فخرالدین عراقی (فصل پنجم)/تیری، ای دوست، برکش از ترکش

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۴:۵۹ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' فخرالدین عراقی (فصل پنجم) (تیری، ای دوست، برکش از ترکش)
از فخرالدین عراقی
'


تیری، ای دوست، برکش از ترکش پس به آبروی چون کمان درکش هان! دلم گر نشانه می‌خواهی زدن از توست و از من آهی خوش کی ز تیرت الم رسد؟ که مرا دیده در حیرت است و دل در غش یابم از دیدن تو آب حیات ور بسوزانیم تو در آتش خواه نوش است و خواه زهرآلود شربت از دست دوست خوش درکش ور دهد غیر شربت نوشت نیش دان و به خاک ریز و مچش به عراقی مگو: بیا بر من خویشتن را بگوی، ای دلکش