مذاکرات مجلس شورای ملی ۳ آبان ۱۳۳۵ نشست ۲۵

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۵۶ توسط Bijan (گفتگو | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح سجاوندی)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری نوزدهم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری نوزدهم

قوانین برنامه‌های عمرانی کشور مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نوزدهم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۳ آبان ۱۳۳۵ نشست ۲۵

روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل: کلیه قوانین مصوبه و مقررات - گزارش کمیسیون‌ها - صورت مشروح مذاکرات مجلس - اخبار مجلس - انتصابات - آگهی‌های رسمی و قانونی

شماره

شنبه ماه ۱۳۳۵

سال دوازدهم

شماره مسلسل

دوره نوزدهم مجلس شورای ملی

مذاکرات مجلس شورای ملی

جلسه

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز ۳ آبان ۱۳۳۵ نشست ۲۵

فهرست مطالب:

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی دوره ‏۱۹

جلسه: ۲۵

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه سوم آبان‌ماه ۱۳۳۵

فهرست مطالب:

۱ - تصویب صورت‌مجلس

۲ - بیانات آقای نایب‌رئیس به مناسبت روز سازمان ملل متحد و ولادت اعلیحضرت همایونی

۳ - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای بوربور

۴ - سؤال آقای ارباب راجع به اجازه ورود لیموی عمانی و جواب آقای وزیر بازرگانی

۵ - سؤال آقای خلعتبری راجع به کتب درسی و جواب آقای وزیر فرهنگ‏

۶ - بیانات آقای وزیر فرهنگ در قبال بیانات آقای قنات‌آبادی ‏

۷ - بیانات آقای قنات‌آبادی طبق ماده ۸۲ آیین‌نامه ‏

۸ - بیانات آقای وزیر دارایی در قبال بیانات آقای قنات‌آبادی

۹ - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مجلس یک ساعت و پنجاه دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقای عماد تربتی (نایب‌رئیس) تشکیل گردید.

۱- تصویب صورت مجلس نایب رئیس ـ صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(بشرح زیر خوانده شد)

غائبین با اجازه ـ آقایان: خرازی. هدی. دکتر سید امامی. برومند. دولت آبادی. امید سالار. سعیدی. پناهی. کدیور. مرتضی حکمت. سلطانمراد بختیار. مشار. دکتر عمید. ثقه الاسلای. دیهیم. امامی خوئی. اورنگ

غائبین بی اجازه ـ آقایان: دکتر بینا. عامری. مهندس هدایت. دکتر امیر اصلان افشار. دکتر طاهری. معین زاده. قرشی. تیمور تاش. تجدد. دکتر دادفر. مسعودی. دهقان. اریه. قبادیان.

دیر آمدگان و زود رفتگان با اجازه ـ آقایان: یارافشار. دکتر عدل. دکتر سعید حکمت. ساکینیان. مهندس اردبیلی. مهدوی. دکتر شاهکار. عبدالحمید بختیار.

نایب رئیس ـ نسبت بصورت جلسه اعتراضی نیست؟ آقای سلطانی.

سلطانی ـ بنده می‌خواستم عرض کنم در ضمن اینکه آقای مهندس جفرودی راجع بریاست محترم شهربانی بیاناتی کردند بنده اعتراضاتی کردم که در صورت جلسه نیست.

نایب رئیس ـ اصلاح می‌شود آقای صدر زاده

صدر زاده ـ در بیانات جلسه گذشته بنده یک اشتباهات چاپی هست که اصلاح می‌کنم میدهم بتند نویسی.

نایب رئیس ـ بدهید که اصلاح بشود دیگر نظری بصورت مجلس نیست؟ (اظهاری نشد) صورت مجلس جلسه قبل تصویب می‌شود

۲- بیانات آقایان نایب رئیس بمناسبت روز سازمان ملل متحد و ولادت اعلیحضرت همایونی

نایب رئیس ـ بطوریکه خاطر آقایان محترم استحضار دارد جلسه امروز در آغاز یازدهمین سال تأسیس سازمان ملل متحد قرار گرفته است روز سازمان ملل متحد برای ملت ایران که پیوسته طرفدار صلح دائمی و آرامش کامل و بسط آزادی و عدالت در سرتاسر جهان است روزی بسیار فرخنده و مبارک است (صحیح است) آرزوی ملت ایران این است که در تمام نقاط عالم صلح و صفا جای گزین کدورت و نقار گردد و همیشه دنیا قرین آسایش و آرامش بوده و از جنگ‌های عالم سوز و خانمان برانداز بر کنار باشد و سازمان ملل متحد که بر اساس تساوی حقوق بین تمام ملل جهانی استوار شده بهدف نهائی خود که صلح دائمی و جلو گیری از جنگ و جدال و اختلاف و نفاق است برسد (انشاءالله) موجب کمال خوشوقتی است که ارزش واقعی و اهمیت حقیقی این سازمان جهانی روز بروز روشنتر می‌شود بطوریکه سال گذشته تعداد زیادی از کشورها بسازمان ملل ملحق شدند تا از ثمرات نیکوی آن شخصاً بهره مند و سایر ملل را نیز برخوردار نمایند. مجلس شورای ملی ایران از خداوند می‌خواهد و امیدوار است که تمام ملل جهان با پیروی از منشور ملل دنیائی آزاد و آباد پر از عدل و داد بوجود آید و این سازمان عظیم الشأن بین المللی نسبت بهدف‌های مقدسه خود از قبیل برداشتن زور گوئی و اسیر کردن نیروی اتم در کار صنایع و امور عمرانی و بجای عملیات تخریبی توفیق یابد (انشاءالله) وبر مشکلات فایق آید و بتواند دامن بشریت را از لکه‌های ننگ ظلم و تجاوز پاک نماید تا در نتیجه ملل ضعیف و قوی با رعایت اصل تساوی حقوق و احترام متقابل بتوانند دوش بدوش یکدیگر در مهد آسایش زندگی نمایند.

روز تاریخی سازمان ملل را بعموم جهانیان و ملت صلح طلب ایران تبریک میگوئیم و از خداوند متعال مسئلت داریم که این سازمان عظیم جهانی باوج رفعت و عظمتی که حقاً شایسته در خور مقام واقعی او است برسد (ایشاءالله) البته خدمات جمعیت ایرانی طرفدار سازمان ملل که مبنی بر افکار عموم قاطبه ایرانیان است قابل تقدیر می‌باشد. تبریک دیگر امروز بملت عزیز ایران است زیرا فردا مصادف با روز ولادت با سعادت اعلیحضرت همایونی است که بزرگترین عید ملت ایران بشمار می‌رود از روزی که این مولود مسعود قدم بعالم وجود گذاشت و در چهارم آبان ماه ۱۲۹۸ این خورشید اقبال برای ملت ایران طالع شد (صحیح است) اصلاحات اساسی برای کشور ایران از خاندان جلیل پهلوی آغاز شده و قدوم میمنت لزوم این مشعل درخشان چون چراغ راه شد و در سال ۱۲۹۹ کودتای تاریخی بعمل آمد و سپس اعلیحضرت فقید پدر تا جدارش بآن همه اصلاحات از قبیل امنیت داخلی

+و سرکوبی سر کشان و خودسران و اصلاح ادارات و تشکیل ارتش نوین و تأسیس دانشگاه و ساختمان راهها آهن و غیره موفق گردید با اینکه ابتدای جلوس اعلیحضرت بر اورنگ شاهی هنگام جنگ دوم جهانی بوده و قشونهای کشورهای خارجی سرتاسر کشور عزیز ما را اشغال داشتند و حوادث گوناگون داخلی و احزاب غیر قانونی خیانت پیشه که از تحریک بیگانگان سر چشمه می‌گرفت هر لحظه استقلال این کشور کهن سال را تهدید می‌کرد معذالک اقبال لایزال و بردباری و درایت این شاهنشاه خردمند چون در پای عمیقی امواج خروشان حوادث را در خود فرو برد (صحیح است) و شکر خدا را که اینکه نیات خیرخواهانه و اصلاح طلبانه است یکی بعد از دیگری بمرحله عمل وارد می‌شود از خداوند بزرگ دوام عمر و سلطنت اعلیحضرت همایونی را خواستارم و توفیق کامل این رهبر خردمند را که موجب موفقیت کشور کهن سال و ملت شریف ایران است مسئلت دارم و بپیشگاه شاهنشاه محبوب و خاندان جلیل پهلوی و ملت عزیز ایران این عید فرخنده را تبریک می‌گویم (صحیح است ـ احسنت)

۳- تقدیم یک فقره سؤال بوسیله آقای بور بور

نایب رئیس ـ آقای بور بور.

بور بور ـ سؤالی است از وزارت دارائی تقدیم می‌کنم.

۴- سؤال آقای ارباب راجع باجازه ورود لیموی عمانی و جواب آقای وزیر بازرگانی نایب رئیس ـ امروز سؤالات مطرح است آقای مهدی ارباب بفرمایئد ارباب ـ بنده امروز فکر می‌کردم که بعضی موضوعات ارتباط بسلیقه و شاید توجه شاعرانه دارد جناب آقای وزیر محترم بازرگانی مردی هستند با سلیقه و معلوم شد که از نواحی سرسبز و خرم و خوش قیافه خیلی خوششان می‌آید و بعکس از نواحی مخروبه و عقب افتاده و مردم مفلوک خاصه اینکه قیافه وکیلشان همین است که ملاحظه میفرمائید (اشاره بخودش) توجهی ندارند این است که تشویق هائی هم که می‌فرمایند تقریباً ناحیه و موسمی است (یک نفر از نمایندگان ـ جوادیه هم که سر سبز است) متأسفانه تشریف نیاوردند، عرض کنم سال‌های متمادی لیموی میناب و بند عباس و جنوب و مرکبات آنجا بطوری که مکرر در مجلس بعرض آقایان محترم رسیده دستخوش یک آفتی بود که دفع آن یا مشکل بود یا در عمل آن اهمال می‌شد چندی پیش مرض این درختها شناخته شدند و داروئی برای رفع آن در نظر گرفته شد و خود مردم تهیه سموم کردند و کمک کردند و تقریباً هشتاد درصد این آفات شد و محصول لیمو و بخصوص روبازدیاد گذاشت و حالا بطور زیادی شده که احتیاجات کشور را بخوبی تأمین می‌کند چه لیموئی تروچه لیموی خشک و آنچه که بتهران فرستاده شده لیموی خشک میناب و جنوب بمراتب بر لیموی عمان و رجحان دارد احتیاجاتمان هم تأمین می‌شود مکرر نوشته شده استدعا شده باین وضعیت توجه کنند و در صورتیکه احتیاجات کشور از محصول داخلی تأمین می‌شود مثل سایر کالاهائیکه وقتی در خود کشور تهیه می‌شود از ورودش مانع می‌شوند این را هم اجازه ندهند وارد شود اقلا اگر تشویق دیگری نکنند رقیب برای این محصول نتراشند خوب بهمان دلیلی که عرض کردم که قیافه مدمش محیطش و وکیلش جداب نیست ایشان توجهی نفرمودند ناچار شدم بنده این سؤال را کردم حالا اگر میفرمائید که ما کسر احتیاج داریم پس موجودی لیمو هائی که نمی‌خرند سببش چیست؟ و اگر کسر احتیاج ندارم چرا اجازه می‌دهید که وارد بشود (سلطانمراد بختیار ـ از لیموی موجود بآقایان نمایندگان هم بدهید) هم آبش حاضر است و هم خودش حاضر است بنابراین تمنا دارم بدون تعصب باینکه ایشان یک دفعه فرمودند که ما چون قبلا اجازه می‌دادیم که لیموی عمانی وارد بشود و حالا هم اجازه می‌دهیم بدون این تعصب توجه کنند و این رقیب را از بازار لیموی داخلی و مرکبات داخلی از بین ببرند (مشایخی ـ بسیار پیشنهاد خوب و صحیحی است)

نایب رئیس ـ آقای وزیر بازرگانی.

وزیر بازرگان (کاشانی)ـ قبل از اینکه نماینده محترم این سؤال را بفرمایند چند دفعه خودشان بوزارت بازرگانی مراجعه کردند که لیموی میناب و بندعباس باندازه کافی تولید می‌شود و جلوگیری بشود از ورود لیموی خشک عمان خدمتشان عرض کردم الان هم تکرار می‌کنم بعرض مجلس محترم هم میرسانم که طبق قانون اگر در سهمیه جنسی ورودش آزاد شد در وسط سال مجاز نیستیم که ورود آن جنس را ممنوع کنیم بعکسش مجاز هستیم ولی اگر سهمیه جنسی آزاد شد نمی‌توانیم در وسط سال ورود آن را محدود کنیم این قانون است بنابراین اگر ما الان ورود لیموی عمانی را ممنوع کنیم خلاف قانون است نمی‌توانیم انکار را بکنیم ممکن است سؤال بفرمائید چرا توی سهمیه ما آزاد گذاشته‌ایم اولین نقاضائی که راجع به ممنوعیت ورود لیمو عمان بوزارت بازرگانی رسید در تاریخ ۱۷ مرداد سال ۱۳۳۵ بوده است بوسیله خود نماینده محترم جناب آقای ارباب بنابراین در آن موقع سهمیه منتشر شده بود و جلوگیری نمی‌توانستیم بکنیم این اصل مطلب است از طرف دیگر اینکه فرمودند چندین مرتبه مراجعه شده و چرا وزارت بازرگانی باینکار ترتیب اثر نداده عرض کردم وقتی سهمیه را منتشر کرده‌ایم قانوناً نمی‌توانیم ممنوع کنیم و بعلاوه هیچ وقت نه شکایتی کتباُ نه شفاهی از اینکه لیموی عمانی بفروش لیموی میناب و یا بندر عباس زیانی برساند بما نرسیده است اما مر اولین نامه‌ای که خود جناب آقای ارباب فرستاده‌اند اولین نامه‌ای که تاریخش ۱۷ مرداد است بنده اینجا دارم و بعرض آقایان میرسانم ملاحظه بفرمائید یک قدری باید وزارت بازرگان مطالعه می‌کرد جلوگیری از ورود لیمو را برای اینکه در خود تلگرافی که بجناب آقای ارباب مخابره شده است نوشته شده که مدت یک ماه است با بارندگی متوالی و ایجاد سیل محصول باغات اعم از خرما و لیمو فاسد و خسارت هنگفتی بمالکین وارد شده است خوب تصدیق میفرمائید که گفته شده است لیمو از خارج نباید در تلگراف هم که بآن استناد کرده‌اند نوشته شده است که سیل لیمو و خرمای میناب را فاسد کرده و خسارت وارد کرده است این را که سیل فاسد و ضرر زده است از خارج هم ممنوع بکنیم که نباید خوب مردم می‌مانند بی لیمو این تلگرافی است که خود آقای ارباب در نامه شان برای ما فرستاده‌اند بنابراین لازم بوده است که این مطلب مطالعه بشود دیده بشود که لیموی میناب و بندر عباس باندازه کافی هست یا نه؟ والا با نظر یکنفر که از بندرعباس یا میناب تلگراف کرده است نمی‌شود جلوی احتیاجات مردم را گرفت اما میفرمائید که سبب اینکه موجودی زیاد هست و نمی‌خرند چیست؟ بنده نمیدانم، جناب آقای ارباب اگر موجودی زیادی هست و ما نظیر آن لیمو را ازش گمرک می‌گیریم که از خارج می‌آید چطور شده که مال داخله مان را که گمرک نمی‌دهند نمیخرد و مال خارج را که گمرک می‌دهند میخرند لابد جنسش بهتر است لابد مردم آن را طالبند والا چطور می‌شود که ما جلوی لیمو را بگیرم و مردم را مجبور کنیم که لیموی پست تر بخرند اگر همان جنس است مسلماً آن را هم خواهند خرید زیرا آن حمایت شده است باندازه گمرکی که لیموی خارجی می‌دهد این مطالبی که عرض کردم دلایلی نیست که مایل نباشیم باینکار رسیدگی بکنیم با نهایت دقت رسیدگی خواهیم کرد و در سهمیه سال آتیه اگر لازم باشد ورود لیمو را ممنوع کنیم یا محدود کنیم خواهیم کرد ولی امسال چون سهمیه منتشر شده است و بعد از انتشار سهمیه یعنی در مرداد این تقاضا بما رسیده قانوناً نمی‌توانیم ممنوع کنیم

نایب رئیس ـ آقای ارباب توضیحی دارید. بفرمائید.

ارباب ـ در کشور یکه کراراً دیده شده قوانین را متناسب وضع روز حتی اجرا می‌کنند و حتی دیده شده که خلاف منظور قانونگذار بعضی قوانین بصورت دیگری اجرا می‌شود من نمی‌فهمم که سهمیه لیمو و سهمیه بندی وزارت بازرگانی وحی منزل شده و قانونی شده که دست بترکیبش نمی‌شد بزنند واقعاُ اگم دست بترکیب این سهمیه بندی وزارت جلیله بازرگانی بزنند کشور ایران زیر و رو می‌شود آقا مصالح مردم ما فوق این حرفها است شما مصالح مردم و حقوق مردم را مخواهید زیر پا بگذارید که سهمیه وزارت بازرگانی یک مو از سرش کم نشود اینکه معنی ندارد و اما اینکه فرمودید که وسط سال مجاز نیستیم سوابق زیادی دارد که وسط سال خیلی کاراها را جلو گیری کرده‌اند خیلی کالاها را ممنوع کرده‌اند خیلی کالاها را که آمده است در گمرک و از ترخیصش شش ماه یکسال جلوگیری کرده‌اند این آنجائی بوده است که میل داشته‌اید آنجائی بوده است که مصلحت مردم خیلی رعایت نمیشده است این را قضاوت و تشخیص را بنده به آقایان واگذار می‌کنم که آیا اینقدر سهمیه بندی والور ارزش دارد و قانون محکم لایتغیری است که وسط سال اگر گفتند حالا دیگر لیمو کافی است نیاورید اینجا دیگر نمیدانم زمین و آسان بهم می‌خورد بسیار خوب حالا که اینقدر قرص است امیدواریم که همه مقرراتمان همینطور باشد اگر همه همینطور باشد ما خیلی خوشوقت می‌شویم بگذارید چند تا مینابی از بین برود اما تبعیض جایز نیست هر روز و هر ساعت مقرراتی را اجرا کردن که خودشان وضع می‌کنند سهمیه که نمی‌آید در مجلس شورای ملی بتصویب برسد بسنا هم نرفته و تصویب هم نشده بصحه ملوکانه هم نرسیده خوب مناسب وضع روز مطابق احتیاجات مملکت و مصالح مردم یک تصمیماتی می‌گیرند فردا هم که یک وضع دیگری صلاح هست جلوش را می‌گیرند.

اما اینکه میفرمائید تلگرافی شکایتی نشده اگر ارادت بنده آنقدر بحضرت عالی زیاد نبود حضورتان عرض می‌کردم که خبر از واردات تلگرافات وزارتخانه خودتان نداریدهمه اش یک کپیه من دارم همه اش اولش نوشته‌اند وزارت بازرگانی از ششماه پیش من دارم که شکایت می‌کنند (وزیر بازرگانی ـ ششاه پیش را قبول دارم) از هشت ماه پیش هم شکایت کرده‌اند آقای مردم با این تنگدستی تلگراف کلمه‌ای یکریال مخابره می‌کنند و جناب آقای وزیر بازرگانی بعد از ششماه می‌فرمایند بما چیزی نرسیده بایستی که یک دفتر ثبت استناد هم همراه این تلگرافات باشد و رسید ثبتی بگیرند از این جناب آقای وزیر بازرگانی تا اینکه بفرمایند که خیر نرسیده است حالا عرضی که بنده می‌کنم بنام مردم می‌گویم بنده باغ لیمو ندارم یک درخت لیمو هم ندارم برای مصالح مردم است تجارت لیمو هم نمی‌کنم عرض می‌کنم که مردم فقیر بدبخت

+بیچاره که هیچ کمک بهشان نمی‌کنید خرمایشان را انبارهایشان دارد می‌پوسد هیچ تشویقی نمی‌کنید بی آبی گرفتار می‌شوند دستگاههای عمرانی مملکت کمک نمی‌کنند آنوقت رقیب هم برای کالای آنها می‌تراشند. اما اینکه میفرمائید نمیدانم احتیاجات چقدر است این را هم جسارت مینکنم هر چه هست اقامت ناساز بی اندام شما است شما مأمور بفرستید آمار را رسیدگی کنند باید مأمور داشته باشید آنچه بنده عرض می‌کنم صحیح است یا صحیح نیست شکایات مردم وارد است یا وارد نیست شما باید مأمور داشته باشند همه این آمار را داشته باشید از اکناف و اطراف کشور باید اطلاع داشته باشید امروز تولید چه هست چه نیست صنعت چه هست ببینید چه داریم چه نداریم تعدیل کنید که مردم باین روز نیفتند باید مأمور بفرستید بپرسید اگر که تولید بحد کافی نیست البته بنده عرضی ندارم بگوئید باین دلیل محصول بقدر کافی وجود ندارد باید از خارج بیاید ولی وقتیکه هست معنی ندارد و معقول نیست که دیگر از خارج بیاید وقتی که بتمام محصول کشور می‌خواهید کمک کنید این یکی را مورد بی لطفی قرار ندهید اما اینکه فرمودید این جا تلگراف رسیده بارندگی زیادی شده خرما و لیموی ما محصولش صدمه دیده یا پوسیده و از بین رفته آقا این مربوط باین موضوع نیست یک بلای آسمانی نازل شده سیل آمده خرما‌های آنها از بین رفته ضمناً یک صدمه موقتی بمحصول زده ولی این دلیل این نیست که مردم موجودی نداشته باشند مردم اگر شکایت کردند که بارندگی بما خسارت زنده نباید هر حرف دیگری بزنند بهش بگویند که تو این شکایت را کرده‌ای آقا این شکایت را پس می‌گیریم میگوئید لیمو هست یا نیست اگر هست اجازه ندهید و اگر نیست اجازه ورود بدهید خلاصه اینکه اگر وزارت بازرگانی از روی تعصب توجهی به نواحی جنوب ندارد بنده تعصب ندارم بفرستید رسیدگی بکنند اگر کسر محصول دارید اجازه ورود بدهید و اگر کسر محصول ندارید رقیب برای برای تولید کننده نتراشید زیرا اگر رقیب نداشته باشند برای سالهای بعد تولید این محصول صد برابر خواهد شد و کم کم بجائی می‌رسد که ما می‌توانیم از کشور صادر کنیم و تمنی می‌کنم همه جا با بهمان یک چشم مبارک نگاه کنید و تبعیضی قائل نشوید خوب اگر بخرما توجه نمی‌کنید که شیرینی است و بمزاجتان نمی‌سازد لیمو که ماده حیاتی دارد این را توجه بفرمائید معذرت می‌خواهم یک کلمه دیگر عرض می‌کنم یا اقلا قول بدهید که در سالها آتیه اجازه ندهید که لیمو از خارج وارد شود و جلو ورود آن را بگیرید و زودتر تحقیق کنید و دستور بدهید آمار آنرا تهیه کنند و بیاورند و در مجلس ذکر بکنید.

نایب رئیس ـ آقای وزیر بازرگانی.

وزیر بازرگانی ـ جناب آقای ارباب دو سه دفعه فرمودند که تعصب بخرج ندهید بنده نمیدانم که چه تعصبی ممکن است بنده بخرج بدهم نسبت بجنوب یک جور و نسبت بشمال یک جور نه اطمینان می‌دهم که هیچگونه تعصبی وجود ندارد که بنده نسبت بمردم شمال خوب باشم و نسبت بمردم جنوب بد باشم دلیلی ندارد اما راجع بسهمیه بندی دولت فرمودند که این آیة قرآن نیست و تغییرش بدهید منظور بنده سهمیه نبود منظور بنده قانون انحصار بازرگانی بود در قانون انحصار بازرگانی می‌گوید اگر سهمیه کالائی برای واردات منتشر شد دیگر نمی‌شود جلوی آن کالا را در ظرف آن سال گرفت بنابراین اگر بنده یکروز بگویم لیمو عمانی وارد نشود خلاف قانون کرده‌ام خلاف قانون نه سهمیه چون سوء تفاهمی مثل اینکه برای جناب آقای ارباب شد فرمودند این سهمیه واردات را منتشر کردید ولو بغلط دیگر نمی‌شود جلوی واردات آن کالا را بگیریم (حشمتی ـ انشاءالله برای سال آینده) برای سال آینده هم بنده قول داده‌ام که این را مطالعه بکنم با خود جنابعالی هم مشورت می‌کنم اگر حقیقتاً دیدیم باندازه کافی هست جلویش را می‌گیریم ولی قول نمی‌دهم که حتماً جلو ورودش را می‌گیریم قول می‌دهم مطالعه می‌کنیم اما اینکه فرمودید که شکایت زیادی رسیده خود جنابعالی هم فرمودید که ششماه قبل و این کافی نیست سهمیه که منتشر شد بعد شکایت بما رسید بنده هم تأیید کردم اینجا که شکایت رسید ولی اولین شکایت وقتی رسیده که سهمیه منتشر شده بود بند نگفتم که شکایت نرسیده عرض کردم شکایت رسیده بعد از این که سهمیه منتشر شده بود راجع بخرما هم جناب آقای ارباب خود جنابعالی اطلاع دارید که وزارت بازرگانی نهایت کوشش را کرده حتی بسازمان برنامه نوشتیم که بآقایان متخصصین خودتان مراجعه کنید به بینید از این خرما آیا الکل می‌توانند بگیرند یا نمی‌توانند بگیرند جواب دادند که متخصصین مطالعه کردند گفتند که از این نوع خرما نمی‌توانند الکل بگیرند بنده که متخصص نیستم اما تا این اندازه اقدام شد اما چرا پاکستان این را نمی‌خرد این را اقدام کردیم معلوم شد چون سطح زندگیشان بالا رفته نمی‌شود که مجبورشان کرد که خرمای پست را از ما بخرند (بوشهری ـ چرا گذاشتید جزو درجه یک)

۵- سؤال آقای خلعتبری راجع به کتب درسی و جواب آقای وزیر فرهنگ

نایب رئیس ـ آقای خلعتبری

خلعتبری ـ نامه‌ای بوسیله پست برای بنده رسیده راجع به تعویض کتب تحصیلی مدارس بنده هم عین نامه را ضمیمه سئوال کردم که باطلاع جناب آقای وزیر فرهنگ برسد که ملاحظه بفرمایند و توضیح بدهند که علت این تعویض این کتب چیست؟ این مسئله را در روزنامه‌ها هم می‌نویسند لازم است که ما هم مسبوق بشویم موضوع سؤال بنده همین است.

نایب رئیس ـ آقا وزیر فرهنگ قسمت است یک قسمت کتب ابتدائی است و یک قسمت کتب دبیرستانی کتب ابتدائی بهیج وجه من الوجوه تغییری نکرده و چندین سال است که بهمان صوت باقی است ولی بعقیده بنده باید تغییر بکند برای اینکه باقتضای وضع زمان بایستی ما تعلیم و تربیتمان را با یک روش بهتری و با یک ترتیب پسندیده تری انجام بدهیم والان هم کمیسیونهائی مشغول مطالعه در این قسمت هستند و امیدوارم که برای سال آینده تحصیلی این کتب را تغییر بدهیم ولی البته تغییر اگر دادیم برای چند سال بطور ثابت خواهد بود و احدی هم حق تغییر در این کباب و یا تقلید این کتاب یا اقتباس از آن کباب را نخواهد داشت اما تغییری که حاضر شده در کتاب‌های دبیرستانهای است و آنها هم بعلت تغییر برنامه است تغییر برنامه هم یک مسئله‌ای است که کاملا ضروری تشخیص داده شده است زیرا خود آقایان بطوریکه کراراً متذکر شده‌اند این مدارس و دبیرستانهای ما بیشتر به تربیت یک اشخاصی پرداخته‌اند که یک محفوظات و معلوماتی بیاموزند که با آن معلومات و محفوظات اهل کار و عمل نیستند و بهمین دلیل هم بوده است که اغلب فارغ التحصیل‌های دبیرستانها که نمی‌توانستند تحصیلات خودشان را در مدارس علیه ادامه بدهند اینها اکثراً متوسل بدستگاههای دولتی می‌شدند که در این دستگاههای دولتی بآنها کار داده شود باین جهت در سال گذشته با تصویب شورای عالی فرهنگ برنامه دبیرستانها تغییر کرد و بیشتر جنبه عملی پیدا کرد و بسیاری از موارد مثل تعلیمات مدنی و تعلیمات اجتماعی و کارهای دستی و کارهای فنی در برنامه وارد شد بعلاوه تجدید نظری در روش تعلیم شد که این ملازمه داشت با تغییر روش کتابها البته وزارت فرهنگ راجع به کتاب‌های دبیرستانی تألیفاتی ندارد از سال ۱۳۱۷ ببعد یکدوره کتبی تألیف کرده بود که در دبیرستانها رایج بود ولی بعدها خود دبیران و استادان ادعا داشتند که این کتابها را نباید بطور انحصار وزارت فرهنگ تدارک کند بلکه باید آزادی عمل بدهند که در حدود برنامه‌های مصوب شورای عالی فرهنگ مؤلفین و استادان و دبیرانی که دارای تجربیات کافی هستند و ذوق تألیف کتاب در آنها هست با ابتکار خودشان و با اقتباس از کتابهای خارجی کتاب هائی تألیف بکند به این جهت است که این کتابها بصورت جدید بوجود آمده بکلیه دبستانها هم دستور داده شده است برا اینکه هیچگونه اعمال نفوذی برای ترویج کتاب خاصی در مدارس نشود معلمین هر رشته در اول سال یک کمیسیونی تشکیل بدهند و بین کتابها موجود که مطابق برنامه‌های شورای عالی فرهنگ تنظیم و تألیف شده کتابهائی که در آن دبیرستان باید تدریس شود تعیین کنند و بعد از اینکه تعیین کردند بهیچوجه من الوجوه در طی آن سال حق ندارند دبیران که کتاب درسی را تغییر بدهند حتی اگر معلمی هم بمناسبتی تغییر بکند معلم جدید حق تغییر کتاب را ندارد و البته یک مطلبی بعقیده بنده قابل توجه است و آن موضوع قیمت کتاب است.

کتابهای دبستانی قیمتش تعیین شده و وزارت فرهنگ با توجه بصفحات کتاب خرج چاپ و مخارج دیگر یک قیمتی را معین کرده که کتاب فروشها از آن قیمت نمی‌توانند بیشتر بفروشند، ولی برای کتاب ای دبیرستانی که مؤلفین آنها خود استادها و دبیر‌ها هستند. یک فرمی صحیحی برای تعیین قیمت کتاب وجود نداشت و چون بعضی از ناشرین و کتاب فروشها ممکن بود که در تعیین قیمتها یک قدری نتوانند حساب دقیقی بکنند، اخیراَ بر حسب تصویب شورای علی فرهنگ یک آئین نامه خاصی برای این کار تنظیم شده و بزودی بتصویب شورای عالی فرهنگ خواهد رسیده و بموقع اجرا گذارده می‌شود که هم از حیث تعداد کتاب وهم از حیث قیمت کتاب اگر محظوری قبلا برای مردم بوده بر طرف شود

۶- بیانات آقای وزیر فرهنگ در قبال بیانات آقای قنات آبادی

وزیر فرهنگ ـ جناب آقای رئیس در غیاب بنده که بر حسب امر اعلیحضرت همایونی برای سرکشی به فرهنگ آذربایجان رفته بودم یک مذاکراتی برای چند مسئله فرهنگی که خیلی اساسی و اصولی است در مجلس شورای ملی شده بود بنده می‌گویم خواستم بآنها هم جواب عرض کنم. اگر موقعش حالا است که اجازه می‌فرمایند و اگر حالا نیست وقت تعیین بفرمائید (عده‌ای از نمایندگان ـ بفرمائید)

نایب رئیس ـ جواب سؤال یکربع وقت برایش منظور شده است و اگر مطلب دیگری داشته باشید علاوه بر یک ربع می‌توانید صحبت کنید.

وزیر فرهنگ (دکتر مهران)ـ البته آقایان محترم مستحضر هستند که بنده به انتقادات و نظریات مقید آقایان نمایندگان محترم همیشه توجه داشته‌ام (احسنت) و

+سعی کرده‌ام از مطالبی که مفرمایند و نظریاتی که ابراز می‌فرمایند حد اکثر استفاده را بکنم (صحیح است) ولی گاهی اوقات مسائلی پیش می‌آید که اینها خیلی مسائلی اصولی است یعنی در اطراف اینها باید مطالعه و بحث کرد.

موضوع مدارس ملی موضوع ساعات خدمت دبیران و این قبیل مسائل یک مسائل اصولی است. بنظر بنده مصرف اینک که بنده عقیده‌ام این باشد که مدرسه ملی دست شود یا نشود یا از مردم برای کمک به فرهنگ پول و شهریه گرفته بشود یا اینکه معلمین وضع خدمتشان چه جور باشد این یک مسئله‌ای نیست که بسلیقه افراد و اشخاص باشد البته این مسائل کلی و عمومی است و در بسیاری از کشورها علمای علم و تعلیم و تربیت در باب این مسائل مطالعاتی کرده‌اند کارهائی کرده‌اند و بالاخره بیک نتایجی رسیده‌اند که ماهم باید از آن مسائل استفاده بکنیم بنده میدانم این ساعات خدمتی که برای معلمین تعیین شده شاید برای بعضی یک عده قلیلی اشخاصیکه عادت بکار کردن ندارند کار مشکلی باشد ولی بآقایان عرض می‌کنم قاطبه معلمین در سراسر کشور با کمال فداکاری و ایمان خودشان را آماده این خدمت کرده‌اند بنده در منطقه آذربایجان کوچکترین گله و شکایتی از هیچ معلمی نشنیده‌ام البته باید کار بکنند و حقوق بگیرند باین مملکت باید خدمت بکنند فرهنگ ما روز بروز توسعه پیدا مینکند (صحیح است) بر تعداد دانش آموزان در هر سال افزوده می‌شود در سال گذشته که آمارش را خدمت آقایان تقدیم کردم هشتاد و پنج هزار نفر بر عده دانش آموزان کشور اضافه شده بود. اگر بنا بود معلمین هم درست کار نکنند که این درست در نمی‌آمد. باید کار کند.

در همه جاهای دنیا معلمین تمام وقتشان در اختیار مدرسه است حتی یک ساعت قبل از وقت و یکساعت بعد از وقت در مدرسه صرف می‌کنند مدرسه خانه ثانوی آنها است. ما البته باید سعی بکنیم علاقه و ایمان معلمین را بمدرسه و خدمتشان زیاد بکنیم. در موقعیکه اضافه اعتباری برای ترمیم حقوق معلمین در مجلس شورای ملی در کمیسیون بودجه مطرح بود که سیصد و بیست میلیون ریال برای این کار تقاضا شد و صحبتی راجع بچگونگی کار معلمین پیش آمد.

ما پیشنهاد کردیم و کمیسیون بودجه هم تأیید کرد که دبیران در هفته بیست و دو ساعت یعنی روزی بطور متوسط سه ساعت و نیم کار کنند بنظر بنده این ساعات کار نه تنها زیاد نیست بلکه مطالعه آماری که بنده از تمام کشورهای دنیا دارم از حد متوسط کاری که در سایر کشورها معلمین انجام می‌دهند کمتر است و باعتقاد بنده با این کمبود معلم بهیچ وجه من الوجوه صحیح نیست که ما بیک معلمی یک حقوق گزافی بدهیم و از او توقع انجام خدمت نداشته باشیم (صحیح است) قدر مسلم این است که این یک تزی است که بنده از آن دفاع می‌کنم و ممکن است که بعضی از آقایان باین نظر توافق نداشته باشند ولی تصمیمی است که در کمیسیون بودجه گرفته شده و شورای عالی فرهنگ هم تأیید کرد بنده هم دارم اجرا می‌کنم و جز امتثال امر کار دیگری نکرده‌ام معلمین هم باستثنای یک عده کمی که معمولا می‌خواهند کمتر کار کنند (قنات آبادی ـ کسر اینجا راجع بساعات کار معلمین صحبت نکرده است اعتراضاتی راجع بکار وزارت فرهنگ شده است بنده خودم هم موافق با ساعت کار معلمین هستم ،) (زنگ رئیس)

نایب رئیس ـ استدعا می‌کنم رعایت نظامات را بفرمائید و مباحثه بین الاثنین نفرمائید.

وزیر فرهنگ ـ مباحثه نبود بحث بود بنده که عرضی نکردم در موضوع ساعات کار معلمین نظری که اتخاذ شده بعقیده بنده بسیار منطقی و صحیح است و امیدوارم که بنده تا باشم اجرا کنم و اگر هم بنده نبودم بهر ترتیبی بخواهند عمل شود.

اما یک مطلب دیگر راجع بمدارس ملی و همکاری مردم است با فرهنگ این موضوع هم یک موضوع اصولی است و بنده هم در این باب مدافع یک اصلی هستم و بآن اصل هم معتقدم و بآن هم عمل کرده‌ام و در این مدت یکسال و نیم نتایج بسیار خوبی هم گرفته‌ام حالا هم حضور آقایان عرض می‌کنم معمول این شده بود در این اواخر وقتی که هر سال عده زیادی چندین هزار نفر بر تعداد محصلین افزوده می‌شد بمناسبت کمبود معلم کمبود جا و ساختمان وزارت فرهنگ یک راه حلی پیدا کرده بود خیلی ساده، این بود که مدرسه را نصفه روزه می‌کرد (قنات آبادی ـ حالا هم همینطور است) می‌گفت نصف روز این بچه‌ها بیایند و نصف روز اینها بروند و یک دسته دیگر بیایند در موقعی که بنده متصدی وزارت فرهنگ شدم در همین تهران هفتصد کلاس بود که آنجا بچه‌ها نصف روز درس می‌خواندند و اگر بهمین منوال گذشت امروز باید تمام دبستانهائی تهران نصف روز باشد در سال گذشته هفده هزار نفر در تهران بر عده دانش آموزان دبستان اضافه شده در تهران فقط بدون حومه و امسال هم بیست و یکهزار نفر بر این عده علاوه شده، اگر بنا میشده می‌گفتیم خوب محصلین یک عده صبح درس بخوانند و یک عده بعد از ظهر کار خیلی سهلی بود، همان ترتیبی بود که چندیی سال وزارت فرهنگ از آن تبعیت و پیروی می‌کرد. البته خیال نمی‌کنم این را آقایان تأیید بفرمایند (صحیح است) بنده یکی از اقداماتی که کردم جلب همکاری مردم بود برای ایجاد مدارس در این دو سال تحصیلی هشتاد و چند باب دبستان ملی در تهران تأسیس شده (یکی از نمایندگان ـ بسیار کار خوبی است) و در تمام مدت دوران گذشته ۹۵ دبستان ملی در تهران بوده، بنابراین دبستانهائی که در این دو سال بدست مردم و با کمک مردم تأسیس شده درست مساوی کلیه دبستانهائی است که از بدو تاریخ فرهنگ ایران تا حالا در تهران درست شده، بنظر بنده این یک اقدام مفید و اساسی بوده است (صحیح است) این دبستانها بقدری خوب هستند که بنده بجرأت عرض می‌کنم از عده‌ای از دبستانهای دولتی هم بهترند بعضی از اینها بقدری مردم بآنها رغبت می‌کنند و شهریه مدهند و پول می‌دهند. برای اینکه اطفالشان را در آن مدارس بگذارند برای اینکه این مدارس توانسته‌اند اعتماد و اطمینان مردم را جلب کنند، حالا میفرمائید اگر اینکار نمی‌شد چه می‌شد؟ با آن ترتیبی که عرض کردم یعنی مدارس نصفه روزه می‌شد با اینکه آنهائی که متنفذ بودند و زور داشتند می‌توانستند در مدارس دولتی برای خودشان جا پیدا می‌کرد و وارد مدارس دولتی می‌شدند و یک مشت اطفال معصومی و بیچاره مردمیکه آنها پارتی نداشتند و وسیله نداشتند نمی‌توانستند درس بخوانند اینها توی کوچه‌ها بایستی بگردند (قنات آبادی ـ حالا هم همینطور است) ما ناچار شدیم که با ایجاد این دبستانهای ملی این تراکم جمعیت را در مدارس دولتی کم کنیم.

اما راجع بدبیرستانها در سال گذشته یک لایحه‌ای تقدیم مجلس شورا ملی شد آن لایحه این بود که چون وزارت فرهنگ با توسعه دبستانها در درجه اول است و دبیرستانها همینطور نواقصش باقی می‌ماند و شاید روز بروز هم زیادتر شود باید در این باب فکر ی کرد نظر بوزارت فرهنگ ضمن لایحه‌ای بمجلس شورای ملی پیشنهاد شد و آن این بود که در دبیرستانها آنهائی را که وزارت فرهنگ مقتضی میداند مبلغی بعنوان شهریه از محصلین با بضاعت گرفته بشود و این شهریه‌ها بمصرف تکمیل آزمایشگاه، تکمیل کتابخانه، تهیه لوازم ورزش، تهیه لوازم تربیتی و کارهای دستی برسد این قانون در مجلس تصویب شد، آئین نماه‌ای هم برای اجرا این قانون قرار بود بتصویب شورای عالی فرهنگ برسد ما امسال موفق شدیم این قانون را اجرا کنیم خیلی هم احتیاط کردیم این یقانون بطور صحیح اجرا شود تأکیدات زیاد بمدیران مدارس کردیم که دانش آموزان بی بضاعت همانطوری که در قانون پیش بینی شده نه تنها از پرداخت شهریه معاف خواهند بود، بلکه از همان پولی که از اغنیا گرفته می‌شود بآنها باید کمک مالی هم بشود و لوازم التحریر و سایر لوازم هم بآنها داده شد (احسنت) در ۹ دبیرستان در تهران که همه در شمال شهر واقعند این عمل اجرا شد همه اولیاء این اطفال طیب خاطر حاضر شده‌اند یک مبلغی که آنهم در سال صد تومان بیشتر نیست و ماهی هشت تومان می‌شود بعنوان شهریه بپردازند.

این وجوه هم جمع آوری شده خود آنها هم حرفی نداشتند نه تنها حرفی نداشته‌اند مدتهاست که می‌گفتند بچه‌های ما در این دبیرستان‌ها آزمایشگاه ندارند شما اگر نمی‌توانید درست کنید ما حاضریم کمک کنیم درست کنیم بمدیران مدارس دستور داده شده از این وجوهی که جمع آوری شده برای تکمیل آزمایشگاه و لوازم مدرسه صرف کند مطابق آئین نامه مصوب شورای عالی فرهنگ یک هیأتی مرکب با پنج نفر رئیس دبیرستان و دو نفر منتخب دبیران و دو نفر منتخب اولیاء دانش آموزان که از طرف انجمن هم کاری خانه و مدرسه معنی می‌شود در مصرف این وجوه نظارت دارند، بنده بمدیران مدارس گفتم که این وسایل را با این پول آماده کنند و یکروز اولیای محصلین را دعوت کنند و بآنها بگویند که دختران شما خیاطی را تا کنون از روز کتاب می‌خواندند حالا در این کارگاه عمل می‌کنند و یاد می‌گیرند همینطور نسبت پسرها می‌گویند پسران شما تا کنون در آزمایشگاه کار نمی‌کردند و کتاب فیزیک و شیمی را حفظ می‌کردند ولی حالا عمل می‌کند و یاد می‌گیرند قنات آبادی ـ تمام اینها را بنده تکذیب می‌کنم، صد در صد دروغ است کذب محض است بنده ثابت می‌کنم تمام این مطالب کذب محض است در خانه ملت دروغ می‌گویند. کذب محض است (سراج حجازی ـ اجازه بدهید حرفشان را بزنند) مثلا بنده حق ندارم حرفم را بزنم (زنگ رئیس)

وزیر فرهنگ ـ عرض کردم اینها یک مطالب خیلی اصولی است و این قبیل صحبتها بعقیده بنده خیلی برای حل موضوع لازم است آقای شمس قنات آبادی که بنده کمال احترام و ارادت را بایشان دارم و توضیح هم دادم که بنده نبودم ایشان این جا مطالبی فرمودند حالا هم یک قدری سکوت بفرمایند که بنده هم عرایضم را باستحضار خاطر محترم آقایان نمایندگان برسانم این کار را هم ما خواهم کرد انشاءالله امیدوارم آقای قنات آبادی هم دعوت ما را قبول کنند و آن روزی که در این مدارس دعوت کردیم و آن وسایل را آماده کردیم و امیدوارم که یک ماه تجاوز نکند تشریف بیاورند ببینند وضع محصلین را از نزدیک آنگاه شوند، بنده یقین دارم که در این باب خودشان هم با ما همکاری خواهند

+کرد و نظر ما را تأیید خواهند کرد این جلب همکاری مردم با فرهنگ یک موضوع بسیار، بسیار حساسی است (صحیح است) و بعقیده بنده بزرگتری قصوری که در گذشته نسبت بتوسعه امر فرهنگ شده است اینست که در این قسمت کوتاهی شده و باید این کار را کرده و بنده خشنود هستم که در این مسافرت آذربایجان هم در کمال خوبی نتایج این همکاری را مشاهده کردم. رئیس فرهنگ آذربایجان در تبریز در شبی جشنی بر قرار کرده بود و در آن جشن افتتاح پنجاهمین مدرسةکه ساخته شده و در آنجا با کمک دولت شهرداری و مردم خیر اعلام شد. در شهر تبریز که بیش از صد بستان ندارد این قابل تمجید و تحسین است غیر از جلب اعتماد و همکاری مردم غیر ممکن است که فرهنگ ما رو بترقی و توسعه برود این اشتباه محض است این یک تزی است که بنده از آن دفاع می‌کنم و البته باز هم عمل می‌کنم مادامیکه مسئول فرهنگ هستم آن روزی هم که نبودم البته هر کس که بیاید مورد تأیید مجلس خواهد بود و بهر طریقی ممکن است عمل بکند ولی این عقیده من است ایمان من است و باین هم عمل خواهم کرد بدون تردید ما باین مدارس ملی کمکهائی می‌کنیم معلمین در اختیارشان می‌گذاریم و سایل برایشان فراهم می‌کنیم تقریباُ روی حسابی که بنده کردم ما یک سوم بودجه این مدارس ملی را بهشان کمک می‌کنیم نتیجه این می‌شود که ما با اعتباری که برای تأسیس یک دبستان ممکن است صرف کنیم برای سه دبستان صرف می‌کنیم مطلب دیگری هم البته جناب آقای شمس قنات آبادی بی لطفی فرمودند و اینجا اظهار کردند و بنده خیال نیمکنم که محتاج جواب باشد که وزیر فرهنگ اتومبیل خریده، البته بنده یک اتومبیل آخرین سیستم نخریده‌ام. یک اتومبیلی داشت وزارت فرهنگ فرسوده بود بنده خیال می‌کنم (قنات آبادی ـ ممکن است بفرمائید آن اتومبیلها را با چه شرایطی فروختید) همه اینها را عرض می‌کنم. بنده نمی‌خواستم در این باب چیزی عرض بکنم ولی باصرار جنابعالی خدمتتان عرض می‌کنم قبل از اینکه وزارت دارائی تصمیم بگیرد بفروش اتومبیلهای سرویس وزارتخانه‌ها، اتومبیل وزیر فرهنگ خیلی فرسوده بود و اعتبارش در بودجه تصویب شده بود کمیسیون بودجه هم اجازه داده بود یک اتومبیل برای وزیر فرهنگ خریدیم.

اما اتومبیل معاون وزارت فرهنگ در سال ۲۸ یعنی هفت سال قبل آنوقتی که خود بنده معاون بودم خریده شده بود آنوقت هم این گناه را مرتکب شده بودم آنوقت این اتومبیل را خریدند، الان هفت سال بود که کار می‌کرد و دیگر از کار افتاده بود خیال می‌کنم یک اتومبیلی که هفت سال کار کرده بود دیگر در شأن معاون وزارت فرهنگ هم نیست که در یک همچو اتومبیلی سوار شود که همیشه در راه معطل شود این اتومبیل را هم تعویض کردیم اما فروش چند اتومبیل در وزارت فرهنگ مربوط بوزارت فرهنگ نیست.

وزیر دارائی وقت تصمیم گرفت اتومبیلهای سرویس را بهما کسانیکه در سرویس آنهاست بفروشد کمیسیونی معین کردند از خود اداره فنی وزارت دارائی آمدند آنها را تقویم کردند و بآن دبیر کلها و رؤسائی که از آن استفاده می‌کردند بطور اقساط فروختند. این بیچاره‌ها هم حالا همه اش یکی توی سر خودشان می‌زنند و یک توی سر اتومبیل برای اینکه اتومبیل‌ها بقدری فرسوده بوده اینها مبالغی قرض کردند و صرف آنها کردند و حالا هم خوب از آنها استفاده نمی‌کنند بنابراین فروش اتومبیل یک مسأله‌ای نیست که نه پولش بجیب وزارت فرهنگ رفته باشد و نه اینکه ارتباطی بوزارت فرهنگ داشته باشد اصولا این تصمیم یا صحیح و یا غلط یک تصمیم جداگانه‌ای است که وزارت دارائی در موقع خودش گرفت و بآن عمل کرده بودند.

آقا این قانون دارد بالاخره این کار یک قانونی دارد یک قانونی در ۱۳۳۳ بتصویب مجلس رسیده موقعی که بنده هم نبودم که یا اشخاصی می‌توانند رتبه شان را از اداری بدبیری یا از آموزگاری بدبیری تبدیل کنند با یک شرایطی این شرایط هم تا بحال مراعات شده، در مورد آقای معاون وزارت فرهنگ هم بنده خیال می‌کنم شاید آقایان هم یادشان باشد که ایشان هم معلمی کرده‌اند و اشخاص زیادی را بشناسند که تحت تعلیم و تربیت ایشان بوده‌اند، سالها سال زحمت کشیده معلمی کرده و اگر امروز به پست معاونت وزارت فرهنگ رسیده است روی طی مدارج و خدماتی است که صادقانه باین مملکت کرده است بیش از این هم عرضی نمی‌کنم و امیدوارم اگر احتیاج بیشتری بتوضیحات بنده داشته باشند جواب بدهم.

نایب رئیس ـ آقای خلعتبری بفرمائید.

خلعتبری ـ بنده چقدر خوشحالم که بعضی اوقات بعضی سؤالها و بعضی بحثها موجب می‌شود که بعضی از مسائل روشن بشود مثلا این موضوع کتاب که موجب صحبت‌ها و بحث هائی شده بود و بنده در این باره سؤالی کردم و جوابی که آقای وزیر فرهنگ دادند بنده را قانع کرد بسیار هم طرز فکر خوبی دارند بنده بشما تبریک می‌گویم بسیار فکر خوبی دارید راجع بکتب دبستان البته همانطور که خودتان در نظر داشتید سعی بفرمائید برای کتب دبستانی هم کتابهای خوبی تهیه بشود و حالا که مخواهید کتب دبستانی تازه تهیه کنید طوری تهیه کنید که بزودی قابل تغییر نباشد موضوع کتاب دبیرستان هم بنده این رویه را تقدیر می‌کنم که این کاررا می‌دهند بمؤلفین و مصنفین که مردم تشویق بشوند و کتاب هادی خوب تهیه کنند مثل سایر ممالک همه جا کتابهای خوب هست ولی همانطور که گفتم راجع بقیمت چون متوجه شدند قیمت کتب دبیرستان گران است اغلب مردم از عهده خرید آن بر نمی‌آیند همانطور سعی بفرمائید کتبی تهیه بفرمائید که جنبة تجارت پیدا نکند و مصنفین و مؤلفین حق احتکار و حق استفاده از این را نداشته باشند فایده ببرند اما جنبة تجارت پیدا نکند جلوی این کار را با کمال شدت بگیرید عرض کنم همانطور که وعده فرمودید در قسمت قیمت خواهش می‌کنم تمام سعی خودتان را بکار ببرید که در شرایط موجود کتاب ارزانتر بدست مردم برسد بنابراین بنده بسهم خودم از جواب این سؤال قانع شدم و رویه شما را تأیید و تقدیر می‌کنم و همانطور که فرمودید برنامه من توجه به اطفال مردم توجه به اظهارات و همکاری با مردم است شروع کند هزار درجه موفق است بنده میدانم که نواقص زیاد است دبیر ندارند وسائل ندارند ولی معذالک از لحاظ عملیات اساسی که برای فرهنگ می‌کنند من بسهم خودم از شما تقدیر می‌کنم و امیدوارم که آقایان هم شما را تأیید کنند

۷- بیانات آقای قنات آبادی طبق ماده ۸۲ آئین نامه

قنات آبادی ـ طبق ماده ۸۲

نایب رئیس ـ ماده ۸۲ این است در صورتی که نسبت سوئی بیکی از نمایندگان داده شود و با اظهارات نماینده‌ای برخلاف واقع جلوه داده شود بشما نسبت سوئی داده نشده است (قنات آبادی ـ قطع دارم) تصور می‌کنم مقصودتان این است که مطالبتان خلاف واقع جلوه داده شده است (قنات آبادی ـ بلی) استدعا می‌کنم با رعایت نظامنامه بفرمائید.

قنات آبادی ـ همان قدر که آقای وزیر صحبت کردند

نایب رئیس ـ در آئین نامه صراحت دارد ۵ دقیقه می‌توانید صحبت کنید.

قنات آبادی ـ بنده هر مقداری که آقایان وزراء می‌توانند صحبت کنند صحبت می‌کنم نه اضافه تر متأسفانه با این که در آئین نامه صراحت دارد ولی مراعات نمی‌شود آقایان وکلاء باید ۵ دقیقه صحبت کنند و آقای وزیر هر چه دلش می‌خواهد صحبت کند

سلطانی ـ شما هم در جلسه هر چه دلتان خواست صحبت کردید.

قنات آبادی ـ از حق دیگران بود مجلس بمن رأی نداد از حق همکاران استفاده کردم برخلاف آئین نامه هم نبود (صحیح است) بنده نمی‌خواهم مطلب بمشاجره و مشاعره پرداخته بشود یک مطالبی است حسی و وجدانی ارتباطی با مخالف و موافقت با دولت‌ها ندارد بنده آن روز در پشت این تریبون عرض کردم الساعه هم تکرار می‌کنم و باز هم می‌گویم هر یک از آقایان نمایندگان محترم که قبول ندارند عرض بنده را همین الساعه که از پشت این تریبون آمدم پائین دست آن آقای محترم را می‌گیرم و بآن مدارس می‌برم که برای العین ببیند مطلب از چه قرار است بنده عرض کردم تا الان که بنده در مقابل شما ایستاده‌ام باز هم تکرار می‌کنم هنوز برنامةتحصیلی مدارس تنظیم نشده است وزارت فرهنگ که نتواند این عمل را انجام بدهد بعد از دو ماه از شروع تدریس اولیای این وزارتخانه بدرد کار نمی ـ خورند. این یک عرض بنده.

عرض دوم بنده در موضوع کتاب و ترقی نرخ کتاب بوده و من خوشحالم که جناب آقای وزیر محترم فرهنگ از این مطلب نتوانستند بگذرند عرض کردم در دبیرستان‌ها با فروش کتابها مردم را دارند غارت می‌کنند حالا هم و مرتبه تکرار می‌کنم و گناه این کار گردن اولیای امور وزارت فرهنگ است. مطلب دیگری که بنده عرض کردم این بود بنده نگفتم که مردم با مدرسه همکاری نکنند هیچکس همچو حرفی نمی‌زند بنده هم اعتقاد دارم که بایستی مرد با فرهنگ و مدارس همکاری کنند من هم مروج این تز هستم اما بعنوان همکاری مردم با فرهنگ نباید مردم را غارت کرد این را بنده عرض کردم و فرمایش جناب آقای وزیر فرهنگ را درباره گرفتن شهریه از مردم با بضاعت قبول ندارم چیزی است که حاضرم ثابت کنم یعنی این مدارس که از مردم شهریه می‌گیرند آقایان نمایندگان محترم در خدمتشان می‌رویم و من نشان می‌دهم که همچو چیزی نیست باز هم اگر پول می‌گیرند از مردمان بی بضاعت و طبقه دوم و سوم است نه از متنفذین و متمولین اما جناب آقای وزیر فرهنگ اشاره به یک شق القمر فرمودند، فرمودند که در گذشته مدارس نصف روزه بوده اطفال نصفشان صبح به مدرسه می‌رفتند و نصف دیگر عصر دو وقته بودند من بآقا عریض می‌کنم که آقا این شق القمر شما خواب و خیالی بیش نیست همین الساعه در تهران مقدار زیادی مدارس هست که دو وقته است صبح و عصر یک چیزی بهشان عرض کنم که تعجب خواهند کرد بعضی هم که سه وقته است (دکتر شاهکار ـبعضی مدارس شاگردان نصفشان

+روی زمین می‌نشینند) من بشما شاگردهائی را نشان می‌دهم که توی طاقچه نشسته‌اند و من حاضرهستم که بآقایان نمایندگان نشان بدهم مثل ماهی همینطور بغل هم چسبیده‌اند در مدرسه‌ها بیائید بشما نشان بدهم بنده با آقای وزیر فرهنگ که دعوا ندارم بنده می‌خواهم ایشان وزیر باشند و نمی‌خواهم جای ایشان بنشینم و کسی را هم کاندید ندارم این کار مربوط بشما و من و فقیر و غنی و تمام افراد این مملکت است یک مطالبی است باید حل شود با عذر اینکه فلان دور فلان طور شده و امروز اینطور است آب و هوا خوب است اینطور نمی‌شود میخواهم که اولیای وزارت فرهنگ این مطالب را برای ما حل کنند بیایند بگویند موضوع کتاب را قبول داریم این جرمی است که یک عده‌ای یک شهری را غارت کنند بچاپند کسانی که پدرشان ۲۰۰ ؤ۳۰۰ تومان حقوق دارند بضاعت ندارند چطور می‌توانند کتاب بخرند الان برای من اطلاع رسیده است سال دوم دبیرستان کتاب انگلیسی کم است یک تعدادی فروخته‌اند و دیگر ندارند که بفروشند مردم مراجعه می‌کنند میگویند باید از خارج وارد کرد، اگر در مدارس متوسطه سال دوم کتاب انگلیسی ندارند راجع به قیمت کتابها و مقایسه آنها هم بعرض آقایان نمایندگان محترم بالحس بالعیان رساندم که مطلب از چه قرار است و اما راجع به اتومبیلها بنده عرض نکردم که آقای وزیر فرهنگ نباید اتومبیل داشته باشند خیر اتومبیل هم باید داشته باشند آخر سیستم و مطابق با شئون ایشان هم باید باشد و حتی به عقیده بنده چون آقای دکتر مهرها هستند باید جت سوار بشوند بجای اتومبیل بیوک بنده یک مطلب دیگر عرض کردم روی تز دولت عرض کردم دولتی که می‌گوید من صرفه جوئی می‌کنم اتومبیل‌ها را جمع آوری می‌کنم در زمان همین دولت علیه چهار تا اتومبیل را فروختند به بیست هزار تومان و ۴ اتومبیل دیگر خریدند به ۱۲۰ هزار تومان و حالا تصادفاُ من نمیدانم که چطور شده این مطلب در وزارت فرهنگ این جوری از آب در آمده باز هم جناب آقای دکتر مهران نفرمودند که این اتومبیل‌ها بچه کسی با افساط طویل المدت فروخته‌اند و دارند استفاده می‌کنند اینکه اشکالی ندارد و اینکه جرم نیست من خواستم یک خبری بدهم و بگویم که در وزارت فرهنگ یک چنین معامله‌ای صورت گرفته اظهار نظری نکردم گفتم اتومبیل‌ها را بمدیر کل ـ‌ها و اشخاص وابسته و نزدیک بآقای وزیر فرهنگ با اقساط طویل المدت فروخته‌اند و قضاوتی هم رویش نکردم، غرض جناب آقای وزیر فرهنگ متأسفانه مجلس شورای ملی رأی به کل مذاکرات دربارةگزارش دولت دارد اگر رأی نداده بود آن مطالب را می‌گفتم و حالا هم بآقایان می‌گویم متأسفانه مجالی ندارم و یادداشت‌های زیادی دارم و تمام این انتقادات و تذکرات من برای این است که جنابعالی و هر کسی که مسئول امر فرهنگ است باین مسائل رسیدگی کندن و این کارها را انجام بدهد شما انجام بدهید بنده اولین کسی هستم که پشت تریبون خواهم آمد و فعالیت و کوشش شما را تقدیر خواهم کرد و اما با حرف همانطور که با حلوا گفتن دهن شیرین نمی‌شود با حرف و مشاجره فرهنگ یک مملکت درست نمی‌شود

۸-بیانات آقای وزیر دارائی در قبال بیانات آقای قنات آبادی

نایب رئیس ـ آقای وزیر دارائی فرمایشی داشتند بفرمائید.

وزیر دارائی (فروهر)ـ درست در نظر دارم که روز ۴ شنبه هفته گذشته بود که مطالبی در همین مرود در مجلس سنا عرض می‌کردم در آنجا به آقایان محترم سنا تورها عرض کردم که بنده راجع بدستگاهی که در اختیار دارم هیچگونه تعصبی ندارم و حتی از آقایان محترم سنا تورها خواستم اگر بی ترتیبی‌ها و بی نظمی هائی مشاهده میفرمائید بگوئید اینجا تصور می‌کنم که به عرض آقایان نمایندگان محترم رسانیده باشم الان هم تکرار می‌کنم و از طرف دیگر عقیده بنده این است اتفاقاً امروز صبح برای یکی از آقایان محترم صحبت می‌کردم عقیده بنده این است اگر کسی قبول مسئولیت می‌کند باید استعداد تحمل انتقاد را هم داشته باشد (صحیح است) بنابراین هیچگونه گله و شکایتی نیست ولی چون باید حقایق هم مکشویف بشود و روشن بشود بنده یقین دارم بعضی از مواقع اطلاعات به بعضی از آقایان نمایندگان محترم رسانده می‌شود که واقعاً بدون این که هیچگونه سوء نظری باشد روی حسن نیت بعرض و اطلاع مجلس شورای ملی میرسانند این که خواستم راجع به اظهاراتی که جناب آقای شمس قنات آبادی نماینده محترم ورامین در روز ۳ شنبه گذشته اینجا فرمودند عرایضی کرده باشم روز ۳ شنبه گذشته در ضمن نطق قبل از دستور اینجا فرمایشاتی می‌فرمودند که بنده دیر رسیدم و تند نویسی نمی‌توانست این اظهارات را همان وقت به بنده بدهد بجناب آقای رئیس مجلس شورای ملی شرحی عرض کردم و استجازه کردم که اجازه بفرمایند در جلسةبعد یا جلسات بعد که بحث در گزارش دولت بود عرایضی بکنم و روز ای بعدش هم خوشبختانه یا بدبختانه مریض بستری بودم این است که بنده امروز اولین روزی است که می‌خواهم عرایضم را بسمع آقایان برسانیم حتی المقدور با توجه بنسخ کار خیلی باختصار خواهم پرداخت، عرض کنم حضورتان جناب آقای قنات آبادی در آن روز بعضی اظهاراتی فرمودند که خلاصه چهار موضوع بود که الان مستخرجه تند نویسی از صورت مشروح مذاکرات آن روز در دست بنده است فرمایشات ایشان در اطراف ۴ موضوع دور می‌زد که بنده یکان، یکان عرایضم را باستحضار آقایان میرسانم موضوع اول این بود که فرمودند که در چندین ماه قبل وقتی که دولت نرخ سیگار و مواد دخانیه را بالا برد در موقع تبدیل نرخ سوء استفاده هائی شده است و در همان موقع هم این صحبت‌ها گفته شد البته هستند اشخاصی که ناراضی هستند عناصری هستند که هیچوقت راحت نمی ـ نشینند ساکت نمی‌شوند سم پاشی می‌کنند و این حرفها را می‌زنند اتفاقاً در مجلس سنا این مذاکره شد سؤالی شد و جواب هم در همان اوان عرض شد تاریخش بتحقیق یادم نیست گویا اردیبهشت ماه بود جوابهائی آنجا عرض کردم و الان در اوراق مذاکرات سنا هست مراجعه کنید اینجا هم تکرار می‌کنم، خواستم باستحضار آقایان برسانم که اولا در تمام کشور باستثنای شهر تهران سیگار مستقیماُ از طرف مأمورین دارائی و دخانیات توزیع می‌شود و در شهر تهران هم بوسیله شرکتی که باسم شرکت ری پور موسوم است و سالها متمادی است این کار را می‌کند ادارات دارائی و دخانیات مثل هر شیئی ذیقیمتی که در اختیار آنها است دفتر دارند حساب دارند کتاب دارند پس موجودیشان کاملا معلوم بوده مجال سوءاستفاده هائی نبوده است فقط یک گزارشی بمن رسیده است که در یکی از شهرستانها در حسابش اختلافاتی هست محتمل است انبار دار اصلا ۲۰۰ یا ۴۰۰ صندوق سیگار بردارد و سرقت کند اما اینکار مربوط بازدیاد نرخ نیست راجع بشهر تهران هم تمام اقدامات لازمه طبق دفاتر و اسناد و صورت مجلس‌ها و صورت حساب‌ها شده است چه کنیم فرمودند که سه روز قبل از اینکه نرخ سیگار اضافه بشود حواله هائی باین و آن داده شده است خواستم حضورشان عرض کنم گزارشی که باطلاعتان رسیده صحیح نبوده است حالا چرا صحیح نبوده؟ بنده این جا آمار و ارقامی را باستحضار آقایان میرسانم که مسبوق باشند اینها سند است کارش نمی‌شود کرد.

ملاحظه بفرمایئد نرخ دخانیات از روز ۴ شنبه ۲۲ فروردین بالا رفته حالا مثلا اشنو که بیشتر و بزرگترین محصولات ما است و قسمت عمده محصول ما را آن سیگار تأمین می‌کند در سال ۳۴ در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۲۰ صندوق داده شده است ۱۳۳۴ حساب بفرمائید در۲۱ فروردین ۳۴ ؤ ۱۶۰ صندوق داده شده است در تاریخ ۲۲ فروردین ۳۴ ر ۱۰۰ صندوق بنده مقایسه می‌کنم سنوات ماضیه اش هم هست نمی‌خواهم اطاله بیان کرده باشم اما در سال ۳۵ در ۲۰ فروردین ۳۵ ر ۱۰۰ صندوق داده شده است در ۲۱ فروردین ۳۵ اصلا مواد دخانیه توزیع نشده است (بهنام ـ مردم سیگار نکشیده‌اند) برای این که همان روز تصمیم اتخاذ شده بود که بر قیمت مواد دخانیه افزوده شود چون در روز ۲۰ فروردین دولت این تصمیم را اتخاذ کرد که از روز ۲۲ فروردین اجرا بشود و روز ۲۱ دستور داده شد که ابداً بشرکت توزیع سیگار یکدانه سیگار تحویل نشود منتهی فردای آنروز که قیمت اضافه شده بود ۳۵۰ صندوق داده شده است درست توجه فرمودید و موجودیهای دفتر یعنی انبار شرکت توزیع را هم مطابق صورت مجلسی که هست ساعت ۱۱ صبح روز ۲۱ فروردین ۱۳۳۵ رفته‌اند حسابها را بسته‌اند موجودی‌ها را معین کرده‌اند ۲۸۸۰۰و کسری تومان ما به التفاوت بوده و اضافه را هم از این شرکت گرفته‌اند این‌ها و دفاتر و اسناد و اوراق است تماماً در اختیار آقایان نمایندگان محترم است پس این صحبت که سوء استفاده شده است عملی نبوده است مقدور نبوده است محل است ممتنع است همانطوری که عرض کردم حتی در روز ۲۱ فروردین برای اینکه مبادا سوء استفاده هائی بشود دستور دادم از ارسال مواد دخانیه بنقاطی که نزدیک طهران است از قبیل قزوین همدان اراک بآنجاها هم خودداری کنند و در نتیجه عدم توزیع در روز ۲۱ فروردین طرفهای عصر مختصری سیگار در بازار پیدا نشد حالا محتمل است که فرضاً فلان بقال و عطار و یا آن دست فروشی فرضاً ۲۰ تا و ۳۰ تا و ۴۰ تا جعبه داشته باشد که دو سه تومان استفاده کرده باشد این غیر قابل اجتناب است پس این موضوع اولی بود که فرمودند و بنده با ذکر ادله و مدارک عرض کردم تمام مدارک هم طابق النعل و بالعل موجود و صد در صد در اختیار هر یک از آقایان نمایندگان محترم است هر آن هر دقیقه که تشریف بیاورند ارائه می‌شود محرمانه کاری نداریم این یک قسمت، قسمت دوم باز همان انتشارات و سم پاشی هاو صحبتها بوده از نظر بنده اهمیتی ندارد و من کار خود را می‌کنم و از این حرفها متأثر نمی‌شوم از این حرفه ابدم هم نمی‌آید جسارتاً عرض می‌کنم گفت که شروع موفقیت دو چیز است دشمنی و حسادت، حالا موضوع دوم اینستکه به استحضار ایشان رسیده است قضیه قرار داد توتو چیق است شرکت سهامی توتون چپق که معروف است بشرکت وفا گفته‌اند و توی جراید نوشته‌اند فلان اولا بطور خلاصخ خواستم حضور آقایان عریض کنم وزارت دارائی دو کار دارد یا پول می‌دهد یا پول می‌گیرد ارقام و اقلام هم خیلی زیاد است ممکن است خیلی گزاف هم باشد شاید

+بنظر کس بمذاق کسی خوش نیاید شاید رقبائی در بین باشد آن گناه نیست عرض کنم حضور مبارک آقایان محترم گویا سنه ۱۵ و۱۶ بوده تحقیقاً یکی از این تاریخ‌ها بوده است موقعی که انحصار مطلق توتون و سیگار شد برای این که عده زیادی که در کار دخانیات بودند بیکار نشوند گفته شد که شرکت هائی درست بکنند یکی ز این شرکتها که امروز هم درست نشده دیروز هم درست نشده ۲۲ و یا ۲۳ سال از تاریخ عمر این شرکت می‌گذرد در ۱۳۳۳ بنده مجبورم بعضی از عرایض را بکنم در مقام تفتین و انتقاد از هیچ کس و هیچ مقامی نیستم روی چه نظریاتی نمیدانم ظاهراَ آمده‌اند و گفته‌اند این قرار داد را فسخ کرده‌اند اما کاری بحالا ندارد بنده مسئول نبودم به بنده هم مربوط نیست نامه اینست که می‌خوانم ملاحظه بفرمائید تا ببینید چگونه فسخ شده است و این نامه چه اثر عجیبی کرده است گفتن خوب نیست ولی چه می‌شود کرد؟ نامه ایست در ۳۳/۶/۱۱ از طرف مدیر کل وقت دخانیات باداره کل پخش دخانیات نوشته شده است چون پیمان شرکت سهامی پخش توتون چپق و نیمکوب بازرگانی ایران در آخر روز سوم آذر ماه جاری خاتمه یافته است بموجب یک یادداشت مورخ ۶ر۹ وزیر دارائی مقرر است بطور موقت بشرکت کالا فروخته بشود اجازه داده می‌شود تا ابلاغ دستور ثانوی انواع توتون چپق سائیده و نیسماب و نیمکوب و جیگاره را با مشخصاتی که قبل از این پیمان استفاده میکرده‌اند و رعایت مقررات مال که تا کنون عمل نموده تحویل فرمایند ضمناَ متذکر می‌شود که شرکت تعهد نموده است که کلیه مقررات مربوط بتوزیع کالا و حسن جریان پخش را در این مدت رعایت نماید (موسوی ـ چه تاریخی است ؟) ۱۳۳۳/۶/۱۱ حالا اثر این قرار داد و این نامه چه بوده است اثر این نامه این بوده است دعوائی اقامه شده است علیه دخانیات دخانیات گفته است قرار داد مدتش منقضی است محکمه چه گفته است؟ این عین حکم محکمه است:

‹‹ بر طبق مندرجات قرار داد با شرکت توتون رفتار شده و رونوشت نامه ابرازی وکیل شرکت که نامه مزبور از طرف مدیر کل دخانیات باداره پخش دخانیات نوشته شده حاکی است که بعد از انقضای مدت پیمان و قرار داد هم کمافی السابق از دادن جنس دخانیات بشرکت پخش توتون عمل و رفتار می‌شود مثبت خلاف ادعای فسخ اداره انحصار دخانیات است. بنابر مراتب دادگاه حکم بدوی را که مخالف یا نظر این دادگاه است فسخ و رأی بر بیمورد بودن ادعای فسخ اداره دخانیات و اقدام آن اداره بضبط سپره شرکت داده و سپرده را متعلق بشرکت معرفی می‌نماید و تقاضای شرکت بر الزام اداره دخانیات باجرای پیمان که جزء خواسته دعوی است از لحاظ انقضاء مدت پیمان موضوعاً منتفی است این رأی حضوری و قابل فرجام است ›› (عمیدی نوری ـ فسخ غیر از ابقاء است) این حکم دادگاه است عرض کنم حضور مبارکتان حکم دادگاه است .(صدرزاده ـ این حکم تمام مراحل قضائی را پیموده است ؟) نمیدانم الان در فرجام است عرض کنم بعد از مدتی عملا دیگر این نامه را هم کلن لم یکن تلقی کردند و از تحویل دادن مواد دخانیه این را هم در نظر داشته باشید نه سیگار است و نه توتون، توتون چپق است و نیمساب و از این حرفها از تحویل دادن آن خودداری کردند ندادند مبالغی از این شرکت مطالبکار بوده‌اند و حدود قریب چهار میلیون تومان سفته سپرده بوده است سفته را آقایان در موقع مقرر پرتست نکرده بودند بنده چه عرض کنم گناه بنده چیست؟ بنده نمیدانم چه کار می‌کردند سفته را پرتست نکردند سفته وقتی پرتست نشده است صورت سند عادی پیدا کرده (صدرزاده ـ تأمین نمی‌شد کرد) رفته‌اند عرضحال داده‌اند چهار میلیون تومان طلبکار بوده‌اند طرف شرکت سهامی بوده است شرکت سهامی مسئولیتش محدود بحدود سرمایه ـ اش است قبل از آمدن بنده صحبت تجدید در بین بوده حرف هائی زده شده و در هما اوان سلف بنده جناب آقای دکتر سجادی چون شرحی از طرف نخست وزیری بایشان نوشته شده بوده است که می‌گویند آنجا فعل و انفعالاتی می‌شود رشاء و ارتشاءهائی در بین است ایشان بلافاصله باداره کل شهربانی شرحی مرقوم داشته‌اند مرجعی که قانوناَ صلاحیت رسیدگی بو تعقیب دارد نامه‌ای نوشته‌اند که رسیدگی کنید می‌خواهید این نامه را بخوانم (صدرزادده ـ نه دیگر لزوم ندارد) این نامه رفته است بجریان افتاده بعد از چندی، آن موقع بنده آمدم اداره کل شهربانی جواب می‌دهد الان مخواهم می‌گوید از رشاء‌و ارتشاء تحقیق کردم هیچ صحبتی در بین نیست فقط این آقا دارد اعمال نفوذ می‌کند عطف بنامه شماره فلان مطابق گزارش آگاهی باستحضار میرساند تاکنون دلائلی مبتنی بر پرداخت رشوه از طرف حاجی صمد و متصدیان مربوط بدست نیامده و در این مورد اطلاعی حاصل نگردیده ولی بر اثر تحقیقات نامبرده در ادارات حقوقی و قرار دادها و بازرسی دارائی بمنظور انعقاد قرار داد بفعالیت مشغول می‌باشد عرض کنم این نامه را بنده در جواب نخست وزیر بعرض رسانده‌ام ولی در عین حال هم شرحی نوشته‌ام بشهربانی که آقا بفرمائید این اعمال نفوذها چیست و این فعالیت‌ها چیست؟ این نامه اینست که بنده نوشته‌ام، نوشته‌ام:

که در تعقیب نامه شماره فلان و عطف بنامه شماره فلان راجع بگزارش اداره آگاهی راجع بفعالیت حاج صمد آقا چون قسمت اخیر راجع بفعالیت نامبرده در ادارات دارائی روشن نمی‌باشد خواهشمند است اعلام بفرمائید که در این مورد چه نوع فعالیت و توسط چه اشخاصی صورت می‌گیرد جواب داده‌اند فعالیت می‌شود یعنی اعمال نفوذ می‌شود این نامه را هم برایتان می‌خوانم عطف بنامه شماره فلان مطابق گزارش واصله برادری آقای حاج صمد آقا در اداره حقوق وزارت دارائی مشاهده میگردیده است که با بعضی از کارمندان اداره مزبور دوره از نظر مأمورین اداره مشغول مذاکره بوده است که موفق بتجدید قرار داد شود ولی از آن تاریخ تا کنون دیگر در ادارات مزبور مشاهده نگردیده است اینها ممکن است مصداق نداشته باشد تمام این گزارشات را بنده باستحضار مقام نخست وزیری رساندم شرحی صادر شده است بوزارت دارائی که مقصود از صدور نامه فلان مورخ فلان جلب توجه مقام وزارت بوده که از طرف شرکت پخش تصمیمات خلاف رویه‌ای واقع نگردیده باشد که بالمآل بزیان دولت تمام شود والا و در اصل موضوع نظری نبوده و بتشخیص خود آن وزارت خانه است در اصل موضوع راجع به چهار میلیون تومان پول، در جواب هیچ وسیله‌ای برای وصول آن نداریم اگر هم حکم بر محکومیت صادر بشود شرکت سهامی پخش حد اعلای موجودی شرکت پانصد هزار تومان است در مقابل هم شرکت بر علیه ما اقامه دعوا کرده است وثیقه‌ای هم در حدود تقریباً هفتصد ـ هشتصد هزار تومان وثیقه در دستش است مابقی بدون وثیقه بوده است مطلقاً رفته‌اند و نشسته‌اند و صحبت کرده‌اند قرار داد جدیدی بسته‌اند آنرا هم الان عرض کنم مشورت با وزارت دادگستری شده است که آیا از نظر استیفای مطالبات گذشته دولت صلاح در این کار هست یا نه؟ گفته‌اند ما تا دو، سه سال دیگر هم حکم نمی‌دهیم قرار دادی که جدیداً با اینها بسته شده است محال هیچگونه سوءاستفاده بایشان نمی‌دهد منجمله گفته است که اینها دخانیات را تقریباً قید شده است که مکلف است از آخرین فروش ده درصد بیشتر بفروشد، تمام مطالبات دولت را هم در ظرف یکسال بپردازد و قسط اولش هم که ۳۵۰ هزار تومان است پرداخت شده است بصندوق دولت هم عاید شده است دو ملیون تومان تضمین ملکی ثبت اسنادی ازش گرفته شده است که اگر تخلفی بکند بلاعوض ما استفاده بکنیم متن قرار داد است تمام سرمایه اش و آنچه موجودیش بوده است آن هم تضمین گذاشته است برای کوچکترین تخلفی اجازه فسخ گرفته شده است سابقاً نبوده است (صدر زاده ـ مدتش چقدر است آقا ؟) الان تمام را عرض می‌کنم بموجب آن قرار داد شرکت در مقابل دولت چنانچه بازار سیاه ایجاد کند به تشخیص دولت ،(موسوی ـ در گذشته همیشه کرده) تأخیر در پرداخت وجوه بکند تأخیر در پرداخت اقساط بدهی اگر بکند و با کوچکترین بی ترتیبی اگر در دفاترش مشاهده شود ما حق فسخ داریم شنیدم در خارج گفته‌اند این حق فسخ را اختیارش را بوزارت دارائی داده‌اند از اداره دخانیات گرفته‌اند دخانیات یعنی وزارت دارائی. عرض کنم حضورتان موظف است ۱۵ میلیون ریال بلاعوض بما بدهد برای اینکار تضمین ملکی ثبت اسنادی گرفته ـ ایم در اختیار داریم مکلف شده است ده در صد از میزان آخرین فروش مؤسسسه زیادتر بفروش تمام سرمایه خودش را در اختیار مؤسسه دخانیات گذاشته است و لذا طلب دولت مطلقاً بالا محل نخواهد بود. در قرار داد جدید حق اینکه برود وزارت عدلیه صحبت کند ازش گرفته شده است.

اختیار فسخ یکطرف است این کارهائی است که شده است چهار میلیون طلب دولت را هم خواستیم وصول کنیم مدت قرار داد پنج سال، سر سه سال اختیار فسخ دارند حالا اگر یک قرار دادی ببندیم بگوش یک کسی ناروا بیاید و یک کسی اوقاتش تلخ بشود وزارت مالیه باین حرفها نمی‌تواند ترتیب اثر بدهد مثال می‌زنم اگر ما بخواهیم هر عملی را مورد تنقید قرار بدهیم نواقص و معایب عجیب تر پیدا می‌شود، ببخشید اسم نمی‌برم مورد را می‌گویم حضور دو، سه نفر از آقایان محترم عرض کرده‌ام ملاحظه بفرمائید. یک تکه زمین است که صد در صد مورد استفاده است دولت لازم دارد باید بخرد چاره ندارد احتیاج دارد خوب رفته‌اند و گفته‌اند بفروشید بسیار خوب مقومی معین کرده‌اند، کمیسیونی و مهندسی و فلانی رفته‌اند و گفته‌اند که این ششصد و ده هزار تومان قیمتش است. ابلاغ کرده‌اند گفته است که ششصد و ده هزار تومان نمی‌دهم، ششصد و پنجاه هزار تومان از ششصد و چهل هزار تومان یک دینار کمتر نمی‌دهم، خوب چکارش باید کرد؟ یا باید گفت نخیر یا باید گفت چانه بزن این چهل هزار تومان تقاوت را یک جوری کنیم و اما اتخاذ تصمیم صرفاً آمده‌اند یک کمیسیون تقویم دیگری معین کرده‌اند که آقا بروید اینجا را تقویمش کنید نتیجه چه شده است ششصد و سی و دو هزار تومان می داده است یک صورتی مجلس از مهندسین عالیمقام در سد است که ششصد و نود هزار تومان، حالا بنده چکار کنم ؟(دهستانی ـ حالا تخفیف بگیرید) اگر نگرفت بنده نمی‌توانم مردم را ببرم ثبت اسناد طپانچه بگذارم توی سرشان امضاء‌بگیرم بنده نمی‌توانم این کار را بکنم اگر بنا بشود که هر عملی بشود وزارت دارائی یکی، دو تا از اینها ندارد ده تا، دویست، سیصد تا هزار‌ها هست هر کدام را بخواهید تقدیم می‌کنم موضوع ثالثی که فرمودید این بود که تنباکو وجود ندارد و بایستی

+بروند از مدیر کل دخانیات اجازه بگیرند صد رد صد فرمایشتان صحیح است، کاملا صحیح است اما چرا اینطور است؟ گناه ما نیست عرض کنم مصرف تنباکو مطابق آماری که داریم تقریباُ ۲۲۰۰ تن در سال در ایران است. استثناء یک نقطه، از اول آبان ماه ما تنباکو با می‌خریم، جناب آقای صارمی و آقایان نمایندگان محترم دیگر میدانند مدتی طول می‌کشد در سال ۱۳۳۳ فقط ۹۲۷ تن خریده شده است نخریده‌اند مانده بدستگاه فعلی ما هم مربوط نیست در سال ۳۴ خریداری شده است ۹۰۰ تن که صد تنش باب داخله نیست باب خارجه است تقریباُ ۸۰۰ تن برای ۳۵ خریداری شده است خوب مجموع تنباکو که در سالهای ۳۳ و۳۴ خریداری شده است نسبت به احتیاج ما هفتصد هشتصد تن بسیار کم بوده است، خریداری نشده است حالا چرا نشده است نمیدانم (صدر زاده ـ محصول نبوده یا خریداری نشده ؟) بنده وارد این بحث نمی‌شوم یک قدری حساس است اجازه بدهید وارد نشوم در هر حال بنده موقعی که آمدم گفتند توتون تنباکو بقدر احتیاج مردم نبوده است، حالا ما چه کردیم، ؟ امسال برای اینکه زارع هم تشویق بشود (حشمتی ـ چه عجب !) ما همیشه از این کارها می‌کنیم کجا هستند آقا نماینده گیلان که عرایض بنده را تأیید بکنند امسال چه کرده‌ایم؟ (خلعتبری ـ امسال کار خوبی کرده‌اید) (صارمی ـ صحیح است قبول داریم) الان عرض می‌کنم راجع بدخانیات و تنباکو سالها است که پول بتوتونکار نمی‌دادند ما آمدیم باور بفرمائید نه اعمال زور بوده است نه فشار ی بوده است خودتان آقایان میدانید که هیچ ببنده فشاری نمی‌آوردید (چند نفر از نمایندگان ـ صحیح است) آمدیم چه کردیم ؟آمدیم نرخ تنباکوی هگان را کیلوئی پنج ریال و ده شاهی بالا بردیم بمیل و رضای خودمان و در کاشان و شاهرود و برازجان و اصفهان دو ریال در گلپایگان و خونسار سه ریالی کازرون دو ریال و نیم ترقی دادیم قیمت را و بعلاوه تنباکوی گربه کش اصفهان را که هیچ نمی‌خریدند بنده دستور خریدن دادم فصل شروع نشده است ولی عمل را ملاحظه بفرمائید که چه بوده است ناحیه برازجان آقایان نمایندگان محترم فارس استحضار دارند که زود رس است باصطلاح (صحیح است) در سال ۳۳ یک صد و هفتاد و یک تن خرید شده در سال ۳۴ صد و شصت و هفت تن در سال ۳۵ تا امروز بنده ۴۵۰ تن در برازجان تنباکو خریده‌ام و پولش را هم نقد داده‌ام فقط این نبودن تنباکو همانطوری که فرمودید تا مدتی ادامه پیدا خواهد کرد یعنی تا موقعیکه محصول جدید را بدست بیاوریم فکرش را هم کردیم قیمتش را بالا بردیم بضرر خودمان علتش معلوم است بازی اینکه وقتی ما قیمتش را که بالا ببریم فروش را که نمی‌توانیم بالا ببریم به توتونکار یعنی تنباکو کار بیشتر خواستیم پولی بدهیم جناب آقای صارمی تشریف آوردند خودشان رسماً بقول خودشان اظهار تشکر کردند (صارمی بنده الان هم می‌گویم رسماً هم عریض می‌کنم متشکرم) پس این کارها را کرده‌ایم اما موضوع دیگری را که جناب آقای شمس قنات آبادی فرمودند جناب آقای انواری معاون وزارت دارائی اینجا حضور دارند خودشان می‌توانند اینجا عرایض بکنند ولی آقایان دفاع از کارمندان بعهده بنده است مسئولیت با بنده است این آقای انواری که اینجا نشسته‌اند برای لایحه دیگر آمده بودند چون حالم خوب نیست پهلویم درد می‌کند بنده بیست و سه چهار سال است در وزارت دارائی هستم شخص بنده عقیده‌ام را عرض می‌کنم در این بیست و سه و چهار سال که در وزارت دارائی هستم و مراحل مختلفه با انواری در تماس بوده‌ام او را یکی از مأمورین در حضورش می‌گویم در غیابش گفته‌ام در حضورش هم اینجا می‌گویم یکی از مأمورین جدی خوش سابقه دلسوز شایسته و علاقمند به کارش شخصاً تشخیص کرده‌ام اگر تشخیص نمی‌کردم امروز معاون وزارت دارائی نبودند یعنی مادام که بنده هستم بنده نمی‌خواهم بی مورد دفاع بکنم جناب آقای قنات آبادی هم من ایمان قاطع دارم هیچگونه نظر بدی نداشتند آقای قنات آبادی مرد منصفی هستند عرض کنم حضورتان موضوع را اینجا مطرح فرمودند راجع بساختمان‌های بناهای جنگل در شمال خواستم حضورشان عرض کنم این موضوع اصلا با وزارت دارائی ارتباط ندارد این مسئولش بنگاه جنگل هاست گزارشاتی هم رسیده است که در ساختمانها ی آنجا فعل و انفعالاتی شده است موضوع در بازرسی وزارت دارائی از مدتها قبل تحت رسیدگی و تحقیق است بدیوان کیفر کارمندان دولت هم ارجاع شده است هم از طرف بنگاه جنگلها و هم از طرف بازرسی وزارت دارائی بیک نفر مهندس عالیقدر باسم آقای مهندس ابراهیمی که مقام عالی در وزارت راه دارند در آنجا رئیس اداره آنجا هستند مأموریت داده شده است از طرف آن دستگاه که آقای برواکسپرتیز کن (خلعتبری ـ کارشناسی کن) صحیح است، متشکرم او الان دارد رسیدگی می‌کند وزارت دارائی کاری نداشته است یک کمیسیون درست شده است در وزارت دادگستری رئیس محاسبات بوده است نماینده وزارت دارائی آنجا بوده است آقای مهندس انواری پسر ایشان در آن کمیسیون شرکت کرده من حیث خبره و اظهار نظر کرده است و از قراری که من تحقیق کردم از خوشان هم سؤال کردم آقای مهندس انواری عضوی آن شرکت نیست، در آنجا عضویت ندارد، عضویت دارند آقای انواری یا نه ؟(انواری خیر شرکت ندارد در هیچ شرکتی) پس شرکت ندارند اوراقی هم ایشان تهیه کرده‌اند بامضاء وزیر و کفیل وزارتخانه نوشته‌اند و فرستاده‌اند پس موضوع هنوز روشن نیست اصلا نمیدانم چه جوری است بخصوص که من نمی‌خواهم وقت آقایان را تلف کنم آن قیمتی را که معین کرده بودند آن بر واحد قیمت است این امر را آقایان مهندسین بهتر می‌توانند بفهمند که وقتی بر اساس قیمت باشد بر واحد قیمت باشد با یک قیمت فیکس چه تفاوتی دارد گفته می‌شود گزارشات واصله هم کمابیش حاکی است که در این ساختمانها کارهائی شده است ما هم چه کردیم؟

بازرس فرستادیم رسیدگی کردم بدیوان کیفر گفتیم الان هم منتظر خبر ویت آقای مهندس ابراهیمی هستیم من هر چه دوسیه را نگاه کردم ندیدیم که انواری معاون وزارت دارائی کاری کرده باشد (یکی از نمایندگان ـ انواری مرد درستی است) پس این عرایضی بوده بنده عرض کردم و اینجا با مال صراحت عرض می‌کنم خواهش می‌کنم هر فرمایشی دارید ببنده بفرمائید بنده در خدمت هستم هر دفتری که بخواهید در اختیارتان می‌گذارم هر حسابی که بخواهید در اختیارتان می‌گذارم وزارت دارائی کار پنهانی ندارد (احسنت) چه کاری داشته باشد؟ چرا اگر یکروز برسبیل صحبت عرض می‌کنم مثلا البته الان چهل هزار تن غله در تهران وجود دارد اما اگر یکروز مثال غله تهران کم باشد آنرا من نمی‌گویم تا از خارج بیاید برای اینکه تولید وحشت و اضطراب می‌کند و الا ما امور محرمانه نداریم و مساعی ماهم این است که خداوند توفیق بدهد در تحت توجهات ذات اقدس شاهانه بتوانیم سال را بدون قرض بپایان برسانیم (نمایندگان ـ انشاءالله) این برنامه ا است اگر توفیق بدهد با پشتیبانی آقایان نمایندگان

۹- تعیین موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه

نایب رئیس ـ امروز لایحه ترمیم حقوق افسران بازنشسته در دستور بود ولی چون تقاضای فوریت شده است وباید رأی گرفت وعده برای رأی کافی نیست و بعلاوه وقت هم گذشته است برای جلسه آینده موکول می‌کنیم و جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه دستور لایحه ترمیم حقوق افسران

(مجلس مقارن ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شورای ملی ـ عماد تربتی