وحشی بافقی (غزلیات)/شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۶:۵۴ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او)
از وحشی بافقی
'


شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او ترک است و تندخو چه عجب بی حساب از او پروانه یک زمان دگر زنده بیش نیست ای شمع سرکشی مکن و رخ متاب از او سر در نقاب خواب کش ای بلهوس که تو بی‌یار زنده‌ای و نداری حجاب از او تا پرده برگرفت ز ماه تمام خویش رو زردی تمام کشید آفتاب از او وحشی که نیم کشته به خون می‌تپد ز تو با جان مگر برون رود این اضطراب از او