جنگ علیه تروریسم

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
پروپاگاندای اسلامی سوقصدهای سیاسی در ایران در درازای جنگ سرد

سازمان‌های تروریستی برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی در ایران

سازمان چریک‌های فدایی خلق


جنگ علیه تروریسم برای نخستین بار از سوی رونالد ریگان پرزیدنت امریکا پس از بمبگذاری در سفارت امریکا و در پادگان تفنگداران امریکایی در بیروت به سال ۱۹۸۳ بکار برده شد. این واژگان از سوی پرزیدنت جرج دبلیو بوش پس از یورش تروریستی به ساختمان‌های مرکز بازرگانی جهانی [۱] دوباره به کار گرفته شد. برای پرزیدنت بوش این واژگان به چم جنگ علیه سازمان‌های تروریستی و علیه دولت‌هایی که پشتیبان این سازمان‌های تروریستی می‌باشد بود. این سازمان‌ها در سال‌های هشتاد بوجود نیامدند بلکه در سال‌های شصت میلادی بنیاد نهاده شدند و نخستین حکومتی که بدان یورش تروریستی برده شد، ایالات متحده امریکا نبود بلکه حکومت مشروطه پارلمانی ایران بود. در دهه چهل تازی خورشیدی از تروریسم نامی برده نشد بلکه این سازمان‌های تروریستی را خرابکاران نامیدند. این سازمان‌های خطرناک تروریستی در رسانه‌ها با نام هایشان آورده نشدند و مردم از خطری که از سوی این سازمان‌های تروریستی آنها را تهدید می‌کرد آگاه نبودند.

برای اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر این خطر بسیار آشکار و روشن بود و همواره در سخنان خود از « اتحاد نامقدس سرخ و سیاه » گفتند. این ترورها و بمبگذاری‌ها از سوی این سازمان‌های تروریستی در ایران به دستگیری‌ها و دادرسی‌ها و تیرباران‌ها انجامید. تروریست‌های چپ و تروریست‌های اسلامی با پروپاگاندای پیوسته خود را « مبارزان برای آزادی و استقلال » به مردم ایران و مردم دنیا فروختند و از دولت شاهنشاهی ایران چهره‌ای ترسناک ساختند که دست در دست کولونیالیسم و چپاولگر بیت المال و دیکتاتور و خونخوار و زیرپاگذار حقوق بشر و ... می‌باشد. در این مبارزه پروپاگاندایی مردم ایران درنیافتند که اینان تروریست‌ها و دروغگویانی هستند که نخشه براندازی حکومت کهن شاهنشاهی ایران و مشروطه پارلمانی را در سر می‌پرورانند. این پروپاگاندا علیه حکومت و دولت ایران، از سوی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ابعاد گسترده‌ای یافت. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا و امریکا با راه پیمایی‌ها، نوشتن نامه به نمایندگان پارلمان این کشورها، بر پا ساختن کنگره برای براندازی حکومت مشروطه پارلمانی ایران ، کمک و پشتیبانی گرفتن از به اصطلاح فیلسوف‌های چپ، هنرمندان چپ، دانشمندان چپ و روشنفکران چپ کوشش کرد تا دولت‌های اروپا و امریکا را علیه حکومت ایران و بعدا علیه شخص شاهنشاه ایران برانگیزانند.

با هر ترور و کشتن بلندپایگان کشوری و لشکری و دستگیری تروریست‌ها و محکوم نمودن آنها کنفدراسیون مدرک‌هایی ساخت که نشان دهد که چه حکومت ستمگری در ایران بر سر کار است. مردم بی گناه ایران، پلیس‌های خدمتگزار ایران، مردان و زنانی که بی گناه جان باختند به کناری نهاده شدند و نامی از آنان برده نشد. تروریسم مترداف شد با مبارز آزادی و عدالت شد و حکومت که در نگاهبانی مردم می‌کوشید، به سدی برای رسیدن به این آزادی‌ها و برابرها و دیگر وعده‌های تروریست‌ها درآمد.

امروز در جنگ علیه تروریسم جبهه‌ها روشن است، چه کسانی بزهکاران هستند و چه کسانی نگاهبان مردم هستند. با آموختن آنچه را که می‌دانستیم، به رویدادهای غم انگیز تروریستی در ایران می‌پردازیم و کوشش می‌کنیم که بمبگذاری‌ها و ترورها در ایران را آن گونه که واقعا بودند بنگریم.

  1. World Trade Center