وحشی بافقی (غزلیات)/ای آنکه عرض حال من زار کردهای
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (ای آنکه عرض حال من زار کردهای) از وحشی بافقی |
' |
ای آنکه عرض حال من زار کردهای با او کدام درد من اظهار کرده ای آزاد کن ز راه کرم گر نمیکشی ما را چه بیگناه گرفتار کردهای تا من خجل شوم که بد غیر گفتهام دایم سخن ز نیکی اغیار کردهای تا جان دهم ز شوق چو این مژده بشنوم آهنگ پرسش من بیمار کردهای وحشی به کار غیر اگر شهرهای چه شد نقد حیات صرف در این کار کرده ای