سیف فرغانی (غزلها)/ای چشم من از رخ تو روشن

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۱۵ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سیف فرغانی (غزلها) (ای چشم من از رخ تو روشن)
از سیف فرغانی
'


ای چشم من از رخ تو روشن چشمی به کرشمه بر من افگن اکنون که به دیدن تو ما را شد چشم چو آب دیده روشن، جان و دل و عقل هر سه هستند در عشق تو چون دو چشم یک تن ای مردم چشم دل خیالت! دارم ز تو من درین نشیمن، در جامه تنی چو ریسمانی در سینه دلی چو چشم سوزن دل در طلب تو هست فارغ چون مردم چشم از دویدن روی تو به نیکویی مه و نور چشم من و خواب آب و روغن شد چشم بد و زبان بدگوی اندر حق تو ز همت من، نابینا همچو چشم نرگس ناگویا چون زبان سوسن ای دلبر دوست تو همی باش ایمن پس ازین ز چشم دشمن تا چشم بود نهاده در سر تا جان باشد نهفته در تن از روی تو چشم بر نداریم کز روی تو جان ماست گلشن