اوحدی مراغهای (غزلیات)/ای طیرهی شب طرهی خورشید پناهت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (ای طیرهی شب طرهی خورشید پناهت) از اوحدی مراغهای |
' |
ای طیرهی شب طرهی خورشید پناهت آرایش عالم رخ رنگین چو ماهت تاب دل ناهید ز باد خم زلفت آ ب رخ خورشید ز خاک سر راهت دیباچهی خوبی ورق روی منیرت عنوان شگرفی رقم خط سیاهت بر رشتهی پروین زده صد سوزن طعنه تابیدن عکس گهر از بند کلاهت از خاک فزون گشته سیاه تو، ولیکن آتش زده سودای تو بر قلب سپاهت فردا به قیامت گر ازین گونه برآیی ایزد، نه همانا، که بپرسد ز گناهت نزدیک شود با فلک از روی بلندی روزی که کند اوحدی از دور نگاهت