اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم) از اوحدی مراغهای |
' |
ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم از نوش دهان تو چندین چه زنی نیشم؟ گر زانکه سری دارم در پای تو، ای دلبر کس را چه سخن با من؟ من مرد سر خویشم پیش تو کشم هر دم دست و کف محتاجی ای محتشم کوچه، دریاب، که درویشم گاهم سگ درخوانی، گه ننگ مسلمانی از هر چه تو میدانی، از ناخلفی، بیشم یک دم نرود بیتو، کین دیدهی سرگردان از خون دل خسته خوانی ننهد پیشم با من نکند خویشی بیگانهی خوی تو کین بخت که من دارم بیگانه کند خویشم ای اوحدی، این دل را درمان چه کنی چندین؟ من ناوک او دارم مرهم نبرد ریشم