کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتای فیروزی علیه دولت فتح الله خان اکبر[۱] ملقب به سپهدار اعظم و معروف به سپهدار رشتی بود. کودتا در شب اول اسفند به روز دوم اسفند آغاز شد. سرکردگان کودتا سیدضیا طباطبایی و سرتیپ رضا خان فرمانده کل قزاق، مسعود کیهان، کاظم خان سیاح از افسران ژاندارمری ایران و کلنل احمد امیر احمدی فرمانده گردان سواره قزاق بودند. کودتای سوم اسفند به سرنگونی سپهدار اعظم و نخستوزیری سیدضیاءالدین طباطبایی[۲] به فرمان احمد شاه قاجار انجامید و همچنین با این فرمان مسعود کیهان وزیر جنگ شد، کاظم خان فرماندار نظامی تهران شد و رضا خان سردارسپه قزاق شد.
کودتا و انجام آن
آماده سازی کودتای ۱۲۹۹
سید ضیا در تابستان ۱۲۹۸ گروهی را گرد هم آورد که برخود "کمیته آهن" نام نهادند. کمیته آهن گروه سیاستمداران ضد بلشویکها بودند. حسین خان عدلالملک (دادگر) و منصورالسلطنه (عادل) و معززالدوله (نبوی) و اپیکیان (از ایرانیان ارمنی)، کریم خان رشتی (زمیندار بزرگ گیلان)، دکتر مودبالدوله (نفیسی پزشک)، سید محمد تدین، محمود خان مدیرالملک (جم)، محمدتقی بهار (ملکالشعرا)، کلنل کاظم خان سیاح (افسر ژاندارمری)، سروان مسعود خان کیهان (افسر ژاندارمری ) از همبندان (اعضا) کمیته آهن بودند که پیوسته در نشستهای کمیته که در خانه سیدضیا برگزار میشد با یکدیگر دیدار و گفتگو میکردند. خرداد ماه ۱۲۹۹ سید ضیا به دیدار نورمن سفیر انگلیس در ایران رفت و درخواست کرد که اگر وی از سوی انگلیس پشتیبانی شود، رفرمی در ایران بوجود خواهد آورد. نورمن به وزیر خارجه انگلیس لرد کُرزون [۳] نوشت که "سید ضیا طباطبایی کاندیدای ارزندهای برای پست نخستوزیری میتواند باشد." در این هنگام وثوقالدوله نخستوزیر پیشین ایران در انگلستان بود. وی به دیدار کرزون رفت و از وی درخواست کرد که او را دوباره برای نخستوزیری پشتیبانی کند. سیدضیا دریافت که وی تازه واردی به دنیای سیاست است و نمیتواند با قاجاریان ثروتمند و سیاستمداران پیر دستپروده روس و انگلیس رقابت کند. سیدضیا برآن شد که خود با کودتایی دولت قاجار و وضع اندوهناک ایران را از میان بردارد. کلنل کاظم خان سیاح و مسعود کیهان از افسران ژاندارمری دو نکته را به آگاهی سید ضیا رساندند که اگر کودتا کند آنان ژاندارمری را به پشتیبانی از وی آماده خواهند ساخت و دیگر اینکه از کودتایی انجام یابد، نیروی قزاق نیز باید از آن پشتیبانی کند. سیدضیا با محمد نخجوان تماس گرفت و از وی جویا شد که آیا آماده در کودتا علیه دولت ناتوان سپهدار اعظم است؟ [۴]
نخجوان درخواست سیدضیا را رد کرد و همکاری نکرد. پس از آن سیدضیا با رضا خان وارد گفتگو شد. رضا خان، سیدضیا، مسعود خان و کاظم خان گِرد هم آمدند. رضا خان پذیرفت که با نیروی قزاق کودتا کند و پس از پیروزی فرمانده نیروی کل قزاق بشود. سیدضیا پذیرفت و پرسید که رضا خان به چه نیرو و ابزاری نیاز دارد. رضا خان گفت: "در گام نخست ما به رخت و کفش زمستانی و گرم نیازمندیم." سیدضیا پذیرفت که رخت و ابزار برای سربازان فراهمآورد و پرسید آیا نیاز دیگری نیز هست؟ رضا گفت: "سه ماه است که سربازان و افسران حقوق دریافت نداشتهاند." سیدضیا پاسخ داد بیدرنگ حقوق افسران و سربازان پرداخت خواهد شد. مرتضی یزدان پناه از افسران قزاق در این گفتگو نیز بود. یزدانپناه گزارش داد که چکمههای ساخت انگلیس و سکههای نقره در کیسه برای پرداخت حقوقها رسید.
رضا خان با امیر احمدی از فرماندهان نیروی قزاق درباره کودتا به گفتگو مینشیند که وی گرایش به سردار سپه شدن دارد. امیراحمدی به آگاهی رضا خان می رساند که دو افسر ارشد دیگر نیز در نیروی قزاق وجود دارند که برای فرماندهی کاندیدا هستند که یکی از آنان پدر زن خود او سردار محمد توفیقی سردار عظیم است. رضا خان دو نامه به امیراحمدی برای این دو تن افسران ارشد به امیراحمدی داد که در آن از آنان خواسته بود که دیدگاه خود را در این مورد ابراز دارند. امیراحمدی با این دو نامه به تهران آمد و در نشست افسران ارشد قزاق به گفتگو گزاده شد که رضا خان جانشین سردار سپه کنونی یعنی سردار همایون بشود. [۵]
کودتا ۳ اسفند
۲۳ بهمن ماه ۱۲۹۹ بیش از هزار افسر و سرباز قزاق در گوشه و کنار از قزوین در کمپهای ویژه در نزدیکی تهران گردهمآمدند. دوم اسفند ماه با خودرویی از تهران با ماژور جهانبانی و کلنل کاظم خان سیاح از ژاندارمری با رضا خان دیدار کردند. در خودروی دیگر سیدضیا و مسعود خان کیهان نیز از راه رسیدند. سیدضیا قرآنی درآورد و خود او با همه کسانی که آنجا بودند رضا خان، کاظم خان، امیراحمدی و مسعود خان کیهان سوگند خوردند که استقلال ایران را نگاهبانی کنند. در این میان گروهی به نمایندگی معینالملک منشی ویژه احمد شاه به همراهی ادیبالسطنه معاون نخستوزیر و کلنل انگلیسی هیگ[۶] و کلنل هادلستُن [۷] پدیدار شدند و به رضا خان گفتند که به قزوین بازگردد. رضا خان نپذیرفت و گفت که وی به روانه تهران است و ما قزاقها برای ایران بسیار از جان گذشتگی کردهایم و علیه شورشیان و بلوشویک جنگیدهایم چگونه احمد شاه میخواهد که ما به تهران وارد نشویم. معینالملک گفت: آنچه را که شما انجام دادهاید و از خودگذشتگیهایتان را احمد شاه ارج مینهد ولی از آنجا که شما به سوی تهران میتازید در تهران آشوب شده است و ترس بر مردم غالب گشته است. در شمال بلشویکها میخواهند که به تهران حمله کنند، بهتر است که شما جلوی آنها را بگیرید به جای اینکه به تهران بتازید. سیدضیا گفت: "دولت و وزیران خائن به کشور و ملت ایران هستند. هیچکس نمیتواند جلودار ما شود که به تهران نیایم و این خاینین را از جایشان بلند کنیم و پاکسازی نماییم. کلنل هیگ گفت:"ولی دولت برآن است و دستور داده است که نیروی قزاق به قزوین بازگردند". رضا خان نپذیرفت و گفت که آهنگ کودتا برگشتناپذیر است.[۸]
حسن ارفع افسر ژاندارمری تلفنی از سوی فرمانده خود ماژور شیبانی آگاه شد که جنبشی از سوی نیروهای قزاقی که ماههاست حقوق دریافت نکردهاند، در راه تهران است و ژاندارمری غرب تهران میباید در آمادهباش برای ورود بیش از هزار افسر و سرباز قزاق باشند. ارفع پرسید که آیا ژاندارمری به نیروی قزاق تیراندازی نمایند یا نه؟ شیبانی گفت نه تنها اگر آنها به ژاندارمری تیراندازی کردند شما نیز میتواند شلیک کنید.
منبع
- ↑ فتح الله خان اکبر (زاده ۱۲۳۴ خورشیدی در رشت- درگذشته ۱۳۱۷ در تهران)
- ↑ پروگرام کابینه سیدضیاالدین طباطبایی
- ↑ Lord Curzon
- ↑ Cyrus Ghani, Iran and the Rise of Reza Shah, I. B. Tauris Publishers, London, New York, 2000, P. 156
- ↑ Cyrus Ghani, Iran and the Rise of Reza Shah, I. B. Tauris Publishers, London, New York, 2000, P. 170
- ↑ Haig
- ↑ Huddleston
- ↑ Cyrus Ghani, Iran and the Rise of Reza Shah, I. B. Tauris Publishers, London, New York, 2000, P. 173