وحشی بافقی (غزلیات)/کردم از سجدهی راه تو جبین آرایی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (کردم از سجدهی راه تو جبین آرایی) از وحشی بافقی |
' |
کردم از سجدهی راه تو جبین آرایی سر اقبال من و پیشهی گردن سایی باز چون آمده از سجده سرش سوده به چرخ هر که بر خاک درت کرده جبین فرسایی آن قدر آرزوی سجدهی رویت که مراست در همه روی زمینش نبود گنجایی دیرتر دولت پابوس تو دریافتهام ز آنکه میکردهام از دیده زمین پیمایی شکرلله که رسیدم به تماشا گه وصل کردم از خاک درت تقویت بینایی بردر خویش بگو حرمت چشمم دارند که به جاروب کشی آمده و سقایی خواهم از لطف تو باشد نگهی خاصهی من نگهی نی چو نگاه دگران هر جایی طول منشور بقای ابدی را چکنم خم ابروی تواش گر نکند طغرایی وحشیم طوطیم اندر پس آیینهی بخت دایم از شکر عطای تو به شکرخایی