هم میهنان گرامی وبگاه مشروطه با دشواری تکنیکی برای نشان دادن فرتورها و فیلم ها روبروست به زودی این دشواری از میان برداشته خواهد شد با سپاس - ادمین
اوحدی مراغهای (غزلیات)/عاشقان درد کش را دردی میخانه ده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (عاشقان درد کش را دردی میخانه ده) از اوحدی مراغهای |
' |
عاشقان درد کش را دردی میخانه ده از قدح کاری نیاید، بعد ازین پیمانه ده جان ما بر باد خواهد رفت، ساقی، یکزمان بادهای گر میدهی، بر یاد آن جانانه ده هر حریفی را به قدر حال او تیمار کن طوطیان را شکر آر و ماکیان را دانه ده چون شود خوابت گران دست سبک روحی بگیر و آن دگرها را سبکتر سر به سوی خانه ده آن سر زلف چو زنجیر، ار چه کاری مشکلست یک زمان در دست این آشفتهی دیوانه ده ای که منکر میشوی سوز دل ریش مرا پرتو آن شمع بین و ترک این پروانه ده کنج این ویرانه بیگنجی نباشد اوحدی مست گشتی، خیز و آوازی درین ویرانه ده