مذاکرات مجلس شورای ملی ۶ آذر ۱۲۹۰ نشست ۳۲۷

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ ژوئن ۲۰۱۳، ساعت ۱۵:۱۶ توسط Bellavista (گفتگو | مشارکت‌ها) (اصلاح ارقام)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری دوم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری دوم

درگاه انقلاب مشروطه
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری دوم


مجلس شورای ملی ۶ آذر ۱۲۹۰ نشست ۳۲۷

مجلس شورای ملی ۶ آذر ۱۲۹۰ نشست ۳۲۷

جلسه ۳۲۷

صورت مشروح روز سه شنبه ششم شهر ذیحجه‌الحرام ۱۳۲۹

نایب رئیس (آقای ذکاءالملک) دو ساعت و ربع کم قبل از غروب به مقام ریاست جلوس نمودند و پس از یک ربع مجلس رسماً افتتاح شد.

صورت مجلس روز شنبه را آقای میرزا رضاخان قرائت نمود.

غائبین جلسه قبل بدون اجازه- آقایان: میرزا ابراهیم خان - حاج امام جمعه- حاج آقا- فرزانه

با اجازه- آقایان: حاج سید نصرالله- آقا شیخ رضا. (مریض) آقا سید محمد باقر ادیب

آقایانی که از وقت مقرر تأخیر کردند: دکتر امیرخان دو ساعت- شیخعلی شیرازی یک ساعت و بیست دقیقه- میرزا محمد نجات شیرازی یک ساعت و بیست دقیقه- میرزا محمد نجات یک ساعت - معززالملک - میرزا علی اکبر خان هر یک چهل دقیقه - حاج وکیل‌الرعایا نیم ساعت.

محمد هاشم میرزا- چون آن کمیسیون در جلسه خصوصی معین شده بود آقای معززالملک هم آن روزی که مذاکره کردند خودشان ملتفت شدند و گفتند در اطاق تنفس بوده است خوب است همانطور نوشته شود.

ارباب کیخسرو- این جا که نوشته است استعفای بنده قبول نشده است به هر جهت بنده استعفا دادم نمی دانم چرا نوشته است قبول نشد.

نایب رئیس- ملاحظات دیگری هست؟ (اظهاری نشد)

نایب رئیس- صورت مجلس تصویب شد. دستور امروز انتخاب یک نفر منشی کمیسیون‌ها و چند فقره راپُرت کمیسیون بودجه و بقیه قانون شرکت‌ها است ولی قانون شرکت‌ها راپُرتش از کمیسیون نرسیده است بنابراین امروز در آن قانون نمی‌توانیم مذاکره بکنیم حالا شروع می‌کنیم به انتخاب یک نفر منشی.

حاج عزالممالک- در جلسه گذشته بعضی از آقایان نمایندگان بنده را در جزو منشیان نوشته بودند لازم بود عرض کنم که بنده نمی‌توانم این شغل را قبول کنم خوب است آقایان کاندیدای دیگر در نظر داشته باشند و یک نفر دیگر را بنویسند.

نایب رئیس- شروع می‌کنیم به انتخاب یک نفر منشی.

آراء و مهره‌های تفتیشیه اخذ و آقای میرزا قاسم خان با آقایان حاج سید ابراهیم و نجم آبادی و آقای محمد بروجردی که در جلسه سابق برای نظارت در استخراج آراء معین شده بودند بطور ذیل آراء را استخراج کردند. عده اوراق رأی و مهره‌های تفتیشیه هر یک (۵۵) آقا میرزا علی اصفهانی با (۲۱) رأی، آقا فهیم الملک با (۱۴) رأی، آقای حاج عزالممالک با (۱۳) رأی، آقای عزالملک با (۴) رأی، آقای معززالملک و شیبانی هر یک یک رأی، ورقه سفید بلااسم یکی

نایب رئیس- اکثریت پیدا شد چون امروز کار زیادی در دستور نداریم خوب است تجدید بکنیم که کار انتخاب را به جلسه دیگر بیندازیم اگر مخالفی نیست تجدید می‌کنیم (گفتند صحیح است) مجدداً اخذ رأی شد و عده مهره‌های تفتیشیه و اوراق هر یک به (۵۶) احصاء شد.

آقا میرزا رضاخان: آقای فهیم‌الملک با (۲۷) رأی، آقا میرزا علی اصفهانی با (۲۳) رأی، حاج عزالممالک با (۳) رأی، آقای عزالملک با (۲) رأی، آقای متین‌السلطنه با یک رأی ورقه سفید یکی

نایب رئیس- آقای فهیم‌الملک به اکثریت (۲۷ رأی به سمت منشی گری انتخاب شدند چون دفعه سیم است اکثریت نسبی کافی است راپُرت کمیسیون بودجه خوانده می‌شود.

راپُرت فوق‌الذکر تا آخر ماده اول به طریق ذیل خوانده شد.

چند فقره راپُرت کمیسیون بودجه چون ممکن است در این دوره تفتیشیه ملاحظه و مذاکره در فرد فرد آن نشود بطور ماده بندی تقدیم می‌شود تا تکلیف در رد و قبول معلوم گردد.

ماده (۱) مبلغ پنجاه تومان علاوه به تخفیف دستورالعمل سابق به صنف صباغ و مبلغ هفت تومان به صنف چیت ساز قم تخفیف داده می‌شود.

حاج شیخعلی خراسانی- این راپُرت متناسب نیست و مخلوط است بواسطه اینکه بعضی تصویب حقوق است بعضی تخفیف مالیاتی است هر ماده اش یک حکمی دارد اگر ما این را مثل لایحه بخواهم بگذرانیم هر ماده از آن را یک عده رأی خواهند داد و شاید عده رأی نداشته باشند و در موقع اخذ رأی کلی این لایحه رد شود و این نظری که کمیسیون در این جا کرده بود که این‌ها را تمام در یک راپُرت پیشنهاد کرده بود برای این بود که دوره تقنینیه به آخر رسیده بود و می‌ترسیدیم نتوانیم به آن‌ها رأی بگیریم لکن حالا که مجلس ممتد شد عقیده بنده این است که فعلاً به انتخاب کمیسیون بپردازیم و این لایحه برگردد به کمیسیون بودجه و تجدید نظر در آن بشود و بطوری که بیاید که بتوانند از مجلس بگذرد یعنی مخلوط نباشد که یک ماده او تخفیف باشد و یک ماده او تصویب باشد.

نایب رئیس - سابقاً هم این مسئله مذاکره شد کلیتاً بنا نیست بر اینکه یک چیزی که به مجلس بیاید بگذرد چه منفرداً باشد چه در ضمن یک لایحه مخصوصی بیاید به مجلس حالا این مثل یک لایحه قانون است که دارای مواد چندی است مثل تمام لوایح قانونی بعضی از آقایان بعضی از مواد را تصویب می‌کنند و بعضی رد ولی من حیث‌المجموع یا رأی می‌دهند یا رد خواهند کرد این را نمی‌شود ایراد کرد که مخلوط و مربوط بهم نیست.

بهجت- بنده تأیید می‌کنم مخالفت آقای شیخ علی را به جهت اینکه نقطه نظر این است که اشخاصی که در آخر با ورقه در یک ماده رأی می‌دهند عین همان اشخاصی باشند که در همان ماده به قیام قعود رأی می‌دهند و ممکن است مجموع رأی دهندگان بالاخره بر کلیه این لایحه رأی بدهند یعنی یک لایحه که مشتمل است بر ده دوازده ماده ممکن است در هر یک ماده یک عده رأی بدهند و یک عده دیگر رأی ندهند و آن وقت در آخر که با ورقه رأی می‌دهند ممکن است در تمام آن‌ها رأی بدهند اکثریت حاصل نشود این است که اگر می‌خواهند در هر یک از مواد با ورقه رأی بگیرند بنده مخالف نیستم ولی اگر بخواهند در مواد به قیام و قعود رأی بگیرند و در کلیه آن با ورقه بنده مخالف هستم و بر خلاف نظامنامه داخلی می دانم.

نایب رئیس- خوب است این مسئله را دیگر مکرر نکنیم برخلاف نظامنامه داخلی نیست هر لایحه شامل موادی هست و این هم مثل سایر لوایح است منتهی لایحه کمیسیون بودجه این است اگر به بودجه مملکتی نیاید چه خواهیم کرد البته همینطور رأی گرفته می‌شود حالا این هم لایحه است بعضی از مواد آن را بعضی رأی می‌دهند بعضی رأی نمی‌دهند آن موادی را که رأی دادیم و رد شد که خارج می‌شود از این لایحه و مابقی می‌ماند و در آخر یک رأی با ورقه خواهیم گرفت آنوقت اگر رد شد که رد شده است و اگر تصویب شد که همان مواد باقی مانده تصویب شده است.

آقا سید حسین ابراهیمی- این یک دفعه دیگر هم مطرح شد بنده هم عرض کردم مطلب همان است که آقای حاج شیخعلی فرمودند بنده این را یک لایحه نمی دانم بلکه چند لایحه است که مربوط بهم نیست یعنی اگر ده ماده است باید گفت که ده لایحه است به جهت اینکه فرق نمی‌کند لایحه کمیسیون بودجه که باشد باید مقامشان را دید و ملاحظه کرد و این جا هر یک از مواد این یک موضوع علیحده است و نمی‌شود موادش را رأی بگیرند و بعد در کلیاتش رأی گرفته شود و بنده این را خیلی مشقت می‌بینم گمان می‌کنم اگر کمیسیون این را تجزیه کند که در موضوع هر یک از این‌ها علیحده رأی گرفته شود بهتر است واِلا برای هر یک از این‌ها ممکن است رأی ندهیم به تمام مواد.

حاج عزالممالک- (مخبر کمیسیون)- این فرمایش که این جا فرمودند گویا آنقدر محل اختلاف نخواهد شد به جهت اینکه این لایحه شامل یازده ماده است در هر یک از موادش به قیام و قعود رأی گرفته می‌شود بعد اشخاصی که رأی می‌دهند و یک چنین لایحه از مجلس بگذرد به ورقه رأی خواهند داد و اگر مخالف باشند ورقه آبی می‌دهند این همانطور که آقای نایب رئیس فرمودند مثل بودجه است که پیشنهاد می‌شود در بودجه مملکتی اگر من مخالفت با یک ماده از بودجه وزارتخانه داشته باشم چه خواهم کرد این هم موادی است که از طرف وزارت مالیه پیشنهاد شده است و بدیهی است که مجلس باید تکلیف آن‌ها را معین کند و اگر هر یک از این‌ها بعد از چند روز در مجلس مطرح شود اسباب تأخیر گذشتن این می‌شود این به عینه مثل یک لایحه بودجه است که باید از مجلس بگذرد اگر همچو لایحه بخواهد بگذرد اشخاصی که می‌خواهند رأی می‌دهند و ورقه سفید خواهند داد و اگر رأی ندهند ورقه آبی خواهند داد این را هم تجربه کرده‌ایم که ا گر با قیام و قعود نباشد اغلب این‌ها بلاتکلیف می‌ماند و چندین جلسه مجلس را معطل می‌کند و رد و قبول این‌ها معلوم نمی‌شود بنده هم چنانچه کمیسیون عقیده دارد عقیده دارم که به قیام و قعود تکلیف این معلوم شود و بعد در کلیه رأی بگیرند و حالا هم در این ماده اگر مخالفی نیست خوب است اجازه بدهید.

حاج شیخ اسدالله- این مذاکرات تقریباً راجع به کلیات است و عرض بنده در این ماده است اگر راجع به این ماده اجازه بفرمائید عرض کنم.

نایب رئیس- عجالتاً در کلیات مذاکره می‌کنیم.

آقا شیخ ابراهیم- این عرضی را که می‌کنم برای بعدها است ممکن است یک قانونی از طرف وزیری یا وکیلی پیشنهاد بشود که مشتمل باشد بر هزار ماده اولاً در کلی آن مذاکره می‌کنند سابقاً هم عرض کرده‌ام و حالا هم برای رفع اشتباهات عرض می‌کنم که مذاکره در کلیات برای این است که همچو قانونی موادش هر چه باشد مثل قانون احتکار یا قانون عدلیه یا نظمیه آیا برای مملکت صلاح است وضع بشود یا نه آن کسی که رد می‌کند می‌گوید حالا وضع کردن این قانون صحیح نیست هر کس تصویب می‌کند می‌گوید الآن صلاح ا ست این قانون وضع شود آنوقت که قبول کردند که همچو قانونی وضع شود داخل مواد می‌شوند و فلان ماده را ممکن است قبول کنند و فلان ماده را قبول نکنند هر ماده که رد شد مثل عدم می‌شود و از آن لایحه خارج می‌شود و سایر مواد باقی می‌ماند آنوقت آن موادی که به آن‌ها رأی داده شده است رأی آخری که گرفته می‌شود آن چون ممکن است در بین مذاکره آن مواد در طور زمانی که بحث می‌شود نسبت به آن قانون که مطرح بوده اکثریتی در مجلس پیدا بشود که اجرای آن قانون را موافق صلاح مملکت نداند این است که اگر یک همچو اکثریتی در یک قانونی پیدا شد آن قانون را در موقع رأی آخری رد می‌کند آن وقت آن قانون موقوف و متروک می‌ماند ولی در هر حال رأی کلی آخری برای آن موادی است که رأی به آن داده شده حالا در خصوص این مسئله اگر از وزارتخانه بطور ماده بندی یک دفعه لایحه آمده است این یک لایحه است اما اگر ماده ماده آمده است ما نمی‌توانیم آنرا جمع بکنیم و یک لایحه بکنیم اگر این‌ها دو سه چهار تایش در لایحه آمده است و یک لایحه است اگر دوتایش در یک لایحه آمده است یک لایحه است اگر یکی یکی آمده است هر یک یک لایحه است باید علیحده علیحده مذاکره شود ما می گوئیم قانون در دو جا مطرح می‌شود یکی از نمایندگان یکی از وزارتخانه‌ها اینکه از طرف وکلا نیامده است از وزارتخانه آمده است پس باید دید که چطور آمده است هر طوری که از آن جا آمده است باید همانطور مذاکره شود و من نمی دانم اصل این چطور آمده است در یک لایحه آمده یا در لوایح متعدده مختلفه هر طوریکه از وزارتخانه آمده است همانطور باید مذاکره کرد.

افتخارالواعظین- این مسئله در مجلس سابقه دارد اگر نظر مبارک آقایان باشد در چندی قبل هم چندین مسئله بود که در باب آن‌ها راپُرت‌های مختلف داده شده بود و کمیسیون بودجه در ذیل یک ورقه آن‌ها را ماده بندی کرده بود و تقدیم مجلس شورای ملی کرد برای اینکه اتلاف وقت مجلس نشود و نظر مجلس در رد و قبول آن مواد معلوم شود و اگر نظر آقایان باشد مشتمل بر ۶ ماده بود گویا یک ماده را مخبر کمیسیون استرداد کردند یک ماده هم رد شد و چهار ماده اش تصویب شد. این شکلی که فرمودند که نباید به طریق یک لایحه باشد بدیهی است این مطالب از یک وزارتخانه نیامده است به جهت اینکه این‌ها مربوط به یک مسئله و متعلق به یک مطلب نیست که یک لایحه باشد این‌ها مطالب مختلفه است که در هر موضوعی از موضوع‌ها از طرف وزارت مالیه یک پیشنهاد مخصوصی شده است ولی کمیسیون بودجه می‌خواهد بفهمد نظریات مجلس شورای ملی در باب این مواد مختلف چه چیز است تمام این‌ها را در ضمن یک لایحه تقدیم داشته است حالا امروز شاید بعضی از مواد این تصویب می‌شود و بعضی رد می‌شود آن هائی که رد می‌شود از این راپُرت برداشته می‌شود و دیگر داخل در این راپُرت نیست آن موادی که تصویب شده آن‌ها می‌ماند آنوقت مواد مختلفه به قیام و قعود رأی داده شده داخل در راپُرت می‌ماند و یک رأی هم با ورقه گرفته می‌شود یا بکلی رد می‌شود یا به تمام قبول می‌شود و بنده عرض می‌کنم از برای صرفه وقت مجلس بهترین اشکال است و مانعی ندارد که ما امروز این لایحه‌ای که دارای مواد مختلفه است موضوع بحث قرار بدهیم تا تکلیف آن‌ها معلوم شود.

نایب رئیس- در این فقره گمان می‌کنم که مذاکراتی لازم نباشد اگر یک نظر کلی در رد یا قبولش هست آنرا بفرمائید.

حاجی شیخعلی خراسانی- برای اینکه ذهن آقایان مسبوق شود عرض می‌کنم که بنده این را هیچ لایحه نمی دانم.

نایب رئیس- شما می فرمائید این را لایحه نمی دانم عرض می‌کنم این لایحه است مثل لایحه قانونی بودجه منتهی بودجه دارای پانصد ماده است و این دارای بیست ماده هیچ فرق ندارد سابق هم مجلس تصویب کرده است که این موادی که در کمیسیون جمع شده است در یک لایحه جمع بشود و مطرح شود.

حاج شیخعلی خراسانی- عرض می‌کنم مواد این لایحه با یکدیگر مناسبت ندارد و هیچ مربوط نیست یک ماده این تخفیف صنف چیت ساز است و یک ماده تخفیف غله فلان جا است یک ماده اعتبار دادن به وزارت فواید عامه است یک ماده تصویب یک مبلغی است به فلان یک ماده تصویب حقوق است در باب فلان شخص یک ماده مطلبی است که از مجلس رجوع شده است به کمیسیون و در کمیسیون هنوز مطرح نشده است آخر بنده این را معیوب می‌بینم خوب است این لایحه برگردد به کمیسیون و در آن جا تفکیک شود آنچه راجع به تخفیفات فراء است یک لایحه بود آنچه راجع به دادن اعتبار به وزارتخانه‌ها است یک لایحه بشود آنچه راجع به حقوق اشخاص است یک لایحه بشود بیاید در مجلس بگذرد واِلا این‌ها هیچ مربوط بهم نیست.

حاج عزالممالک- به اعتقاد بنده آن هائی که آقای حاج شیخعلی می‌فرمایند گمان می‌کنم این ایرادها وارد نباشد بواسطه اینکه آن موادی که قابل اعتناء نیست مجلس رد می‌کند و آن مرادی که قابل اعتناء است رأی می‌دهد چه حقوق اشخاص و چه اعتبارات تخفیف و تکلیف مردم معلوم می‌شود و این بهترین ترتیبی است و کمیسیون حق داشته است که این ترتیب پیشنهاد کند.

نایب رئیس- مذاکره در کلیات کافی است؟ (اظهار شد کافی است)

نایب رئیس- رأی می‌گیریم که داخل در مواد شوم. آقایانی که تصویب می‌کنند که داخل در مواد این لایحه شویم قیام نمایند (اکثر قیام نمودند)

نایب رئیس- تصویب شد. ماده اول خوانده می‌شود (مجدداً خوانده شد)

حاج شیخ اسدلله- می‌خواستم آقای مخبر توضیح بدهند که علاوه بر تخفیف سابق است تخفیف سابق چه بوده است مالیاتش اصلاً چه بوده است و حالا از روی چه میزان این تخفیف داده می‌شود.

حاج عزالممالک- (مخبر)- توضیحات آن به نظر بنده خیلی عمیق است و لازم نیست بنده آنرا شرح بدهم صنف دباغ و چیت ساز نکث پیدا کرده عجالتاً نمی‌توانند از عهده مالیات دولت بر آیند و خیلی لازم است از طرف مجلس رعایتی درباره آن‌ها بشود که مقام سابقه خودشان را شاید بتوانند به دست بیاورند وزارت مالیه بر حسب تصویب انجمن ایالتی و ولایتی صلاح دانسته است و همچنین حکومت هم تصویب کرده است که این تخفیف به آن‌ها داده شود و این را هم باید دانست که اگر این تخفیف به آن‌ها داده نشود بکلی این صنف مجبور به دست کشیدن از کسب خود هستند و بکلی این مالیات از بین می‌رود به این واسطه باید این تخفیف داده شود که اقلاً بتوانند بقیه مالیات را از آن‌ها بگیرند.

بهجت- آقای مخبر سئوال آقای حاج شیخ اسدالله را جواب ندادند علاوه بر تخفیف سابق است یعنی چه همان تخفیفی است که سابق می‌خواستند یا اینکه تخفیفی سابق از طرف مجلس داده شده است و بنده مسبوق نیستم به هر حال باید معلوم شود تخفیف سابق چه تخفیفی است اگر سابق از حکومت تخفیفی داده شده حالا این تخفیف علاوه بر آن از مالیات استثناء می‌شود بفرمائید یا اینکه از مالیات قبل از آن تخفیف استثناء می‌شود آنرا هم بفرمائید و اگر غیر از آن است که بفرمایند بنده هم شاید موافقت کنم برای اینکه بنده میل دارم همیشه اصناف خود را تقویت کنم که از پا نیفتند پس خوب است قدری واضح تر بفرمایند تا درست از روی بصیرت رأی بدهیم.

محمد هاشم میرزا - عرض می‌کنم تخفیفی که فرمودند جزء دستورالعمل است و این تخفیف در قوی ئیل داده شده است و جزو تخفیفات دیگر تصویب شده است و این مالیات در واقع بقیه مالیات سابق است که پس از تخفیف محسوب شده است و حالا علاوه بر آن تخفیف تخفیف دیگری را لازم داشته است و این معلوم است که این صنف نمی‌توانند از عهده بر آیند و برای اجناسی که از خارجه وارد می‌شود معمول بوده است معمول نخواهد بود و ده سال و پنج سال که بگذرد ممکن است بتوانند بدهند و سابق صد تومان مالیات بده بودند مابقی اش اضافه شده است و این پنجاه تومانی هم که حالا تخفیف داده می‌شود از هفتاد تومان است و این به تصویب انجمن ایالتی و حکومت محلس است گویا لزوم آنقدر مذاکره نباشد.

نایب رئیس- مذاکرات کافی است؟ (گفتند کافی است)

نایب رئیس- رأی می‌گیریم در ماده اول به طریقی که خوانده شد آقایانی که موافق هستند قیام نمایند (اکثر قیام نمودند)

نایب رئیس- تصویب شد. ماده دوم (به عبارت ذیل خوانده شد)

ماده ۲- مبلغ چهل و هفت تومان نقد و مقدار سی و هشت خروار غله عشر مالیات قریه بدل آباد تخفیف داده می‌شود.

حاج شیخ اسدالله- تمام این موادی که این جا نوشته شده است بطور اجمال است و باید توضیح داده شود این قریه مال کیست و به تصدیق کیست که باید تخفیف داده شود اینرا توضیح بدهند که از روی بصیرت رأی داده شود.

مخبر- اولاً اینکه می فرمائید به تصدیق کیست که تخفیف داده می‌شود تا از مقامات لازمه نگذرد به مجلس نمی‌آید و این به تصدیق انجمن ایالتی است و بعد به تحقیقات و تصویب وزارت مالیه است و بعد به تصویب کمیسیون است اگر چه این مسئله در یک موقعی آمده است به کمیسیون بودجه که بنده عضو کمیسیون نبودم ولی بنا به سابقه اش بدل آباد جزو خوی و مال شاهزاده جهانگیر میرزای مجاهد است بواسطه خرابی که به آن جا وار شده است از طرف وزارت مالیه رسیدگی و تحقیقات به عمل آمده است و پیشنهاد شده که از او یک عشر مالیات نگیرند تا اینکه شروع به آبادی کنند و بعد که آباد شد ممکن است ادای کلیه مالیاتش را بکند مالیاتی می‌دهد این چهل و هفت تومان نقد و سی و هشت خروار غله عشر او است.

حاج شیخعلی- بنده می‌خواهم سئوال کنم که بدل آباد در کجا است خوب است حالا قید شود که بدل آباد خوی که معلوم باشد بدل آباد کجا است.

آقا سید حسین اردبیلی- بنده اساساً با دادن این تخفیف مخالفت ندارم و باید داده شود در ماده سابق هم اجازه خواسته بودم موقعش گذشت نوبت به من نرسید در ماده ۹۱ نظامنامه انجمن ولایتی حق می‌دهد به وزارت مالیه که این قسم تقاضای تخفیفات را وقتی که انجمن‌های ایالتی و ولایتی تصدیق کردند خود وزارت مالیه مجاز است تخفیف بدهد در یک جائی که معلوم شد نمی‌تواند از عهده مالیات سابق آن جا بر آید و خسارتی هم که وارد شده است از انجمن تصدیق می‌خواهند انجمن که تصدیق کرد خود آن تصدیق انجمن سندی است برای وزارت مالیه و وزارت مالیه حکم می‌کند که آن تخفیف داده شود و گویا تصدیق و رأی مجلس را لازم نداشته باشد و اختصاصی به این موضوع هم ندارد.

محمد هاشم میرزا- اولاً جواب آقای آقا سید حسین اردبیلی را عرض می‌کنم که ملاحظه بفرمایند که آن ماده قانون انجمن‌ها راجع به تخفیف مالیاتی است تخفیف دائمی مسلماً باید به مجلس ارجاع داده شود و در مجلس رأی داده شود و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگری بنده ندارم و فقط خواستم جواب آقا را عرض کرده باشم.

حاج شیخ اسدالله- این اندازه توضیح که آقای مخبر دادند هیچ کافی نیست قریه بدل آباد مال کیست خالصه بوده است یا خیر سابقه این چه چیز است اگر خالصه بوده است و فروخته شده است این یک مبحث طولانی است و اگر در این رأی بدهیم یک عقبه بزرگی دارد که اگر بنا شود در این موارد بخصوص و در این موضوع بخصوص رأی بدهیم دچار زحمات کلی خواهیم شد بنده نمی دانم می‌فرمایند به جهت خرابی که وارد شده است تخفیف ابدی نمی‌تواند داد تخفیف یک ساله دو ساله باید داده شود تا اینکه آبادی در او بشود این توضیح نیست باید دانست مال کیست مناسبتش چیست جهت اینکه وزیر ماده پیشنهاد کرده است به چه نظر است همین اندازه که وزارت مالیه نوشت نباید تصویب شود.

آقا شیخ ابراهیم زنجانی- می‌خواستم همان مطلبی که آقای محمد هاشم میرزا فرمودند همان را عرض کنم. آن تخفیفی که قانون انجمن‌ها می‌نویسد و انجمن‌ها می‌توانند تصدیق کنند تخفیفی است راجع به آفات سالیانه ربط به مالیات ندارد تخفیف با مجلس است و اینرا که می گویند باید تحقیق کرد معلوم است این قریه ۳۸۰ خروار غله باید به دولت بدهد حالا اگر از عهده آن جا خارج است که نمی‌تواند بدهد باید تخفیف داد منوط است به اینکه تحقیق بکنند واقعاً اگر از عهده اش خارج است تخفیف داده شود.

نایب رئیس- مذاکرات کافی است

آقا میرزا احمد- بنده پیشنهادی دارم

نایب رئیس- بفرستید (پیشنهاد مزبور به مقام ریاست تقدیم شد)

نایب رئیس- تقاضا کرده‌اند برگردد به کمیسیون چه می گوئید؟

مخبر- کمیسیون قبول نمی‌کند.

نایب رئیس- توضیحی دارید در پیشنهاد خودتان بفرمائید.

آقا میرزا احمد- از قراری که معلوم می‌شود از انجمن ولایتی خوی یا از انجمن ایالتی آذربایجان در این باب تصدیقی نرسیده است فقط از رئیس مالیه آن جا تصدیقی رسیده است در این مبناء دادن رأی نمی‌شود بایستی از انجمن هم تصدیق برسد بنده تقاضا می‌کنم که برگردد به کمیسیون و وزارت مالیه یک تحقیقی از انجمن ایالتی آذربایجان یا انجمن ولایتی خوی نمایند اگر تصدیق کردند پیشنهاد وزارت مالیه قبول شود اگر تصدیق نکردند اصلاً به مجلس هم نیاید.

نایب رئیس- رأی می‌گیریم به این تقاضای آقا میرزا احمد. آقایانی که تصویب می‌کنند قیام نمایند (اغلب قیام نمودند)

نایب رئیس- به اکثریت تصویب شد. بر می‌گردد به کمیسیون (ماده ۳ به عبارت ذیل قرائت شد)

ماده ۳- مبلغ دویست و بیست و نه تومان ثبت خسارت وارده به آقای سید تقی فشنگ فروش ضمن ماده می‌شود.

نایب رئیس- مخالفی هست؟

حاج شیخ اسدالله- در سابق این مطلب آمد به مجلس شورای ملی حالا باز ثانیاً راپُرت داده می‌شود بنده نمی دانم نظر وزارت مالیه در این باب چیست که دوباره به مجلس مقدس پیشنهاد شده است. علتش چیست که دویست و بیست و نه تومان به یک فشنگ فروش که دکانش آتش گرفته مجلس از مالیه ملت به او بدهد اگر می‌خواهد وجه اعانه جمع بکنند این به عنوان اعانه است یک وجه اعانه حکم بدهند که برای او جمع شود واِلا پیشنهاد شدن به مجلس و به طریق لایحه قانونی رأی گرفتن غلط است بنده عرض کردم اگر می‌خواهند اعانه بدهند نیز مثل این است که خود اهالی آن جا اعانه بدهند و اگر می‌خواهند از این جا داده شود و باید به ترتیب دیگری بدهند واِلا بطور لایحه قانونی پیشنهاد کردن و رأی دادن غلط است.

آقا میرزا ابراهیم قمی- آقا سید علی تقی فشنگ فروش دارای هشتصد نهصد تومان سرمایه بود و کسب معیشت می‌کرد وقتی که سربازهای رفُرم رفتند آن جا اداره نمک را تشکیل بکنند یک نفر از سربازها رفته بود فشنگ بخرد خیلی اصرار کرده بود که فلان فشنگ را بده گفته بود ندارم بالاخره یک فشنگی از او گرفته و به تفنگ گذاشته و رو به دکان گرفته فشنگ در رفته بواسطه باروتی که در آن دکان بود تمام دکانش آتش گرفت و خودش و پسرش و شاگردش سوخت و تمام سرمایه اش بکلی از میان رفت از این جهت از طرف اداره نمک آن جا به وزارت فواید عامه اخطار شد که این سید بواسطه سرباز دولتی دکانش آتش گرفته و سرمایه اش از میان رفته از این جهت پیشنهاد شد که ثبت این مبلغ را رعایت کنید.

حاج شیخعلی خراسانی- اول آنکه این دو مرتبه از وزارت مالیه پیشنهاد نشده است دو مرتبه از کمیسیون آمده است چون تکلیف او معلوم نشده بود از این جهت دو مرتبه به مجلس آمده است دیگر اینکه اگر ما بخواهیم هر صدمه‌ای که از قشون ما بر حسب اتفاق به یک کسی وارد می‌شود و از یک جائی عبور کند دولت بخواهد متحمل خسارت شود خیلی از صدمات است بنده خودم دیدم که یکی از مجاهدین اسب تاخت می‌کرد یک طفلی را گرفت و زمین خورد حالا بچه سرش شکسته است باید دیه او را دولت بدهد البته اینطور کارها باروت و فشنگ فروشی این خسارت‌ها را دارد بلکه پلیس یا سرباز نبود و یک نفر شکارچی بود و دکان او را آتش می‌داد دولت چه می‌کرد؟ پیشنهاد می‌کردند که خسارت را دولت بدهد؟ بنده هیچ عقیده ندارم که به او این مبلغ را غرامت بدهند و از این جهت مخالفم.

حاج عزالممالک- (مخبر)- اولاً جواب آقای حاج شیخعلی را عرض کنم که این بر خلاف ترتیب مجلس شورای ملی نیامده بلاتکلیف ماده و چیزی که بلاتکلیف ماند چون مخبر کمیسیون دوباره می‌تواند پیشنهاد کند لازم نیست هم که وزیر پیشنهاد کند و دوباره آنرا در کمیسیون مطرح کنند همان طوری که آقای آقا میرزا ابراهیم فرمودند این خسارت و صدمه از سرباز دولت به او رسیده و چون قم جائی نیست که از آن جا یک اعانه به او داده شود لهذا وزارت فواید عامه صلاح دانسته است که مجلس شورای ملی یک چنین رعایتی در حق او بکند و آنوقت قرار بوده است که از اداره نمک این مبلغ به او برسد چون نمک منحل شد حالا به مجلس آمده است و اینقدر اهمیت هم ندارد و بسته به نظر نمایندگان محترم است یا قبول می‌کنند یا رد می‌کنند.

نایب رئیس- مذاکرات کافی است رأی می‌گیریم. آقایانی که با ماده ۳ موافق هستند قیام نمایند (عده قلیلی قیام نمودند)

نایب رئیس- تصویب نشد. ماده ۴

(ماده چهارم به عبارت ذیل قرائت شد)

ماده ۴- مبلغ بیست تومان نقد و مقدار چهل خروار غله مالیات یک ساله جهان آباد تخفیف داده می‌شود.

آقا شیخعلی- همینقدر می‌خواستم توضیح بدهند که کدام جهان آباد است چون بنده اطلاع دارم که در ایران خیلی جهان آباد است توضیح داده شود که به کدام جهان آباد تخفیف داده شود.

حاج عزالممالک- جهان آباد واقع در ملایر است.

ناصرالاسلام- مکرر بنده عرض کردم این پیشنهادی که از طرف وزراء می‌شود باید وزیر یا معاونش قانوناً در مجلس شورای ملی حاضر شود از برای توضیحات و در چیزهائی که از عهده مخبری خارج است توضیح بدهد وزیر یا معاون توضیح بدهند کامل می‌شود که باستحقاق این پیشنهاد شده است و رد می‌شود مثل همین سید فشنگ فروش شاد اگر یک وزیر یا معاون او بود و کاملاً دفاع می‌کرد رد نمی‌شد و این قریه که می گویند و قریه فلان اسم برده می‌شود بنده که بر حسب اطلاع محلی نمی دانم که این قریه مستحق این تخفیف بوده است یا خیر این وظیفه وزیر و معاون است که حاضر شده توضیحات بدهد بنده نمی دانم این از روی چه مأخذ است بنده تقاضا می‌کنم از آقای مخبر که رسماً بیاید در مقام مخبری جلوس کنند تا اندازه‌ای که ممکن است توضیح بدهند تا رأی گرفته شود.

بهجت- بنده مخالفتم با اجمال این ماده است نه اینکه بکلی مخالفت داشته باشم بنده نمی دانم این چه قریه‌ای است بایستی بفهمم این قریه کجا است این تخفیف برای چیست وقتی که فهمیدم کجا است آنوقت می‌توانم رأی بدهم یا رأی ندهم رد کنم حالا مجبورم که هیچ رأی ندهم در صورتی که این رأی ندادن من هم شاید یک ضرری است که به یک کسی که واجب‌الرعایه است وارد می‌شود و اگر رأی بدهم شاید همراهی کرده‌ام با کسی که لایق نبوده است. دلم می‌خواهد بفهمم و درست رأی خود را بدانم در اینکه می‌دهم از روی بصیرت و اطلاع باشد.

نایب رئیس- رأی می‌گیریم به ماده چهارم

ناصرالاسلام- اجازه بفرمائید بنده یک پیشنهادی در این باب دارم تقدیم بکنم.

نایب رئیس- اصلاح آقای ناصرالاسلام خوانده می‌شود.

(اصلاح مزبور به عبارت ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که این ماده و سایر مواد به کمیسیون عودت داده شود که پس از نظریات عمیقه با حضور وزیر مسئول و با معاون ایشان در مجلس مطرح شود.

نایب رئیس- آقای مخبر قبول دارند.

حاج عزالممالک- بنده برای این قبول نمی‌کنم که بدبختانه هیچوقت وزیر نیامده است که در اینگونه لوایح دفاع بکنند واِلا قبول می‌کردم حالا بسته به رأی مجلس است.

نایب رئیس- رأی می‌گیریم به این تقاضای آقای ناصرالاسلام. آقایانی که موافقند قیام نمایند (اغلب قیام نمودند)

نایب رئیس- اکثریت است. آقای منتصرالسلطان راپُرت کمیسیون تفتیش نان حاضر شده است؟ جمعی از آقایان تقاضا کرده‌اند قرائت شود. اگر حاضر است بدهید قرائت شود

(راپُرت کمیسیون تفتیش نان به مضمون ذیل قرائت شد)

به تاریخ ششم ذی حجه ۱۳۲۹ راپُرت کمیسیون تفتیش نان کمیسیون نان چندین جلسه در وزارت داخله با حضور معاون وزارت مالیه و مدیر مرکزی وزارت داخله و حاکم تهران وزیر بلدیه تشکیل شد و صورت مذاکراتی که شده تقدیم مجلس می‌شود و علیهذا در این موقع رئوس مطالب را عرضه می‌دارد و به این مختصر راپُرت نمایندگان محترم را مسبوق می نمائیم حکومت تهران روزی یکصد و پنجاه خروار گندم از انبار دولت تقاضا نموده بر حسب تصویب هیئت وزراء خزانه دار کل قبول نموده و همه روز از این باب هر چه لازم داشته داده اند گندم یک صحیح و حواله کرد حکومت. چون پاره ای اشکالات تولید شده و حکومت و دیوان باشی هر دو استعفا داده اند و وزیر داخله هم معرفی نشده و ممکن است که از این کناره جوئی اولیای امور تولید بعضی بی نظمی ها شده لهذا کمیسیون تفتیش نان چنین صلاح می داند که از طرف مجلس شورای ملی رأی داده شود که امر نان موقتاً راجع به نظمیه شود تا کابینه وزراء معرفی شده و حکومت معین گردد و نیز مطلب دیگر کمیسیون این است که عاجلاً قانون منع احتکار از مجلس به فوریت بگذرد تا جلوگیری از تضییق نان بشود.

نایب رئیس- چون این مطلب جزو دستور نبوده است باید رأی بگیریم که داخل این مذاکره بشویم یا خیر آقایانی که تصویب می کنند داخل مذاکره شویم قیام نمایند (اغلب قیام نمودند)

نایب رئیس- تصویب شد.

افتخارالواعظین- بنده اولاً همان قسمی که خاطر مبارک همه آقایان نمایندگان مسبوق است اظهار می دارم که امروز بر مردم شهر تهران از حیث نان واقعاً با کمال سختی و عسرت می گذرد و به چه شکل نان را می خرند و نانواها با آن ها چه شکل سلوک می کنند و خصوصاً بیچاره فقرا و کسبه و اصناف و اشخاص باید بنشینند و وقت خودشان را صرف کسب می کنند که پول کسبشان را صرف معاش خودشان بکنند باید بروند در توی دکان نانوائی از صبح تا ظهر معطل شوند فقط برای اینکه یک چیزی به اسم نان از توی تنور به آن ها داده شود این که آن نان ها تلخ است ریگ دارد شن و غیره دارد خود آقایان مسبوق هستند ولی درباب راپُرتی که داده شد بنده بعضی اطلاعات شخصی داشتم می خواستم عرض کنم و بعد در باب عقیده ای که کمیسیون اظهار داشته است عقیده خودم را اظهار کنم. در چند روز قبل برای یک مسئله رفته بودم در دارالحکومه حکومت اظهار کرد بر حسب صورتی که به ما داده شده است پس از اعلانی بود که از طرف حکومت شد که تمام اشخاصی که دارای گندم هستند صورت بدهند گفت صورت هایی که خودتان به توسط اداره نواقل به دست آورده ایم می دانم که شانزده هزار خروار گندم در توی شهر و اطراف شهر مال اشخاص معین حاضر و موجود است بغیر از گندم دولتی و مکرر هم من رفته ام به کابینه وزراء که وزیر داخله به من اجازه بدهد یا رئیس‌الوزراء حکم به من بدهند بفرستیم انبار را بشکنند و آن قانونی را که رسول خدا در ۱۳۲۰ سال قبل اجازه داده است او را در حق محتکرین به موقع اجرا بگذاریم یا وزارت داخله نبوده است یا کابینه نبوده است و اما در خصوص روزی یکصد و پنجاه خروار گندمی که فرمودند آن جا هم یک صورتی به من نشان داد که وزرا تصویب کرده بودند که از خزانه دار کل روزی صد و پنجاه خروار گندم به او داده شود ولی اظهار می کرد این گندم کاملاً به من داده نشده است او اظهار می کرد ولی صحت و سقم آنرا بنده نمی دانم می گفت پنجاه خروار از برای دکان های نانوائی که خود دولت باز کرده است و صد خروار برای سایر دکان ها است ولی بواسطه موانعی که هست و خودش ذکر می کرد می‌گفت مرتباً به من نرسیده است ولی بنده می خواستم عرض کنم که آقایان به چه مناسبت با بودن بلدیه و رئیس بلدیه حالا که حکومت استعفا کرده به چه جهت اینرا رأی داده اند و تصویب کرده اند که این واگذار به نظمیه بشود. بنده می‌خواهم بفهمم غرض از واگذار شدن به نظمیه چه چیز سبب خواهد شد برای فراوانی گندم و رفاه و آسایش مردم. آن نکاتی که کمیسیون تصور کرده است آن نکات را به بنده بفرمایند شاید بنده هم بتوانم رأی بدهم که واگذار به نظمیه شود.

منتصرالسلطان- راجع به مسئله نان که یک راپُرت مختصری عرض شده بود آن جا هم اشاره شده بود که مذاکراتی با حکومت و رئیس بلدیه و مدیر کل مرکزی وزارت داخله و معاون وزارت مالیه نموده است گزارش کمیسیون تمام در این کتابچه است که تقدیم مجلس می شود و تمام چیزهائی که مجلس محترم نخواهد کشف کند تمام در این کتابچه است و روی میز اطاق مفتش گذاشته می شود و تمام چیزها کشف می شود در مسئله روزی یک صد و پنجاه خروار که نماینده محترم اظهار کردند که حکومت اظهار می کند که بطور صحیح به من نمی رسد بر حسب تقاضائی که سابق بر این از طرف نمایندگان از هیئت وزراء شده بود در باب تسهیل از نان و وزراء هم اکیداً به خزانه دار کل نوشته بودند که تهیه جنس بکنند که امسال هم مثل سال های سابق اسباب رحمت مردم نشود و می توانند مردم براحتی یک لقمه نانی بخرند و بخورند و خزانه دار تهیه گندم و چیزهای دیگر مفصلاً نموده است که صورت آنرا تا یک اندازه عرض می کنم بعد وارد می شویم به جواب های نماینده محترم. گندمی که به توسط خزانه دار کل وارد شده است ۴۱۶۹ خروار و سی و سه من جو سفید هزار و چهارصد و پنجاه و پنج خروار و چهار من و نیم گندم اربابی که از بابت مالیات تهران رسید باستثنای ساوه و زرند دو هزار و سیزده خروار و پنجاه و هفت من (جو) صد و بیست و شش خروار و سه من دو هزار خروار هم گندم ساوه است که مأمورین رفته اند آن ها را حرکت بدهند که موجود است دیروز هم مخصوصاً یک دسته رفته اند حرکت بدهند ایضاً بتوسط ارباب بهم پارسی که این شخص محترم برای خدمت به نوع متقبل شده است وارد کند و گندمی که متعلق به خالصجات است و کمپانی خالصجات باید برساند قریب ۲۲ هزار خروار است که در بلوکات اطراف تهران موجود است و گندمی که از بابت مالیات قزوین در قزوین موجود است و ارباب بهمن متقبل شده است وارد تهران بکند یا از خودش گندمی که دارد بدهد تا آن ها وارد شود شش هزار خروار است چنانچه تا یوم قبل هزار خروار داده است و بقیه در راه است و به موجب راپُرت لاینقطع شتر و گاری وارد تهران می شود این ششهزار خروار را ارباب بهمن می رساند ایضاً جنسی که خزانه دار کل خریداری کرده به توسط ارباب بهمن دو هزار خروار باستثنای آن ۶ هزار خروار که انبار است وارد کند و به توسط طومانیانس قریب هشتصد خروار یک فقره دیگر توسط ارباب بهمن خریداری کرده است از همدان هزار و دویست خروار است این جنس هایی که عرض کردم سوای جنس عراق و همدان و خمسه است که مأمورین حرکت کرده اند برای حمل آن ها. این قسمت هایی که عرض شد ۳۶ هزار خروار محقق است سوای آن سه شهری که عرض نمودم آن ها هم قریب بر ده هزار خروار می شود که ژاندارم های خزانه دار کل از قزوین حرکت کرده اند برای همدان و به نقاط دیگر هم تلگرافات سخت شده است که زودتر آن ها را حمل بکنند به توسط شتر و گاری و غیره به خمسه هم همین قسم تلگراف اکید شده که حمل بکنند و به همین ملاحظه تصور کرد کمیسیون که شاید چند روز بعد برف بیفتد و این ۱۲ و ۱۳ خروار گندم که در تهران موجود است کفایت نکند و چار سختی بشوند آن وقت چه باید بکنیم در صدد افتادند که (ترن و نارد) آقای حاج امین‌الضرب و اتوموبیل های بارکش مرحوم صنیع‌الدوله را اجاره بکنند و یک ترتیبی قرار بدهند که بروند و حمل نمایند. جناب حاج امین‌الضرب قبول کرایه را نکردند و حاضر شدند که (ترن و نارد) خودشان را بدهند که بروند و بیاورند و چون آن کسی که این را باید حرکت بدهد خودشان ندارند و کسی که می تواند این ها را حرکت بدهد در ضرابخانه هست و آن شخص که اتومبیل دولتی را حرکت می داد کسی که پهلوی دست او ترتیب شده ممکن است او را مأمور این ک ار بکند که این ها را راه بیندازند و به این ترتیب آنها را بنا شد راه بیاندازند و آن چه دستگاه مال مرحوم صنیع‌الدوله هر دفعه ۴۵ خروار حمل می کند و مال آقای امین‌الضرب هم همین اندازه ها حمل می کند و سرعت حرکت این ها هم خیلی زیاد است این چیزهائی است که راجع به حمل و نقل کمیسیونی که از طرف مجلس مأمور بوده است مذاکره کرده است. اما اظهار فرمودند که گندم ها را نمی رساند و حکومت اظهار کرده است که آن جنسی که دولت باید بدهد مرتباً داده نشده است خیر اینطور نیست مبلغ ۴ هزار و صد خروار بر حسب حکم کتبی دولت خزانه دار کل بایستی برساند که روزی یکصد و پنجاه خروار می شود این روزی یکصد و پنجاه خروار گندم محققاً برای شهر لازم است روزی یکصد و پنجاه خروار را دولت می دهد یک صد خروار هم یا از خارج می آورند به میدان یا از ملاکین می‌خرند و خزانه دار کل از برای اینکه اسباب شکایت خبازین نشود و بهانه به دست مفسدین نیفتد و خبازباشی که در این دو ساله مجلس عقیده اش این بود که نباید خبازباشی باشد و کمیسیون هائی که برای آن زمان معین می شود عقیده شان این بود که خبازباشی نباشد خبازباشی ترتیب داده اند و اداره مخصوص خبازخانه درست کرده اند و کاغذهای رسمی دارد که به ادارات رسماً کاغذ می نویسند و کاغذی که به وزارت داخله نوشته کمیسیون محترم دیده است و امروز آن خبازباشی که کتباً استعفا داده است و این اعتباری که به حکومت شهر داده شده بود اینطور بود که از اول ماه تا آخر ماه حکومت حق دارد این گندم را بگیرد و از قرار خرواری هیجده تومان پول به دولت بدهد و آن ضرری که وارد می شود به دولت خزانه دار کل به حساب دولت بیاورد و آن صرفه که آن جا پیدا می شود چون صد خروار دیگر هم باید خباز از میدان یا از ملاکین بخرد و از آن ها گرانتر خریده می شود این است که این ضرر در مقابل آن نفع تقابل بکند و اگر به او نرسد در صورتیکه گندم را در خرواری بیست و دو تومان و نیم بخرد و نان را در سی و دو شاهی یا ۳۳ شاهی بفروشد ضرر ندارد ولی از قراری که می‌شنویم بدبختانه به واسطه عدم مواظبت ۳۲ شاهی و ۳۳ شاهی رسیده است ۳۶ شاهی بله به دو قران و اگر تجزیه بکنند همه چیز در او هست غیر از گندم در صورتی که یکصد و پنجاه خروار گندم پاک کرده بوجاری شده خزانه دار می دهد و می دانند که یک خروار گندم بوجاری شده پنچ یا شش من کم می آید این یکصد و پنجاه خروار را دولت اینطور پاک کرده می دهد که برای مفسدین دیگر جای حرفی باقی نباشد و یکی از شروط این اعتبار روزی یکصد و پنجاه خروار این بود که از این روزی یکصد و پنجاه خروار گندم هر قدر را که حکومت نگرفت در آخر ماه دیگر حق ندارد اضافه بر اعتبار ماه آتیه بنماید که می گوید از ماه گذشته هزار و پانصد خروار نگرفته ام اعتبار این ماه هم چهار هزار و پانصد خروار این کلاً می شود شش هزار خروار این مقدار را بدهید و در ماه گذشته حاکم به اقراری خودش هزار و دویست خروار پس انداز کرده بود که کمتر از مأخذ چهار هزار و پانصد خروار گرفته بود و از حاکم و معاون وزارت مالیه سئوال شده و جواب هائی که داده شده است در این جا در این کتابچه ثبت است و روز آخر ماه خزانه دار کل نوشت به انباردار که از بابت ماه گذشته دیگر نباید داده شود و اگر شکایتی دارند برای این است و مسلماً گندم باید روزی یکصد و پنجاه خروار داده شود و بیشتر داده نشود. دیگر اینکه شنیده شد که گندم دولتی را خرید و فروش می‌کنند بطوری که در این کتابچه ثبت است و مدلل شد که فلان خباز در ۱۸ رجب پنج خروار گندم دولت را فروخته از قرار خرواری ۲۱ تومان از حکومت سئوال می شود که در فلان تاریخ فلان شخص گندم دولتی را پنج خروار می فروخته است به فلان شخص از قرار خرواری بیست و یک تومان این صحت دارد یا خیر. تصدیق می کنند به عبارت آخری گندم دولت در خارج بیع و شری می شود اگر دولت با مجلس بخواهد یک امنیتی بگذارد برای جلوگیری بعضی مفسدین و بعضی مغرضین بعضی ها را تحریک می کنند مثل این که چندی قبل بعضی زن ها را فرستادند و بعضی بیانات کردند که می خواهند نان چنین و چنان نمایند در صورتی که یک شهری که اطرافش به این اندازه قراء و قصبات و به این اندازه ملاکین دارد و اگر استاستیک را از بلدیه بخواهند می دانید که چقدر در این شهر بار وارد می شود خاصه این که می بینند که چه اندازه بعضی مثل آقای ارباب بهمن و طومانیانس این نوع همراهی می کنند آن وقت بعضی تحریکات می کنند و گندم دولت را به موجب راپُرتی که داده شده و بطوریکه عرض کردم و در این کتابچه ثبت است و حکومت تصدیق کرده است گندم دولت را خرید و فروش می کنند و این را یک چیز عادی تصور می کنند و اگر یک قدری مفصل عرض می کنم برای این است که خوب است آقای رئیس اجازه بدهند در این خصوص صحبت بکنم و موکلین ما تصور می کنند که ما به فکر آن ها نیستیم و از وظیفه خودمان خارج شده ایم در صورتی که من خودم می‌دانم که شب و روز در فکر این کار هستم و تمام نمایندگان در فکر آن ها هستند و مخصوصاً از وقتی که مأمور این کار شده ام اگر بگویم خواب راحت نکرده ام شاید تصور کنید اغراق کرده ام و می بینم که دولت همه قسم همراهی می کند لکن بعضی دسیسه کاری های مفسدین نمی گذارد که این کار اصلاح شود. یک شکایتی دیگر هم بود که آن را هم کمیسیون اصلاح کرد و آن این بود که حاکم محترم اظهار می کرد که من می خواهم بیست باب دکان را اداره کنم از این گندم دولت از برای اینکه اگر بعضی مفسدین و مغرضین بخواهند بعضی اسباب ها فراهم کنند به بیست باب دکان از طرف دولت اداره شده باشد که به هر دکانی روزی یک خروار گندم داده شود که تا یک اندازه جلوگیری از خیالات سوء بشود چون به حکومت راپُرت رسیده بود که مغرضین بعضی کارها می خواهند بکنند شاید بعضی چیزها هم به بعضی جاها قسمت شده باشد برای این کار حکومت پنج روز اعتبار می خواست از خزانه دار کل که پنچ پنجاه خروار خزانه دار کل پول را عقب تر بگیرد و همین قسم هم حکومت چهارده یا دوازده باب دکان دائر کرده است که به موجب صورتی که در این کتابچه هست و نان را به مأخذ سابق که می فروختند دکانی روزی پنج تومان برای دولت منافع داشت و از این ببعد منافع او زیاد تر می شد و می فرمودند اگر بخواهیم یومیه گندم را بگیریم و پولش را برسانیم اسباب تأخیر می شود به جهت اینکه یک مدتی که این گندم ها آرد شود بدیهی است یک مدتی وقت می خواهد و البته در این مسئله هم حق با دولت بود به جهت اینکه اقلاً چهار روز وقت لازم داشت و از طرف وزارت داخله به وزارت مالیه نوشته شد و بلدیه هم تصویب کرد که دویست خروار گندم داده شود به حکومت و پولش را هم به دو قسط از قرار هر قسطی فلان قدر پردازد و این اعتبار را هم به همان قسمتی که کمیسیون وزارت داخله نوشتند و تصویب کردند خزانه دار کل تصویب نموده و پریروز آن دویست خروار را هم پرداختند پس به هیچوجه دیگر ایرادی نیست حالا اگر توضیحات دیگری لازم است بفرمایند عرض کنم.

افتخارالواعظین- در باب ارجاع این عمل به نظمیه بفرمائید بله آنچه نظر کمیسیون در ارجاع به نظمیه است این است که چون امروز دو سه روز است حکومت استعفا داده اند و اعضاء کمیسیون هر قدر اصرار کردند که در این موقع که هنوز وزیر داخله معرفی نشده اند خوب است شما استعفا ندهید و روز فداکاری است نباید استعفا بکندی و خوش آیند نیست که شما مسئولیت خودتان را قبول نکنید و بگوئید من حکومت نمی کنم البته باشد شما بپذیرید و نباید اصرار به استعفا بکنید لکن کمیسیون موفق به این کار نشد و استعفا دادند و آن خبازباشی هم (که همیشه همین رئیس‌ها و باش‌ها مملکت را خراب می کنند) امروز استعفا داده است که کار نان بدتر بشود و انقلاب شدیدتر بشود چون این دو نفر هر دو استعفا داده اند وزیر داخله هم امروز نیست و کسی نیست که رسیدگی به امر نان بکند و وزیر داخله هم که مسئول شهر هست و رسیدگی به امور تمام ولایات باید بکند امروز نیست و مدیر مرکزی وزارت داخله هم این نظر را داشت و با کمیسیون موافق بود در اینکه این امر به نظمیه واگذار شده با نظمیه هم مذاکره کرده بود و نظمیه هم قبول می کند و گفته بود که ا گر از مجرای مجلس شورای ملی و کابینه وزراء نوشته شود که نظمیه متصدی این عمل شود من به عهده می گیرم تا وزارت داخله معرفی و حکومت منصوب شود امر نان را در کمال سهولت و بدون اغتشاش اداره نمایم پس از آنکه حاکم معین شد و وزیر داخله معرفی شد البته وظیفه خود وزیر داخله است که به امر نان رسیدگی کند و این عقیده کمیسیون است (از طرف اغلب نمایندگان تصدیق شد) این بود نظر کمیسیون که از این مجری اداره بشود بعلاوه نظمیه هم جزو حکومت و مسئول نظم شهر است و اگر یک بی نظمی واقع شود آنرا اسماً از نظمیه خواهم خواست لهذا اگر مجلس صلاح بداند و رأی بدهد بنویسند به وزارت داخله که چون امروز حاکم معینی نیست این امر را به نظمیه واگذار نماید که او رسیدگی نماید و روزی ۱۵۰ خروار اعتباری که داده شده است کمافی‌السابق بگیرند و به مصرف برسانند تا اینکه بعضی اتفاقاتی که بعضی ها خیال دارند نگذارند پیش بیاید.

نایب رئیس- این راپُرتی که کمیسیون تفتیش امر نان داده اند که نتیجه را دارا است یکی آنکه تأکیدی بشود در گذشتن قانون منع احتکار و این البته صحیح است باید تأکید بشود به کمیسیون داخله که تعجیلی در فرستادن قانون منع احتکار به مجلس بنمایند و مسئله دیگر آنکه رأی داده شود که امر نان محول به نظمیه شده در واقع چیزی که بتوانیم مذاکره بکنیم این مسئله است اما بنده مردد هستم که از این مذاکره نتیجه خواهیم گرفت یا خیر این که ما رأی بدهیم و قوه مجریه را مجبور کنیم که محول به نظمیه بنمایند گویا صحیح نباشد لکن ممکن است به هیئت وزراء نوشته شود که همچو مذاکره شده است و کمیسیون هم یک همچو نظری دارد شما هر چه به نظر خودتان می رسد معمول دارید. در هر حال می بینیم که بعضی آقایان اجازه می خواهند که مذاکره کنند نمی دانم مذاکره را کافی می دانند که به رئیس الوزراء به همین ترتیب نوشته شود یا خیر. حالا اگر تصویب می کنند فقط به آقای رئیس الوزراء نوشته شود که رأی کمیسیون اینطور است خودتان مختارید و به تکلیف خودتان عمل کنید (بعضی اظهار کردند باید مذاکره شود)

نایب رئیس- پس رأی می گیریم در این که مذاکرات کافی است یا خیر. آقایانی که مذاکره را در این خصوص کافی می‌دانند قیام نمایند (بعضی قیام نمودند)

نایب رئیس- تصویب نشد. معلوم می شود مذاکرات را کافی نمی دانند و می خواهند مذاکره شود. عجالتاً ده دقیقه تنفس است.

(در این موقع که بیست دقیقه از شب گذشته است نایب رئیس حرکت کرد. (مجلس مجدداً منعقد نشد)