وحشی بافقی (غزلیات)/مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش) از وحشی بافقی |
' |
مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش بی گنه میکشتیم ، اکنون گنهکارم بکش تیغ بیرحمی بکش اول زبانم را ببر پس بیازار و پس از حرمان بسیارم بکش جرم میآید زمن تا عفو میآید ز تو رحم را حدیست ، از حد رفت ، این بارم بکش وحشیم من کشتن من اینکه رویت بنگرم روی خود بنما و از شادی دیدارم بکش