بازسازی پرشن کریدور از سوی ولادیمیر پوتین و سید ابراهیم رییسی

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
سوسیال دموکراسی بازسازی پرشن کریدور از سوی ولادیمیر پوتین و سید ابراهیم رییسی

جمهوری دموکراتیک نام دروغین برای جمهوری خلق

لیبرال دموکراسی
بازسازی و دوباره راه اندازی پرشن کریدور

بازسازی پرشن کریدور از سوی ولادیمیر پوتین و سید ابراهیم رییسی

در روز ۲۹ ماه جون ۲۰۲۲ میلادی برابر با ۸ تیر ماه ۲۵۸۱ شاهنشاهی ششمین نشست پنج کشوری که پیرامون دریای مازندران قرار دارند، برگزار شد. این کشورها روسیه، ایران، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان می‌باشند. پرزیدنت پوتین در این روز با پرزیدنت‌های کشورهای نامبرده دیدار کرد و به گفتگو نشست.

نخستین مصوبه درباره استفاده از دریای مازندران از سوی نیروی دریایی کشورهای خارجی بود. در این باره تصمیم گرفته شد که تنها نیروی دریایی کشورهایی که پیرامون دریای مازندران هستند می‌توانند وارد این دریا شوند. ولادیمیر پوتین از ایران، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان خواست که تنگاتنگ با یکدیگر در زمینه امنیت و ارتش همکاری کنند. پوتین افزود که ترابری و لجستیک منطقه باید بهتر شود و به ویژه کریدور ترابری بین المللی شمالی و جنوبی باید گسترش یابد. و این درست در هنگامی است که چین پروژه جاده ابریشم نوین را از شرق به غرب می‌کشد، پوتین نیز می‌خواهد کریدور جنوب به شمال را بکشد. موافقتنامه کریدور جنوب به شمال در قرارداد عشق آباد پایتخت کشور ترکمنستان در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی میان جمهوری اسلامی و روسیه دستینه شد.

در قرارداد عشق آباد آمده است که بندرهای ایران در شاخاب پارس از راه راه آهن سراسری ایران به راه آهن روسیه بپیوندند و از آنجا با راه آهن روسیه تا شهرهای سن پترزبورگ ادامه یابد. بندرهای ایران در شاخاب پارس از راه آبی به بندرهای هند می‌پیوندند، یعنی ولادیمیر پوتین می‌خواهد از روسیه تا هند راه‌های ترابری داشته باشد. با این ارتباط دوباره «پرشن کریدور» راه اندازی می‌شود. پرشن کریدور راهی بود که از جنوب ایران، بندر شاهپور تا بندر پهلوی در دریای مازندران کشیده شد. این راهی بود در جنگ جهانی دوم که میلیون‌ها تن مهمات و دیگر ابزار جنگی ساخته شده امریکا و مواد خوراکی کامیون و هواپیماهای امریکایی از بندرهای شاخاب پارس تا دریای مازندران با استفاده از جاده‌ها و راه آهن ایران به بندر پهلوی ترابر می‌شد و سپس با کشتی از راه دریای مازندران به استراخان شمال دریای مازندران ترابر می‌گردید.

بسیار شگفت‌انگیز است، اینک که جنگ میان روسیه و اوکراین درگرفته است دوباره این کریدور که به جنگ جهانی دوم تعلق دارد راه اندازی شود. آشکار است که ولادیمیر پوتین می‌خواهد ارتباط با هند را از خاک ایران استوار سازد. هند یکی از کشورهایی است که از خریداران بزرگ نفت روسیه است. هم اکنون، دنیای غرب از روسیه نفت نمی‌خرد تا به پوتین پول برای نفت ندهد که او برای جنگ اوکراین هزینه کند. هند از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، خرید نفت از روسیه را افزایش داده است و روسیه نفتش را به هند با تخفیف بزرگ می‌فروشد. هند از نفت روسیه در پالایشگاه‌هایی که دارد، بنزین و گازوییل تولید می‌کند و به اروپا بنزین و گازوییل هندی را می‌فروشد. راه معمول برای ترابر نفت روسیه به هند، با کشتی از راه دریای سیاه و سپس کانال سویز بود. اما از زمان جنگ روسیه با اوکراین راه دریای سیاه خطرناک شده است. بدین روی، برای پوتین بسیار مهم است که از راه خاک ایران نفت خود را به هند برساند.

همکاری و همدستی جمهوری اسلامی و روسیه، به سبب جنگ روسیه و اوکراین پیوسته نزدیک تر می‌شود. روسیه از حکومت ملایان پشتیبانی می‌کند، و با این کار از منافع اقتصادی خود نگاهبانی می‌کند. رییسی در گفتگوها با پوتین گفت که همکاری در زمینه انرژی میان جمهوری اسلامی و روسیه بسیار خوب می‌باشد. روشن است که رییسی در این گفتگوها، هم چنین همکاری خویش را در زمینه اتم ابراز داشته است. در واقع جمهوری اسلامی هیچ گرایشی به برجام ندارد، جمهوری اسلامی اورانیوم را به غلظتی که می‌خواهد غنی می‌کنند تا به ساختن بمب مورد نظرشان بپردازد و با کمک روسیه و چین، جمهوری اسلامی تحریم‌ها را پیروزمندانه دور می‌زند.

اگر بیاندیشیم که فلسفه ولادیمیر پوتین، همان فلسفه تزار روسیه است یعنی سیاست روسیه بر این پایه است که روسیه کشورهای دیگر را اشغال کند و ضمیمه روسیه نماید. جالب است جایی که این نشست برگزار شد همان عشق آباد بود. شهر عشق آباد، پایتخت ترکمنستان که پیشتر نام آن اشک آباد بوده است و برگرفته از نام اشک یکم سر دودمان اشکانیان می‌باشد. ارتش روسیه عشق آباد را در سال ۱۸۸۱ میلادی برابر با ۱۲۶۰ خورشیدی اشغال کرد. عشق آباد روستای کوچکی در کنار شهر باستانی نسا می‌باشد که زمانی پایتخت اشکانیان بوده است. شصت سال پس از این تاریخ در ۱۹۴۱ میلادی برابر با سال ۱۳۲۰ خورشیدی روسیه به ایران لشکر کشید و استان‌های شمالی ایران را اشغال کرد و زمانی که جنگ جهانی دوم به پایان رسید، ارتش شوروی از ایران بیرون نرفت و کار به شکایت به شورای امنیت سازمان نوبنیاد ملل متحد کشید. استالین در آذربایجان با همدستی مزدورانش، سید جعفر پیشه وری و کام بخش و دیگران جمهوری دموکراتیک آذربایجان را بر پا ساخت. تنها با فشار سازمان ملل متحد و دولت امریکا سرانجام استالین ارتش سرخش را از آذربایجان بیرون کشید. در روز ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ خورشیدی شاهنشاه ایران که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را داشتند با هواپیما بر فراز قرارگاه‌های شورشیان و خاینین پرواز کردند و استان آذربایجان را که یک سال از مام میهن جدا شده بود را به ایران بازگرداندند. استالین نتوانست ایران را با نیروهای نظامی اشغال کند، اما استالین نیرنگ دیگری در سر داشت.

استالین در روز ۱۰ مهر ماه ۱۳۲۰ حزب توده را در ایران بنیاد نهاد. هموندان بنیانگذار حزب توده همان کمونیست‌هایی بودند که در زمان رضا شاه بزرگ به زندان افکنده شدند. نخستین کاری که ارتش روسیه پس از اینکه به تهران رسید انجام داد، آزاد ساختن این ۵۳ مزدور استالین بود. این ۵۳ نفر با پول شوروی، حزبی را با هزاران هموند در سراسر ایران به راه انداختند و به ارتش شاهنشاهی ایران و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی به دستور استالین رخنه کردند. این را استالین پیاده روی طولانی در نهادها برای آماده سازی زمینه برای به دست گرفتن قدرت نام نهاد. نخستین توطیه برای به دست گرفتن قدرت در ایران از سوی حزب توده در زمان نخست وزیری محمد مصدق بود. مصدق یک جنگ اقتصادی علیه بریتانیا آغاز کرد. بریتانیا با تحریم اقتصادی ایران به این جنگ پاسخ داد. این موقعیت مناسبی بود برای حزب توده و شوروی که از آن به سود خود بهره برداری کنند. مصدق نیز راه حزب توده را پیش گرفت و از آنجا که اختیارات از مجلس گرفته بود، می‌اندیشید که هیچ کس نمی‌تواند وی را بازایستاند. تنها کسی که می‌توانست این پیر مرد افسار گسیخته را باز ایستاند، شاهنشاه ایران بود که مصدق را از نخست وزیری برکنار کرد. مصدق به جای اینکه فرمان شاهنشاه را اجرا نماید و برود، فریاد برآورد که ارتش کودتا کرده است، شبانه در ساعت یک بامداد ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲ محمد مصدق گارد شاهنشاهی را منحل کرد و افسران گارد را زندانی نمود، آنگاه محافظ شخصی شاهنشاه را از رامسر به تهران فراخواند و کاخ های شاهنشاهی را مهر و موم کرد. اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و ملکه ایران ناچار با هواپیمای دو موتوره به سوی بغداد پرواز کردند.

از ساعتی پس از نیمروز حزب توده، جبهه ملی با پرچم‌های سرخ داس و چکش و شعارهای کمونیستی در خیابان‌های تهران به سوی میدان بهارستان به راه افتادند. مردم پایتخت از ترس بر خود لرزیدند و با چشم‌های خود دیدند که شوروی در حال به دست گرفتن قدرت در ایران است. همانگونه که نوارهای ضبط شده از این تظاهرات نشان می‌دهند، حسین فاطمی که شبانه وزیر امور خارجه ایران شده بود در بهارستان سخنرانی کرد و سرنگونی مشروطه شاهنشاهی و برپایی جمهوری دموکراتیک خلق را اعلام داشت.

در این میان جبهه ملی و حزب توده تندیس‌های رضا شاه بزرگ در میدان بهارستان را با جراثقالی که پیشتر به بهارستان آورده بودند واژگون ساختند و در روزهای ۲۶ و ۲۷ امرداد ماه به پایین کشیدن دیگر پیکره‌های دو پادشاه پهلوی از میدان‌های سپه، ۲۴ اسفند، میدان راه آهن، پارک شهر و .... دیگر جاهای تهران پرداختند.

از ساعت شش بامداد ۲۸ امرداد ماه گروه گروه مردم به خیابان‌ها ریختند و قیام مردم شاه‌دوست و میهن‌پرست پایتخت، علیه حکومت مصدق آغاز شد. در این رستاخیز همه طبقه‌های مردم، کارگران، پیشه‌وران، کشاورزان، دانشجویان و هم چنین سربازان و پاسبانان، گارد شاهنشاهی و بانوان شرکت داشتند. مردم میهن‌پرست مرکز فرستنده رادیو را اشغال کردند و سپس به مرکزهای حساس شهر و اداره‌های دولتی هجوم بردند و سازمان‌های دولتی را یکی پس از دیگری به اشغال خود درآوردند. اداره رادیو را مردم اشغال کردند و با نواختن سرود شاهنشاهی پیروزی مردم را به آگاهی رساندند، سپس سدای میراشرافی و پیراسته نمایندگان مردم در مجلس شورای ملی از رادیو شنیده شد. این دو تن ماهیت مصدق و دولت مصدق و هدف آنها یعنی سپردن ایران به شوروی را برای مردم روشن ساختند و از مردم خواستند که همه به خیابان‌ها بریزند و این دولت خائن را براندازند. گروهی از مردم نیز به زندان‌های ساخته شده به دستور مصدق یورش بردند. شماری از مردم کشته شدند ولی توانستند بی‌گناهانی که به دست مصدق به زندان انداخته شده بودند را آزاد سازند. دانشجویان دانشکده افسری و دانش آموزان، سربازان و پلیس با همراهی مردم کوچه و بازار به اشغال مرکزهای گوناگون پرداختند. چند دسته از مردم نیز به سوی خانه مصدق که با تانک‌ها پاسداری می‌شد یورش بردند و با وجود شلیک گلوله پاسداران خانه مصدق و کشته شدن شماری از افراد غیرنظامی، با چوب و سنگ به حمله‌های خود ادامه دادند. ساعت پنج پس از نیمروز شماری از تانک‌هایی که سرنشینان آنها علیه دولت مصدق به پا خاسته بودند با مردم همراه شدند و به سوی خانه مصدق هجوم بردند و با شلیک توپ و رگبار مسلسل به مقاومت پاسداران خانه مصدق پایان دادند. مصدق نیز از دیوار ویران شده خانه‌اش به خانه پهلویی که مال خودش بود و به امریکایی‌ها اجاره داده بود، پرید و فرار کرد.

در پایان، ملت ایران در روز ۲۸ امرداد ماه کودتای ننگین مصدق با کمک حزب توده و شوروی را پایان دادند. پس از دستگیری مصدق شبکه افسران توده‌ای در ارتش شاهنشاهی ایران پیدا شد و گام به گام این مزدوران دستگیر شدند. بسیاری از توده ای‌ها به مسکو و آلمان شرقی فرار کردند. کسانی مانند کیانوری و بزرگ علوی به دامان کمونیسم شتافتند.

کمونیست‌های ایران در کشورهای غربی خود را دوباره سازمان دادند و در سال ۱۳۴۲ کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور را راه اندازی کردند که به اختصار آن را سیسنو می‌گفتند Confederation of Iranian Students (National Union) کنفدراسیون دانشجویان از دیدگاه ایدیولوژیکی ایده آل‌های نوین جستجو کردند مانند کمونیسم در چین با مایو، کمونیسم در آلبانی با انور خوجه ،کمونیسم در کوبا با فیدل کاسترو و چه گه وارا ، و کمونیسم در ویتنام شمالی با هوشی مین.

چنگیز پهلوان و بهمن نیرومند توده ای‌های خطرناک در آلمان فدرال یا آلمان غربی تظاهرات علیه شاه را هنگام بازدید شاهنشاه ایران از آلمان به راه انداختند و فضایی علیه شاهنشاه ایران در دنیا بوجود آوردند. هموندان کنفدراسیون همان هموندان سیسنو با صلیب سرخ جهانی، سازمان عفو بین الملل، گروه‌های حقوق بشری در ایالات متحده آمریکا، نمایندگان حزب‌های چپی در آمریکا همان حزب دمکرات و آلمان با حزب اس پ د ، فرانسه با سوسیالیست‌ها، انگلستان حزب لیبرال ، ایتالیا حزب کمونیست و سوسیالیست و غیره تماس گرفتند و دولت‌های غربی را علیه شاه ایران برانگیختند.

آریامهر با چین و شوروی و اقمار شوروی مانند مجارستان و رومانی و لهستان و چکسلواکی پیوندهای اقتصادی برقرار کردند و قرار بود به آلمان شرقی سفر کنند و روابط دیپلماتیک میان ایران و آلمان شرقی را برقرار سازند. همه این کشورها پشتیبانی مالی و اسلحه را به سیسنو بازایستادند. از این تاریخ بود که کنفدراسیون بر آن شد با خمینی در نجف کار کند و وی را رهبر خود سازد. زمانی که خمینی در عراق به سبب فعالیت‌های سیاسی اش با دشواری‌هایی روبرو شد، کنفدراسیون خمینی را به نوفل لو شاتو آورد، و وی را به عنوان قهرمان آزاد ساختن ایران، به رسانه‌های خارجی که بیشتر در دست چپی می‌باشد، فروختند.

با شبکه مسجدها، بیش از ۸۰ هزار مسجد، کنفدراسیون برای خمینی دنباله روهایی گرد آورد و سرانجام حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را برانداختند. چپی‌ها و اسلامیست‌ها یک حکومت مارکسیستی اسلامیستی در ایران بر پا داشتند با یک رهبر در بالای حکومت و دیکتاتوری ولایت فقیه را در ایران به راه انداختند. غرب که پلی بود که جمهوری اسلامی در ایران پا بگیرد، بی درنگ به عنوان دشمن ایران معرفی شد. سفارت آمریکا اشغال شد، گنده تروریست دنیا یاسر عرفات به ایران فراخوانده شد، و کوشش شد که یک گونه نوینی از اسلام و سوسیالیسم همان نه غربی نه شرقی جمهوری اسلامی بر پا شود.

امروز این سیستم اهریمنی در حال فروپاشی است و انقلابیون سال ۱۳۵۷ دست به دامان دوستان قدیمی اشان در پکن و مسکو شده‌اند. همانگونه که می‌بینیم، ولادیمیر پوتین و ژی ژین پینگ با گرایش بسیار آماده کمک به جمهوری اسلامی هستند. روسیه با اتم در بوشهر و چینی‌ها با خرید جزیره‌های ایران مانند کیش و خرید منابع گاز و نفت و دیگر ثروت‌های ایران به جمهوری اسلامی کمک می‌کنند.

سازمان‌های حقوق بشری، سازمان عفو بین الملل و صلیب سرخ با اینکه ایران بالاترین شمار اعدام شدگان در جهان را دارد ناپدید شده‌اند. در زمانی که ملت ایران برای گران شدن بهای بنزین و نان و پرداخت نشدن حقوق ماهانه اشان دستگیر و سپس کشته می‌شوند، از این سازمان‌ها سدایی بر نمی‌آید.

ملت ایران اکنون می‌داند که چه اشتباهی شده است و در سراسر ایران فریاد می‌کشند رضا شاه رضا شاه. چه اشتباه کردیم که انقلاب کردیم. نابود جمهوری اسلامی. ای شاه ایران برگرد به ایران.

پاینده ایران – برقرار قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران – در اهتزاز پرچم زیبای سه رنگ شیر و خورشید نشان و تاجدار ایران