌کند که انجمن نظار می‌تواند همیشه نظاماتی اعمال کنند و انتخابات را از جریان بیندازند زیرا با این که می‌گوییم بروز شکایات در حین جریان انتخاب مانع از اجرای انتخابات نمی‌شود معذلک اگر بنا شود به طوری که در این ماده اشاره می‌کند اکثریت نظار یعنی نصف به علاوه یک یک شکایتی را وارد بدانند کمیسیون تحقیق معین شود و انتخابات تجدید شود و بالاخره تا این مراحل به عمل آید ممکن است در جریان یک انتخابی سه مرتبه وقفه شود دیگر این که می‌نویسد «دیگر آن که انجمن نظارت شکایتی را وارد بداند» مقصود کدام انجمن است؟ اگر مقصود انجمن نظارت فرعی است و به طوری که در این قانون به آنها استقلال داده شده است و حق دارند خودشان آراء را استخراج کنند؟ ممکن است در حوزه فرعیه خودشان یک نظریه پیدا کنند و بخواهند آراء آن حوزه را تحدید کنند و انجمن نظارت مرکزی صلاح نداند و تصویب نکند آن وقت یک کشمکش‌هایی بین انجمن فرعی یا انجمن مرکزی که نظر مخالف او را دارد ممکن است ایجاد شود به علاوه کمیسیون تحقیق چگونه انتخاب خواهد شد؟آیا از اعضاء انجمن فرعی انتخاب می‌شود یا از انجمن نظارت مرکزی؟ و به عقیده بنده اگر این مواد نبود و همان طور به حال سابق باقی بود و تصریح می‌شد که بروز شکایت از انتخاب در حین جریان کار مانع از انجام و اجرای عمل نیست بهتر بود. برای این که این مواد در حکم تجویز توفیقات پی در پی است و ممکن است انتخابات را به طول انجامند و اسباب زحمت برای مردم و دولت و وزارت داخله تهیه کند

مخبر - یک مسئله هست که در قانون قدیم پیش‌بینی نشده بود و دولت‌ها را به زحمت می‌انداخت. مثلاً یکی شکایتی از فلان ناحیه می‌رسد که انجمن نظارت صندوق را که برای آراء تهیه شده بوده است مهر نکرده و سپرده است به کدخدای محل دولت وقتی می‌خواست یک تحقیقاتی در این موضوع بکند مجبور می‌شد بدون این که در قانون پیش‌بینی شده باشد یک مفتش بفرستد و تحقیقات بکند و همان بازی‌هایی که دیده‌ایم پیش می‌آید زیرا بسا هست که بعضی اعتراضات می‌شود و حقاً باید رسیدگی کرد.مثلاً اگر هیئت نظار به واسطه جهل‌شان صندوق رأی را مهر نکردند و در روز چهارم شکایت کردند که صندوق مهر نشده معلوم نیست که آراء آن عوض شده یا به حال سابق خود باقی است.این شکایت یک شکایتی است که انجمن نظارت باید اهمیت بدهد و رسیدگی کند و اگر هم بخواهیم به نظر خود انجمن واگذار کنیم صحیح نیست و ممکن است آنها یک نظریات خصوصی داشته باشند که هر روز بخواهند انتخابات را تجدید کنند و تا دیدند موافق میل کاندیدهای خودشان رأی وارد صندوق نمی‌شود رای به تجدید انتخابات بدهند از این جهت قرار شد که یک کمیسیون تحقیق در این قبیل موارد تشکیل شود تا اگر یک اعتراضاتی هست آن کمیسیون رفع کند و انجمن خودش شخصاً حق نداشته باشد انتخاب را تجدید کند اگر آن کمیسیون تحقیق رأی داد که یک انتخاب باید تجدید شود و اگر هم رأی داد که باید ادامه پیدا کند قهراً ادامه پیدا خواهد کرد و تجدید نخواهد شد و گمان می‌کنم وجود این ماده مخصوصاً برای دولت‌هایی که از ابهام این قانون استفاده می‌کردند لازم است و باید باشد.

رئیس - آقای دستغیب. (اجازه)

دستغیب - عرضی ندارم

رئیس - آقای عراقی (اجازه)

عراقی - بنده تصور می‌کنم جوابی که آقای مخبر دادند مقنع نبود برای این که وقتی اعلان انتخابات شد و شروع به انتخابات شد هر چه انتخابات سرعت پیدا کند بهتر و این ماده یک ترتیبی فراهم می‌آورد که علاوه بر این که از سرعت انتخابات جلوگیری می‌کند تا درجه انجمن را هم از کار می‌اندازد برای این که انجمن باید همیشه مشغول کار باشد و هیچ شکایتی نخواهد توانست او را از جریان بیندازد ولی با این ترتیب انجمن هم وقتش صرف رسیدگی به شکایت می‌شود و غالباً این طور است که عده‌ای از کاندیداها هستند که اساساً نمی‌خواهند انتخابات جریان پیدا کند مگر به میل خودشان و در این ماده گمان می‌کنم دستی به کاندیدها داده شده است که بهتر بتواند به مقصود خودش برسند و وقتی بنا شد کمیسیون تحقیق تشکیل شد دست حکومت هم در کار می‌آید این مسئله وسیله به دست حکومت می‌دهد که آنتریک کند برای این که انجمن نظارت را از کار بیندازد علیهذا بنده با این ماده مخالفم.

مخبر - گمان می‌کنم نماینده درست توضیحات بنده را ملتفت نشدند انجمن به هر شکایتی ترتیب اثر نخواهد داد تا کمیسیون تحقیق تشکیل شود. مقصود از این شکایت شکایتی است که خود انجمن تصدیق بکند که وارد است و باید رسیدگی شود.در این موقع مسئله از طرف انجمن ارجاع به حکومت می‌شود و حکومت هم مستقیماً حق مداخله ندارد پس از این که از طرف انجمن مسئله ارجاع به حکومت شد آن وقت کمیسیون تحقیق تشکیل خواهد شد و شکایت را رسیدگی می‌کند و باید تحقیق کرد به این که در مملکت ما معارف دایره‌اش خیلی تنگ است و در همه جا اشخاص مطلع و بصیر برای اعضاء انجمن ندارد ممکن است قهراً یا سهوها و اشتباهاتی پیش آید و البته وقتی که خود انجمن یک اشتباهی را تصدیق کرده ناچار باید به قضیه رسیدگی و توجه شود و آن اشتباه مرتفع گردد. از این جهت این مسئله در قانون پیش‌بینی شده است.

جمعی از نمایندکان - مذاکرات کافی است.

جمعی گفتند - کافی نیست

رئیس - رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات. آقایانی که مذاکرات را کافی می‌دانند قیام فرمایند.

(جمعی از نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - اکثریت است. پیشنهاد قرائت می‌شود. (به مضمون ذیل قرائت شد)

پیشنهاد آقای‌السلطان‌العلما - بنده پیشنهاد می‌کنم ماده ۴۳ به این طور اصلاح شود شکایت از انتخاب در حین جریان مانع از جریان نمی‌شود و هرگاه انجمن نظارت شکایت را وارد بداند پس از ختم انتخاب موضوع از انجمن. الی آخر

پیشنهاد آقای آقا سیدیعقوب: بنده پیشنهاد می‌کنم که در ماده ۴۳ بعد از کلمه شکایت این کلمه اضافه شود شکایت مستند به مواد قانون باشد

پیشنهاد آقای یاسایی: در ماده ۴۳ بعد از (مانع جریان انتخاب) نوشته شود (و توقیف آن نمی‌شود)

پیشنهاد شاهزاده شیخ‌الرئیس: پیشنهاد می‌کنم مگر شکایتی که به تصدیق انجمن موجب بطلان اساس انتخاب باشد.

رئیس - ماده چهل وچهارم قرائت می‌شود (به این مضمون خوانده شد)

ماده ۴۴ - کمیسیون تحقیق مرکب خواهد بود از چهار نفر از اعضاء انجم نظار و چهار نفر از اعضای انجمن ایالتی یا ولایتی که تماماً به حکم قرعه معین می‌شوند و حکومت یا نماینده او

رئیس - پیشنهاد شده است جلسه ختم شود.

بعضی از نمایندگان - صحیح است

رئیس - پیشنهادی از طرف شاهزاده شیخ‌الرئیس رسیده است قرائت می‌شود. (به شرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم هفته‌ای یک روز بر جلسات مجلس اضافه شود برای مذاکرات خارج از موضوع دستور که امسال در مجلس به وجود آمده

رئیس - شاهزاده شیخ‌الرئیس (اجازه)

محمدهاشم میرزا شیخ‌الرئیس - اساساً چیزی را که بنده را واداشت که این پیشنهاد را تقدیم کنم مضرات مذاکرات خارج از موضوع دستور است که از طرف آقایان نمایندگان اظهار می‌شود که یک هم خود بنده هستم مثلاً مثل رفیق محترمان آقای ضیاء‌الواعظین که می‌فرمایند ششصد و چهل هزار تومان از بابت مالیات غیر قانونی اصاف می‌گیرند و می‌فرمایند این مالیات قانونی نسیت و به تصویب مجلس هم نرسیده است و آن وقت یکی نیست که جواب ایشان را بدهد چون موقع ندارد و بعد هم مردم در خارج می‌شنوند که یک مالیات‌های غیر قانونی مأمورین دولت از آنها می‌گیرند و می‌خواهند ندهند اسباب زحمت می‌شود.پس خوب است یک وقتی معین شود برای این نوع مذاکرات چون ممکن است یک مطالبی به نظر یک کسی بر خلاف حقیقت باشد ولی به نظر بنده عکس آن باشد. پس باید یک روز معین را قرار گذاشت برای مذاکرات خارج از موضوع آقایان یکی یکی قبل از دستور بخواهند صحبت کنند این هم اسباب زحمت برای مجلس می‌شود و هم برای مردم و بالاخره باید یک روزی بر جلسات مجلس افزود که این نوع مداکرات گفته شود تا این که آقایان در جلسات یک قدری کمتر نطق‌های خارج از موضوع بفرمایند.

رئیس - آقای تدین (اجازه)

تدین - بنده با مقدمات بیانات شاهزاده شیخ‌الرئیس موافقم ولی با نتیجه‌اش مخالم. بنده اصولًا عقیده دارم در این جلساتی معین می‌شود حقیقتاً یک قدری بیشتر اظهار علاقمندی به لوایح و مسائل مهمه که جزو دستور است بشود و باید آقایان بیشتر توجه بفرمایند تا کارهایی را که از وظیفه اولیه ما است بر یک حرف‌هایی که به عقیده بنده با ایشان خارج از موضوع است مقدم بداریم و حقیقتاً همه آقایان تصدیق خواهند کرد که خیلی از لوایح و طرح‌های مهم قانونی چه حاضر شده و چه در شرف حاضر شدن است.ولی با این اصل که ما اتخاذ کرده‌ام گمان می‌کنم نتوانیم موفق به تصویب آنها بشویم و عقیده بنده این است که نسبت به همین ۴ روز یک قدری بیشتر اظهار علاقمندی بنماییم و حقیقتاً کار کنیم و برای رسیدن به آن نظری هم که حضرت والا پیشنهاد کرده‌اند در ابتدای دستور یک پیشنهادی عرض کرده بودم که تا چند ماه اگر آقایان موافقت و تصویب بفرمایند مذاکرات قبل از دستور ممنوع باشد یا اگر آقایان نمی‌خواهند مذاکره بفرمایند در آخر دستور مذاکره بفرمایند یا لااقل یک نفر مجاز باشد که در اول دستور حرف بزند و اگر یک حرف‌هایی است که باید زده شود ممکن است آنها را در ضمن سؤال یا اخطار یا شکل‌های دیگری که در نظامنامه داخلی معین شده آن حرف‌ها را اظهار کنند و الا این مسئله یک سیستم غریبی شده است که تذکر می‌دهیم.خیلی خوب. این تذکر چیز تازه‌ای است که در این دوره پیدا شده است در صورتی که کاملاً این طور در نظامنامه و غیره پیش‌بینی کرده‌اند.در هر حال اگر آقایان با این پیشنهادی که بنده کرده‌ام موافقت بفرمایند تا ۴ ماه لوایح مهم از قبیل ممیزی و نظام اجباری اینها فقط در دستور باشند و قبل از دستور مجاز نباشند حرف بزنند و اگر می‌خواهند حرف بزنند بعد از ۴ ماه حرف بزنند و باز این ترتیب عبور کنند و الا یک روز علاوه بشود که آن یک روز حرف مختلف زده شود و یا این که هر روز یک نفر یا چند نفر حرف بزنند بدون این که موافق یا مخالف حرف بزنند برای این که جزو دستور نیست نتیجه ندارد. مثلاً بنده از کرمان یا آقا از خراسان یا کس دیگر از جای دیگر صحبت می‌کند.این یک صورت عجیبی پیدا می‌کند که حقیقتاً برای مجلس شورای ملی هم شایسته نیست فرضاً هم صحبتی دارند ممکن است پیشنهاد کنند جزو دستور شود تا موافق و مخالف در آن صحبت کند.

رئیس - رأی می‌گیریم به پیشنهاد شاهزاده محمد هاشم میرزا. آقایانی که تصویب می‌کنند. قیام فرمایند.

(عده کمی قیام نمودند)

رئیس - تصویب نشد. پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب. (به مضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که روزهای چهارشنبه معین شود برای مطالب متفرقه و وزرا هم آن روز حاضر باشند.

رئیس - آقای آقاسید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب - بنده خواسم بین فرمایش آقای تدین و شاهزاده شیخ‌الرئیس را گرفته باشم چون در واقع ما نمی‌توانیم بگوییم نماینده سیاسی مملکتی نیستیم و البته اطلاعاتی که داریم باید بگوییم و دیگر جایی غیر از آنجا نداریم بگوییم لهذا بنده عقیده دارم که ۴ روزر از برای گذراندن قوانین معین کنیم و یک روز هم معین کنیم برای سؤآلات از وزرا نه این که وزرا بروند در خانه‌های خودشان و برای دادن جواب سؤالات به مجلس نیایند باید در ایام هفته یک روز وزرا حاضر شوند چون سؤالات ما هم یا راجع به وزارت داخله یا خارجه یا عدلیه یا جنگ است و از آنها سؤالاتشان را آقایان بفرمایند و آنها هم جواب می‌دهند که آن وقت مجلس به صحبت‌های بیهوده هدر رود و هم ما که نماینده ملت هستیم مطالب خودمان را به قوه مجریه گفته باشیم از این جهت که بنده پیشنهاد کردم روزهای چهارشنبه را برای مطالب متفرقه معین کنند که سؤالات هم در آن روز معین بشود.

رئیس - برای اطلاع خاطر آقایان عرض می‌کنم که هر وقت امر بفرمایند وزرا برای جواب سؤالات حاضر هستند. منتها چون سؤالات اول مجلس باید بشود تا قبل از اختتام در پایان جلسه. این است که غالب اوقات آقایان وزرا آمده‌اند و دیده‌اند که ما داخل دستور شده‌ایم و منتظر می‌شوند تا نزدیک ظهر و بعد می‌روند. مقصود این است هر وقت خواسته باشید برای جواب سؤلات حاضر می‌شوند. آقای سهام‌السلطان. (اجازه)

سهام‌السلطان - بنده عقیده‌ام این است که ترتیب مذاکرات با وزرا را به همان ترتیبی که نظامنامه معین کرده همان طور قرار داد چنانچه نظامنامه هم گفته و اگر یک مطالبی است که باید از وزرا با دولت سؤال شود آن را به طور سؤال بنویسند بفرستند و بعد وزرا برای دادن جواب حاضر شوند و این که تقاضا شده است هفته‌ای یک روز یا قبل از تنفس یا بعد از تنفس وزرا حاضر شوند برای دادن جواب سؤالات بنده موافقم ولی اگر یک مطالب دیگری است به طوری که آقای تدین فرمودند خوب است آنها را چندی تعطیل کنیم و به قوانین بپردازیم شاید این قوانین که حاضر است در عرض این مدت از مجلس بگذرد و به موقع عمل آید.این است که بنده با آن قسمتی که آقای آقا سید یعقوب پیشنهاد کردند که یک روز مخصوص باشد که از وزرا سؤالات شود و جواب بدهند بنده با آن قسمتش موافقم ولی در قسمت این که آن یک روز اختصاص به صحبت‌های مختلف داشته باشد بدون این که قبلاً اطلاع داده باشند مخالفم و هر کس هر سؤالی دارد در هر موقع می‌تواند اطلاع بدهد که آقایان وزرا برای شنیدن سؤال و دادن جواب حاضر شوند از این جهت بنده با این قسمتش مخالفم.

رئیس - رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب. آقایان موافقین قیام فرمایند.

(معدودی قیام نمودند)

رئیس - تصویب نشد. پیشنهاد آقای تدین. (به شرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که از تاریخ تا مدت چهار ماه لااقل مذاکرات قبل از دستور ممنوع باشد.

رئیس - آقای تدین (اجازه)

(در این موقع جمعی از نمایندگان شروع به تحصیل اجازه نمودند)

تدین - بنده این دست‌هایی که بر روی میز می‌خورد و اجازه می‌خواهد احساس می‌کنم که غالباً از طرف آقایانی است که عشق دارند زیاد حرف بزنند.بنده در دوره چهارم خیلی حرف زده‌ام حالا عشقم کم شده. حقیقتاً وضعیت غیر مطلوبی از این مذاکرات قبل از دستور پیش آمده است در دوره چهارم هم معمول بود ولی یک نفر بود که در عرض ماه قبل از دستور اجازه می‌خواست و صحبت می‌نمود. در ابتدای این دوره مضار این عمل مشهور شد.در نتیجه پیشنهادی شد که آقایان حق دارند لاعلی التعین قبل از دستور یکی یکی اجازه بخواهند و حرف بزنند و هیچ چیزی نمی‌تواند آنها را منع کند فرض کنیم یک روزی یک موضوعی پیش می‌آید و بالاخره یک عده زیادی مایل هستند که آن مسئله مطرح شود همین طور یکی یکی اجازه می‌خواهند که قبل از دستور حرف بزنند و بالاخره سی و چهل نفر می‌گویند. قبل از دستور عرض دارم. الان ملاحظه بفرمایید پنج شش نفر اجازه می‌خواهند در اول دستور یکی دو نفر که صحبت نمودند بقیه فریاد می‌کنند دستور. دستور. ورد دستور راه راه. این ترتیب آثار خوش در خارج ندارد بنده همان طوری که عرض کردم عقیده‌ام این است که حالا مجلس این مسئله را تصویب کرد تا یک مدت محدودی که به نظر بنده چهار ماه آمده ممکن است به نظر آقایان کمتر لازم باشد. این مسئله را آقایان تصویب بفرمایند که قبل از دستور این مذاکرات نشود. ولی در آخر دستور هیچ مانعی نیست که مذاکرات خودشان را آقایان بفرمایند.مقصود بنده این است که اولاً این سلسله طولیه از بین برود و ثانیاً عوض این که سه نفر چهار نفر هر کدام می‌خواهند نیم ساعت صحبت کنند و چندان رابطه هم ندارد. مثلاً بنده می‌خواهم به آقایان تذکر بدهم و نمی‌خواهم به آقای ضیاء‌الواعظین اعتراض کنم.ایشان با این که می‌دانند که یک ماده الحاقیه مجلس تصویب کرده است که وزارت مالیه در ظرف یک ماه صورت انواع و اقسام مالیات‌ها و عوارض را بیاورد به مجلس تا مجالس در این باب تصمیمی اتخاذ کند و وقتی هم که آمده به کمیسیون‌ها خواهد رفت چقدر است.صحیح است یا صحیح نیست با وجود این باز یک مدتی ایشان در مجلس صحبت کردند و به عقیده بنده غیر موقع بود. ممکن است تذکر بدهند که یک ماهش تمام شده باید آن صورت را به مجلس بیاورند یا سؤال کنند که چرا به مجلس نیاورده‌اند بنده برای این که این قبیل مسائل نظائر پیدا نکند و برای این که لوایح مهمی از قبیل قانون ممیزی که همه ماها به آن علاقمندیم و مجبور هستم که تکالیف مردم را معین کنیم و همچنین بعضی لوایح دیگر از قبیل سجل الاحوال و غیره است و اگر بنا شد ما سه ربع از وقت خودمان را صرف این مذاکرات بکنیم به تصویب این قوانین نمی‌رسیم این است که بنده پیشنهاد کردن در مدت چهار ماه مذاکرات قبل از دستور موقوف باشد و آقایان در آخر جلسه مذاکراتشان را بفرمایند و بالاخره بنده یک نفر هستم و اگر هم اکثریت نداشته باشیم عقیده خود را اظهار کرده‌ام.

رئیس - آقای شیروانی. (اجازه)

شیروانی - آقای تدین خوب بود قدری تأمل بفرمایند که ببینند اشخاصی که اجازه گرفته‌اند با پیشنهاد ایشان مخالفم یا با طریقش مخالفم آن وقت یک قدری بی‌لطفی کنند نسبت به اشخاصی که اجازه گرفته‌اند. بنده یکی از اشخاص هستم که دور کمیسیون تجدید نظر در نظامنامه موافق بودم که اساساً در نظامنامه این مسئله پیش‌بینی شود که این وضعیت جلوی آن گرفته شود. ولی ممکن است طرز عمل یک اختلاف نظری باشد و به این مناسبت لازم نمی‌آید که حتما به یک نفر صاحب عقیده نیش زده شود.بنده اولاً عقیده دارم که پیشنهاد آقای تدین نمی‌شود رأی گرفت برای این که مخالف با نظامنامه است زیرا در نظامنامه آزادی نطق به وکلا داده شده و در مجلس هم رأی داده شده که آقایان نمایندگان حق دارند مذاکره بفرمایند و نمی‌شود جلوی کسی را گرفت که تو حرف نزن و علاوه بر این هم نسبت به این پیشنهاد باز نمی‌توان رأی گرفت زیرا این پیشنهاد از سه موضوع باید خارج نباشد یا باید طرح باشد یا مطلب باشد یا لایحه و به هیچ یک از این صور این پیشنهاد به مجلس نیامده فقط پیشنهادی شده که یک عده از نمایندگان تا چهار ماه حق نطق ندارند بنده تصور می‌کنم که راه نظامنامه نداشته باشد که بشود به این پیشنهاد رأی گرفته شود.و اما در کمیسیون تجدید نظر در نظامنامه یک ماده پیش‌بینی شده است که اگر آقای تدین هم با آن ماده موافقت کنند و قبلاً از این که نظامنامه بیاید به مجلس آن ماده را بیاوریم به مجلس و تصویب شود تصور می‌کنم جلوگیری از وضعیت فعلی تا درجه بکند و این ماده این است که هر کدام از آقایان نمایندگان بخواهند در موضوعی صحبت کنند باید ده نفر اقلاً هم‌عقیده داشته باشند یعنی تقاضای کتبی کرده‌اند و نه نفر دیگر آن تقاضا را باید امضاء کنند وقتی که ده نفر تشخیص بدهند یک موضوع بایست در مجلس مطرح شود البته باید در آن موضوع صحبت بشود و اگر نه نفر دیگر امضاء نکردند آن موضوع قابل طرح نیست ولی اگر چنانچه حالا ما بیاییم و به این پیشنهاد رأی بدهیم ممکن است یک موضوع مهمی در یک جایی از یک دنیا پیش بیاید که صلاح باشد در مجلس در آن باب حرف زده شود و با این پیشنهادی که منع کرده‌اند حرف زدن را آن وقت نمی‌شود آن موضوع مهم را در مجلس عنوان کرد.و در این پیشنهاد اقلاً پیش‌بینی نکرده‌اند که اگر موضوع مهمی در داخله یا در خارجه پیش بیاید که لازم باشد آن موضوع در مجلس مطرح شود آن را جزو دستور کنند. بنابراین بنده عقیده‌ام این است (نه این که اساساً مخالف با این موضوع باشیم) یا یک طرح پیشنهاد کنند که ضمیمه نظامنامه داخلی شود یا این که تفسیری برای نظامنامه داخلی قائل شوند و الا این که ما رأی بدهیم که نمایندگان مجلس ممنوع باشد از نطق بنده تصور می‌کنم اساساً قابل رأی نباشد.

رئیس - رأی می‌گیریم آقایان موفقین با پیشنهاد آقای تدین قیام فرمایند.

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس - تصویب نشد. پیشنهاد آقای مصدق‌السلطنه (به شرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که قبل از دستور و آخر جلسه فقط یک نفر حق نطق دارد آن هم در صورتی که پنج نفر از نمایندگان موافقت خود را کتباً اظهار نموده باشند.

رئیس - آقای مصدق‌السلطنه (اجازه)

مصدق‌السلطنه - بنده توضیحی ندارم همین پیشنهادی است که عرض کرده‌ام‏

رئیس - آقای عدل‌الملک (اجازه)

عدل‌الملک - بنده می‌خواستم از آقای تدین استدعا کنم که این قضیه را یک جلسه تعویق بیندازند تا با توضیحاتی که خدمتشان می‌دهم شاید قانع شوند ولی حالا که آقای مصدق‌السلطنه پیشنهادی فرموده‌اند خواستم خدمتشان عرض کنم که ما در مقابل اشخاص یا موکلین خود لااقل باید یک تظاهری بکنیم و این مسئله یگانه وسیله تظاهر ما است در مقابل موکلین خودمان لهذا استدعا می‌کنم این یگانه وظیفه را از ما سلب نکنند

رئیس - رأی می‌گیریم آقایانی که پیشنهاد آقای مصدق را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(عده کمی برخاستند)

رئیس - تصویب نشد. پیشنهاد آقای مدبرالملک (به شرح ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که این موضوع روز یکشنبه جزو دستور شده و بعد مذاکرات بشود.

رئیس - آقای مدبرالملک (اجازه)

مدبرالملک - بنده توضیحی ندارم برای این پیشنهاد را کردم که دیدم خیلی از آقایان مایل هستند که در این خصوص مذاکره بشود و یک مرتبه هم رأی گرفته شده است که قبل از دستور صحبت شود این بود که خواستم جلسه ختم شود و اگر آقایان حقیقتاً میل دارند در این موضوع صحبت بشود به روز یکشنبه موکول کنند و اگر میل ندارند که جزو دستور شود پس چرا این قدر پیشنهاد می‌دهند.

رئیس - دیگر پیشنهادی نیست مگر یک پیشنهادی که گمان می‌کنم آقای حائری‌زاده من باب مزاح کرده‌اند

حائری زاده - شوخی نکرده‌ام جدی است. (به شرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم نطق قبل از دستور انحصار به مخالفین دولت داشته باشد.

حائری زاده - بنده نه دولت فعلی را نظر دارم و نه اقلیت فعلی را این شکایاتی که به مجلس می‌شود غالباً از عملیات مأمورین دولت است که مردم شکایت می‌کنند آن دسته که طرفدار دولت هستند راه دارند که با دولت مذاکره کنند و رفع شکایت مردم را بکنند ولی آن دسته که اقلیت افتاده‌اند راه ندارند که با دولت مذاکره و مباحثه کنند و ناچار هستند که در مجلس اظهار کنند این مسئله یک مسئله‌ای است که در هر موقع درباره اقلیت‌ها پیش می‌آید و منحصر به اقلیت فعلی و اکثریت فعلی و دولت فعلی نیست. ‏

رئیس - آقای مدرس (اجازه)

مدرس - بنده در این موضوع عرضی ندارم. مطلب دیگر دارم‏

رئیس - رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای حائری‌زاده آقایان تصویب کنند قیام فرمایند

(عده قلیلی قیام نمودند)

رئیس - تصویب نشد چون روز شنبه عید است و برای عرض تبریک حضور والا حضرت باید چند نفر انتخاب شوند. اجازه می‌فرمایید شش نفر به حکم قرعه معین شوند.

بعضی از نمایندگان - صحیح است.

(استقراع به عمل آمد آقایان ذیل معین شدند.)

آقایان ناصرالاسلام - سردار معتمد - عدل‌الملک - کی استوان - صولت‌السلطنه - معضدالسلطنه

رئیس - نسبت به دستور روز یکشنبه چند فقره پیشنهاد شده است یکی قانون ممیزی. نسبت به این مخالفی نیست؟

یاسایی - بنده مخالفم.

رئیس - بفرمایید.

یاسایی - بنده با اساس قانون ممیزی مخالف نیستم ولی با این که فعلاً جزو دستور شود جداً مخالفم برای این که در یک قسمت‌هایی از مملکت یک ممیزهایی شده است و هر جا به نییجه نظام داشته است تخفیفی در مالیات‌های آنجا داده شده است و حالا اگر ما این قانون را جلو بیاندازیم بدون این که قانون نظام به مجلس بیاید و ممیزی در تمام مملکت به یک نسبت بشود نسبت به آن محل‌هایی که تحمیلات نظامی کرده‌اند ظلم می‌شود و بنده ناچارم از این جهت با قانون ممیزی مخالفت کنم.زیرا اگر به یک نسق ممیزی نشود به صرف آنهایی است که فعلاً سرباز می‌دهند این قانون تحمیل بر آنها می‌شود. این به عقیده بنده غیر عادلانه است و باید راپورت کمیسیون نظام و لایحه ممیزی توأماً به مجلس بیاید که یک روز لایحه ممیزی و یک روز لایحه نظام جزو دستور شود.

رئیس - رأی می‌گیریم. آقایانی که تصویب می‌کنند لایحه ممیزی جزو دستور روز یکشنبه باشد قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد. پیشنهاد دیگر از طرف آقای یاسایی است پیشنهاد کرده‌اند لایحه امتیاز راه بندرجز جزو دستور بشود. آقای یاسایی. (اجازه)

یاسایی - لایحه امتیاز راه بندر جز به دامغان جزو دستور بود بعد از طرف رئیس مالیه یک اعتراضی شده بود که (شاید به نظر آقایان نمایندگان هم رسیده باشد) این راپورت را ایشان ملاحظه کرده‌اند در صورتی که در دوم سرطان هذه السنه از طرف وزیر فوائد عامه به رئیس کل مالیه نوشته شده و سواد این لایحه را هم فرستاده‌اند ایشان در دهم سرطان هذه السنه جواب داده‌اند و در دو قسمت مخالف بوده‌اند یکی این که نظرشان این بوده است که این امتیاز به اتباع داخله داده نشود یکی دیگر این که نظریاتی هم مستمر میچل مستشار وزارت فوائد عامه داشته است و به عقیده بنده ماها مکلف هستیم مذاکره کینم دولت اگر خودش مخالف است بیاید پس بگیرد و ممکن است وزیر فوائد عامه تقاضای استرداد این لایحه را بکند.یک نفر سه سال و چهار سال است که در تهران برای این امتیاز معطل است این چه ترتیبی است که مجلس شورای ملی پیش گرفته است برای اقتصاد که یک کسی چهار پنج سال برای یک امتیاز معطل و سرگردانی شود و آن امتیاز یک موانع و پیچ و خم‌هایی پیدا کنند و بالاخره مأیوس شود دیگران هم با این ترتیب مأیوس خواهند شد. و این مسئله هم در کنترات رئیس کل مالیه قید شده است که حتماً باید به تصویب ایشان باشد.با ایشان مشاوره شده نظریاتشان را به طور قطع نمی‌دانم ولی فرض می‌کنم نظرشان مخالف است به هر حال تکلیف این کار را مجلس باید معین کند من‌جمله از مخالفتشان این بوده که بیست روز از مدت رسیدن این امتیاز باقی است و از آن موقع بیست روزها گذشته و تمام شده است خلاصه این که ما حق نداریم این را بدون جهت از دستور خارج کنیم مگر این که وزیر فوائد عامه بیاید و این لایحه را پس بگیرد.

رئیس - آقای عمادالسلطنه (اجازه)

عمادالسلطنه - بنده خودم با این کمال موافقت را دارم و میل هم داشتم که هر چه زودتر از تصویب مجلس بگذرد که باعث تشویق صاحب امتیاز و سایر اشخاصی که می‌خواهند امتیاز بگیرند بشود ولی همان طوری که آقای یاسایی بیان فرمودند رئیس مالیه یک اعتراضاتی کرد که آن اعتراضات هم به این جزیی نبود که ایشان فرمودند. من‌جمله یکی این است که می‌گوید در کمیسیون اقتصادیات مجلس شورای ملی مشغولند که راجع به این باج راه‌هایی که همه آقایان شکایت دارند یک ترتیبی بدهند که آن باج‌ها الغاء بشود و با دادن یک امتیاز در مدت متمادی و حق‌العبور معین کردن و گرفتن مخالف با آن تصمیماتی است که در کمیسیون اقتصادیات گرفته‌اند و حالا مفاد اعتراضات ایشان را نمی‌خواهم جزو به جز شرح دهم.علی‌ای‌حال هیچ ضرر ندارد عجالتاً که ما در دستور روز یکشنبه قانون ممیزی را داریم و این قانون هم مربوط به تمام مملکت است و می‌توان تصدیق کرد که از این قانون مهمتر است یکی دو سه جلسه دیگر هم صبر کنند که اعتراضات رئیس مالیه رفع شود که هم بر منافع ما خواهد بود و هم بر منافع صاحب امتیاز

رئیس - رأی می‌گریم

یاسایی - بنده تقاضا می‌کنم در درجه دوم باشد.

رئیس - در درجه دوم؟

یاسایی - بلی

رئیس - پس محتاج به رأی نیست. پیشنهاد دیگری رسیده است که جز کمیسیون مبتکرات راجع به تفسیر قانون شانزدهم جوزی ۱۳۹۱ جزو دستور شود مخالفی ندارد؟

سهام‌السلطان - بنده مخالفم

رئیس - بفرمایند

سهام‌السلطان - چون دستور معین شده و مجلس هم رأی داده که عجالتاً آن لایحه ممیزی جزو دستور بشود باید آن لایحه مطرح شود و اگر پیشنهاداتی هم هست بعد از آن لایحه باشد

رئیس - منافات ندارد

سهام‌السلطان - چون دستور برای لایحه ممیزی معین شد بعد اگر وقت ماند به قسمت‌های دیگر بپردازیم

رئیس - آقای تدین (اجازه)

تدین - بنده این پیشنهاد را کرده‌ام و منافات ندارد با این که لایحه قانونی ممیزی هم جزو دستور باشد این موضوع بین معلمین و وزارت مالیه محل کشمکش واقع شده و برای این که هم معلمین و هم تکلیف وزارت مالیه معین شود لهذا تقاضای تفسیر قانون شانزدهم جوزا شده است و آن طرح هم به کمیسیون مبتکرات ارجاع شده و به طوری که بنده اطلاع پیدا کرده‌ام کمیسیون مبتکرات هم نظریات خودش را اظهار کرده و این قدر وقتی هم وقتی لازم ندارد فقط اینجا مطرح می‌شود و به قابل توجه بودن آن رأی گرفته می‌شود به این جهت تقاضا کردم که جزو دستور جلسه آتیه شود

رئیس - رأی می‌گیریم آقایانی که این پیشنهاد را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس - ببخشید بفرمایید عده کافی نبود باید یکی دو نفر دیگر بیایند (بعداز چند ثانیه تأمل) ممکن است این مطلب را روز یکشنبه حل کنند.

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی - مؤتمن‌الملک‏

منشی - علی اقبال‌الملک‏

منشی - معظم‌السلطان‏