فخرالدین عراقی (فصل هفتم)/گر ز شمعت چراغی افروزیم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۵:۰۲ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' فخرالدین عراقی (فصل هفتم) (گر ز شمعت چراغی افروزیم)
از فخرالدین عراقی
'


گر ز شمعت چراغی افروزیم خرمن خویش را بدان سوزیم در غمت دود از آن به عرش رسد آتشی کز درون برافروزیم آفتاب جمال بر ما تاب زانکه ما بی‌رخت سیه روزیم تا ببینیم روی خوبت را از دو عالم دو دیده بردوزیم مایه‌ی جان و دل براندازیم به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟ همچون طفلان به مکتب عشقت ابجد عشق را بیاموزیم در غم عشق اگر رود سر ما ای عراقی، بیا، که فیروزیم