اوحدی مراغهای (غزلیات)/گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟) از اوحدی مراغهای |
' |
گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟ بتا، تعلق خاطر به سرو وبان چه دهی؟ ز سرو راست تری، یاد نسترن چه کنی ز لاله خوبتری دل به ارغوان چه دهی؟ چو غنچه تنگ دلی را به خندهی چو شکر ز پستهی دهن خویشتن نشان چه دهی؟ چو نرگس تو ز بیداد خون خلق بریخت تو تیر غمزه به ابروی چون کمان چه دهی؟ بنفشه را چو زبان بر کشیده ای ز قفا به خیره سوسن پر فتنه را امان چه دهی؟ چو طوطی لب لعل تو در حدیث آمد به هرزه بلبل شوریده را زبان چه دهی؟ اگر نه همچو فلک تند خوی و بد مهری مراد دشمن و تشویق دوستان چه دهی؟ بر آستان تو بگریستم به طیره شدی که باز رحمت این خاک آستان چه دهی؟