خاقانی (غزلیات)/سینه پر آتشم چو میغ از تو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (غزلیات) (سینه پر آتشم چو میغ از تو) از خاقانی |
' |
سینه پر آتشم چو میغ از تو چهرهی پر گوهرم چو تیغ از تو روز عمرم بدی که چون حاصلی نیست جز دریغ از تو ماتم عمر رفته خواهم داشت زان سیه جامهام چو میغ از تو رصد عشق تو جهان بگرفت چون تمنا کنم دریغ از تو وه چه سنگی که خون خاقانی ریختی نامده دریغ از تو