بیانات والاحضرت همایون رضا پهلوی ولیعهد ریاست عالیه سازمان ورزش ایران هنگام باریابی معاونان سازمان ۱۶ بهمن ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰، ساعت ۰۸:۲۰ توسط Bellavista1 (گفتگو | مشارکت‌ها)
پرش به: گشتن، جستجو
درگاه رضا شاه پهلوی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران

والاحضرت رضا پهلوی ولیعهد ایران

درگاه شهبانو فرح پهلوی


سرپرستان سازمان ورزش و فرنشین فدراسیون‌های ورزشی به پیشگاه والاحضرت ولیعهد باریافتند ۱۶ بهمن ۲۵۳۶ شاهنشاهی

بیانات والاحضرت همایون رضا پهلوی ولیعهد ریاست عالیه سازمان ورزش ایران هنگام باریابی معاونان سازمان ۱۶ بهمن ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی


والاحضرت همایون ولایتعهد رضا پهلوی، ریاست عالیه سازمان ورزش ایران، عصر دیروز معاونان، دبیر کال سازمان ورزش و رؤسای جدید فدراسیون‌های ورزشی ایران را به حضور پذیرفتند. والاحضرت ولیعهد در این شرفیابی بیاناتی به این شرح ایراد فرمودند:

از آشنایی با آقایان خیلی خوشحالم. از شش ماه پیش به این طرف که به امر شاهنشاه مسئولیت ورزش کشور به عهده من واگذار شده، همیشه دلم می‌خواست فرصتی پیش بیاید که حرف‌هایی را که درباره ورزش دارم بگویم و فکرهایی را که در سرم هست با همه در میان بگذارم. فکر می‌کنم امروز همان فرصتی است که انتظارش را داشتم. اولین چیزی که به نظرم می‌رسد باید بگویم این است که درگذشته خیلی از رؤسای فدراسیون‌ها خیال می‌کردند که تمام ورزش یعنی فدراسیون آن‌ها و دستگاه ورزش هم فکر می‌کرد که یک فدراسیون وقتی خوب است که ورزش‌کارانش مدال بیاورند و قهرمان بشوند. این یک فکر غلط بود که باید از امروز کنار گذاشته شود. نه اینکه فکر کنید من با قهرمانی یا مدال مخالفم، نه، اینطور نیست. من یک جوان هستم، مثل همه جوان‌های دیگر مملکت و حتماً دیده‌اید که چقدر ورزش را دوست دارم و هر وقت کوچکترین فرصتی پیدا می‌کنم با خواهرانم و برادرم به تماشای مسابقه می‌آییم. من قهرمان‌ها را خیلی دوست دارم. به آن‌ها احترام می‌گذارم چون فکر می‌کنم قهرمان همیشه اسباب سربلندی ملت است و به همین جهت باید به کسی که قهرمان می‌شود از هر جهت رسید و وسایل راحتی و زندگی او را در حد هر خدمتگزار صمیمی و درستی فراهم کرد و نسبت به بیمه و تأمین آتیه شغلی او و خانواده‌اش اقدام نمود. این فکری است که من درباره قهرمان‌ها دارم، اما با راهی که تابحال برای درست کردن قهرمان طی شده موافق نیستم، برای اینکه قهرمان نباید اتفاقی بوجود بیاید. اینطور قهرمان درست شدن مثل درآمدن یک گُل درشت خوش‌رنگ در وسط یک کویر بی‌آب و علف است. تا وقتی گُل هست همه بَه بَه می‌گویند و وقتی عمر طبیعی‌اش تمام شد، همه غصه می‌خورند. پس قهرمان اتفاقی که تازه پُز افتخاراتش را هم معمولاً فدراسیون‌ها می‌دهند، به درد ما نمی‌خورد. من روزی که از سپهبد جهانبانی خواستم مسئولیت دبیر کلی سازمان ورزش را به عهده بگیرد، همه این افکار را با او در میان گذاشتم و مخصوصاً به او توصیه کردم که همکارانش را از بین جوان‌ها که حرف جوان‌ها را می‌فهمند انتخاب کند و البته به تجربه‌های گران‌قیمت کسانی هم که در روزش ما با صلاحیت خدمت کرده‌اند، خیلی خیلی زیاد احترام بگذارد. آقایان! من هفته‌ای نیست که از دور و نزدیک از بچه‌ها، از جوان‌ها، از همسن و سال‌های خودم نامه‌های فراوان نداشته باشم. اینجا از من می‌خواهند که برای ورزش آن‌ها فکری بکنم. حتی بعضی از این‌جا از من یک توپ یا یک جفت کفش ورزش می‌خواهند. این نشان می‌دهد که بچه‌ها ورزش را دوست دارند و باید به آن‌ها رسید. اما به نظر من ورزش و سلامتی جسم تنها مالِ جوان‌ها نیست. هر فرد ایرانی باید از نیرو و تندرستی کامل برخوردار باشد تا بتواند وظایفش را نسبت به جامعه‌اش انجام دهد. بخصوص ما که در حال یک تحول بزرگ هستیم، بیش از هر چیز به آدم سالم و درست که بتواند در سر کارش با حداکثر قدرت خدمت کند، نیازمندیم. آدم ناخوش و تن بیمار ورزش نکرده نمی‌تواند فکر سالم و کار سالم انجام بدهد. منتهی تأکید من برای توجه به ورزش جوان‌ها از این جهت است که این گروه سنی حالا اکثریت بیش از نصف جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. ما می‌خواهیم که از ورزش برای ساختن ایران فردا به عنوان یک وسیله و ابزار مفید اجتماعی کمک بگیریم و از آن یک نیروی کمکی برای رسیدن به تمدن بزرگ که منظور عالی شاهنشاه است، بوجود آوریم. ورزش از نظر من هیچ کم از آموزش ندارد. حتی من گاهی فکر می‌کنم که به کمک ورزش می‌شود کار آموزش را آسان تر کرد. از طرفی لابد اطلاع دارید که اخیراً گفته می‌شود آموزش نباید محدود به سن مدرسه باشد. اگر این گفته را قبول کنیم باید این اصل راهم بپذیریم که ورزش هم مال سن و سال محدود و معین نیست و شاید این تنها فعالیتی باشد که از لحظه تولد تا دمِ مرگ به اشکال مختلف می‌تواند انسان را خوشبخت و معقول و مسئول نگاه دارد. منتها در سال‌های جوانی توجه به آن باید خیلی زیاد باشد. حرف اصلی من این است که نه تنها شما، بلکه شورای عالی ورزش و آقایان وزرای مسئول که با امور جوانان سروکار دارند باید توجه کنند که از این به بعد ورزش کردن برای همه جوان‌های مملکت به صورت حقی مثل درس خواندن در بیاید و همانطور که برای درس خواندن کلاس هست، مدرسه هست، معلم هست، کتاب و لوازم نوشتن و یادگرفتن هست، برای ورزش هم باید زمین باشد، معلم باشد، وسیله هم باشد و به عبارت دیگر، اولویت اول ورزش باید برای جوان‌ها محفوظ باشد. از طرف دیگر من خبر دارم که مردم و جوان‌ها خودشان با کمال میل حاضرند در ایجاد زمین و تأسیسات ورزشی همکاری کنند. یکی زمین بدهد، یکی مصالح بدهد، حتی خود بچه‌ها مثل کارگر کار کنند و زمین‌شان را خودشان بسازند و من به جهانبانی گفته‌ام که از این احساس ملی حداکثر استفاده را بکند و در محله‌ها و گوشه و کنار شهرها تا می‌تواند به کمک پدر و مادرها، بچه‌ها، معلم‌ها و مدرسه‌ها زمین و وسیله درست کند، بطوری که بچه‌های ما دیگر توی خیابان‌ها، توی کوچه‌ها یا توی زمین‌هایی که آمادگی ندارند روزش نکنند. البته آقایان همه توجه دارند که این کار یک روز و دو روز نیست. ما در اول راهی قرار گرفته‌ایم که در گذشته اشتباه در آن زیاد بوده است و حالا ما هم باید اشتباهات گذشته را جبران کنیم و هم با حوصله درختی را بکاریم که شاید محصول آن را ده یا بیست سال دیگر به دست آوریم. پس هیچکس نباید انتظار داشته باشد که ما ظرف یک سال و یا دو سال ناگهان همه عقب‌ماندگی‌ها و نارسایی‌ها را جبران کنیم و از نظر تأسیسات و یا تربیت معلم و یا پرورش قهرمان کاری شبیه معجزه انجام دهیم. من به جهانبانی تأکید کرده‌ام که از هرگونه وعده پر زرق و برق دادن یا اعلام برنامه‌های جنجالی و تبلیغاتی اجتناب کند و به هیچکس قول کاری فوری و بلافاصله ندهد. چون کار فوری معمولاً بی‌مطالعه انجام می‌شود و ما باز بر می‌گردیم به همان وضع سابق که در آن حرف زیاد بود و عمل کم. ورزش یک کار اساسی و بنیادی است که آسان‌ترین قسمت آن، یعنی تأسیسات، محتاج زمان است چه رسد به قسمت‌های مشکلی مثل تربیت معلم و پرورش قهرمان. من گفته‌ام که برای هر قسمت از کار ورزش مثلاً باشگاه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، ورزش زنان و ورزش کارگران و غیره یک تحقیق و مطالع کامل و همه جانبه و بدون شتاب صورت بگیرد و هر قسمت که تمام شد، اول گزارش آن به خود من داده شود و بعد هم در شورای عالی ورزش مطرح گردد.
خوشبختانه سازمان ورزش ایران که مستقیماً زیر نظر خود من انجام وظیفه می‌کند، با حوصله و دقت مشغول مطالعه در همه این موارد است و تمام کارهای ورزش را از فکر و فلسفه گرفته تا تهیه لوازم و وسایل و زمین و تربیت معلم به کمک کارشناسان ایرانی و خارجی مورد بررسی قرار داده است که بدون شک گزارش کارهای انجام شده آن در آتیه به تأیید والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی و تصویب شورای عالی ورزش خواهد رسید. آخرین چیزی که می‌خواستم از فرصت استفاده کنم و در حضور خبرنگاران مطرح کنم این است که سازمان ورزش ایران یک سازمان تشریفاتی و بی‌اثر نیست. چون گاهی خوانده‌ام و گاهی شنیده‌ام که اینطور درباره‌اش حرف زده می‌شود. این یک سازمان محکم و مسئول است که خود من شخصاً از نزدیک بر تمام کارهایش نظارت دارم و کلیه مسئولیت‌های طرح، برنامه‌ریزی، هماهنگی و نظارت بر کلیه فعالیت‌های ورزشی مملکت بر عهده آن است. این سازمان بدون آنکه درگیر کارهای اجرایی کوچک و بزرگ در تمام ملکت باشد و بخواهد رُل پدر بزرگ را برای واحدهای مختلف ورزش بازی کن، باقدرت دستور می‌دهد، طرح می‌دهد، بطور قاطع هدایت می‌کند و بعد قسمت‌های اجرایی موظفند که این دستورها را مو به مو و به هر صورت انجام بدهند. در این میان هر ضعفی که دیده شود بهیچوجه مورد چشم‌پوشی و بخشیدن قرار نخواهد گرفت، چون نمی‌شود اشتباهی را که دودش به چشم نسل فردای ایران می‌رود، بخشید. به این جهت مسئولان وسایل ارتباط جمعی باید توجه داشته باشند که تمام کارهای درست و سازنده این سازمان مورد تأیید من است و باید برنامه‌هایی رادیو تلویزیون و نوشته‌های مطبوعات عین واقعیت و حقیقت باشد و جنجال و شایعه‌سازی و دو بهم زنی در آن راه پیدا نکند در عین حال هر جا ضعفی هست که با یک انتقاد بدون غرض و مرض می‌شود آن را برطرف ساخت، بدون درنگ این کار را که باز هم به نفع ورزش و آینده ایران است انجام بدهند. من مطمئنم که کارهای درست سازمان ورزش ایران با حسسن نیّتی که دبیر کل آن دارد، همیشه مورد تأیید وسایل ارتباط جمعی که رابط میان مردم و این سازمان هستند قرار خواهد گرفت. البته وظایف وسایل ارتباط جمعی تنها در این خلاصه نمی‌شود. آن‌ها به جز انتشار اطلاعات و اخبار و چاپ یا پخش گزارش‌های روزانه و هفتگی، وظیفه سنگینی هم در آموزش درست ورزش بر عهده دارند. مخصوصاً در شرایطی که ما از جهت آموزش مدرسه‌ای در کار ورزش اختصاص داده نمی‌شود و یا چرا مطبوعات ما صفحات بیشتری را به ورزش اختصاص نمی‌دهند. حتی گاهی فکر می‌کنم چرا نباید یک نشریه مرتب ورزشی روزانه داشته باشیم که بطور سالم منعکس کننده فعالیت‌های سازمان ورزش ایران باشد. البته این‌ها همه فکرهایی است که انشاءالله در آینده به آن خواهیم رسید بدون آنکه تنگنای زمان و نیروی انسانی را فراموش کنیم. صحبت‌هایم را بار دیگر با آرزوی اینکه ورزش برای همه و بخصوص جوانان به صورت یکی از حقوق اولیه اجتماعی در آید تمام می‌کنم. توفیق همه را در خدمت به شاهنشاه و ایران و جوانان ایران و فردای ایران آرزومندم و امیدوارم در فرصت‌های دیگر با شما و یا کسان دیگری که به نحوی با ورزش سر و کار دارند دیدار و گفتگوهایی داشته باشم. البته برای باشگاه‌ها فکر کلی شده است. به آن‌ها کمک‌ها و راهنمایی لازم داده خواهد شد که از این وضع نابسامان خارج شده تا با فعالیت بیشتر در سطح بزرگتری مورد استفاده عموم مردم قرار گیرند.


پس از بیانات والاحضرت همایون ولایتعهد والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی رئیس شورای عالی ورزش و رئیس کمیته ملی المپیک افکار بلند و والاحضرت همایون ولایتعهد را مورد تحسین قرار دادند و طی سخنانی اظهار داشتند بیانات والاحضرت روشنگر این بود که والاحضرت به اساس و ضعف کار توجه دارند چه بهتر ما به جای ایجاد سروصدای بی‌جهت روی برنامه صحیح کار کنیم. والاحضرت اضافه کردند که روزش باید در مدارس و بین تمام مردم تعمیم یابد و همه با علاقه به آن روی آورند. البته در این میان معدودی هم به مقام قهرمانی خواهند رسید و در میادین بزرگ دنیا و المپیک شرکت خواهند کرد. والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی در پایان سخنان خود بار دیگر به نمایندگی از طرف جامعه ورزشکاران افکار بلند والاحضرت همایون ولایتعهد را مورد ستایش قرار دادند.