الگو:نوشتار برگزیده

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو


اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران

پیام اعلیحضرت همایونی شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی خطاب به مردم ایران ۱ مهر ۱۳۳۲

ملت خداپرست میهن دوست شرافتمند ایران، برادران و خواهران عزیز من، سیل احساسات بی ریا و صمیمانه شما از هزاران فرسنگ راه چنان در دل من پرتو افکند که تمام خستگی‌های روحی و نگرانی‌هائی که آنهم ناشی از علاقه قلبی من به میهن مقدس و ملت عزیز بود در دم مرتفع شد و مجال یک ساعت تأخیر به عزیمت ایران عزیز و دیدار هم میهنان را نداد. ملت عزیز من چطور از شما تشکر کنم که به رایگان و بدون کوچکترین اعتنا به جان خود برای حفظ شعائر ملی و شاه خودتان آنچنان فداکاری کردید و شهید دادید. من هم چنانکه می‌دانید در چندین مورد حاضر بودم جان خود را برای شما بی دریغا بدهم و باز هم هر موقع که لازم شد از این عمل خودداری نخواهم کرد و چرا که نکنم هنگامی که یک ملتی در برابر من جان خودش را می‌دهد. در حادثه بهمن ۱۳۲۷ که خائنین قصد جان مرا کردند تنها حمایت خداوند متعال بود که آنروز نخواست حوادثی شوم استقلال و ملیت و دین و ناموس کشوری کهن و مردم شرافتمند آن را که مایه مباهات و افتخار تاریخ بوده‌است نابود سازد. اما این کابوس منحوس متأسفانه همه وقت در کمین حیات سیاسی و استقلال ما بوده‌است و در این مدت اخیر می‌خواستند مبارزات افتخارآمیز ملی ما که تحمل هزاران محرومیت در مقابل آن شده بود باز هم زندگی ما را از جریان طبیعی خود منحرف ساخته به آنجا بکشاند که فرد فرد شما به تفصیل نظایر و اشباح آن را در زمان حاضر با دیده حیرت می‌بینید که چه کشورهای عظیم و ملت‌های بزرگ در عین موجودیت حیات معنوی آن‌ها معدوم شده‌است. از بدو مبارزات ملی اخیر آنقدر حمایت که ما از آن جنبش ملی نمودیم فراموش شدنی نیست و از آن حملات ناروائی که در زیر عنوان مقدس مبارزات ملی به زبان عوامل فرومایه به زندگی شخص من شد و همگی با خونسردی تلقی شده‌است تذکری نمی‌دهم زیرا نمی‌خواهم در این موقع موجب تأثر هم میهنان عزیز بشوم اکنون هم نسبت به خود هیچگونه نظر کینه خواهی نداشته و قلب صاف من کانون بغض نبوده و نخواهد بود و نسبت به همه نظر عفو و اغماض دارم اما در تجاوزاتی که به مقدسات ملی و قانون اساسی که حفظ آنرا فراموش کرده‌اند و همچنین به انحلال ارتش که ضامن بقای ما می‌باشد و تضییع بیت المال و ریختن خون مردم بی‌گناه آنهم در راه ریا و غرض .... این نوشتار را بخوانید