فخرالدین عراقی (فصل دهم)/سهل گفتی به ترک جان گفتن

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۵:۰۷ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' فخرالدین عراقی (فصل دهم) (سهل گفتی به ترک جان گفتن)
از فخرالدین عراقی
'


سهل گفتی به ترک جان گفتن من بدیدم، نمی‌توان گفتن جان فرهاد خسته شیرین است کی تواند به ترک جان گفتن؟ دوست می‌دارمت به بانگ بلند تا کی آهسته و نهان گفتن؟ وصف حسن جمال خود خود گو حیف باشد به هر زبان گفتن تا به حدی است شکر دهنت که نشاید سخن در آن گفتن گر نبودی کمر، میانت را کی توانستمی نشان گفتن؟ ز آرزوی لبت عراقی را شد مسلم حدیث جان گفتن