مذاکرات مجلس شورای ملی ۶ آبان ۱۳۳۸ نشست ۳۴۱

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۴ دسامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۰:۰۰ توسط Bijan (گفتگو | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری نوزدهم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری نوزدهم

قوانین برنامه‌های عمرانی کشور مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نوزدهم

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏۱۹

جلسه: ۳۴۱

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه ششم آبان ماه ۱۳۳۸

فهرست مطالب:

۱-تصویب صورت مجلس

۲-بیانات قبل از دستور آقایان خلعتبری - ارباب

۳-مذاکره در گزارش کمیسیون دادگستری راجع به مرور زمان کیفری.

۴-تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت و پنجاه دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقای دکتر موسی عمید نائب رئیس تشکیل گردید.

۱- تصویب صورت مجلس‏

نائب رئیس- صورت اسامی غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

غائبین با اجازه آقایان: تربتی- شادمان- اکبر- ساگینیان- امیدسالار- دکتر سعید حکمت- هدی اسفندیاری- عامری- ذوالفقاری- محمودی- پناهی- دکتر امین- بزرگ‌ابراهیمی- ثقه‌الاسلامی- عبدالحمید بختیار- کدیور- طباطبایی- قمی- دکتر حسن افشار- نصیری- قراگزلو- رامبد- سعیدی- مرتضی حکمت- دکتر دیبا- اورنگ- سلطان‌مراد بختیار- اریه- مهران- کورس- دکتر نفیسی- صادق بوشهری- مسعودی- سنندجی- امامی‌خویی. ‏

غائبین بی‌اجازه آقایان: دکتر طاهری- قرشی. ‏

دیرآمدگان و زود رفتگان با اجازه آقایان: فرود- صدرزاده- دکتر اصلان افشار- دکتر امیر حکمت- بزرگ‌نیا- موسوی‏.

نائب رئیس- پس از حصول اکثریت تصویب صورت مجلس اعلام می‌شود نطق‌های قبل از دستور شروع می‌شود در این موقع با ورود چند نفر از آقایان نمایندگان اکثریت حاصل شد چون اکثریت هست تصویب صورت مجلس اعلام می‌شود جناب آقای خلعتبری بفرمایید.

۲- بیات قبل از دستور آقایان خلعتبری ارباب‏

ارسلان خلعتبری- یک مسئله‌ای که هنوز برای دنیا خیلی با اهمیت است مسئله کمونیزم است کمونیزم هنوز در دنیا مسئله‌اش به طور کامل حل نشده است و هنوز بسیار اهمیت دارد و ما کشوری هستیم که از این مبارزه فاتح بیرون آمده‌ایم با این که از خیلی کشورهای دیگر از لحاظ ثروت و مال و این چیزها عقب‌تر بودیم من متأسفم که درست درک نمی‌کنم که چه بلایی داشت به سر ما می‌آمد و چطور یک عده‌ای چون در موقع فهمیدند و صحیح فهمیدند دفع آن خطر را کردند در این مبارزه‌ای که ما کردیم پادشاه مملکت بود رئیس‌الوزراها بودند مجلسین بودند مخصوصاً مجلس چهاردهم روحانیون علمای روحانی بسیار دخالت داشتند از لحاظ تقویت ایمان مردم بر علیه کمونیزم که هنوز هم باقی است مرحوم آیت‌الله اصفهانی آن روزی که از دنیا رفت تقریباً نصف حزب توده متزلزل شد برای این که یک عالم مسلمان مرد و مردم عزاداری طوری کردند که ناچار شدند بی‌دین‌ها پرچم بلند کردند و در کوچه‌های تهران شرکت در مصیب کردند این مسایل را برای این عرض می‌کنم که بنده از ابتدای ورود به سیاست بدون پروا همیشه با کمونیزم نه فقط مخالف بودم بلکه هر چیزی که موجب پیشرفت کمونیزم باشد و مردم از آن باخبر باشند این را وظیفه خودم دانستم بگویم و همیشه هم درست در آمده است این پیش‌بینی‌های من آن وقتی که حزب توده در تهران با صد هزار نفر رژه می‌داد بنده در حزب ایران بودم بنده و یک عده از رفقای‌مان آن حزبی که آن روز ده هزار نفر عضو ثبت شده داشت وقتی که با آنها ائتلاف کردند ما آن حزب را شکستیم و از ده هزار نفر پنجاه شصت نفر بیشتر باقی نماندند این چیزی نیست که حالا بنده بخواهم بگویم و بعد از آن هم بنده در مواقعی که دیدم موضوع له کمونیست‌هاست بنده با آن کسانی که سابقاً کار می‌کردم بیا کنار گذاشتم بازه دیدم که حق با من بود فکرم درست بود حرفم درست بود حالا آقایان این کمونیزم یک وقتی در دنیا خیلی اهمیت داشت یعنی تز اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کارل مارکس یعنی مارکسیسم و کلیه طرفدارانش خیلی اهمیت داشت پدر اروپا را همین اشتباه در آورد اروپایی‌ها مخصوصاً چپی‌های فرانسه و آن فرونت پویولر که جناب آقای دکتر شاهکار آن وقت در اروپا تشریف داشتند و می‌دانند من چه عرض می‌کنم پویولر یعنی تمایل با کمونیزم از آن موقع پایه مقاومت اروپا در مقابل آلمان و در مقابل روس‌ها سست شد و نتیایجی که بعد از جنگ به بار آورد و این همه احزاب کمونیست وجود آورد تمام در نتیجه همین اشتباهات بود خوشبختانه اشخاصی پیدا شدند کتاب‌هایی نوشتند زحمت کشیدند نویسندگان خیلی معروف و روشن‌فکر اروپایی و آمریکایی بطلان تز اجتماعی و سیاسی طرفداران مارکسیسم را ثابت کردند علامه وحیدی بطلان این تز را اسلام ثابت کرده یک وقت مردم اغفال می‌شوند بایستی یک چیزی آن مردم اغفال شده را از اغفال بیرون بیاورد آمدند یک عده‌ای زحمت کشیدند و رفتند با کتاب‌های خودشان تئوری مارکسیسم را روشن کردند گفتند که اینها در ممالکی که عمل کرده‌اند هم سلب آزادی کرده‌اند و هم زندگی کشاورز و کارگر را که اینها را برای دفاع از آن‌ها می‌گویند وضع آنها را خیلی پایین آورده‌اند در مقابل وضعی یک طبقه ممتازه‌ای که از خود حزب کمونیست در کشورهای کمونیستی به وجود آور ده بالا آمد این را رفتند مشاهده کردند و گفتند در این ضمن یک مسئله دیگری پیش آمد و آن مسئله تز اقتصادی کمونیزم بود تز اقتصادی مکتب کارل مارکس یعنی مارکسیسم که هر کس طرفدار این فکر هست حرفم متوجه او خواهد بود این تز اقتصادی هم شکست خورد چه طور شکست خورد این تز اقتصادی را یک عده از ممالک اروپایی بعد از جنگ مثل آلمان عربی مثل ایتالیا و انگلستان که اول متمایل به این افکار شده بود و مقداری از صنایع خودش را ملی کرد ملت انگلیس هم در انتخابات بعد از جنگ طرفدار آن افکارشد روی ناسیونالیست کردن و ملی کردن صنایع ولی بعد این قبیل افکار را کنارگذاشتند و الان در انگلستان ۳ نوبت است که حزب محافظ کار انتخابات انگلستان را می‌برد بنده این دفعه در موقع انتخابات در انگلستان بودم اغلب با مردم صحبت می‌کردم با شوفر صحبت می‌کردم با راننده تاکسی و با سلمانی که سر می‌تراشید صحبت می‌کردم می‌گفتم یکی رأی می‌دهی می‌گفت مسلماً به کنسرواتیو و محافظه‌کار گفتم شما که قاعده نباید به آنها رأی بدهید می‌گفتند با حکومت آنها ما زندگیمان خیلی بهتر شده است می‌گفتند در شرایط فعلی زندگی احساس می‌کنیم در این چند سال وضع ما بهتر شده و بنابراین ما الان راحتی خیلی بیشتری از سابق داریم این مسئله تنها در بنده تأثیری گذاشت که یک فکری که اگر به مرحله اجرا و قطعیت می‌رسید یعنی این فکری که کمونیسم اشاعه می‌دهد و این فکری که ممالکی که دارای رژیم آزادی هستند و معتقد به دیانت هستند و معتقد به اصول و شعایر ملی هستند اگر تسلط پیدا می‌کردند این فکر خوشبختانه تئوری‌هایی که با آن تئوری‌ها مردم را جلب می‌کردند این تئوری‌ها امروز شکست خورد برای اینکه مردمی که در آلمان غربی در ایتالیا در فرانسه در انگلستان و این ممالک زندگی می‌کنند آنها می‌بینند یک تز دیگری که مخالف و ضد کمونیست‌ها ست مخالف تز مارکسیسم است این تز موجب بهبودی وضع زندگی مردم شده است در آمریکا هم که سطح زندگیش بالاتر اکزاروپا است در آنجا زندگی مردم بهتراست آنجا مردم بیشتر وسایل دارند بنابراین مردم اروپا و امریکا و دنیا با چشم خودشان و با حس خودشان درک کردند که زندگی تحت رژیم اقتصادی ضد مارکسیسم یعنی تز اصل اقتصاد مبتنی بر فعالیت افراد برای مردم زندگی بهتری تأمین می‌کند.

بنابراین این آن تئوری‌هایی که مربوط به آن تز مارکسیسم است آن ئوری امروز دیگر از بین رفت اصلاً روشنفکرها هم کارگرها هم دارند توجه پیدا می‌کنند به همین تز رژیم آزادی فعالیت‌های فردی و رژیم آزادی‌های فردی سوسیالیست‌های فرانسه رفتند کمک کردند ژنرال دو گل را سر کار آوردند برای این که در مقابل کمونیسم یک جبهه واحدی تشکیل بدهند در انگلستان در اروپا امروز تشکیل یک جبهه واحد بر علیه مطلق مارکسیسم و تئوری‌های آن به وجود آمده و ساعت به ساعت این جبهه دارد قوی‌تر می‌شود و آن جبهه مارکسیسم ضعیف‌تر می‌شود دیگر طرفداران مارکسیسم خودشان خجالت می‌کشند که به تئوری‌های کهنه خودشان استناد بکنند و بنابراین اگر سیر تدریجی مبارزه با کمونیسم به جایی رسیده است که در ممالک اروپایی و امریکایی درگیر به آن تئوری‌های کهنه استناد نمی‌شود به طریق اولی در مملکتی مثل ما و در ممالکی شبیه ما که باید اقتصادشان براساس فعالیت‌های فردی و براساس رژیم آزادی‌های فردی ترقی کند آنها به طریق اولی باید فراموش کنند آن حرف‌ها و آن تزها و آن مسایلی که دیگر کهنه شده است امروز دیگر مسئله استشهارگر اگر آقایان کهنه شده هر چه بگویند دیگر به گوش اروپایی و امریکایی فرو نمی‌رود برای چه برای این که اولاً اگر می‌گویند در ممالک آزاد آنها اگر ثمره کارگر را گرفتند و این استشهار است در ممالک کمونیست آنها ده برابر بیشتر استشهار می‌کنند برای این که آزادی را از او سلب می‌کنند وضع زندگی ممالک امریکا و انگلستان و آلمان غربی خیلی بهتر از ممالک کمونیست است پس این تئوری‌ها از بین رفته است بنده دو خط می‌بینم برای ممالکی که آن مرحله ممالک را اروپا را طی نکردند و آن دو خطر این است که کمونیست‌ها تصور نفرمایید جناب آقای ارباب رستم این مسایل برای جنابعالی از همه بیشتر مفید است عرض کنم کمونیست‌ها دو چیز مهم الان برایشان باقی مانده این مسائلی که خدمت‌تان عرض می‌کنم لااقل نتیجه مطالعه هزار کتاب است که راجع به کمونیسم خوانده‌ام بی‌خود همین طور عرض نمی‌کنم کمونیست‌ها برای امثال ما ممالک نگذارند به آن هدف اصلی برسند یعنی به آن قدرتی برسیم که همیشه بتوانیم جلوی کمونیزم باشیم و حتی تزهایشان را رد کنیم که مثل انگلستان و آلمان غربی تزشان مثل پوست خربزه باشد که زیر پا افتاده باشد بنابراین این که ما به آن مرحله نرسیم آنها تلاش خودشان را دارند لنین گفته استالین تأیید کرده کمونیسم اگر عقب‌نشینی کند این عقب‌نشینی تاکتیک است و این قصاد حمله مجدد است ما چقدر باید اشتباه بکنیم که دستگاهی هشت ماه تمام به شاه ما و دولت ما و به مجلسین ما و ملت ما هزار جورحمله بکنند و اگر خیال بکنیم دیگر ما مبارزه در پیش نداریم این خیلی اشتباه است بنده می‌خواهم آقایان را از این اشتباه بیرون بیاورم احسنت من می‌خواهم که خودمان دیگر کمک نکنیم هر روزی که روزگار فرصت بدهد اینها به سراغ ما خواهند آمد امروز صلح بین‌المللی است و سایر چیزهای دیگر ولی اصل مطلب چیز دیگری است یعنی داخله ۸ مملکت ما باید طوری باشد که اینها اصلاً نتوانند که تزشان را ثابت کنند نه بتوانند مردم را تحریک کنند و اغفال کنند بنابراین اولین چیزی که اینجا در دست دارند با آن چیزهایی که خورد می‌کنند امثال ما ممالک را و دیدید که تأثیر تبلیغات اینها چقدر قوی بود در تهران که تاجرزاده‌های ما آمدند و رژه رفتند بر علیه استقلال خودشان برعلیه حکومتی که می‌گفتند طرفدارش هستیم چه در زمان جنگ و چه بعد از جنگ اما جگرگی‌ها آب نبات‌فروش‌ها قصاب‌ها اینها برای این که ایمان مذهبی‌شان محکم بود غذا نداشتند بدنشان هم برهنه بود اما چون ایمان داشتند آن ایمان حفظش کرد (صحیح است) ملت ایران را ایمان حفظ کرد علامه وحیدی همان اسلام بله اسلام پایه ایمان است یک محقق آمریکایی یک کتابی نوشته در آن نوشته است در مناطق کشاورزی اصلاً کمونیزم رخنه نمی‌تواند بکند برای اینکه مذهب مانع است. ‏

نائب رئیس- آقای خلعتبری از این دقیقه از وقت آقای فرود استفاده می‌کنید.

ارسلان خلعتبری- بله عرض کنم حالا بنده اولین خطری که می‌بینم این است اگر کمونیسم خودش جای پا ندارد خودش وسیله ندارد خودش هیچ کار نمی‌تواند بکند چقدر خطا است که من امثال من اشخاص دیگر اشخاصی که در دولت هستند اشخاص خارج دولت نویسندگان ارباب فضل حرفی که آنها نمی‌توانند بزنند ما بیاییم بگوییم آنها منظورشان از تبلیغات ایجاد ضعف در میان مردم است که نیروی ملی برای دفاع سست شود این تاکتیک آنهاست ما اگر این کار را کردیم بدون اینکه کمونیست باشیم بدون این که مارکسیست باشیم عمل آنها را کرده‌ایم این است که وقتی بنده می‌بینم از لحاظ تبلیغات در مملکت حرف‌هایی زده می‌شود که نباید زده شود می‌آیم اینجا شجاعتش را هم دارم اظهار می‌کنم هیچ طور هم نمی‌شود برای بنده اگر عده‌ای بدشان آمد و فحش دادند فحش بدهند آزادی است اگر عده‌ای خوش‌شان آمد تحسین می‌کنند بنده حرفم را می‌زنم بنده از چندی به این طرف می‌بینم که ما دچار یک تبلیغاتی شدیم که این تبلیغات را در واقع رادیو مسکو گفت یعنی آن حرفی که او می‌گوید یک مقداری از خود ما می‌گوییم من باب مثال عرض می‌کنم آقایان در چند جا خواندم اشخاصی بودند می‌گفتند آنهایی که در تهران خانه ساختند و مستغلات ساختند باید خانه و مستغلات آنها را گرفت یک عده‌ای به اینها فحش می‌دهند خوب آقا از یک طرف می‌گویند باید خانه سازی بشود برنامه خانه سازی دادیم بنده به انگلستان که رفتم دیدم شرکت‌هایی هستند که هزار تا خانه ساخته‌اند و چون از این شرکت‌ها زیاد هستند که هزار تا خانه ساخته‌اند قیمت‌های مال‌الاجاره در لندن نصف تهران است برای اینکه باید خانه ساخته بشود من نمی‌دانم اگر بنده دلار و لیره از معاملات یا از هر طریقی به دست آوردم این را بفرستم به سویس و انگلیس و آنجاها این جرم نیست اما اگر چند نفر پیدا شدند و ده تا بیست تا خانه ساختند در این مملکت خانه ساختن جرم است اینها را باید فحش داد ایجاد اختلاف کرد بین مردم که این خانه‌دار و آن خانه ندار تئوری خانه داشتن غیر از فحش دادن است و اگر فحش دادند و ایجاد بغض و کینه کردند دیگر کسی خانه نمی‌سازد خانه که درست نشد همیشه وضع این طور است مردم بی‌خانه هستند اما اگر خانه ساخته شد و زیاد شد با یک قانون صحیح و با یک قانون عرض و تقاضا که درست اجرا بشود می‌شود مسکن مردم را تأمین کرد بنابراین ایجاد کینه به عنوان موجر و مستاجر به عنوان با خانه و بی‌خانه برای بنده قابل هضم نیست این در واقع همان تبلیغاتی است که کمونیست‌ها می‌خواهند بکنند و عمل بکنند اما مسئله دیگر اینجا جناب آقای وزیر دادگستری تشریف دارند می‌دانند این مملکت یا باید تزش اقتصاد فردی باشد فعالیت فردی باشد یا تز ارشاد دولت باشد به ضمیمه اقتصاد فردی دیگر غیر از این نمی‌شود حالا ما تشخیص دادیم که تز ما تز اقتصاد فردی است ارشاد و کمک دولت را هم می‌دانم اما از آن طرف اشخاص را برای این کار دعوت کردیم مردم سرمایه بیاورند من واقعاً چشمم وقتی در اینجا به بعضی می‌افتد متحیر می‌شوم که چرا ما از خارج می‌رویم با التماس مقاطعه کار خارجی می‌آوریم اینجا دو برابر هم بهشان می‌دهیم و به مقاطعه کارهای خودمان فحش می‌دهیم که چرا مثلاً فلان مقاطعه کار فلان عمارت را ساخت و پانصد هزار تومان گرفت باید این را تشویق کنیم که یک شرکتی مثل شرکت کامیساکس درست بکند آن روز معاون وزارت بازرگانی آورد اینجا راجع‌به صاحبان کارخانه‌ها می‌گفت گردن کلفت گردن کلفت آخر کیست گردن کلفت در مقابل دولت و مأمور دولت چطور می‌تواند باشد کیست که گردنش از مو کلفت‌تر باشد کدام مأموری است که گزارش بدهد بعد وزیر دارایی بتواند بگوید کی ریال کم کن این حرف‌هایی که می‌زنند صحیح نیست مأمورین به این کارها چکار دارند اگر می‌خواهید تشویق بکنید فعالیت فردی را تشویق کنید در این مملکت مبارزه اصولی و اساسی با کمونیسم بهبودی وضع اقتصاد مملکت است (صحیح است) اگر وضع اقتصادی اصلاح بشود اینها چرا تبلیغات می‌کنند آنها تمام این کوشش را می‌کنند تمام این تبلیغات را می‌کنند که وضع اقتصادی مملکت را صالح نشود به خدا از روی ایمان عرض می‌کنم برای این که می‌دانید اگر وضع اقتصاد مملکت درست نشود دیگر

مملکتی نیست پس مردم را ترساندن به عنوان این که این خانه می‌سازد و آن کارخانه می‌آورد و این گردن کلفت است اینها مردم را دچار وحشت می‌کند و دیگر مردم سرمایه‌هایشان را نمی‌آورند و آنهایی هم که آورده‌اند می‌گذارند و فرار می‌کنند از این مملکت حالا اینکه عرض کردم کمونیست‌ها هدفشان از تبلیغات و خراب کردن تز اقتصادی ما این مسایل است این را از روی عقیده عرض می‌کنم دولت مجلسین آقایان ارباب فضل نویسندگان مطبوعات همه باید توجه به این مسایل داشته باشند چند ماه پیش یک چیزی در روزنامه خواندم یک کسی با یک بچه کارگر حرف می‌زد می‌گفت این بچه کارگر تو لباست پاره است وضعیتت این طوراست نجاتت خواهیم داد برایت چنین خواهیم کرد گفتم تو چرا این حرف را می‌زنی چرا نمی‌گویی ده سال پیش هیچ حقی نداشتی حالا سازمان بیمه اجتماعی حقوقت را تأمین می‌کند از کارفرما مقداری می‌گیرد برای تو می‌گذارد طبیب مجانی دارو مجانی بیمارستان مجانی داری آسایشگاه مسلولین مجانی داری بیمه حوادث داری بیمه حسارت داری بیمه بیکاری داری خانه داری چرا این حرف‌ها را نمی‌زنی که او بفهمد وضعیتش دارد بهتر می‌شود حالا بنده که این حرف‌ها را می‌زنم بنده خدمت می‌کنم یا کسانی که آن حرف‌ها را می‌زنند تحریک مردم عین خواست کمونیست‌ها است همین الان مسئله تقسیم املاک در میان است بنده از روز اول به شما عرض کردم این سیستم املاک عمده به این کیفیت والله قابل دوام نیست هر کس دفاع کند خودش را مسخره کرده باید دنیا برود رو به آبادی و عمران اما آقایان این مسایل را بایستی از لحاظ مصلحت حل و فصل کرد نباید تولید انقلاب کرد انقلاب چه سفیدش چه سیاهش چه سرخش برای این مملکت سهم مهلک است هر مملکتی که ترقی صحیح و اساسی کرده روی ترقی و تکامل بوده شما اینجا را ممکن نیست بتوانید فوراً کشاورزیش را مثل امریکا بکنید مثل پاکستان و عراق هم نباید بکنید نه آن درست است نه این درست است یک مرتبه نمی‌شود تغییر داد در امور اساسی و عمده تغییری که در ظرف یک هفته و یک ماه بدهید اساس را بهم خواهد زد اصل فکر درست است باید مطالعه کرد باید مشورت کرد با اهل فن مشورت کرد و قبل از مشورت اقدامی نکرد یک پربلمی که الان ۳۰ سال است درش بحث می‌کنیم و گیرکرده‌ایم هیچ کس نیست که بتواند ادعا بکند که من در ظرف یک هفته و یک ماه این را حل می‌کنم ما یک ماه پیش در کاخ سفید برای تقسیم اسناد مالکیت رعایای مازندران افتخار شرفیابی داشتیم و اعلیحضرت همایونی آنجا مسایلی فرمودند که من دیدم اعلیحضرت همایونی کاملاً به مسئله کشاورزی توجه دارند البته جای بحث نیست حالا هم راجع به تقسیم املاک نمی‌خواهم صحبت کنم ولی آقایان به مالکین نگویید زالو کلخوز زالو است آن زراعت اشتراکی زالو است که دو درصد هم به دهقان نمی‌دهد مالکی که در کرمان آبا و اجدادش صحرای سوزان را مبدل به آبادی کرده‌اند آب تهیه کرده یا آقای قرشی و امثال او در خراسان کویر را به جنگل وزراعت تبدیل کرده است زالو است جناب آقای ذوالفقاری این یک مجله امریکایی است مجله‌ای را ارایه دادند مصاحبه‌ایست با مالک یک ملکی که طول ملکش ۲۸ میل است آقایان ۲۸ میل ۹ فرسخ و ۴۲ هزار هکتار هم تحت زراعت او است به چه وسیله به وسیله ماشین کی برایش کار می‌کند عمله‌جات مزدور پس عمله کار می‌کند برای او اگر محصولش که چند میلیون تن است به فروش نرفت دولت می‌خرد با نرخ معین در اینجا زارعین ما پنجاه درصد شصت درصد هفتاد درصد هشتاد درصد سهم دارند (دکتر عدل- در بیشتر جاهای آذربایجان ۹۰ درصد) در بعضی جاهای مازندران نود درصد از محصول را دارند پس در آمریکا چرا به مالکین فحش نمی‌دهند در اینجا فحش می‌دهند فحش نباید داد باید وضع کشاورزی مملکت اصلاح بشود دولت دکتر اقبال هم خود دکتر اقبال هم یک مردی است خوش فکر و مترقی و می‌خواهد که مملکت ترقی بکند و در عین حال معتدل است بنده عرض می‌کنم شوراهای کشاورزی را دعوت بکنید اشخاص مطلع را دعوت بکنید و حل کنید موضوع را آن طوری که مصلحت اقتصادی مملکت راست و آن طوری که مصلحت اجتماع مملکت است نه این که یک مرتبه فکری بکند که خدای نکرده کشاورزی مملکت سقوط بکند چون آن روز خود اعلیحضرت می‌فرمودند که به مسئله رقابت محصول خارجی باید توجه بشود الان ترکیه بازار ما را گرفته نیاید عملی کرد که پس فردا این مقدار غله صادراتی که داریم آن هم از بین برود کم بشود و آذوقه نداشته باشیم چون جمعیت ما سال به سال رو به افزایش می‌رود ما چرا نخود را منی ده تومان می‌خریم برای اینکه جمعیت زیاد است و هر روز هم جمعیت ما دارد زیادتر می‌شود ما داریم پرتقال و سیب از لبنان می‌آوریم حالا کم‌کم از سوریه گوجه فرنگی می‌آوریم بایستی یک برنامه صحیحی تدریجی بدون صورت انقلاب برای تولید محصول کشاورزی تهیه کنیم انقلاب آن چیزی است که کمونیست‌ها می‌خواهند او حق دارد حکومت دکتر اقبال را متهم کند به حکومت ملاکین اینها کدام‌شان ملک دارند این آقایان وزرا والله خدا شاهد است در این سفر که رفته بودم به چند نفر در یکی از مهمانی‌ها گفتم این مهمل‌هایی که روزنامه‌های شما می‌نویسند این حرف‌ها را زیاد گوش نکنید رئیس‌الوزرا ما توی سه تا اطاق کرایه‌ای می‌نشینند وزرا ما توی خانه اجاره‌ای می‌نشینند از یک طرف با ما دوستی می‌کنید از یک طرف فحش می‌دهید این شرط عقل است این است که بنده همه مسایلی را که عرض می‌کنم با کمال حسن‌نیت عرض می‌کنم. ‏

البته بلشویک‌ها کمونیست‌ها روس‌ها آمده‌اند توی این مملکت در موقعی که دولت قدرت نداشته مالکین ایران مالکین متوسط ایران هم جمع شدند و متحد شدند و جلوی کمونیست‌ها را گرفتند بنده عرض نمی‌کنم همان سیستم باید همیشه باقی بماند ولی کمونیست‌ها حق دارند به مالکین ایران حمله کنند همین مالکین متوسط در شرایط فعلی یک وسیله‌ای هستند که نیروهای مردم را لااقل نگذارند به سمت کمونیست‌ها بروند پس از لحاظ سیاسی آنها خیلی راضی هستند که این دسته را از بین ببرند این کار در رژیم عراق و پاکستان رژیم انقلابی بود رژیم انقلابی می‌خواست به مخالفین خودش را از بین ببرد مهم‌ترین مخالفینش مالکین بودند ولی آن رژیم قابل دوام نیست این است که بنده تا آنجایی که از کشاورزی اطلاع دارم عرض می‌کنم که بایستی این مسایل با فکر با دقت حل بشود به طوری که همه مردم تصدیق کنند که منفعت اقتصادی دارد منفعت سیاسی دارد منفعت اجتماعی دارد و بنده معتقدم که می‌شود این را تأمین کرد که نیت اصلاح طلبانه اعلیحضرت همایونی اجرا بشود ولی نه به صورت انقلاب نه این که مردم به جان یکدیگر بیفتند چون اگر در مملکت اخلال نظم شد گرفتن جلو اخلال نظم مشکل است و اگر بین طبقات ایجاد بغض و کینه شد برای یک اجتماع سخت است بد است اینکه می‌گویید در ایران روابط مالک با زارع مثل زالو است دروغ است این آقایان ذوالفقاری‌ها در آن روزهای سخت وقتی که در مبارزه با غلام یحی و پیشه‌وری بودند زارعین آنها آمدند تفنگ به دست گرفتند و با آنها برعلیه غلام یحی و پیشه‌وری جنگیدند و اگر با آنها بد بودند همان موقع تفنگ را می‌گرفتند آنها را می‌کوبیدند بین مردم ایران صلح و صفا است مذهب مردم ایران را به هم پیوسته مثل زنجیر اصلاحات اجتماعی هم باید بشود ما اگر طرفدار تز مارکسیسم نیستیم و طرفدار تز رژیم آزادی فردی هستیم در رژیم آزادی‌های فردی باید پیشرفت اقتصادیمان را در نظر بگیریم که از همه چیز مهم‌تر است چون در مملکت ما اقتصاد پایه‌ای است که سیاست را تحت تأثیر قرار می‌دهد این وعده‌هایی که می‌دهند این اقداماتی که می‌شود تمام برای بهبود وضع اقتصادی است بنابراین باید آن هدف را در نظر داشت این تبلیغاتی را که آنها مایل هستند بشود من از دولت می‌خواهم به شدت جلوگیری بشود بین مردم ایجاد کینه و بغض نکنید یک نماینده امریکا چندی پیش اینجا آمده بود در یک میهمانی می‌گفت که من فکر می‌کردم که در ایران هم ممکن است مثل عراق انقلاب بشود گفتم عجب اشتباهی کردی‏.

در ایران یک رژیم سلطنتی ۲۵۰۰ ساله است حالا من نمی‌خواهم به شاه تملق بگویم واقعاً در ایران اعلیحضرت‌ها سلاطین مادام که یک عمل بدی نسبت به مردم نکرده‌اند یک عمل بدی که مردم را ناراضی بکند نکرده‌اند همیشه مورد احترام مردم بوده‌اند (صحیح است) در ایلات در دهات مردم از شاه خوششان می‌آید این که دروغ نیست این حقیقت است مگر این که خدای نکرده خائنین در دستگاه باشند که اینها اعلیحضرت‌ها و سلاطین را از راه راست منحرف کنند تفتین بکنند دروغ بگویند حقایق را نگویند وعده‌های دروغ بدهند و مردم را ناراضی بکنند در شرایط فعلی روحانیت مثل یک زنجیر محکم است طبقات ایران همه با هم متحد هستند چرا این نظم را به هم بزنیم چرا اخلال کنیم برای یک کاری که فلان مملکت کرده هر مملکتی مقتضیات مخصوص به خودش دارد بنابراین بنده می‌دانم تمام اصلاحات را می‌شود کرد ولی یک هدف باید باشد و آن هدف هم اول مبارزه با مارکسیسم است آن اصلی است که اگر از عهده بر آمدید ایران پایدار می‌ماند اگر از عهده برنیامدید ایران پایدار نیست از بین می‌رود بنابراین بنده عرایضم را خاتمه می‌دهم و از لحاظ تشکیلات اجتماعی عرض می‌کنم بنده وطن خودم را می‌خواهم شاه مملکتم را می‌خواهم پدر و اجدادم اینجا بوده‌اند محمدولی‌خان سپهسالار از کسانی بوده که آمده برای مشروطیت جنگ کرده و تمام هستی خودش را در اختیار آزادیخواهان گذاشته با مرحوم سردار اسعد با آزادیخواهان و روحانیون با حضرت آیت‌الله آقا سید عبدالله بهبهانی با روحانیون دیگر اینها فداکاری کرده‌اند من خیانت می‌دانم که با این که از یک همچو خانواده‌ای باشم و چیزی که به نفع مملکت است عرض نکنم حالا هم خدا شاهد است من متأثر می‌شوم الان آقایان اروپا همه چیز را گذاشته‌اند کنار و یک جبهه متحده ضد کمونیست درست کرده‌اند بروید در آلمان غربی ببینید که سه دوره است ادنایر انتخاب شده و انتخابات را برده برای این که هر کس با مارکسیسم و کمونیسم دوست نیست می‌رود به اورای می‌دهد پیرزن‌ها هفتاد ساله را با برانکارد می‌برند پای صندوق انتخابات که رأی بدهند

کاتولیک‌ها روحانیون خیلی از روشنفکرها امروز طرفدار عرایضی هستند که من می‌کنم عرایض بنده ارتجاعی نیست مد روز است این عرایضی است که امروز آلمان غربی بزرگترین مملکت صنعتی انگلستان بزرگترین مملکت صنعتی فرانسه و ایتالیا اینها که انتخابات بسیار آزاد دارند همان حرفی را می‌زنند که من می‌زنم آن حرف‌های ارتجاعی و استثمار کهنه شد و رفت پی کارش چرا ما متحد نباشیم همه باید با هم متحد باشیم و من نقصی که می‌بینم این است که با کمال تأسف در جبهه متحدی برای مبارزه با کمونیسم نیستیم همهمه نمایندگان (جمعی از نمایندگان- هستیم) انشاءالله که هستیم ولی من مطالبی دارم که فعلاً مصلحت نمی‌دانم عرض کنم با خود آقای نخست وزیر و وزرا عرض می‌کنم که انشاءالله آن نگرانی‌هایی که من دارم مرتفع شود بخواست خداوند اتحاد میان زارع و مالک و کارگر و کارفرما برقرار باشد من رفتم انگلستان دیدم از آن بغض و کینه‌ها برکنار است معاون وزارت خارجه انگلستان گفتم که در ظرف پنج سال نمی‌شود مملکت را مثل انگلستان کرد البته اشتباه هست خطاکاری هست اما حساب هم هست در ظرف ده پانزده سال نمی‌شود یک مملکتی مثل انگلستان و امریکا بشود ما الان به یک راهی افتاده‌ایم که کمیسیون‌ها در نگرانی هستند البته اعتراضات من زیاد است به خیلی از مسایل توجه نشده خیلی از خطاها شده خیلی از اشتباهات شده ما خیلی از این برنامه‌ها را در ظرف دو سال پیش باید خاتمه می‌دادیم حالا بنده می‌خواهم عرض می‌کنم کارهایی شده گذشته است ولی نواقص را باید رفع کرد و اصلاحات هم کرد اما بایستی که ایران کهن معتقد به سنن ملی و ایران مسلمان خداپرست و ایرانی طبقاتش با هم متحد باشند باید باشد خدا شاهد است این اتحاد اگر از بین برود انقلابی پیش بیاید به جایی نمی‌رسیم من می‌ترسم کمونیست‌ها یک مرتبه دیگر بیایند انشاءالله که چنان روز نرسد و در این فرصت و در این مرحله‌ای که در پیش داریم آن را به خوبی طی می‌کنیم خدا شاهد است که من هیچ غرضی ندارم (پرفسور اعلم- ولی آقای خلعتبری طبقات مختلفه اتحادشان را در این دوره اخیر نشان دادند.)

نائب رئیس- آقای مهدی ارباب. ‏

ارباب- پس از بیانات سودمند جناب آقای خلعتبری که جلب توجه همه آقایان را کرد مختصر عرض بنده معلوم نیست که تا چه اندازه به سمع آقایان مورد قبول قرار گیرد انشاءالله آقایان اجازه می‌دهند حس شکرگزاری یا به مصداق شکر نعمت نعمتت افزون کند بنده را تحریک کرد که درکی مورد حیاتی بیایم اینجا و چند دقیقه وقت آقایان را بگیرم یکی از جنبه‌های اصلاحاتی که در این کشور شده و در دست عمل است و یکی از صدها امورخیریه که ایجاد شده و در دست پیشرفت است ایجاد این پرورش‌گاه‌هاست که آقایان ۳ روز قبل در افتتاح پرورشگاه شماره شش شرکت فرمودید و ملاحظه کردید این بچه‌های یتیم این بچه‌های بی‌سرپرست که سابق کنار این کوچه‌ها و خیابان‌ها استعداد طبیعیشان را از دست می‌دادند و به بدبختی سوق داده می‌شدند و در معرض فنا بودند اینها امروز از ابتدای طفولیت چطور در طریق تعلیم و تربیت پیش می‌روند و در آتیه برای این کشور مهندس به وجود می‌آید عالم به وجود می‌آید جوان تربیت شده به وجود می‌آید مادران خوب به وجود می‌آید پدران خوب به وجود می‌آید که حقیقتاً نسل آتیه را همین‌ها اصلاح خواهند کرد چنانچه به تاریخ مراجعه بفرمایید بیشتر نوابع دنیا در سلسله این مردم به اصطلاح پایین به وجود آورده‌اند بنده یک روزی رفتم پرورشگاه شماره ۳ را مشاهده کنم در عین تأثر یک خوشوقتی به من دست داد و آن این است که یک مادری یا یک پدری دو طفل آورده بودند که ما دارای ۳ طفل هستیم ولی قادر نیستیم که اینها نگاهداری کنیم و دو طفل ما را پرورشگاه قبول کند و الّا در نهایت عسرت و بدبختی از بین می‌روند پرورشگاه آنها را پذیرفت همچنین یک بچه‌ای فوق‌العاده در حال ضعف بود و ناراحتی و احتمال داده می‌شد که شاید ۵ روز زنده نماند بنده یک دکتر افتخاری پرورشگاه را که دکتر رفعت بود بردم آنجا دارو داد و قدری حالش بهتر شد ۳ روز پیش در پرورشگاه شماره ۶ دیدم یک بچه شاد و شادابی بود و مشغول خواندن بود این نسل ایران این سلسله در بدبختی نمود می‌کردند و نمو هم نمی‌کردند طوری بود که استعدادها محو می‌شد بدون اینکه کسی بفهمد به عقیده بنده یکی از اقدامات خیر و سعادتی که در ایران شروع شده و از مرکز به تمام ولایات و استان‌ها بسط و توسعه پیدا می‌کند همین ایجاد و تشکیل پرورشگاه است امروز اطفال یتیم و فقیر هم مثل اطفال آقایان سر میز می‌نشینند و غذای خوب می‌خورند لباس خوب می‌پوشند تختخواب دارند خوابگاه دارند مربی دارند اینها موجب نهایت خوشوقتی است و امیدواری است و به تناسب وضع خود ما تصور می‌کنم که کمتر کشوری این قدر موسسات خیریه ایجاد کرده باشد و پیشرفت داده باشد آقایان ما امروز چندین پرورشگاه داریم امروز شیرخوارگاه داریم سازمان شاهنشاهی داریم که تا قشم درمانگاهش مثل نور می‌درخشد و به مردم کمک می‌کند و موسسات خیریه دیگر که بنده اینجا الان حال احصا کردن آن را ندارم طوری است که بیشتر از هر رشته‌ای پیشرفت کرده و اینها نبود و نیست جز توجه و اراده شخص اول مملکت (صحیح است) احسنت ۳ مذاکره در گزارش کمیسیون دادگستری راجع به مرور زمان امور کیفری. ‏

نائب رئیس- حالا وارد دستور می‌شویم بقیه شور در لایحه مربوط به مرور زمان کیفری آقایانی که اجازه صحبت خواسته‌اند محفوظ بود حالا آقای خلعتبری موافق هستید.

خلعتبری- بله. ‏

رئیس- بفرمایید.

خلعتبری- بنده یادم می‌آید در زمان وزارت آقای گلشاییان بود گویا یک لایحه به وزارت دادگستری تقدیم کردم و در آن لایحه از وزیر دادگستری تقاضا کرده بودم یک لایحه‌ای به مجلس تقدیم کند که مقداری از جرایم که مدتی از آن گذشته و منتهی به حکم نشده از جریان خارج شود از قضا در آنجا هم بیشتر نظرم به دیوان کشور بود که جناب آقای وزیر این را استثنا فرموده‌اند دیدم که هزارها پرونده در دیوان کیفر است که اصلاً تعقیبش بی‌خودی بوده و به هیچ جا نرسیده و سالی چندین میلیون تومان خرج بازرسی و سفر هیئت‌های بازرسی شده هی رفته‌اند و آمده‌اند وقت قضات بی‌جهت تلف شده از آن طرف هم این قانون به نفع اشخاص قوی نیست یعنی اشخاصی که وسیله دارند به محض اینکه پرونده‌ای داشته باشند فوراً می‌روند وکیل می‌گیرند و وقتی که وکیل در دادسرا نمی‌توانند بگیرند اشخاصی که وسیله دارند اصلاً اشخاص صاحب وسیله کاری می‌کنند که پرونده‌شان نیاید عدلیه طرح بشود بازرسی گزارش صحیح ندهد نوعاً آن کارهای خلافی که در مملکت می‌شود برایش پرونده تشکیل نمی‌شود و مکرر هم در دیوان کیفر خودم وکیل بودم اشخاصی که بدی می‌کنند کارهای خلافی که در مملکت می‌شود برای ۹۸ درصد آن پرونده تشکیل نمی‌شود اینها یک فقره جرمی می‌آورند که یک نفر ۵۰۰ تومان گرفته قضات هم می‌گفتند که اینها مردم بدی هستند که ما ناچار هستیم که یک پنج شش ماهی حبس برای آنها معین کنیم بعضی قضات هم که یک قدری با شهامت‌تر بودند می‌گفتند این پرونده دلیل ندارد و متهم را تبرئه می‌کردند می‌گفتند این لایحه‌ای که جناب آقا وزیر دادگستری تقدیم کردند بحث در این مسئله در مجلس به نظر من خیل خوب است اینکه بعضی اوقات صحبت می‌شود این را ملاحظه بفرمایید که قیل و قال اصلاً مخصوص این مباحث فقهی و اصولی بوده است از قدیم کم‌کم از بس در متن کتب و حواشی قال و اقول و قل بوده اینها یک اصطلاحی شده و در مدارس قدیم همیشه این داد و فریادها بوده لابد جناب آقای علامه که خودشان هم درس می‌دهند هم درس خوانده‌اند این معنی را تصدیق می‌کنند حالا اینجا هم در مجلس بین آقای وزیر و آقایان وکلا هم بحثی می‌شود بحث فقهی است بحث علمی و حقوقی است و همان عادت قدیم مباحثه در مسایل فقهی و اصولی و این چیزهاست و الّا غیر از بحث چیز دیگری نیست بنده علت اینکه موافق بودم این است دیروز جناب آقای وزیر دادگستری ماده ۵۱ قانون مجازات عمومی را آنجا خواندند که مدت مرور زمان خلاف یک سال جنحه سه سال جنایی ۱۰ سال است ماده دیگری هم هست. ‏

بعد از آن بنده امروز خواستم آن ماده را هم بخوانم برای کمک به ایشان ماده ۵۲ می‌گوید اگر حکم صادر شد و این حکم در مورد خلاف در دو سال و در مورد جنحه ۵ سال و در مورد جنایت ۱۵ سال بلا اجرا ماند دیگر اجرا نمی‌شود یعنی در قانون دو فرض است یکی اگر خیانت تعقیب نشد تا ده سال دیگر مشمول مرور زمان است اگر در جنایت حکم صادر شد و تا ۱۵ سال اجرا نشد حکم قابل تعقیب نیست پس قانون ما این را شناخته صدور حکم یک مرحله بالاتر از مرحله تعقیب است پس وقتی یک قانونی داریم که حکم بلا اجرا را مشمول مرور زمان می‌داند به نظر بنده در اینکه مرتبه نازلش که تعقیب باشد در دادگاه باشد و هنوز منتهی به حکم نشده باشد از نظر بنده این قدر اهمیت ندارد که مشمول مرور زمان بشود و اگر آقای وزیر دادگستری با مشخصات و با مراجعه به احصاییه‌های دادگاه‌ها معتقدند و اظهار می‌کنند که هزارها پرونده است که موجب رکود کارهاست و کسی هم نیست که از آن استفاده بکند چون کسی که وسیله داشته باشد وکیل می‌گیرد و کارش نمی‌ماند آدم چیزدار و وسیله‌دار که پرونده‌اش نمی‌ماند این اشخاص ناشناس که معروفیت ندارند اینها ممکن است فرارکنند و بروند و پیدا نشوند و از یک چنین قانونی استفاده کنند پس از آن جهت بنده خاطرم جمع است آن روز بنده یک پیشنهادی کردم و جناب آقای سردار فاخر حکمت هم تشریف ندارند حرف بنده را تأیید فرمودند بنده یادم هست دیروز آقای حبیب‌الله معظمی را دیدم در افتتاح پرورشگاه او می‌گفت در سویس در قانون مجازات مرور زمان قتل ۳۰ سال است جناب آقای دکتر شاهکار فرمودند ۲۰ سال است (وزیر دادگستری- ۲۰ سال) اگر حرف او را که رساله‌ای هم در این باب نوشته قبول کنیم او می‌گوید مرور زمان قتل سی سال است جناب آقای دکتر فرمودند بیست سال بنده می‌خواهم عرض کنم قتل با سایر جرایم اصولاً فرق دارد از همه جهت مرور زمانش هم بیست سال است

در سویس در همین چهار سال اخیر جناب آقای موسوی می‌دانند سه تا شهردار و عضو انجمن شهر را در خوزستان گشته‌اند یک اختلافی داشته‌اند و شهردارها را زده‌اند و کشته‌اند و رفته‌اند حالا اگر کسی کسی را کشته باشد در حینی که با مأمور می‌رود هیچ ابا ندارد که آن پاسبان بیچاره را هم بکشد و فرار کند می‌رود کویت و این طرف و آن طرف بعد از ۱۵ سال می‌آید و می‌گوید من آمدم چون دارید قانون می‌گذرانید که بعد از پانزده سال قطع می‌شود پس اگر یک کسی زد و کشت و فرار کرد و رفت و ۱۵ سال بعد بیاید مورد تعقیب هم بود این قانون می‌تواند استفاده کند مسئله قتل یک مسئله‌ای که همه به آن اهمیت می‌دهند مورد احتیاج هم هست مردم جاهل بیشتر مرتکب قتل می‌شوند برای این که نمی‌فهمند آنها تحت تأثیر احساساتی قرار می‌گیرند ولی جناب آقای علامه چون اهل معرفت هستند رعایت می‌کنند امیدوارم که ایشان در مسئله راندن ماشین تا ده سال دیگر هم تصادف نکنند کسی که شوفر داشته باشد وقتی که خودش مشروب خورده باشد شوفر را پشت ماشین می‌نشاند پس جناب آقای دکتر از لحاظ اینکه اشخاص جاهل از این تسهیل قانونی در آینده استفاده نکنند مسئله قتل هم از هر لحاظ با اهمیت تلقی می‌شود بنده پیشنهاد کردم که جنابعالی موافقت بفرمایید قتل استثنا بشود شاید در مورد قتل پنجاه تا پرونده هم نداشته باشید ولی این اصل را قبول بفرمایید که این فکر پیش برود و من مخصوصاً از جناب آقای فخرطباطبایی که ایشان یکی از قضات بسیار قوی حالا شریف هم هستند سر جای خودش ولی خیلی قوی بودند در قضاوت یک ملای حسابی بودند من از ایشان تقاضا می‌کنم بیایند یک قدری ما را روشن‌تر بفرمایند این است که بنده موافقم و فکر می‌کنم باید به یک چنینن قانونی اگر آقای وزیر دادگستری می‌گویند فایده دارد و لازم است رأی بدهم ولی استثنای قتل را هم قبول بفرمایند و اگر بنده هم جز اشخاصی بودم که این قوانین را تهیه می‌کنند عرض می‌کردم که دیوان کیفر را بی‌خود مستثنی فرمودید برای اینکه هر وقت حساب این مردم با دولت دو تا شد اشکال پیش می‌آید از بدو تشکیل دیوان کیفر تا به حالا شده شاید ده بیست میلیون تومان خرج آن شده است این حساب را بکنید که چقدر اینها وصول کرده‌اند من گمان نمی‌کنم که صدهزار تومان وصول کرده باشند بنابراین دعاوی زیاد چرا بماند جنابعالی هم مردی هستید که مورد اعتماد هستید و قبل از اینکه بیایید در کار وزارت دادگستری از وکلای پاک دادگستری بودید من اهل مجامله و تملق نیستم اگر بودم ده دقیقه پیش آن حرف‌ها را نمی‌زدم شما که یک‏ وکیل دادگستری بوده‌اید که خیلی هم در کارتان تسلط داشته‌اید و در قسمتی از کارتان هم دشمن داشته‌اید و طرف فحش هم بوده‌اید شما باید این طور فکر کنید حالا اگر دیگران بودند می‌گفتند اگر ما این کار را بکنیم می‌گویند در دیوان کیفر چیزی داشته است بنده معتقدم که خودتان استثنا دیوان کیفر را مردانه بردارید حالا این قانون بستگی به نظر شما دارد.

نائب رئیس- آقای بهبهانی. ‏

بهبهانی- بنده فعلاً عرضی ندارم‏.

نائب رئیس- آقای صارمی. ‏

صارمی- عرضی ندارم. ‏

نائب رئیس- آقای فخرطباطبایی. ‏

فخرطباطبایی- عرض کنم بنده ضمن اظهار تشکر از جناب آقای خلعتبری که اظهار مرحمت فرمودند خواستم راجع‌به این موضوع توضیحاتی عرض کنم این لایحه به طوری که آقایان استحضار دارند بر مبنای فکر مرور زمانی است که در اصلاح آیین دادرسی کیفری که در کمیسیون مشترک مجلسین بودند و شکرت می‌فرمودند آن فکر به این صورت پیش آمد و به صورت ماده‌ای تصویب شد که به مورد اجرا گذارده شد بعد در عمل چون در آن ماده‌ای که اصلاح شد در کمیسیون مشترک مجلسین نوشته شده بود اگر شاکی خصوصی ضرر و زیان خودش را عرضحال داده بود آن مستثنی می‌شود و مشمول مرور زمان نمی‌شود و بیشتر این پرونده یک چنین وضعیتی داشته‌اند به طوری که وزارت دادگستری نتوانست که این پرونده‌هایی که زیاد مانده و شاید متهمش هم پیدا نمی‌شود و دسترسی به آنها نیست در مورد آنها این ماده مورد استفاده قرار دهد این بود که این ماده به صورت اصلاح همان مصوبه کمیسیون مشترک مجلسین تقدیم سنا شد و در کمیسیون دادگستری مجلس سنا هم که آقایان اعضای آن هم غالبشان از وزرای دادگستری سابق هستند این لایحه را کاملاً دقت کردند و در آنجا تصویب شد آمد به مجلس و بعد هم مورد بحث واقع شد به عقیده من بحثی که بیشتر روی این لایحه پیش آمد این بود که روی مبنای علمی صحبت شد از طرفی جناب آقای وزیر دادگستری استدلال‌هایی پیشنهادهای می‌کردند راجع‌به مبنای این لایحه و آقای عمیدی‌نوری راجع به عقیده خودشان ولی چیزی که هست به عقیده من باید امروز ما توجه کنیم که دادگستری مواجه با یک واقعیتی است بگذریم از اینکه مبنای مرور زمان در ایتالیا چه طور است و مبنای مرور زمان در فلان قانون فلان وقتی که نوشته شده است چه بوده امروز وزارت دادگستری مواجه با این واقعیت است که یک عده زیادی پروندهایی دارد که نه متهمش پیدا می‌شود و نه دسترسی به آنها هست و همین طور تعقیباتی می‌شود و بدون اخذ نتیجه اظهاریه‌ای فرستاده می‌شود من خودم در محکمه جنایی شاهد یکی دو محاکمه بودم یعنی قاضی آن محکمه بودم که ساربانی فرض کنید در ۳۵ -۳۶ سال پیش مرتکب قتلی شده بود و آن وقت ریعان جوانی بود و بعد که او را پیدا کردند و آوردند مرد مسنی بود ۵۵ شصت سال عمرش بود و واقعاً یک اضطراب وجدانی برای قضات حاصل شده بود می‌دیدند این متهم خاطره آن زمان را هم فراموش کرده بود این است که به نظر می‌رسد که دادگستری خواسته است خودش را آماده کند برای کارهای جاری مملکت و و کارهای جاری سرعت بیشتری پیدا بکند و خودش را از این پرونده‌هایی که گرد و خاک گرفته و توی اجراییات مانده و سالی یک مرتبه اخطاریه‌ای می‌فرستند خلاص کنند البته نمی‌شود گفت چه اشخاصی مشمول این آن شوند و چه بسا اشخاصی مظلوم مشمول ماده می‌شوند چه بسا اشخاص ظالم مشمول شوند نمی‌شود احصاییه دقیقی گرفت که وقتی بودجه تصویب شد چه اشخاص از آن استفاده می‌کنند و چه اشخاصی استفاده نمی‌کنند این است که به نظر بنده نمی‌رسد این فرق زیادی داشته باشد با آن لایحه که قبلاً تصویب شده اگر قانون قبلی تصویب نشده بود می‌گفتم یک بحث جدیدی به میان آمده این نظر را الان داریم اجرا می‌کنیم این لایحه با آن ماده قانون تفاوتش در مورد شاکی خصوصی است و بعد هم دو جنبه دارد یکی جنبه عمومی دارد از لحاظ نظم عمومی و یک جنبه ضرر و زیان خصوصی از لحاظ شاکی خصوصی در این لوایح آقایان ملاحظه می‌فرمایند که ضرر و زیان شاکی خصوصی محفوظ است و می‌رود به محکمه راجع‌به نظم عمومی که با دولت است دولت می‌آید می‌گوید من کسی که ده سال پیش مرتکب امر جنایی شده و هنوز کیفرخواست صادر نشده این را هم توجه بفرمایید کیفرخواست صادر شده باشد تعقیب می‌شود ولی کسی که ده سال پیش مرتکب امر جنایی شده و هنوز برای او کیفرخواست صادر نشده این حاکی از این است که ما دسترسی به او نداریم و این قبیل پرونده‌های خاک خورده را می‌خواهند مشمول مرور زمان کنند این دیگر بسته به نظر مجلس است و هر چه آقایان نظر داشته باشند رأی‌شان متبع است و تصویب قانون مربوط به نظر اکثریت آقایان است‏.

نائب رئیس- بفرمایید آقای وزیر دادگستری. ‏

وزیر دادگستری (دکتر هدایتی)- بنده از مدافعات جناب آقای خلعتبری و آقای رئیس محترم کمیسیون دادگستری مجلس تشکر می‌کنم البته هر یک از آقایان نظریات اصلاحی که داشته باشند به صورت پیشنهاد تقدیم می‌فرمایند دولت هم نظری ندارد و تابع تصمیم مجلس خواهد بود فقط اجازه می‌خواهم توجه آقایان را به این مطلب جلب کنم این لوایح را همان طور

که آقای فخر اشاره فرمودند بنده اوایل تصدی وزارت دادگستری خودم تهیه کردم در وزارت دادگستری در کمیسیون تهیه قوانین جزایی مطرح کردم در این کمیسیون آقای رئیس دیوان کشور آقای جواد عامری دادستان و از روسای شعب دیوان کشور دو سه نفر بودند آقای وثیقی، آقای ویشکایی از خارج، آقای دکتر خوشبین، مرحوم لسانی اینها در کمیسیون بودند و این لایحه را به آن صورتی که بنده تهیه کرده بودم تصویب کردند بعداً بنده این لایحه را تقدیم مجلس سنا کردم و از آنجا ارجاع شد به کمیسیون دادگستری که تحت ریاست جناب آقای دکتر سجادی بود آقای دکتر سجادی بودند آقای دکتر متین دفتری بودند آقای دکتر خوشبین آقای دکتر کاظمی آقای آموزگار دیگر یادم نیست اعضای کمیسیون دادگستری تصویب فرمودند و آمد جلسه علنی آنجا با قید فوریت تصویب شد در تیر ماه ۱۳۳۷ این لایحه آمد به مجلس شورای ملی از آن تاریخ هم تاکنون دو مرتبه در کمیسیون دادگستری مجلس شورای ملی مطرح شده و تصویب شده است بنده به هیچ وجه من‌الوجوه از نمایندگان محترم توقع ندارم من‌باب سوابق لطفی که به من دادند و همکاری سابق که در مجلس داشتم این لایحه رأی بدهند برعکس ممکن است من اشتباه کرده باشم در تهیه این لایحه و تمام کسانی که شمردم واقعاً نظرشان درست نباشد و دیگری نظری غیر از این داشته باشد در این صورت استدعای بنده مخصوصاً این است که اگر تشخیص دادید این لایحه با مصالح مملکت و دادگستری وفق نمی‌دهد رأی مخالف بدهید هیچ طوری هم نمی‌شود پیشنهادی است که وزیر دادگستری کرده به سنا رفته و قبول شده است آمده اینجا یا قبول می‌شود یا رد می‌شود این سیستم پارلمانی است که باید آنچه که مجلسین می‌دهند اجرا بشود بنده خودم از کسانی هستم که خادم این دستگاه بودم در اینجا خدمت کرده‌ام هر تصمیمی بگیرید لامحاله باید اجرا بشود یک پیشنهادی است که داده شده و نظر من بوده است و امروز با این مرحله رسیده است اما یک استدعایی دارم از آقایان این را جدا می‌خواهم و من‌باب حفظ همین دستگاهی است که بنده قبل از

هر امر بخصوصی سخت به آن مقید هستم که استیفا بشود و آن این است که از تیر ماه پارسال تا به حال ۱۵ ماه است این ماده واحده در مجلس مطرح است این را استدعا می‌کنم نفیاً تا اثباتاً در کمال آزادی امروز تکلیفش را معلوم کنید و این را هم می‌دانم که عقیده تمام آقایان این است که تکلیفش نفیا یا اثباتاً روشن شود و نظر آقایان برای ما قابل قبول و لازم‌الاجراست (احسنت). ‏

نائب رئیس- چون کسی اجازه صحبت نخواسته رأی می‌گیریم به ورود در مواد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثراً برخاستند) تصویب شد. ماده اول قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ماده اول- امور خلافی که از تاریخ ارتکاب آن تا تاریخ تصویب این قانون لااقل یک سال تمام شمسی گذشته و حکم نهایی صادر نشده و هم چنین جنحه‌هایی که از تاریخ ارتکاب تا تاریخ تصویب این قانون پنج سال تمام شمسی گذشته و حکم نهایی قابل اجرا صادر نشده و نیز امور جنایی که از تاریخ ارتکاب تا تاریخ تصویب این قانون ده سال تمام شمسی گذشته و در طی این مدت کیفرخواست صادر نشده قابل تعقیب کیفری نیست و مرجع مربوط مکلف است قرار موقوفی تعقیب را صادر نماید

تبصره۱- در صورتی که تاریخ ارتکاب معلوم نباشد تاریخ اولین اقدام تعقیبی از ناحیه شاکی یا مقامات صالحه و در صورتی که پرونده امر شاکی نداشته باشد اولین اقدام تعقیبی مقامات صالحه مبدأ مدت محسوب خواهد شد

تبصره ۲- حکم این ماده تأثیری در حق متضررین از جرم نخواهد داشت و متضرر می‌تواند در حدود قوانین ضرر و زیان خود را مطالبه نماید و چنانچه قبلاً دادخواست ضرر و زیان داده باشد پروانه امر به تقاضای ذینفع به مراجع صالحه حقوقی احاله خواهد شد.

تبصره ۳- جرایم مذکور در قانون ثبت اسناد و املاک و جرایمی که از آن‌ها مستقیماً به خزانه دولت ضرری وارد شده و جرایم مربوط به مقدمین علیه امنیت و استقلال کشور و همچنین جرایمی که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه‌های اختصاصی است مشمول این قانون نخواهد بود.

نائب رئیس- آقای دکتر دادفر.

دکتر دادفر- بنده تصور می‌کنم با اقدامات و لوایحی که وزارت دادگستری برای بهبود وضع دادگستری تهیه کرده‌اند و همین طور تهیه سازمان‌ها و مراحلی که تناسب با وضع فعلی دادگستری و امر جزایی در دنیا باشد یکی از قوانین و لوایحی که می‌تواند به این منظور نهایی کمک کند این لایحه است به دلیل اینکه در اثر چندین سال اغتشاش که در واقع ناشی از حوادث نامطلوبی بود که در کشور ما پیش آمد کرده بود متأسفانه دادگستری نتوانست آن طوری که لازم است به وظایف قضایی خودش عمل کند و قانون را به مورد اجرا بگذارد همه آقایان از ۱۳۲۰ تا مرداد ۱۳۳۲ را شاهد بودند که دادگستری عملاً نه مرجع رسیدگی بود و نه جرایم در دادگستری رسیدگی می‌شد و نه احکام اجرا می‌شد یعنی به طور کلی دستگاه‌های انتظامی و قضایی کشور آن سلطه و اتوریته‌ای که باید داشته باشند از دست داده بودند و اما هر روز هم جرایم زیادی واقع می‌شد تمام این زد و خوردها اعتصابات و اغتشاشات تمام اینها منجر به تشکیل پرونده در دادگستری شد ولی عملاً هم قاضی و هم دستگاه‌های دیگر نتوانستند آنها را تعقیب کنند بنده خودم با سابقه امری که در دادگستری دارم و مدتی در دادسرای تهران مستنطق بودم یاد می‌آید که در آن موقع چند پرونده بود راجع به اعتصاب کارخانه سیلو هیچ فراموش نمی‌کنم که این پرونده‌ها به عنوان این که کارگران اهانت و ضرب و شتم به متصدیان سیلو وارد کرده‌اند مطرح شد و عجیب این بود که از تمام متهمین که در آن موقع اسم برده شده بود حتی یک نفرشان را هم نتوانستیم پیدا کنیم به دلیل اینکه بعد از آن که غائله آذربایجان تمام شده بود و قدرت قانونی در مملکت مستقر شده بود یا آنها فرار کرده بدهند یا اسامیشان را عوض کرده بودند به هر حال کارگران از سیلو اخراج نشده بودند اما این پرونده سر جایش بود از این قبیل پروندها خیلی زیاد است و عملاً هم به نتیجه نخواهد رسید آن توهمی که هست بعد از تصویب این قانون یک عده‌ای ممکن است سواستفاده‌ای بکند و از مجازات معاف بشوند بنده با کمال صداقت می‌توانم عرض کنم که این توهم هیچ به مورد نیست برای اینکه اگر یکی دو نفر باشد که به قانون احتیاج ندارد تبرئه می‌شوند اگر هم بشود تازه هزار جور وسیله هست از طریق آزادی مشروط تعلیق عفو برای رهایی او هزار جور راه هست که از آن‌ها استفاده می‌کند پس لازم هست برای موارد استثنایی قانون بیاورند ما نباید این قدر توهم داشته باشیم و بدبین باشیم پس تصور می‌کنم این قانون برای این است که دست و پای دادگستری از این پرونده‌هایی که واقعاً به نتیجه‌ای نخواهد رسید و مانع اجرا وظیفه اصلی دادگستری شده‌اند رها بشود که بتواند نظریات اصلی خود را عملی کند اما اینکه در بخش‌ها در شهرستان‌هایی محاکمی اضافه شدند و جدیداً تأسیس شده‌اند و یا در خود دادسرای تهران و یا در دیوان کشور تدابیری که اتخاذ کرده‌اند یک سرعت غیرقابل تصوری پیش آورده و الان در دادگاه‌های بخش وقت رسیدگی بیش از یک ماه نیست در حالی که سابق دو سال طول می‌کشید و بنده خودم در یک پرونده‌های محاکمه داشتم حداقل مدت رسیدگی شش ماه بود اگر چنانچه در سایر مراجع جزایی هم این اصول پیشرفت کند در نتیجه دادگستری خواهد توانست در ظرف یک سال به تمام مجازات‌ها رسیدگی بکند و مردم را متوجه وجود و اثر دادگستری بکند حالا وقتی پرونده‌ای از وزارتخانه‌ها احاله می‌شود به دادگستری متهمین جشن می‌گیرند.

برای این که می‌دانند جایی رفته که می‌توانند حداقل شش هفت سال کش بدهند اما اگر اینها معتقد بشوند به اینکه در ظرف یک سال‌النهایه دو سال به حکم قطعی خواهد رسید و ممکن است محکوم بشوند خیلی تأثیر خواهد داشت و از خیلی جرایم جلوگیری خواهد شد اما با توجه به این سوابق در ماده اول یک اشکالی به نظرم رسید که خواستم آن را مطرح کنم و نظر آقای وزیر دادگستری را جلب کنم و آن این است که در اینجا درباره دو عمل دو حکم متفاوت جاری شده در امور جنایی این مرور زمان در مورد دعوا چون مرور زمان عدم تعقیب نیست و در واقع مرور زمانی است که تعقیب دارد و چنانچه خود آقا وزیر دادگستری هم فرمودند این مرور زمانی است که در اغلب کشورهای دیگر پذیرفته شده است یعنی مرور زمان اختصاصی به این ندارد که سبب شود مجرم یا متهم دستگیر نشود که مشمول مرور زمان بشود و این جریان در کشورهای دیگر پیش‌بینی شده است و در اینجا این طوراست که در امور جنایی از تاریخ ارتکاب یا تصویب این قانون اگر محاکمه‌ای تا ۲۰ سال منتهی به صدور کیفرخواست نشود مشمول مرور زمان می‌شود اما در امور جنحه نوشته شده است اگر منتهی به صدور حکم نهایی نشده باشد بنده فلسفه را اینکه در امور جنایی کیفرخواست را معین می‌کند و در امور جنایی کیفرخواست را معین می‌کند و در امور جنایی البته شاید قابل اهمیت باشد ولی خوب فلسفه خاص دیگری غیر از اهمیت موضوع ندارد اما توجه ایشان را به این موضوع جلب می‌کنم که اگر پرونده‌هایی که در امور جنحه در جریان است متهم‌شان حاضر شد و در تمام مراحل رسیدگی شده باشد قسمت زیادی از آن‌ها در این مدت ۵ سال تمام نشده و پرونده‌هایی هم نیستند که قابل رسیدگی نباشند مثل خدمتتان عرض می‌کنم تصور بفرمایید که در یک پرونده‌ای که منازغه اتفاق افتاده مثلاً در ساری یک سال و دو سال طول کشیده تمام متهمین هم معلوم هستند رسیدگی شده است قسمت عمده پرونده‌ها هم نزد مستنطق است کیفرخواست صادر شده است آمده در دادگاه شهرستان محاکمه شده از آنجا استینتاف خواسته‌اند یک سال هم استینتاف خواسته‌اند این چهار سال حداقل تمام را بنده نمی‌گویم بعد تمیز خواسته یک سال هم در تمیز مانده و در آنجا نقض شده همه متهمین حاضرند و همه چیز مهیا و حاضر ۵ سال هم گذشته مشمول مرور زمان می‌شود خیلی از پرونده‌ها هست که در دادگاه جنحه مدت رسیدگیشان از ۵ سال بیشتر است دلیلش هم واضح است‏ برای اینکه در امور جنایی ما متأسفانه فقط یک مرحله رسیدگی قایل شده‌ایم دادستان کیفرخواست و ادعانامه را که صادر می‌کند و دادگاه جنایی در یک مرحله رسیدگی می‌کند و می‌رود در دیوان کشور یا نقض می‌شود یا ابرام اما عملاً تا به حال در امور جنحه ما ۶ مرحله رسیدگی داشتیم یعنی بعد از صدور کیفرخواست می‌آید به دادگاه شهرستان اگر متهم حاضر نشد حکم غیابی صادر می‌شود حکم حضوری داده می‌شود و بعد می‌رود به استیناف و بعد تمیز داده می‌شود و در هر یک از مراحل اگر پرونده‌ای یک سال مانده باشد می‌شود ۶ سال و حال آن که مدت رسیدگی به این توقف‌ها در این مراجع مربوطه بیشتر از یک سال و دو سال هم بوده پس پرونده‌های زنده‌ای هم ما داریم که پنج سالش گذشته و حالا هم شاکی خصوصی موجود است این ۵ سال برای حکم نهایی حکم نهایی قابل اجرا خیلی کم است و خیلی کم پرونده‌ای می‌شود پیدا کرد که اگر جنحه مهم باشد از همان تاریخ شروع و اقدامات پلیس و اقدامات مستنطق تا صدور حکم نهایی دیوان کشور کمتر از ۵ سال طول کشیده باشد از حالا اگر زودتر بحث دیگری است اما به این ترتیب تمام موجودی دادگستری از بین می‌رود مثل اینکه ما بگوییم آقا تا امروز هم پرونده‌ای که وارد دادگستری شده است مشمول منع تعقیب در امور جزایی بنده تصور می‌کنم که یک قدری شاق باشد و برای کسانی که شاکی خصوصی هستند و پرونده‌شان زنده است و الان در محاکم هست باید یک قدری احقاق حق بشود و حق آنها از بین برود به این ترتیب بنده یک پیشنهاد اصلاحی تهیه کرده‌ام که آن نظر جنابعالی را هم تأمین می‌کند وآن این است که این قبیل پرونده‌های جنحه هم اگر چنانچه از تاریخ اولین اقدام تعیین تا صدور کیفرخواست ۵ سال تمام گذشته باشد و کیفرخواست صادر نشده باشد مشمول مرور زمان یعنی جرایم جنایی ۱۰ سال جنحه ۵ سال به شرط اینکه کیفرخواست صادر نشده باشد و پرونده‌ای که پنج سال نزد مستنطق مانده ظن نزدیک به یقین این است که به جایی نخواهد رسید و اگر چنانچه تا ده سال اگر نظرتان بر این است

که حتی پرونده‌هایی که در محاکم استیناف مانده‌اند آنها هم مشمول بشوند اگر چنانچه تا ده سال تمام در امور جنحه حکم نهایی قابل اجرا صادر نشده باشد آن وقت مشمول مرور زمان است و این ۵ سال صدور حکم نهایی قابل تعقیب خیلی‌خیلی کم است به دلیل این که عرض کردم در امور جنحه کمتر پرونده‌ای می‌توان پیدا کرد که تا ابتدای شروع تا صدور حکم نهایی کمتر از ۵ سال طول کشیده باشد تمام پرونده‌های جنحه چون مراحل رسیدگی زیاد بود تمام بدون استثنا تقریباً ۵ سال طول کشیده است پس اگر چنانچه ۱۰ سال بکنیم آن نظر جناب عالی تأمین می‌شود و یک مقداری از پرونده‌های زنده‌ای هم که وجود دارند مشمول مرور زمان نمی‌شوند این نظر بنده بود در ماده اول حالا امیدوارم که مورد توجه جناب آقای وزیر دادگستری واقع شده باشد بنده پیشنهادی دارم که در موقع طرح پیشنهاد توضیحاتم را عرض می‌کنم. ‏

نائب رئیس- آقای ارباب مخالفید بفرمایید.

ارباب- بدواً از بیان منصفانه جناب آقای وزیر دادگستری به نوبه خودم تشکر می‌کنم و معلوم شد ایشان جزو مصالح قضایی نظری حتماً نداشته‌اند حالا هم تصریح شد اما در جلسه گذشته ضمن بیانات‌شان فرمودند که بعضی موارد یا دسترسی به متهم نبوده یا موجبات تعقیب فراهم نبوده بنده خواستم به استحصارشان برسانم مواردی که بنده به آن استناد کردم هم متهم در دسترس بود و هم موجبات فراهم بود ولی آن زمان خواستند تعقیب کنند و نخواستند رسیدگی کنند نظیر اینها زیاد هست تمنی دارم که توجه بفرمایید آنچه از این قبیل که موجباتش هم فراهم بوده و مسامحه کرده‌اند و مردم را تا حدی نسبت به دستگاه قضا ناامید کرده‌اند دقت بفرمایید که آنها مورد تعقیب قرار بگیرند و تکلیف آن پرونده‌ها معلوم بشود و از جمله پرونده‌های جنایی بنده یکی را استناد کردم مربوط به قتل مرحوم فرخزاد در بلوچستان بود که او را قطعه‌قطعه کردند متهم در دسترس بود تمام وسایل بود و کیفرخواست هم تا به حال صادر نشده اگر قرار بشود که مشمول این معافیت‌ها قرار بگیرد موجب نهایت تأسف است‏.

نائب رئیس- آقای عمیدی نوری مخالفید.

عمیدی‌نوری- بلی. ‏

نائب رئیس- آقای دکتر شاهکار شما هم مخالفید.

دکتر شاهکار- بنده یک پیشنهادی دارم که عرض می‌کنم. ‏

نائب رئیس- پیشنهاد بعداً قرائت می‌شود.

دکتر شاهکار- هنوز به صورت کتبی نداده‌ام خواستم یک توضیحی عرض کنم. ‏

نائب رئیس- چون صحبت شده باید تکلیف روشن بشود موافق می‌تواند صحبت کند.

دکتر شاهکار- بنده موافقم. ‏

نائب رئیس- بفرمایید.

دکتر شاهکار- بنده استدعا می‌کنم که چند دقیقه آقایان محترم توجه بفرمایید و من می‌دانم که محیط مجلس شورای ملی صددرصد مثل همیشه آماده است که یک عملی انجام بدهد با ایمان به ورود در مطلب و روشن بودن قضیه در این جلساتی که راجع‌به این موضوع صحبت شد بارها همکاران محترم روی نهایت لطف و محبتی که به من دارند نظر کوچک بنده را می‌خواستند بنده هم قول دادم که بیایم نظرم را عرض کنم و راه حل را هم بگویم متأسفانه در جلسه گذشته برای دوست عزیزم یک لغتی سوءتفاهم شد و من جبران این کار را با سکوت محض کردم اما دیدم حالا نمی‌شود باید مطلب روشن بشود این کتابی که در دست بنده است که جزایی سوئیس است که مورد استفاده جناب آقای وزیر دادگستری هم این مطلب بود باید بگویم شما استناد نکنید به سوئیس چون این صحیح نیست و ایشان آوردند گفتند که در ممالک مترقی دیگر هم این قسمت هست و واقعاًت این قانون چاپ سال ۵۷ است چون در آن نوشته است با توجه به قانون جدید ۱۹۵۰ در ایتالیا هم هست من قانون ایتالیا را قبول ندارم به دلیل این که آقای دکتر می‌دانی چرا می‌خواهم بگویم قبول ندارم وانگهی استنادی اگر بشود به قوانین جزایی دنیا نه برای تقلید به هیچ وجه من‌الوجوه همان طوری که جناب آقای عمیدی‌نوری فرمودند و آقای دکتر هدایتی فرمودند مسایل علمی دارد مسایل علمی همان طوری که آقایان می‌دانند این است که مرور زمان یعنی گذشت نه توقف زمان این باید بالاخره یک جایی پایان داشته باشد اگر آقایان مخصوصاً جناب آقای مهران ماده ۱ قانون مجازات عمومی را با دقت ملاحظه بفرمایند نوشته شده است مجازات‌های مصرحه در این قانون برای حفظ انتظامات عمومی است بنابراین مجازات بدهند یا مجازات ندهند برای آقای دکتر هدایتی که وزیر دادگستری هستند یا برای انتفاع کسی نیست برای این است که مسئولیت امور با دادگستری است آقایان در اعمال منافی عفت چرا با گذشت مدعی خصوصی از بین می‌رود و در یک عمل کلاه‌برداری چرا برای این که عمل منافی عفت مثل لباس کثیف می‌ماند که باید در خانه شست ما هم یعنی سه قوهٔ مملکت نظرش این است که جامعه یک نظمی داشته باشد اگر خدای نکرده به ناموس یک مردی تجاوز شد اگر کسی که به او تجاوز شده بیاید بگوید صدایش را در نیاورید نظم اجتماع این حکم را می‌کند که مدعی‌العموم پرونده را ببندد برای حفظ انتظام اما اگر بنده آدم بکشم و بعد طرف من یعنی ورثه مقتول بیاید از من صرف‌نظر بکند ممکن است موجب تخفیف مجازات بشود ولی نگهبان قانون و مدافع قانون می‌گوید که از حق خودت صرف‌نظر می‌کنی باشد نظم اجتماع ایجاب می‌کند که من قاتل را مجازات کنم با این فلسفه‌ای که آقا این در نظر می‌گیرند ما چند نوع مرور زمان داریم یک نوع مرور زمان داریم برای اینکه من محمد شاهکار مورد تعقیبم به قتل به قتل در ارتکاب جرمی و بعد در زمان تعقیب من یک جریانی اتفاق می‌افتد که متوقف می‌شود یا اگر من اتومبیلم را غلط رانده بودم خلافی کردم یک سال که گذشت می‌گویند نظم اجتماع دیگر آرام شده است دنبال نکنید سیخ به آن نزنید اگر مرتکب جنحه شده باشد بعد از سه سال و اگر مرتکب جنایتی هم شده باشد همان طور که جناب آقای دکتر دادفر گفتند یعنی تعقیب شده باشد بعد از ده سال می‌گویند نظم اجتماعی ایجاب می‌کند که این پرونده را دو مرتبه تعقیب کنید این یک مرور زمان است و یک مرور زمان دیگری هم هست یعنی ما نداریم حالا که آقای دکتر هدایتی این اصل را می‌آورند دقت بفرمایید می‌گوید تعقیب کردیم دو سال سه سال ۵ سال ۱۱ سال به دلایلی هم مرور زمان قطع شد ابلاغ کردند به محمد شاهکار در سوئیس بود و ۲۵ سال گذشت چه بکنیم مرور زمان دیگری هست که قاطع تعقیب و مرور زمان عادی است که آقای دکتر هدایت اسمش را می‌گذارند مرور زمان مطلق قانون سوئیس به این مطلب اشاره می‌کند و من اجازه می‌خواهم دو دفعه وقت آقا این را بگیرم می‌گوید مرور زمان به وسیله تعقیب قطع می‌شود و بعد می‌گوید با هر انقطاعی هر وقت که مرور زمان قطع شد یک مهلت جدید مرور زمان شروع می‌شود در ۲۱ فروردین ۱۳۲۰ مرور زمان قطع شده است از فروردین ۳۲۰ تا ده سال دیگر قانون سوئیس ۳۰ سال است قانون ایران می‌گوید ده سال وقتی رسیدیم به فروردین ۱۳۲۰ در ۱۳۳۰ باز دو جلسه مرا تعقیب کردید یک مرور زمان دیگر می‌آید می‌شود ۱۳۴۰ اما قانون سوئیس جلویش را گرفته و می‌گوید که با هر انقطاعی یک مهلت مرور زمان شروع می‌شود معهذا هرگاه مهلت عادی بیشتر از نصف گذشته باشد و یا در جرایم علیه شرافت و خلاف‌ها دو برابر مهلت عادی منقضی شود دعوای جزایی در هرحال مشمول مرور زمان می‌شود (یک نفر از نمایندگان- قانون سوئیس است؟) بلی امیدوارم که احتیاج نداشته باشم تکست را بخوانم دست آقایان می‌دهم عین این عبارت است دوبل دولا دوره نورمال)double de la duree normale) بنابراین چه می‌شود این مطلب را هم عرض می‌کنم که مرور زمان چه جوری است مرور زمان‌های سوئیس این‌جورند حبس با کار مرور زمانش ۳۰ سال است حبس با کار مادام‌العمر ۳۰ سال است و با کار ۱۵ ساله و با کار ۵ ساله یعنی تیمورتاش پس رأی داده شده است محکوم شده می‌رسم به این مطلب دارم این مطلب را روشن می‌کنم که به امر خود آقا عرض می‌کنم (تیمورتاش- بنده هم استدعا می‌کنم که چون حبس ۳۰ ساله یعنی حکم صادر شده) من محکوم شده‌ام به حبس مادام‌العمر ۳۰ سال تعقیب نشدم بعد از ۳۰ سال (تیمورتاش- حکم اجرا نشده) از نظر اجرا در قانون مجازات فرانسه در آنجا هم مرور زمان‌ها مختلف است مثلاً می‌گوید ۲۰ سال است و نه تقلید کنیم از قانون فرانسه بگوییم ۲۰ سال قانون مجازات عمومی ما در ماده ۵۲ صاف و پوست کنده می‌گوید مرور زمان جنایت عبارت است از ده سال و هم در قانون نامش قوانین دیگر نیست که یکی‌یکی ببرد نه هر عملی که مجازاتش مجازات جنایی باشد جنایت است هر عملی که مجازاتش جنحه باشد جنحه است یعنی آن وقت‌هایی که ما تحصیل می‌کردیم وقتی می‌پرسیدیم تعریف جنایت را بکن می‌گفت تعریفی ندارد باید قانون مجازات عمومی را باز کرد اگر نوشته است که من وقتی از دیوار مردم بالا بروم حبس مجرد سه سال این عمل جنایی است اگر بگوید دو سال با اعمال شاقه این جنایی است اگر بگوید حبس تأدیبی این عمل جنحه است اگر بگوید حبس تأدیبی خلاف است امروز چه می‌خواهیم بگوییم در این قضیه‌ای که پیش آمد کرده آقایان یک مطلب هست که صددرصد حق به جانب وزیر دادگستری است و من جلوی آقای عمیدی‌نوری می‌گویم که ایشان هم موافقند و آن این است که یک قضیه‌ای الی‌الابد نباید دنبال بشود عمیدی‌نوری (صحیح است) آقای وزیر دادگستری می‌گوید یک پرونده‌هایی که یک شاهی به درد هیچ کس نمی‌خورد از نظر حفط انتظامات اجتماعی بنده اجازه می‌خواهم عرض کنم که بچه‌های بین ۱۵ سال و ۱۸ سال را ما مطابق قانون شلاق می‌زنیم بنده رئیس محکمه جنایی بودم جناب آقای عمیدی نوری یک مرد سبیل کلفتی

محکوم شده بود به ۵۰ ضربه شلاق من فکرمی‌کردم این را چه کار کنم یک مردی را می‌آورند ۵۰ ضربه شلاق بزنند در صورتی که در آن موقع که جرم اتفاق افتاده ۱۴ سال داشته است و او را به عللی نیاوردند و حالا که دسترسی به او پیدا کرده‌اند آورده‌اند مجازات کنند من واقعاً می‌خواستم قضیه را حل کنم گفتم اعتراضات متهم وارد نیست حکم استوار می‌شود یعنی یک آقای ۲۵ ساله را می‌برند در میدان ۵۰ ضربه شلاق می‌زنند چون در هر جلسه‌ای ۱۵ ضربه بیشتر نمی‌شود زد بنابراین ۵ روز مشهدی صفرعلی را باید بیاورند در وسط میدان و شلاق بزنند به عنوان بچه ۱۴ ساله که شلاق می‌زنند پس اشکال ما در چی پیدا شد آقایان آقای صدرزاده استدعا می‌کنم توجه بفرمایید اشکال ما در لغتی بود که آقای دکتر دادفر اشاره کردند حکم نهایی اشکال ما در اینجاست‏.

آقای وزیر دادگستری یک لغتی آقای عمیدی‌نوری گفت آقای وزیر دادگستری هم جواب داد و آن لغت به این سختی نبود ایشان گفتند که دخالت قوه مقننه است در قوه قضاییه وزیر دادگستری گفتند نیست یعنی چه ما امروز یعنی قوه مقننه می‌گوید آقای رئیس دیوان کشور به جای محکمه استیناف به قول جناب آقای صارمی محکمه استیناف حکمی که تواده‌ای چون ۳۶۵ روز گذشته است من می‌گویم متوقف تکان نخور من وارد این بحث نمی‌شوم که این دخالت هست یا نیست دکتر رضایی نظر شما چیست این مطلبی است که در خور قضاوت و صلاحیت خود آقایان است بحث خواهد شد در این حرفی نیست ما چه چیز را می‌خواهیم برسیم این را می‌خواهیم برسیم که اصول قضای را رعایت کنیم و با نظر کلی علمی که آقای وزیر دادگستری دارند همه واقفیم که تأمین بشود به خدای محمد قسم که در دوره ۱۶ بود که آن قانون مفتضح راجع به مهدورالدم بودن قوام‌السلطنه گذشت چون در آن موقع در تختخواب مرض افتاده بودم چند نفر از نمایندگان مجلس آوردند که دو نفر از آنها حقوق‌دان بودند خدایا تو شاهدی که من آنها را یعنی آن حقوق‌دان‌ها را نپذیرفتم گفتم آقایان من شاهدم که شما با مانسیون تربین(tres bien) مانسیون خیلی خوب در فرنگ قبول شده بودید آخر الفبای قضایی شما کجا رفته قوام‌السلطنه یا کسی دیگر یک مردی را قبل از محاکمه می‌شود اموالش از بین برد تمام این اصراری که ما داریم این اصرار را همان استاد دانشگاه دارد اما این حرف را من نباید به ایشان می‌زدم چون من با ایشان هم دوره بودم خوب ایشان وارد هستند مسلماً ایشان آن مرجع صلاحیت‌داری است که تصدیق دکترا دارد پس ایشان وارد است ما بحث‌مان سر این است اما یک راه‌حلی که بنده به نظرم رسید ما یک مرور زمان عادی داریم یک سال و سه سال و ده سال بعد این اشکال پیدا می‌شود که هی ژاندارم برمی‌گردد که آقا ابلاغ نشده با دلایلی که می‌آورد و می‌دانید که چرا ابلاغ نمی‌شود.

وزیر دادگستری می‌گوید تکلیف مستنطق چیست من و دکتر دادفر و آقای عمیدی نوری و خود آقای وزیر دادگستری بر می‌خوریم به این مطلب که نوشته‌ایم در مقابل حکم نهایی ما دو کار می‌توانیم بکنیم دو تا راه حل بنده می‌دانم یکی اینکه این ابتکار مال من نیست قانون سوئیس است بگوییم که ما یک مرور زمان معمولی را که در قانون هست قبول داریم برود دنبال مدت یکی هم دوبل این وقت‌ها را بگیریم برای مرور زمان مطلق یعنی چه یعنی در جنایت که ده سال است بگوییم کیفرمان پس از ۲۰ سال قابل تعقیب نیست) بوربور- نظر وزارت دادگستری تأمین نمی‌شود) چرا تأمین نمی‌شود نظر وزارت دادگستری جناب بوربور صحبت از قتل در بین است مدعا به بزرگ است ما چانه که نمی‌خواهیم بزنیم مورد بزرگ است به طورکلی همین طورکه در قانون سوئیس می‌گوید قتل را دو برابر بکن ۳۰ سال دارد می‌نویسد ۶۰ سال جنایت دوبل جنحه دوبل آن آقای خلاف هم دوبل خلاف که یک سال است دو سال پنج سال هم ده سال و در هر حال ۲۰ سال این یک راه حل این راه حل هم مال من نیست این است که خواستم به آقا این عرض کنم که این مال کد پنال سوئیس است که می‌دهم و حالا آقای وزیر دادگستری نظر خودشان را خواهند داد اما یک راه حل دیگری که به نظر من می‌رسد و استدعا می‌کنم که دقت بفرمایید ما تمام اشکال‌مان در برخورد با حکم نهایی است حکم نهایی هم دو تا تفسیر دارد باز من از رفیق عزیزم آقای صارمی تشکر می‌کنم گفت شاهکار به نظر تو حکم نهایی یعنی چه گفتم حکم نهایی یعنی حکم دیوان کشور می‌گوید استیناف است (صدرزاده- در قانون به حکم قطعی تفسیر می‌شود در قانون آیین دادرسی مدنی حکم قطعی یعنی حکمی که از استیناف گذشته باشد حکم نهایی یعنی این که از دیوان کشور گذشته) یک حکم نهایی ما می‌توانیم بگیریم از استیناف یعنی حکمی که از محکمه استیناف صادر شد می‌توانید تأمین بدهید اجراییه صادر کنید چون دیوان کشور دادگاه ماهوی نیست اگر حکم نهایی را می‌گذارید حکم نهایی استیناف باز هم قابل قبول است برای این که هنوز حکم در مرحله استیناف هم صادر نشده این یک حرفی است یا این که هر دو تا را بگیریم دقت بفرمایید یعنی بگوییم در خلاف همین طور که اینجا نوشته در جنایت نوشته ده سال بگیریم در جنحه هم ۷ سال بگیریم مال جنایت را نوشته کیفرخواست صادر نشده مال جنحه را بگیریم حکم نهایی صادر نشده. ‏(دکتر دادفر- پیشنهاد بنده است) آن هم ده سال اما باز هم آن استخوان لای زخم است قضیه حکم نهایی است بنده استدعا می‌کنم از ریاست محترم مجلس و آقایان نمایندگان که جناب آقای وزیر دادگستری همین الان تشریف می‌آورند و به ما بفرمایند این سه چهار راه حلی که به نظر ما می‌رسد با آن صراحت لهجه‌ای که دارند نظر خودشان را بفرمایند و نه ما حرفی داریم و نه شأن مجلس شورای ملی است که این لایحه بماند این سه راه حل هست یکی این که شما صدور حکم نهایی را بردارید ما ۵ سال را قبول کردیم یکی این که حکم را بگذارید از مرحله استیناف صادر شده ۵ سال را قبول داریم یکی این که دوبل بگذارید که در قانون سوئیس هست (صدرزاده- یک شق چهارم هم دارد) یکی هم آن شق رابع است که من نمی‌دانم و آقای صدرزاده می‌گویند بنابراین اگر یکی از شقوق را بفرمایید راحت می‌شویم وگرنه من از خود آقای وزیر دادگستری به عنوان یک مرجعی خواهش می‌کنم که قانون را این طوری که هست نگذرانند و این اصلاح را بفرمایند بقیه را ما حرفی نداریم (بوربور- این اصلاح را که بفرمایند آن قضیه اصلی از بین می‌رود) نمی‌رود جناب آقا بوربور جناب آقای وزیر دادگستری ما نه تنها دکتر درحقوق و استاد دانشگاه است وکیل عدلیه هم هست از حقوق خودش صددرصد دفاع خواهد کرد به ما بفرمایید بنابراین بنده نظرم این است که اگر آن راه حلی که من عرض کردم یعنی حکم نهایی را برداریم مثل جنایت بگوییم ۵ سال منجر به صدور کیفرخواست نشده این حرف یک امر طبیعی است یک کسی را تعقیب کرده‌اند ۵ سال گذشته هنوز ادعانامه صادر نشده این را ما قبول داریم جنایت ده سال اگر این را نمی‌فرمایید بگذارید دو برابر هر کدام اگر این را نمی‌گذارید حکم نهایی را بردارید بنویسید که منجر به صدور حکم از مرحله استیناف نشده باشد یا یکی از این دو طریق من امیدوارم که این موضوع حل بشود و تمام بشود.

نائب رئیس- عرض کنم که من به نوبه خودم از این جلسات لذت می‌برم شاید از این جهت است که یک عمر معلم بوده‌ام و از بحث علمی حظ می‌بردم و این ارباب دفورمارسیون پروفسیونل است (صحیح است) یک عده اشخاص از لحاظ حقوق مردم بحث می‌کنند و از جمله خود آقای وزیر دادگستری که استاد فن هستند زحمت می‌کشند زیرا دو جنبه را در نظر دارند بحثی است که یک عده از آقایان نمایندگانی که علما و عملاً مجهز هستند سعی دارند که به این قسمت پایه و مبنای علمی بدهند بنده هیچ کم حوصلگی در این کار ندارم و خیلی هم از این کار لذت می‌برم مجلس برای همین کار است این است که امیدوارم با این بحث‌ها به یک نیتجه مطلوب و پسندیده‌ای که هم علمی باشد و هم حفظ حقوق مردم را بکند برسیم انشاءالله آقای عمیدی‌نوری بفرمایید.

عمیدی‌نوری- بنده خیلی تشکر می‌کنم از این که در یک محیط تفکر و مطالعه داریم مسئله علمی مملکتی حوصله به خرج می‌دهید و حقاً هم شأن امر هم شور بینهم که در وصف مجلس شورای ملی گفته شد همین است و غیر از این نیست و از جناب آقای وزیر دادگستری هم تشکر می‌کنم که امروز بسیار صحیح فرمودند که بایستی مطلب را از نظر علمی بحث کنیم و اگر موافق مصلحت بود تصویب کنیم و اگر نبود تصویب نکنیم هر کس هم برای خود نظری دارد خوشبختانه در نتیجه این بحث‌ها رسیدیم به‏ این عقیده اصلی اول به این عقیده علمی که چه در گذشته و چه در حال مرور زمان یک امریست که ملازمه با عدم تعقیب و توقف دارد در ۳۴ سال پیش ضمن قانون مجازات عمومی ما موضوع مرور زمان را وضع کردیم و مجلس شورا آن را تصویب کرد من ماده ۴۱ و ۵۲ را می‌خوانم این دو ماده را ۳۴ سال پیش اسلاف ما از مأخذ علمی برای شمول امور به مرور زمان قبول کردند و من خیال می‌کنم بعد از یک روزی مرحوم مدرس از پشت این تریبون در حالی که آن را مخالف اصول خودش می‌دانست به مرور زمان رأی داد و از نظر اصول اجتماعی آن مرحوم با مرور زمان موافقت کرد مرحوم داور هم که بعد همین قانون را عمل کرد پس امروز ما محتاج نیستیم که در اصل مرور زمان بحث کنیم در سرایت نکته بالخصوص مرور زمان این است از نظر اشکالی که برای وزارت عدلیه در عمل پیدا شده در کمیسیون هم که بحث کردیم همان طوری که آقای دکتر شاهکار گفتند دنبال راه حل برویم ما دو ماده داریم برای مرور زمان ماده ۵۱ و ۵۲ قانون مجازات عمومی که می‌خوانم ماده ۵۱ می‌گوید هرگاه کسی مرتکب جرمی شد در مورد خلاف در ظرف یک سال در مورد جنحه در ظرف سه سال و در مورد جنایت در ظرف ده سال جرم او تعقیب نشده باشد دیگر تعقیب از جرم نمی‌شود کرد و اگر شروع به تقیب شده و به جهتی موقوف مانده و مدت‌های مذکور منقضی شود دیگر اعاده تعقیب نخواهد شد مبدأ مدت‌های مذکور در صورت اولی از تاریخ ارتکاب و در صورت اخیر از تاریخ آخرین اقدام تعقیب محسوب است در این ماده یک مدت‌هایی برای عدم تعقیب که معنی مرور زمان دارد قایل شده است ماده ۵۲ می‌گوید هرگاه تعقیب جرم به عمل آمده و حکم مجازات نیز صادر شده ولی غیرمجری مانده باشد مطلب ما اینجاست اینجا می‌گوید اگر از تاریخ مخصوصاً در جنحه از زمان ارتکاب تا تصویب این قانون هنوز حکم نهایی قابل اجرا صادر نشده یعنی حکم بدوی صادر شده یک مقام قضایی گفته که او کلاهبردار است کلمه تمیز صادر نشده این

شخص معاف می‌شود در این ماده ۵۲ هم می‌گوید هرگاه تعقب جرم به عمل آمده و حکم مجازات نیز صادر شده ولی غیرمجری مانده است حکم مجازات مزبور در مورد خلاف بعد از دو سال و در مورد جنحه بعد از ۵ سال و در مورد جنایت مجری نخواهد شد لیکن نتایج آن از قبیل محرومیت از حقوق باقی خواهد بود حکمی صادر گردید فرض بفرمایید قاتل بودن شخصی قطعی شد تمیز هم رأی داد و حالا می‌خواهیم اجرا بکنیم قاتل وجود ندارد فرارکرده از دسترسی قوای انتظامی خارج شده ۱۵ سال که گذشت یک روز بعد از ۱۵ سال اگر پیدا شد نمی‌توانیم اعدامش کنیم اما قاتل است آثار محکومیت درش هست اینجا گفته بعد از صدور حکم نهایی بلااجرا مانده است این قانونی است که در همان موقع ترجمه شده است از قوانین خارجه اما اشکالی که وزارت دادگستری به آن برخورد چون اگر ما همیشه مستقیم فکر کنیم به حقیقت موضوع می‌رسیم ولی با مطالعه مستقیم نتیجه غیرمستقیم در امری بخواهیم بگیریم این انحراف از اصول اشکال وزارت دادگستری در ماده ۵۱ است در این عبارت است اگر شروع به تعقیب شد و تعقیب موقوف ماند و مدت‌های مذکور منقضی شد دیگر این ماده تعقیب نخواهد شد این یعنی چه در شعب استنطاق پرونده معطل می‌شود در محاکمه مربوطه این طور است که وقتی ادعانامه نوشته شد و رفت محکمه دیگر در جریان است محکمه مدت معین می‌کند متهم را جلب می‌کند یا تکلیفش را می‌خواهد و کار را شروع می‌کند اما در بازپرسی این کار تحت یک نظم فشرده الزامی قانونی نیست که این پرونده یا آن پرونده را نوبت بدهند همان طور که آقای ارباب گفتند پرونده قتل فرخزاد که مورد توجه ایشان است و حق هم دارند بفرمایند متهمش موجود است شهودش هم هستند ولی تعقیب نمی‌شود چرا چون متأسفانه در شعب استنطاق این نقص هست و انتظار داریم از جناب آقای وزیر دادگستری که اینها را اصلاح بفرمایند دادسرای ما را طوری بکنند که بازپرس‌ها مکلف باشند هر پرونده‌ای که بهشان رجوع می‌شود مثل محکمه نوبت بگذارند و رسیدگی کنند ملاحظه بفرمایید خیلی از پرونده‌ها هست که یکی را رسیدگی می‌کنند یکی را عقب می‌اندازند چون دلش نمی‌خواهد مثلاً رسیدگی کند این غیر از محکمه است چون در محکمه وقتی پرونده آمد دفتر باید تعیین وقت بکند دفتر هم نوبت دارد و هیچ پرونده‌ای در جریان محاکمه خارج از نوبت محاکمه نمی‌شود اما در شعبه استنطاق چه می‌شود یک آقای بازپرس یک پرونده‌ای را نگاه می‌دارد ۵ سال می‌گذرد بعد برای اینکه خودش را نجات بدهد از گرفتاری محکمه انتظامی یک یادداشت رویش می‌گذارد و دستور می‌دهد که احضارش کنند این می‌شود آخرین برگ پرونده و هی تکرار می‌شود ۲۰ دفعه تکرار می‌شود و موضوع مشمول مرور زمان می‌شود و در این مورد آقای بازپرس هم مختلف انتظامی نیست که تعقیبش کنید و نتیجه این شده است که بعضی از پرونده‌های قابل نظر چه از نظر خودش یا دیگران می‌ماند و به جریان نمی‌افتد و یا بعضی به سرعت به جریان می‌افتد در قانون سویس همان طور که بحث شد گفتند برای همیشه به منظور قطع کرد یعنی این کاری که در مرور زمان ما می‌کنند نمی‌شود کرد هر دفعه که مرور زمان را قطع می‌کنید باز یک مدت دیگر برای حصول مرور زمان هست یعنی نصف آن احتساب می‌شود این وقتی نصف شد و باز نصف و نصف شد آخرش می‌شود هیچ پرونده بسته می‌شود این ابتکار صحیحی است اگر بخواهیم یک کار اصولی علمی بکنیم بهتر این است ماده ۵۱ را با ترجمه و استفاده از ماده ۷۶ قانون سویس که یک بنای علمی دارد تلفیق کنیم و وضع کنیم و خیلی به موقع است ولی اتفاقاً در کمیسیون دادگستری وقتی بحث شد من تقاضا کردم بیاید به جای این ماده بگذارید ماده ۵۱ مکرر که خیلی از مواد قانون مجازات ما ماده مکرر دارد و همین را ترجمه بفرمایید بگذارید به اسم ماده ۵۱ مکرر تمام می‌شود این بحث علمی از نظر مرور زمان است مرور زمان تعقیب می‌خواهد اجرا می‌خواهد تا عنوان مرور زمان بهش تعلق بگیرد آن ماده‌ای که ماده ۷۶ قانون سویس بود خوشبختانه قرائت شد و مطلب هم معلوم شد که با توقف و چندین مرتبه قطع ملازمه دارد اما دولت مصلحت می‌داند یک پرونده‌هایی بسته بشود لایحه‌ای هم آورده به مجلس با این بیان صریح هم وزیر دادگستری می‌گوید که من عقیده‌ام این است اگر مصلحت می‌دانید هر امر جاری جنحه‌ای و جاری جنایی در دادسرا بسته بشود رأی بدهید نمی‌دهید ندهید و منخیلی متشکرم از این بیان ایشان برای اینکه می‌خواهند روشن کنند که این امر یک امری است که تکلیفش با مجلس شورای ملی است و مجلس شورای ملی باید مصلحت مملکت را ببیند که این کار باید بشود یا نه فعلاً پرونده‌هایی که در عدلیه هست و مانده است که باید تکلیف آن معلوم شود یک وقت مرحوم لطفی برخورد به این کار و آمد یک شعبه‌های استنطاق فوق‌العاده تشکیل داد و به این شعبه‌های استنطاق فوق‌العاده حتی حق‌الزحمه هم داد فوق‌العاده اضافه کار داد همین چیزی که الان به دیوان کشور داده می‌شود که به پرونده‌هایی که رأی بدهند و فلان مبلغ فوق‌العاده اضافه کار می‌دهند باید ۱۰- ۱۵ تا در تهران و در هر دهستان دولت شعب استنطاق فوق‌العاده تشکیل بدهند تا به این پرونده‌ها رسیدگی کنند بنابراین با این عمل پرونده‌های مانده در دادسرا خارج می‌شود و دیگر یک بازپرسی با یک یادداشت نوشتن نمی‌تواند تعقیب را قطع بکند و به قول خودش انجام وظیفه بکند برای اینها هم یک حکم تنبیهی صادر شود تا اینجا هم خودشان را جمع کنند و پرونده‌ها را رسیدگی کنند خصوصاً این که بازپرسی‌ها قضات ایستاده هستند نشسته نیستند و اختیار عمل آنها دست آقای وزیر عدلیه است آقای وزیر دادگستری بازپرسی که در انجام وظیفه‌اش مسامحه کند می‌تواند متصل کند تا بعد از این در کارها سرعت به خرج بدهند و این پرونده‌ها را به جریان بیندازند و بفرستند به محکمه خوشبختانه محاکم ما کارشان در جریان است و وقت هم خیلی زود داده می‌شود وقت‌های یک ماهه و دو ماهه و باز هم خوشبختانه اقداماتی که برای سرعت کار در دادگاه‌ها شده نتیجه مطلوب داده و دادگاه‌ها سرعت دارند در انجام کارشان آنها هم اضافه کار بگیرند تا این پروندها تمام بشود آن وقت مردم در خارج نخواهند گفت که بعضی از این پرونده‌ها ممکن است بعضی از اشخاص از بعضی اتهامات در پناه ضعف رسیدگی و نقص دستگاه و عدم سرع کار معاف شدند الان من می‌بینم نتیجه این طرز فکر این شده که کسانی که پرونده در عدلیه دارند اینجا دنبال آنی هستند که چه جور توسعه بدهند که شامل آنها هم بشود یک نامه‌ای به بنده نوشته‌اند که گویا به بعضی آقایان هم رسیده که نوشته شده این ده سال بشود ۱۱ سال تا ما هم شاملش بشویم نامه‌ای‌ست آمده خواستم بخوانم دیدم آقای دکتر جهانشاهی هم گفتند به من هم رسیده این صحیح نیست چرا این کار را بکنیم ما می‌گوییم امنیت قضایی باید باشد و یک برنامه‌ای برای مبارزه با فساد و تبهکاری داریم پریروز اعلیحضرت همایون شاهنشاهی چه در صف مجلس و چه در صف مطبوعات فرمودند که بایستی مبارزه شدید با تبهکاری بشود مأمورین را تشویق کردند که تبهکاران را مجازات کنند. حالا ما بیاییم در متن قانون یک ماده واحدهای را بگذرانیم که کلیه پرونده‌های جنحه‌ای که ۵ سال منتهی به صدور حکم قابل اجرا نشده هیچ بنده عقیده دارم همین طور که اینجا آقای دکتر دادفر فرمودند بنده در جلسه قبل به تفصیل عرض کردم کمتر صحنه‌ای می‌توانید پیدا کنید که در دادسرا و دادگاه بدوی و دادگاه استان و دیوان کشور ۵ سال تمام نمانده باشد شاید ۹۰ درصد پرونده‌های جنحه‌ای که در حال حاضر در محاکم و دستگاه قوه قضاییه چه در تهران و چه در شهرستان‌ها هست مشمول این ماده می‌شود و تمام این اشخاص جرم‌شان منطبق با کلاه‌برداری و خیانت در امانت هست سرقت هست قتل هست چک بی‌محل هست یعنی تمام جنحه‌هایی که مربوط به احقاق حقوق عمومی است البته این لایحه شامل حال دعاوی دیوان کیفر نمی‌شود زیرا آنچا را استثنا کرده‌اند آنچه که مربوط به دولت است خارج از این لایحه است و این خودش بحثی است اگر کار خوبی است که ما می‌کنیم چه فرق است بین مسایل که مربوط به دولت است و کار عمومی و اگر کار بدی است که بنده هم می‌گویم بد است چرا برای مردم باشد و چرا راجع‌به حقوق مردم بگوییم خوب است ولی در کارهای دولتی بد است این یک بام و دو هواست و خودش تناقض وجود دارد به این جهت است که بنده صلاح نمی‌دانم با این لایحه بیاییم قلم اغماض بکشیم بر جرایم موجود مردم اما ما می‌توانیم بگوییم از امروز به بعد فلان عمل جرم است و این در شأن قوه مقننه است که بگوییم فلان عمل جرم هست اما فلان عمل جرم است محکمه هر رأی داده است اما اینکه این کار دخالت در قوه قضاییه هست یا نه آقای دکتر شاهکار از اظهارعقیده تا اندازه‌ای خودداری کردند و آقایان هم از ایشان سؤال کردند بنده با کمال صراحت عقیده‌ام این است که کاملاً دخالت قوه مقننه در قوه قضاییه است برای چه برای این که ما می‌گوییم حکمی از محکمه استیناف صادر شده بالای آن حکم نوشته به نام نامی اعلیحضرت همایون شاهنشاهی که در کلیه احکام هست و حکم بدهند که حسین فرزند حسن به علت زیر گرفتن پدر فلان ورثه محکوم است به سه سال حبس اما امروز ما رأی بدهیم این حکمی که دیروز صادر شد و محکمه این حکم را صادر کرده و معتقد است که حکم صحیح صادر کرده بنده قوه مقننه با قانون رأی بدهیم که آن حکم بلااثراست این دخالت قوه مقننه است در قوه قضاییه البته مسئله عفو چیز دیگر است (صارمی- پس ماده ۵۲ هم مداخله است) خیر ماده ۵۳ می‌گوید اگر ۱۵ سال متوقف مابین باشد موقوف‌الاجراست ولی هیچ وقت نمی‌گوید دو اینکه کاری را که شما در جریان رسیدگی دارید موقوف‌الاجرا و کان لم یکن است این عقیده بنده است البته نرها فرق می‌کند بنده معتقد به تفکیک قوا هستم و معتقد هستم که در حکومت دمکراسی هر چه قوا از هم جدا باشند بهتراست البته عقاید مختلف است به هر حال اعتقاد من این است که این لایحه به این کیفیت مخصوصاً در قسمت احکام محکمه جنحه که احکام نهایی و غیرقابل اجرا هم شامل می‌شود و این برخلاف مصلحت اجتماع است عقیده آزاد است من عقیده‌ام این است آقایان هر چه بفرمایند آزاد هستند.

نائب رئیس- آقای وزیر دادگستری

وزیر دادگستری (دکتر هدایتی)- بنده آن چه که لازمه موضوع بوده است راجع به این لایحه گفته‌ایم و آنچه که وظیفه دفاع داشته‌ام کرده‌ام دلیل نداشته بعد از آن توضیحات اول چیزی اضافه کنم برای اینکه صحیح نیست بیش از آن توضیحات که لازم است برای روشن شدن مطلب مطلبی اضافه شود مخصوصاً که بنده عرض کردم این یک مطلب اساسی است به عقیده من این نظرخاص من است با این حال آقایان با وجدان راحت هر جور استنباط بفرمایند عمل بفرمایند این یک کاری است برای اصلاح عدلیه که به نظر ناچیز این حقیر رسیده است پیشنهادی کردم این مراحل را طی کرده در مجلس سنا و در کمیسیون‌ها تا به اینجا رسیده الان تنها استدعایی که دارم این است که عقیده‌تان را اظهار بفرمایید تا این کار تمام بشود هر چه باشد برای ما محترم است ولی جناب آقای دکتر شاهکار امر فرمودند به بنده و بعضی تعریفات هم در بیانات‌شان بود که صحیح بود و بنده را وا داشت که جواب عرض کنم و سه پیشنهاد دادند یکی از آن پیشنهادات صددرصد (صحیح است) و اصل این لایحه بوده و دو تاش به کلی غلط است و آن پیشنهاد این است که خودم عرض کردم قانون ما اصل مرور زمان را شناخته یک سال سه سال ده سال اما شرطش قطع مرور زمان است اگر قطع شد مفاسدی دارد که تا قیامت بالا می‌رود الان عدلیه ما ۴۰ ساله است ۱۰۰ سال ۸۰ سال که بگذرد این پرونده‌ها باز هم باقی می‌ماند گفتند تکمیل بکنید تکمیل هم راه‌هایی دارد که از آن راه‌ها باید برویم که سایرین قطع کردند و همان عملی را باید بکنیم که سایر ممالک آن طور عمل کردند مانعی ندارد که آقایان نظر دیگری هم که منظور را برساند پیشنهاد بفرمایند من قانون مجازات سویس را گفتم مال ایتالیا و مصر را گفتم موادش را گفتم در کمیسیون هم خواندم اصلش این است که یک مرور زمان دیگری غیر از یک سال و سه سال و ده سال تعیین بفرمایید که اگر تعقیب هم به عمل آمد مشمول مرور زمان بشود این کار را دیگران چه جور حل کردند در خارج به همان ترتیب که قانون سویس کرده ایتالیا کرده فرانسه کرده گفتند یک مرور زمان عادی هست که اگر قطع نشده باشد اگر تعقیبی از جرم به عمل نیامده باشد یک سال و سه سال و ده سال اگر تعقیب به عمل آورد به جای یک سال دو سال و به جای سه سال ۵ سال و به جای ۱۰ سال ۱۵ سال اینکه آقای عمیدی نوری می‌فرمایند نصف نه اینکه هر دفعه نصف شود نصف ده سال و دفعه دیگر نصف ده سال ۵ سال و دفعه دیگر نصف ۵ سال ۲/۵ سال و دفعه دیگر نصف دو سال و نیم اینکه مسخره می‌شود قانون مجازات سویس می‌گوید ترجمه‌اش را هم بنده نکردم کسی دیگری کرده آقای دکتر شاهکار هم ترجمه‌اش را خواندند گفته است مرور زمان اگر قطع شد ترتیب مرور زمانش این است اگر تعقیب به عمل آورد به این ترتیب است اگر نیامد به آن ترتیب خلاصه دو تا مرور زمان هست یکی از این مرور زمان‌ها را ما داریم یکی را نداریم این را که داریم ماده ۵۱ قانون مجازات عمومی است که اگر تعقیب از جرم به عمل نیامد یک سال و سه سال و ده سال ولی اگر تعقیب از جرم به عمل آورد این را نداریم این ناقص است چه جور تکمیل می‌فرمایید قانون سویس گفته آنهایی که یک سال است یک سال و نیم آنهایی که سه سال است چهار سال و نیم آنهایی که ده سال است ۱۵ سال آقای دکتر شاهکار فرمودند در تمام مراحل دو برابر یعنی یک سال دو سال شود سه سال ۶ سال و ۱۰ سال ۲۰ سال خیلی هم خوب است پیشنهادی است که آقای دکتر شاهکارکرده‌اند اصل آن قانون سویس است منتهی مدتش اضافه شده است بسیار هم خوب است اصل مطلبی هم که بنده به مجلس سنا پیشنهاد کردم این بوده و این مستثنیات به آن اضافه شده دیوان کجا اضافه دیوان کجا کم اینها شأن قانون‌نویس نیست این یک قانون کلی است مصلحت مملکت است آقای عمیدی نوری اشاره کردند به چیزی که البته به قیمت سلامتی من تمام شده و این امر نمی‌تواند دوام داشته باشد البته دردسراها و محاکم پاک شده و با سرعت کارشان را انجام می‌دهند اما یک اصل بگذارید که برای همیشه باشد راهش چیست راهش همین است این قانون سویس است‏ بنده هم ترجمه نکردم یک آقای دکتر واحدی هست ترجمه می‌کنند و هر ماهی ۷- ۸ ماده‌اش را در این مجله کانون وکلا منتشر می‌کند همان طورکه آقای دکتر شاهکار گفتند با هر مدتی یک مدت مرور زمان شروع می‌شود هرگاه بر مدت عادی بیش از نصف گذشته باشد مدت عادی یک سال و سه سال و ده ساله اگر قطع هم شده باشد وقتی بیش از نصف مهلت عادی گذشت مشمول مرور زمان می‌شود البته برای بعضی جرایم استثنا قایل شده که مهلت آنها باید دو برابر بشود ولی دعوای جزایی در هر حال مشمول مرور زمان می‌شود یعنی یک سال و سه سال و ده سال بعد دو سال و ۶ سال و ۲۰ سال ولو این که قطع هم شده باشد قابل تعقیب نیست بنده خودم اعتقاد به قوانین خارجی به طور مطلق ندارم قانون خوب برای مملکت آن قانونی است که رفع نیازمندی‌ها را بکند اینها را به عنوان مثال عرض کردم برای اینکه اسم بردید یک طرحی هم در زمان وزارت آقای دکتر متین دفتری برای اصل مرور زمان تهیه شد و گفته شد از قانون ایتالیا گرفته شده آن وقت بنده تازه از فرنگ برگشته بودم اعضای آن کمیسیون آقای سید جمال اخوی رئیس کمیسیون بودند مرحوم وجدانی خدا رحمت‌شان کند آنها هم این ماده را گذاشتند که عین همین ماده قانونی ایتالیا است و ترجمه از آن است نوشته‌اند اگر از تاریخ ارتکاب دو برابر مدت مقرر در ماده ۷۶ که همان یک سال و سه سال و ده سال است بگذرد اگر تعقیب هم شد ولی دو برابر مدت‌های مذکور در ماده ۷۶ گذشت بدون این که تعقیب منتهی به حکم شده باشد تعقیب قطع می‌شود بنده تصور می‌کنم مطلب روشن باشد یک مطلب کاملاً علمی است امروز هم ما احتیاج داریم ولی به هیچ وجه من اصرار ندارم این را عرض کردم برای توضیح بود و اصراری ندارم بسته به نظر مبارک آقایان است مطلبی آقای عمیدی نوری فرمودند که عنوان دخالت قوه مقننه در قوه قضاییه است این را نبایستی گفت این کار جنایت است اگر کسی بکند ولی ما یک مطلب خاص را بیاییم تحریف بکنیم این صحیح نیست این یک حکم حکمی برای مرور زمان تمام پرونده‌های موجود در عدلیه است بنابراین بنده خیلی خوشوقت می‌شدم اگر پیشنهاد آقای دکتر شاهکار را می‌دیدم این نظر اولیه ماست و این ملحقات در کمیسیون‌ها شده این اصل آن فکری است که ما داشتیم یک سال و سه سال و ده سال بشود ۲ سال و ۶ سال و ۲۰ سال در تمام مراحل و باز هم اگر آقایان نظری دارند بفرمایند.

۴- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

نائب رئیس- عرض شود آقایان صدرزاده دکتر رضایی و آقای صارمی هم اجازه صحبت خواسته‌اند و پیشنهاد دهنده آقای دکتر شاهکار هستند که تشریف ندارند صدرزاده بنده پیشنهاد ایشان را قبول می‌کنم اجازه بفرمایید این جلسه را ختم می‌کنیم امیدوارم ان‌شاءالله روز یکشنبه این لایحه را تمام کنیم و برسیم به کارهای دیگر دستور جلسه یکشنبه اول این لایحه است بعد لایحه راجع به بازنشستگان پزشکان و قضات

(مجلس ۲۵ دقیقه بعدازظهر ختم شد)

نائب رئیس مجلس شورای ملی- دکتر عمید