لطف الله نیشابوری/طالعی دارم آن که از پی آب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | یاد شب و روزی که مرا یار قرین بود از لطف الله نیشابوری |
' |
| طالعی دارم ان که از پی آب | گر یروم سوی بحر برگردد | |
| ور به دوزخ روم پی آتش | آتش از یخ فسرده تر گردد | |
| ور ز کوه التماس سنگ کنم | سنگ نایاب چون گهر گردد | |
| ور سلامی بَرَم به نزد کسی | زیر رانم روان چو خر گردد | |
| اسب تازی حادثات پیش آید | هر که را روزگار برگردد | |
| با همه شکر باید گفت | که مبادا از این بتر گردد |