صائب تبریزی (غزلیات)/ما در شکست گوهر یکدانهی خودیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (ما در شکست گوهر یکدانهی خودیم) از صائب تبریزی |
' |
ما در شکست گوهر یکدانهی خودیم سنگ ملامت دل دیوانهی خودیم چون بلبل از ترانهی خود مست میشویم ما غافلان به خواب ز افسانهی خودیم در خون نشستهایم ز رنگینی خیال چون لاله دلسیاه ز پیمانهی خودیم گیریم گل در آب به تعمیر دیگران هر چند سیل گوشهی ویرانهی خودیم دست فلک کبود شد از گوشمال و ما مشغول خاکبازی طفلانهی خودیم ما چون کمان ز گوشه نشینی درین بساط هر جا رویم معتکف خانهی خودیم صائب، شده است برق حوادث چراغ ما تا خوشه چین خرمن بیدانهی خودیم