سفر احمد قوام نخست وزیر و هیات نمایندگی ایران به مسکو ۳۰ بهمن ماه تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۴

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مذاکرات مجلس شورای ملی درباره اشغال آذربایجان به وسیله ارتش شوروی و جمهوری دموکراتیک آذربایجان درگاه محمدرضا شاه پهلوی آریامهر

روز نجات آذربایجان

اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی
احمد قوام نخست‌وزیر و کارشناسانی که با وی به مسکو می‌روند ۲۸ بهمن ۱۳۲۴
احمد قوام نخست‌وزیر در فرودگاه مسکو مورد پیش‌باز مولوتف قرار می‌گیرد
مقاله ژورنال دو تهران، نامه قوام به استالین و مولوتف و تخلیه تبریز را خبر می‌دهد
اعلامیه رادیو مسکو
استالین فرمان‌های خود برای جداسازی استانهای شمالی ایران را دستینه می‌کند
مجلس جمهوری دموکرات آذربایجان
پیشه‌وری و توده‌ای‌های همدستش در حزب دمکرات آذربایجان، زیر فرتور بزرگ مردان مشروطه می‌نشینند
استالین در تهران برنامه‌ جداکردن استان‌های شمالی ایران را در سرمی‌پروراند
فیاچسلاف میخایلوویچ اسکریابین شناخته شده به مولوتف (چکش) وزیر امور خارجه شوروی
بخش‌های ایران که شوروی امتیاز کند و کاو نفت در آن را درخواست کرده بود
نقشه جمهوری خودمختار آذربایجان و جمهوری خودمختار مهاباد
سید جعفر پیشه‌وری استالینیست، آموزش دیده در شوروی برای جداسازی استان‌های ایران
کام‌بخش استالینیست، آموزش دیده در شوروی برای جداسازی استان‌های ایران
استالین برای اشغال ایران نقشه می‌کشد
احمد قوام نخست‌وزیر و همراهان در بازگشت از مسکو
ایوان سادچیکف سفیرکبیر شوروی در تهران
قوام و سادچیکف هنگام دستینه کردن قرارداد
قوام و مظفر فیروز
از راست:کیساراف دبیر سفارت شوروی، سادچیکف سفیر شوروی، احمد قوام، آشوراف دبیر سفارت، مظفر فیروز توده‌ای معاون سیاسی قوام، کاسایف مترجم پس از دستینه کردن ابلاغیه مشترک ایران و شوروی
احمد قوام گزارش سفرش به مسکو را به آگاهی نمایندگان مجلس می‌رساند
از راست: امیرعلایی، دکتر یزدی، دکتر اقبال، عبدالحسین هژیر، ایرج اسکندری، اللهیار صالح، احمد قوام، دکتر کشاورز، مظفر فیروز، انوشیروان سپهبدی، سپهبد امیراحمدی، و سرلشکر فیروز

سفر احمد قوام نخست وزیر و هیات نمایندگی ایران به مسکو از ۳۰ بهمن ماه تا ۱۷ اسفند ماه ۱۳۲۴ به درازا کشید. نامه های و سندهای بسیاری نشان می دهند که نخست وزیر احمد قوام همه درخواست های استالین را پذیرفت و با ایوان سادچیکف سفیر شوروی در ایران اعلامیه مشترکی دستینه کرد که در آن ارتش سرخ شوروی شش هفته پس از ۲۴ مارس ۱۹۴۶ برابر با ۴ فروردین ماه ۱۳۲۵ از خاک ایران بیرون رود، درباره آذربایجان ترتیب مسالمت آمیزی داده خواهدشد و دیگر اینکه شرکت مختلط نفت ایران و شوروی بنیاد خواهد شد که مرکز آن در مسکو است و شوروی ۵۱٪ سهام و دولت ایران ۴۹٪ سهام را خواهد داشت. این شرکت برای تصویب به مجلس پانزدهم تا هفت ماه پس از ۲۴ ماه مارس پیشنهاد خواهد شد. هم چنین احمد قوام پذیرفت که سه تن از سران حزب توده ایرج اسکندری، فریدون کشاورز و مرتضی یزدی را در کابینه خود وارد کند و در ۱۲ امرداد ماه ۱۳۲۵ خطرناکترین توده ای ها را به وزارت پیشه و هنر و بازرگانی؛ فرهنگ و وزیر بهداری برگزید. در روز ۲۳ خرداد ماه ۱۳۲۵ مظفر فیروز رهسپار تبریز شد و با دولت خودمختار آذربایجان قراردادی دستینه کرد که در آن دولت پیشه وری به رسمیت شناخته شد و ارتش و مالیات و انتخابات در آن سازمان داده شد. در ۲۵ خرداد ماه ۱۳۲۵ احمد قوام سلام الله جاوید وزیر داخله پیشه وری را فرماندار آذربایجان خواند. در روز ۲۷ خرداد ماه قوام عباس اسکندری از بنیانگذاران حزب توده را به فرماندار تهران برگزید. بسیار روشن بود که وی گام به گام دستورات استالین را اجرا می کند.


۲۸ بهمن ماه ۱۳۲۴ نخست وزیر احمد قوام کابینه و برنامه دولت را به مجلس شورای ملی شناساند: - وزارت امور خارجه و وزارت کشور بعهده خود بنده است (احمد قوام) - وزارت دارایی آقای مرتضی قلی بیات - وزارت راه آقای سرلشکر فیروز - وزارت دادگستری آقای انوشیروان سپهبدی - وزارت پیشه و هنر آقای احمد علی سپهر - وزارت بهداری آقای دکتر منوچهر اقبال - وزارت پست و تلگراف آقای سهام‌الدین غفاری - وزارت فرهنگ آقای محمد تقی بهار - کفالت وزارت کشاورزی آقای شمس‌الدین امیر علائی - معاونت سیاسی و پارلمانی نخست‌وزیری آقای مظفر فیروز - آقای سپهبد امیراحمدی وزیر جنگ و در غیاب بنده هم آقای بیات از بنده نیابت خواهند کرد.

قوام گفت که سیاست خارجی دولت وی بر پایه احترام رویارو با سه دولت بزرگ می‌باشد و تلگراف مهرآمیزی از استالین دریافت کرده و با هیاتی فردا ۲۹ بهمن رهسپار مسکو می‌باشند. سفر قوام به مسکو زمانی بود که تنها چند روزی به پایان دوره جهاردهم مجلس شورای ملی مانده بود و واپسین روزهای درنگ ارتش اشغالی شوروی در ایران یعنی روز ۱۱ اسفند ماه ۱۳۲۴ برابر با ۲ مارس ۱۹۴۶ نیز فرا می‌رسید. این سفر به مسکو از ۳۰ بهمن تا ۱۷ اسفند ماه به درازا کشید.

۲۹ بهمن ماه ۱۳۲۴ سپهبد امیراحمدی وزیر جنگ به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و گزارش اوضاع نظامی را در آذربایجان به عرض رسانید.

۱ اسفند ماه ۱۳۲۴ قوام نخست‌وزیر و هیات نمایندگی ایران در کاخ کرملین با مولوتف کمیسر امور خارجه شوروی دیدار و گفتگو کردند. در این روز احمد قوام نخست‌وزیر به وزارت تجارت خارجی شوروی درباره آسیب‌های جنگ، بدهی‌های شوروی به ایران و یازده تن طلای ایران نامه‌ای نوشت.

۲ اسفند ماه ۱۳۲۴ در نشست مجلس شورای ملی نمایندگان درباره تغییر مسیر رود هیرمند از سوی دولت افغانستان و آشوب‌ها و باجگیری حزب توده از مردم در مازندران گفتگو کردند.

۴ اسفند ماه ۱۳۲۴ در دیدار احمد قوام نخست‌وزیر در سفرش به مسکو با مولوتف وزیر امور خارجه شوروی درباره تخلیه ارتش شوروی از ایران و مسئله آذربایجان پیش کشیده شد. مولوتف گفتگو را به نفت کشانید و نامه‌ای رسمی به قوام داد که تخلیه ایران فعلا ممکن نیست و در آذربایجان می باید دولتی بدون وزیر جنگ و امور خارجه تشکیل گردد و یک شرکت نقت به سهم ۵۱ درصد برای شوروی و ۴۹ درصد ایران می باید تشکیل شود:

بواسطه مشکلاتی که موجود است فعلا نمی‌توانیم امر تخلیه را در تمام ایران عملی نماییم ولی بعضی نقاط تخلیه خواهد شد ودر باب آذربایجان اظهار کرده بودند برای حل قضیه آذربایجان ممکن است دولت آذربایجان باستثناء وزیر جنگ و وزیر امور خارجه تشکیل یابد و رئیس آن هم سمت استانداری از طرف دولت مرکزی داشته باشد ومراسلات با مرکز بفارسی جریان یابد در باب نفت هم دولت شوروی حاضر است از درخواست امتیاز صرفنظر کند و یک شرکت ایران وشوروی به نسبت پنجاه و یک سهم شوروی و چهل ونه سهم ایرانی تاسیس گردد در صورتیکه در مذاکراتی که در گذشته بین طرفین در این باب توسط آقای آهی سفیر کبیر ما در مسکو بعمل آمده بود موضوع شرکت را رد کرده بودند و دراین موقع اظهار می‌داشتند که این مساعدت را محض ابراز کمال حسن نیت بعمل می‌آورند باوجود نهایت علاقه واهتمام که من و همکارانم بحل قضایا و پیدا کردن راه تفاهم داشتیم قبول این شرایط با وجود کمال احترام و حس تقدیر نسبت بحسن نیت مقامات شوروی بحکم قانون برای ما نامقدور بود و با کمال تاسف ناچار شدیم روی اصل تخلیه ایران و لزوم کمک معنوی دولت شوروی در حل قضیه آذربایجان بایستیم بدیهی است ما با نهایت خلوص بآغاز مذاکرات در ایران راجع بامکان شرکت نفت حاضر بودیم ولی بدون تخلیه ایران و حل مشکلات دیگر راه این اقدام برای ما بسته بود و هیچگونه طریق قانونی نداشتیم پس قرار دادیم در همین زمینه مطالب خود را بشکل تذکاریه بنویسیم وبفرستیم بعد ازاین تذکاریه‌ها مراسلات فیمابین در همین زمینه ادامه داشت.


بی‌درنگ همان روز قوام پاسخ نامه را به مولوتف نوشت:

چنانچه در موقع مذاکرات روز ۲۳ فوریه (۴ اسفند ماه) خاطرنشان نمود محل مشکلاتی که فعلا در ایران پیش آمد نمود و مهمترین آنها مربوط بانتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی و جریان حوادث آذربایجان ایران است ارتباط کامل با موضوع تخلیه ایران از قوای شوروی و سایر متفقین دارد زیرا برای انجام هر گونه اصلاحات در زمینه روابط سیاسی و اقتصادی فیمابین دو کشور باید طرحهای مربوطه تنظیم و بتصویب مجلس شورای ملی برسد و تا زمانی که قوای متفقین خاک ایران را تخلیه ننمایند بموجب قانون تحریم انتخابات که در مجلس ۱۴ گذشته انتخابات دوره پانزدهم مجلس صورت نخواهد گرفت بنابراین اگر دولت اتحاد جماهیر شوروی واقعا متمایل باشد که با دولت فعلی از طریق دوستانه همکاری کند و در راه رفع محظورات ومشکلات موجوده کمک نماید واصلاح روابط ایران وشوروی را با رعایت قانون اساسی کشور ایران عملی سازد ناگزیر باید با دولت من در حل مشکلات معاضدت نماید و با تخلیه خاک ایران موجبات انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی فراهم ودر انجام مقاصدی که در نظر است تسهیلات لازمه مهیا گردد و اینجانب یقین قطعی دارم که با این اقدام دوستانه دولت شوروی مقدمات یک دوره نوین ودرخشانی در روابط فیمابین فراهم خواهد گردید که قطعا بصلاح و سود هر دو کشور خواهد بود.

۲- موضوع آذربایجان - آذربایجان از بدو تاریخ ایران یعنی حداقل از ۲۵ قرن باین طرف جزء لاینفک ایران واز لحاظ ئتنوگرافی ایده‌ئولوژی (یعنی نژادی و آمال سیاسی) و کلیه عادات و رسوم ملی در طی این مدت کاملا ایرانی بوده در ادوار گذشته حتی یک مدت کوتاهی هم در تاریخ این کشور دیده نشده‌است که در آن دوره صحبت از یک ملیت خاص غیرایرانی در آنجا بمیان آمده باشد و از حیث زبان هم با این که امرزو مکالمه مردم بزبان ترکی است ولی در تمام مدت ۲۵ قرن نوشته‌ها و زبان ادبی در آن دیار بفارسی بوده و دوره را سراغ نداریم که مردم آنجا بترکی چیزی نوشته باشند و یا بترکی کتاب درسی یا ادبی یا تاریخی قابل توجهی تالیف کرده باشند یا مدرسه‌هایی برای تدریس زبان ترکی وجود داشته باشد. آذربایجان بحکم سوابق تاریخی و قانون اساسی جزء لاینفک ایران است و هیچگونه مجوز تاریخی یا قانونی برای نهضت خودمختاری و اقدامات خلاف قانونی که در آنجا بعمل آمده و موجب وارد شدن لطمه بتمامیت ارضی ایران گردیده وجودندارد . عملیاتی که از چندی به اینطرف بدون مقدمه و سابقه در آذربایجان بعمل آمده از قبیل اعلان حکومت خودمختاری و تشکیل دولت محلی برخلاف نص صریح قانون اساسی و خلع سلاح و اخراج قوای دولتی و قوای تامینیه از قبیل ژاندارم و پلیس، ادعای ملیت وزبان مخصوص ملی برای آذربایجان – اخذ مالیات و سربازگیری تصرف بسیاری از شهرها ودهات آذربایجان تصرف ادارات دولتی وبانک ملی و عملیات تجاوزکارانه دیگر- تغییر واخراج یا توقیف کارمندان مسئول و امثال این قبیل عملیات کاملا برخلاف قانون اساسی و کلیه مقررات کشور ایران بوده‌است و اگر همین روش ادامه یابد کار عملا منجر به تجزیه خواهد گردید. بدیهی است همچو نهضتی از هیچ راهی قابل تالیف با اصول استقلال و تمامیت ارضی و قانون اساسی ایران نیست.

۳ - در یک همچو موقعی که مشکلات عظیم از هر سو بکشور ایران روآور گردیده‌است وطن پرستان ایران که دوستی صمیمانه با دولت شوروی را شرط اول حل مشکلات سیاسی ایران می‌دانستند تمایل کردند باینکه اینجانب زمام امور کشور را بدست گیرم و دولتی برای انجام مرام این دوستی تشکیل دهم و آنچه اینجانب شخصا از تماس با مامورین محترم شوروی و آثار و قرائن دیگر استنباط نمودم این بود که می‌توان راه حل دوستانه برای مسائل مذکور در بالا پیدا کرد.

از این رو با امیدی وافر به پایتخت کشور بزرگ شما آمدم واکنون یک بار دیگر بصراحت می‌گویم که مرام من تامین دوستی پایدار و تحکیم روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بین دو کشور است ولی شرط اساسی برای حصول موفقیت کامل در این منظور که منتها آرزوی ملت ایران است این است که قوای شوروی خاک ایران را تخلیه نمایندو مسئله آذربایجان نیز بطوری که کوچکترین لطمه بحق حاکمیت واستقلال و تمامیت ارضی ایران وارد نگردد حل شود آنچه بنظر اینجانب می‌رسد موضوع آذربایجان با رعایت شرط اصلی مربوط بحفظ استقلال وتمامیت ارضی ایران با اجرای یکرشته اصلاحات بشرح زیرین قابل حل است: ۱ - اعلان عفو عمومی برای کلیه اشخاصی که در نهضت خودمختاری آنجا شرکت داشته‌اند ۲ - انتخاب فوری انجمن ایالتی طبق قانون با داشتن اختیارات زیرین: الف- حق نظارت در تنظیم بودجه محلی ودر خرج و دخل مالیاتی. ب- وضع مالیات محلی برای مصارف محلی از این قبیل راه سازی وامور فرهنگی و بهداری وغیره. ج- حق نظارت در فروش وتغییر ونقل وانتقال املاک عمومی دولتی در استان آذربایجان با رعایت قوانین مقررات موجوده در این باب. د- اظهار نظر در تعیین رؤسای پاره از ادارات دولتی از قبیل شهرداری و رئیس فرهنگ و رئیس شهربانی و رئیس بهداری و حتی استاندار.

بطور کلی دولت من خواهد کوشید احتیاجات محلی و تقاضاهای مشروع قانونی انجمن ایالتی را برای هر گونه اصلاحات مورد توجه قرار دهد و فورا بآن ترتیب اثر دهد. در هر صورت آنچه اینجانب فکر می‌کنم برای عملی کردن یک رشته اصلاحات اساسی در کشور و تهیه مقدمات برای دوستی واقعی بین دو ملت و توسعه وانجام مسائل اقتصادی تخلیه ایران ضرورت فوری خواهدداشت و ملت ایران کاملا با یک چنین سیاست موافق وهمراه خواهد بود. احمد قوام

۴ اسفند ماه ۱۳۲۴ ژنرال ساوری فرمانده نیروهای انگلستان در منطقه ایران و عراق در دوران جنگ پس از شرفیابی به پیشگاه شاهنشاه اعلام کرد که واپسین گروهان ارتش انگلستان تا روز یازدهم اسفند ماه خاک ایران را ترک خواهد کرد. در همین روز یک افسر روسی که در سبزوار سبب رنج و دردسر شده بود در تیراندازی میان او و اهالی کشته شد.

۵ اسفند ماه ۱۳۲۴ در نامه ای دیگر مولوتف به قوام نوشت: چون پیشنهادهای شوروی را طرف ایرانی قبول نکرده‌است دولت شوروی پیشنهاد خود را در باب شرکت نفت پس می‌گیرد و امتیاز نفت شمال ایران را می‌خواهد. در جواب این تذکاریه پاسخ داده شد که موضوع شرکت نفت از طرف هیئت رد نشده‌است منتها چون بموجب قوانین ایران باید این قبیل شرکتها بتصویب مجلس شورای ملی برسد در صورتی که دولت شوروی قوای خود را از ایران فوری خارج نماید این عمل فرصتی خواهد بخشید که مقدمات مذکور دراین امر در طهران فراهم گردد تا با توافق طرفین در شرایط شرکت مزبور مقاوله نامه برای تقدیم به مجلس تهیه شود.

در گیرودار گفتگوها و نامه‌ها، به قوام خبرهای ناگوار گسترش هرج و مرج و یورش دموکرات ‌ها به پشتیبانی ارتش شوروی در پیرامون گیلانات رسید. بی‌درنگ قوام نامه دیگری درباره رخدادهای آذربایجان و گیلان و مازندران به مولوتف نوشت: در تعقیب مذاکرات شفاهی و تذکاریه‌های اینجانب برای آنکه هیچگونه تردیدی در صحت اظهارات و مطالبی که تاکنون تذکر داده‌ام باقی نماند خاطر آن جناب را به نکات زیر جلب می‌نمایم: ۱- اوضاع کنونی آذربایجان جز ایجاد هرج ومرج واغتشاش و تهیه زمینه مساعد برای ایجاد اوضاع مشابه آن در سایر ایالات و ولایات ایران نتیجه دیگری ندارد و برای هیچ دولتی مقدور نخواهد بود با این ترتیب نظم وآرامش را در کشور بر عهده گیرد. چند روز قبل از حرکت من بسمت مسکو پیشه روی ضمن اعلان سربازگیری باهالی آذربایجان اعلام می‌دارد که باید خود را برای حرکت بطرف تهران و واژگون کردن حکومت مرکزی آماده و مهیا سازند. ۲- در موقعی که اینجانب در مسکو با مقامات عالیه اتحاد جماهیر شوروی برای بهبود و تحکیم روابط و مناسبات بین دو کشور مشغول بحث و مذاکره هستم مطابق تلگرافی که اخیرا رسیده‌است دستجات مسلح آذربایجان مهاجمات خودرا بسمت گیلان شروع نموده ابتدا قصبه هشت‌پر را تصرف کرده با دو کامیون افراد مسلح به گرگان‌رود حمله برده آنجا را نیز متصرف می‌شوند. چون در تمام گیلان بواسطه وجود قوای شوروی بیش از دو گردان ژاندارم وجود ندارد و باز بواسطه وجود نیروی شوروی این دو گردان هم آزادی عمل ندارند و مقامات محلی شوروی از موافقت با دولت مرکزی در اعزام قوای امدادی مضایقه می‌نمایند هیچگونه وسیله برای دولت در جلوگیری از حمله و مهاجمات متمردین در دست نیست و اهالی گیلان در نهایت تشویش واضطراب بسر می‌برند.

مراتب فوق را باطلاع آن جناب میرسانم و خواهشمندم دستور لازم صادر نمایند که مامورین نظامی شوروی در گیلان : ۱ - از آزادی عمل ژاندارمهای ایران در گیلان ممانعت ننمایند. ۲ - موافقت نمایند قوای امدادی از مرکز برای ایجاد امنیت به گیلان اعزام شود.


۶ اسفند ماه ۱۳۲۴ مولوتف به قوام نوشت که در آذربایجان می‌باید یک حکومت خودمختار برقرارگردد و اهالی آذربایجان حق خواهند داشت که زبان محلی خود را بکار برند. نخست‌وزیر آذربایجان همان استاندار خواهد بود و فرمانده پادگان نظامی از سوی دولت ایران برگزیده و پذیرش وی وابسته به دولت آذربایجان خواهد بود. هم چنین مولوتف دوباره گفتگوی درباره شرکت مختلط نفت ایران و شوروی را پیش کشید:

۱ - راجع به اوضاع آذربایجان ایران – نظر بوضعیت مشکلی که برای دولت ایران پیش آمده‌است راجع بموضوع آذربایجان پیشنهاد زیرین را بطور تفاهم و ارفاق (کمپرومی) می‌نماید: ۱- در استان آذربایجان حکومت محلی خودمختار برقرار می‌گردد این حکومت در استان عبارت خواهد بود از: - انجمن ایالتی آذربایجان – دولت ایالتی آذربایجان که از طرف انجمن انتخاب خواهد گردید ودر ولایات انجمنهای ولایتی و کمیته‌های اجرائیه آنها، - انتخابات انجمنها بر طبق مقرراتی بعمل خواهد آمد که فعلا در آذربایجان وضع شده‌است. - دولت ایالتی آذربایجان تشکیل می‌شود از نخست وزیر و وزارتخانه های کشاورزی پیشه و هنر – بازرگانی و کشور با یک عده معینی قوای ملی که برای حفظ امنیت عمومی ضرورت داشته باشد دارایی، کار، فرهنگ، بهداری و همچنین ادارات حمل و نقل و شهربانی و دوایر دادگستری و دادستانی.

۲- اهالی آذربایجان حق خواهند داشت در امور اداری محلی و تدریس در مدارس ومحاکمات و غیره از زبان محلی استفاده نمایند.

۳- نخست وزیر دولت ایالتی آذربایجان در عین حال سمت استانداری استان آذربایجانرا خواهد داشت که با تصویب دولت ایران خواهد بود. فرمانده پادگان نظامی ایالتی آذربایجان از طرف دولت ایران با جلب موافقت دولت ایالتی آذربایجان تعیین می‌گردد. در قسمت نفرات واحدهای نظامی اصول دستجات ملی محلی معمول خواهد گردید. ارتباط دولت ایالتی آذربایجان با مرکز بزبان فارسی خواهد بود.

۴- در مورد تعیین عواید مالیاتی ودرآمدهای بودجه آذربایجان ایران ۷۰ درصد عواید آذربایجان به بودجه دولت ایالتی آذربایجان تخصیص داده خواهد شد.

۵- دولت ایران آزادی عمل تشکیلات دمکراسی را از قبیل حزب دمکرات آذربایجان ایران و اتحاد پیشه‌وران و غیره را در آذربایجان ایران تایید می‌نماید.

۶- در موقع انتخاب مجلس شورای ملی به تعداد نمایندگان آذربایجان به نسبت جمعیت واقعی استان مزبور افزوده خواهد شد.

دوم- راجع به امتیاز نفط - دولت شوروی برای حسن استقبال از تمایل دولت ایران حاضر است از پیشنهاد واگذاری امتیاز نفط در نواحی شمال ایران صرفنظر نماید و درعوض پیشنهادمی‌کند شرکت مختلط ایران وشوروی برای اکتشاف واستخراج نفط ومشتقات نفط در شمال ایران تشکیل شود باین ترتیب که ۵۱ درصد سهام متعلق بطرف شوروی و ۴۹ درصد متعلق بطرف ایران خواهد بود.

سوم – راجع به توقیف قوای نظامی شوروی در ایران - دولت شوروی در نظر دارد از تاریخ ۲ مارس سال جاری بخروج قوای خود از بعضی نواحی ایران شروع نماید و اما راجع به بقیه قوای شوروی این قوا موقتا بر طبق عهدنامه ایران وشوروی مورخ ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ در ایران خواهد ماند، قوای شوروی موقعی خاک ایران را بکلی تخلیه خواهند نمود که دولت ایران کلیه اقدامات خصمانه و تبعیض (دیسکریناسیون) را نسبت بدولت شوروی از ایران ببرد و درشمال ایران آرامش برقرار نماید و سیاست دوستانه نسبت بدولت شوروی ایجاد نماید.

۷ اسفند ماه ۱۳۲۴ قوام نامه‌ای به مولوتف فرستاد:

مقدمه باید با کمال وضوح و صداقت وازروی عقیده بگویم که برخلاف بعضی شایعات زمینه دوستی ایران و شوروی در تمام ایران کاملا فراهم است و آن زمینه را با اندک تدبیر و از بین برداشتند علل سوء تفاهمهای بی لزوم مشود فورا در تمام ایران بسط داد برعکس متدهای دیگر مانند ادامه توقف قوای شوروی یا ایجاد خودمختاری در داخله ایران بطور قطع دوستی و محبتی را که باید در قلوب مردم ایران جایگیر شود و ریشه دواند افسرده و خاموش و طرفداران آنرا نگران ومایوس خواهد نمود. شک نیست که اکثریت ملت ایران بمحض حصول اعتماد کامل نسبت باینکه هیچگونه تهدید از ناحیه اتحاد جماهیر شوروی متوجه تمامیت و استقلال ایران نیست بدون تامل بدرستی و همکاری صمیمی ملت شوروی خواهد گروید واین مقصود را دولت من با بودن شرایط مساعد می‌تواند کاملا اطمینان بدهد و عملی کند.

در موضوع آذربایجان بار دیگر توجه مخصوص آن‌جناب را باین نکته جلب می‌نماید که اعلان خودمختاری و تشکیل دولت در آذربایجان که از قدیم‌الایام جزء لاینفک ایران بوده علاوه بر آنکه چنانکه سابقا گفته شده مخالف صریح قانون اساسی ایران است مشکلات فراوانی بوجود خواهد آورد که هیچ دولتی در ایران نمی‌تواند برآن مشکلات فائق آید. قانون اساسی ایران در نتیجه انقلابات و فداکاری‌های ملت ایران بوجود آمده و تنها سند ملی دوره مشروطه جوان ملت ایرانست و اگر خلاف آن در یک قسمت از کشور ظاهر شود هیچ ضامنی باقی نخواهد بود که در ایالات دیگر تحریکاتی برای گرفتن نتایج مشابه بوجود نیاید. بایددر نظر داشت هر گونه تغییری در قانون اساسی بحکم قانون مزبور باید با دعوت وتاسیس مجلس مؤسسان ومراجعه به افکار عمومی ایرانیان بعمل آید. بنابراین چون تشکیل دولت محلی وتعیین وزراء مخالف صریح قانون اساسی ایران است دولت مرکزی می‌تواند موافقت نماید فقط رؤساء بعضی از ادارات وحتی استاندار با موافقت انجمن ایالتی تعیین شوند.

اما در باب نسبت مالیات وامور فرهنگی و غیره. البته پس از تشکیل انجمن ایالتی با اختیاراتی که انجمن دارد ترتیب مقتضی با موافقت انجمن داده خواهد شد. و اما راجع بتخلیه ایران اینکه هنوز مقامات محترم شوروی با خروج کامل قوای خوداز ایران تا دوم مارس موافقت ندارند مورد نهایت تاسف است اینجانب در بدو مذاکرات با ژنرالیسم استالین مخصوصا خاطرنشان ساختم که قصد من حل دوستانه مسائل و جلب توافق دولت بزرگ شوروی نسبت بمنافع حیاتی ایران است و گمان کردم که احتیاجی باستناد بسواد مقررات ومعاهدات نیست، ولی چون با این حال در یادداشت اخیر اشاره بعهدنامه ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ فرموده‌اید لازم میدانم اظهار دارم که ماده مزبور فقط در موقعی بدولت شوروی حق می‌دهد قوای خودرا بخاک ایران اعزام نماید که دولت ثالثی عملابخواهد ایران را وسیله تجاوز بممالک اتحاد جماهیر شوروی قرار دهد واقدام عملی برای این مقصود بنماید ودولت ایران هم از عهده جلوگیری از آن برنیاید. با اینکه مفهوم این ماده آشکار بود باز دولت ایران برای اینکه عهدنامه مزبور از تصویب مجلس شورای ملی بگذرد جای هیچگونه ابهام و تردیدی باقی نماند در این باب بامقامات شوروی وارد مذاکره شد و نماینده مختار اتحاد جماهیر شوروی در تهران بموجب مراسله رسمی خود از تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۱ شماره ۱۶۰۰ که جزء لاینفک عهدنامه ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ محسوب می‌شود این موضوع را یکباردیگر تایید نموده‌است. بااین سابقه هرگز بنظر نمی‌رسد ماده مزبور بتواند مستند ادامه توقف قوای شوروی در ایران قرار گیرد.

در خاتمه ناگزیر باید اظهار بدارم که برای من موجب نهایت تاسف است که چنین بنظر می‌رسد که مواعید و صلاح اندیشیها و مطالب اینجانب که حتما نماینده کلیه وطن پرستان و آزادیخواهان و تمام طبقات بیطرف ملت ایران هستم کمتر جلب اعتماد مقامات شوروی را می‌کند تا دعاوی عده معدودی که برخلاف قانون مدعی حکومت تازه آذربایجان می‌باشند. و اما در موضوع نفت و تشکیل ایران وشوروی امیدوارم با حل مسئله آذربایجان و تخلیه ایران از قوای شوروی این قضیه بترتیبی که مورد توافق نظر طرفین باشد انجام یابد. در خاتمه پیشنهاد می‌کنم با سوپلس خاصی که از صفات سیاستمداران دوراندیش شوروی است موافقت خودشانرا در باب آذربایجان و تخلیه کامل ایران از قوای شوروی اظهار دارند تا اصول همکاری در باره روابط اقتصادی وموضوع نفت تعیین شود. تردیدی نیست که اگر بر فرض احساسات غیردوستانه‌ای در میان دسته‌جاتی در کشور نسبت باتحاد جماهیر شوروی وجود داشته باشد کاملا برطرف خواهد شد و جای آن را وداد و اعتماد کامل خواهد گرفت.

بعد از وصول موافقت شما در این باب اینجانب بتهران دعوت می‌نمایم و بعد از تبادل نظر با دولت مذاکرات توسط سفیر کبیر شوروی در تهران ادامه داده خواهد شد واطمینان کامل دارم که به نتیجه قطعی نایل گردم.

قوام درخواست دیدار و گفتگویی دیگر با مولوتف را نمود ولی رد شد، قوام به آگاهی رسانید که وی به همراه هیات خود به ایران بازخواهد گشت. در همین روز نمایندگان اقتصادی هیات فرستاده شده به مسکو در دیداری با میکونف جانشین کمیسر بازرگانی شوروی درباره محاسبات و مطالبات بانکی، مالی و تجاری گفتگویی داشتند.

۹ اسفند ماه ۱۳۲۴ در زمانی که قوام هنوز باور داشت با نامه‌های وی بهبود در گفتگوها و چاره برای دشواری ها با شوروی در آینده نزدیک پیدا خواهد شد، نامه بسیار تند و گستاخانه‌ای از مولوتف دریافت کرد:

امتیاز نفت - در سال ۱۹۴۴ دولت اتحاد جماهیر شووری بدولت ایران پیشنهاد نمود که امتیاز نفت نواحی شمال ایران را بدولت شوروی واگذار نماید حق اتحاد جماهیر شوروی در مورد تحصیل این امتیاز بهیچوجه قابل بحث نیست خاصه اگر در نظر گرفته شود که در جنوب ایران از مدتها پیش امتیاز نفت بانگلیسیها داده شده‌است با وصف این طرف ایرانی پیشنهاد طرف شوروی رارد نمود. دولت شوروی برای حسن استقبال از طرف ایرانی و به زیان منافع خود در تاریخ ۲۵ فوریه سال جاری ممکن دانست پیشنهاد امتیاز نفت را بپیشنهاد تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی تبدل نماید به این ترتیب که ۵۱ درصد سهام آن متعلق بطرف شوروی و ۴۹ درصد آن متعلق بطرف ایرانی باشد ولی طرف ایرانی در تذکاریه ۲۶ فوریه با این پیشنهاد کومپرومیس موافقت ننمود.

۱- نظر باینکه طرف ایرانی چنانکه حالا معلوم می‌شود میل ندارد منافع شوروی را دراین باب مورد توجه قرار دهد و برای حصول موافقت با اتحاد شوروی کوشش می‌نماید و با این ترتیب علنا در مورد شوروی قائل بتبعیض شده‌است کمیساریای خارجه اتحاد جماهیر شووری بدین وسیله اعلام می‌دارد که پس از گزارش امر به آقای نخست وزیر استالین تصمیم گرفته شده‌است، پیشنهاد کومپرومی شوروی مسترد گردد و همان پیشنهاد رسمی سال ۱۹۴۴ دایر بر واگذاری امتیاز نفت در شمال ایران طبق امتیاز نفت انگلیس در جنوب را تجدید نماید.

۲- مسئله آذربایجان – طرف شوروی مسئله آذربایجان را یک موضوع داخلی ایرانی دانسته و میداند با اینحال نظر بمذاکره نخست وزیر ایران دایر بر اینکه طرف شوروی در تنظیم شرایط موافقت بین دولت ایران و آذربایجان ایران قبول وساطت نماید طرف شوروی با تقاضای طرف ایرانی موافقت نمود و شرایط مربوطه را پیشنهاد نمود. بطوریکه از تذکاریه طرف ایرانی مورخ ۲۶ فوریه معلوم می‌شود طرف ایرانی شرائط پیشنهادی را رد می‌کند. در عین حال طبق اطلاعات واصله نمایندگان آذربایجان ایران نیز شرایط پیشنهادی را رد کرده وآن را رضایت بخش ندانسته‌اند بنابراین وساطت دولت شوروی در این مورد منتفی می‌گردد.

۳- قوای شوروی در ایران - نظر دولت شوروی اینست که در بین محافل محاکمه ایران رجال نسبتا برجسته دولتی وجود دارند که پایه سیاست خود را بر روی مجاهدت در تولید مشکلات بین جماهیر شوروی و دول معظم دیگر قرار داده‌اند برای اینکه از اختلافات ممکنه بین آنها استفاده نموده آذربایجان شوروی و بادکوبه و ترکمنستان شوروی را تصرف نمایند. چنانکه در سال ۱۹۱۹ در کنفرانس پاریس یادداشتی از طرف دولت ایران به زمامداری صمصام السلطنه به امضای مشاورالممالک وزیر امور خارجه وقت تسلیم گردیده و تقاضا شده بود که آذربایجان شوروی با شهر بادکوبه و ترکمنستان شوروی با شهرهای عشق‌آباد و مرو و قسمتی از ارمنستان شوروی با شهر ایروان وغیره به ایران واگذار گردد. با وجود این سیاست غاصبانه دولت ایران دولت شوروی از بدو تشکیل خود همواره رفتار دوستانه خود را نسبت بایران خاطرنشان مینمود و در ماه فوریه سال ۱۹۲۱ عهدنامه‌ای منعقد نمود که بر طبق آن برای ابراز مودت راه‌آهن متعلق بروسیه و راههای شوسه و بنادر و اسکله‌ها و کشتیها و کرجیها و باراندازها و بانکها و خطوط تلگرافی و تلفونی و جزایر متعلق بروسیه را با طیب خاطر و بلاعوض به ایران تسلیم نمود. دولت شوروی انتظار داشت که محافل حاکمه ایران به اهمیت این رفتار دوستانه اتحاد شوروی که در تاریخ روابط بین دو دولت نظیر نداشته‌است پی برده و ارزش آنرا خواهند فهمید. ولی چند ماه پس از عقد این عهدنامه دولت ایران در همان سال امتیاز نفت شمال ایران را در نزدیکترین نقاط مرزشوروی به شرکت خارجه موسوم به استاندارد اویل واگذار نمود تا بدین وسیله لطمه‌ای بمنافع اتحاد شوروی وارد سازد. راست است که این قرارداد در سال بعد بواسطه اعتراض اتحاد شوروی لغو گردید.

در سال ۱۹۴۷ مجددا دولت ایران امتیاز نفت نواحی واقعه در مرز اتحاد شوروی در قسمت خاوری بحر خزر را بشرکت نفت امریکایی واگذار نمود باز بخیال اینکه بدین وسیله لطمه‌ای بمنافع شوروی وارد آورده و موجبات تصادم بین اتحاد شوروی و دول متحده امریکا را فراهم سازد. این قرارداد نیز در سال بعد بواسطه اعتراض اتحاد شوروی ملغی گردید. با تمام این سوابق دولت ایران در سال ۱۹۳۹ مجددا امتیاز نفت نواحی واقعه در جنوب بادکوبه را بشرکت نفت انگلیس و زیلند واگذار نمود باز بخیال اینکه لطمه بمنافع اتحاد شووری وارد آورده و باعث تصادم اتحاد شوروی و انگلستان گردد. این امتیاز فقط پس از مدت پنجسال بواسطه اعتراض اتحاد شوروی لغو گردید. ضمنا باید این نکته را تذکر دهد که دولت ایران که امتیازات مشروحه بالا را به دُوَل دیگر واگذار می‌نمود همواره از دادن حق امتیاز به اتحاد شوروی در شمال ایران امتناع ورزیده و می‌ورزد. تمام این قضایا دلالت بر این می‌نماید که محافل حاکمه ایران نسبت باتحاد شوروی سوء قصد دارند و منتظر فرصت هستند که نسبت بمنافع شوروی لطمه وارد آورند و نواحی نفت‌خیز آذربایجان شوروی و ترکمنستان شوروی را مورد تهدید قرار دهند. این قضیه را نمی‌توان بر حسب تصادف و اتفاق دانست که همین اواخر نیز در سال ۱۹۴۵ محافل حاکمه ایرانی آقای حکیمی را که احساسات خصمانه وی نسبت باتحاد شوروی معروف است بسمت نخست وزیری ایران انتخاب نمودند و آقای حکیمی همان شخصی است که در کابینه صمصام السلسنه نامبرده که یادداشت غاصبانه‌ای راجع بدعاوی ایران نسبت به بادکوبه و آذربایجان شوروی و ترکمنستان شوروی بکنفرانس پاریس تقدیم نموده بود یکی از وزرای برجسته بشمار می‌رفت بطوری که همه میدانند دولت حکیمی تا ماه فوریه ۱۹۴۶ برروی کار باقی ماند و با عملیات خود محیط روابط ایران و شوروی را مسموم ساخت. بنابراین ملاحظات اتحاد جماهیر شووری مجبور است نسبت بمحافل حاکمه ایران احتیاط را از دست ندهد و بهمین جهت ناگزیر است خروج قوای خودرا از شمال ایران بعهده تاخیر اندازد.


۱۱ اسفند ماه ۱۳۲۴ در این روز بر پایه پیمان سه دولت و اعلامیه سه دولت امریکا بریتانیا و شوروی در کنفرانس تهران راجع به ایران قرار بود که ایران از ارتش‌های بیگانه خالی شود. ژنرال بولینگ فرمانده نیروی انگلستان در خوزستان با همه افراد ارتش شهر اهواز را تخلیه نمودند. احمد قوام و همراهان در مسکو به جای دریافت فرمان تخلیه ایران از ارتش اشغالی شوروی ، خبر تخلیه نیمه کاره برخی از شهرهای ایران را در روزنامه ایزوستیا خواند که فرمانده نیروهای شوروی به آگاهی رسانیده است که شهر سمنان و شاهرود از سربازان شوروی تخلیه شده است. نیروهای پیاده و سواره نظام شوروی نیز آغاز به تخلیه شهر تبریز کردند، پس از خواندن تخلیه نیمه‌کاره ارتش شوروی از ایران، قوام نامه اعتراض‌آمیزی به استالین نوشت:

آقای کمیسر ملی: در روزنامه ایزوستیا شماره ۸۹۶۹ – ۵۳ تاریخ دوم مارس ۱۹۴۶ اعلامیه‌ای از طرف آژانس تاس انتشار یافته‌است دایر بر اینکه دولت شوروی تصمیم گرفته از تاریخ دوم مارس ۱۹۴۶ شروع بتخلیه قوای خود از نواحی خراسان وشاهرود وسمنان بنماید ضمنا خاطرنشان نموده‌است که قوای شوروی در سایر نواحی شمالی ایران تا روشن شدن وضعیت باقی خواهد ماند. با استناد بخیر رسمی مذکور لازم میداند مراتب زیرین را باطلاع شما برسانم، طبق پیمان سه‌گانه منعقد در تهران بین ایران و اتحاد شوروی سوسیالیستی و بریتانیای کبیر در تاریخ ۲۹ ژانویه ۱۹۴۲ تخلیه ایران از طرف قوای متفقین در تاریخ دوم مارس ۱۹۴۶ حتمی و غیرقابل بحث می‌باشد چنانکه قوای انگلیس در تاریخ مزبور کلیه خاک ایران را تخلیه نموده‌اند بنابراین باقی ماندن قسمتی از قوای شوروی در پاره‌ای نواحی شمال ایران بهیچوجه با پیمان مزبور مطابقت ندارد و برخلاف اظهارات مکرر دولت شوروی دایر بموافقت کامل است. بعلاوه تصمیم اخیر دولت شوروی با قانون اساسی ایران و یا قراردادهای ایران و شوروی نیز مباینت کامل دارد. بنا بمراتب مذکوره ناگزیر است با کمال تاسف بنام دولت ایران نسبت باین تصمیم دولت شوروی اعتراض نمایم و تقاضا کنم دستور اکید صادر فرمایند که قوای شوروی هر چه زودتر کلیه خاک ایران را تخلیه نمایند.

خواهشمند است احترامات فائقه اینجانب را نسبت بخود قبول فرمائید.


۱۴ اسفند ماه ۱۳۲۴ قوام با دریافت خبرهای کشتار و چپاول مسلحانه فرقه دموکرات در استان‌های شمال کشور نامه دیگری به استالین درباره این رویدادهای ناگوار نوشت و درخواست کرد که استالین دستور تخلیه ارتش شوروی از ایران را بدهد:

آقای کمیسر ملی: درضمن تذکاریه موفق ۲۷ فوریه شرحی راجع به حدوث وقایع ناگورا جدید در حدود گیلان باطلاع جنابعالی رسانده بودم که با کمال تاسف پاسخی در این باب نگرفتم اخبار اخیر که از ایران رسیده معلوم می‌دارد دستجات جدید مسلح با اسلحه جدید مانند تفنگ خودکار و بمب و نارنجک دستی و کامیونهای متعدد مملو از اسلحه و افراد بنواحی گیلان هجوم می‌آورند و فرمانداران و ماموران دولت را دستگیر کرده و فوق‌العاده اسباب وحشت واضطراب آن حدود را فراهم و امنیت کشور را مختل نموده‌اند از طرفی پشتیبانی آنان بودن قوای شوروی در ایران است واز طرفی هم مقامات شوروی در تهران با فرستادن نیروی تامینه دولت موافقت نکرده‌اند. محتاج بتذکر نمیداند که دوام این وقایع بکلی برخلاف انتظارات ملت ایران از دوستی اتحاد جماهیر شوروی می‌باشد و چنانچه اقدام فوری در جلوگیری این وقایع بعمل نیاید اوضاع ایران بکلی پریشان و تمام مناطق کشور دچار ناامنی خواهد گردید و هیچ نتیجه‌ای جز هرج و مرج و طغیان و عصیان حاصل نخواهد شد و بزرگترین لطمه بدوستی دولت و ملت ایران نسبت باتحاد جماهیر شوروی وارد خواهد ساخت از این لحاظ بر حسب لزوم بار دیگر از آن جناب تقاضا دارم دستور فوری برای تخلیه قوای شوروی از ایران صادر فرمایند تا ماموران دولت با آزادی عمل بتوانند انتظامات را در کشور برقرار کنند واصلاحات لازمه که دولت در نظر دارد عملی گردد - احمد قوام نخست‌وزیر دولت شاهنشاهی ایران - ۱۴ اسفند ماه ۱۳۲۵

۱۵ اسفند ماه ۱۳۲۴ نخست‌وزیر احمد قوام با رسیدن خبرهای دهشتناک دیگر از کشتار و چپاول مزدوران دموکرات نامه اعتراض‌آمیز دیگری به استالین نوشت که دربرگیرنده پشتیبانی ارتش شوروی از شورشیان و پخش تفنگ خودکار، بمب، نارنجک دستی و ورود کامیون‌های پر از اسلحه به ایران از مرزهای شوروی، و جلوگیری ارتش شوروی از قوای نظامی و امنیتی ایران برای برقراری امنیت و آرامش بود و برای چندمین بار درخواست تخلیه ایران از ارتش شوروی را نمود:

آقای کمیسر ملی: در تعقیب مراسله مورخ ۵ مارس شماره ۴۳ راجع بوقایع اخیر در حدود گیلان اینک با کمال تاسف اطلاعات اخیری را که از ایران رسیده با کمال احترام باستحضار عالی میرسانم. یک عده مسلح با هفده کامیون با اسلحه خودکار و بمب ونارنجک دستی از طریق دیناچال وارد شفارود شده و فرماندار طوالش را دستگیر کرده‌اند عده دیگر از راه هروآباد به اسالم در حرکتند عده دیگر بدوازده کیلومتری ماسوله رسیده آنجا را تهدید می‌کند و یک گروه پانصد نفری از طارم بچند کیلومتری منجیل رسیده‌اند و قصد اشغال آنجا را دارند. قوای ژاندارمرم دولتی از هر گونه آزادی عمل محروم و پراکنده‌است و مقامات شوروی در تهران بافرستادن نیروی کمکی بنواحی مزبور موافقت نکرده‌اند. بموجب گزارش دیگر مهاجمین به بیست و چهار کیلومتری بندر پهلوی رسیده‌اند. علاوه بر همه اینها در این موقع که انتظار تخلیه فوری ایرای از قوای شوروی می‌رودطبق اطلاع وصاله یک کشتی حامل قوا از سواحل باکو روبایران به بندر شاه رهسپار شده‌است. جای تردید نیست که وقوع تمام این قضایا مربوط ببقای نیروی جماهیر شوروی وعدم تخلیفه ایران است و با این ترتیب هیچ دوتلی قادر نخواهد بود وظایف خود را در حفظ نظم و آرامش کشور انجام دهد و مسئولیت خود را در مقابل ملت ایران و حفظ مناسبات حسنه بین دو کشور را ایفاء نماید. بدیهی است بهبود اوضاع و مخصوصا تشیید روابط دوستی واقتصای بین ایران وشوروی در این است که دولت مرکزی ایران بتواند آسایش وامنیت را در نواحی کشور برقرار سازد و با فراغت خاطر دست بیکرشته اصلاحات اساسی بزند. بنابراین باز هم لزوم تخلیه فوری ایران را از قوای شوروی تقاضا دارم و امیدوارم مقامات شوروی با این عمل جلب اعتماد و دوستی ملت ایران را خواهند نمود و مانع هرج و مرج و خونریزی بیهوده خواهند شد وفرصتی برای دولت خواهند داد تا اصلاحاتی را که دولت در نظر دارد عملی سازد. در پایان خواهشمندم احترامات فائقه این جانب را نسبت بخود بپذیرند.


دولت امریکا در نامه‌ای از دولت شوروی خواست که بقیه نیروهای خود را هر چه زودتر از خاک ایران بیرون بَرَد. هم‌چنین احمد قوام از آنجا که پاسخی به نامه ۱ اسفند ماه ۱۳۲۴ درباره آسیب‌های جنگ و بدهی‌های شوروی به ایران دریافت نکرده بود نامه دیگری در این باره به مولوتف نوشت:

مسئله مالی - ۱- قرارداد مالی که پایه واساس مبادله پولی دو مملکت است در دوم مارس ۱۹۴۶ خاتمه می‌یابد و وضع نهایی حاصله از قرارداد مزبور در روز سوم مارس باطلاع خواهد رسید. تکلیف زر سپرده حاصله و دولار طلب بانک ملی باید روشن و طرز پرداخت آن معین شود. آنچه که به زر طلب بانک ملی ایران می‌شود چون قانونا جزو پشتوانه اسکناس قرار گرفته‌است تکلیف آن قانونا معین است و باید بخزانه بانک ملی (قسمت نشر اسکناس) منتقل شود و راجع به طلب دولاری و پرداخت آن هم باید مذاکره لازم بعمل آید.

مسئله گمرکی و مطالبات گمرکی: قسمت اول – موضوع پروتکل – پس از وقایع شهریور ۱۳۲۰ نمایندگی بازرگانی شوروی بدون رعایت مقررات گمرکی و انجام آئین مربوط بورود و صدور کالا در ایران اقدام بوارد نمودن وصادر کردن کالا و فروش مال التجاره روسی در بازار ایران نمود پس از هشت ماه مذاکره حاضر شدند که حقوق وعوارض گمرکی را بپردازند مشروط بر اینکه اجازه داده شود که کالاهای خود را در انبارهای مخصوص خودشان انباشته و تحویل آن بخریداران باشد و ترتیب این بود که خریدار نمونه جنس را در نزد شورویها معاینه نموده وجه را در مقابل دریافت سیاهه را بگمرک ارائه و اداره گمرک از روی سیاه پروانه ورودی بدون رؤیت کامل جنس صادر می‌نمود. مدت این قرارداد محدود بپایان جنگ و بازگشت بزمان عادی بوده‌است با وجود اینکه جنگ خاتمه یافته هنوز باتکاء آن قرارداد مقررات گمرکی رعایت نمی‌شود وبنظر وزارت دارائی ادامه این وضع مخالف استقلال گمرکی ایران است و لغو آنرا تقاضا دارد و علاوه چون مقررات همین پروتکل هم از طرف نمایندگی تجارتی شوروی رعایت نمی‌گردید در تاریخ ۲۲/۹/۱۴ وزارت دارائی از نمایندگی تجارتی شوروی تقاضا نمود پس از شصت روز از تاریخ این نامه پروتکل را خاتمه یافته تلقی نمایند.

قسمت دوم – مطالبات گمرکی: ۱- بنگاههای بازرگانی شوروی بابت یک درصد وشش درصد تمبر واردات مواد نفتی از تاریخ یکم اکتبر تا ۳۱ دسامبر ۱۹۴۵ مقروضند ۳۰ر۱۳۶۹۷۶۹ ریال ۲- بابت حقوق وعوارض گمرکی کالاهاییکه از شهریور ۱۳۲۰ تا خرداد ۱۳۲۱ از مرزها و بطرق مختلفه وارد نموده‌اند مقروضند ۰۰ر۷۱۲۱۶۶۴۳ ریال. ۳- کالاهای دولتی که در گمرک ضبط شده ۰۰ر۳۷۴۸۳۹ ریال. ۴- کالاهای متعلق به تجار که ضبط شده ۰۰ر۱۰۱۷۷۱۷۰۷ ریال. ۵- خسارات وارده با بنیه واموال گمرکی ۰۰ر۳۶۵۸۵۱۱ ریال. ۶- کرایه اماکن گمرکی در شمال که در تصرف شورویها می‌باشد ۰۰ر۵۶۵۱۴۹۳۰ ریال. ۷- خسارات وارده بخزانه دولت از حیث حقوق و عوارض گمرکی کالاهای موجوده در انبارهای گمرک که بوسیله نیروی شوروی مصادره شده ۰۰ر۱۸۵۵۷۳۷۷۳ ریال. ۸- کالاهالی صادرایت که در گمرک‌خانهای شمال از بین رفته ۰۰ر۸۷۰۲۰۰۰ ریال. ۹- حقوق و عوارض تقریبی کالا و مواد خوارباریکه بدون انجام آئین گمرک از مرز خارج نموده‌اند ۰۰ر۵۰۹۶۸۱ ریال. ۱۰- خساراتیکه بکارمندان گمرک وارد شده‌است ۰۰ر۵۳۳۷۲۴ ریال. ۱۱- کالاهای پایاپای آلمانی که در خاک شوروی ترانزیتی بوده و نرسیده‌است تقریبا ۰۰ر۲۲۳۰۱۱۴۰۰ ریال. چندقلم دیگر هم هست که ارقام آن بعدا در صورت لزوم داده خواهد شد.

مسائل مربوط به راه‌آهن - ۱- واگذاری تاسیساتی که در راه آهن نموده‌اند. مقامات شوروی تاسیساتی در طول خط آهن نموده‌اند که بشرح زیر است: الف - در بندر شاه سه اسکله بزرگ ساخته اند - در تمام طول راه عماراتی ساخته‌اند کارخانجات تعمیر موجود را توسعه داده‌اند و کلیه تاسیساتی که از لحاظ توسعه ضرورت داشته بوجود آورده‌اند. ب - نحوه واگذاری این تاسیسات باید معین شود. ج – ملاک عمل واگذاری هم باید مقاوله‌نامه‌ای که برای تنظیم امور راه آهن تدوین شده قرار گیرد. د- با امریکاییها هم راجع به واگذاری تاسیسات آنها یک سابقه عملی انجام شده‌است. ۲- خریداری وسایط نقلیه که به ایران آورده‌اند و این وسایل عبارت از ده لکوموتیو و مقداری واگن است. ۳- از بابت کرایه محمولات ارتشی هم در حدود ۲۶ میلیون ریال به راه آهن بدهکارند که باید تصفیه شود. ۴- راه آهن تبریز به جلفا و از صوفیان به شرفخانه را با تمام لوازم تصرف کرده‌اند و هیچگونه مداخله به مامورین دولتی ایران از اول نداده‌اند و ترتیب واگذاری آن باید داده شود. و همچنین موضوع واگذاری خطوط آهن شمال از گرمسار ببالا از یکطرف و از کرج ببالا از طرف دیگر باید عملی شود.

کارخاجات اسلحه سازی: در مورد تفنگ و مسلسل سبک و فشنگی که بابت قرارداد اسلحه‌سازی ساخته وتحویل شده‌است مبلغ ۱۲۸۱۰۷۹۸۳ ریال ضرر خزانه دولت ایران شده‌است که تفاوت بین قیمت تمام شده برای کارخانه وقیمتی که پرداخت آن تعهد شده می‌باشد واز بابت قیمت تعهد شده هم هنوز مبلغ ۳۰۹۳۸۸۵۶ ریال نمایندگی تجارتی شوروی بکارخانجات اسلحه سازی مقروض است و جمع کلیه اقلام فوق درحدود هشتصد و سی وهشت میلیون و ۲۸۳ هزار و ششصد و شانزده ریال می‌باشد. موضوع واگذاری بقیه فلز موجود که در حدود ۶۹۰ تن می‌باشد بقیمت بین المللی امروز که تاسیس فشنگ کافی برای مسلسلهای سبکی که در کارخانه برای خود ایران ساخته شده ووعده آنهم داده شده و همچنین واگذاری چند ماشین وابزار چندی که بکارخانه داده‌اند وحقوق متخصصین فنی باید تصفیه شود. بقایای حساب معاملات برنج: اداره غله ونان وزارت دارائی انتظار دارد که بقایای حساب معاملات برنج را در تهران تصفیه نمایند. در پایان خواهشمندم احترامات فائقه اینجانب را نسبت بخود قبول فرمایند.


۱۶ اسفند ماه ۱۳۲۴ پیش از بازگشت احمد قوام به ایران میان وی و سادچیکف سفیر نوین شوروی در ایران درباره تخلیه ایران از ارتش شوروی و مسله آذربایجان ابلاغیه‌ای دربرگیرنده سه ماده به امضا رسید.

احمد قوام و هیات همراه وی از مسکو رهسپار بادکوبه شدند و از آنجا به تهران بازگشتند. ۱۹ اسفند ماه ۱۳۲۴ احمد قوام نخست وزیر و همراهان وارد تهران شدند و مردم به پیشباز آنان رفتند. در این روز مجلس شورای ملی دوره چهاردهم به پایان رسید. وزارت دارایی اعلام کرد که بودجه کل کشور بر پایه درآمد ۷،۶۸۶،۷۲۳،۰۰۰ هزینه ۹،۳۳۶،۲۳۹،۰۰۰ بوده است. احمد قوام پس از ورود به کشور به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شد و گزارش ماموریت خود را در مسکو به آگاهی همایونی رسانید.

۲۰ اسفند ماه ۱۳۲۴ تشکیل اجتماعات و تظاهرات پیوسته حزب‌ توده و گروه‌های سیاسی، زد و خوردها و تیراندازی‌های پیاپی به زخمی شدن و کشته شدن اهالی تهران کشید. ناامنی در تهران سبب نگرانی و پریشانی مردم پایتخت شد دو نفر از اعضای فداییان اسلام، نواب صفوی و یک تن دیگر با کارد و هفت تیر در شعبه هفت بازپرسی دادسرای تهران به احمد کسروی نویسنده و تاریخ‌نویس و وکیل دعاوی و مدیر روزنامه پرچم و منشی او یورش برده و هر دوی آنها را در ساختمان دادگستری کشتند. قاتلین کسروی به وسیله پلیس دستگیر شدند. در همین روز نخست وزیر احمد قوام در مجلس شورای ملی گفتگوهای هیات فرستاده شده به مسکو را به آگاهی نمایندگان رسانید. قوام گزارش سفر خود را به مسکو را نیز در مجلس دوره پانزدهم به آگاهی نمایندگان رسانید، او چنین گفت: " گزارشی که باطلاع آقایان میرسانم خلاصه ایست از اقدامات ومذاکراتی که با دولت اتحاد جماهیر شوروی ... هرگز ضرورت و لزومی نباشد باینکه حوادث ناگوار و دردناک سال ۱۳۲۴ را ولو بطور خلاصه بخاطرها بیاورم واشتعال آتشی را که دراین سرزمین با مذاکره نفت آغاز کرده و منجر به مخاطره عظیم سیاسی و فاجعه بزرگ یکی از قسمتهای حیاتی کشور یعنی آذربایجان گردیده بود...". از این تاریخ دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی به پایان رسید و دوره فترت آغاز شد.


۱۵ فروردین ماه ۱۳۲۵ گفتگوهای قوام و سادچیکُف سفیر شوروی در تهران پایان یافت و ابلاغیه مشترکی بیرون داده شد. این ابلاغیه در برگیرنده سه ماده می باشد که میان ایوان سادچیکف سفیر کبیر شوروی و احمد قوام نخست‌وزیر دولت شاهنشاهی ایران پس از آنکه میان این دو توافق‌هایی درباره تخلیه کشور ایران از ارتش اشغالی شوروی و مسله آذربایجان انجام یافت، در تهران نوشته و دستینه شد:

۱- قسمتهایی از ارتش سرخ از تاریخ ۲۴ مارس ۱۹۴۶ یعنی یکشنبه چهارم فروردین ماه ۱۳۲۵ در ظرف یکماه و نیم تمام خاک ایران را تخلیه می‌نمایند.
۲- قرارداد ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی و شرایط آن از تاریخ ۲۴ مارس تا انقضای مدت هفت ماه برای تصویب به مجلس پانزدهم پیشنهاد خواهد شد.
۳- راجع به آذربایجان چون امر داخلی ایران است ترتیب مسالمت آمیزی برای اجرای اصلاحات بر طبق قوانین موجوده و با روح خیرخواهی نسبت به اهالی آذربایجان داده خواهد شد.

۱۵ فروردین ۱۳۲۵ پیش‌نویس موافقتنامه در باب شرکت مختلط نفت ایران و شوروی میان احمد قوام نخست‌وزیر ایران و سادچیکف سفیر شوروی

آقای سفیر کبیر- پیرو مذاکرات شفاهی که بین ما بعمل آمده‌است محترما به استحضار آن جناب میرساند که دولت اعلیحضرت شاهنشاهی ایران موافقت می‌نماید که دولتین ایران و شوروی شرکت مختلط ایران و شوروی برای تجسسات و بهره برداری اراضی نفت خیز در شمال ایران با شرایط اساسی ذیل ایجاد نمایند:

۱- در مدت ۲۵ سال اول عملیات شرکت چهل و نه درصد اسهام بطرف ایران و پنجاه ویک درصد اسهام بطرف شوروی متعلق خواهد بود و در مدت ۲۵ سال دوم پنجاه درصد اسهام بطرف ایران و ۵۰درصد بطرف شوروی متعلق خواهد بود.
۲- منافعی که بشرکت عاید گردد بتناسب مقدار اسهام هر یک از طرفین تقسیم خواهد شد.
۳- حدود اراضی اولی که برای تجسسات اختصاص داده می‌شود همان است که در نقشه‌ایکه جنابعالی ضمن مذاکرات در روز ۲۴ مارس باینجانب واگذار فرموده‌اید باستثنای قسمت خاک آذربایجان غربی که در باختر خطی که از نقطه تقاطع حدود اتحاد شوروی و ترکیه وایران آغاز و بعد از سواحل شرقی دریاچه رضائیه گذشته تاشهر میاندوآب می‌رسد واقع است همانطوریکه در نقشه مزبور روز ۴ آوریل سال ۱۹۴۶ اضافه تعیین گردیده‌است ضمنا دولت ایران متعهد می‌گردد خاکی را که در طرف غرب خط سابق الذکر واقع است بامتیاز کمپانیهای خارجی واگذار نماید.
۴- سرمایه طرف ایران عبارت خواهد بود از اراضی نفت خیز مذکور در ماده ۳ که پس از عملیات فنی دارای چاههای نفت و محصول آن قابل استفاده شرکت خواهد گردید و سرمایه طرف شوروی عبارت خواهد بود از هر قبیل مخارج و آلات و ادوات و حقوق متخصصین و کارگران که برای استخراج نفت و تصفیه آن مورد احتیاج خواهدبود.
۵- مدت عملیات شرکت ۵۰ سال است.
۶- پس از انقضای مدت عملیات شرکت دولت ایران حق خواهد داشت اسهام شرکت متعلق بطرف شوروی را خریداری نماید و یا مدت عملیات شرکت را تمدید کند.
۷- حفاظت اراضی مورد تجسسات و چاههای نفت و کلیه تاسیسات شرکت منحصرا بوسیله قوای تامینیه ایران خواهد بود. قرارداد ایجاد شرکت نفط مختلط شوروی و ایران مزبور که بعدا مطابق متن این نامه عقد می‌شود به مجردی که مجلس شورای ملی ایران تازه انتخاب شده و به عملیات قانونگذاری خود شروع نماید در هر حال نه دیرتر از مدت هفت ماه از تاریخ ۲۴ مارس سال جاری برای تصویب پیشنهاد خواهد شد.

موقع را مغتنم شمرده احترامات قائقه را تجدید می‌نماید.


۱۸ فروردین ماه ۱۳۲۵ احمد قوام نخست وزیر در تلگرافی از استالین درباره گفتگوهای ایران و شوروی سپاسگزاری کرد.