اوحدی مراغهای (غزلیات)/جهان از باد نوروزی جوان شد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (جهان از باد نوروزی جوان شد) از اوحدی مراغهای |
' |
جهان از باد نوروزی جوان شد زمین در سایهی سنبل نهان شد قیامت میکند بلبل سحرگاه مگر گل فتنهی آخر زمان شد؟ ز رنگ سبزه و شکل ریاحین زمین گویی به صورت آسمان شد صبا در طرهی شمشاد پیچید بنفشه خاک پای ارغوان شد بهار آمد، بیا و توبه بشکن که در وقتی دگر صوفی توان شد ز رنگ و بوی گل اطراف بستان تو پنداری بهشت جاودان شد ولیکن اوحدی را برگ گل نیست که او آشفتهی روی فلان شد