محتشم کاشانی (قطعات)/آن شه حسن کز غلامی اوست

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۱:۲۷ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' محتشم کاشانی (قطعات) (آن شه حسن کز غلامی اوست)
از محتشم کاشانی
'


آن شه حسن کز غلامی اوست بندگی را شرف بر آزادی گنج حسنش اگر مکان طلبد در دو عالم نماند آبادی خون ز شریان جبرئیل آرد مژه‌اش در محل فصادی مرغ روح از هوس قفس شکند چون رود غمزه‌اش به صیادی کرده معزول چشم قتالش ملک الموت را ز جلادی حاصل آن کامران که رخش ثناش می توان تاختن به صد وادی گرم تشریف بخشیش چون ساخت طبع من از کمال و قادی زان به تن جامه‌ی خودم ننواخت که مبادا بمیرم از شادی