خاقانی (غزلیات)/ای زیر نقاب مه نموده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (ای زیر نقاب مه نموده) از خاقانی |
' |
ای زیر نقاب مه نموده ماه من و عید شهر بوده از مقنعه ماه غبغب تو صد ماه مقنعم نموده باد سر زلفت از سر آغوش دستار سر سران ربوده دردانهی عقد عنبرینت خونین صدف از دلم گشوده توسوده به پای غم دلم را من آتش غم به دست سوده از شورش آه من همه شب با دام تو دوش ناغنوده وز نالهی زیور تو تا روز من نالهی خویش ناشنوده ای طعنه زده به دیگرانم در کاهش جان من فزوده خاقانی اسیر دیگران نیست هم عشقت و گرگ آزموده